| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1910
|
2952
|
91/3/10 (17:56)
|
|
||
|
|
190
|
745
|
91/3/10 (00:24)
|
|
||
|
|
155
|
2570
|
91/3/8 (23:41)
|
|
||
|
|
275
|
1873
|
91/3/8 (23:21)
|
|
||
|
|
30
|
369
|
91/3/4 (13:08)
|
|
||
|
|
187
|
764
|
91/2/28 (15:12)
|
|
||
|
|
382
|
2227
|
91/2/27 (23:33)
|
|
||
|
|
49
|
1043
|
91/2/24 (05:02)
|
|
||
|
|
219
|
724
|
91/2/21 (17:21)
|
|
||
|
|
76
|
575
|
91/2/19 (23:29)
|
|
||
|
|
126
|
1487
|
91/2/18 (16:17)
|
|
||
|
|
56
|
658
|
91/2/5 (16:00)
|
|
||
|
|
52
|
521
|
91/1/29 (17:03)
|
|
||
|
|
13
|
194
|
90/12/22 (03:24)
|
|
||
|
|
272
|
627
|
90/4/11 (16:58)
|
|
در این قسمت بیوگرافی چهره های برگزیده که توسط سازمان همایش چهره های ماندگار معرفی و تقدیر میشوند را قرار میدهیم

پرویز شهریاری درگذشت. بر اثر بیماری قلبی در یبمارستان جم در تهران. تولدش روز دوم آذر ۱۳۰۵ بود و مرگش ۲۲ اردی بهشت ۱۳۹۱. ۸۵ سال زندگی کرد و میراثی نامیرا و گنجینه ای گران بها از خود به جا گذاشت. گنجینه ای از انسان هایی که تربیت کرد. و میراثی از کتاب هایی که تالیف و ترجمه کرد.
زندگی در کرمان
کودکی و نوجوانی اش در کرمان با سختی و فقر گذشت. پدرش را که با کارگری بر زمین های اربابی زندگی شان را می گذراند وقتی کودکی دبستانی بود از دست داد و پسر بچه را با پرسشی که تا آخرین روزهای پیری دست از سرش برنداشت، تنها گذاشت. وقتی پدر به خانه بازمی گردد، درد دارد. دراز می کشد و پرویز را صدا می زند و می گوید می خواهد با او حرفی بزند. اما مادر از پرویز می خواهد اول برود نان بخرد. وقتی پرویز به خانه برمی گردد، پدر فوت کرده است. :«و من هنوز در این فکرم که پدرم آن روز چه می خواست به من بگوید».
دوران پس از جنگ جهانی اول است و دوره قحطی و دشواری. آنهم برای خانواده ای کارگری و نسبتا پرجمعیت با چهار بچه کوچک. و مرگ پدر زندگی را برای او و خواهر و برادران و خردسال و مادر جوانش سخت تر می کند. مادر با کار در کارخانه پنبه پاک کنی خرج زندگی را در می آورد و پرویز با کارهایی که گاه کار هرکسی نیست، چون باز کردن چاه های آب و نظیر آن کمک خرجی می شود برای مادر. اما در کرمان آن روز اگر فقر حکومت می کرد و چنان از نظر اقتصادی عقب افتاده بود که حتی یک پزشک در آن نبود، اما از نظر فرهنگی چه بسا پیش رفته تر از امروز بود. پرویز که در خانواده ای زرتشتی به دنیا آمده، با کودکان مسلمان و یهودی هم بازی ست و آنچه در بازی هایشان جایی ندارد، مذهب شان است. شاید اولین درس های مروت و مدارا را در همان بازی ها می آموخت.
سال های تهران
دوران مدرسه را تا ۱۸ سالگی در کرمان می گذراند و در سال ۱۳۲۳ به تهران می رود. عشق و استعدادش به ریاضی او را به تحصیل در رشته ریاضی و سپس در دانشکده علوم می کشاند و هم زمان در دانشسرای عالی ثبت نام می کند و هر دو لیسانس را با هم می گیرد. یکی در رشته ریاضی و دیگری برای دبیری.
اما عشق دیگر او معلمی بود. می گوید:«در تمام عمرم معلم بودم. حتی وقتی در زندان بودم.» اما به تصدیق شاگردانش معلمی برای او تنها تدریس نبود: «او در درجه اول معلم انسانیت و تقوا، بود. معلم زیستنی سزاوار انسان بودن بود».
