| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
45
|
298
|
91/3/9 (21:40)
|
|
||
|
|
38
|
450
|
91/2/26 (10:09)
|
|
||
|
|
93
|
10730
|
91/2/16 (17:56)
|
|
||
|
|
34
|
268
|
91/1/17 (19:53)
|
|
||
|
|
189
|
2480
|
91/1/16 (19:59)
|
|
||
|
|
6
|
17
|
90/11/28 (09:41)
|
|
||
|
|
88
|
1274
|
90/8/6 (10:16)
|
|
||
|
|
76
|
569
|
90/8/6 (10:04)
|
|
||
|
|
14
|
109
|
90/7/23 (20:11)
|
|
||
|
|
19
|
277
|
90/6/31 (17:49)
|
|
||
|
|
5
|
93
|
90/6/7 (21:58)
|
|
||
|
|
11
|
142
|
90/5/23 (19:32)
|
|
||
|
|
37
|
414
|
90/3/7 (00:49)
|
|
||
|
|
19
|
258
|
90/2/23 (16:08)
|
|
||
|
|
0
|
100
|
89/12/20 (16:49)
|
|
||
|
|
31
|
268
|
89/9/12 (23:36)
|
|
||
|
|
13
|
226
|
89/8/28 (22:05)
|
|
||
|
|
3
|
109
|
89/8/15 (21:19)
|
|
||
|
|
96
|
577
|
89/8/4 (16:12)
|
|
||
|
|
5
|
115
|
89/7/15 (19:50)
|
|
با سلام خدمت دوستان عزیز.همانطور که می دانید عدم حضور افرادی چون Chris de Burgh و غیره دراین کشور در کنار دیگر کاستی ها سالهاست که وجهه نامناسبی را برای کشورمان ایجاد کرده و به عنوان یکی از نمادهای تحجر و عقب ماندگی در این کشور بشمار می آید.این در حالیست که حتی کشورهایی چون امارات متحده عربی (دبی) و پاکستان در همین اسفند ماه سال گذشته شاهد حضور افرادی چون chris de burghو Bryan Adams در کشورشان بودند .عملا اینروزها زمانی که وارد سایت cdeb.com میشویم دیگر حرفی در مقابل fan های آلمانی کریس دی برگ برای گفتن نداریم.چراکه آنها بیش از 25 سال است که او را همراهی می کنند وعملا از حدود یکسال پیش جشن حضور در کنسرتهای دوره ای کریس دی برگ(Storyman ) در بین آنان برپاست و این بار عکس یک یک آنها در کنسرتی که در پیش است در حین اجرای کنسرت پشت سر کریس دی برگ نمایش داده خواهد شد.در زمانی که در سال 1991کنسرت simple truthکریس دی برگ با بیش از 500 میلیون بیننده live پس از جنگ اول خلیج فارس با پرچم سه رنگ کشورمان در پشت سرش برای کمک به کردهای عراقی برپا شد تنها کشوری که از آن اطلاع نداشت ما بودیم همچون بسیار موارد مشابه دیگر..نامه ای که خدمتتان ارائه میگردد حدود 2 سال پیش توسط یکی از دوستان بدستم رسید.
From: "Andrew Hillman" To: mohammadbaharloo007@htm.com, rezanfs79@yahoo.com, english23420002000@yahoo.co.uk, mohssen_r@yahoo.com| CC: | shima_mofid80@yahoo.com, kieranclubb@hotmail.com, sherluk@hotmail.com, iwkyaw@yahoo.com, parham_tnt@hotpop.com |
|
Subject: |
chris de burgh in Iran |
| Date: | Tue, 11 May 2004 15:31:00 0200 |
hello fans.
As you probably would know Chris has just relased his fantastic new
album,
and is touring Europe.
Plans for a tour of the far east this winter may have stumbled on rocky
ground.
So we write to you all as regards to the possibility of Chris coming to
Iran. Could you please supply a list of suitable venues across your
country,
in particular Terhan.
