| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
57
|
88/12/29 (11:42)
|
|
||
|
|
0
|
46
|
88/2/19 (16:33)
|
|
||
|
|
2
|
102
|
88/2/19 (16:10)
|
|
||
|
|
16
|
222
|
88/2/19 (15:37)
|
|
||
|
|
0
|
47
|
88/2/12 (14:40)
|
|
||
|
|
0
|
68
|
88/2/12 (14:30)
|
|
||
|
|
0
|
83
|
88/2/12 (14:17)
|
|
||
|
|
3
|
1428
|
87/5/25 (19:26)
|
|
||
|
|
1
|
62
|
87/4/15 (10:03)
|
|
||
|
|
4
|
239
|
87/1/12 (20:38)
|
|
||
|
|
8
|
50
|
86/12/28 (13:11)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
86/12/26 (09:27)
|
|
||
|
|
0
|
39
|
86/12/5 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
68
|
86/11/5 (11:01)
|
|
||
|
|
0
|
74
|
86/10/14 (15:06)
|
|
||
|
|
0
|
50
|
86/10/14 (14:52)
|
|
||
|
|
0
|
46
|
86/10/14 (13:20)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
86/10/4 (13:24)
|
|
||
|
|
1
|
62
|
86/9/4 (14:54)
|
|
||
|
|
2
|
64
|
86/8/25 (13:02)
|
|

ساخت معبد”داچائو سی”واقع در مرکز شهر لهاسا را ملکه تبتی به نام ” سوزان کانبو” برای پرنسس “ون چن ” سلسله “تان ” که بمنظور ازدواج با این ملک وارد تبت شده بود ،از سال ۶۴۷میلادی آغاز کرد .در این معبد ساختمانهائی از قبیل کاخهای بودا و سالنقرائت کتابهای مقدس دارد . کاخ اصلی بودا بنای ۴طبقه با شیروانی مسی زراندود بسیارشکوهنند و مجلل بنظرمیرسدکه از نظر معماری دارای سبک معماری دودمان “تان ” بوده وبا خصلت هنر معماری نپال و هند تلفیق یافته است . درمیان کاخ اصلی مجسمه مسیزراندود” ساکیامونی”(موسسه دین بودا) به ارتفاع ۴ قد وی در سن ۱۲سالگی قرار دارد. این تمثال را پرنسس سلسله “تان ” “ون چن ” ازپایتخت “تان ” همراه آورده بود .بررویدیوارهای راهرو و قصرهای این معبد نقشه های دیواری تبتی به چشم می خورد که جریانپرشکوه ورود پرنسس “ون چن ” به تبت و داستانهای افسانه ای بسیار زنده را ترسیم میکنند. طول این نقشه ها به یکهزارمتر میرسد.
در خیابان “داجایو چیه ” در حاشیه معبد “دا چائو سی” دکانهای کوچک تجار محلی ونپالی وهندی متقاطع یکدیگر است و در آن انواع رنگارنگ اشیای هنرهای دستی ویژه بهفروش میرسد. آنچه که جالب به نظر می رسد ، اشخاصی هستند که در خیابان به زانو درآمده و بر زمین بوسه میزنند.آنها کف های دو دست را بهم چسبانده ، زانو بر زمین زدهو در حین بوسه زدن بر زمین ، به جلو حرکت میکنند.این عالی ترین طرزعبادت دین لامابشمار میرودو دینداری و ایمان آنان را نشان میدهد. عده ای از انها از راه دور درحالیکه مرتبا بزانودر آمده و بر زمین بوسه می زنند ،به معبد می رسند و عده ای دیگراز اهالی این شهر هستند که صبح زود حدود نیم ساعت به دور معبد “داچائو سی” عبادتمیکنند و سپس به خانه برگشته صبحانه میخورند و سرکار میروند.گوئی اینگونه طرز عبادتنوعی ورزش مانند “چیگون ” است و علاوه بر یک رسم مذهبی محتوای نوین پیدا کرده و بهیک طرززندگی خاص اهالی لهاسا مبدل گردیده ست .
در جاده طولانی ابریشم ، شمار زیادی از گذرگاه ههای مهم وراهبردی ، قلعه ها ،معابد ” شی کو ” ، منزلگاه ها ، آرامگاهها و برجهای آتش برای خبررسانی و غیره باقیاست.
حفره هزار مجسمه بودایی ” که زی آر ” و با زی که لی که” از غارهای صخره ای معروفآن محسوب می شود دا رای نقاشی های دیواری با آمیختگی فرهنگهای چین ، هند و پارس وسبک هنری خاص است.
” با زی که لی که ” واژه اویغوری به معنای آن میانه کوه است. سوراخ ” بازی کهلی که ” در شمال شرقی شهر “تو لو فان ” قرار دارد که در قرن ۶ قبل از میلاد تا قرن ۱۴ میلاد حفر شده است. رنگ نقاشی های دیواری آن با شکوه و اشکال افراد زنده و زیبااست و سبک نقاشی سلسله تانگ را نشان می دهد . هرچند که نقاشی های دیواری به سختیتخریب شده ، ولی مساحت باقی مانده به بیش از ۱۲۰۰ مترمربع رسیده است . این سوراخیکی از مهمترین و بهترین آثار تحت حفاظت با گسترده ترین نمایندگی در گنجینه هنرهایمذهب بوایی ” خوی هه ” است که اطلاعات گرانبهایی برای تحقیق و بررسی تاریخ و فرهنگو هنرهای نواحی غربی به دست می دهد .

