userinfo close

  ,

سینمای معناگرا


cinema_managara

تاسیس: 29 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: - - - معاونان
هیچ فیلمی چه مثبت چه منفی خالی از معنا و پیام نیست پس واژه سینمای معناگرا کاملا بی معناست
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
4
91/3/7 (09:49)
16
95
91/3/7 (09:48)
- -
36
351
90/12/20 (13:04)
8
83
90/11/15 (22:22)
0
5
90/11/15 (02:42)
32
409
90/11/9 (12:30)
9
153
90/11/8 (22:40)
32
363
90/8/19 (02:06)
9
34
90/8/19 (01:50)
3
12
90/8/18 (16:07)
7
14
90/8/18 (16:00)
2
22
90/8/18 (14:30)
1
14
90/8/11 (18:48)
1
4
90/8/10 (14:10)
1
10
90/8/9 (13:54)
0
3
90/7/18 (10:54)
4
47
90/6/13 (02:24)
92
1405
90/6/2 (07:14)
18
331
90/5/26 (08:21)
1
7
90/5/16 (14:12)

عنوان بحث

حسین شفیعی , mniraniam
حسین شفیعی - 04:12 1386/01/21

شاخص های سینمای معنا گرا چیست؟

       منظور از مادیت، همه چیز را در جهان مادى دیدن و وجود و هستى و سعادت و زندگى و معناى انسانیت و زندگى و فعالیت‏هاى انسان را در مادیت و زندگى ماشینى خلاصه كردن است. در این نگاه انسان خوشبختى و لذت زندگى و روابط انسان‏ها با یكدیگر و همه چیز را در روابط مادى و زندگى مادى مى‏بیند و نگاه به انسان‏ها، نگاه ابزارى و سودپرستانه است. به چیزى غیر از جهان مادى اعتقاد ندارد و به همین علت خداوند ناظر بر تمام هستى را نادیده گرفته و به روز بازپسین و حسابرسى اعتقاد ندارد.

      انسان سودپرست است و براى رسیدن به سود مادى، دست به هر كارى خواهد زد. اما معنویت آن است كه به خدا و قیامت معتقد بوده و زندگى را هدفمند مى‏داند. نیز براى انسان، كرامت و ارزش انسانى معتقد است و او خواسته‏ها و لذت‏ها را در ماده و جسم خلاصه نمى‏كند، بلكه به انسان حقیقتى برتر معتقد است و براى تمام خلقت معنا و هدفى معتقد است. انسان را به صورت ابزار و وسیله‏اى براى رسیدن به خواسته‏ها نمى‏نگرد، بلكه آن‏ها را مخلوقات الهى كه باید به آن‏ها كمك كرد و نیازهایشان را برطرف نمود. نقطه مقابل تمام آن چیزى است كه در مورد مادیت و مادى گرایى گفته شده است.

      اما این كه چرا با مادیت نمى‏توان از بحران عدم معنویت خارج شد، علتش این است: كسى كه مادى است و اعتقادى به خدا ندارد و حقیقت انسان را منحصر در بُعد مادى و لذت‏ها و سود مادى مى‏بیند، نمى‏تواند نیازهاى اساسى انسان را كه نیازهاى روحى و معنوى او است بشناسد، وقتى قادر به شناخت نیاز نباشد، قهراً پاسخ متناسب با آن نیاز را نخواهد یافت. وجود انسان به اندازه‏اى پیچیده است كه پس از پیشرفت‏هاى چشمگیر علوم انسانى باز از او به عنوان موجود ناشناخته یاد كرده‏اند. تنها خدا كه آفریننده انسان است، از تمام خواسته‏ها و كشش‏هاى او آگاه مى‏باشد، و فقط قوانین الهى است كه مى‏تواند سعادت بشر را تأمین نماید. مكتبى كه جهان را پوچ و بى‏هدف مى‏داند و انسان را حیوان سطح بالا تصور مى‏كند، هرگز نمیتواند به پرسش‏هاى اساسى انسان پاسخگو باشد. انسان بى اعتقاد به معنویت تمام قدرتش را صرف خود خواهى‏ها، خودپرستى‏ها، افزون‏طلبى‏ها، برترى‏طلبى‏ها، استثمارها، نیرنگ‏ها و نیرنگ‏بازى‏ها مى‏كند.(1)

      اگر دنیاى امروز در حكومتش، در جنگ و صلحش، در اقتصاد و فرهنگش به بن بست رسید، ریشه را در عدم رویكرد به معنویت باید جستجو كرد به همین دلیل حكومت‏هاى غیرالهى پایه فعالیت‏هاى خود را بر زور و سلطه قرار مى‏دهند، و براى هر كس همان را قائلند كه مى‏تواند با زور و ستم به دست آورد. چه وحشتناك است دنیایى كه بر این طرز فكر پى‏ریزى و اداره شود! ببینید امروز آمریكا با تكیه بر قدرت و زور چه جنایت‏هاى هولناكى در جهان به ویژه در عراق و فلسطین انجام مى‏دهد. تاریخ پر است از جنایات و كشتار حاكمانى كه معنویت را نادیده گرفته و به انسان، نگاه پودرستانه و ابزارى دارند.

