| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
27
|
87/10/3 (12:22)
|
|
||
|
|
1
|
33
|
87/6/29 (12:37)
|
|
||
|
|
24
|
133
|
91/1/20 (13:40)
|
|
||
|
|
11
|
99
|
90/1/31 (19:43)
|
|
||
|
|
3
|
111
|
86/7/17 (23:52)
|
|
||
|
|
8
|
138
|
86/7/17 (23:30)
|
|
||
|
|
11
|
83
|
86/7/13 (14:38)
|
|
||
|
|
4
|
67
|
91/2/9 (22:07)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
91/2/8 (01:02)
|
|
||
|
|
10
|
86
|
91/2/8 (00:41)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
89/8/28 (21:25)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/8/1 (19:21)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
88/2/9 (10:44)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/2/9 (10:42)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
88/1/21 (12:40)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
88/1/4 (21:04)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/1/3 (19:49)
|
|
||
|
|
10
|
117
|
87/12/2 (12:41)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
87/12/2 (12:38)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
87/11/13 (19:14)
|
|
آیینها به دو دسته تقسیم مىشوند:
1- آیینهاى غیر الهى و بشرى كه ساخته دست انسان مىباشند. این آیینها كه منشأ وَحْیانى ندارند و در هر زمانى توسط فردى ابداع شدهاند، به هیچ عنوان خصوصیات یك آیین كامل را ندارند، چرا كه بشر با عقل محدود خویش هرگز نمىتواند برنامه سعادت و تكامل جامع و كامل را براى همه انسانها در زمان خود ترسیم نماید، تا چه رسد براى تمامى اعصار و براى همیشه بشر و این مسئله كاملاً با اختلافات و تضادهاى جدى و غیر قابل حل كه میان مكاتب مختلف بشرى وجود دارد، به وضوع نمایان است، زیرا به همه ابعاد وجودى انسان و همه نیازها و خواستههاى حقیقى بشر و حد و تعادل این خواستهها آگاهى ندارد.
از سوى دیگر از معناى سعادت واقعى بشر به خوبى و كامل آگاهى ندارد. و اصلاً نمىداند سعادت در چیست؟ چه چیزى سعادت را تأمین مىكند؟ چه چیزى باعث بدبختى و سیه روزى مىشود.
پس این مكاتب صلاحیت راهنمایى بشر در مسیر كمال را ندارند.
2- ادیان و مكاتب الهى، كه از سوى خداوند، توسط پیامبرانى همچون نوح، مسیح، موسى و محمّد(ص) بر مردم نازل شده است. همه این ادیان به غیر از دین پیامبر خاتم، در هر مرحله از زمان براى هدایت مردم فرستاده شده بودند و در زمان خویش و قبل از نزول دین جدید، مردم را به مسیر كمال رهنمون مىساختند. وقتى دین جدید و پیامبر جدید مىآمد، مردم باید از دین و پیام جدید الهى اطاعت كنند، زیرا همه ادیان، از یك منبع سرچشمه گرفته و طبعاً باید از آخرین پیام بهره گرفت، به همین خاطر هر پیامبر، به مبعوث شدن پیامبر جدید بشارت داده و به پیروى از او دعوت مىكرد.
حضرت موسى بشارت مىداد كه بعد از من مسیحیّت و بعد دین اسلام نازل مىشود و باید از آنها اطاعت كنید. این شریعتها به مرور زمان كامل مىشدند، تا نوبت به خاتم ادیان یعنى دین اسلام رسید. با آمدن اسلام، همه شرایع گذشته، در مقابل شریعت جدید بى اعتبار مىشوند، و همه بندگان موظف به رعایت دستورهاى دین جدید هستند. البته این سخن بنابر فرض آن است كه ادیان الهى گذشته مورد تحریف واقع نشده باشند. با فرض تحریف ادیان گذشته، لزوم پیروى از دین آسمانى جدید، چند برابر مىشود.
در دین اسلام در "دین جدید" آنچه را كه آدمى براى رسیدن به كمال نیاز دارد، ذكر شده و هیچ امرى فروگذار نشده است.
