| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
5
|
90/9/9 (08:22)
|
|
||
|
|
33
|
249
|
90/8/8 (20:12)
|
|
||
|
|
88
|
1256
|
90/8/6 (10:16)
|
|
||
|
|
76
|
567
|
90/8/6 (10:04)
|
|
||
|
|
185
|
2414
|
90/7/23 (21:24)
|
|
||
|
|
14
|
106
|
90/7/23 (20:11)
|
|
||
|
|
43
|
285
|
90/7/22 (02:30)
|
|
||
|
|
19
|
275
|
90/6/31 (17:49)
|
|
||
|
|
5
|
87
|
90/6/7 (21:58)
|
|
||
|
|
11
|
132
|
90/5/23 (19:32)
|
|
||
|
|
36
|
434
|
90/3/25 (01:25)
|
|
||
|
|
37
|
408
|
90/3/7 (00:49)
|
|
||
|
|
19
|
245
|
90/2/23 (16:08)
|
|
||
|
|
92
|
10141
|
90/1/23 (21:32)
|
|
||
|
|
0
|
93
|
89/12/20 (16:49)
|
|
||
|
|
31
|
264
|
89/9/12 (23:36)
|
|
||
|
|
13
|
221
|
89/8/28 (22:05)
|
|
||
|
|
3
|
104
|
89/8/15 (21:19)
|
|
||
|
|
96
|
571
|
89/8/4 (16:12)
|
|
||
|
|
5
|
109
|
89/7/15 (19:50)
|
|
سلام دوستان گرامی....
خالی از لطف نیست اگه متن ترانه های کریس رو به دو زبان انگلیسی و فارسی برای استفاده بیشتر دوستان این جا قرار بدهیم ....
|
لیست ترجمه آهنگها | |
|
|
My Lover Is |
|
Say Goodbye To It All | |
|
The Same Sun | |
|
Raging Storm | |
|
Carry Me | |
|
|
The Son and The Father |
|
The Getaway | |
|
When I Think Of You | |
|
|
The Rivers Of Abraham |
|
In a Country Churchyard | |
|
|
In Your Eyes |
|
Where We Will Be Going | |
|
By My Side | |
|
The Mirror Of the Soul | |
|
Borderline | |
|
The Tower | |
|
|
Wall Of Silence |
|
|
Lonely Sky |
|
Sailor | |
|
|
Another Rainbow |
|
At The War Memorial | |
|
Crusader | |
|
A Spaceman Came Travelling | |
|
Lebanese Night | |
|
|
LADY IN RED |
|
The Simple Truth | |
|
|
It's Me |
|
|
Flying |
|
I'm Not Crying Over You | |
|
|
|
|
Revolution | |
|
A Woman's Heart | |
|
Transmission Ends | |
|
|
So Beautiful |
|
Up Here In Heaven | |
|
|
The Sound of a Gun |
|
|
The Snows of New York |
|
|
The Best That Love Can Be |
|
|
Where Peaceful Waters Flow |
|
|
The key |
|
|
This Weight On Me |
|
|
Just Another Poor Boy |
|
|
Windy Night |
|
|
Discovery |
|
|
The Last Time I Cried |
|
|
Liberty |
|
|
The Girl With April in Her Eyes |
|
|
I'm Not Scared Anymore |
|
|
Sailing Away |
|
|
Heart of Darkness |
|
|
Waiting For The Hurricane |
|
|
Saint Peter's Gate |
|
|
Leader Trilogy |
|
|
The Road to Freedom |
|
|
|

Last Night
Last night I was walking through the harbour
Where the fishing boats are lying on the shore
The news had travelled fast and everyone went to be
Where the mayor was making a speech
And the crowd started cheering
When he talked about the glory of it all
And the boys coming home from the war
Last night, they were dancing in the streets
And making music in the alleyways and bars
From a house down in the old town came the sound of guitars
Margarita was waiting inside
With her long black hair hanging down beneath the red light
And she smiled, for the boys coming home from the war
The boys coming home from the war
And they said we were heroes, they said we were fine
We were kings in command, we had God on our side
And we said "nothing will make us change in any way
Since yesterday - we're just the same
Since yesterday - nothing has changed
Since yesterday - we're just the same
But I can feel there's a new kind of hunger inside
To be satisfied, I saw it there last night
Last night I was walking through the shadows
Far away from all the music and the girls
When I saw a soldier with a woman in black
And they stood without any word
Just staring at a photograph of someone, and she began to cry
For a boy left behind in the war
Some boy left behind in the war
And they said we were heroes, they said we were fine
We were kings in command, we had God on our side
And we said "nothing will make us change in any way
Since yesterday - we're just the same
Since yesterday - nothing has changed
Since yesterday - we're just the same
دیشب
دیشب در بندرگاه قدم می زدم
جایی که قایق های ماهیگیری بر ساحل پهلو گرفته بودند
اخبار سریع پخش میشد
همه قصد رفتن به سخنرانی شهردار را داشتند
و جمعیت ابزار احساسات می کرد
آنگاه که او درباره افتخارات صحبت می کرد
و از سربازانی که از جنگ باز می گشتند
دیشب همه در خیابانها می رقصیدند
کوچه ها و بارها پر از نوای موسیقی بود
از خانه ای در پایین محله قدیمی صدای گیتار می آمد
مارگاریتا در خانه انتظار می کشید
با گیسوان بلند سیاهش، زیر نور سرخ
و او لبخند میزد،به سربازانی که از جنگ به خانه باز می گشتند
و آنها گفتند:ما دلیران بودیم ، حالمان خوب است
ما فاتحانی سرفراز بودیم ، خدا با ماست
و ما گفتیم : هیچ چیز ما را عوض نخواهد کرد
از دیروز تا بحال، همانیم که بوده ایم
از دیروز تا بحال ، چیزی تغییر نکرده
از دیروز تا بحال ، همانیم که بوده ایم
اما اشتیاق تازه ای در درونم موج می زند
که می بایست به آن پاسخ دهم ،دیشب به آن پی بردم
دیشب در میان سایه ها قدم میزدم
دور از تمام موزیکها و دختران
زمانی که سربازی را دیدم که همراه با زنی سیاه پوش در انتظار بود
و آنها بی هیچ کلامی ایستاده بودند
تنها به عکسی خیره شده بودند و زن گریه سر داد
برای سربازی که در جنگ کشته شده بود
سربازانی که در جنگ کشته شده بودند
و آنان می گفتند:ما دلیران بودیم ، حالمان خوب است
ما فاتحانی سرفراز بودیم ، خدا با ماست
و ما می گفتیم : هیچ چیز ما را تغییر نخواهد داد
از دیروز تا به کنون، همانی بوده ایم که هستیم
از دیروز تا به کنون ، چیزی تغییر نکرده است
از دیروز تا بحال ، همانی بوده ایم که هستیم
پدر بزرگ کریس دی برگ ژنرال Eric de Burgh در جنگ جهانی اول شرکت داشت و برادر او Thomas de Burgh از اولین قربانیان جنگ جهانی اول بشمار میرود. پدر کریس دی برگ کلنل چارلز دیسیون در جنگ جهانی دوم حضور داشت و پس از آن بعنوان دیپلمات در کشورهای چون نیجریه،مالت ،بلژیک و کنگو خدمت نمود.کریس دی برگ تمام زندگی هنری خود را وقف گسترش صلح بین المللی نمود.