1 - مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 37.



پیام در تاریخ 86/2/3 ویرایش شده است.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ستاره خانم , sharlgardaneyasii
ستاره خانم - 21:13 1388/05/28
14
در ادبیات انگلیسی  رمان ها و فیلم ها به دو دسته تقسیم میشن.فیلم هایscapeوفیلم هایinterprative....دسته ی اول فیلم هایی هستند که دارای پیامی نیستند و کاملا برای سرگر می هستند اگر هم پیامی داشته باشد پیامی نیست که بخواهیم روش تعمق کنیم....ولی دسته دوم به فیلم هایی اطلاق میشود که علاوه بر سرگرمی 1 پیام عمیق هم دارند و برای نویسنده و کارگردان پیام فیلم مهم تر از سرگرم کننده بودن فیلم است.................حلا سینمای معنا گرا تر جمه ی سینمای interprative هست به صورت کاملا کلی .......یعنی فیلم هایی که آدم رو به فکر وا می داره
آکام حبیبی , akam22
آکام حبیبی - 20:37 1387/06/1
13
در نشست کانون فیلم معناگرا عنوان شد؛
سینمای معناگرا دارای منابع تئوریک قابل توجهی است

تهران-حیات

خسرو دهقان منتقد سینما تصریح کرد:انتشار بیش از 30 عنوان کتاب در سینمای معناگرا نشان می‌دهد که در بخش تئوریک نیز دارای منابع قابل توجهی است.
به گزارش حیات به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، دهقان بعد از نمایش فیلم توت فرنگی‌های وحشی در کانون فیلم معناگرا گفت: این فیلم شاید مهم‌ترین اثر برگمان با توجه به تعاریف سینمای معناگرا باشد و اثری است که طیف بیشتری از مخاطبان را جذب می کند و این مساله نشانه ای از کمال در سینمای برگمان است.
او ادامه داد: کمال همیشه در پایان راه نصیب فیلم ساز نمی‌شود، در هنر این امکان وجود دارد که هنرمند بهترین اثرش را در دوران اولیه فعالیت خود بسازد.
دهقان یادآور شد: فیلم توت فرنگی‌های وحشی مربوط به سال های اولیه فعالیت برگمان است و در این دوره چنین محتوا و ساختاری رایج نیست.
وی تاکید کرد: اما برگمان این فیلم را که می‌توان آن را نمونه‌ای از سینمای معناگرا دانست، را در این سالها می‌سازد.
دهقان خاطر نشان کرد: فیلم چندین سطح معنایی دارد و داستان چندین نسل را در زمان و مکان کنترل شده‌ای روایت می کند.
سعید شاهپوری مدرس و مؤلف و کاشناس سینما نیز در این نشست افزود: این فیلم در دوره‌ای ساخته می‌شود که تفکر اگزیستانسیالیستی ( فلسفه اصالت وجود) در اروپا رایج است. در این دوره تفکر هایدیگر و سارتر مطرح شده و به جریان فکری غالب اروپا تبدیل شده است. در این دوره فیلم توت‌فرنگی‌های وحشی تحت تاثیر همین تفکرات ساخته شده است.
وی ادامه داد: جای پای سارتر و دیگر متفکران این دوره در فیلم توت فرنگی‌های وحشی به ویژه در رابطه با مفاهیمی چون مرگ را می‌توان در این فیلم دید.
وی برگمان را داستان پرداز بسیار ماهری دانست و اظهار داشت وی به خوبی توانسته عناصر برگرفته از تفکر این دوره را در بطن دراماتیک اثر جای دهد و آن‌ها را از حالت تفکر و فلسفه محض درآورد. برگمان به این تفکرات روح هنری بخشیده است.
وحید اسلامی منتقد سینما نیز در این نشست گفت: در سینمای برگمان کهن الگوهای فرهنگی و تمدنی بشر با دغدغه‌های انسان معاصر پیوند خورده و اندیشه‌ای جهان شمول را بوجود آورده است.
وی ادامه داد:تفکر برگمان اگر چه امید خود را از فلسفه اصالت وجود می‌گیرد اما بر پایه تفکر ابزورد شکل گرفته و تلخی خود را از این دنیای سیاه گرفته است.
 

شن زار  , digilap
شن زار - 11:51 1387/03/13
12

راستش خیلی از فیلمهای روانشناختی هم در گستره معناگرا قرار میگیره!