کلاس هایش معمولا به شاگردان خودش محدود نمی شد. شیوه تدریسش که بر اساس انسان سازی بود چنان بود که پس از یک دوهفته از آغاز سال تحصیلی بناگزیر کلاس هایش را در سالن های مدرسه می گذاشتند. شاگردان کلاس ها و رشته های دیگر نیمکت های کلاس را پر می کردند تا آنچه را در کلاس های دیگر نمی آموختند، از او بیاموزند. درس احترام به انسان و تفکر منطقی و روحیه بردباری و مدارا.
شاگردانش می گویند که از همان آغاز کلاس تکلیفشان با نمره معلوم بود. می گفت هر نمره ای که بخواهید به شما می دهم. و مسئله نمره گرفتن را که در نظام آموزش ایران همواره برای محصل ایرانی چه در مدرسه و چه دانشگاه مهم ترین و حیاتی ترین امر و حتی هدف از تحصیل است، برای آنها حل شده می نمایاند تا توجه دانش آموزان را به خود درس بکشاند. با آن که معلم ریاضی بود و انتزاعی ترین علم بشری را تدریس می کرد اما هرگز از آموزش مسائل انسانی و واداشتن شاگردان به تفکر در باره چرایی چیزها غفلت نمی کرد. در درسهایش نیز مانند همه کتاب هایی که تالیف و ترجمه کرده است توجه به تاریخ علم و پیدایش علوم و شیوه کاربرد علوم در راه سعادت انسان جایی مهم داشت.
آرمان خواهی و زندان
در تهران سال های بیست، جوان کرمانی زرتشتی شیفته ریاضی و آموزش که از هجده سالگی در کلاس های شبانه تدریس می کرده و دغدغه سعادت انسان ها و عدالت خواهی دارد به کار سیاسی و فعالیت در حزب توده ایران روی می آورد :«دغدغه من زندگی آدم هاست و هرکاری که می کنم در حول و حوش آن است». مبارزه سیاسی اش با کار فرهنگی هم عنان است. مسئول حزب در کرمان می شود. اما در عین حال در مجلات حزبی قلم میزند. در ۲۰ سالگی( ۱۳۲۵) عضو هیئت تحریریه قیام ایران است. یک سال بعد سردبیر نشریه وهومن است که در ۲۸ مرداد تعطیل می شود. پیش از آن، پس از اعلام انحلال حزب توده و اغاز دستگیری اعضای آن در سال ۱۳۲۸زندانی شده . پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۳ و آغاز دور دوم بگیر و ببند های توده ای ها پرویز مخفی می شود. در مدت زندگی مخفی با نام مستعار به تدریس در دبیرستان و آموزشگاهی شبانه می پردازد. خانواده و بویژه برادرانش برای لودادن محل اختفای او زندانی و شکنجه می شوند. سرانجام در سال ۱۳۳۵ پیدایش می کنند.۴۰ روز با خانواده اش در تهران در خانه ای در بازداشت به سر می برد و پس از آن به زندان قصر و سپس به قزل قلعه می افتد. در ۱۳۳۷ با قید کفالت ازاد می شود و از مهرماه ۱۳۳۸ کار تدریس را به صورت معلم حق التدریسی از سر می گیرد.
هفت بار زندان می رود. مدت بازداشت هایش از سه سال تا سه ماه. و یادگار سال های زندانش درد شانه و دست که از دست بند قپانی برایش مانده. در فواصل زندان با محرومیت های اجتماعی و ممنوعیت از ندریس و تالیف، کاری که عاشق آنست، روبروست.
اما سال های زندان را به بطالت نمی گذراند. با آن که زبان فرانسه می داند و نخستین ترجمه هایش از فرانسه است، اما زبان روسی را زبان علم می داند. پس با استفاده از کتاب های اموزش روسی که برادرش در ملاقات ها می آورد و با استفاده از راهنمایی های زندانیان سیاسی دیگر که اکثرا تحصیل کرده و فرهیخته و زبان دان بودند، روسی می آموزد.
تدریس، تالیف و ترجمه
در زندان در سال ۱۳۲۹ است که دوره کتابهای درسی آموزش ریاضیات را تالیف می کند و در عین حال کتاب تاریخ حساب را ترجمه می کند.
