| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
45
|
298
|
91/3/9 (21:40)
|
|
||
|
|
38
|
450
|
91/2/26 (10:09)
|
|
||
|
|
93
|
10730
|
91/2/16 (17:56)
|
|
||
|
|
34
|
268
|
91/1/17 (19:53)
|
|
||
|
|
189
|
2480
|
91/1/16 (19:59)
|
|
||
|
|
6
|
17
|
90/11/28 (09:41)
|
|
||
|
|
88
|
1274
|
90/8/6 (10:16)
|
|
||
|
|
76
|
569
|
90/8/6 (10:04)
|
|
||
|
|
14
|
109
|
90/7/23 (20:11)
|
|
||
|
|
19
|
277
|
90/6/31 (17:49)
|
|
||
|
|
5
|
93
|
90/6/7 (21:58)
|
|
||
|
|
11
|
142
|
90/5/23 (19:32)
|
|
||
|
|
37
|
414
|
90/3/7 (00:49)
|
|
||
|
|
19
|
258
|
90/2/23 (16:08)
|
|
||
|
|
0
|
100
|
89/12/20 (16:49)
|
|
||
|
|
31
|
268
|
89/9/12 (23:36)
|
|
||
|
|
13
|
226
|
89/8/28 (22:05)
|
|
||
|
|
3
|
109
|
89/8/15 (21:19)
|
|
||
|
|
96
|
577
|
89/8/4 (16:12)
|
|
||
|
|
5
|
115
|
89/7/15 (19:50)
|
|
ذوستان میتونن در این تاپیک لینک کلیپهایی از گروههای مختلفی رو که براشون مورد علاقه یا جالب توجه هست رو قرار بدن
By: U2 در زمان بچنگ افتادهو نمیتوانی رها شوی I'm not afraid of anything in this worldThere's nothing you can throw at me that I haven't already heardI'm just trying to find a decent melodyA song that I can sing in my own company از چیزی در این دنیا نمیترسمچیزی نمانده بمن بگویی که تا کنون نشنیده باشمسعی میکنم تا یک ملودی زیبا پیدا کنمترانه ای که بتوانم آنرا در کمپانی خود بخوانم I never thought you were a foolBut darling, look at youYou gotta stand up straight, carry your own weightThese tears are going nowhere, baby هرگز فکر نکردم که تو یک نادانیاما عزیزم، بخود نگاه کنتو باید استوار بایستی و بار خویش را بردوش گیریاین اشکها بجایی نخواهد رسید، عزیزم You've got to get yourself togetherYou've got stuck in a moment and now you can't get out of itDon't say that later will be better now you're stuck in a momentAnd you can't get out of it تو میخواهی که خود را بازیابیتو در زمان بدام افتاده ای و نمیتوانی بگریزیمگو که هرچه دیرتر بهتر است تو در زمان بچنگ افتاده ایو نمیتوانی رها شوی I will not forsake, the colors that you bringBut the nights you filled with fireworksThey left you with nothingI am still enchanted by the light you brought to meI listen through your ears, and through your eyes I can see رنگهایی را که آوردی فراموش نخواهم کرداما بجای شبهایی که با آتش بازی روشن کردیتو را با تنهایی رها کردندمن هنوز مسحور نوری هستم که برایم به ارمغان آوردیاز میان گوشهایت گوش فرا میدهم و از میان چشمهایت میبینم And you are such a foolTo worry like you doI know it's tough, and you can never get enoughOf what you don't really need now ... my oh my و تو چون نادانی هستی نگران آنچه که انجام میدهی میدانم که آن سخت است،تو هرگز باندازه کافی بدست نخواهی آوردآنچه را که واقعا به آن نیاز نداری You've got to get yourself togetherYou've got stuck in a moment and you can't get out of itOh love look at you nowYou've got yourself stuck in a moment and you can't get out of it تو میخواهی که خود را بازیابیتو در زمان بدام افتاده ای و نمیتوانی رها شویآه عزیزم کنون بخودت نگاه کنتو خود را در زمان بدام انداخته ای و نمیتوانی رها شوی I was unconscious, half asleepThe water is warm till you discover how deepI wasn't jumping for me it was a fallIt's a long way down to nothing at all من نیمه هوشیار بودم ، نیمه خوابآب گرم بنظر میرسد تا زمانی که بدانی عمق آن چقدر استمن برای خود نمیپریدم آن یک سقوط بودآن یک سراشیبی طولانی بسوی ویرانیست You've got to get yourself togetherYou've got stuck in a moment and you can't get out of itDon't say that later will be better nowYou're stuck in a moment and you can't get out of it تو میخواهی که خود را بازیابیتو در زمان بدام افتاده ای و نمیتوانی رها شویمگو که دیرتر بهتر است تو در زمان بچنگ افتاده ایو نمیتوانی رها شوی And if the night runs overAnd if the day won't lastAnd if our way should falterAlong the stony pass و اگر شبها بپایان رسدو اگر روزها بطول نیانجامدو اگر در راهمان لغزشی پیدا شوددر سنگلاخ گذرگاهها And if the night runs overAnd if the day won't lastAnd if your way should falterAlong the stony passIt's just a momentThis time will pass و اگر شبها بپایان رسدو اگر روزها بطول نیانجامدو اگر در راهمان گسستی پیدا شوددر میان سنگلاخ گذرگاههاآن فقط لحظه ایستاین زمان خواهد گذشت

تنها یک شب دیگه به پایان مجموعه کنسرتهای U2 360 باقی مونده. تور عظیمی که بیش از یک سال و اندی بطول انجامید و در اون گروه نامدار U2 علاوه بر اجرای کنسرتهایی بی نظیر آهنگی بنام Sunday Bloody Sunday را در حدود شصت شهر و کشور جهان منجمله در بزرگترین استادیومهای اروپا با سبز کردن محیط صحنه بنفع مردم ایران به اجرا در آورد.
