| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
432
|
4477
|
91/2/31 (14:56)
|
|
||
|
|
33
|
515
|
87/12/23 (01:28)
|
|
||
|
|
40
|
706
|
87/12/23 (00:54)
|
|
||
|
|
846
|
10084
|
87/12/23 (00:48)
|
|
||
|
|
36
|
392
|
87/12/22 (11:52)
|
|
||
|
|
4
|
212
|
87/12/22 (11:51)
|
|
||
|
|
1
|
93
|
87/12/22 (11:51)
|
|
||
|
|
1
|
134
|
87/12/22 (11:51)
|
|
||
|
|
20
|
523
|
87/12/22 (11:49)
|
|
||
|
|
227
|
2648
|
87/12/22 (11:15)
|
|
||
|
|
3
|
85
|
87/11/11 (22:42)
|
|
||
|
|
51
|
1340
|
87/11/8 (16:19)
|
|
||
|
|
6
|
71
|
87/11/7 (14:40)
|
|
||
|
|
200
|
1546
|
87/11/4 (13:51)
|
|
||
|
|
0
|
39
|
87/10/29 (03:13)
|
|
||
|
|
7
|
99
|
87/10/25 (13:57)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
87/10/21 (16:22)
|
|
||
|
|
361
|
2725
|
87/10/19 (05:06)
|
|
||
|
|
23
|
455
|
87/10/15 (12:31)
|
|
||
|
|
84
|
601
|
87/10/9 (20:38)
|
|
جدیدا آقای میراسدالله صفحه ای به نام عشق و نفرت راه انداختند دوست دارم هم نظرتون رو راجع به این صفحه بگید هم به قول ایشون از عشق و نفرتهای قدیمیتون بگید که حالا حستون نسبت به اونا عوض شده (البته نقد صفحه یادتون نره که ضروریه)
خیلی ممنون بابت راه اندازی این بحث!
به نظر من این صفحه صرفا به خاطر پر کردن صفحات مجله بوجود اومده و باید طنز وار بهش نگاه کرد.( ببخشید لحنم مثل انتقادهای خود ایشون بی رحمانه س) اینکه یه آدم علایق و عقاید شخصی خودش رو اونقدر مهم بدونه که فکر کنه برای مخاطبان زیادی مهمه و هر هفته در قالب 2 صفحه اونو فریاد بزنه و فکر کنه که خواننده هم موافق اونه و سریعا میگه وای چه متفاوت، نشان دهنده اعتماد به نفس و خود بینی بالای اون شخص، خجالت آور و تاسف باره.
ایشون تو زندگیش فقط یاد گرفته که خلاف جهت آب شنا کنه، اما یاد نگرفته که برای شنا کردن خلاف جهت آب هم تجهیزات شنا لازمه. شنا کردن خلاف جهت آب اونم بدون مایو، نه تنها تحسین بر انگیز نیست، بلکه مایه خنده و تمسخر حضاره و نشون میده که این آدم فقط دنبال جلب توجه و کسب شهرته و فکر میکنه که آدم مهمیه. (پارانویا)
جالبه که اهانت های ایشون به افراد و گروههایی است که یا توان مقابله ندارند یا اصلا صدای ایشان به گوششان نمیرسد که ناراحت شوند یا اصلا اهمیتی نمی دهند.
من به نظراتی که توی یک تاپیک دیگه گذاشته بودم اکتفا می کنم و همون رو کپی می کنم چون این مزخرفات اونقدر ارزشش رو نداره که دوباره در باره ش بنویسم .