Chris would love to sing for the people of Iran as he knows how many
fans he
has there.
hope to hear from you all soon.
Please make your reply to any of the following addresses:
andrewhillman2001@yahoo.com
theonlybiga@hotmail.com
jacktopper@hotmail.com
P.S > Chris Blundell will NOT be ableto submit any suggestions as he
may be
a danger to Chris and his family.

كریس دی برگ: فرش ایرانی دنیای عجیبی است
كریس دی برگ (خواننده مشهور ایرلندی موسیقی پاپ) در سفر به ایران از علاقه خود به فرشهای ایرانی گفت.او پس از بازدید از كاخ- موزه سعدآباد در گفت و گو با خبرنگار نشریه "شهروند امروز" در پاسخ به این پرسش كه بیشترین جذابیت ایران برای تو چه بوده است، گفت:
من عاشق فرش هستم. به كاخ سعدآباد هم كه رفتم فقط به فرشها نگاه می كردم. فرش ایرانی دنیای عجیبی است. برای من چراغهای بزرگ، مبلها و اشیای زینتی كاخها اهمیت نداشتند. من فقط به فرشها نگاه می كردم."این خواننده پاپ می افزاید: "من در منزلم فرشهای ایرانی زیادی دارم و در ایران فرشهایی دیدم كه واقعاً قیمت ندارند."كـریس دی بـرگ (خواننده، ترانه سرا، نوازنده) متولد آرژانتین است كه بـه اقـتـضای شـغـل پــدرش در كودكی بـه مـالـتـا، نـیـجریه و زئـیـر مسـافرت كرده است. وی همراه با خانواده اش در 12 سالگی به ایرلند عزیمت كرد و ملیت انگلیسی را پذیرفت. پدر وی در ایـرلنـد قـصــری را خریداری و سپس آن را تبدیل به هتل كـرد. كـریسـتـوفر در آن هـتـل بــه آموختن گیتار پرداخت. او پس از دانش آموختگی در دانشـگـاه بـه دنـیـای موسیقی پای نهاد و به یك ستاره جهانی در سبك راك و پاپ بدل شد. وی كه به دعوت گروه آرین به ایران سفر كرده است قرار است به زودی كنسرت مشتركی با این گروه در ایران برگزار كند.
http://www.sk-carpet.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=107&Itemid=35
دوستان جهت ادامه مطلب و توضیحات بیشتر در مورد همکاری کریس دی برگ و گروه آریان میتوانند به تاپیک زیر مراجعه بفرمایند:
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/chrisdeburgh/topicid/1390829
|
ترانه مشترک کریس دی برگ و گروه پاپ آریان | ||||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : "کریس دی برگ" خواننده ایرلندی با گروه پاپ آریان در ساخت قطعه ای با نام "صلح" با مضمون محبت و باورهای انسانی همکاری می کند. | ||||||
به گزارش روز سه شنبه بخش انگلیسی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" محسن رجب پور مدیرعامل شرکت فرهنگی هنری ترانه شرقی و مدیر گروه آریان به بخش فارسی بی بی سی گفت: "آهنگی برای صلح با حضور مشترک کریس دی برگ آهنگساز و خواننده ایرلندی و گروه آریان در حال تولید است و طی توافقی میان شرکت ترانه شرقی و کمپانی فریمن پروداکشنز در داخل و خارج از ایران عرضه خواهد شد. وی افزود: "این آهنگ با اطلاع و آگاهی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال تولید است و در آن تلاش شده روحیه انسان دوستانه ایرانی به مردم تمام دنیا نشان داده شود." http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=151566 | ||||||
خبر مهم و فوری
ضمن تبریک به تمامی طرفداران کریس دی برگ در ایران
همخوانی کریس دی برگ و گروه آریان

جزئیات خبر متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.
