| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
27
|
87/10/3 (12:22)
|
|
||
|
|
1
|
33
|
87/6/29 (12:37)
|
|
||
|
|
24
|
133
|
91/1/20 (13:40)
|
|
||
|
|
11
|
99
|
90/1/31 (19:43)
|
|
||
|
|
3
|
111
|
86/7/17 (23:52)
|
|
||
|
|
8
|
138
|
86/7/17 (23:30)
|
|
||
|
|
11
|
83
|
86/7/13 (14:38)
|
|
||
|
|
4
|
67
|
91/2/9 (22:07)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
91/2/8 (01:02)
|
|
||
|
|
10
|
86
|
91/2/8 (00:41)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
89/8/28 (21:25)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
89/8/1 (19:21)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
88/2/9 (10:44)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
88/2/9 (10:42)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
88/1/21 (12:40)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
88/1/4 (21:04)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
88/1/3 (19:49)
|
|
||
|
|
10
|
117
|
87/12/2 (12:41)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
87/12/2 (12:38)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
87/11/13 (19:14)
|
|
نحوه نشستن به حالت لوتوس :
1- بروی زمین بنشینید.
2- پای راست را روی ران چپ قرار دهید .
3- پای چپ را به آرامی جمع كرده روی ران راست بگزارید .در اینصورت پای چپ بصورت ضربدر روی پای راست قرار می گیرد.
4- ستون فقرات را كاملآ راست نگه دارید و در مدتی كه در این حالت قرار دارید مرتبآ ستون مهره ها و وضعیت آنها را از نظر گذرانیده مانع از به وجود آمدن خمیدگی در آنها شوید.
5- سر را راست نگه دارید . بدون آنكه فشاری بر گردن وارد كنید بگذارید سر بصورت مستقیم ( در امتداد ستون مهره ها) و در وضعیتی راحت قرار گیرد.
6- دست ها را روی رانها قرار دهیدو یا در بین دو پاشنه پا (كه رو به بالا است) دست چپ را در داخل دست راست قرار دهید و دو انگشت شست را بهمدیگر بچسبانید.
7- مرتبآ وضعیت خود را بررسی كنید و جزئیات نشستن خود را هر چه بیشتر اصلاح كنید و هر یك از اعضای بدنتان را مرتبآ از نظر بگذرانید.این مواضبت از حالت لوتوس باعث میشود به نتایج خیلی بهتری برسید. زیرا با اشتغال فكری به حالت بدنتان مانع از ظهور افكار گوناگون می شوید.
مهمترین توصیه در مورد این حالت آن است كه شخصی به یكباره پا ها و زانوان خود را در معرض فشار شدید قرار ندهد.بلگه با تمرینات تدریجی پا ها را برای لوتوس آماده كند.
تمرین تدریجی برای لوتوس:
انعطاف دهی به عضلات پا و زانوان با نشستن به حالت كانكا یا نیمه لوتوس امكان پذیر است.در حالت نیمه لوتوس بجای آنكه هر دو پا بر ران مقابل قرار گیرد فقط یكی از دو پا بر روی ران مقایل قرار می گیرد.فرد مدتی در همان حال ینشیند و بعد پای مقابل را روی ران دیگر می گذارد.و فقط یكی از پاها به آن حالت قرار میگیرد و پای دیگر آزاد است.
بعد از چند روز تمرین نیمه لوتوس براحتی میتوان به حالت لوتوس نشست. طبعآ در ابتدا زمان نشستن كم خواهد بود .اما بتریج فرد به این نشستن عادت می كند.
روزانه در چند نوبت 5 الی 10 دقیقه به حالت لوتوس بنشینید و هرگز خود را وا دار به تحمل درد و فشار نكنید.
ذن در دائره المعارف ویکی پدیا
ذِن یکی از شاخههای طریقت بوداست. ذن نام ژاپنی مذهب مهایانا بودایی است.