یکی نیست دهن این میراسدلله رو بببنده ؟ چقدر پرت و پلا ؟ چقدر مزخرف گویی و خودنمایی ( گرچه نمی دونم چه چیزیو به رخ می کشه ) ؟ یکی نیست بگه شما که با این مطالب سطحی و بدون عمقت اینجوری داری همه ی بزرگای دنیا رو می کوبی ، خودت چهار تا دلیل قانع کننده برای این خزعبلات سطل آشغالیت بیار . آخه این جلف بازی ها چه معنایی داره که یه کارگردان بزرگ رو بکوبی بعد مثل بچه های دوم دبستان موقع گفتن از فیلم مورد علاقه ت فقط داستانشو با لحنی بچه گانه تعریف کنی ؟
چلچراغی های عزیز ، خودتون قضاوت کنید مطالب آرش خوشخو تحلیلی تر و عمیق بود یا این خزعبلات ؟ ( این رو از این جهت می گم که خود آقای خوشخو یکی از منتقدان سینماییه که به نظر استاد میراسدلله فقط بلدن با کارگردانا طرح دوستی بریزن ! )
در مورد موسیقی هم که هنر ایشون رو قبلا دیده بودیم . توی این صفحات هم متاسفانه باز هم کمی از این خزعبلات رو از ایشون می بینیم مثلا وقتی که میگن " موسیقی کلاسیک تجملی و پرزرق و برقه ! " . بهتره به جای این هوچی گری ها اگه واقعا چیزی می فهممن بیان با آنالیز قطعه های کلاسیک ، ثابت کنن که کلاسیک ( که همیشه پیچیده ترین و هنری ترین سبک موسیقی بوده و خواهد بود ) موسیقی دندانگیری نیست ! صدالبته ایشون جرات دارن این مزخرفات رو توی چلچراغ و برای خواننده های بی نوای اون بنویسن ، و گرنه اگه جایی این حرفها رو بزنه که دو نفر چیزی حالیشونه ( چه سینما و چه مخصوصا موسیقی ) احتمالا مایه ی خنده و تفریح بقیه میشه ! ( راستی بحث صفحات موسیقی ایشون شد ، یاد یه شماره افتادم که ایشون به یه موسیقی گفته بودن سهل و ممتنع ! ایشون نمی دونن سهل و ممتنع یعنی چی و فکر می کنن یعنی ساده جوری که راحت ساخته بشه ! در حالی که به شعر سعدی و ایرج میرزا به این خاطر میگن سهل و ممتنع چون زبان ساده و روانی داره اما ممتنعه چون هیچکس نمی تونه اونجوری شعر بگه ! در حالی که کل حرف جناب میراسدلله توی اون مطلب کوبیدن خواننده / آهنگساز مورد بحث بوده ! )
حیف ! واقعا حیف که دو صفحه هم به این مزخرفات تعلق گرفته !
خیلی ممنون بابت راه اندازی این بحث!
به نظر من این صفحه صرفا به خاطر پر کردن صفحات مجله بوجود اومده و باید طنز وار بهش نگاه کرد.( ببخشید لحنم مثل انتقادهای خود ایشون بی رحمانه س) اینکه یه آدم علایق و عقاید شخصی خودش رو اونقدر مهم بدونه که فکر کنه برای مخاطبان زیادی مهمه و هر هفته در قالب 2 صفحه اونو فریاد بزنه و فکر کنه که خواننده هم موافق اونه و سریعا میگه وای چه متفاوت، نشان دهنده اعتماد به نفس و خود بینی بالای اون شخص، خجالت آور و تاسف باره.
ایشون تو زندگیش فقط یاد گرفته که خلاف جهت آب شنا کنه، اما یاد نگرفته که برای شنا کردن خلاف جهت آب هم تجهیزات شنا لازمه. شنا کردن خلاف جهت آب اونم بدون مایو، نه تنها تحسین بر انگیز نیست، بلکه مایه خنده و تمسخر حضاره و نشون میده که این آدم فقط دنبال جلب توجه و کسب شهرته و فکر میکنه که آدم مهمیه. (پارانویا)
جالبه که اهانت های ایشون به افراد و گروههایی است که یا توان مقابله ندارند یا اصلا صدای ایشان به گوششان نمیرسد که ناراحت شوند یا اصلا اهمیتی نمی دهند.


دقیقا حق با تو
بخصوص اون لید مسخره كه میگه من چلچراغ نمی خونم

تا حالا 5 نفر در مورد این چرندیات نظر دادن که هر پنج تا نظرشون منفی بوده . ای کاش یکی از نویسنده های چلچراغ به خودش زحمت بده و این تاپیک رو ببینه و سریع تر جلوی این آدم تازه به دوران رسیده رو بگیره .