راه اندازی نخستین کلاس کنکور در ایران، تاسیس گروه فرهنگی خوارزمی، دبیرستان پسرانه خوارزمی، دبیرستان دخترانه مرجان (به نام دخترش مرجان که در تصادف رانندگی کشته شد)، گروه فرهنگی مرجان که به گفته او «وقتی به سود آوری رسید برایش گرفتاری پیدا شد»، انتشارات توکا (هم نام یکی از پسرانش)، تاسیس مدرسه عالی علوم اراک (که بعد از انقلاب به صورت دانشکده دولتی درآمد) بخش دیگری از تلاشهای او در زمینه جاانداختن نهادهای آموزشی بود. فشارهای سال های پس از انقلاب سبب می شود که کار مدرسه داری را رها کند.
او در آموزش صاحب نظر بود. معتقد بود که مدارس باید همه دولتی باشند و از وجود مدارس انتفاعی و مدرسه تیزهوشان و غیره بشدت انتقاد می کرد و درعین حال آن را خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی می دانست. در زمینه آموزش با نظام آموزش یک سره و یک سان برای همه در مدارس مخالف بود. می گفت باید مدارس در دو سطح باشند. یکی در سطح عمومی برای کسانی که طالب تحصیلات عالی نیستند. و دیگر کلاس های خاص در رشته های خاص و در حد لیسانس دانشگاهی. به طوری که دانش آموزانی که خواستار راه یابی به دانشگاه و تحصیلات عالی بالاتر از لیسانس هستند، در آنها شرکت کنند.
از او بیش از ۲۰۰ کتاب تالیف و ترجمه بازمانده است. اما بسیاری از این کتاب ها با خون دل مولفش پدید آمده. برخی در زندان، شماری در سال های محرومیت های اجتماعی و گروهی نیز در دست ناشران دولتی پس از انقلاب مانند امیرکبیر. تا جایی که یا کتاب هایش را چاپ نمی کردند و یا بی خبر از او و بدون دادن حق تالیف منتشر می کردند. تالیفاتش از کتاب های درسی و آموزش ریاضیات تا داستان های علمی و تالیفات تاریخی را در بر می گیرد. همه در زمینه ساختن انسان و ارتقای اخلاق انسانی.
روزنامه نگاری
پرویز شهریاری علاوه بر کار تدریس و تالیف و ترجمه در سطحی عظیم و باورنکردنی که بیرون از عهده یک فرد می نماید، در کار روزنامه نگاری نیز بشدت فعال بود و سردبیری چند ین نشریه وزین علمی و فرهنگی را برعهده داشت. سخن علمی و فنی، وهومن، چیستا، فصلنامه شورای نویسندگان و هنرمندان ایران، آشنایی با دانش، آشتی با ریاضیات – (که در دوران جنگ وزارت ارشاد او را احضار می کند و وادار به تغییر نام مجله می کند. زیرا به عقیده مسئولان، زمان زمان جنگ بود و نباید از «آشتی» سخن به میان می آمد. حتی اگر آن آشتی، آشتی با ریاضیات باشد و پرویز شهریاری بناگزیر نام مجله را به آشنایی با ریاضیات تغییر می دهد)، و مجله دانش و مردم. اما در عرصه روزنامه نگاری نیز به خاطر سوابق و آرمان هایش ناگزیر از تحمل محرومیت ها و دشواری ها بود. با آن که همواره آرزو داشت صاحب امتیاز نشریه ای باشد، اما دولت ها چه پیش و چه پس از انقلاب، به او امتیاز نشریه نمی دادند. پس از آشنایی با پرویز ملک پور، نماینده زرتشتیان در مجلس، از او می خواهد امتیاز نشریه ای را بگیرد و نشریه چیستا، که مجله ای فرهنگی، ادبی و اجتماعی با تاکید بر مقولات ایران شناختی و فرهنگی ایران است، متولد می شود. نشریه ای که از شهریور ۱۳۶۰ تاکنون بی وقفه به زندگی ادامه داده است. هرچند که حدود یک سال و نیم از عمر این نشریه، از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۳ در دوری از سردبیرش گذشت.
پیرانه سر: از زندان تا تجلیل در جمهوری اسلامی
پرویز شهریاری با آن که پس از انقلاب رسما به حزب توده نپیوست، اما در اردیبهشت سال ۱۳۶۲، در آستانه شصت سالگی، همراه با گروهی دیگر از اعضا و هواداران حزب دستگیر و بازداشت شد. مدت یک سال و نیم با تن خسته و قلب بیمار و دردهای ناشی از محبس های پیشین در زندان گذراند بی آن که در پرونده اش اتهامی علیه او باشد. پس از آزادی نیز همه حقوق بازنشستگی اش قطع شد. اما طبع بلندش او را از طلب آن باز می داشت: «خبر ندارم بازنشستگی من چه شد. دنبالش نرفتم چون [این کار] وظیفه دولت است. الان زندگیم را ازراه حق تالیف کتاب هایم می گذرانم».