|
| ||||
|
|
من از تلویزیون دیدم
بعید می دونم مال دبی باشه
این آهنگارو من دیدم
Here is your paradise
Sailing Away
Carry Me
A;ways on my mind
در حوالی سال 1991 توسط یک کاست با صدای گرمش آشنا شدم.صدایی که با هر آنچه که در اطرافم بود تفاوت داشت.پرسیدم که این صدای چه کسی است؟گفتند کریس دی برگ.از آن روز به بعد دیگر هرگز نتوانستم این نام را فراموش کنم .همیشه به این فکر میکردم که چه در این آهنگهای پرشور میگذرد و چرا ریتم آهنگهایش چنین پرطنین است.در آن روزگار بدست آوردن Lyric یک آهنگ کار چندان آسانی نبود،موزیک پاپ در سیطره افرادی چون مایکل جکسون و مدونا قرار داشت و کریس دی برگ از لحاظ معروفیت در ایران با آنان رقابت می کرد.پس از آن چند سالی از او و موزیک جاویدش خبری نداشتم ولی طنین صدای او همواره در گوشهایم بود و هیچکس نمی توانست جای او را برایم بگیرد تا اینکه با وارد شدن به دنیای اینترنت بار دیگر او را یافتم و دیدم که این پرنده خوش الحان موسیقی همچنان است که می خواند و میخواند.
در حوالی سال 1991 زمانی که کریس دی برگ آلبومهایی چون Flying Colour را داده بود و کنسرتهایی چون Dublin و Simple Truthرا برگزار میکرد فکر برقراری ارتباط با او حتی در مخیله کسی نمیگنجید ولی امروزه به لطف ارتباطات این فاصله ها نزدیک و نزدیکتر شده و او نیز متوجه عشق و علاقه هزاران طرفدار ایرانیش بخود شده، رابطه ای که بجرعت میتوانم بگویم در مورد کمتر خواننده خارجی در ایران برقرار شده تا آنجا که امروز fan های نادیده او در ایران یکی از بهترینfan های او در سراسر دنیا می باشند.صدایت جاودانه، راهت پاینده و عشقت ازلی باد.

با سلام این عکس مربوط است به مقاله ای که بعد از کنسرت کریس دی برگ در دبی منتشر شد.
اما در مورد سوالی که شما فرموید میخواستم بدانم که آیا شما آن کنسرت را بروی CD مشاهده فرموده اید یا اینترنت.در صورتی که بروی اینترنت بوده لطفا لینک یا عکسی از آن برایمان قرار دهید.
اینهم گزارشی از آقای shadi kharouf شهروند سوری در شب پس از برگزاری کنسرت کریس دی برگ در دبی ( 2 مارس 2006 ، بندر جمیرا)
Shadi kharouf
I'm soooooooooo happy, i just came home , i was in Chris De Burgh concert in
Dubai, it was AWESOME. 2.5 hours of unbelievable performance i had the chance to
be in the first row, i took an amazing photos I'll send it to you later as soon
as i get it on the PC
i went crazy at the last 15 min of the concert and i jumped to the stage and
hug Chris De Burgh and i gave him a flowers, i was the first and only guy who
reached to Chris De Burgh (me and a girl) unfortunately nobody could took a nice
photo of that moment , the best shot i got from my friends is from my back and
Chris's hand around me , but the girl had a great photo with him
and then i asked the old man who was with Chris De Burgh , he has a gray hair
i asked him about where they are going after the concert, so he told me to
(Grosvnor House) i wend their with my wife and friends, we waited more than 2
hours, nobody showed up
anyway i had the chance to hug Chris De Burgh, and I'm back home listening to
his songs (if you really love her let her go
its another unforgettable moment for me
all the best to you all
by the way all the crowd had an excellent time , and it was a big crowd
Shadi
یه سوال داشتم. اون کنسرتی که کریس داره و روی پیانوش یه عالمه پرچم ایرانه. جریانش چیه ؟ دقت کردین اصلا حال و حوصله ی اجرا نداره !!