بادبادک
که یکی از اختراعات قدیمی چین است ، تاریخ دیرینه دارد . در کتاب های
قدیمی نوشته شده است که در سال 400 قبل از میلاد ، " مو زی " اندیشمند
معروف و " لو بان " استاد نجاری در چین با خیزران و چوب پرندگان چوبی
ساختند . این نوع پرندگان که " مو یوان " نام دارد ، می توانست در هوا
پرواز می کرد . این بادبادک نخستین بادبادک جهان محسوب می شود . بعدها
مردم با خیزران و ابریشم بادبادک ساختند . بعد از آن از کاغذ استفاده
کردند و بادبادک هایی به نام " جیر یوان " ساختند ( " جیر " در زبان چینی
کاغذ معنا می دهد ) . در اواخر سلسله تانگ ( سال 618 تا 907 میلادی ) مردم
سوتی در " جیر یوان " نصب می کردند و سوت با دمیدن باد به داخل آن به صدا
در می آورد و بدین سبب بادبادک گرفت .
بادبادک قبلا یک وسیله نظامی بود . مثلا برای اندازه گیری فاصله بین واحدهای نظامی دو کشور و یا اطلاع رسانی مورد استفاده قرار می گرفت . در سلسله " تانگ " مردم به تدریج بادبادک را برای تفریح هوا می کردند . در سلسله " سون " در قرن 10 میلادی ، بادبادک چین به تدریج به مناطق مختلف جهان مانند کشورهای آسیایی کره شمالی ، ژاپن ، مالزی و اروپا و قاره آمریکا راه یافت . بادبادک چین در مناطق اروپایی و قاره آمریکا به وسیله پرواز تبدیل شد . سرانجام برادران " رایت " آمریکا نخستین هواپیمای مسافربری را ساختند . بدین سبب ،در سالن نمایشگاه فضاپیمای واشنگتن آمریکا یک بادبادک چینی به چشم می خورد که روی آن نوشته است : نخستین وسیله پرواز بشر بادبادک و موشک چین است .
بادبادک چینی سبک خاصی دارد . از لحاظ موضوع آن می تواند به سه نوع
تقسیم شود : اول شکل های حیوانات . مثلا عقاب ، پروانه ، ماهی ، اژدها ،
هزار پا ، پرستو و " فون هوان " ( نوعی پرنده در افسانه های چین ) . دوم
تصاویر افراد معروف در افسانه ها ، آثار ادبیات و اپرای سنتی . برای نمونه
پادشاه میمون ، فرشته و کودکان با ماهی در آغوش . سوم شکلهای وسائل زندگی
روزمره از جمله بابزن ، سبد گل و چراغ .
بادبادک چینی متنوع است . بیجینگ ، " تیان جینگ " ، " سی چوان " و " شان دونگ " مناطق معروف تولید بادبادک چین است . مثلا بادبادک " تیان چینگ " که در آن بیش از ده پرستو با خطوط فرعی با خط عمده به یکدیگر متصل شده است . هنگامی که بادبادک به هوا می رود ، پرستوها به دور یک خط پرواز می کنند و همانند پرستوهای واقعی به نظر می رسند . بادبادک استان " شان دونگ " چین به بادبادک شهر " وی فان " معروف و بادبادک شهر " وی فان " به بادبادک هزار پا با سر اژدها معروف است . این نوع بادبادک دارای سری همانند سر اژدها و بدنی مثل بدن هزار پاست . بادبادک مذکور انواع مختلف دارد . کوچک ترین آن می تواند در دست نگهداشته شود و بزرگترین آن چند صد متر طول دارد و شکل و رنگ آن متفاوت است . در اولین نمایشگاه بین المللی بادبادک شهر " وی فان " در سال 1984 میلادی ، یک بادبادک عظیم هزار پا با سر اژدها به هوا رفت . بلندی سر این بادبادک 4 متر ، عرض آن 4 متر ، قطر کمر آن 2/1 متر ، طول کلی آن 320 متر و بزرگترین بادبادک چین در آن زمان بود .
بادبادک چین فراورده فنی و هنری است و علاقه مندان بادبادک مناطق
مختلف جهان نیز به آن علاقه دارند . اکنون ، نمایشگاه بین المللی بادبادک
شهر " وی فان " نمایشگاه سالانه پر شکوه بادبادک است . هر سال در ماه
آوریل بسیاری کارشناسان چینی و کشورهای خارچی بادبادک در شهر " وی فان "
گرد آمده و در باره بادبادک تبادل نظر می کنند . این شهر بزرگترین
نمایشگاه بادبادک جهان محسوب می شود و بادبادکهای کمیاب چینی و خارجی در
روزگار قدیم و امروزه در آن به معرض نمایش در آمده است .
بیش
از دو هزار سال قبل در سلسله امپراتوری " هان غربی" در چین ماموری برجسته
به نام" سی ماچیان" تاریخدان و ادبیب نامدار باستانی چین پا به عرصه
گذاشت.
همان طورکه گفته شد در بیش از دو هزار سال و یکصد سال قبل " سی ما چیان" در خانواده ای عالم و تاریخدان در استان " شانسی" به دنیا آمد. پدرش در دوران امپراتوری " هان غربی" تاریخدانی والامقام و مسئول رصد خانه ، تعیین تقویم ، برپایی مراسم مذهبی ، قربانی کردن و اداره کتابهای دربار بود. وی دانشمندی برجسته در بسیاری از رشته ها بود و به سنت یک خانواده موروش مقام واخیتارات خود را بسیار گرامی می داشت.
او در صدد تنظیم و نگارش یک کتاب تاریخ عمومی بود لکن تا پایان عمر به این مقصود نائل نیامد. به همین سبب امیدوار بود فرزندش " سی ما چیان" این وظیفه را دنبال کند. همین موضوع توانست " سی ما چیان" را فوق العاده تحت تاثیر قرار دهد. " سی ما چیان" تا 10 سالگی به همراه پدرش درشهر "چان آن" اقامت داشت و از همان زمان مطالعه آثار ادبی قدیمی را آغاز کرد. در 20 سالگی از کار کتابخوانی فارغ شد و به سیاحت در اطراف رودخانه یانتسه و رودخانه زرد پرداخت و سپس به زادگاه کنفوسیوس آموزگاری رفت.