با این حال آخرین سال های عمر این استاد بی نظیر با رنج کمتری همراه بود. در ۱۳۷۴ در بیست و ششمین کنفرانس ریاضی کشور که در کرمان برگزار شد، برای نخستین بار از استاد پرویز شهریاری به پاس یک عمر تلاش و خدمت علمی و آموزشی اش در مقام پیش کسوت ریاضی تجلیل شد. در سال های ۱۳۷۶ و ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ نیز در کنفرانس ها و مراکز آموزشی ریاضیات از او قدردانی به عمل آمد. در ۱۳۸۱ دکترای افتخاری ریاضی به او تقدیم شد و در آبان ۱۳۸۴ به عنوان چهره ماندگار آموزش ریاضیات مورد سپاس و تقدیر قرار گرفت. در همان سال در پی تاسیس «بنیاد پرویز شهریاری»، استاد همه کتابخانه نفیس خود را به این بنیاد تقدیم کرد.
این تقدیرهای به تأخیر آمده تا چه حد توانست مرهمی بر زخم های دیرین او باشد؟ « در زندگی ام همیشه در بیم و امید به سر برده ام. همیشه حتی حالا نمی توانم خودم را به معنای واقعی آزاد احساس کنم. همیشه (این احساس را دارم که انگار) یک کسی، یک چیزی دارد مرا می پاید.»
و مرگ ...
ریاضیدان ۸۵ ساله ما روز جمعه صبح ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ با هفت هزار سالگان هم سال شد. او دیگر در میان زندگان نیست. اما آیا با مرگ روبرو شده است؟ «به قول فیلسوف آلمانی، من با مرگ هیچوقت روبرو نمی شوم. چون تا وقتی زنده ام مرگ نیست. وقتی مرگ آمد، من نیستم که آن را ببینم.» پرویز شهریاری به مرگ نمی اندیشید. مرگ را چیز لازمی می دانست که همه به آن دچار می شوند. اما آنی از مهلت عمرش از تلاش و تکاپو برای آن که جهان جایی بهتر و شایسته شأن انسان باشد دست نکشید. زیرا برای او: «مرگ یعنی سکون. و من هنوز به مرگ نرسیده ام.». آیا پرویز شهریاری همه حرف هایش را زده بود یا مانند پدرش هنوز حرفی ناگفته داشت؟
پیکر استاد را بعد از ظهر روز جمعه در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه به خاک می سپارند.
سیـمیـن دانـشور
بانوی رمان ایران، دنیا را بدرود گفت ...
ادبیات ایران در این روزهای سرد و سخت زمستانی یكی دیگر از چهرههای برجسته خود را از دست داد. چراکه سیمین دانشور نویسنده و مترجم مطرح ایران، اولین رییس كانون نویسندگان ایران و آخرین نویسنده پرتیراژ ادبیات سالهای اخیر بود که در روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ در سن ۹۰ سالگی در تهران درگذشت.
سیمین دانشور در هشتم اردیبهشت 1300 شمسی در شیراز به دنیا آمد. پدرش دكتر محمدعلی دانشور، پزشك و مادرش قمرالسلطنه حكمت، نقاش و مدیر هنرستان دخترانه هنرهای زیبای شیراز بود. دوره ابتدایی و دبیرستان را در مدرسه انگلیسی مهرآیین گذراند، سپس تحصیلاتش را در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران ادامه داد و در سال 1328 با مدرك دكترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
دانشور نوشتن را با مقالهنویسی برای رادیوتهران و روزنامه ایران با نام مستعار "شیرازی بینام" آغاز كرد. وی رساله دكترایش را با راهنمایی فاطمه سیاح و بدیعالزمان فروزانفر نوشت. به گفته خودش پنج سال با راهنمایی سیاح روی دكترایش كار كرد و به پیشنهاد او اولین داستانهایش را برای شخصی میخواند كه بعدها دریافت، "صادق هدایت" بوده است. در همانسالهای دانشگاه در راه سفر به شیراز با جلال آل احمد نویسنده/ روشنفكر مطرح آشنا شد و سال 1329 با وی ازدواج كرد.