از سوى دیگر در مورد شرایعى مثل بودا و زرتشت، باید گفت دقیقاً مشخص نیست كه آیا آنها جزء ادیان آسمانى هستند یا خیر؟
مسئله دوم كه مهمتر است این است كه تقریباً تمامى ادیان غیر از اسلام به مرور زمان دچار فراموشى شدهاند و هیچ گونه كتابى در مورد تعلیمات آنها وجود ندارد. كتابهاى باقى مانده به جز قرآن دچار تحریفهاى زیادى شدهاند و معارف و احكام آن تغییر داده شده است. آیینهاى فعلى كه تحریف شدهاند، با اصول عقاید الهى سازگارى ندارد، چرا كه در صدر دعوت انبیاى الهى، دعوت به توحید و اعتقاد به آن است، در حالى كه عقیده زردشتى كنونى به نوعى دچار ثنویت است.
آیین فعلى بودا هیچ اعتقادى به خداوند ندارد و مسیحیت قائل به تثلیث است.
كوتاه سخن این كه:
یك: دقیقاً مشخص نیست كه برخى از این ادیان الهى است.
دو: بر فرض كه ادیان الهى باشند، دسترسى به تعالیم آنها بدون تحریف نداریم.
سه: ادیان برنامه كامل سعادت انسانى را كه در بردارنده نیازهاى بشر باشد، فاقدند و در مقابل اسلام ناقص مىباشند.
طبعاً به اندازه نقص شان از رساندن انسانها به كمال محروم اند. به عبارت دیگر: این ادیان به همان اندازه كه بهره از حقیقت دارند و مطابق با آخرین پیام الهى و دین جامع و كامل و بدون تحریف (اسلام و كتاب الهى) باشند، مىتوانند انسانها را در همان درجه به كمال برسانند، نه به طور كامل و جامع و تا آخرین مراتب كمال انسانى.
در
میزگردى که درباره «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایىلاما هم در آن
حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسیدم: عالى جناب،
بهترین دین کدام است؟شكی نیست كه همه كتب آسمانی، كلام الهی هستند و آن چیز كه نزد خدا است و اصل كتاب های نازل است، نزد خداوند مصون و محفوظ از هر چیزی است اما چیزی كه بر انسان ها نازل شده، وضع متفاوتی داشته است.
غیر از قرآن تمامی كتب آسمانی دچار تحریف شده اند.
بدیهی است اگر اراده الهی به مصون نگاه داشتن سایر كتب آسمانی تعلق می گرفت، یقیناً هیچ كدام از آن كتب تحریف نمی گردید، لیكن حكمت هایی اقتضا می كرد كه فقط قرآن كریم از تحریف مصون بماند.
البته این سخن به این معنا نیست كه اراده الهی به تغییر این كتب آسمانی تعلّق گرفته، بلكه بدین معنا است كه انسان ها با اختیار خود می توانند باعث تحریف كتب آسمانی شوند و خداوند مانع این كار نمی شود، اراده خداوند گزاف نیست، بلكه اراده او طبق مصلحت و حكمت جریان می یابد.
در مورد عدم تعلّق اراده الهی بر جلوگیری از تحریف كتاب های آسمانی گذشته به این نكات می توان اشاره نمود:
1ـ چون ادیان پیشین برای مقطع و برهه ای از تاریخ كارآیی داشته اند و قهراً با پیشرفت زمان و تاریخ باید در آن ها تحولاتی حاصل می شد، حفظ آن كتاب ها برای همیشه ضروری نبوده است.
2ـ برای حفظ یك متن به صورت اصلی شرایطی لازم است كه باید به طور طبیعی فراهم باشد، به عبارت دیگر خداوند اراده خویش را بر اساس علل و شرایط عادی قرار داده؛ بنابراین در اعصار گذشته، تكامل خط و كتابت به آن میزان نبوده است كه بتواند متنی را در بستر خویش و به صورت كامل حفظ نماید، یا اصلاً كتابت صورت نمی گرفته و سینه به سینه نقل می شده و یا این كه امكانات كم بوده و كتابت به صورت وسیع صورت نمی گرفته است یا انسان ها به آن اندازه از رشد و بلوغ نرسیده بوده اند كه بتوانند كتاب های خود را از دستخوش تحریف حفظ كنند كه با رشد تمدن بشری و بلوغ ا نسان ها امكان این امور حاصل شد.