این که کریس بیاد اییان که احتمالش صفره !! ولی کاش حداقل دبی میومد اینجوری خیلی از ایرانی ها می تونن برن. 2 سال پیش که تور the Road to Freedom داشت تو دبی هم اجرا داشت که خیلی از ایرانی ها بودن متاسفانه اون موقع به دلیل مشکل سربازی نتونستن برم. والانم تو لیست کشورهای تور the Storyman تا الان اصلا کشور آسیایی نیست.

we must believeحقیقت ساده
کودکی در میان جنگ متولد می شود
سربازی کوچک بزانو در می آید
و زنی در بین درد وشادی می گرید
پس کی دوباره در صلح و صفا خواهیم زیست؟
کودکی در آنجا که بادهای افسارگسیخته می وزند زاده می شود
در سزمینی که از شمال تا جنوب آن غرقه اشک است
و خانواده ای که هر روز در حال فرارند
پس کی ما دوباره خانه هایمان را خواهیم دید؟
پس کی به این حقیقت ناب دست پیدا خواهیم کرد
که جنگ تنها سزاوار لعنت است
زندگی یک کودک فراتر از یک جنگ است
زندگی یک کودک فراتر از یک مرز است
ای دریغ
کودکی در دشت سوزان زاده می شود
هم اینک حیاتی خرد آغاز شده
و مادری بر طفل گرسنه اش می گرید
پس کی دوباره به کودکم غذا خواهم داد؟
کودکی قدم به خانه ای معمولی می گذارد
مشرق یا مغرب , هر جایی ممکن است باشد
اما همه ما این را می خواهیم بدانیم
که آیا این طفل زنده خواهد ماند تا فردا را ببیند؟
پس کی دوباره در امان زندگی خواهیم کرد
پس کی به این حقیقت ساده دست خواهیم یافت
که جنگ تنها سزاوار لعنت است
زندگی یک کودک فراتر از یک جنگ است
زندگی یک کودک فراتر از یک مرز است
زندگی یک کودک فراتر از یک کیش و آیین است
زندگی یک کودک تنها زورقی است از ابدیت
باید ایمان بیاوریم, محض خاطر بشریت
باید ایمان بیاوریم, محض خاطر بشریت
باید ایمان بیاوریم









@};-@};-@};-@};-@};-
با سلام امروز سوالی از کریس دی برگ در بخش Motl از ایران مطرح شده که آنرا خدمتتان عرض می کنم.
دوستی از ایران پرسیدند:من همیشه می خواستم بدانم که آیا شما می دانستید که سال نوری یک واحد اندازه گیری مسافت است ( نه زمان ) ، پس چرا شما به هر حال در آهنگ موجود فضایی از سفر باز آمد از آن استفاده کردید.
پاسخ کریس دی برگ :بله من آگاه بودم که سال نوری واحد اندازه گیری مسافت است نه زمان و وقتی من این کلمات را در آهنگ A Spaceman Came Travelling استفاده کردم When two thousand years of your time has gone by( وقتی که دو هزار سال از زمان شما بگذرد) سعی کردم تا آن رو با حالت مثبت تری تاکید کنم.درست مثل بخش قبلی آن light years of time since this mission did start’ ( سالهای نوری گذشته بود از زمانی که ماموریت او آغاز شده بود) این چیزی است که ما به آن ایجاز ادبی می گوییم.من آگاه بودم که آن یک مقیاس اندازه گیری زمان نیست اما نتونستم کلمه دیگری رو که بطور موجز بتونه چیزی رو که سعی داشتم بیان کنم رو پیدا کنم.
Shahram Azami (32) from Tehran, Iran:
Hi. I always wanted to find if you know that the light year is a measurement of distance (not time) and why did you use it in "a spaceman came travelling" in that way?