سیمین دانشور زمانی آغاز به نوشتن کرد که ادبیات و داستان نویسی در ایران در تسلط مردان بود. "زمستان بی شباهت به زندگی ما نیست" نخستین مقالهی اوست که در کلاس هشتم دبیرستان نوشته است. به کارنامهی سیمین دانشور که مراجعه کنیم، بیش از هر چیز به عنوان اولین برمیخوریم. اولین زن نویسنده. اولین مجموعهای که نام یک زن را بر پیشانی داشت. شاگرد اول سال ششم نهائی در سراسر ایران. اولین زن ایرانی که قصههای کوتاهش به زبان انگلیسی در نشریات ادبی آمریکا منتشر شد.
سیمین بهبهانی، شاعر مشهور ایران درباره تفاوت نثر سیمین دانشور با همسرش جلالآل احمد به دویچه وله گفته بود: "هر نویسندهای خودش استقلال خودش را دارد. خانم دانشور را با جلال آلاحمد اگر مقایسه کنید، از لحاظ سبک، از لحاظ تفکر، از لحاظ احساس، از همهی این اصول نویسندگی مغایرت دارند با یکدیگر. او یک طور دیگر است، مردانه مینویسد. چیزهای متفکرانه. خانم آنشور آنچه مینویسد از روی احساس و با لطافت زنانه است. من هیچ نشان یا اثر دستی از جلال آلاحمد در نوشتههای خانم دانشور ندیدهام."

محمد علی جمالزاده نخستین قصه نویس مدرن ایران پس از خواندن کتاب "سووشون" گفته بود: "سیمین دانشور کتابهایی بهتر از شوهرش نوشته. هم فهمش و هم قلمش بهتر از شوهرش است." رمان "سووشون" از نظر سبک، شیوایی در نثر و تجسم اندیشه و احساس زن ایرانی تأملانگیز است. رمان "سووشون" مهمترین اثر این نویسنده سالها پیش از سوی بنیاد بوكر در كنار "بوف كور" هدایت و "شازده احتجاب" گلشیری به عنوان برترین آثار صد سال ادبیات داستانی انتخاب شده و آخرین رمانش "ساربان سرگردان" (سال 1380) با تیراژی نزدیك به 90هزار نسخه، تا امروز آخرین رمان پرتیراژ ایرانی است.
جلال آل احمد همسر او در معرفی خود گفته است: "زنم سیمین دانشور است که میشناسید. اهل کتاب و قلم، و دانشیار رشته زیبایی شناسی و صاحب تالیفها و ترجمههای فراوان. و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم، که اگر نبود، چه بسا خزعبلات که به این قلم در آمده بود. از سال ۱۳۲۹ به این ور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد".

درست در روزی که رسانهها خبر درگذشت سیمین دانشور را منتشر کردند، خبرگزاری ایبنا گزارش داد که نخستین ترجمه مشترک سیمین دانشور و همسرش جلال آلاحمد نیز بعد از چهل سال تجدید چاپ شده است. این کتاب که "چهل طوطی اصل" نام دارد نخستین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شده بود.
گروه پرشین استار درگذشت این بانوی اندیشمند را به جامعه فرهنگ و ادب ایران زمین تسلیت می گوید.

روحش شاد و یادش گرامی باد!
استـاد محمـد تجویـدی
محمد تجویدى متولد سال ۱۳۰۳ در تهران، فرزند محمدهادى تجویدى، استاد نقاشى هنرهاى زیبا و از شاگردان كمالالملك بود. تجویدی در سال ۱۳۲۳ نخستین بار برای نشر فارسی دیوان خیام را به تصویر کشید. وى پس از پایان تحصیلات متوسطه در هنرستان هنرهاى زیبا به فراگرفتن نقاشى پرداخت و موفق به دریافت درجهى لیسانس شد. سپس در امتحانات ورودى دانشگاه، به عنوان استاد هنرستان انتخاب شد. پس از فوت استاد حسین بهزاد، در سال 1342 تدریس و تعلیم در هنرستان را ترك و به خلق آثار هنرى پرداخت. اندكى بعد، خود كارگاهى در خارج از محیط هنرهاى زیبا ایجاد كرد و شخصا به تربیت هنرجو پرداخت.
محمد تجویدى حدود صد و بیست جلد كتاب از دیوانهاى شعراى ایران همچون سعدى، حافظ، بابا طاهر عریان، فردوسى و دیگران را به تصویر كشیده است. وى طى سالیان متمادى به بسیارى از كشورهاى جهان براى مطالعه در زمینه ى هنر نقاشى سفر كرده است. تجویدى آثار برخى از شاعران معاصر را نیز در قالبهاى نو و امروزی و به سبك گرافیكى به تصویر درآورد. تجویدى تصاویر كتاب حماسه ى هیزمشكن اثر بسیج خلخالى را بهترین اثر خود مى انگارد. وى در سفرى به فرانسه آثارش را همراه با آثار سهراب سپهرى در یك گالرى به نمایش گذاشت.