High On EmotionFrom: Man on the Line
Oh my heart is spinning like a wheelOnly she can see the way that I fellEyes are holding right across the roomHigh explosion coming out of the blueWell here we go againLiving in a world that others cannot shareYea here we go againWe are moving from a spark to a flameI am high on emotion, high againHigh on emotion, your love will find the wayOh my heart is burning like a fireCloser now and she is breathing desireTake my hand and give it all your lightTake command I am your rhythm tonightWell here we go againLiving in a world that others cannot shareYea here we go againWe are moving from a spark to a flameI am high on emotion, high againHigh on emotion, your love will find the way;I am high on emotion, high againHigh on emotion, your love will find the wayHigh on emotion, high againHigh on emotion, your love will find the way
سرشار از هیجانآه در قلبم طوفانی برپاستتنها اوست که میداند چه احساسی دارمچشمانم به درون اتاق دوخته شدهکه ناگهان انفجاری بزرگ رخ میدهدآری دوباره به پیش می تازیمدر دنیایی که دیگران را در آن سهمی نیستآری دوباره به پیش می تازیم
میرویم تا از اخگری به شعله ای بدل شویمکنون سرشار از هیجانم، در اوج احساسدر اوج هیجانم، عشق تو راهگشا خواهد بودآه در دلم آتشی برپاستنزدیکتر شو با دنیایی از اشتیاقدستم را بگیر و تمام روشنائیت را به آن ببخشبگو که امشب هم آوای توامآری دوباره به پیش میتازیمدر دنیایی که دیگران نمی توانند در آن شریک باشندآری دوباره به پیش میتازیممیرویم تا از اخگری به شعله ای بدل شویمکنون سرشار از هیجانم ، در اوج احساسسرشار از هیجانم ، عشق تو راهگشا خواهد بودکنون سرشار از هیجانم ، در اوج احساسسرشار از هیجانم ، عشق تو راهگشا خواهد بود
TWO SIDES TO EVERY STORY
(Chris)
I really love it when you say to me
that I'm the one who makes you strong.
When we're together we are so complete,
you say here's where you belong.
But when you dance,
oh how you dance tonight,
with every man in sight,
seduction pouring from your eyes...
(both)
Two sides to every story,
we're standing world's apart,
how can you say you love me,
when you keep playing with my heart?
(Shelley)
I really love it when you hold me tight
and you tell me that I'm the best!
The way you touch me, and the way you kiss,
and the thrill of your caress.
But when you smile,
you smile at every girl
like you're the greatest lover in the world,
you should keep your feelings to yourself !
(both)
Two sides to every story,
we're standing worlds apart,
How can you say you love me
when you keep playing with my heart?
(Chris)
You dance with any man.
(Shelley)
What about you, going like a hurricane!
(Chris)
That's not true! There's nothing to explain.
(Shelley)
Well there you go again!
(both)
You're always trying to get the last word!
(both)
Two sides to every story,
we're standing worlds apart,
How can you say you love me
when you keep playing with my heart?
(Chris)
Maybe I flirt a little too much.
(Shelley)
And I just love to dance!
(Chris)
Let me say it loud and clear:
I want you!
(Shelley)
I want you too!
سلام خدمت همه دوستان و هواداران عزیز.در این پست متن آهنگ فوق العاده زیبای "دو جنبه هر داستان""two sides to every story"رو براتون می ذارم.کریس این ترانه زیبا رو با همکاری
شلی نیلسون "shelley nilson"در سال 2001 در آلبوم ultimate collection اجرا کرده که البته این آلبوم و مجموعه خیلی کمیابه و خود من هم اولین بار این ترانه رو در آلبومnow and then
کریس شنیدم.اما آهنگ بسیار زیباست و شنیدن اونو توصیه می کنم.
ترجمه اثر:
...واقعا این جمله را خیلی دوست داشتم زمانی که به من می گفتی
که من تنها کسی هستم که به تو قوت می بخشم
وقتی ما در کنار هم بودیم،واقعا کامل و بی نقص می شدیم
و تو می گفتی اینجا جایی است که به آن تعلق داری
ولی وقتی که امشب می رقصیدی
اوه،طرز رقص امشب تو
و هر مردی که در این منظره بود و به تو می نگریست
و حس فریفتگی از چشمانت می بارید
دو جنبه هر داستان،
ما در دنیاهای جداگانه ای ایستاده ایم(هر یک از دید خود می نگریم)
چگونه می توانی به من بگویی که دوستم می داری ،
زمانی که با قلبم بازی می کنی؟
من واقعا آن موقع که مرا سخت در آغوش می گرفتی،دوست داشتم
و تو به من می گفتی که من بهترینم!