البته تا اونجا که من میدونم 

در واقع سینمای معنا گرا  هم مثل خیلی از پدیده های اخیر خصوصا در هنر ، دارای تعریف ثابتی نیست همونطور که حتما خودتم تو اینترنت گشتی معناگرایی یه مفهموه و چون هر کسی از ظن خود شد یار من ! تعریف دقیقی نداره!مثل تعریف پست مدرن،

هر کی اومده از روی توالیه تاریخی و  غیره حدس زده در پاسخ به چه نیازی بوده و در نهایت یه تعریفی داده که اصلا دارای شمول نیست !

این عیب دوران موخر نیست بلکه از خواصشه!

به نظر من دوران تعاریفی مثل بر دونقطه  یک و فقط یک خط مستقیم میگذرد تمام شده و انسان در قید بدیهیات نیست!(منظورم انسانها هستند اگه کسی مثل خودم در بدیهیات وامونده خوب زندگیش یه جورایی نرمال و انسانی پیش نرفته!!!!!)

آیا انسان در دوران شک نیست؟شک به هر انچه آموخته؟شعار نمیدم!تو به آنچه میدانی مشکوک نیستی؟!

علتش چیه؟!اینفدر فراگیریها گسترده شده که تمیز و فرق بین درست و نادرست مشکل شده!

پیغمبر یه حدیثی داره که بدون اینکه بخوایم وارد مباحث کلام بشیم اینجا میگم به نظرم جالبه!

میگوید: زمانی فرا خواهد رسید که مومن نمیتواند دینش را نگاه دارد مگر انکه از قله کوهی بدود به قله کوهی دیگر!!!!!!

به نظر شما شما در دوران ما به چیزی به عنوان مکتب دین هویت و... میتونید آویزون بشید؟

یه موقعی بود که همه هر چی رو که از طرف خدا بود دربست میپذیرفتن.یه موقعیم بود که فقط در حال جستجو بودن برا پیدا کردن راه بهتر .از همه این تلاش ها جامعه انسان اینه که امروز میبینیم.آیا انسان به اون چیزی که میخواست رسید؟

من که میگم نه فقط فهمید

کل یم غلط غلوط بوده تا حالا

زت زیاد!

شن زار  , digilap
شن زار - 11:49 1387/03/13
11

واقعیت امر برمیگردد به واقعیت های زندگیه انسان امروز!

برای ما؟ البته که نه!

ولی برای آنهایی که دوران مدرن و پست مدرن رو به درستی پشت سر گذاشتن و طی میکنن.بازگشت به برخی عناصر و جستجو در اوراق قدیمی امری طبیعیست!

چرا که هنوز جواب جدیدی مطرح نیست!

و انسان در آنچه که بدنبال اوست مایوس است و گاهی حتی فراموش میکند که به دنبال چه میگردد.

به نظر من!

مدرنیته با جوابهای بسیار آمد و انسان به او امید بست! که بالاخره آنچه را که هزاران سال است نیافته میابد اما مدرنیته به لحاظ منشاء شاید اقتصادیه خود وقعی به سوالات اساسیه انسان نگذاشت و راه خود را پیمود که در پی آن انسان در رجعتی عبث پای در راه پست مدرن گذارد .عبث زیرا که اگر پاسخها در رجعت وجود داشت چرا در گذشته به آن نرسیدیم؟!

از نظر من حقیر سینمای معنا گرا در واقع دنباله تفکر پست مدرن است به گذشته و فرایندیست که در آزموده ها را بیازماید!

هر چند که این آزمونها رنگ و بویی قرن بیست و یکمی داشته باشد!!

به هر صورت انسان حق دارد نومیدانه چنگ در آسمانها ، رویا ها ،دنیای درون و آنچه ناشناخته است بزند به امید آنکه شاید بالاخره دستش جایی بند شود و خود را از این سقوط و آویختگی برهاند!

باور کردنی نیست که  ذهن انسان در این حالت تدافعی شروع به ساختن توهمات گوناگون میکند و به آنها دل خوش میشود!

شایدم همینجوری باشه ؟!!! از کجا معلوم؟!!!!!