به نقل از کتاب گلزار مشاهیر : محمد تجویدى در سال ۱۳۷۳ در سن ۷۰ سالگی در تهران درگذشت و پیكر وى در قطعه ى 88 بهشت زهرا مدفون گردید.

آتشی، متخلص به سرنا، شاعر، منتقد، مترجم و روزنامهنگار است.
وی تحصیلات ابتدایی و دوره متوسط را در بوشهر گذراند و برای گذراندن دوره دانشسرای مقدماتی به شیراز رفت.
آتشی در سال 1333 آموزگار شد و در شهر بوشهر و اطراف آن به تدریس پرداخت و در سال 1339 به دانشسرای عالی تهران وارد شد و در رشته زبان انگلیسی لیسانس گرفت.
او در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات انگلیسی، فارغالتحصیل شد و در دبیرستانهای قزوین، به امر دبیری پرداخت.
وی در پایان سالهای خدمت دبیری به عنوان ویراستار در انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون به کار پرداخت و در سال 1359 بازنشسته شد و به بوشهر بازگشت.
آتشی از سال 1333 انتشار شعرهایش را شروع کرد و در فاصله چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآید.
نخستین مجموعه شعر او با عنوان آهنگ دیگر در سال 1339 در تهران چاپ شد و پس از این مجموعه، دو مجموعه دیگر با نامهای آواز خاک و دیدار در فلق انتشار یافت.
وی در دهههای 40 و 50 و 60 به سبک نیمایی شعر میسروده در دو دهه آخر عمر به شعر سپید روی آورد.
منوچهر آتشی سال 1384 بر اثر ایست قلبی در سن 74 سالگی در بیمارستان سینا تهران درگذشت و در زادگاهش بوشهر به خاک سپرده شد.
وی چند روز قبل از مرگش در مراسم چهرههای ماندگار به عنوان چهره ماندگار ادبیات معرفی شده بود.
برخی از آثار منوچهر آتشی:
|
استاد مرتضی کاتوزیان | |
مرتضی کاتوزیان در 11 تیرماه 1322 در خانواده ای متوسط و هنر دوست در تهران به دنیا آمد. از کودکی عاشق نقاشی بود و تمام اوقات او بدون مربی صرف فراگیری این هنر می شد. در سال 1339 به طور حرفه ای به کار گرافیک و نقاشی روی آورد. در زمینه گرافیک تعداد بسیاری پوستر، آرم، جلد کتاب و بروشور ساخت. سال 1353 مسئولیت برگزاری نمایشگاه بین المللی گرافیک تهران با عنوان گرسنگان آفریقا توسط سازمان جهانی I.A.A را قبول و بشکل آبرومندانه ای به انجام رساند و برنده جایزه پوستر همبستگی شد. او از پایه گزاران سندیکای گرافیست ها در سالهای قبل از انقلاب و 2 سال عضویت هیات مدیره آن بود. طی سالهای گذشته در نمایشگاههای جمعی بسیاری شرکت و 4 نمایشگاه انفرادی برگزار کرد. تمامی آنها به دلیل کیفیت بالای آثار ارائه شده و نگاه محبت آمیزی که به انسانها و مسائل مربوط به زندگی آنها در نقاشی هایش بود پربیننده ترین نمایشگاههای تاریخ هنر ایران شد. به عنوان مثال نمایشگاه نقاشی هایش در موزه هنرهای معاصر تهران در سال 1368 طبق آمار رسمی 20 هزار بازدید کننده داشت. آخرین نمایشگاهی که با 94 اثر خود در خردادماه 1387 در مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آباد برگزار کرد، روز چهارشنبه 29 خرداد ماه از طرف سازمان یونسکو به پاس فعالیتهای 50 ساله اش در زمینه نقاشی و 30 سال تعلیم مخلصانه به جوانان ایرانی طی مراسم با شکوهی مفتخر به دریافت لوح تقدیر این سازمان شد. در مدت 30 سال تدریس نقاشی از آتلیه کوچک او ده ها نقاش تقدیم جامعه هنری شد. برای معرفی و تشویق شاگردانش سه نمایشگاه جمعی برای آنان بر پا کرد و در یک نمایشگاه بهمراه آنان در موزه هنرهای معاصر تهران شرکت کرد. |
![]() |
به همت او در سال 1384 کتابی از نقاشی های هنرجویانش چاپ و مورد استقبال مردم قرار گرفت. اکنون تعدادی از آن هنرجویان از نقاشان و هنرمندان بنام ایران هستند و هر کدام در آموزشگاه نقاشی خود به تعلیم هنرجویان بسیاری مشغولند. تاکنون 4 جلد کتاب از آثار نقاشی مرتضی کاتوزیان به چاپ رسیده و تعداد زیادی از آثار او به صورت پوستر ارائه شده است. 5عدد از آثار این نقاش در موزه هنرهای معاصر تهران و تعداد زیادی در کلکسیون مجموعه داران ایرانی و خارجی در کشورهای مختلف نگهداری می شود. استاد کاتوزیان در دوران جوانی ساعات فراغت خود را به ورزش می گذراند. در سال 1349 برای اولین بار در ایران صاحب کمربند سیاه کاراته شد. طی سالیان بعد شاگردان لایقی در این زمینه تربیت کرد. اکنون با کمربند سیاه دان 7 از پیش کسوتان این ورزش محسوب می شود. | |

استاد فریدون ناصری

رهبر اركستر سمفونیك تهران و برگزیده دومین همایش چهره های ماندگار در رشته موسیقی به دیار باقی شتافت .