3ـ چون اسلام دین ابدی و قرآن آخرین كتاب آسمانی و كامل ترین آن ها است، باید از دستخوش تحریف و دگرگونی مصون بماند، چرا كه اگر تحریف می شد، نقض غرض لازم می آمد. از طرفی آخرین كتاب آسمانی است كه راهنمای سعادت انسانها تا نهایت است. از سوی دیگر با تحریف، این غرض حاصل نمی شود، ولی سایر كتب آسمانی مربوط به مقطعی از زمان است.
4ـ بر خلاف پیامبران سابق كه معجزه آن ها چیزی غیر از كتاب آسمانی بوده، قرآن مجید، معجزه اساسی پیامبر اسلام بوده است؛ و چون باید در اعصار آینده وجه اعجازی قرآن همچمان حفظ شود تا برای گروندگان آینده به دین اسلام همچنان معجزه ای وجود داشته باشد، پس طبعاً باید قرآن محفوظ بماند تا معجزه جاودان باشد.
5ـ از برخی آیات قرآن به دست می آید تورات و انجیل تا روزهای آغازین دین اسلام به صورت تحریف نشده باقی مانده است.
بر این اساس، تحریف ها (اگر صورت گرفته باشد) پس از نزول قرآن صورت گرفت. در این صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بودهاند..
به قول استاد بزرگ تولستوی
خود خواهی ما انسانها مانع از توافق روی اصول عقایدی است .
هم ایشان فرمود :
هر ملتی و هر مسلكی می خواهد خداوند تبارك را كه در تمام كائنات نمی گنجد را در زندان معبد و صومعه و مسجد خویش زندانی نماید و خدای را تنها متعلق به خود بداند ...
آری براستی چنین است .
خواندن كتاب بسیار زیبای یك خدا بریا همه اثر استاد تولستوی را به همه انسانهای این كره خاكی توصیه می كنم ...
مرجان خانم آفرین و صد آفرین . زدی به خال و هدف ...
با این سخنان معقول و سنجیده نشان دادید تا چه حد در كمال پختگی منطق و همچنین خرد هستید . این خصایص شما را می ستایم و رك گوییتان را .
البته این به معنی تایید تمام حرفهای شما نیست ولی بیشتر حرفهای شما را قبول دارم .
نكته ای كه به ذهنم آمد .اینكه گفته اید در خود قرآن خدا را با ایمان قبول می كنیم نه خرد ، كمی دور از انصاف به نظر می رسد . اگر با تعالیم مسیحیت و دستگاه روحانی آن آشنا باشید می دانید كه آنها می گویند تعقل در دین شما را به كفر می كشاند .پس ایممان بیاورید تا رستگار شوید . ولی در اسلاو قرآن كه نور مبین هدایت است حتی قبول خدا بدون تعقل مورد پذیرش نیست و این است راز جاودانگگی اسلام . شما بیایید تعداد آیه هایی را كه لعلكم تعقلون و واژه های هم خانواده دارند را آمار در بیاورید خواهید دید كه براستی تاكید قران روی عقل بسیار بیشتر از تاكید آن روی ایمان است . اینها را می گویم چون خودم قرآن خوانده ام و همه اینها را دیده ام ...
ولی به قول استادبزرگ تولستوی این اسم دین نیست كه ما را به سعادت می رساند .عمل به حقیقت های انسانی است كه در هر دینی وجود دارد .
گمانم شما این آیه قرآن را نشنیده باشید كه می گوید :
اگر صائبین (ستاره و ماه پرستان ) مردمان راستینی باشند و خوبی نمایند آنها نیز از مجازات معفند و مشمول رحمت خدا ...
آری قرآن ما را به انسانیت می خواند . قران ما را نه مسلمان كه مسلم یعنی تسلیم به امر خدا و آرمانهای والای انسانی می خواند و این است هنر قران ....
متاسفانه ما از دینمون فقط خرافه هایی كه دستاربندان و روضه خوانان گفته اند را می دانیم . ما بسیلر در حق قران ظلم كرده ایم بسیار ....
