__
عنوان بحث
انجیل برنایا.حقیقت مسیحیت
20 بهمن 86 - 02:14
به نام دوست.دوستان تا به حال انجیل برنابا را خوانده اید.انجیل برنابا تعالیمی دارد كه بسیار مشابه ادیان دیگر است.من مسیحیت واقعی را در ان میبینم.چرا كه تعالیمش عقلانی و تایید كننده بقیه ادیان الهی است.پیشنهاد میكنم دور از تعصب به صرف دانستن بیشتر ان را تهیه كنید حداقل میزان تعالیم ان را مقایسه كنید و ببینید چقدر كاملتر است چرا كه در باره بسیاری از موضوعات در ان بحث شده از زبان حضرت عیسی.البته می دونم مسیحیان عزیز اعتقادی با ان ندارند ولی گفتم شاید بینشون محقق پیدا بشه كه دوست داشته باشه این رو هم امتحان كنه.            یا حق
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
2
22 بهمن 1386 ساعت 20:37
به نام دوست.اولا دوست گرامی قران میگوید كه زایمان مریم {ع} با درد همراه بوده پس لطف كنید قران را درست بخوانید.فا جائها المخاض الی جذع النخله.در مورد جواب تمام این مطالب  شما لطف كنید مقدمه كتاب انجیل برنابا رابخوانید كه كمی اطلاعاتتان بالاتر رود چون اجمالا اشاره ای شده است.اینكه شما ایشون را جزئ حواریون ندانید مهم نیست چون ایشون كسی بودند كه منجر به اشنایی پولس با حضرت مسیح{پیامبر}شد.شما حتما به تناقض های موجود در تورات هم همین قدر اشنایی دارید چند مورد را بیان میكنم.در فصل دوم از قسمت هشتم تا قسمت پانزدهم{در سفر تكوین تورات خود تصریح فرموده كه 4 نهر از نهر عدن منشعب شده 1 فیشون و 2 جیحون 3 حداقل 4 فرات .اما فیشون بعضی ان را نهر اندس و بعضی نهر گنگ میدانند كه هر دو در هندوستان است و اما جیحون همان نهری است كه تمام بلاد كوش یعنی بلاد حبشه را محیط است چناچه از تورات مستفاد می شود و حداقل و فرات و دجله معروف است كه در عربستان است.حال اگر نیك بنگرید یا عدن همان شهری است ا الان معروف است و بلاد عربستان و جنوب غربی بحر احمر واقع است و در عرض شمالی 12 درجه و 45 دقیقه و در طول شرقی گرینوش 45 درجه و 7 دقیقه است یا در بلاد ارمن نزدیك نهر فرات واقع است چناچه بعضی از نصارا گویند.پس اگر از بلاد عرب باشد انشعاب دجله و فرات از نهر عدن جائز نیست زیرا فرات از بلاد ارمن جاری می شودو دجله از كردستان كه نزدیك بلاد ارمن است و بالاتر از موصل استو اما نهر فیشون كهیا نهر اندس یا نهر گنگ است اگر نهراندس یا نهر گنگ است اگر نهر اندس باشد منبع ان از تبت در عرض شمالی 31 درجه و 20 دقیقه و 81 درجه و 15 دقیقه طول شرقی در كوه كیلاس از كوه های هیمالیا.منشعب شده و در كراچی منتهی بدریا متصل می كردد و انرا نهر سند و نهر اتك  نیز گویند و اگر نهر گنگ باشد كه ان را هندو ها مقدس می شمارند مخرج ان را كوه های بلند احاطه كرده و منفذ ان را فمالبقره می نامند و منتهی به خلیج بنگلا له می شود.واین دو نهر نمی تواند از نهر عدندر صورتیكه از بلاد عرب باشند منشعب دانست.و اگر این عدن در بلاد ارمن باشد چنانچه صاحب مرشد الطالبین این قول را نسبت به بعضی از علما می دهد ممكن است در مورد نهر فرات و دجله قبول كرد اما در نهر فیشون و جیحون به هیچ وجه ممكن نیست.پس نویسنده تورات به جغرافیای زندگی خود اشنا نبوده است و دیگری در كتاب دانیال امده{فصل دوم از قسمت 31}كه بختنصر در سال دوم سلطنت خود ان خواب مشهور را دید كه ان را دانیال تعبیر كرد.انگاه بختنصر او را بسی اكرام نمود و هدایا با او تقدیم نمود اورا بر تمام ولایت بابل بزرگی داد و ریاست تمام حكما بابل را باو تفویض نمود پس اگر 2 مطلب را با هم موازنه كنیم در ان زمان دانیال نهایتا 4 ساله بوده پس لازم است در سن 4 سالگی دانیال خواب پادشاه را تعبیر كند و بر تمام بابل سروری  یافته و معلوم است كه چنین چیزی واقع نشده و اگر كسی اعتقاد به صحت كتاب مقدس نداشته باشد رجوع كند به جلد دهم .فصل دهم تاریخ یهود تالیف یوسیفوس مورخ مشهور.در سفر دوم سموئیل باب 24 قسمت 19 چنین مسطور است پس جاد نزد داود امده او را مخیر ساخته و گفت ایا 7 سال قحطی در زمینت بر  تو عارض شود یا 3 ماه از حضور دشمنان خود فرار نمایی و ایشان ترا تعاقیب كنند یا وبا 3 روز در زمین تو واقع شود پس الان تشخیص نموده ببین نزد فرستنده خود چه جواب برم و همین مطلب در كتاب  اول تواریخ  ایام باب 21 قسمت 12 ذكر شده چنین مسطور است  پس جاد نزد داود امده ویرا گفت خداوند چنین می فرماید برای خود اختیار كن  یا 3 سال قحط شود یا3 ماه پیش روی خصامنت تلف شوی و شمشیر دشمنانت ترا در گیرد یا 3 روز شمشیر خداوند{وبا}در زمین تو واقع شود و فرشته خداوند تمامی حدود اسرائیل را ویران سازد پس الان ببین نزد فرستنده خود چه جواب برم.اگر بخواهم ادامه بدهم سر به فلك خواهد گذاشت دوست متعصب گرامی من من شما را مجبور به خواندن ان نكردم بلكه دعوت كردم .خواندن یا نخواندن ان با شماست.اما حقیقتا انجیل برنابا چنان حكیمانه و كامل است كه من به عنوان مسلمان لذت بردم.كاری به بیاناتی كه اسلام را تصدیق میكند ندارم چون بعضی از مطالب كلیدی ان مغایر با اسلام است مسلان 1 مسلمان میداند كه سبحان الله است نه الله سبحانه.شما را دعوت به خواندن مقدمه ان می كنم تا جواب تمام سوالات منتطقی خودتون را بگیرید در ضمن هیچ ادله قطعی در خصوص نویسنده و زمان ان از لحاض تاریخی وجود ندارد اما نظرات متفاوتی در این خصوص تاریخ شناسان فرموده اند.در اینكه به تمام ادیان اللهی شباهت دارد شكی نیست چراكه اسلام و یهودیت مشابهات زیادی دارد هرچند با دلایل فوق تورات تحریف گشته و همین طور ادیان شرقی كه مبانی عرفانی را بیان می كنند در خصوص دستور العمل های عرفانی بسیار شبیه به عرفان اسلامی است البته تفاوت ها قطعا وجود دارد.این انجیل كه من انرا مسیحیت حقیقی میدانم نمایانگر شباهت مسیحیت به اسلام است.اگر بیشتر میخواهید بدانید 3 مقدمه اول این كتاب را حتما بخوانید.باقی با خودتان               یا حق
1
20 بهمن 1386 ساعت 20:01