حسین یوسفی , ironmaiden
حسین یوسفی - 08:24 1386/01/24
10

سلام

بحث خوبی است و از صحبت دوستان استفاده بردم اما اگر اجازه داشته باشم لازم دیدیم نکاتی را یاد اوری کنم البته قبلا به این اشاره کنم تا به حال چه در وبلاگ خودم و چه در انجمن های سینمایی و چه در خدمت دوستان بودم از این بحث هیچ نتیجه ای گرفته نشد چون به نظر من تا طرف بحث نخواهد حرف طرف مقابل را گوش کند و به ان فکر کند چیزی به عنوان بحث اصلا وجود ندارد اما در مورد سینمای معناگرا ابتدا ما باید یک نوع ژانر شناسی کنیم و ببینیم که اصلا این سینمای معناگرا در چه ژانری قرار میگرد و ایا این خود یک ژانر است ؟من از صحبت مخالفان سینمای معناگرا شروع میکنم مخالفان میگویند که مگر میشود فیلمی معنا نداشته باشد ؟و ایا اصلا فیلمهایی که ساخته میشوند معنا ندارند؟خب این حرف درستی است و من هم معتقد هستم که از فیلم کمیک گرفته تا تریلر همه معنای خود را دارند و یک مفهومی را به تماشاگر انتقال میدهند .من با واژه معناگرا مشکلی ندارم و اتفاقا قبول میکنم که این واژه مناسبی میتواند باشد برای فیلمهای که یکی از شاخصه های ان ژانر مذهب است معناگرا واژه زیبایی است برای معرفی یک یا چند ژانر خاص اما ما کلا در سینما ژانری را به عنوان سینمای معناگرا نداریم و نخواهیم داشت .من معتقد هستم که در واژه معناگرا میتوان یک یا چند ژانر خاص سینمایی را یک جا به کار برد و این برای راحتی کار و درک تماشاگر میتواند مفید باشد اما متاسفانه حالا با بکار بردن غلط این واژه و نام بردن از سینمای معناگرا به عنوان یک ژانر سینمایی باعث گمراهی تماشاگر و مخاطب شده است !ژانرهایی نظیر مذهب .تریلر وحشت جنایی درام و حتی کمدی را میتوان معناگرا نامید اما استفاده از این واژه جایگاه خاص خودش را دارد مثال میزنم :

یک فیلم با ژانر وحشت که به موضوع جهان پس از مرگ میپردازد مثل فیلم رویاهایی که می ایند و یا در ژانر درام که موضوع عشق و اعتقاد مطرح میشود و در کل و در هر ژانر سینمایی به مضامینی که با خدا دین جهان پس از مرگ روح مرگ و از این دست مضامین سر و کار دارد ما میتوانیم از واژه معناگرا نام ببریم !اما خلاف این موضوع هم وجود دارد یک فیلم با ژانر وحشت مثلا فیلم جیغ که با اینکه به مسائل روانی و لایه های درونی شخصیتی افراد اشاره میکند اما نمیتوان از واژه معناگرا برای نام بردن همچین فیلمی نام برد !با این که فیلم جیغ هم معنا و مفهوم خاص خود را دارد اما شامل شاخصه های سینمای معناگرا نمیشود !پس تا اینجا نتیجه گیری کنیم که سینمای معناگرا یک ژانر نیست بلکه واژه ای است که در ژانرهای مختلف به مضامینی خاص اشاره میکند(در بالا نام بردم) اما یک بحثی که وجود دارد به کارگیری این واژه است من معتقدم که نباید بدبینانه به موضوع نگاه کرد من معتقدم سینمای معناگرا پیش از اینکه به مخاطب معرفی بشه در جامعه ما مطرح شد و این کار را مشکل کرد اهالی سینمایی به شدت مخالف این هستند اما بسیاری از انها هم دچار سوء تفاهم شدند چون من میدیدم که بسیاری از منتقدان از معناگرا (کارشناسانی که در بارنامه های تلوزیونی شرکت داشتند)به عنوان یک ژانر خاص نام میبردند که این اشتباه بزرگ و مضحکی است چون همچین ژانری وجود ندارد .به هر حال من واژه معناگرا را نفی نمیکنم چون این واژه به اشتباه ژانر معرفی شد و بعد تکذیب شد و بعد تبدیل شد به سینمای استیلایی –سینمای تعلیقی و در نهایت سینما و ماوراء یا همان سینمایی ماورایی که در کل همگی از یک ساختار مشترک بهره میبرند و ان مسئله ایمان و مضامینی دینی اعتقادی است که در ادیان وجود دارد و چون جامعه ما هم یک جامعه دینی است مسلما کسانی که قدرت را در دست دارند (قدرت رسانه ای) مسلما سعی دارند که برای سینمای مذهبی تبلیغ کنند !تبلیغ کار اشتباهی نیست اما بی کفایتی و عدم صلاحیت مسئولین باعث  این میشود که ابیننده گمراه شود و هر بار از خود بپرسد که سینمای معناگرا چیست ؟سینمای معناگرا شاید واژه مناسبی باشد برای نام بردن یک تعداد فیلمهایی خاص این واژه میتواند خیلی هم مفید باشد من با این مسئله مشکلی ندارم و به نظر من خیلی هم واژه قشنگی است اما مانور بیش از حد روی یک موضوع خاص و تبلیغ بیش از حد مذهب در یک واژه خاص و به زور فرو کردن ژانر مذهبی در قالب سینمای معناگرا توسط این افراد نا لایق باعث این شد که سینمای معناگرا از ان ور بام سقوط کند و در جهنم فرود اید به هر حال امیدوارم که صحبت هام مفید بوده باشه !و طوری حرف زده باشم که موافق و مخالف هر دو طرف دچار سوء تفاهمی نشده باشند.