استاد «فریدون ناصری» كه چند روزی به علت نارسایی ریه و قلب در بیمارستان مدائن تهران بستری شده بود ساعت 5 بعد از ظهر روز جمعه 17 تیر ماه در گذشت . مراسم تشییع پیكر استاد ناصری با حضور هنرمندان، اندیشمندان، فرهیختگان، موسیقی دانان و سایر علاقه مندان به هنر و فرهنگ روز دوشنبه برگزار گردید و پیکر وی در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
«فرزین پیروز پی» مشاور مركز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به برگزاری مراسم ختم این هنرمند گفت: مراسم ختم رهبر اركستر سمفونیك تهران عصر روز چهارشنبه 22 تیرماه در مسجد نور واقع در میدان فاطمی از ساعت 14:30 تا 16برگزار می شود.
فریدون ناصری به سال 1309(ه.ش) در تهران متولد شد.از کلاس پنجم ابتدایی به هنرستان موسیقی رفت و آموزش موسیقی را از آنجا شروع کرد و در اواخر دوران تحصیل به شاگردی «باغچه بان ناصحی» درآمد و آهنگسازی را در مکتب وی آغاز نمود. مدت 4 سال دوره عالی کنترپوان ،فوگ و اصول آهنگسازی را نزد ثمین باغچه بان فرا گرفت. مدتی نیز در اروپا به ادامه ی تحصیل پرداخت.او در کنسرواتوار سلطنتی بروکسل در کلاس رهبرو آهنگساز بزرگ "اندره سوری"آهنگسازی ، تصنیف موسیقی فیلم و رهبری ارکستر را آموخت. وی در دهه ی 40 و 50 با رادیو و تلویزیون ایران همکاری زیادی داشت. ناصری در زمینه ی موسیقی فیلم آثار متعددی ساخته که موسیقی فیلم های «ستارخان» ساخته علی حاتمی، «حسین سیاه» از پرویز اصانلو، «فصل خون» از حبیب کاوش، «محکومین» و «تاریخ سازان» از هادی صابر، «کفشهای میرزا نوروز» از محمد متوسلانی، «آن سوی مه» و «ناخدا خورشید» از ناصر تقوایی و تعدادی ازسریال های تلویزیونی از آن جمله اند. وی چندی پیش به عنوان مدیرعامل خانه موسیقی انتخاب گردید.
همچنین مرحوم استاد فریدون ناصری در دومین همایش چهره های ماندگار در رشته موسیقی به عنوان چهره برگزیده انتخاب شد.
فریدون ناصری هنرمندی پاکدامن و با اخلاق بود
فریدون ناصری برخلاف ظاهرش که فردی تند خو و سخت گیر بود ،هنرمندی بسیار عاطفی ،درستکار،بااخلاق و پاکدامن بود و در بدترین شرایط به عنوان مدیرعامل خانه موسیقی در جهت خدمت به هنرمندان با جان و دل کار کرد.
داود گنجه ای ،ردیف دان موسیقی ایرانی با بیان این مطلب به خبرنگار موسیقی مهر گفت : بسیار متاسفم که جامعه موسیقی ایران یکی از پاک ترین و شریف ترین موسیقیدان خودش را از دست داد.