درود 

 

دوست عزیزم سینا جان در جواب به شما پستی باز میکنم که کاملا حیله ی شما را به خودتان باز میگرداند . جالبه که میفرمائید انجیل برنابا شبیه به دیگر ادیانه

 

منظورتون از ادیان اسلامه دیگه درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

مطلب من رو بخونید و نظرتون رو اعلام هم نکردید نکردید چون همپالگی های شما همشون مثل شما هستند و گوششون از این حرفا پره . درست مثل ما .

 

انجیل برنابا، حقیقت یا دری وری؟!
با توجه به رشد قارچ گونه این کتاب موهن، بر آن شدم که مطلبی رو که چند وقت پیش در جواب یکی از دوستان پست کردم، دوباره پست کنم. باشد که حقیقت بر اینان آشکار گردد.

کتاب موسوم به "انجیل برنابا" کتابیست جعلی که به برنابا، رسول مسیح نسبت داده شده است. برنابا جزو حواریون مسیح نبوده بلکه یکی از رسولان مسیح بوده که نامی از او در هیچ کدام از اناجیل نیامده بلکه در کتاب اعمال رسولان به او اشاره شده است. اولین اشاره به برنابا در باب 22 کتاب اعمال رسولان:

« وقتی این خبر به گوش ایمانداران كلیسای اورشلیم رسید، برنابا را كه اهل قبرس بود، به انطاكیه فرستادند تا به این نوایمانان كمك كند. وقتی برنابا به آنجا رسید و دید كه خدا چه كارهای شگفت آوری انجام می دهد، بسیار شاد شد و ایمانداران را تشویق كرد كه به هر قیمتی كه شده ، از خداوند دور نشوند. برنابا شخصی مهربان و پر از روح القدس بود و ایمانی قوی داشت . در نتیجه ، مردم دسته دسته به خداوند ایمان می آوردند. برنابا به طرسوس رفت تا پولس را بیابد. وقتی او را پیدا كرد به انطاكیه آورد و هر دو یك سال در انطاكیه ماندند و عده زیادی از نوایمانان را تعلیم دادند. در انطاكیه بود كه برای نخستین بار پیروان عیسی مسیح را «مسیحی » لقب دادند».