" سی ما چیان" پس از چندی به "چان ان" برگشت و خیلی زود به عنوان یک مامورعالی تاریخدان ترفیع گرفت. در این دوران وی با استفاده از فرصت پیش آمده بریا بازرسی ازمکانهای بسیاری دیدن کرد و همین موضوع به او امکان داد تا مناظر با شکوه مینهن را با چشم خود مشاهده کند و از بسیاری واقیعات تاریخی مطلع شود و در نتیجه کمبود یاداشتهای تاریخی را اصلاح کند و تکامل دهد و درهمین حال با زندگی واقعی مردم آشنا شود.
وی همزمان به مطالعه کتابهای قدیمی و مرتب و منظم کردن یاداشتها و مدارک تاریخی نیز ادامه داد تا اینکه سرانجام در سال 104 قبل از میلاد نگارش اثر خود به نام " یاداشتهای تاریخی را شروع کرد.

اما درست در جریان نگارش این کتاب بود زندگی " سی ما چیان" دستخوش یک
تحول عظیم شد. سال 99 قبل از میلاد " سی ما چیان" سخننانی راجع به تسلیم
ژنرال" لی لن" به دشمن ایراد کرد و همین موضوع امپراتور را فوق العاده
خشمگین ساخت و در نتیجه وی بیرحمانه مورد شنکنجه درباریان قرار گرفت و
اخته شد. " سی ماچیان" از فرط نگرانی و ناراحتی و اهانتی که به او شده بود
نزدیک بود بمیرد. لکن مصمم شد با تحمل همه این اهانتها و رنجها نگارش کتاب
خود یعنی " یاداشتهای تاریخی را به اتمام برساند. پس از آزادی از زندان به
مقامی بالاتر ترفیع یافت ولی از آنجا که این مقام معمولا توسط خواجه های
دربار اشتغال می شد و اهانت و تنگی برای او محسوب می گردید آن را نپذیرفت
و عاقبت در سال 93 قبل از میلاد موفق شد تا نگارش اثر خود یعنی یاداشتهای
تاریخی را به اتمام رساند.
"
هان وو دی " یکی از پادشاهان سر شناس دوران باستان چین بود . سال 140قبل
از میلاد " لیو چه " 16سال بر تخت پادشاهی نشست و " هان وو دی " خوانده شد
. وی به مدت 54سال چین را اداره کرد و در امور داخلی و خارجی به موفقیت
های برحسته ای نایل آمد، در دوران زمامداری وی چین به یکی از قوی ترین
کشورهای جهان وقت مبدل شد . بر اساس " تاریخ جهان " به تحریر "ویرز"
دانشمند مشهور انگلیسی در آن زمان فقط کشورسلطنتی رم در برابر قدرت سلسله
"هان" چین یارای مقاومت داشت .
بعدها هنگام اشاره به " هان وو دی " قبل از هر چیز از خدمات نظامی تقدیر شده است . مرزهای سلسله هان پس از تاسیس در سال 202ق م پیوسته مورد حمله " شیون لو " ملت کوچ نشین شمالی قرار گرفته و امنیت و توسعه اجتماعی و اقتصادی آن تحت تاثیر جدی قرار گرفت . حاکمان قبل از " هان وو دی " بر اثر محدودیت قدرت کشور سیاست دفاعی انفعالی را اتخاذ می کردند ، آنان دخترک خود را تحت سرکردگی ملت " سیون لو " عروس می کردند تا صلح و آرامش موقت برقرار شود.
" هان وو دی " پس از روی کار آمدن تدابیر زیادی برای تقویت نیروی نظامی کشور اتخاذ کرد ، از طریق تلاش های چند ساله کارهای تدارکاتی برای جنگ همه جانبه با ملت " شیون لو " انجام شد . وی قشون خود را به عمق علفزارها و بیابان های شمال غربی اعزام کرد و چندین بار به سختی ارتش ملت " شیون لو" را شکست داد . در نتیجه این ملیت به مرکز و غرب آسیا متواری شده و لذا مرزهای سلسله "هان" آرام و محیط توسعه این کشور با ثبات شد .
" هان وو دی " همچنین مناطق جنوب غربی و جنوب چین را پیوند داده و فرستاده هایی به کشورهای کوچک اطراف فرستاد . شهامت و خیرخواهی سلسله هان در مناطق دورافتاده شنیده می شد ، سرزمین سلسله هان در زمان " هان وو دی " به مراتب وسعت داده شده و نقشه جغرافیایی چین از آن به بعد ظرف بیش از دو هزار سال اساسا مشخص شد . در امور داخلی " هان وو دی " روحیه مبتکر و نوآوری داشت ، وی در برابر فشارهای ناشی از محافظه کاران از اندیشه مذهب تائو مبنی بر همراهی با طبیعت صرف نظر کرده و تئوری کنفوسیوس را به عنوان اندیشه حاکم تعیین نمود . از آن به بعد تئوری کنفوسیوس به عنوان قویترین ابزار اندیشه حاکمان فئودالی در تاریخ بیش از 2000 سال پیش جایگاهی تزلزل ناپذیر داشت . این وضع تا اوایل قرن 20 سلسله چینگ تغییر کرد .
" هان وو دی " سیاستمدار دوراندیشی محسوب می شد ، وی دو بار " جانگ چیان " را به مناطق غربی اعزام کرد ، " جانگ چیان " جاده ابریشم بین چین ،آسیای میانه و جهان غرب را گشود. تولیدات ابریشمی ، ظروف چینی ، هنر کاغذسازی و هنرهای چین از طریق جاده ابریشم به نقاط مختلف جهان صادر شده و مواد معطر و هنرهای دستی خارجی نیز از این جاده به چین راه یافت . این خطوط ترافیک شرق و غرب چند صد سال رونق داشت و تا قرن هشتم به دنبال توسعه کشتیرانی رو به زوال گذارد . " هان وو دی " برای تبادلات فرهنگی چین و غرب پایه ریزی کرد و شهر " چانگ آن " پایتخت سلسله هان مرکز سیاسی و اقتصادی وقت آسیا بود.