راستش من حرصم میگیره وقتی میبینم ایشون با خود خواهی تمام (که انگار خودشون علامه دهر هستند) از چیزهایی بدگویی میکنند و چیزهایی رو لگدمال میکنند که برای ۹۰٪ خواننده ها ارزشمندند و یا حتی الهام بخش زندگی و کار ماها هستند
من نمیفهمم ایشون مگه به چه درجه از دانش سینمایی رسیدند که به راحتی داریوش مهرجویی و ... رو زیر سوال می برند یا مگه چقدر در زمینه ی عرفان به درجه ی اعلا رسیده اند که آثار هرمان هسه رو مناسب گروه سنی ۱۶ سال می دونند! اگر تمام اینها الان مورد نفرت ایشون قرار گرفته اند و قبلا جز علایق ایشون بوده نشون میده که آقای میر اسدالله یک شخصیت متزلزل و خودشیفته دارند
چطور کتابهای ایشون دوتا دوتا تبلیغ میشه خوبه ! ولی همین ۴۰ چراغی که ایشون رو تبلیغ میکنه توسط آقای میر اسدالله خونده نمیشه. چرا؟ چون یک پز روشنفکری جدیده
اصلا من موندم کسی که ۴۰چراغ نمیخونه چرا باید تو این مجله مطلب بنویسه بعد تازه با یک افتخار خاص نخوندن اون رو جار بزنه؟
یکی از مواردی که همیشه مورد نفرت من بوده وهست زیر پا گذاشتن ارزشها به خاطر خود بزرگ بینیه که این صفحه مصداق عینی این موضوعه
به نظر من که صفحه فوق العاده ایه.ما ایرانی ها همیشه به یه چیزی پیله میکنیم و تبش ما رو میگیره! مثه خیلی از چیزایی که اقای میراسدالله میگن! جشنواره فجر...کتابهای هرمان هسه...اینا واقعا برای خود منم اتفاق افتاده! کدوممون تا حالا از یه زاویه ی دیگه به این چیزا نگاه کرده بودیم؟ اینایی که مخالف این صفحه هستن بخاطر اینه که بهتر از این آثاری که نقد شده رو نخوندن و یا ندیدن تا حالا. برای همین انقدر از یه مشت اراجیف به اسم کتاب و یه مشت فیلم ساز درپیت حمایت میکنن.
اقای میراسدالله لطفا به نوشتن این صفحه ادامه بدین...
حرف های همتون را راجع به این صفحه خوندم اما به نظرمن میشه با یه جور مثبت اندیشی به این صفحه نگاه کرد به خاطر اینکه طرز و نوع نوشته ها بیشتر به یه درد دل یا گفتن نظرات شخصی شباهت داره تا نقد کردن نوشته ها و کتاب ها و فیلمها ی مطرح شده (همون طور که خود آقای میر اسدالله در پایین هر صفحه مینیویسه و بقیه را هم دعوت میکنه تا نظراتشون را عنوان کنند.) منم با نیروانا هم عقیده هستم که برای خیلی از ما ها این اتفاق افتاده که تو یه دوره خاصی از زندگیمون عاشق یه چیزی بودیم اما حالا حتی از به یاد آوردن همون چیزه حالمون به هم میخوره .
البته نباید از این موضوع چشم پوشی کنیم که آقای میر اسد الله خیلی نظرات ثقیلی را ارائه میدهند و همین طور خیلی اطلاعاتشون را به رخ خواننده ها میکشند .نمونش همین فیلم هایی که گه گاه راجع به اون ها با کلی تعریف و تمجید مینویسند و خیلی از اون ها دیگه الان در دسترس نیستند و آدم احساس می کنه داره بهش میگه تو خیلی عقب افتاده ای که این فیلمه رو تا حالا ندیدی.
دوستان عزیز ، احتمالا شما یا کم مطالب جدی رو خوندید یا فقط دارید با تعصب به قضیه نگاه می کنید .