اما در مورد کتابی که به او منتسب کرده اند، باید بگویم تعجب آوراست که هنوز هم در بعضی از کشورهای اسلامی از این کتاب به عنوان "انجیل واقعی" نام برده می شود در حالیکه سالیان درازی از زمانی که این کتاب جعلی شناخته شد گذشته است. اما هر ادعایی هم دلیل می خواهد، که در اینجا به آن اشاره می کنم.
این کتاب اولین بار به سال 1709 در هلند مشاهده شد. این "نسخه خطی" به زبان ایتالیایی بود که پاورقیهایی نیز به زبان عربی داشت. در واقع منبع و سرچشمه این کتاب نامعلوم است. این نسخه هم اینک در موزه پادشاهی در وین نگهداری میشود.
جرج سیل شخصی بود که در سال 1734 قرآن را از عربی به انگلیسی ترجمه کرد. این شخص در مقدمه کتابش به کتابی به نام "انجیل برنابا" اشاره می کند که به زبان اسپانیایی نوشته شده است. این نسخه هم اینک موجود نیست. جرج سیل اشاره می کند که این کتاب توسط مصطفی دآ آراندا (یک مسلمان اسپانیایی) به اسپانیولی برگردانده شده ولی نسخه ایتالیایی آن توسط کشیشی بنام فرا مارینو دزدیده شده است. مارینو با خواندن این کتاب اسلام آورده است.
این کتاب در سال 1907 به انگلیسی ترجمه شده و مترجمان آن در مقدمه ترجمه شان دلیل جعلی بودن این کتاب را نوشتند که بعد ها در ترجمه های دیگر هم لحاظ شده است. در سال 1973 که این کتاب به عربی و ارد  و برگردانده شد مقدمه کتاب حذف شد و مقدمه ای دیگر از دیدگاه اسلامی بجای آن نوشته شد.
این بخشی از تاریخچه این کتاب. اما چرا گفته می شود این کتاب حقیقی نیست؟ چون این کتاب حاوی مطالبی است که با حقیقت در تناقض هستند. این تناقضات در نسخه اصلی انگلیسی موجودند، با هم بخوانیم.