Chris de Burgh:
Yes, I was aware that the light years are a measurement of distance and not time. And when I used the words in “A Spaceman Came Travelling” ‘When two thousand years of your time has gone by’, I tried to define it in a more positive way. Right at the earlier part it was ‘light years of time since this mission did start’, well this is what we call poetic license. I was aware of the fact that it wasn’t a measurement of time, but I couldn’t come up with another word succinct enough to describe exactly what I was trying to get across
توضیح : بنظر من جمله twas light years of time since this mission did start به اندازه کافی گویا هست چون وقتی که میگه سالهای نوری از سفرش گذشته درست مترادف با این است که میلیونها کیلومتر در راه بوده است.در کل spaceman came travelling یکی از زیبا ترین کارهای کریس دی برگ است و آکورد این آهنگ رو هم جهت استفاده گیتاریستها در اینجا قرار میدم.
A Spaceman Came Travelling آکورد آهنگ
A [Am]spaceman came [C]travelling on his [G]ship from a[Am]far'twas [C]light years of [G]time since his[F] mission did [F]start[G]And [Am]over a [Em]village he [F]halted his [Am]craftAnd it [C]hung in the [G]sky like a [F]star, just [F]like [G]a [Am]star He [Am]followed a [C]light and came [G]down to a [Am]shedWhere a [C]mother and a [G]child were lying [F]there on a [F]bed, [G]A [Am]bright light of [Em]silver [F]shone round his [Am]headAnd [C]he had the [G]face of an [F]angel, and [F]they [G]were a[Am]fraid Then the [Am]stranger [C]spoke, he said [G] "Do not [Am]fearI [C]come from a [G]planet a [F]long way from [F]here, [G]And [Am]I bring a [Em]message for [F]mankind to [Am]hear" And [C]suddenly the [G]sweetest [F]music [F]filled [G]the [Am]air And [F]it [G]went [Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la [C]la, la, la, [G]la, la, la, [F]la, [F] [G][Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la[C]Peace and good[G]will to all [F]men, and [F]love [G]for the [Am]child [F] [G] [Am]La, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la [C]la, la, la, [G]la, la, la, [F]la, [F] [G][Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la[C]oh, [G]oh, [F]oh This [Am]lovely [c]music went [G]trembling through the [Am]groundAnd [C]many were [G]wakened on [F]hearing that [F]sound, [G]And [Am]travellers on the [Em]road, the [F]village they [Am]foundBy the [C]light of that [G]ship in the [F]sky which [F]shone [G]all a[Am]round And [Am]just before [C]dawn at the [G]paling of the [Am]skyThe [C]stranger re[G]turned and said [F]"Now I must [F]fly, [G]When [Am]two thousand [Em]years of your [F]time has gone [Am]byThis [C]song will be[G]gin once a[F]gain, to a [F]ba[G]by's [Am]cry" And [F]it [G]went [Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la [C]la, la, la, [G]la, la, la, [F]la, [F] [G][Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la[C]Peace and good[G]will to all [F]men, and [F]love [G]for the [Am]child And [F]I [G]hear [Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]la [C]la, la, la, [G]la, la, la, [F]la, [F] [G][Am]la, la, la, [Em]la, la, la, [F]la, la, la, [Am]laThis [C]song will be[G]gin once a[F]gain, to a [F]ba[G]by's [Am]cry Oh the whole [F]world is [G]waiting [Am] (la, la, la) [Em] (la) waiting to [F]hear that song a[Am]gain[C](la) There are thousands [G]standing on the [F]edge of the world, [F] [G][Am](la) And a star is moving [Em]somewhere and the [F]time is nearly [Am]hereThis [C]song will be[G]gin once a[F]gain, to a [F]ba[G]by's [Am]cry
خاطره یکی از دوستانی که در کنسرت کریس دی برگ حضور داشته :
سلام. اون روز, یعنی درستش هفته قبل یکشنبه یه کاری کردم که حتی تو خوابم نمیدیدم انجام بدم....... رفتم کنسرت Chris de Burgh. اومده بود بیرمنگهام. تو Symphony Hall کنسرت Solo داشت. فقط خودش بود, آهنگهاش, گیتارش و پیانو.....