یکی از اصول مهم ذن درک شهودی است، و بر همین اساس، لغات و جملات در ذن معنای ثابتی ندارند و فرد و موقعیت مربوطه است که معنای آنها را شکل میدهد. بههمین دلیل است که منطق معمولا در ذن مفهوم خود را از دست میدهد و مردم گاه داستانهای ذن را بیمعنی مییابند. ذن، مخفف «ذنْ بودیسم»، نام ژاپنی شاخهای از بودیسمِ ماهایاناست (نام چینی آن چان است) که بیشتر در چین، ژاپن، ویتنام و کره رواج دارد و بر نقش مراقبه در رسیدن به آگاهی تاکید میورزد. سرآغاز ذن به بودیسم هندی و به تجربه بودا گوتاما میرسد. او در حدود سال 500 پیش از میلاد شاهزادهای از سرزمین هند امروز بود و در سن 29 سالگی بهخاطر درد و رنجهایی که اطرافش میدید، چنان مغموم شد که زندگی راحت خود را ترک کرد تا بتواند به آگاهی دست یابد. او پس از 6 سال زندگی بهصورت یک مرتاض (و انجام همان ذاذن امروزی) در 35 سالگی به آگاهی رسید و پس از آن با نام بودا (فردی که بیدار است) شناخته شد. او دریافت که همهچیز در حال تغییر است و درد و رنج و نارضایتی ناشی از وابستگی فرد به شرایط و اشیایی است که بهدلیل ماهیتشان دایمی نیستند؛ فرد با رها شدن از این وابستگیها، که وابستگی به «خود» هم از جمله آنهاست، میتواند از درد و رنج آزاد شود. در آن زمان ذن با نام «دهایانا» که در زبان سانسکریت به معنی مراقبه است، شناخته میشد. تجربه بودا از آن زمان تا بهامروز بدون هیچ تغییری از استاد به شاگرد منتقل شد و بدینترتیب مکتب ذن شکل گرفت. ذنبودیسم در سده پنجم پس از میلاد توسط راهبی بودایی به نام بودیدارما (که گفته می شود اصلا ایرانی است ) از هند به چین رفت و در چین بر پایه مذهب باستانی چینیها، تائوییسم استوار شد و «چان» نام گرفت. چان درعرض دو قرن به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم شد. شاخه شمالی چان پس از مدتی از بین رفت و شاخه جنوبی آن که هدفش دستیابی به دانش متعالی یا بالاترین دانش در اعماق ناخودآگاه خود است، دوام یافت. این شاخه از چان سعی دارد بدون کمک مطالعات، متون و مراسم مذهبی یا اعمال نیک به آگاهی دست یابد و معتقد است که افراد باید پاسخ سوالات خود را در خود، یعنی در همانجایی که این سوالات به وجود میآیند، بیابند. چان در دوران حکومت تنگ و سانگ (1279- 960) در چین شکوفا شد و بر ادبیات و نقاشی تاثیر قابلملاحظهای گذاشت. اما در دوران مینگ و بهدنبال تلاش این خاندان برای تلفیق مراقبه و مطالعه متون مذهبی قدیمی ضعیف شد. درهمین حال، راهبان کرهای که در چین درس میخواندند با ذن آشنا شدند و در حدود قرن هفتم آن را تا سرزمین ژاپن رساندند. ذن در ژاپن بهصورت چندین مکتب مختلف، که در پنج مکتب چینی آن ریشه داشت، دنبال شد و در میان جنگجویان سامورایی ژاپن هم طرفداران بسیاری پیدا کرد و در قرن 14 و 15 عملا به دین رسمی ژاپن تبدیل شد. در قرن 16 استادان ذن در زمره دیپلماتها و مقامات اجرایی بودند و در پیشرفت شرایط فرهنگی نقش مهمی را ایفا کردند و در نتیجه تاثیرات آنها، ادبیات، هنر و سنت مراسم چای شکوفا شد. فرهنگ و اندیشه ذن از اوایل قرن بیستم از راه برنامههای مختلفی چون هنرهای رزمی، مراسم چای، هنر گلآرایی و باغهای معروف ژاپنی، به دنیای غرب راه یافت. در سال 1967 تایسن دشیمارو، شاگرد و پیرو استاد بزرگ، کودو ساواکی، ذن را به اروپا آورد و دانههای این مکتب ژاپنی را در سرزمینی تازه کشت کرد. عمق این فلسفه و زیباییشناسی آن اگرچه هنرمندان، نویسندگان و فلاسفه را تحتتاثیر قرار داده، اما هرگز بهمعنای واقعی درک نشده است و بهصورت فعالیتی که در تاروپود جامعه غرب رسوخ کرده باشد، درنیامده است. غربیها امروز بیشتر به جنبه افسانهای آن توجه میکنند و آن را بخشی از هنر ژاپنی و چینی میدانند. ذن آموزش از طریق خواندن متون و به دنبال موفقیتهای