" هان وو دی " به ادبیات و هنر علاقه داشت . " شی ما شیان رو" با درایت ادبی به مقامی بالا رسید . " سی ما چیان " تاریخدان معروف چین به اتهام ارتکاب جرم سنگین زندانی شد ، " هان وو دی " وی را مورد مجازات سنگین قرار داد اما وی را نکشت تا اینکه در نهایت " سی ما چیان " بزرگترین حماسه چین را نگاشت .
" هان وو دی " فردی مقدس نبود . وی فردی مغرور ، مستبد ، شهوترات و دارای زندگی تجملاتی بود . به علت جنگ های بسیار در سالهای متوالی ، مردم مالیات سنگینی تادیه نموده و زندگی کشاورزان فوق العاده سخت بود . وی همچنین بر اساس یک شایعه با فرزند خود جنگید و در پایان ده ها هزار نفر از هر دو طرف در این جنگ کشته شدند . " هان وو دی " در سن بالا درباره خدمات و تقصیرات خود شناخت حقیقی داشت ، وی حکمنامه ای نیز برای مجازات خود صادر کرد تا تقصیرهایش بازنگری شود . این مورد در میان پادشاهان سلسله های باستانی چین کمتر دیده شده است .

روز 18فوریه مصادف با عید بهار پرشکوه ترین عید سنتی چین است . در چین رسوم فراوانی برای جشن گرفتن وگرامیداشت عید بهار وجود دارد و چسباندن اشعار دو بیتی یکی از این رسوم است .
در آستانه عید بهار تمام خانواده های چینی اشعار دو بیتی را روی دو کناره درخانه می چسبانند . این اشعار روی کاغذ قرمز نوشته می شود ، رنگ سرخ در چین نشانگر شادی و خوشبختی است . چینی ها با اشعار دو مصرعی آرزوی نیکی و خوبی در سال نو را ابراز می کنند . برای مثال ، " بهار بازگشت به زمین ، خوشبختی حکمفرما در دنیا " ، این یکی از نمونه های شعر دو بیتی مورد استفاده چینی ها است .
اشعار دو مصرعی از تابلوی چوب هلو سرچشمه گرفته است. یک اسطوره باستانی چین می گوید : در دریای شرق کوهی با نام " دو سو" وجود داشت و در این کوه یک درخت هلوی بزرگ دیده می شد و طول ریشه آن به سه هزار کیلومتر می رسید . این درخت یک شاخه قوسی شکل داشت و شبیه دروازه بود . در کوه "دوسو" دیو، جن و شیاطین سکونت داشتند . دروازه درخت هلو تنها راه خروج از این کوه بود . یک خروس بامداد هر روز در بام درخت هلو بانگ می زد ، دیوها ، جن ها و شیاطین که شامگاه از کوه پائین رفته بودند ، باید با عبور از دروازه به کوه باز می گشتند . دو ژنرال آسمانی با نام های " شن سو " و " یو لی " دروازه را نگهبانی می کردند . عملکردهای جن ها و دیوها زیر نظر دو ژنرال بود، اگر آنان از بدکرداری یک جن یا یک دیو آگاه می شدند، او را با طناب بسته و به قفس ببرها می انداختند . همه جن ها ، دیوها و شیطان ها از دو ژنرال آسمانی می هراسیدند . مردم به منظور دوری از شیطان و پرهیز از بدبختی تصاویر یا نام های دو ژنرال را روی دو تابلو با چوب هلو ساخته بودند و بر روی ان نوشته هایی دیده می شد . این تابلو در دو کناره دروازه آویزان می شد.
تا سلسله تان قرن هفتم دو ژنرال زمینی جانشین ژنرال های آسمانی شد و روی تابلوی چوب هلو نقاشی شد . " لی شی مین " امپراتور دومین سلسله تان همیشه در خواب می دید که دیوها و جن ها در بیرون کاخ امپراتوری داد و بی داد راه انداخته اند و آرامش را از او گرفته اند . دو ژنرال" چین سو بائو " و " یو چی گون " با سلاح از دروازه کاخ امپراتوری پاسداری می کردند . به این ترتیب خیال امپراتور راحت می شد و بخوبی می خوابید
.مدتی بعد امپراتور به زیردستان فرمان داد قیافه قدرتمند دو ژنرال را نقاشی کنند و تصاویر آنان را روی درها بچسبانند تا به جان دیوها وجن ها هراس بیندازد . این امر شایع شد و مردم نیز تصاویر دو ژنرال را روی درب خانه ها چسبانده و آنان را خدای دروازه می خواندند .
تبدیل تابلو چوب هلو به شعر دو مصرعی مدتی طولانی طول کشید . آورده اند درایام عید بهار سال 964میلادی روی چوب هلوعبارتی خجسته نوشته شد : مبنی بر اینکه سال نو سرشار از شادی ، عید خوش مصادف با بهار . این اولین شعر دو مصرعی برای جشن عید بهار در چین می باشد . از آن به بعد ادیبان چینی خلق اشعار دو مصرعی را امری ادبی دانسته و علاقه خاصی به آن نشان دادند . اشعار دو بیتی ابتدا فقط در طبقه اشراف رایج بود و تا سلسله مینگ در قرن 14میلاد در میان مردم تعمیم یافت .
گفتنی است امپراتور "جو یوان جان" اتفاقا در اندیشه بود که کاری انجام دهد . او در آستانه سال نو فرمان داد که هر خانواده باید اشعار دو بیتی سرخ رنگ را روی درهای خانه خود بچسباند و محیط شادی در سال نو ایجاد کند . در نخستین روز سال نو ، جو یوان جان خود را به شکل فردی معمولی در آورد و به دیدن مردم رفت . او برای یک قصاب بیسواد شعر دو بیتی نوشت . از آن به بعد اشعار دو بیتی در میان مردم رواج یافت و به یکی از رسوم عید بهار تبدیل گشت . اکنون در چین بسیاری از خوش نویسان در محل های عمومی برای مردم اشعار دو مصرعی می نویسند . کتابفروشی ها و بسیاری از فروشگاه ها این کالا را می فروشند .