موفق باشید



پیام در تاریخ 86/1/24 ویرایش شده است.
فرهاد پ , f135885
فرهاد پ - 02:06 1386/01/24
9

باسلام و احترام

بار دیگر می نویسم که: مخاطب سینمای معناگرا انسانهایی هستند غالبآ اهل مطالعه، بعضآ روشنفکر، گاهآ هنرمند وبه طور کلی فرهیخته. در کجای نوشته های من این سوءتفاهم در ذهن شما به وجود آمد که سینمای معناگرا باید برای قصاب و کارگر و رفتگر هم باشد! یا اساسآ  فیلمی که برای این قشر قابل احترام ساخته می شود چرا جزو این ژانر عزیز! نمی باشد؟ عجب این به قول شما اصطلاح  positivism به معنی فلسفه عملی و مثبت معضلیشده در این بحث علمی! مهدی عزیز ای به فدای آن اسب شطرنجت که فقط ال می تازد من هیچ کس را متهم نکردم و نگفتم که برای کارگران فیلم بساز.شما به عنوان یک کارگردان موظف هستی به مخاطب خود خوراک فرهنگی بدهی حال می خواهد مخاطب شما یک کارگر باشد، یا یک فرهیخته. چخوف می گوید : اگر در صحنه تاتر تفنگی را به دیوار آویزان کردی یادت باشد که این تفنگ باید در طول نمایش شلیک کند و گرنه بی مصرف بوده است. اگر این بحث را همان صحنه  تاتر فرض کنیم و نوشته ها را دیوارها، به نظر شما تفنگ بی مصرف صحنه تاتر است یا چسبیده به دیوارها؟ بنده نظرم را در مورد این نوع به اصطلاح ژانر عرض کردم و باز هم می گویم که : این صدای من است و هر کسی می تواند صدای خودش را داشته باشد، و گفتم که برایم این نوع سینمای(در ایران البته) اثبات نشده،بی معنی در پاره ای از اوقات پر از ابهام و خالی از ایهام تنها یک اسم دارد (سینمای سرکاری!) چون مخاطب خود را که احتمالآ به هوای دیدن فیلمی عمیق به سینما کشانده در عوض با افکاری پریشان و ذهنی درگیر با ابهام روانه تاریکی می کند. واقعآ لزوم ساخت این ژانر چه بوده؟ صرفآ یک طبقه بندی توهین آمیز که به مخاطب اغلب حرفه ای سینما بفهاند که سینمای معناگرا یعنی این؟؟!! در ضمن لازم به توضیح است که این یک نقد تحلیلی نیست. یک اعلام موضع است به بدترین و فکر نشده ترین اسم گذاری و دسته بندی سینمایی، هر کسی که چیزی می نویسد همیشه خودش را در معرض قضاوت قرار می دهد، من می نویسم که دسته بندی بدی بود، شما می گویید با تقابل فرم و محتوا مخالفم، اما مهم حسین آقاست که در شونصد کلوب  عضو است!

البته اینها هم مهم نیستند مهم این است که ما سینمای معناگرا داریم و خیلی حال می ده! نگاه کنید به بعضی بحث ها و نظراتی که در مجله ها و سایتها  کارشناسان و بعضآ کارگردانان ، مدیران و بالاتری ها در مورد این ژانر عزیز داده اند ، که فقط از چیزهایی که دوست داشته اند باشد حرف زده اند. متاسفم که باید بگویم بنده از سخنان آنها بدم آمد، و خوب این دلیل بد بودن سخنان آنها نیست. لابد!