من خودم شخصا قبل از ایجاد این چرند نامه نظر مثبتی در مورد ایشون داشتم ( نه به خاطر سواد و سطح بالای نوشته هاشون بلکه به خاطر صرفا اسم چند موزیسین خوبی که توی صفحه ی موسیقی جهان برده بود ) . اما این هنر نیست که به اسم نظریات شخصی یه نفر دهنشو باز کنه و بدون آوردن دلایل منطقی و تحلیل به این و اون فحش بده و بگه من کارم خیلی درسته که یه زمانی اینجوری بودم حالا اینجوریم .. خب که چی ؟ ایشون انتظار دارن ما واسشون دست بزنیم ؟ خود شما به مطالب ایشون نگاه کنید . مثلا در مورد ناباکف . ده ها جور تحلیل و تفسیر مختلف چه بر کتاب چه روی فیلمش ( ساخته ی استنلی کوبریک میشه ) و بعد ایشون با یه نگاهی که بیشتر در اصل به نظر من داره نگاه خودشو می رسونه می گه آهای همه تون اشتباه می کنین غیر از من .. چرا ؟ ! چون همه فاسدن و بیمار روانی و ... یکی نیست بگه هر کس از این شاهکار دفاع کرده با دلیل دفاع کرده و با تهمت به اینو اون شاهکاری رو زیر سوال نبرده . همین رمانی که ایشون اینجوری در موردشون چرند می بافن ، در حد " در انتظار گودو " ازش تحلیل های مختلف از جنبه های گوناگون انجام گرفته .
از خود نوشتن تا یه حدی و تا حد رعایت و درک حریم نویسنده محترمه ، نه این که هر هفته دو صفحه به این خودستایی های بی منطق و سطحی اختصاص داده بشه . در ضمن بسیار بوده اند بزرگتر از آقای میراسدلله که اسم خیلی از بزرگها رو با این شتاب زدگی و احساسگرایی و تازه بدوران رسیدگی بد بردن و بعد از سالها خوندن بیانیه های پر جنجال و وابسته به زمانشون بیشتر باعث خنده ست تا چیز دیگری ، گرچه نوشته های جناب میراسدالله همین الان هم موجب خنده س .
کسی که به خودش جرات میده و می گه " شاملو " ی بزرگ که تحصیلکرده ترین های مملکت و بزرگترین مقام های ادبی براشون شاملو بسیار جایگاه بالایی داره وابسته به زمانه ست باید با مثال عینی ، تحلیل و شکافتن موضوع این چرندیات خودشو ثابت کنه . احتمالا ایشون به سبک منتقد هایی که نام بردن از فروغ واخوان ثالث فقط شعرهای اروتیکشون رو با دیدی سطحی خوندن .
در مورد موسیقی هم ذکر خیرشون رفت .. دوستان عزیز موسیقی سخت ترین هنر هست برای نقد و حتی برخلاف دیگر هنرها داشتن تخصص کامل هم نمیتونه شرط لازم و کافی برای نقد کردنش باشه بلکه باید گوش انسان به اون درجه از قدرت و درک رسیده باشه که همزمان چند صدای مختلف رو تشخیص بده ، این که دستمون رو بذاریم فلان جامون و شروع کنیم فضله ول کردن که " موسیقی کلاسیک تجملی و پر زرق و برقه !! " بیش از هر چیز عمق بی سوادی ، نا آگاهی و حماقتمون رو نشون می ده . در مورد مهرجویی هم بحث شد . همه ی اون منتقدهایی که ایشون ازشون بد گفته بودن - متاسفانه - زودتر به این کشف بزرگ رسیدن که سنتوری از هامون ضعیف تره . راستی به شیوه ی معرفی فیلم های مورد علاقشون دقت کردید ؟ " بله این فیلم در مورد یه خانمیه که میره خونه میبینه شوهرش نیست نگران میشه و همه جا رو می گرده و ... و فیلم در حالی که فلان اتفاق می افته تموم میشه " می بینید شیوه ی نوین نقادی رو که به هیچ وجه بر پایه ی طرح دوستی ریختن با کارگردان های کوچیکی مثل استنلی کوبریک و پازولینی و مهرجویی و بیضایی و .. استوار نیست ؟ می بینید این اظهارات اعجوبه ی هنر قرن رو ؟
در ضمن مبینا خانم ، ایشون چه اطلاعاتی رو به رخ می کشند ؟ این که چهار تا اسم معروف به گوشت خورده باشه و برای این که نشون بدی کارت خیلی درسته دهنت رو باز کنی و هر چی فحش بلدی به اون اسما و طرفداراشون فحش بدی و چهار تا اسم دیگه رو بیاری یعنی خیلی اطلاعاتت بالاس ؟ با اجازه منم یه چشمه میام .. البته اگر استاد بزرگ هنرمند والامرتبه علامه میراسدلله اجازه بدن :
" متاسفانه مشخص نیست که چرا یک عده همچنان اصرار دارند که اسکورسیزی کارگردان خوبیه . کارگردانی که فیلمهای تجاریش با رنگ و لعاب مثلا روشنفکریش خیلی وقته تاریخ مصرفشون گذشته . اگه از بازی خوب دنیرو توی راننده تاکسی چشم پوشی کنیم اسکورسیزی تنها هنرش نشون دادن صحنه های تیرکشی و ایجاد هیجان کاذب بوده . من هم مثل شما یک زمانی در گمراهی به سر می بردم و توی دانشگاه همه می گفتن اسکورسیزی خوبه ، اما وقتی خودم فیلماشو دیدم فهمیدم که تبلیغات چه اثر گمراه کننده ای داره ................................................ حالا برای این که شما رو از گمراهی نجات بدم و با سینمای واقعی دنیا آشنا کنم شما رو با یک فیلم فوق هنری از ایگور کاسچینفسکی ( ترجیحا اسم کارگردان از اروپای شرقی باشه ) آشنا می کنم و در یک تحلیل شگفت انگیز به شما می فهمانم که کارم خیلی درسته :
فیلم " سفر به آنجا " یه داستان جالب داره . داستان زنی که در به در دنبال بچه هاش می گرده اما همه ش یه سری پیرمرد بهش میگن ما بچه تیم اما اون بهشون می گه نه شما نیستین . در همین بین زن یهو می بینه که ساعت 6 عصره و هنوز شامشو درست نکرده پس بچه هاشو ول می کنه به امان خدا برمیگرده .. و بعد می بینه بچه هاش تو خونه ن !!!!!!!!!!!! "
دیدین که کاملا فی البداهه منم تونستم اطلاعات خودمو حسابی به رخ بکشم و حتی یک فیلمنامه هم به سبک ایشون نوشتم !
در ضمن نیروانای عزیز ، جشنواره ی فجر تب نیست .. یکی از معدود جشنواره های سینمایی کشور ماست که چاره ای جز اهمیت دادن به اون نداریم و فعلا میزان سنجش بهترین هاست .. البته اگه از یکی دو تا جشن دیگه فاکتور بگیریم .
در ضمن از لطف بسیار زیادتون به ما که داریم از اراجیف حمایت می کنیم ممنون . دوست دارم با شما بحث کنم ، که ببینم کی بهتر می دونه اراجیف یعنی چی .