طبق رسوم ، صاحبان خانواده معمولا در آخرین روز سال این اشعار را روی درب خانه می چسبانند . اشعار دو بیتی محیط شاد و خرم برعید بهار می افزاید.
"داستانهای سه مملکت " اثر معروف ادبی کلاسیک چین با ترسیم های عالی و حماسی جنگی ، تشابهاتی انسانی زنده و متنوع ،سوژه ها و صحنه های هیجان انگیزو جالب توجه با نبردهای عاقلانه و جسارت است و ظرف چندین قرن همواره مورد علاقه و پسند فوق العاده مردم واقع شده و موضوعات تحقیقی برای بسیاری دانشمندان و سوژه های اپراها ، درامها ، نمایش ها و فیلمها بوده است .
مئولف این داستانها "لو گوان جون "میباشد که در قرن 14میلادی می زیست . وی از یک خانواده روشنفکر و دانشمند بود .از کودکی به کتابخوانی علاقه خاصی داشته و کتابهای تاریخی و ادبی بیشماری مطالعه می کرد . این باعث شد تا از ذوق و قریحه ادبی خوبی برخوردار شده و به افرینش آثار ادبی بپردازد . عصریکه "لوگوان جون " در آن بسر می برد ،مملو از تضادهای بغرنج و حاد ملی و طبقاتی بود . حکومت سلسله امپراتوری "یوان "که بدست اشراف مغول برقرار شده بود ،سلطه مستبدانه بر ملت "هان "اعمال می داشت . این موضوع موجب مقاومت شدید ملت "هان" شد و درهمه جا قیام کنندگان دیده می شدند . این افراد نه تنها سلحشورانه با ارتش "یوان " پیکار می کردند بلکه قصد داشتند تا ضمن بر انداختن دودمان "یوان " خود بر چین حکمرانی نمایند.
"لوگوان جون"در جوانی نیز در زمره نیروهای قیام کننده بود و یک افسر ستاد به حساب می آمد. وی در آنزمان سرشار از همت بلند سیاسی بود و آرزوی حکمرانی بر کشور داشت. در همین دوران نیروهای قیام کننده به رهبری "جو یوان جان "به پیروزی نهائی دست یافته و سلسله امپراتوری "مین "را بر قرار نمودند. درنتیجه آرزوی "لوگوان جو" نیز بر باد رفت .به دنبال این شکست او به نگارش آثار ادبی روی آورد .
رمان"داستانهای سه ممکت"داستهای تاریخی بغرنج و اجتماعی یکصد ساله (از 184-280میلادی )می باشد . "لوگوان جون "مولف این رمان با جمع آوری تعداد زیادی کتب تاریخی ،یاد داشتها ،قصه ها ،حکایات و روایات مردمی و تلفیق انها با آرمان سیاسی خود و انشای سرگذشت زندگی در نبردهای نیروهای قیام کننده دهقانان مبارزات سیاسی و نظامی درمیان سه مملکت "وی "،"شو"و "او" را بطور زنده نشان داده است . وی با توصیف مبارزات سهمگین و وحشتناک سیاسی و نظامی و از طرق گوناگون هنری با موفقیت در این اثر گروهی از پرسنلهایی را که جمعا بیش از400نفرند ،ترسیم کرده است .

مولف دهها تن از شخصیتها را در این رمان تشریح کرده و خصوصیات اخلاقی بارز آنها را توصیف نموده است .ازجمله اند :"تسائو تسائو " پادشاه دودمان "وی "که کینه توز و بسیار مشکوک ودر سیاست بازی ماهر بود ،"جو گه لیان " فرمانده ستاد مملکت "شو" که بسیار عاقل ودر مبارزات سیاسی ونظامی تاکتیکهای زیادی داشت ."جان فی"ژنرال مملکت "شو" که بسیا ردلیر و سلحشورو درعین حال گستاخانه و دقیق و جدی رفتار می کردو همچنین "جو یو"مارشال مملکت "وو"که با درایت و باهوش و ساعی برای پیشی گرفتن بر دیگران و در عین حال کوتاه نظر و متعصب بود وقس علی هذا.همه انها از پرسنلهای مورد تحسین و تمجید مردمی به حساب می آیند .
رمان "داستانهای سه مملکت "نه فقط حائز ارزش عالی ادبی بوده بلکه اثری چون یک دائره المعارف جامعه فئودالی است .در چین تعداد زیادی از کارشناسان و دانشمندان هستند د که روی این کتاب مهم و با ارزش معالعه و تحقیق می کنند و از نظر تاریخ ،روانشناسی ،روابط عمومی ،تاکتیک ، مدیریت و زمامداری ،نظامی و هنری وحتی اصول اخلاقی خلاصه از هر حیث به کاوش ارزش فرهنگی و اهمیت عملی این اثر مشغولند. رمان "داستانهای سه مملکت "همچنین مورد علاقه مردم کشورهای جهان واقع شده و به زبانهای مختلف ترجمه و چاپ و نشر گردیده و درسراسر جهان به فروش رسیده است و "یک اثر برجسته مردمی "نامیده می شود .