مهدی  روشن روان  , sinize
مهدی روشن روان - 15:29 1386/01/23
8

سلام بر آقا فرهاد

ببینید برخی از اصطلاحات وارد فرهنگ لغات یک رشته می شوند و وقتی که آن اصطلاح به کار می رود همه میدانند که همان معنایی که در اصطلاح شناسی برای آن در نظر گرفته شده است مورد اشاره است . در همه ی دنیا هم به همین نحو است . به قول سوسور این مثل بازی شطرنج است . شما برای اینکه بتوانید شطرنج بازی کنید باید قواعد شطرنج را رعایت کنید . یعنی در همه جای دنیا اسب به صورت ال حرکت می کند ولی این به آن معنا نیست که همه ی کسانی که شطرنج بازی می کنند یکسان هستند چون قواعد یکسان است . هیچ کس نمی گوید من می خواهم حرکت مهره ها را تغییر بدهم چون به این نحو می توانم بهتر بازی کنم . اینها الفبا ست . برای خلاق بودن نیازی به تغییر الفبا نداریم . کافی است نگاهی به تمامی فرهنگهای اصطلاحات فلسفی اعم از فارسی یا انگلیسی بیندازید می بینید همه برای پوزیتویسم همین تعریف را آورده اند .تمام متون فلسفی هم که در ایران ترجمه می شود در آنها از اصطلاح اثبات گرایی برای آن استفاده می شود . البته بحث بر سر معادل زبان فارسی آن نیست . این اصطلاح در متون غربی نیز هیج جا به عنوان یک اصطلاح در حوزه اخلاق آنگونه که شما استفاده کرده اید به کار نرفته است . این بدان معنا نیست که این فرهنگها بوسیله ی آدمهایی نگاشته شده اند که آزاد نبوده اند.شما برای اینکه نویسنده ی خلاقی باشید نیازی ندارید الفبای زبان فارسی را تغییر دهید .

در مورد مخاطب هم مطلبی به شما بگویم : اینکه حتما فیلمی که ساخته می شود باید توسط کارگرها و رفتگرها هم دیده شود یک نگاه ایدوئولوژیک است که ما بطور ناخودآگاه از مارکسیسم استالینی به آن مبتلا شده ایم . این از رسوبات تفکرات دهه ی سی و چهل است . ببینید شما تلاش می کنید با یک ذهن آزاد با قضیه رو برو شوید اما می بینید که نا خودآگاه ایدوئولوژیک برخورد می کنید . یعنی این یک بحث علمی است جایی برای یک برخورد ایدوئولوژیک در آن نیست . امروز در علم رسانه مبحثی به نام مخاطب شناسی وجود دارد. مهم این است که شما بدانید برای چه مخاطبی فیلم می سازید و آن گروه یا طبقه نیازهای آن و منافع آن را به خوبی بشناسید . در هیچ کجای دنیا کسی شما را متهم نمی کند که برای کارگران فیلم نمی سازید .

البته مشکل عمده ای که در ایران وجود دارد که به نحو دیگری گفته ی  شما را اثبات می کند . عدم شناخت مخاطب است . یعنی ما نیازها و ویژگیهای مخاطب را به درستی نمی شناسیم .  

در ضمن حسین آقا که این بحث را شروع کرده اند خودشان سکوت کرده اند و در این باره نظری نمی دهند . البته حق دارند چون در کلوپهای بسیار زیادی عضو هستند.



پیام در تاریخ 86/1/23 ویرایش شده است.


پیام در تاریخ 86/1/23 ویرایش شده است.
فرهاد پ , f135885
فرهاد پ - 04:27 1386/01/23
7

با سلام و احترام

مهدی عزیز... بدون تعجب. زین پس به جای کلمه غریب و نامانوس positivism می فرماییم (متافیزیک ردکن) خوب البته ادبیات این حقیر با ادبیات شما دوست خوبم تفاوت دارد ، ما در این بحث هدفمان اطلاعات دادن نیست، ما می کوشیم به جهان اطرافمان به شکلی خلاق واکنش نشان دهیم ، شما که هنرمند هستید و من که سعی می کنم از شما والبته سینما بیاموزم ، این صدای من است. هر کس می تواند صدای خودش را داشته باشد. همانطور که شما positivism را اثبات گرایی معنا می کنید من هم تصویر درختی در ذهنم شکل می گیرد که ژاک دریدا قبلآ به آن اشاره کرده است!

البته با شما موافقم که این بحث بسیار مفصل است و حرف بسیار. در اینجا بازهم به فرم سخنان پرداختیم تا محتوای آنها ، انتظارات دیگری در محتوای این بحث داشتم که برآورده نشد. والبته با (مراد نامگذاری) که هیچ  این ژانر سینمایی برایم بی معناست. به نظر شما این عیب است یا حسن که ما سینمای معناگرا داریم؟ مسلمآ سرگرمی واشتغال زایی و حتی پز دادن هدف اصلی این نوع سینما نیست، احتمالآ می خواهند در جهت ارتقای فرهنگی جامعه کار کنند. اما کدام جامعه؟ مخاطب سینمای معناگرا که قصاب و کارگر و رفتگر _ با احترام کامل به این افراد_ نیستند. مخاطب این نوع سینما افرادی هستند غالبآ اهل مطالعه، بعضآ روشنفکر، گاهآ هنرمند، وبه طور کلی فرهیخته، معتقدم فیلمسازان با استعداد و جوان که توانایی های خود را در فیلمهای مستقل نشان داده اند جذب این نوع سینما می شوند که خود را می خواهد  تحمیل کند، با سرمایه گذاری های گاهآ جهت دار، در حالیکه ما خودمان هم نمی دانیم اصلآ لزوم ساخت این ژانر من در آوردی چه بوده، وهمچنان که سرگرم این گیج شدن هستیم مدام تعاریف و نظریه های متفاوت در بیان این سینما می شنویم! یکی به من بگوید صحبت و بحث سر چه چیزی است تا برایش تئوری اش را ببافم! از نظر من در این نوع به اصطلاح ژانر تحت تاثیر عواملی که شاید در این مجال نگنجد همه چیز یا سانتی مانتاله یا خیلی سرد، یا باید به واقعیت متکی بود یا از آن فاصله گرفت، همه وقایع یا باید توی لانگ شات اتفاق بیفتد یا باید تاثیر خارج از قاب داشته باشد.  