طرز نوازشهایت،و طرز بوسه عاشقانه ات
و هیجان در آغوش کشیدنت
ولی زمانی که تو لبخند می زدی
تو به هر دختری لبخند می زدی
مثل اینکه بزرگترین عاشق دنیا هستی!
بهتره که احساساتت رو برای خودت نگه داری!!
دو جنبه هر داستان،
ما در دنیاهای جداگانه ای ایستاده ایم(هر یک از دید خود می نگریم)
چگونه می توانی به من بگویی که دوستم می داری ،
زمانی که با قلبم بازی می کنی؟
تو با تمام مردها می رقصی
و خود تو چطور؟مثل طوفان می روی!!
این درست نیست!چیزی برای توضیح دادن وجود نداره
خوب،تو باز می روی
تو همیشه سعی میکنی که حرف آخر را نگه داری و ادا نکنی
دو جنبه هر داستان،
ما در دنیاهای جداگانه ای ایستاده ایم(هر یک از دید خود می نگریم)
چگونه می توانی به من بگویی که دوستم می داری ،
زمانی که با قلبم بازی می کنی؟
شاید من یکم زیاد لاس زدم!
و شاید من هم زیاد به رقص علاقه نشون دادم!!
اجازه بده کاملا رسا و محکم فریاد بزنم:
من تو را می خواهم
و من نیز تو را می خواهم...
این ترانه یک مناظره بسیار جالب بود،من که خیلی خوشم میاد و شاید داستانی هست که خیلی از نامزدها باهاش مواجه می شن!!!(دوران سخت نامزدی و دوستی و راضی نگه داشتن طرف مقابلت)
و کریس و شلی در این ترانه خیلی جالب به اون اشاره کردن
اما پیام نهایی این ترانه اینه که :
دوست پسرا و دوست دخترا
نامزدا
زن و شوهرا
از گفتن کلمه ی "دوست دارم،عاشقتم"نترسین
گفتن عبارت"تو را می خواهم"آسانترین راه برای ادامه یک رابطه محبت آمیزه و ادا نکردن این عبارت،آسانترین راه از دست دادن اون
پس همه با هم به همراه کریس عزیز فریاد می زنیم:
"دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم!!!"عاشق باشین
this song for you
Hello darling, this is the army,
I've just got the time to write,
Today we attach, there's no turning back,
The boys they're all ready for the fight.
Yes, I'm well but this place is like hell,
They call it Passchendaele,
In nineteen seventeen the war must be ending,
The General said this attach will not fail;
So I'm writing down this little melody
When you play it my love, think of me...
We'll be together in this song for you,
And it goes Lalala... sing it darling...Lalala...
They got old Bill and the Sergeant is still out there
Wounded in some shellhole,
They say this war will end all wars,
Oh God I really hope it will,
Oh how's old England, are they still singing
Those songs that we loved to sing,
When all this is over, we'll go sailing in Dover,
Catching fish like we used to with a string,
Oh I miss you, I miss you, I miss you so,
If they get me my love you will know...
We'll always be together in this song for you...
And it goes Lalala...I have to go now...
Take care of yourself my love.
این هم از اثر به یاد ماندنی کریس به نام "این ترانه،برای توست".کریس اثر this song for you را در سال 1975 در آلبوم زیبای spanish train منتشر کرده.ملودی این ترانه به طور محسوسی جالب و خاطره انگیزه و ما را یاد
ترانه های دهه 30 و یا پیشتر می اندازه.
این ترانه تراژدی وار،جریان یک سرباز جنگ جهانی اول را بیان می کنه که در غوغا و هیاهوی جنگ،فرصت کوتاهی برای نوشتن یک نامه به همسرش پیدا کرده.
جملات بسیار احساسی و غم انگیزی که از زبان این سرباز بیان می شه،می تونه باعث جاری شدن اشک بشه.
سرباز این داستان،تنها هدیه ای را که می تواند به عشقش پیشکش کند،خواندن همین ترانه می داند،و او آرزو دارد،که جنگ پایان یابد و برای همیشه پیش همسرش زندگی کند...
و حالا ترجمه اثر:
...سلام عزیزم،از مقر ارتش این نامه را برایت می نویسم
زمان اندکی برای نوشتن نامه به دست آورده ام
امروز ما وصل شدیم،راه بازگشتی وجود ندارد
و بچه ها هنوز آماده جنگ و نبرد هستند
آری،حالم خوب است اما اینجا مانند جهنم می ماند
آنها به اینجا asschendaele می گویند
در 1917 جنگ باید پایان می یافت
همگان می گویند که این وصل شدن شکست نخواهد خورد
پس من این ملودی کوتاه را نوشتم
زمانی که آن را اجرا می کنی و می نوازی،در فکر من باشی..
ما با هم خواهیم بود،در این ترانه که برای توست
و چنین ادامه می یابد.لا لا لا...با من بخوان عزیزم لا لا لا...
اونها bill پیر را بردند و نگهبان همچنان آن بیرون است
در یک شکنجه گاه زخمی شده
آن ها می گویند که این جنگ،پایان تمام جنگ های دنیاست
او خدا،واقعا آرزو می کنم که این محقق شود
اوه،انگلیس پیر ما چطور است؟!
آیا آنها باز آن نغمه هایی که ما از تکرارش لذت می بردیم را می خوانند؟
زمانی که این پایان یابد،به کنار رودخانه برای تعطیل خواهیم رفت
و با قلاب ریسمان دار ماهی خواهیم گرفت،همان گونه که انجام می دادیم
اوه،دلم برایت تنگ شده،دلم برایت تنگ شده،خیلی دلم برات تنگ شده
اگر آنها عشق مرا به من برگردانند،خودت می دانی..
و این چنین ادامه می یابد:لا لا لا...حالا باید بروم..