انجمنهای پس انداز و وام نخستین بار در چین در زمان سلسله هون 200 سال پیش از میلاد بوجود آمد، بدین ترتیب كه پونك كونك كه چینی منتقد و ثروتمندی بود نخستین انجمن اعطای وام را كه خصایص تعاونی داشت تاسیس كرد. یكی از خصوصیات این انجمنها آن بود كه محدود به گروه كوچكی در جامعه بود و مخارج اداری نداشتند. من باب مثال كسی كه احتیاج به پول پیدا می كرد از بستگان و دوستان خود درخواست می كرد كه انجمنی مركب از تعداد معینی از افراد تشكیل دهند.از هر عضوی درخواست می شد كه سهمیه مساوی به صندوق پرداخت كنند. هر سه ماه یكبار جلسه ای در خانه رئیس انجمن تشكیل می گردید و از اعضاء خواسته می شد كه در جلسه حضور یابند. جلسات مزبور طبق اطلاع قبلی دایر می شد و از وام گیرنده تقاضا می شد كه قسطی از وام دریاقتی را با نرخ بهره متعلقه كه قبلاً روی آن توافق شده بود پرداخت كند. میزان هر قسط مساوی مبلغ پرداختی هر یك از اعضاء بود و بهره دریافتی بطور یكسان میان وام دهندگان تقسیم می شد.
یكی از خصوصیات این انجمنها یا نبود كه هریك از اعضاء موظف بودند كتابچه ای با خود داشته و تعداد كسانی را كه در هر جلسه شركت می كردند در آن یادداشت كنند. هرگاه عضوی به عللی نمی توانست در جلسه حضور یابد سهم او با سه روز مهلت از نامبرده دریافت میگردید. درصورتی كه پس ا انقضاء مهلت، عضو سهم خود را همچنان نپرداخته بود مشمول جریمه میگردید.
از مقررات انجمنهای اعطای وام در چین باستان رئوس عمده ذیل را می توان استخراج كرد:
· انجمن محدود بود و هر عضوی سهمی مساوی می پرداخت.
· پرداخت اقساط و بهره به فواصلی معین صورت می گرفت.
· تقسیم سود براساس تساوی بود.
· بازپرداخت بفواصلی معین انجام می گرفت.
· وام به كسی داده می شد كه حاضر بود نرخ بهره بالاتری بپردازد.
· به عدم پرداخت سهم در سرموعد جریمه تعلق می گرفت.
در سال ١٨٢٣ ؛ رابرت بروس بریتانیایی؛ افسر كمپانی هند شرقی؛ در ایالت آسام هند بوته های وحشی چای را شناسائی کرد. تا آن روز بد یهی بود كه بوتة چای كه گیاه شناسان قرن هیجدهم آن را تیا سینسیس یا كاملیا سینسیس می نامید ند از اصل چینی است. با این وجود از نظر برخی؛ كشف بروس نشان می داد كه چای از هند می آید. پس از آن فرضیه منشا دو گانة چای پیش كشیده شد (چایی كه برگ های ریز دارد چینی است و چای دارای برك های درشت هندی)؛ پس از آن چند ین منشا برای چای در مناطق مختلف آسیای جنوب شرقی پیش كشیده شد؛ و سپس منشایی واحد كه در مرز بین هند؛ چین و بیرمانی کنونی قرار دارد. این كه ریشة و منشای چای غیر چینی باشد نمی توانست چینی ها را راضی نگه دارد. آنان به جستجوی بوته های وحشی چای در سرزمینشان رفتند و در قریب ده ایالت و حداقل ٢٠٠ محل بوتة چای وحشی یافتند. در نسخ قد یمی چند ین مرجع در مورد بوته های وحشی چای پیدا کردند و.خاطر نشان ساختند كه به هنگام ظهور چای در صد تا دویست میلیون سال پیش؛ شمال هند یا در زیر آب بوده و یا این كه اقیانوسی آن را از آسیا جدا می ساخته است. بالاخره آنها ثابت كردند كه گونه های با برگ درشت و با برگ ریز بیشتر از آن با یكد یگر قرابت دارند تا بتوانند منشا جداگانه داشته باشند. در این زمان های دور نه چینی ها وجود داشتند نه هندی ها و چین و هند هم به این معنی وجود نداشت؛ و این تمایل به ثابت كردن این كه چای متعلق به این یا آن است به نظر مسخره می آید. بیشتر به این خاطر كه همراه با گفتمان های غضب آلودی می شود كه گفتمان های وطن پرستانه در مورد مسایل مهم تری چون اسقلال تبت یا وضعیت تایوان را به خاطر می آورد. این حساسیت و زود رنجی دارای جنبه ای تعجب آور است؛ هیچ كسی نقش چینی ها در كشف چای به عنوان نوشید نی یا مشاركتشان در كشت چای را زیر سوال نبرده است. چه قوم دیگری بغیر از چینی ها از چای یكی از « هفت گنج » بزرگان در کنار سیتار ؛ شطرنج؛ خطاطی؛ نقاشی؛ شعر و... الكل را ایجاد كرده است؟ در كدامین فرهنگ بشری از هزار سال پیش چای به عنوان یكی از هفت ضرورت زندگی روزمره همراه با هیزم سوخت؛ برنج؛ روغن؛نمك؛ سوس سویا؛ و سركه قرار گرفته است؟ اما د قیقا به دلیل این اهمیت؛ مسآله منشا، بعدی خاص می یابد. تاریخ چای با هویت ملی پیوند خورده است. كلیه متون بر پنج هزار سال سابقه استفاده از چای گواهی میدهند (١)؛ اما این رقم از كجا می آید؛ همواره پیوندی بین كشف چای و چهرة اسطوره ای شنونگ؛ زارع الهی صورت می گیرد كه بر اساس سنت در آغاز هزارة سوم قبل از میلاد می زیسته است. طبق گفتة سنت؛ رسالة داروئی بنكایو جینگ كه نام چای در آن ذكر شده است؛ به دست شنونگ نگارش یافته است؛ اما در واقع بنكایو جینگ در آغاز عصر ما نگارش یافته است و در مورد مصرف چای در سه هزار سال پیش چیزی را ثابت نمی كند. دومین توضیح در مورد این پنج هزار سال این است كه؛ مدت تاریخ چین كه چینیان مرتب آنرا تكرار می كنند كه پنج هزار سال است. چای به نوعی مترادف تمدن است. آیا طول تمدن چین و چای نباید منطبق با یكدیگر باشد؟ هم چنان كه كتابی كه به تازگی در مورد چای چاپ شده است می نویسد؛ هنگامی كه پنج هزار سال تاریخ ملت چین را ورق می زنیم؛ در هر صفحه عطر چای را می چشیم. مساله این است كه پنج هزار سال مدتی بیش از حد اغراق آمیز در مورد تمدن چین است؛ این رقم ناشی از ابهام بین تاریخ و افسانه است. این مدت زمان به چهره های بنیاد گذاری باز می گردد كه در آغازهزارة سوم قبل از عصر ما می زیستند و به ویژه امپراطور زرد كه همة چینی ها مدعی آنند كه فرزندان و نوادگان اویند. اما اولین متونی كه در این مورد نوشته شده است به هزاران سال بعد باز می گردد؛ واقعیت تاریخی آن مشكوك است. اگر تاریخ (نوشتار؛ برنز؛ اولین شهرها؛ و سازمان اجتماعی پیچیده) در سومر (اوروك) آغاز می شود یا در مصر در كمی بیش از پنج هزار سال پیش؛ چنین تاریخی ، در چین ١٥٠٠ سال بعد شروع می شود. اولین اسناد نوشته شده در چین به ابتدای سلسلة شانگ ( قرن ١٨ یا ١١ ق-م)؛ عصری كه هم چنین شاهد آغاز و ساختن برنز است. پس چین تقریبا ٣٥٠٠ سال تاریخ دارد؛ كه البته كم نیست؛ اما تاریخ دانان چینی به این رقم قانع نیستند؛. تا آن جا كه به چای مربوط می شود؛ اولین متون و منابع نوشتاری كه به چای اشاره می كند در دورة سلسلة هان نوشته شده است (٢٠٦ ق- م – ٢٢٠ ب- م) . یكی از این منابع ، قرار داد معروف با یك خد متكار است كه متعلق به سال ٥٩ قبل از عصر ما ست كه جزییات كار روزانة یك خد متكار را می نویسد از جملة خرید و آماده کردن چای را. پس چای بیش از ٢٠٠٠ سال تاریخ در چین ندارد؛ تازه پس از این تاریخ هم باید قرن ها صبر كرد تا مصرفش به تمامی قلمروی مملكت رسوخ كند. تا قرن سوم عصر ما؛ چای عمد تا درایا لت سی چوان فعلی در جنوب غربی چین مصرف می شد. در گلچینی از حكایاتی كه از قرن پنجم نقل شده است ؛ می خوانیم كه اشراف زاده ای در قرن قبل، چایی را كه به وی تعارف كرده بود ند، نشناخت؛ این امر نشان می دهد كه در این تاریخ چای هنوز در برخی مناطق نوشابه ای بشمار می رفته است كه گویا از مرزهای غریب می آید. سپس؛ آیین بودا چای را به سوی شمال چین می برد؛ اما باید در انتظارسلسلة تانگ (٦١٨ – ٩٠٧) یا بهتر بگوییم قرن هشتم نشست ، تا چای محصولی نسبتا متداول شود؛ هم چنین در قرن هشتم است كه چای در فرهنگ بزرگ چینی ریشه می دواند؛ با كتاب كلاسیك لو یو (٧٣٣-٨٠٤) كه اولین رساله از سلسله رسالاتی است كه به چای اختصاص دارد. و نیز در قرن هشتم است كه حروف نوشتار چا ؛ حروفی كه هنوز امروزه برای سخن گفتن از چای به كار می رود، ایجاد می شود. پس هنوز تا ٥٠٠٠ سال نوشته فاصلة زیادی داریم؛ اما نباید فراموش كرد كه تاریخ چای در چین طولانی تر از تاریخ چای در اروپا ست؛ چه چای به اروپا در اواسط قرن هفدهم وارد شد. چند سالی است كه كتب و نشریات بی شمار در مورد چای می نویسند؛ مشتقات چای بر شمرده می شود و عده ای چای شناس پیدا شده اند كه همان شراب شناسان در فرانسه را به خاطر می آورند و شاهدی است كه خبر ازتجد ید حیات فرهنگ چای می دهد. این چای شناسی ، هم جزیی از پدیده مد است و هم خبر از بازاری عظیم می دهد. اما در این جا جنبة دیگری از پد یده توجه ما را جلب می كند؛ یعنی آن جهان بینی كه بر اساس آن فرهنگ چای معادل و مترادف فرهنگ چینی به طور اعم است . چای تبدیل به نوشابه ملی شده است و باید این تعریف را از جنبة قوی آن مد نظر قرار داد؛ به زعم بسیاری از نویسنگان رابطه ای بین چای و ملت چینی وجود دارد. البته ؛ شراب در فرانسه یا ویسكی در اسكاتلند نیز داو هایی در مورد هویت را بر می انگیزد. اما كسی تا آن جا پیش نمی رود كه ادعا كند كه فرهنگ شراب برابر یا خلاصة تمامی فرهنگ فرانسه است. اما در چین شاهد همه نوع تلاش جهت پیوند دادن چای به جنبه های اساسی فرهنگ چینی هستیم؛ كه حتی گوهر و جوهر ملی را در بر می گیرد. پس آیا چای نیز چون نقاشی و شعر كهن بی مزه است. در زبان فرانسه كلمة بی مزه تحقیر كننده تر از آن است تا بتواند وضعیتی را توصیف كند كه وضعیت بی تفاوتی ظریفی است كه متخصصان زیبا شناسی چینی آن را به عنوان ویژگی عمدة اثر هنری تلقی می كنند. پیوند های د یگری با فلسفه؛ مذهب یا اساسا با روش چینی نگرش به جهان یا شیوه رفتار