سرکار خانم نورایی
در ارتباط با نظر شما درباره بودیسم و به قول شما ادیان غیر الهی چند نکته به نظر می رسد :
شما اثبات عقلی خدا را اصل و بدیهی گرفته اید و این اولین اشتباه شما در یک بحث برون دینی است . یعنی شما اول خدای ابراهیمی را با برهان فلسفی و عقلی برای من اثبات کنید بعد سراغ بودا بروید.یعنی اول برادری خود را ثابت کن بعد ادعای ارث کن. آیا در سراسر تاریخ فلسفه و کلام و الهیات کسی را یافتید که برهان او بر اثبات خدا مورد نقد جدی و به قول شایگان در تیزاب نقد حل نشده باشد ؟
تصور می کنید بودیسم شریعت است اما اول از همه باید بدانید بودیسم یعنی آنچه بودا عرضه کرد طریقت و پاردایمی از سلوک درون انگارانه همراه با حکمت آن است و بر اساس سلوک باطنی یست نه شریعت و مذهب و به اصطلاح و تعبیر فارسی بودیسم مسامحتا عرفان و تصوف است نه دین و مذهب .و این نخستین اشتباه شما و همه کسانی است که بودیسم را با ادیان ابراهیمی مقایسه می کنند. امیدوارم بدانید فرق بین شریعت و طریقت و حقیقت چیست تا دچار توضیح واضحات نشویم.
وقتی بودا ظهور کرد کشور هند هزار دین و مذهب داشت که همه الهی بودند و هستند .بودا انقلاب و شورشی علیه این تفکر بود که " نجات تو دست کسی بیرون از توست ". بودا با حکمت روانشناسانه خود نشان داد چگونه " خودت می توانی خودت را از رنج برهانی ". پس این که می گویند بودا ملحد بود غلط است . آیا شما وقتی نزد روانشناس می روید و می گویید اصلا خوابم نمی برد او به شما می گوید بیشتر عبادت کن!!! بودا چنین چیزی بود " روانشناسی بسیار حاذق که می دانست چرا ذهن انسان " رنج " می کشد و راه رهایی از رنج چیست .
آیا می دانید شما می توانید مثل من شیعه دوازده امامی باشید اما تمرینات و مراقبه های بودا را برای رسیدن به آرامش درونی و تحلیل رنج و ایجاد اقتدار درونی هر روز انجام بدهید چیزی که می گویند یک چهارم جمعیت جهان با حفظ دین پدری خود در حال اجرای روزمره آنند .آیا می دانید امروز در جهان بالاترین عمل برای ترک دادن کامل یک معتاد را در انجام مراقبه های بودا می دانند و هزار چیز دیگر ؟؟!!آیا شیعه ها ورزش نمی کنند چون شیعه هستند ؟؟!!! و آیا می دانید آنچه بودا 2500 سال است با آن ما را شادکام و مقتدر کرده جز تمرینات و مراقبه و ورزش روان پریشان و بیمار چیز دیگری نیست؟؟!! چیزی که ما را شیفته بودا کرده مراقبه های او و تمرینات ذهنی اوست که ما را از شر غصه و رنج و اضطراب نجات می دهد آیا غصه و اضطراب و رنج مخصوص شیعه یا یهود یا مسیحیت یا الحاد است یا چیزی مشترک بین همه انسانها که باید با تمرینات روانشناسانه تحلیل و حل شوند ؟؟ آیا اگر خواهر شما افسردگی بگیرد او را به بیشتر نماز خواندن تشویق می کنید یا او را نزد روانشناس می برید ؟ و آیا می دانید بودا بزرگترین متخصص روان انسان است و مراقبه های او مورد تایید روانشناسی جدید است . قضیه به همین سادگی یست.
- اینجا فرمودید :
"ادیان غیر ابراهیمی ..... به هیچ عنوان خصوصیات یك آیین كامل را ندارند، چرا كه بشر با عقل محدود خویش هرگز نمىتواند برنامه سعادت و تكامل جامع و كامل را براى همه انسانها در زمان خود ترسیم نماید، تا چه رسد براى تمامى اعصار و براى همیشه !!"