مهدی  روشن روان  , sinize
مهدی روشن روان - 15:25 1386/01/22
6

سلام

فرهادعزیز! لازم دیدم چند نکته ای در مورد بحث خدمت شما عرض کنم . ببینید برای ورود به هر بحثی نیاز به یک ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی می باشد. به دلیل اینکه افرادی که در یک زمینه ی خاص بحث می کنند نیاز به یک ادبیات مشترک دارند که بر پایه ی آن بحث شکل بگیرد . برای مثال اصطلاح پوزیتویسم که شما به عنوان مثبت گرایی به کار برده اید به معنی اثبات گرایی می باشد. بدین معنی که هر آنچه با علم تجربی قابل اثبات باشد معتبر است و مقولاتی همچون متافیزیک را رد می کند. که البته در حوزه اندیشه دوره پوزیتویسم سر آمده چرا که یک تفکر پارادوکسیکال است .

مراد از نامگذاری این ژانر از سینما این است که وقتی در بحث این اصطلاح به کار رفت بدانیم منظور کدام دسته از فیلمهاست .

در مورد بحث  فرم و محتوا هم من با هر دو تفکر فرم گرا و معنی گرا مخالفم . یعنی من با تقابل فرم و محتوا مخالفم و قائل به این تقابل نیستم . در یک اثر بر اساس محتوایی که قرار است بیان شود یک فرم انتخاب می شود و فرم است که معنا را می سازد . البته این بحث بسیار مفصل است . چرا که اندیشمندانی همچون ژاک دریدا معتقدند معنایی د ر متن وجود ندارد . معنا در ذهن مخاطب ساخته می شود . برای مثال وقتی کلمه درخت را به کار می بریم تصویری که از درخت در ذهن شما شکل می گیرد با تصویری که در ذهن من شکل می گیرد و واکنش احساسی هر کدام از ما نسبت به آن متفاوت خواهد بود. کلمه درخت صرفا یک دال است و مدلول در ذهن فرستنده پیام بوده و مخاطب از دال به مدلول نمی رسد بلکه تصور ذهنی خاص خود را از آن می سازد.  

فرهاد پ , f135885
فرهاد پ - 05:11 1386/01/22
5

با سلام

سینمای اندیشمند یا سینمای معناگرا مسئله واقعآ این است؟! البته با شما مهدی جان بسیار موافق ترم ، اگر قبول کنیم جشنواره را حداقل در این سالها، به عنوان یک معرفی مهم برای سینما در سالی که از بهارش پیداست! جشنواره بیست و پنجم ظاهرآ تفاوتی با دوره های قبلی نداشت البته از لحاظ فرم ، تفاوت بیشتر در باطن بود یا همان محتوا. این مسئله کاملآ احساس می شد که سمت و سوی سینمای ما دارد هدایت می شود به طرف معنویت ، هدایتی قابل تقدیر و صد البته دشوار. شاهد بودم که این استلیزه کردن معنویت در بعضی آثار مستقیمآ روی فرم اثر تاثیر منفی گذاشته بود، مضمون اثر در حد یک جمله است نه کلمه ( Theme) در حقیقت ایجاد پیام می کند و البته حتمآ نباید پیام مثبت داشته باشد. اصرار بیش از حد بعضی صاحبان فیلم روی این Positivism کل اثر را که اتفاقآ ساختار خوبی هم داشت نابود کرده بود.

واقعآ به نظر شما این اندیشمند بودن صرفآ در این نوع سینما (معنا گرا) شامل چه نوع ژانرهای سینمایی می شود یا اصلآ خودش یک ژانر است؟ من با سینمایی اندیشمند موافقم مهدی جان ، اما بازهم  این سئوال در ذهنم به وجود می آید : خوب سینمای اندیشمند که نوعی سینمای جدی تر ، فارغ از گیشه تر ، شخصی تر و در آخر بدون ابهام و پر از ایهام است همان سینمای مستقل مظلوم ما نیست که سمت وسوی دیگری به آن داده می شود؟ 

مهدی  روشن روان  , sinize
مهدی روشن روان - 15:23 1386/01/21
4

با سلام به دوستان عزیزی که در این بحث شرکت کردند .