مواظب خودت باش ای عشق من...
بله،از ترانه های ضد جنگ کریس،یک اثر دیگر رو مطالعه کردیم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.به امید دنیای پر از صلح و صفا.ferryman
به www.chris-de-burgh.tk هم سری بزنید.
DESPERADO
Desperado, why don´t you come to your senses?
You been out riding fences for so long now.
Oh, you´re a hard one,
But I know that you´ve got your reasons.
These things that are pleasing you
Can hurt you somehow.
Don´t you draw the quenn of diamonds, boy!
She´ll beat you, if she´s able.
You know the queen of hearts is always your best bet.
Now it seems to me some fine things
Have been laid upon your table,
But you only want the ones that you can´t get.
Desperado, ah, you ain´t getting no younger.
Your pain and your hunger, they´re driving you home.
Freedom, oh, fredoom,. That´s just some people talking
You´re a prisioner walking through this world all alone.
Don´t your feet get cold in the wintertime?
The sky won´t snow and the sun won´t shine.
It´s hard to tell the right-time from the day.
You´re losing all your highs and lows.
Ain´t it funny how the feeling goes away?
Desperado, why don´t you come to your senses?
Come down from your fences, and open the gate.
It may be raining, but therés a rainbow above you.
You better let somebody love you
You better let somebody love you
Before it´s too late.
این هم از متن آهنگ"جنایتکار"اثر کریس دی برگ.راستش این آهنگ هنوز خیلی برای من و مطمئنا خیلی از طرفداران کریس دی برگ ناشناخته است.
ترجمه اثر:
...جنایتکار،چرا به احساسات واقعی خود برنمی گردی؟
تو بر آن سوی حصار،در مسیر بد،مدت هاست که گام بر میداری
اوه،تو آدم خیلی سختی هستی
اما مطمئنم که برای انتخاب این مسیر،دلایل خودت رو داری
این چیزهایی که به ظاهر تو رو خوشحال و راضی می کنن
به هر حال می تونن باعث رنج و آسیب دیدنت بشن
پسر!خودت رو پادشاه گنجینه ها ترسیم نکن
و او به تو ضربه خواهد زد،البته اگه بتونه!
خودت هم می دونی!بزرگترین آرزو و خواستت اینه که محبوب قلب ها بشی
و اکنون من تصور می کنم که بعضی چیزای خوب در زیر میزت پنهان شدن و اونارو داری
اما تو،اون هایی رو می خوای که بهشون دسترسی نداری
جنایتکار،آه،تو دیگر نمی توانی به دوران جوانیت دست پیدا کنی
درد تو و اشتیاقت،تو رو به سوی خانه رهنمون می کنه
آه آزادی،آه آزادی،.این فقط یک عبارت عامیانه است
تو در تمامی مسیر زندگیت در این دنیا،تک و تنها،یک زندانی هستی
آیا در فصل زمستان،پاهایت سرد نمی شوند؟
زمانی که آسمان برفی نیست و خورشید نیز در آسمان نمی درخشد
خیلی سخته که موقعیت دقیق روز رو تعیین کنی
تو تمام تکبر ها و فروتنی هایت را از دست می دهی و می بازی
آیا مضحک نیست که احساسات چگونه از دست می روند؟
جنایتکار،چرا به احساسات واقعی خود بر نمی گردی؟
از حصاری که برای خودت ساختی،بیرون بیا و در یک زندگی جدید رو به روی خودت باز کن
شاید ابری و مه آلود باشه،اما همواره رنگین کمانی بر فراز سرت هست
بهتره اجازه بدی،یکی دوست داشته باشه
بهتره اجازه بدی،یکی دوست داشته باشه
قبل از اینکه خیلی دیر بشه...
بله،به نظر من متن این آهنگ یکی از شاهکارای کریس دی برگ هست.و پر است از مطالب آموزنده.کریس دی برگ در این آهنگ همه اونهایی رو که در مسیر نادرست
قدم بر می دارند،به راه و روش درست زندگی کردن تشویق می کنه.تشبیهات این شعر در نوع خود فوق العاده هستن و آشنایی و چیرگی کامل کریس رو بر ادبیات
نشون می دن.مثلا جایی که می گه،در مسیر حقیقت و درست زندگی کردن،ممکن مشکلات زیادی وجود داشته باشه،ممکنه بارانی و مه آلود به نظر برسه
اما...اما...همواره رنگین کمانی بر فراز آسمان بالای سرت هست،همیشه نور روشنایی حقیقت رهنمون مسیرته،همواره خدا در کنارته و به تو انگیزه ادامه راه رو می ده
و در آخر کریس دی برگ،باز قدرت عشق و اتحاد رو لازمه برگشت به راه مستقیم می دونه،نه الزاما عشق به یک همنوع یا جنس مخالف،بلکه در اشعار فلسفی کریس دی برگ
بالاترین معشوق ذات مقدس خدایی هستش.
کریس در این آهنگ گذری به کلمه "آزادی"زده،و یک پیام مهم رو به ما داده،آزادی نباید صرفا یک واژه عام تعبیر بشه و شما به بهانه آزادی دست به جنایات یا کارهای ناشایست بزنین
بلکه مفهوم آزادی چیز متفاوتیه.و شخص جنایتکار که در فکر خودش به دنبال آزادیه،در حقیقت یک زندانی محض در این دنیا محسوب می شه.
مفهوم دیگری که در این شعر کریس بهش اشاره شده،اینه که آدم باید شکرگزار داشته هاش باشه،و همیشه و در همه حال،از خداوند به خاطر چیزهایی که داره،شکر کنه،و دائم در فکر اون چیزهایی که
آرزوشونو داره،نباشه.فکر کنم شما هم این اعتقاد رو پیدا کردین که این تک ترانه،از آثار فوق العاده زیبای کریس هستش
Old fashioned people
Old-fashioned people, they never know why,
The world is changing day to day,
It moves so fast and leaves them in another time;
An old-fashioned dancer is dancing alone,
Dreaming of those music halls,
And with his lady waltzing away until the dawn,
And I thought I heard him say,
Please don't take my dreams away;
They carry me back again, show me that life again,
Carry me back to the places that I knew,
Carry me back again, show me that life again,
Carry me back to the places that I knew...