-Aشما اول عقل را تعریف کنید بعد ببینید آیا بودا با آن عقلی که شما مراد می کنید به نیروانا و اشراق مطلق رسید یا نه چیزی که بودا را تبدیل به بزرگترین عارف تاریخ کرده است عقل فلسفی یا عقل معاش یا عقل نقاد است یا خرد درون انگارانه است ؟!خیلی زشت است که کسی بودا را نخوانده و نمی داند که بودا اساسا با بحث های فلسفی مخالف است و آنوقت در نقد او سخن از عقل بیاورد . چیزی که شما در نقص عقلانیت معطوف به الهیات می گویید حرف خود بودا و کانت است و این عجیب است که شما و بسیاری دیگر هنوز متن بودایی را نخوانده چنین احکامی صادر می کنید.
B- شما طوری می گویید" آیین کامل " که گویی معیارهای اجماع پسند یک آیین کامل را می دانید !! و این توهم است زیرا هر مذهبی و هر فرقه و آیینی تعریفی از آیین کامل و معیاری برای رهایی دارد و این اشتباه خطرناکی یست که همیشه بوی خون داده است. (می دانید نسبیت و دین شخصی چیست ؟)
C- اشتباه بزگتر این است که از عقل صحبت می کنید در صورتی که پذیرش همین اسلام ما بر اساس ایمان است نه عقل ! در قرآن بارها آمده که ایمان بیاورید اما آیا چند بار در قرآن خواندید که گفته شود خرد بورزید ؟یک نسبت بگیرید بد نیست .
D-اینکه می گویید ادیان به دو گروه الهی و غیر الهی تقسیم می شود اعتبار شماست و دارای حقیقتی اصیل نیست زیرا ادعای همه آنها رستگاری است و این ذهن تفرقه پندار انسان است که همه چیز را به خودی و غیر خودی و خوب و بد تقسیم می کند.
E- شما در روند تایید اسلام پس از کوبیدن تائوئیسم و بودیسم (چون به الهیات بی اعتنا هستند !!)به ادیان دیگر ابراهیمی توهین کردید و گفتید آنها تحریف شده اند !! آیا می دانید اگر نتوانید این را روی کاغذ برای یهودی ها و مسیحی ها ثابت کنید به دین خدا افترا و تهمت بسته اید و مستوجب مکافات هستید؟؟!!و یکی از آتش برافروزان جنگ های مذهبی آینده خواهید بود؟؟
من به خوبی به شیوه بحث قدیمی شما آشنا هستم که مدل آن چنین است :
1- اول ادیان را به دو گروه توحیدی و غیر توحیدی مثلا زردشت و اسلام و یا الهی و غیر الهی مثل بودیسم و اسلام تقسیم می کنید و غیر توحیدی ها و غیر الهی ها را با معیار خودتان کنار می گذارید 2- سپس به حساب ادیان الهی می رسید و با معیار خودتان دین خود را از ادیان دیگری برتر می پندارید 3- و آنگاه به حساب مذهب های درون دین خودتان می رسید و مثلا شیعه را به سنی برتری می دهید و 4- حالا نوبت به فرقه های درون مذهب شیعه می رسد که خب مثل گذشته با دلایلی شیعه دوازده امامی را به فرقه های دیگر برتری می دهید و از این کار حس خوبی بهتان دست می دهد که چیزی شبیه حس فرزند به پدر خود است !
اینجا فرمودید :
" ادیان غیر الهی معناى سعادت واقعى بشر به خوبى و كامل آگاهى ندارد. و اصلاً نمىداند سعادت در چیست؟"
از این گزاره و حکم شما مشخص است که چیزی از بودیسم نمی دانید یعنی حتی به مخیله خود راه ندادید که بودا یعنی کسی که ادعا کرده من پیامبر نیستم و نسبتی با الهیات ندارم مرا نپرستید و از من بت نسازید چون من تنها راه رهایی از رنج را نشانتان می دهم و می روم چگونه اندیشه اش جهانگیر شده !
واقعا یکبار از خودتان بپرسید چرا بودا که به بهشت آن دنیا بی اعتناست و جهان را چیزی جز شر و هرج و مرج نمی داند از کسانی که به بهشت بشارت می دهند و جهان را سراسر نظم و خیر می دانند و طبعا باید پیرو بیشتری داشته باشند بیشتر طرفدار دارد ؟؟
آیا می دانید سخن بیهوده به درازا نمی کشد و نزدیک یک میلیارد پیرو او ممکن است طبق حکم شما گمراه نباشند ؟!