|
816
12 دی 1387 ساعت 14:07 | |
|
درباره ی صفحه ی آقای میراسداله تا پیش از این که ایشون این صفحه ی جدیدشون رو راه اندازی کنن،من جور دیگه ای درباره شون فکر می کردم. مشکل این جاست که من نمی فهمم هدف ایشون از این کار چیه؟می خوان به ما بگن که طرف آثار این افراد نریم؟خب بهتر نیست ما هم مث خودشون توی سی و چند سالگی به این افتخار برسیم؟قصدشون مشهور شدنه؟یا می خوان اسطوره شکنی کنن؟(نمونه ی اسطوره شکنی کاری بود که چند ماه پیش یکی از سایت های سینمایی انجام داد ،ولی خیلی زود این کار رو قطع کردن). اصلا ایشون که توی مطلبشون درباره ی "لولیتا"دم از اخلاق می زدند،یه نگاه به اسمایی که توی این چند شماره ازشون بد گفتن،بندازن.منظورم اینه که آیا درسته ایشون مثلا اون جوری اون استاد موسیقی(آریان پور یا یه همچین چیزی) رو مسخره کنن؟این یعنی اخلاق؟! ایشون که پازولینی رو بی سواد افراطی خطاب کنند،مقاله ی سینمای شاعرانه ی پازولینی رو خوندن؟اصلا ایشون چرا "شهید ثالث" رو روشن فکر قلابی نامیدن(و جالب این که آیدین آغداشلو چند هفته ی پیش در مصاحبه ای،شهید ثالث رو تنها روشن فکر واقعی تاریخ سینمای ایران دونسته بود). سوال های من خیلی زیادن،ولی ادامه رو به بحثای بعدی موکول می کنم.فقط یه سوال دارم؛به نظر شما تمام منتقدان سینمایی ابلهن که توی بیش تر نظرسنجی های معتبر-نه آن هایی که صدرنشین فهرستشان "جنگ ستارگان" است- "پدرخوانده رو بهترین فیلم تاریخ سینما می دونن؟فکر کنید و بعد بروید شماره ی 319 رو یه بار دیگه بخونید و ببینید که علیرضا خان لطف داشتن و کمی از دریای بی کران الطافشون رو نثار "کاپولا" کردن و با بخشش و تساهل و تسامح گفتن که "کارگردان بسیار تکنیکی و قدرتمند"ی هستن. |
AC MILAN توی یک بحث دیگه در مورد این صفحه این نظر رو گذاشته بود . بد ندیدم این رو هم اینجا پیست کنم .
خانم نیروانا خودت آثار این افراد رو اصلا دیدی یا خوندی؟ که سریع موضع میگیری؟ نقد کردن آثار این افراد کار خوبیه اما نه همراه با توهین و با توجیه های کودکانه و پیش پا افتاده ایشون که توهین به شعور و علایق مخاطبان و علاقه مندان به این افراده. متاسفانه باید بگم افرادی که طرفدار سینه چاک ایشون هستن مثل خود این آقا سعی دارن که به زور خودشون رو به دیگران اثبات کنن که متفاوتن. خود ایشون هم تو نوشته هاش گفته بود که این یک مرض جدید که همه سعی دارن خودشون رو متفاوت نشون بدن و خیلی از افراد ظاهر بین هم فقط به صرف متفاوت بودن طرف تحسینش می کنن و فکر نمی کنن که آیا پشت این قضیه فکر و عقیده و دانش قوی ای هست یا فقط ناشی از یک عقده ست. شما به جای اینکه با دیدن انتقادات به ایشون سریع خون جلوی چشمت رو بگیره یه نگاه دقیق به مطالب ما می نداختی که ما از اون افراد طرفداری نکردیم بلکه لحن بی ادبانه ایشون رو نقد کردیم. اما فکر کنیم که 2 صفحه از یک مجله پر طرفدار که طرفدارانش اکثرا جزء خواص هستند جای خالی کردن عقده ها و بیان عقاید شخصی یک نفر هست یا نه؟ این قبول نداشتن هیچ کس غیر از خود و معدودی از همفکران و مدام جار زدنش ناشی از عقده حقارت نیست؟
یک نکته جالب براتون بگم که خود من هم زمانی دنبال گروه های موسیقی و کتاب ها و فیلم هایی که ایشون معرفی می کردن می رفتم اما چیز خاص و نو آوری ای در اونها نیافتم. آنها از متوسط هم پایین تر بودند و فقط به صرف این معرفی شده بودند تا بزور مخاطب رو هم فکر معرفی کننده در بیاورند. اکنون میر اسد الله هم برای من شده نوعی عشق در گذشته و نفرت در زمان حال! ویک نکته جالب در مورد نوشته های اخیرشون نام بردن مکرر از فیلم آخرین تانگو در پاریسه که در پشت کاور دی وی دی اش به عنوان اروتیک ترین فیلم تاریخ سینما از طرف سازندگانش معرفی شده! خنده دار نیست که آدم مرلین منسون رو بزرگ بخونه و در کنار اون سیگار روس رو که موسیقی خواب آور و تقلیدی و پیش پا افتده داره رو همینطور؟