Old-fashioned lovers, they walk in the park,
Beside the river hand in hand,
And hurry home for tea before it gets dark,
Could be you and me one day,
Time will come when we will say,
Carry me back again, show me that life again,
Carry me back to the places that I knew,
Carry me back again, show me that life again,
Carry me back to the places that I knew;
Carry me back again, show me that life again,
Carry me back to the places that I knew...
آهنگ "مردم قدیمی".این آهنگ تراژدی اختلاف نسل ها رو برای ما نشون می ده.کریس دی برگ این اهنگ رو در سال 1979 در البومcrusader منتشر کرد.
این آهنگ سرنوشت مردان و زنان کهنسالی رو نشون می ده که تاب همراهی دنیای جدید و به اصطلاح مدرن رو ندارن،اونها همون دنیای قدیم خودشون رو که سرشار از عشق و علاقه بود رو می خوان
نه دنیای ماشینی جدید و آدمای ماشینی!اونها می خوان به همون دنیای قبلی خودشون برگردن.
ترجمه اثر:
...مردم قدیمی،هیچ گاه نفهمیدند که چرا،دنیا روز به روز عوض می شه
دنیا خیلی زود حرکت می کنه و اونها رو به زمان دیگه ای می بره
رقاص قدیمی،تنها در حال رقص کردنه
به یاد سالن های موسیقی قدیمی
و در رویای رقص با شریک رقصش تا صبحه
و فکر می کنم که بهم می گفت:خواهش می کنم منو از رویاهام بیدار نکن
این رویاها منو دوباره برمی گردونن،به من اون زندگی قدیمی رو باز نشون می دن
منو به جاهایی که اونارو می شناختم بر می گردونن
ای رویاهایم،منو برگردون،به من اون زندگی قدیمی رو دوباره نشون بده
منو برگردون به جاهایی که می شناختم.
عاشقان قدیمی،در پارک ها قدم می زنند
در کنار رودخانه،در حالی که دست در دست هم داده اند
و عجله دارند که برای نوشیدن چای به خانه برسند،قبل از اینکه هوا تاریک بشه
آیا من و تو روزی خواهیم توانست که هر وقت به زمان دستور دهیم،حرکت کند؟!
مرا دوباره با خود ببر،به من آن زندگی قدیمی را دوباره نشان بده
مرا دوباره با خود به جاهایی که به ان تعلق داشته ام ببر...

The Road To Freedom
I feel the wind blowing through my doorway
It’s telling me that the summer’s gone
And the winter waits in shadow
waiting with the storm
I am old and my bones are weary
And my son he is all I have
But he has gone to fight for freedom
leaving with my heart
All my life I have loved this land
worked it with my hands
But can this freedom send the rain
when seed is in the ground
Can this freedom heal the pain and
bring my boy back to me again?
Oh oh oh....
I watched them sail from the rocks below me
'Twas like the sea in its endless rage
Many fall on the road to freedom
dying on the stones
All my life I have loved this land
worked it with my hands
But can your freedom send the rain
when seed is in the ground
Can your freedom heal the pain and
bring my boy back to me again?
Oh oh oh....
Late last night, as the world was sleeping
I dreamed my boy,He was calling out
‘cos he was lost in some dark forest
And Snow was falling down
falling on the ground
جاده آزادی
حس میکنم که باد از میان درب ورودی می وزد
صدای وزش باد بمن میگوید که تابستان رفته است
و زمستان در سایه در انتظار است
در انتظار آمدن بهمراه طوفان
من پیر شده ام و استخوانهایم فرتوت گشته اند
و پسرم همه آنچیزیست که دارم
اما او رفته است تا برای آزادی بجنگد
و مرا با قلبم تنها گذاشته است
در تمام طول زندگیم این سرزمین را دوست داشته ام
بروی آن با دستهایم کار کرده ام
اما آیا این آزادی میتواند باران را فرو فرستد
هنگامی که بذرها در زمین کاشته شده اند
اما این آزادی میتواند دردها را التیام بخشد
و پسرم را بار دیگر بمن بازگرداند؟
آنها را نگریستم هنگامیکه از میان صخره ها شناور بودند
همچو دریایی از خروشی بی پایان
جه بسیار که در راه آزادی فروغلتیده اند
و بروی سنگها جان باخته اند
در تمام طول زندگیم این سرزمین را دوست داشته ام
و بروی آن با دستهایم کار کرده ام
اما آیا این آزادی میتواند باران را فرو فرستد
هنگامی که بذرها در زمین کاشته شده اند
اما این آزادی میتواند دردها راالتیام بخشد
و پسرم را بار دیگر بمن بازگرداند؟
دیشب، در انتهای شب همچنان که دنیا در خواب بود
خواب پسرم را دیدم ، که مرااز آن دورها صدا میزد
چرا که در جنگلی تاریک گم شده بود
و برف بود که می بارید
بروی زمین می بارید

LEADER TRILOGYPart ΙΙ: The Vision And I saw a burning chariotAnd the four horsemen of the apocalypseWaiting on highAnd I heard the thunder rolling inAnd behold our leader on a pale horse riding in the skyAnd I saw this land a battlefieldWith a hundred thousand menFighting hand to handAnd I heard the sounds of victoryAnd the rivers ran red with the blood of our enemiesAnd I saw the fire from the skyI saw fire, and I saw paradiseFire from the sun, I saw fireAnd I saw Alpha and OmegaFire, I saw fireAnd I saw paradiseFire, I saw fire
شهود
و ارابه ای آتشین را دیدم
و چهار سوار آخر الزمان را که بر ارتفاعی منتظر بودند
و صدای غرش تندری را شنیدم
و منجی مان را بنگر که سوار بر اسبی کهر بر آسمان می تازد
و میدان جنگ را در این سرزمین دیدم
که صدها هزار مرد جنگی که تن به تن با یکدیگر مبارزه می کردند
و سرود پیروزی را شنیدم
و رودخانه ها از خون دشمنانمان رنگین گشت
آتشی را دیدم از آسمان، آتشی را دیدم، بهشت را دیدم
شعله ای را دیدم از خورشید، شعله ای را دیدم
و آغاز و انجام را
آتش ، آتشی را دیدم ، بهشت را دیدم
آتش ، آتشی را دیدم
What About Me?(Part ΙΙΙ)I am left in the night trembling with fearI have seen to the future and the future is hereOur leader will bring victorybut our land is in flamesAnd as the final sounds of battle disappear, I had to say
What about me, and youand the ones that we loveWhat about me, and you and the ones that we loveWell what about us?