دنیوی بودن را مورد انتقاد قرار میدهد و اصولا بر مراقبه برای رسیدن به آگاهی بدون واسطه فرآیندهای دنیوی و ذهنی تاکید میورزد. اما ذن به طور کامل هم مبتنی بر نشستن و سکوت نیست. بایزنگ، یک استاد ذن چینی تا دوران پیری خود هم در باغ کار میکرد و شاگردانش مجبور شدند ابزار باغبانی او را مخفی کنند. استاد در پاسخ به این حرکت آنها از غذا خوردن خودداری کرد و گفت روزی که کار نکند، غذا نمیخورد و زندگی نمیکند. آموزههای فلسفه ذن در متون بودیسم ریشه دارند و از سوتراهای ماهایانا که در هند و چین نوشته شدهاند، استفاده میکنند. اساس فسلفه ذن این است که جهان و اجزای آن چند چیز نیستند، بلکه همه یک واقعیتند؛ واقعیتی که بخشی از یک کل گستردهتر است. منطق آدمی با تجزیه و تحلیل تنوع جهان این وحدت را نادیده میگیرد، اما بخش غیرمنطقی ذهن، یا همان شهود، میتواند این وحدت را درک کند. از آنجا که یکی از اصول ذن درک شهودی است، لغات و جملات در آن معنای ثابتی ندارند و منطق معمولا مفهوم خود را از دست میدهد، معنای لغات به این بستگی دارد که چهکسی از آنها استفاده میکند، طرف مخاطب او کیست و موقعیت استفاده از آنها چیست. بههمین دلیل است که ذن و شعر قرنها ارتباط تنگاتنگی باهم داشتهاند. آگاهی در مورد ماهیت این واقعیت واحد موجود نه از طریق بررسی منطقی، بلکه از راه مراقبه به دست میآید؛ مراقبهای که از همان آغاز بودیسم بخشی از ذن بوده و همراه آن به چین و ژاپن راه یافته است. مراقبه ذن ذاذن نامیده میشود. ذاذن، یا رمز فلسفه ذن، در لغت به معنی «مراقبه نشسته» است، اما آن را در هر حالتی (ازجمله راهرفتن که در اینصورت کینهین نامیده میشود) میتوان انجام داد.
متون سنتی
مطالعه این متون سنتی برای دست یافتن به معرفتی عمیق از ذن ، ضروری است . باید آنها را خواند ، دوباره خواند و درباره انها به اندیشه و مراقبه نشست .
هانیا شین گی یو
این متن را به زبان سانسكریت ماها پراژنا پارامیتا هریدایا سوترا می نامند كه جوهر سوترای خرد متعالی است ، جوهر مجموعه ای از سوتراهای خیلی پیش رفته شامل ششصد كتاب است .
هانیا شین گی یو
جوهر سوترای خرد متهالی كه طریق رفتن به ماورا را نشان می دهد
بودیساتوری آزادی حقیقی ، توسط عمل مداوم و ژرف خرد متعالی به این ادراك میرسد كه بدن و پنج اسكاندا یعنی احساس ، دریافت ، اندیشه ، فعالیت و آگاهی ، همگی جز خلاء چیزی نیستند و پس از این ادراك به همة كسانی كه رنج می كشند كمك می كند .
ساری پوترا ! بدان كه : پدیده ها تفاوتی با خلاء ندارند و خلاء از پدیده ها متفاوت نیست . پدیده ها به خلاء تبدیل می شوند و خلاء به پدیده ، شكل خالی است و خالی شكل است ...پس پنج اسكاندا نیز پدیده هستند .
ساری پوترا ! بدان كه هر هستی ویژگی خلاء را دارد ، نه تولدی است و نه آغازی ، نه خلاصی و نه آلودگی ، نه رشدی و نه افولی .
برای همین است كه در خلاء ، نه شكل است ، نه اسكاندا ، نه چشم ، نه گوش ، نه بینی ، نه جسم و نه آگاهی ؛نه رنگ هست ، نه صوت ،نه بو ، نه طعم ، نه لمس ، نه مورد اندیشه غ نه دانش هست و نه جهل ، نه وهم هست و نه توقف وهم ؛ نه افول ، نه مرگ و نه پایان افول و مرگ ، نه سرچشمه رنج و نه توقف رنج ، نه تولد ، نه سود و نه زیان .
برای بودیساتوا ، به لطف خردی كه به ماوراء هدایت می كند ، نه ترس هست و نه بیم ، هر توهم و هر دلبستگی دور است و او می تواند به هدف نهایی حیات یعنی نیروانا برسد .
همه بودا های گذشته ، حال و آینده می توانند به ادراك این خرد متعالی كه موجب آزادی از رنج می شود ، برسند : ساتوری . با تكرار این منطر بی نظیر ، بی مانند و معتبر كه همه دردها را حذف می كند و به یافتن حقیقت ، یعنی خالی حقیقی منجر می شود :
رفتن ، رفتن ، رفتن با هم به آنسوی ماوراء ، به سوی ساحل ساتوری .