نکاتی چند درباره بحث مطرح شده به ذهنم رسید که تصمیم گرفتم آن را به محک نقد شما دوستان بگذارم . به نظر من تقسیم بندی سینمای معنا گرا محصول یک نگاه ایدوئولوژیک به ماجرا است .یعنی ما عادت کرده ایم به هر مقوله ای از نگاه ایدوئولوژیک نظر بیندازیم . یکی از ویژگیهای نگاه ایدوئولوژیک وجود تقابلهای دوگانه و ارزشگزاری بین آنها است . مهمترین این تقابلها ، تقابل بین صورت و معنی یا همان محتوا و فرم بوده است . در این گونه نگاه اصالت به معنا داده می شود و فرم در درجه بعد قرار میگیرد یا اصلا به آن بهایی داده نمی شود . بسیاری نیز به این باور جزمی رسیده اند که این نوع نگاه دینی است . در صورتی که اگر نگاهی به متون دینی همچون قران یا نهج البلاغه یا حتی کتابهایی چون کشف الاسرار بیندازیم می بینیم به لحاظ فرم پیچیدگیهای فرمی خاص خود را دارند .

در اینکه هیچ اثری فاقد معنی نیست با فرهاد موافقم . ما نمی توانیم سینما را به سینمای معنا گرا و بی معنا تقسیم کنیم . اوج مهنا گریزی شاید در آثار آبسورد باشد که این آثار نیز به نوعی یک جهانبینی خاص را بیان می کنند . شایددر تعریف این نوع از سینما بتوانیم بگوییم سینمای اندیشمند . زیرا وقتی واژه ی اندیشمند را برای کسی به کار می بریم مرادمان این نیست که دیگران بی فکرند بلکه منظور این است که این شخص به طور عمیق تر و جدی تر و در مسائل اساسی تری غور می کند . سینمای اندیشمند (معنا گرا) نیز به همین ترتیب در مسائلی ورود می کند که سوالاتی بنیادین بوده و متعلق به نوع بشرند . یعنی این سوالات فاقد جغرافیا هستند. در ضمن وقتی می گوییم سینما ی اندیشمند این اندیشمندی می تواند هم در فرم هم در محتوا باشد . یعنی دیگر آن تقابل را در ذهن ایجاد نمی کند.  

فرهاد پ , f135885
فرهاد پ - 10:31 1386/01/21
3

 سلام خدمت شما آقای شفیعی، با اینکه نظریه شما نسبت به طرح سئوالتون زیاد برام روشن نبود ولی فکر می کنم صورت مسئله کلآ مشکل داره ، البته  جوابهای داده شده هم معمولآ کلیشه ای هستند ، نمیدانم واقعآ این که ما چه نظری راجع به معناگرا بودن داریم و حالا لزومآ این نوع سینما باید چه شاخصه هایی داشته باشد می تواند کمکی حداقل به اطلاعات عمومی ما بکند یا خیر چرا که هیچ نظریه قاطعی در این زمینه نمی تواند وجود داشته باشد ، اگر از بعضی نظریات سلیقه ای و جهت دار که پیشتر کارشناسان! در این مورد داده اند بگذریم واقعآ کارگردانان مطرح سینمای ما و اغلب منتقدین صاحب اندیشه فکر می کنید چه نظری در این مورد داشته باشند؟ آیا اصلآ میشود سینمای معناگرا را یک سبک سینمایی خواند؟ و باز هم این جواب  تکراری (( مگر فیلم بدون معنی هم اصلا داریم؟!)) 

نمی دانم از فیلمهای به اصطلاح معناگرای پارسال کدامیک را دیده اید، یا اصلآ نمیدانم شما هم سینمای معنا گرا را یک نوع شناسنامه تصویری از معنویت می دانید یا خیر ،اما دیگر این مسئله معناگرا بودن فلان فیلم و بهمان فیلم دارد برای من حداقل مثل درد روشنفکر شدن در این زمانه می شود ، دردی که اکثرآ با خواندن کتابهای یک مو ژولیده ترجیحآ غیر وطنی با اسمی یک متری که  دوبار پشت سر هم گفتن اسمش به خودی خود لکنت زبان می اورد شروع می شود ، البته اگر در فوتبال به جای تماشاگر می گوییم تماشاگر نما لابد اینجا هم به جای روشنفکر می توانیم بگوییم روشنفکر نما!

راههایی که به سوی خدا می رود به تعداد مخلوق است...

راههایی که به سوی سینما می رود به تعداد تماشاچی است.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.