پس من چه؟
ترسان و لرزان در ظلمت شب
به حال خود وا گذاشته شده ام
آینده را دیده ام ، آینده همین جاست
منجی ما پیروزی را به ارمغان می آورد
اما سرزمینمان در آتش می سوزد
و همین که آخرین سر و صداهای جنگ
بپایان رسید باید که بگویم
پس من چه و تو
و آنها که دوستشان داریم
پس من چه و تو
و آنها که دوستشان داریم
خب پس ما چه؟

THE LEADER
Part 1 Trilogy:
I looked to the North, and I turned to the WestFor a sign, a light in the skyOh the message is clear, that the time is nearFor a leader to come againA circle of stones on the head of a hillTonight is where it will be,In this desolate place, we all stand and waitFor a leader to come again, yes a leader will come againFor it is written, that a leader will be hereAnd then a vision, left me blinded by the lightAnd it started right in front of my eyes...
منجی
به شمال نگریستم و بسوی غرب روی کردم
به دنبال نشانه ای ، نوری در آسمان
آه پیام روشن است و زمان آن نزدیک است
چرا که منجی ای باز خواهد آمد
بر دایره ای از سنگها بر فراز تپه
اینجا مکانیست که امشب اتفاق خواهد افتاد
در این مکان متروک می ایستیم و انتظار می کشیم
چرا که منجی باز خواهد آمد، آری منجی باز خواهد آمد
چرا که در متون آمده ، که منجی ای اینجا خواهد آمد
و آنگاه یک تصویر با نوری کور کننده
درست در برابر چشمانم
پدیدار شد
and from that momemnt,
i dreamed i could fly,
and from that mountain,
i reached for sky,
trough tears and good times,
i found my way
those years are calling me again......

Saint Peter's Gate
I was lost in the darkAnd the fear was in my heartAll around me the forest and the rainThen with the flash of a light, I saw it in the nightI must be getting near - Saint Peter''s Gate!When I went through the door, he was standing in the hallAn old man with a beard of shining white,He said "I''ve been expecting you, let me show you to your room"And he took me all the way by candlelight,And lying there on the bed, a book, black & redMy name was written on the front in goldAnd when I opened it up, there were pictures of my lifeAnd a voice began to call from down belowNobody will get through, nobodyNot even you, can escape the Judgement DayNobody will be spared, Heaven is only thereFor the ones who satisfy them at - Saint Peter's Gate"Come with me" said that old man, as he took me by the hand"There is someone here that you have seen beforeIn this room on the left, a man who did his bestTo bring joy and happiness to one and allBut in that room on the right, a dictator in lifeWe've been waiting for him here,as you can tellFor all the blood he's spilledAnd for all the ones he's killedWe condemn him to eternity in hellNobody will get through, NobodyNot even you, can escape the Judgement DayNobody will be spared,Heaven is only thereFor the ones who satisfy them at - Saint Peter's GateI woke up with the dawn, there was someone in my roomA woman, like an angel all in whiteAnd then she told me "You must run, for your time has yet to comeGo now, before they change their minds"And from the window I sawA thousand or moreBringing that dictator to his kneesAnd his cries broke the soundOf my footsteps on the groundAs I made it to the safety of the trees:Nobody will get throughNobody not even youCan escape the judgement dayNobody will be sparedHeaven is only thereFor the ones who satisfy them at...Saint Peters Gate
Nobody will get throughNobody not even youCan escape the judgement dayNobody will be sparedHeaven is only thereFor the ones who satisfy them atSt Peters Gate
دروازه سنت پیتر
در تاریکی گم گشته بودم
و ترس قلبم را فرا گرفته بود
همۀ اطرافم را جنگل و باران در بر گرفته بود
ناگهان با درخشش یک نور ،من آنرا در دل شب دیدم
باید که به دروازۀ سنت پیتر نزدیک شده باشم!