• یکی از جالبترین و حیرت آورترین بخش های این کتاب، باب 20 کتاب است، که خواننده حیرت زده را به شهر ناصره ای میبرد که در ساحل دریای جلیل واقع است. اما نکته عجیب اینجاست که شهر ناصره کیلومتر ها با دریا فاصله دارد و در میان کوه ها محاصره شده است! این مسئله نشان دهنده این است که نویسنده این کتاب هرگز سرزمین فلسطین را ندیده است. پس او چطور مدعی است که یکی از یاران مسیح است و در این سرزمین ها به تبلیغ مسیحیت پرداخته است؟
• در باب بعدی ما می بینیم که مسیح به کفرناحوم "صعود" کرد، در حالیکه کفرناحوم منطقه ایست در ساحل دریای جلیل. این منطقه کوهستانی نیست، پس مسیح چطور به این منطقه صعود کرد؟ نویسنده این کتاب ناصره و کفرناحوم را با هم اشتباه گرفته است. به همین دلیل کفرناحوم را منطقه ای کوهستانی و ناصره را شهری ساحلی دانسته است.
• در باب 151 کتاب می خوانیم که مسیح سوار کشتی شد(حتماً از بندر جعلی ناصره؟!) و در باب بعدی می خوانیم که او به اورشلیم رسید. آیا این مسیر هم با قایق طی شده است؟!
• در باب 91 کتاب می خوانیم که رومیها در میزفاه سه لشگر داشتند که هر کدام دویست هزار سرباز را شامل بودند(یعنی جمعاً ششصد هزار سرباز). در حالیکه کل ارتش روم در آن زمان شامل سیصد هزارنفر بود چه برسد به اینکه در یک منطقه اینقدر قشون داشته باشند. (دایرةالمعارف بریتانیکا).
• این کتاب مدعی هست که مسیح در زمان حکومت پیلات بدنیا آمد، در حالیکه پیلات در بین سال های 26 و 27 پس از میلاد حاکم رومی منطقه شد.
• در باب 145 ادعا می شود که فریسی ها(فرقه ای یهودی) از زمان الیاس بوده اند و تعداد آن ها 17000 نفر بوده است. در حالیکه که طبق گواهی تاریخ، فریسی ها در دوره مابین 135 تا 104 قبل از میلاد بوجود آمده اند.
• در باب 192 کتاب می خوانیم که تورات توسط یک بنی اسماعیلی نوشته شده است!
• در باب 152 کتاب می خوانیم که سربازان رومی در خیک های چوبی شراب نگه داری میکردند. این در حالیست که این اختراع(خیک یا خمره چوبی) در 2000 سال پیش در سرزمین گل ها (فرانسه کنونی) بوجود آمد و تا سالها به مشرق زمین نیامد. در زمان مسیح این خمره ها تازه ساخته شده بودند. شرقی ها برای ذخیره سازی مایعات و شراب از مشک استفاده میکردند.
• در باب 54 کتاب، در متن ایتالیایی از سکه های طلا بنام دیناریوس صحبت می شود، در حالیکه این سکه ها فقط در اسپانیا و در زمان خلیفه عبدالمالک ساخته می شدند(سال 685 هجری).
• دانته، شاعر معروف ایتالیایی در سالهای 1265-1321 میلادی زندگی می کرد. شعر ها و تکیه کلام های شعری او بصورت گسترده ای معروف شدند و در زبان روزمره مردم جای گرفتند. در این کتاب هم ما به این اصطلاحات شعری بر می خوریم. در باب 135 عین گفته دانته در کتاب Cantos V, VI توسط مسیح گفته میشود : Know ye therefore, that hell is one, yet hath seven centres one below another. Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell has Satan generated it: So are seven punishments therein. در این مورد بحث های فراوانی وجود دارند و از این اصطلاحات به کرات در این کتاب استفاده شده است. اگر در کتابی که منسوب به ملانصرالدین باشد بخوانید که او به دیگران می گفته "پول ووده جیگر!" آیا باز هم به اصلیت کتاب معتقد خواهید بود؟!
• در باب های 91-92 می خوانیم که مسیح روزه "40 روز" را به همراه شاگردان می گیرد. این در حالیست که این نوع روزه توسط کلیسا ابداع شده و معنی آن همدردی با درد مسیح در هنگام مصلوب شدن و رنج کشیدن بوده است. معلوم نیست که چرا باید مسیح چنین روزه ای (که در زمان خودش وجود نداشته است و به احترام او گرفته می شود) را بگیرد؟!
• در باب 3 گفته شده است که تولد مسیح "بدون ایجاد درد" بوده است. این عقیده برای اولین بار توسط توماس آکوئیناس در قرن 13 ام مطرح شده است. البته در قرآن هم اشاره ای به آن شده(سوره مریم آیه 23).
• لقب "باکره" در قرن چهارم به مریم داده شده، در حالیکه در این کتاب هم این لقب به او داده شده است. البته باید دانست که همه معتقد بودند که مریم باکره بوده، ولی "لقب" باکره چیز دیگریست که بعد ها بر اسم مریم نهاده شده تا بر معصومیت مریم تاکید شده باشد.
• در فصل 82 می خوانیم که عید "سال جشن" هر صد سال یک بار اتفاق می افتد. این در حالیست که عهد عتیق این عید را هر 50 سال یکبار می داند ولی این سنت در سال 1300 پس از میلاد توسط پاپ بنیفیس هشتم دچار تغییر شد و قرار شد این عید هر 100 سال یکبار جشن گرفته شود. این تصمیم توسط پاپ بعدی، کلمنت ششم لغو شد و این عید باز دوباره هر 50 سال یکبار برگزار شد. نویسنده کتاب از تصمیم دوم بی اطلاع بوده و مدعی شده که این عید هر 100 سال یکبار اتفاق می افتد. پس میشود حدس زد این کتاب در چه سال هایی نوشته شده است.
• همچنین در فصل 99 کتاب از یک دوئل بین دو رقیب عشقی صحبت شده که نمونه ای از سنت های جامعه قرون وسطایی است.

این دلایل رد این کتاب بود. البته دلایل دیگری هم وجود دارند که بحث زیادی را بدنبال دارند. ولی مهمترین نکته، ادبیات و طرز بیان این کتاب است که با ادبیات 2000 سال پیش منطقه فلسطین همخوانی ندارد. دانشمندان مسیحی و غیر مسیحی آشکارا ثابت کرده اند که لحن این کتاب به قرون وسطی و به منطقه اسپانیا تعلق دارد. چنانکه گردنر در مورد این کتاب مینویسد: «خود کتاب دارای مدرکی درونیست که به او خیانت می کند، لحن گفتار، زبان و موضوع مطالب.»

 

خداوند با حق جویان است .

 

فیض عیسی مسیح خداوند با شما

__