من و نازلی 3-4 هفته پیشش بلیط ها رو خریده بودیم. دیگه نمیتونستیم تا اون روز صبر کنیم. از شانس, آخرین دقیقه استادم و دوستم هم بلیط خریدن و با هم رفتیم. اونا البته صندلیشون خیلی دور بود, ما هم نشستیم تو قسمت Lodge . خوبیش این بود که هیچکس جلومون نبود. از اون بالا راحت میشد صحنه رو دید و کسی مزاحم دید آدم نمیشد.
اسم کنسرت The Road to Freedom بود که اسم آلبوم جدیدشه. اولین آهنگی رو هم که خوند همین The Road to Freedom بود. آدم خیلی بامزه و شوخیه....هیچ وقت اینطور فکر نمیکردم.... قبل از اینکه هر آهنگی رو بخونه, داستان اینکه چطور شده که اون شعر رو گفته و این که به نظر خودش بعد از اون ماجراها چه اتفاقی افتاده, با شوخی و خنده تعریف میکرد. مثلا در مورد The Lady in Red میگفت: تا مدتها برای خودش سوال بود که آخرش بعد از اون پارتی, چه اتفاقی بین اون دختره و پسره میفته, آیا با هم میمونن, یا با هم ازدواج میکنن و از صبح تا شب میزنن سر همدیگه, یا اصلا هیچ وقت به هم نمیرسن.... با این مقدمه شروع کرد به خوندن آهنگی از آلبوم تازش که در واقع قسمت دوم داستان هست......... Five Past Dreams .
یه بار خیلی جالب بود: شروع کرد از آرزوهاش گفتن و به شوخی گفت: خیلی دوست داشتم مثل Britney میتونستم راحت تو صحنه تکون بخورم بدون اینکه از روی نت بخونم , همه مردم خندیدن, اون وقت یه دونه از اون میکروفون ها به خودش بست و اومد بین مردم و In Dreams رو خوند.
کنسرت 2 ساعت و نیم طول کشید.... 3 بار رفت و برگشت...دفعه اولش خیلی جالب بود, با ادا و اشاره نشون میداد که دیره , 10 شبه, دستشو به شوخی گذاشت زیر سرش , یعنی من میخوام بخوابم.... مردم اونقدر تشویق کردن که آخرش تسلیم شد گفت که یه آهنگ میخونه در مورد خداحافظی و دوستی و The Snows of NewYork رو خوند و بعد از یه عالمه تشویق رفت. مردم هم که دیگه دیدن برنامه تموم شد, داشتن وسایلشون رو جمع میکردن که دوباره برگشت. اولش فکر کردم حتما اومده گیتارش رو ورداره, ولی یه لحظه برگشت گفت: «It's not a concert, It's a party» و دوباره خوند, داشت از صحنه میومد بیرون که بازم برگشت گفت: من که دلم نمیاد برم, میخوام بخونم..... مردم هم (اون وسط ما هم یکی از اونها!!!) که از خداشون بود.... و خوند و خوند , نه یکی, نه 2 تا, نیم ساعت !!!!! در بعضی از آهنگهاش از مردم میخواست که ادامه آهنگ رو بخونن, مثلا وسط آهنگ بجای اینکه بگه: Shine on , برمیگشت میگفت: Sing with me !!! مردم هم سر پا میخوندن و میپریدن بالا پایین...........
در کل مجموعه ای از قشنکترین آهنگهای قدیمیش رو خوند, مثل:
A Spaceman Came Travelling / Borderline/ Missing You/ Ship to Shore و آهنگهای The Lady in Red/ The Son and The Father/ Quite Revolution/ High on Emotion/ I'm Not Scared Anymore/ The Last Time I Cried/ Labenese Night/
و آهنکهای آلبوم تازش مثل:
Snow Is falling / Rose of England/ When Winter Comes/ The Words I Love You/ و خیلی آهنگهای دیگه............