وقتی که داخل شدم ، او در تالار ایستاده بود
پیرمردی با ریش هایی سفید و درخشان
او گفت که من منتظرت بوده ام
بگذار تا تو را به سمت اطاقت راهنمایی کنم
و او در تمام راه مرا با نور شمع بسوی اطاق راهنمایی می کرد
و در آنجا بر روی تخت ، کتابی به رنگ سیاه و سرخ وجود داشت
که اسم من به رنگ طلایی بر روی آن نوشته شده بود
و هنگامیکه آن را گشودم
عکس هایی از زندگیم در آن نقش بسته بود
و ندایی از اعماق برخاست که
هیچ کس نمی تواند بگذرد
هیچ کس حتی تو ، نمی تواند از روز قضاوت بگریزد
از هیچ کس چشم پوشی نخواهد شد ، بهشت آنجا تنها
برای کسانی است که خشنودی دیگران را بدست آورده باشند
در دروازه سنت پیتر
آن پیرمرد در حالیکه دست مرا گرفته بود ، گفت : "با من بیا"
در اینجا کسی است که تو او را قبلا دیده ای
در اتاق سمت چپ ، مردی است که تمام تلاش خود را به کار گرفت
تا لذت و خوشحالی را برای همگان به ارمغان آورد
اما در آن اتاق در سمت راست
شخصی است که در زندگی خود یک دیکتاتور بوده است
ما اینجا منتظر او بوده ایم ، همانطور که میتوانی حدس بزنی
برای تمامی خونهایی که ریخته است
و همۀ کسانی که کشته است
ما او را برای همیشه به زندگی در جهنم محکوم میکنیم
هیچ کس نمی تواند بگذرد
هیچ کس حتی تو ،هیچکس نمی تواند از روز قضاوت فرار کند
از هیچ کس چشم پوشی نخواهد شد ، بهشت آنجا تنها برای
کسانی است که خشنودی دیگران را بدست آورده باشند
در دروازه سنت پیتر
با طلوع آفتاب از خواب بیدار شدم
و دیدم که شخصی در اتاقم است
یک زن، که مانند فرشتگان لباسی تمام سفید بر تن داشت
و او به من گفت : "تو باید عجله کنی
در زمانی که برایت باقی مانده است
کنون برو ، قبل از اینکه آنها نظرشان را عوض کنند"
و من از پنجره
هزاران نفر یا بیشتر را دیدم
که در حال به زانو درآوردن آن دیکتاتور بودند
و گریه و فغان او
صدای قدمهای من بر روی زمین را می شکست
در حالیکه خود را به محل امنی در بین درختان رساندم
هیچ کس نمی تواند بگذرد
هیچ کس حتی تو ، نمی تواند از روز قضاوت بگریزد
از هیچ کس چشم پوشی نخواهد شد ، بهشت آنجا تنها
برای کسانی است که خشنودی دیگران را بدست آورده باشند
در دروازه ای که سنت پیتر نگهبان آن است ...
توضیح : سنت پیتر از پیروان حضرت مسیح بوده ، در برخی از اعتقادات از او به عنوان نگهبان دروازۀ بهشت یاد می شود

Waiting For The HurricaneFrom: Best Moves
Standing in the foyer of the Grand HotelSuitcase in his hand looking for a billThere's a hurricane coming and everyone's trying to get awayTime of the season, time of the yearThe weather reporter from Miami is clear"Find a save place to hide," there's no place hereAnd then the lights go downIn that Caribbean townAnd the fishing boats that go out from the coastAre tied up and dry, yeah yeah yeahSuddenly there's a movement to the telephoneBut nobody's calling home tonightThey've taken out the very last flightAnd they close down the borderline'Cos there ain't nowhere to hideWaiting for the hurricaneThere is nowhere here to hideWaiting for the hurricaneOh there is nowhere you can hideWaiting for the hurricane, no no no no...Staring out the window of the Grand HotelThe sea was roaring, I remember wellAnd then the honeymoon bride began to cryBut as the band played onSome old love songWell he held her handGave her to understandIt'll be alright, yeah yeah yeahSuddenly there's a movement to the radioBut nobody's getting home tonightThey've taken out the very last flightAnd they closed down the borderline'Cos there ain't nowhere to hideWaiting for the hurricaneThere is nowhere here to hideWaiting for the hurricaneOh there is nowhere you can hideWaiting for the hurricaneOh there is nowhere you can hideWaiting for the hurricaneOh oh, waiting for the hurricaneOh oh, waiting for the hurricaneNo no no no...
در انتظار طوفان
در سرسرای هتل ایستاده است
با چمدانی در دست در انتظار تصفیه حساب
طوفانی در راه است
و هر کسی سعی میکند تا بگریزد
در چنین فصلی ، در این وقت سال
گزارش آب و هوا از میامی روشن است
در جایی امنی پناه گیرید ،اما اینجا چنین جایی وجود ندارد
و آنگاه در شهری بر ساحل کارائیب
نور چراغها کم میشود
و قایق های ماهیگیری که معمولا به دریا میروند
کنون در خشکی بسته شده اند ،آری آری آری
هجومی ناگهانی بسوی تلفن
اما امشب کسی به خانه زنگ نمیزند
آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند
اما مرزها بسته شده اند
دیگر جایی برای گریختن نیست
در انتظار طوفان
جایی برای گریختن نیست
در انتظار طوفان
آه جایی برای پنهان شدن نیست
در انتظار طوفان نه نه نه
از پنجره گراند هتل به بیرون خیره شدم
دریا می خروشید، بخوبی بیاد می آورم
آنگاه اشکهای نو عروس سرازیر شد
اما همین که نوازندگان
آهنگهای عاشقانه خاطره انگیزی را شروع بنواختن کردند
او دست محبوبش را فشرد
و به او دلداری داد
که همه چیز درست میشود، آری آری آری
ناگهان هجومی دیگر بسوی رادیو
اما امشب کسی به خانه نمی آید
آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند
و مرزها بسته شده اند
جایی برای پنهان شدن نیست
در انتظار طوفان
جایی برای گریختن نیست
در انتظار طوفان
نه نه نه
کلیپ:
http://www.youtube.com/watch?v=r2HwHhH3u1I

Heart of DarknessLast night I saw it there shining in the dark againThe light that all men seem to fearThey say that sailors were drowning in the bayAnd people kept awayWaiting for the riches that a wreck would bringWhen the morning comesAnd on and on that light returns againTo haunt the ones who would not hear the painI took the old path down climbing over rocks and stonesThe place I knew when I was youngAnd in my fear I had to carry onWhere no-one else had goneLooking in the heart of darkness from aboveTo the man insideI took my chance and set off for the lightAnd started the journey of my lifeAnd in the darkest hour that light was calling meThrough the doorway to another worldAnd there below me I saw all the days of my lifeTill the moment I stood on the shoreWorlds away, this was my destinyTo be back here in another timeAnd all around me I saw the faces that I knewReaching out, "there is nothing to fear,"Worlds awayCome with meLast night I saw it there, shining in the dark againThe light that all men seem to fearCome with me, come with me, come with me...