لینک زیر مربوط به اجرای چند شب پیش این گروه در اسپانیاست جایی که بونو یکبار دیگه ایران رو صدا میزنه:
Link: Youtube
http://www.youtube.com/watch?v=Ijlly7viqbY
Download Link:
http://easyuploadpro.com/file/239/U2--Spain-mpg.html
از اونجا که بعد از کنسرت فردا شب در Rome ایتالیا تور بعدی این گروه در سال آینده خواهد بود لذا شاید که دیگه شاهد چنین صحنه هایی نباشیم.
ONE
Is it getting better
or do you feel the same
Will it make it easier on you now
You got someone to blame
You say
One love،One life
When it's one need ,In the night
One love, We get to share it
Leaves you baby if you
Don't care for it
Did I disappoint you
Or leave a bad taste in your mouth
You act like you never had love
And you want me to go without
Well it's Too late ,Tonight
To drag the past out into the light
We're one, but we're not the same
We get to Carry each other
Carry each other
One
…
Have you come here for forgiveness
Have you come to raise the dead
Have you come here to play Jesus
To the lepers in your head
Did I ask too much ,More than a lot
You gave me nothing ,Now it's all I got
We're one , But we're not the same
Well we hurt each other
Then we do it again
You say love is a temple
Love a higher law
Love is a temple, Love the higher law
You ask me to enter , But then you make me crawl
And I can't be holding on , To what you got
When all you got is hurt
One love , One blood
One life
You got to do
what you should
One life, With each other
Sisters , Brothers
One life
But we're not the same
We get to carry each other
Carry each other
One...life
One
...
متحد
آیا اوضاع بهتر خواهد شد
آیا تو نیز چنین احساس میکنی؟
آیا این شرایط را برای تو سهل تر میکند؟
کنون کسی را برای ملامت بدست آورده ای
تو میگویی
یک عشق، یک زندگی
زمانی که آن یک نیاز است ، در شب
یک عشق ، میتوانیم آنرا تقسیم کنیم
اما عزیزم ،آن تو را ترک خواهد گفت
اگر مراقبش نباشی
آیا تو را نا امید کرده ام
آیا ذائقه بدی برایت بجا گذاشته ام
تو گونه ای عمل میکنی که گویا هیچگاه عاشق نبوده ای
و از من میخواهی بی هیچ دستاوردی بروم
ولیکن امشب بسیار دیر است
برای بیرون کشیدن گذشته ها بدرون روشنایی
ما همگی یکسانیم ،اما مشابه نیستیم
باید که یکدیگر را در بر گیریم
یکدیگر را در بر گیریم
متحد
آیا برای بخشایش به اینجا آمده ای؟
یا برای زنده کردن مردگان
آیا میخواهی که نقشی چون مسیح را بازی کنی؟
با خارهایی بروی سر
آیا من تقاضای اضافه داشتم ، خیلی زیاد؟
تو هیچ بمن ندادی ، این تمام چیزیست که بدست آوردم
ما همه یکی هستیم ، اما مشابه نیستیم
ما یکدیگر را می آزاریم
و دوباره آنرا تکرار میکنیم
تو میگویی
عشق یک معبد است
عشق قانون برتر است
عشق یک معبد است
عشق قانون برتر است
تو از من میخواهی که وارد شوم
ولی آنگاه میخواهی که سینه خیز حرکت کنم
من نمیتوانم منتظر آنچه بمانم که تو بدست آورده ای
زمانی که تمام آنچه که بدست آورده چنین دردناک است
یک عشق ، یک حون ، یک زندگی
تو میخواهی آنچه را که میباید
انچام دهی
یک زندگی ، در کنار یکدیگر
خواهران و برادران
یک زندگی ، هرچند که مشابه نیستیم
اما باید یکدیگر را در بر گیریم
یکدیگر را در بر گیریم
متحد
...