| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
18
|
87/5/5 (03:58)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/5/4 (00:54)
|
|
||
|
|
22
|
78
|
87/5/3 (10:33)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
87/5/2 (14:48)
|
|
||
|
|
60
|
303
|
87/5/2 (09:23)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
87/4/31 (19:38)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/4/31 (11:53)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/4/31 (11:50)
|
|
||
|
|
49
|
204
|
87/4/29 (11:13)
|
|
||
|
|
5
|
19
|
87/4/26 (20:43)
|
|
عنوان بحثخاطرات شطرنجی 6 اردیبهشت 87 - 08:19 | |
هر خاطره ای که میشه به شطرنج ربطش داد رو اینجا بگین. | |
پاسخ ها9 18 اردیبهشت 1387 ساعت 17:28 | |
من شطرنج رو از داییم یاد گرفتم و بابا بزرگم. بعد یک سال که بازیم نسبتا خوب شده بود با داییم بازی کردم و تو اون بازی پوزیسیون من به قدری قوی شد که دیگه داییم حرکتی نداشت!!! اون موقع اینقدر دلم برای داییم سوخت ![]() ![]() |
8 18 اردیبهشت 1387 ساعت 16:00 | |
آقا امیر واقعا شطرنج هم اون زمان ها حال داشت من یادمه وقتی کوچولو بودم تابستون ها شب هاش توی محله یه چند تا صندلی می زاشتن با یه شطرنج خیلی حال داشت کسی که می برد از خوشحالی .... و کسی که می باخت .... ولی نتیجه مثبتی داشت آن هم این که استاد شطرنج ایران در اون زمان مجتبی لزومی عیب های دوستان رو رفع می کرد و به بازنده کمک هایی می کرد که واقعا شیرین بود و ما هم از اون زمان یکی دو ترفند از استاد یاد گرفتیم . |
7 16 اردیبهشت 1387 ساعت 00:30 | |
یادش بخیر ، اولین كسی كه به من شطرنج یاد داد ، شوهر خواهرم بود كه الان یكی از مربیان لیگ برتر فوتباله ( مجید جلالی ) ، من 7 سالم بود كه شطرنجو یاد گرفتم اون زمانا شطرنج ممنوع بود و هر كسی كه میخواست شطرنج بازی كنه میبایست یواشكی توی خونش بدون اینكه كسی بفهمه بازی كنه . بگذریم ، یادمه اون روزی كه شطرنج توسط امام خمینی آزاد شد ، خیلی خوشحال شدم (فكر میكنم سال 67 یا 68 بود ) ، هر روز به اتفاق یكی از دوستام به نام مهدی به پارك شكوفه ( خیابان پیروزی خیابان شكوفه ) میرفتیم و تا ساعت 10 و بعضی اوقات تا 12 شب شطرنج بازی میكردیم ، یكی از نوابق شطرنج ایران به اسم امیر باقری كه اولین استاد بین المللی شطرنج پس از انقلاب بود هم توی پارك میومد و گه گداری افتخار پیدا میكردیم باهاش بازی كنیم . یادش بخیر دور تا دور حوضچه پارك شكوفه پر از شطرنج باز بود همه یك صفحه شطرنج میذاشتن و تا دیر وقت بازی میكردن . ولی الان تقریباٌ هیچكسی نیست ، نمیدونم شاید بخاطر مشكلات اقتصادی كه مردم دیگه حوصله شطرنج بازی كردنو ندارن. واقعاٌ یاد اون روزها بخیر. ![]() |
6 13 اردیبهشت 1387 ساعت 14:07 | |
من تو مسابقات استان، باید 6 تا بازی میکردم. 5تاش تموم شده بود، چهارتا برد یه مساوی. شیشمیو خوردم یه یه آقایی که ارمنی بود. فک کنم 2 دقیقه نکشید مات شدم! مات شدن همانا و حذف شدن هم همانا کماکان! |
5 11 اردیبهشت 1387 ساعت 11:24 | |
واقعا" ولی چرا شطرنج مثل سیاست پدر مادر نداره؟ من اوایل که رفتم شطرنج اصلا" قوانین نمیدونستم و انقدر سرم کلاه گذاشتن که نگو تو مسابقات کشوری سریع 2 سال پیش در اصفهان حداقل باید مقام 8 میشدم اما انقدر کلاه سرم گذاشتن که 22 شدم یکیشون 20 ثانیه تایم داشت و من 8 دقیقه برای همین با اینکه برتری یک سرباز هم با من بود تصمیم گرفتم مهره به مهره کنم و تو این قضیه یک سربازهم عقب افتادم ولی برام مهم نبود چون دیگه اون 5 ثانیه وقت داشت ولی یک کیش به من داد ولی اعلام کیش نکرد و من به مهره دیگری دست زدم اونم به داور گفت 3 دقیقه وقت گرفت بازم میام از این کلاها که سرم رفت میگم. |
4 10 اردیبهشت 1387 ساعت 14:27 | |
به هر حال همه ی شطرنج خاطرس !! همه ی لحظاتی که پشت میز نشستی وقتی داری واسه حریف تدارک می بینی وقتی بازی بازنده رو شانسی شانسی میبری و ........ ![]() |
3 10 اردیبهشت 1387 ساعت 12:08 | |
دفعه اولی كه داشتم تو مسابقات استانی شطرنج شركت میكردم، فكر كردم كه اول میشم. ولی دوم شدم. میدونید چرا؟ آخه با نفر اول شطرنج بانوان ایران مسابقه دادم و اون هم پس از 7 ثانیه ماتم كرد. |
2 10 اردیبهشت 1387 ساعت 02:53 | |
manam ye khatereye jaleb daram az shatranj vali man ham mesle agha amir shatranjish mikonam ![]() |
1 7 اردیبهشت 1387 ساعت 11:29 | |
یه سری خاطره دارم ولی فعلا" شطرنجیش میکنم ![]() ![]() |


















و سربازش وزیر کرد