راز ذن
راز ذن این است كه بنشینی ، خیلی ساده ، بدون هدف ، بدون میل به سودجویی ف در حالتی كه تمركز كامل داشته باشی . این نشستن بدون میل بدست آوردن چیزی ف یعنی ذاذن ، ذا یعنی نشستن و ذن یعنی مراقبه و تمركز . اموزش روش نشستن كه انتقال ذات و اصل ذن است در یك دوجو صورت میگیرد . یك استاد كه بصورت سنتی در سلسله اساتید به بودا متصل است آنرا می آموزد.پرداختن به ذاذن برای سلامتی جسم و روح بسیار موثر است .چون این دو را به سوی وضعیت طبیعی شان سوق می دهد .ذن را نه میتوان در یك كلام و و مفهوم بیان كرد و نه میتوان آن را با اندیشه منتقل كرد .تنها با اجرای آن و با تجربه است كه ادراك می شود.ما ارزش هوش را نفی نمی كنیم ولی در جستجوی ساحتی والاتر برای آگاهی هستیم كه مثل هوش بر سطح مشاهدات یك جانبه اشیاء و موجودات استوار نباشد . این كه میبیند با آن كه دیده میشود یكیست و بیننده ، آن چه را میبیند در بر دارد . هدف ، تحقق فرا رفتن از همه دوگانگی ها است و فرا رفتن از همه اشكال اندیشه .
اگر دستان خود را بگشاییم می توانیم همه چیز را دریافت كنیم.اگر خالی باشیم می توانیم همه هستی را در خود جای دهیم .خالی موقعیتی ذهنی است كه به هیچ چیز وابسته نیست .استاد سكیتو چنین نوشته است :
حتی اگر محل مراقبه كوچك باشد ،
همه جهان را در بر دارد ،
حتی اگر ذهن ما كوچك باشد
لایتناهی را در بر میگیرد.
باید بكوشیم تا همه جهات یك پدیده را ببینیم . بی شك مذاهب مختلف هر كدام برای زمان و مكان خاصی عالی هستند ولی تمرین جوهر و تجربه اصل و ذات یعنی ذن ، ماورای زمان و مكان قرار میگیرد و میتواند محور تحول باشد و این به دلیل سادگی و جهانی بودن آن است .همانطور كه جریان آبهای بهاری مرغزار را بیدار می كند ،ذن یك انقلاب درونی ایجاد می كد ، یك تحول كلی و جهشی در وجود انسان می آفریند . هنگامی كه انسان پیش نمی رود حتمآ پس می رود . اگر انسان نیافریند ، می میرد. اگر دست راستت بسته است ، دست چپت را به كار بگیر.بیدار شدن و آفریدن به صورت شهودی هر یك از ما ، تمدن را می سازد .ذن تربیت خاموش است .
"در سكوت ، روح جاودان اوج می گیرد
و بی سخنی شادی از راه می رسد ."
دین اگر از همه ظواهر پیراسته شود می تواند روح عشق را انتقال دهد . بزرگترین حكمت ها بازگشت به اصل است ، حقیقت كیهانی ، ریشه حیات ما جایی ماوای پدیده ها است. تجربه مذهبی میتئاند به سرچشمه هستی بخش زندگی انسان تبدیل شود و آن را به بالاترین ساحت هدایت كند.
چای و ذن طعمی یگانه دارند.
ذاذن
ذاذن راز ذن است.ذاذن دشوار است میدانم. اما اگر هر روز تمرین شود برای گسترش آگاهی و دل آگاهی و رسیدن به كشف و شهود بسیار موثر است .ذاذن نه تنها موجب آزاد شدن مقدار زیادی انرژی میشود بلكه نشستن "بیداری" نیز هست . به هنگام ذاذن نباید در جستجوی دستیابی به چیزی باشیم . بدون هدف باید تنها بر نحوه نشستن تمركز كرد ، بر تنفس و حالت ذهن.
وسط بالشتك كوچك مدوری بنام زافم می نشینیم پا ها را به صورت متقاطع در حالت لوتوس كامل یا نیمه لوتوس قرار میدهیم. اگر كسی نتواند حتی یك پا را روی ران دیگر بگذارد بهتر است زانو ها را محكم بطرف زمین فشار دهد . در لوتوس كامل پاها روی رانها به نقاط مهم شناخته شده در طب سوزنی فشار می آورند . این نقاط به مدارات كبد ، كیسه صفرا و كلیه ها مربوط هستند . در گذشته سامورایی ها با فشار رانها هنگام اسب سواری بطور خود به خود این نقاط را تحریك میكردند.