و دیگر اینکه این حرف شما یعنی اینکه " مسلمان یا یهودی خوشبخت است چون دینش الهی است و بودایی بدبخت است چون دینش روانشناسانه و غیر الهی است " و البته پاسخ این سخن جز سکوت نیست .
می دانید ! هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترش است اما شما بقالی هستید که پارا فراتر نهاده و و بدون اینکه ماست بقیه را بچشید می گویید ماست همه جز من ترش است .ایا می دانید اسامه بن لادن از اینجا آغاز می شود.؟؟!!آیا می دانید ذات این نوشته ی شما مبنی من براینکه دین و مذهب من درست است و بقیه غلط می کنند نتیجه اش تروریسم و فاشیسم است ؟!
اینجا فرمودید :
" مسئله دوم كه مهمتر است این است كه تقریباً تمامى ادیان غیر از اسلام به مرور زمان دچار فراموشى شدهاند!!!!!"
لطفا بفرمایید میزان استقبال آیین بودا که از اسلام حدود 12 قرن قدیمی تر از اسلام است را در غرب ببینید تا در این سخن خود تجدید نظر کنید .
اینکه می گویید بودا معنای سعادت واقعی را نمی داند سخنی فاشیستی است وقتی تمام توجه بودا به جای اجرای فرامین موسی به شناخت رنج و راه رهای از رنج معطوف بوده .حدود 4000 هزار ماخذ و متن بودایی در توضیح رهایی کامل و نیروانا وجود دارد که شما لااقل باید یکی از آنها را بخوانید.
اینکه می فرمایید اسلام چون توحیدی است از زردشتی گری چون قایل به ثنویت است برتر است سخنی تهی و بی ارزش است و در الهیات امروز محلی از اعراب ندارد . ارزش دین به ارزش پیروان آن دین و نتایج فردی و فرهنگی آن است نه توحیدی یا ثنوی بودن آن. ما محمد را دوست داریم برای فرهنگ آفرینی او نه اصول دین او که کپی بلاشرط از ادیان ابراهیمی قبل از اوست و قبل ازاو از آدم تا نوح و ابراهیم و حتی فرعون مصر به آن معتقد بودند .
این عقاید سیاه و سفید دیدن چیزها و تقسیم کردن همه چیز به خیر و شر و نور و ظلمت خیلی وقت است که در جهان به خاطر بسیار خطرناک بودنشان کنار گذاشته شده و تنها در کشورهای جهان سوم و اسلامی است که هنوز ترازوها و شمشیرها در کنار هم کار می کنند و بر بار توهم ما به شکل بهترین قوم بودن و ظهور تروریسم و بن لادن و القاعده و باقی قضایا می افزاید.
نتیجه سخنان شما این است که "مسلمانان خوشبخت هستند "یا اینکه "باید خوشبخت باشند " و البته به نظر من 1400 سال است که داریم با این باید زندگی می کنیم .( حدود 7 میلیون مسلمان در این تهران زندگی می کنند جدا شما چند نفر از آنها را می شناسید که به خاطر مسلمان بودنشان خوشبخت به نظر می رسند !!!؟؟)
من یک شیعه هستم الهیات هم تخصص من است برای همین هم هست که مثل شما حرف های خطرناک نمی زنم چون می دانم نتیجه خیلی از عقاید در حوزه معنویت چیست .
من شیعه هستم ولی به دلایلی واضح مانند بسیاری از مردم غرب شیدای بودا و لائوتسه ، شخصیت و آموزه های او هستم اما شیفته ی محرم هم هستم و از رازآلودگی کربلا لذت می برم . هر جای دنیا که باشم به فکر امامزاده ی محلمان در تهران هستم اما بودیدارما و ذن را هم بسیار دوست دارم و از آن جواب می گیرم به نجات دادن خود به دست خود معتقد هستم اما قبل از نیمه شعبان وقتی پسر بچه ها در کوچه جلوی منو می گیرند و برای کاغذ کشی و جشن نیمه شعبان پول می خواهند چند برابر بقیه به آنها پول می دهم زیرا احترام به ادیان و آیین ها برای من مسلم است زیرا می دانم هر آیینی" امکانات " و "جذابیت "هایی دارد که اجرایش برای من و بقیه تا چه پایه خردمندانه ، زیبا و سودمند است .