قلب ظلمت
دیشب در آنجا دیدمش
که در تاریکی میدرخشید
نوری که گویا همگی از آن می هراسند
می گویند که ملوانان در خلیج غرق گشته اند
و مردم در انتظار اموالی از کشتی غرق شده
وقتی که سپیده سر میزند
دوباره آن فروغ باز می تابد
برای تسخیر آنان که درد را برنمی تابند
به کوره راه قدیمی سرازیر شدم
صخره ها و سنگها را در می نوردیدم
جایی که در جوانی می شناختم
با وجود وحشتی که داشتم ناچار از پیمودنش بودم
جایی که پای کسی به آن نرسیده است
از آن بالا به قلب تاریکی نگریستم
به مرد درونم
بختم را آزمودم و بسوی روشنایی رهسپار شدم
و ایچنین سفر زندگیم آغاز گشت
و در تاریکترین لحظات آن نور مرا فرا میخواندبسوی آستانی بر دروازه جهانی دیگرو در آن پایین تمام روزهای عمرم را میدیدمتا زمانی که بر کرانه ایستادماز روزگاران دور تقدیرم چنین بودتا در زمانی دیگر به اینجا باز گردمو در تمامی اطرافم چهره هایی را میدیدم که می شناختمدریافتم که چیزی برای ترسیدن وجود ندارداز روزگارانی دوربا من همراه شودیشب آنجا دیدمش که در ظلمت میدرخشیدنوری که گویا همه از آن می هراسندبا من بیا ، با من همراه شو
با من همراه شو

Sailing AwayWaiting at the water's edgeWatching all the shipsAs they are heading for the harbour wallI was just a boyI was just a boyDreaming of the wide worldDreaming of the wide worldWatching as they disappearReading out the names
Of all the places I have never beenLooking out to seaStaring out to seaDreaming of a wide worldDreaming of the wide worldI wish I was sailing awaySailing awaySailing away, with you tonightWith you tonightWalking down another streetUnderneath the red lightsI am watching where the shadows fallLooking at the girlsListening to the girlsDreaming of a new worldDreaming of that new worldI wish I was sailing awaySailing awaySailing away, in your arms tonightIn your arms tonightI wish I was sailing awaySailing awaySailing away, with you nowWith you now...سفر به دور دستهاکنار دریا ایستاده ام
کشتی هایی را می نگرم
که بسوی بندرگاه روان هستند
تنها پسر بچه ای بودم
تنها پسر بچه ای بودم
در رویای جهانی پهناور
در رویای جهانی پهناور
میدیدم که ناپدید میشوند
بروی آنها نام جاهایی را میخواندم
که هیچگاه ندیده بودم
به ورای دریا می نگریستم
به ورای دریا خیره شده بودم
در رویای جهان پهناور
در رویای جهان پهناور
کاش بر دریاها سفر میکردم
بر دریا سفر میکردم
بر دریا سفر میکردم در کنار تو،امشب
در کنار تو، امشب
بسوی خیابان سرازیر میشوم
زیر نور چراغهای قرمز
جایی را مینگرم که سایه هایی فرو افتاده اند
دخترانی را مینگرم
به آنها گوش فرا میدهم
در آرزوی دنیایی نو
در آرزوی دنیایی نو
ای کاش که بر دریاها میراندم
بر دریاها میراندم
در دریاها میراندم در آغوش تو،امشب
در آغوش تو، امشب
ای کاش که بر دریاها میراندم
بر دریاها میراندم
بر دریاها میراندم، کنون در کنار تو
کنون در کنار تو
کلیپ:

I'm Not Scared Anymoreدیگر از چیزی نمی هراسمWhen I'm lying in the armsOf the woman I loveI'm completely at peace with the worldAnd the dark clouds around meThat often surround meJust fall away into the nightI'm not scared anymore
زمانیکه در آغوش کسی که
دوستش دارم آرمیده ام
با دنیا سر صلح و سازگاری دارم
و ابرهای تیره ای که اغلب
دور و برم را احاطه می کنند
در دل شب فرو می روند
دیگر از چیزی نمی هراسم
When I can't sleep at nightAnd I just stare at the moonListening to your beating heartTo know that you're with meAnd the love that you give meKeeps me from falling apartI'm not scared anymore
زمانیکه شب هنگام خوابم نمیبرد
و به ماه خیره میشوم
به تپش قلبت گوش فرا میدهم
چراکه میدانم در کنارم هستی
و عشقی که بمن میبخشی
مرا از سقوط باز میدارد
دیگر از چیزی نمی هراسم
You are near, you are hereتو نزدیکم هستی ، تو اینجایی
When I think about the waysOf the other worldAnd all the ones who've gone beforeWell I believe they can see usBelieve they are with usHear every word that we speakI'm not scared anymore
زمانیکه دروازه های دنیای دیگر می اندیشم
و آنان که پیش از این رهسپار شده اند
باور دارم که ما را میبینند
باور دارم که همراهمان هستند
هر کلمه ای را که می گوییم میشنوند
دیگر از چیزی نمی هراسم
Oooh They hear every word that we sayOooh When I have my lover with meI'm not scared anymoreI'm not scared anymoreآه آنها هر کلمه ای را که می گوییم میشوند
آه زمانی که عشقم را همراهم دارم
دیگر از چیزی نمی هراسم
دیگر از چیزی نمی هراسم
When I'm looking at my childrenAnd the world where we liveAnd the violence coming every dayWell I know I'll protect themWith the power of my loveTo the very last drop of my bloodI'm not scared anymoreزمانیکه به فرزندانم می نگرم
و جهانی که در آن زندگی می کنیم
بلایا هر روز سرازیر میشوند
اما میدانم که از آنها با قدرت عشقم
و تا آخرین قطره خونم
محافظت خواهم کرد
دیگر از چیزی نمی هراسم
Can you hear me, I am nearCan you see me, I am hereآیا صدایم را میشنوی ، در کنارت هستم
آیا مرا میبینی ، اینجا هستم