معرفی
زندگی ما چیست؟ ما دیگر برای زندگی كردن وقت نداریم .زندگی ماشینی بیش از آنكه ما را آزاد كرده باشد ، ما را دربند كرده است.جنگ ها ، نسل كشی ها ، و قحطی ها از سطح كره زمین ناپدید نشده اند . ما اضطرابات و نگرانیهای خود را با داروهای آرام بخش و تلویزیون تسكین می دهیم.رفاه خانه و محیط اطراف ، جسسممان را ضعیف و زبون كرده است در حالی كه فشارها و صدمات زندگی شهری اعصاب ما را در حالت تحریك شدید نگه می دارد .پیشرفت جای مذهب را گرفته است و پول جای شعائر دینی را ، غم و اندوه ما را میخورد و دلواپسی و اضطراب ما را خرد می كند.شب ها بد میخوابیم و روز ها كاملآ بیدار نیستیم.به چیزهای بیهوده می اندیشیم . زیاده از حد می اندیشیم و اندیشه مان هرگز قطع نمی شود....
حتی فرصت نفس كشیدن هم نداریم . بعلاوه هوایی كه تنفس میكنیم مسموم است و آبی كه می آشامیم آلوده است.زمینی كه در آنسكونت داریم شلوغ و پر جمعیت است. ما لحظات را با خفقان و تهدید تخریب اتمی در این سیاره می گذرانیم و به جایی رسیده ایم كه با كمبود انرژی روبرو شده ایم. نه تنها كمبود انرژی حاصل از چوب و زغال و نفت بلكه نوع لطیف تری از انرژی...
تئانایی روبرو شدن با چنین موقعیتی و چه موقعیتی ! سفری پر درد و رنج بین تولد و مرگ، برقی از آگاهی ، برقی كوتاه مانند جرقه ای كه از سنگ آتش زنه ای بجهد یا شهابی در آسمان شب...
چرا روی زمین هستیم؟ ما اصل خویش را گم كرده ایم . خویشتن را باز نمی شناسیم . ما گونه ای از موجوداتیم كه نابود می شود به دلیل نداشتن انرژی كافی ، سكوت كافی ، خلوت كافی ...
چگونه میتوانیم واقعآ زنده شویم ؟
نصیحت وئو نگون تونگ
بنیانگذار فرقه وئون گونگ تونگ ذن در ویتنام كه در قرن نهم می زیست پیش از مرگ چنین پیامی برای شاگردش كام تان گذاشت :
بیرون در چهار جهت اصلی
غوغا به پا است
كه پیر بنیاد گذار ما در هند میزیست
و كنج چشم درمه اش را كه تیان خوانده می شود واسپرده است
یك گل
ذاذن---طریقه نشستن ذن---لوتوس---نیلوفر
شكلی از نشستن وجود دارد كه از نشستن های دیگر متفاوت است و دارای تاثیرات و نتایج ویژه ای است .هنرجویان طریقت ذن در تمرینات خود به این حالت می نشینند .زیرا اعتقاد بر آن است كه این طرز نشستن رسیدن به روشن بینی (ساتوری) را تسریع و تسهیل می كند.
این حالت در تمرینات یوگا جای ویژه و برجسته ای دارد . در تمرینات فكری یوگا (راجا یوگا) فرد به این شكل می نشیند.این حالت را"لوتوس" یا "پادماسانا" می نامند.
كنترل ها و آزمایشاتی كه درمورد این طرز نشستن به عمل آمده نشانگر برتری های درخشان ان است .برخی از آثار لاتوس در فرد عبارتند از :
1-برقراری آرامش :
هر فردی میتواند آرامبخشی این حالت را آزمایش و تجربه كند .به هنگام احساس بیقراری ، خستگی روحی یا عصبانیت به حالت لوتوس بنشینید.
2-برقراری انتظام وتمركز فكری:
این مورد هم به راحتی قابل تجربه است .فردی كه احساس تشتت و پراكندگی فكر می كند با قرار گرفتن در اینحالت احساس تشتت فكری به تدریج از بین خواهد رفت.
3-نتیجه مهم تر و جالب توجه تری كه بوسیله آزمایشات فرا روانشناسی ثابت گردیده این است كه نشستن در حالت لوتوس باعث گستردگی تاثیر اراده فرد بر عضلات صاف می شود. عضلات صاف كه برنگ سفید و كاركرد و حركت آنها خارج از اراده انسان است با تداوم نشستن در حالت لوتوس تا حد محسوسی تحت اراده انسان در می آیند.