در جامعه صورت گرفته است. به این ترتیب چای دایما با مقولة هماهنگی؛ گفتارهایی كه بین ساده و پیچیده تر در نوسانند، عجین شده است. معمولا آب و آتش تحمل یكدیگر را ندارند؛ اما در طریق چای نه تنها همد یگر را تحمل می كنند، بلكه از یكدیگر استفاده هم می كنند(٣). به بیان دیگر چای اجازه می دهد ، نقیضین هماهنگ شوند. نوشیدن چای با یكدیگر به معنی این است كه لحظه ای سلاح ها را به كناری بگذاریم. در رساله ای تاكید از بلاغت فراتر می رود؛ در این رساله می خوانیم؛ فرهنگ چای تبد یل به برداری معنوی برای مرد مان این جهان شده است؛ مردمانی كه در جستجوی صلح و صفا و آرامش هستند؛ و از هم اینك نقش مهمی در مناسبات بین المللی ایفا می كند(٤). فكر طریق چای (چادا یو) ابعاد فنی (چای خوب؛ آب خوب؛ ابزار مناسب؛ طرز تهیة صحیح) و ابعاد معنوی را در بر می گیرد كه از هزاران سال فراتر می رود. مو یو در كتاب كلاسیك چای كه در بالا از آن سخن رفت اعلام می دارد كه؛ هنگامی كه با توجه به چای به خرد و فرزانگی روی می كنیم؛ به اصول اخلاقی می اند یشیم؛ فضیلت را مد نظر قرار می دهیم؛ هنگامی كه به كمك چای فطرت خود را بسط می دهیم و رفتاری شایسته بر می گزینیم؛ در مورد وجود می اند یشیم؛ مراقبه می كنیم و واقعیت را می جوییم تا به رفاه معنوی و خلوص اخلاقی دست یابیم؛ در چنین حالی است كه به سرزمین والای چای؛ طریق چای دست پیدا كرده ایم. آن چه در عصر حاضر عوض شده است ؛ این است كه بر خلاف قد ما كه فكر و نظری در مورد ملت چین نداشتند و پیامشان به گونه ای جهانروا بود؛ نویسند گان معاصر به نظریه شان در مورد این مساله معنی هویتی قوی می بخشند و این فرهنگ چای را به خصوصیاتی كه به زعم آنان مخصوص، حتی اساسی برای ملت چین است، مرتیط می كنند. از نظر یكی از نویسند گان؛ چای حتی در استخوان های « آنها» قرار دارد(٥)؛ جزیی تقریبا بیولوژیك از هویت چینی است. طبق نظر آن دیگر؛ طریق چای؛ طبیعت عمیق چینی است(٦)؛ و از خود می پرسد آیا كسی كه چای نمی نوشد باز هم می تواند چینی باشد(٧). متون بسیاری تاكید می كنند كه عادت سادة تعارف كردن چای كاملا بازتاب دهنده و منعكس كنندة فرهنگ و ادب ملت چین است(٨). درست در نقطة مقابل غرب كه در قران آتش و قدرت قرار دارد؛ چین می تواند خود را به عنوان صلح جو ؛ ملایم و دوست داشتنی، متین و با صلا بت توصیف كند. چای كه ملایم و صلح طلب است با این ویژگی ها همخوانی دارد(٩). از همین دیدگاه؛ چینی ها طریق چای خود را در مقابل مراسم چای ژاپنی (چانویو) قرار می دهند؛ مصرف چای در چین از دستورات چنین غیر قابل انعطافی كه طریق چای ژاپنی دارد، تبعیت نمی كند؛ از جنبة عادات زند گانی ما چینی ها؛ روش ژاپنی ها برای نوشیدن چای، كاملا فاقد لذت زند گی است(١٠). از نظر چینی ها؛ ژاپنی ها بیش از حد تابع شكل و فرم؛ سختگیر هستند و مطلب عمده و اساسی را فراموش می كنند؛ حال آن كه از دید ما چینی ها روش هنری و آرتیستیسك (ژاپنی) نوشیدن چای تنها شكل محض است؛ حال آن كه هدف باید متجلی كردن اند یشة درونی باشد(١١). ژاپنی ها خودشان در مورد این مطالب قضاوت خواهند کرد. بد تر از آن استفاده از چای به عنوان سیمان همبستگی ملی است ؛ به عنوان وسیله ای برای بیان اختلافات و آنتاگونیسم ها بین هان ها و غیر هان ها؛« ٥٦ قوم جمهوری خلق چین همگی رابطة احساسی عمیقی با چای دارند؛ این را شاید بتوان از آن جا توضیح داد كه كلیة نوادگان پادشاهان اسطوره ای یاندی و هوانگدی به وسیلة پیوندهای هم خونی با یكد یگر قرابت پیدا كرده اند»(١٢). این دغدغه جهت جستجوی هماهنگی مانع از ایجاد سلسله مراتب نمی شود؛ بسیاری از نویسندگان تاكید می كنند كه روشی كه بر مبنای آن بعضی قوم ها چای مصرف می كنند (مثلا آن را با سایر ادویه ها مخلوط می كنند) منطبق با مرحلة بدوی مصرف چای است؛ هان ها كه چای را بدون اضافه كردن ادویه می نوشند؛ در مرحلة پیشرفته از این فرهنگ قرار دارند. خواندن این روش استفادة ابزاری از چای نسبت به محتوای سیاسی فعلی جالب است. از آغاز قرن بیستم؛ جزمیت سیاسی بین اید یولوژی انقلابی كه كم و بیش گذشته را به كناری می گذارد وگفتمان ناسیونالیستی كه بر عكس روی عظمت تاریخ ملی تاكید می گذارد، در نوسان است. از پایان سال های ١٩٧٠ ؛ عقاید انقلابی در چین در حال پس رفت است و حكومت روی گفتمان ملی گرا یا ملی تكیه می كند (از جمله بر روی كشت چای) و بیشتر به این خاطر كه برخی ارزش ها (به ویژه ارزش های كنفوسیوس) می توانند به عنوان اخلاق در جامعة ای ظاهر شوند كه از نبود نشانه گذاری های تاریخی در رنج است. |