شب جالبی بود, شاید از اون تجربه هایی بود که دوباره تکرار نشه.....امیدوارم شما هم همیشه خوب و خوش و سلامت باشین.
ارادتمند - یاشار
آخرین پیام کریس دی برگ در رابطه با ایران در پاسخ به یک هموطن:
April 13, 2007
Fatima (22) from Tehran, Iran
Hi dear Chris. I love your songs very much because you with your poems saved my life. When I was 17, I lost my father, it made me very sad and it was the end of the world for me until one day at my friend's home, I heard "For Rosanna". I was listening to it and I was crying, because your voice was very emotional. Then I bought all your albums. I listened to all of them and I found out that I must begin to live again because it can be beautiful. Now I have the best feelings. You changed my life and now I am a lucky girl. Your poems made me happy and strong. Thank you very much. I always pray for you to be stronger and better than before. I hope you come here very soon and I know everything comes to the waiting heart. And now, my questions: 1. What do you do for your voice? What do you eat and drink and what don't you? 2. Have you ever sung a song in other languages? Thank you again, with the best wishes, bye
Chris de Burgh
This is an absolutely lovely question and comment from Fatima in Tehran, Iran. Let me stress yet again my desire to visit Iran to bring the gentleness, the vision, the peace that exists within me and with my music, in my spiritual attitude and my non-confrontational attitude to your country. And to stress again I am politically unaligned. I have no strong feelings either way. All I know is that I am a member of the human race. And now is the time to try and bring about a greater understanding of the differences between cultures and people. I can't really say too much more about the sadness that happens when a parent dies. I know it full well myself. But I am happy for you that the release of crying helped you through this difficult time in your life. You've said to me in your comment here that you found a chance to live again and that my music made you happy and strong. When it comes down to my voice, I am not too fuzzy about my voice. I am just very lucky that I can sing three hours a night, five or six days a week. But the one thing I have to have is lots of water. And there are various things you must do with water. If you are taking in alcohol for example, you must compensate for that. If you are at high altitudes like 6,000 ft, that's 2,000 meters, you must add even more water into your body. And as far as eating is concerned, I don't have a particular diet. Although if I am on tour I avoid hot and spicy foods, because yet again they can dehydrate you and cause you problems. And I hardly ever eat certainly two hours before a show, nothing, just water. And as far as songs in other languages – yes, I have recorded in French and in Spanish. And who knows, I might even try Farsi or another language that attracts my attention
این دقیقا یک سوال و نظر دوستداشنتی از فاطمه از تهران است.بگذارید هنوز و مجددا تاکید کنم در مورد اشتیاقم برای دیدار از ایران و نمایش ملایمت ،نگرش وصلحی که در من و موزیک من است، در گرایشات روحی من و رفتار غیر مقابله جویانه من در قبال کشور شما.و مجددا تاکید میکنم که من از نظر سیاسی غیر وابسته ام و احساس خاصی در این زمینه ندارم .تنها چیزی که میدانم این است که من یک عضو جامعه انسانیم و اکنون زمان سعی کردن و دریافتن فهمی وسیعتر از تفاوت بین فرهنگها و ملتهای مختلف است ....
بنده با نظر شما تا حدی موافقم که در واقع مهم همان سبک یک خواننده است و حضور فیزیکی یک خواننده درد چندانی را دوا نمی کنداما مسئله این است که حضور افرادی مثل کریس دی برگ در ایران چیز ساده ای نیست که بتواند هر دقیقه تکرار شود ضمن اینکه تجربه اینگونه افراد با داشتن بالغ بر 3000 کنسرت و نیم قرن کار چیزی نیست که بتوان با تجربه هر خواننده ای مقایسه کرد.