قائم مقام خانه موسیقی که سال ها در کنار فریدون ناصری فعالیت داشته است در مورد احساس مسوؤلیت ناصری افزود: در شرایطی که چند مدیر عامل خانه به علت های مختلف و کمبود امکانات و مسایل مختلف استعفا داده بودند، فریدون ناصری علیرغم کهولت سن و مشغله اش این مسوؤلیت را پذیرفت و در حد توان و با عشق، صداقت و اخلاص انجام وظیفه کرد و برای من باعث افتخار بود که در کنارش بودم و از نزدیک با او همکاری داشتم.
ناصری این بار سنگین را در آن شرایط نامطلوب بردوش کشید و با همه سو نگری و نگه داشتن احترام هنرمندان تا آنجا که مقدور بود در جهت منافع عمومی این قشر زحمتکش تلاش کرد و این اواخر به علت بیماری و ضعف و پیری مسوؤلیت اش را به آقای روشن روان سپرد.
گنجه ای با اشاره به کنسرت اخیر ارکستر سمفونیک به رهبری علی رهبری ، گفت : رهبر ارکستر سمفونیک دوهفته قبل از مرگش با ارکستر و مردم خداحافظی کرد. ناصری در دو شب پیاپی به همراه رهبری به روی صحنه آمد و با حالتی نزار از فعالیت خود در دوازده سال گذشته به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک صحبت کرد و در پایان با آرزوی موفقیت روز افزون برای تک تک اعضای ارکستر با همه خداحافظی کرد و به فاصله چند روز در بیمارستان بستری شد و به حالت اغما فرو رفت.
گنجه ای در پایان با اظهار تاسف مجدد افزود : هنرمندان باید قدر یکدیگر را بیشتر بدانند و این نکته را مد نظرداشته باشند که هیچ چیز به غیر از اخلاق نیکو،صداقت و خضوع برای یک هنرمند ارزش ندارد و من با تمام وجود این خصایل را در وجود فریدون ناصری احساس می کردم چرا که او همواره در برخوردهایش با دیگران حسن نیت داشت و از هیچ کس کینه ای به دل نمی گرفت؛خداوند رحمتش کند.
دکتر ابوالقاسم غفاری
دکتر ابوالقاسم غفاری، از برجستهترین دانشمندان ایرانی در حوزه علوم ریاضی، فیزیک و صنعت فضا و نخستین ایرانی راه یافته به سازمان فضایی آمریکا (ناسا) است.
دکتر غفاری تنها خارجی حاضر در پروژه بزرگ آپولو بوده است. پیش از آن نیز در زمینه علوم ریاضی و فیزیک، فعالیتهای فراوانی به انجام رسانیده است که یکی از برجستهترین آنها، همکاری با «اینشتین» در زمینه نظریه وحدت میدانها بوده است (نظریه میدانها نظریهای است که سالها ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته است و تلاشی است در جهت یگانه کردن کل نیروهای جهان هستی.)

دکتر غفاری در 25 خرداد ماه سال 1285هجری شمسی در تهران متولد شد و تحصیلات پایه خود را در دبیرستان دارالفنون به اتمام رسانید. ریاضیات و فیزیک را در دانشگاه نانسی فرانسه ادامه داد و دیپلم ستارهشناسی و آنالیز عالی ریاضیات را نیز از آنجا دریافت کرد. او دکترای ریاضیات فیزیک را از دانشگاه سورین فرانسه اخذ کرد. در 1315 به هیئت علمی دانشگاه تهران پیوست و پس از اتمام خدمت سربازی از سال 1319 تا 1334 به عنوان استاد تمام آنالیز عالی تدریس کرد و این در حالی بود که در سال 1325، به دعوت دانشگاه سلطنتی لندن مدتی را در آنجا گذرانده و PhD (مدرک دکترای) تصحیح فاکتورهای سرعت و روش هودوگراف در دینامیک گازی را از آنجا دریافت کرد.

پس از آن، در دانشگاههای لندن و آکسفورد، به حل مسائل پیچیده فیزیک مشغول شد و نسبیت را نیز در دانشگاه آکسفورد نزد پروفسور «میلن» فرا گرفت. در سال 1339، به دعوت دانشگاه هاروارد به آنجا نقل مکان کرد و تحقیقاتی را در زمینه معادلات دیفرانسیل و نیز حل مسائل دینامیک گازی به انجام رسانید. در این مدت، همچنین به عنوان عضو موقت موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون و نیز دستیار تحقیقاتی ریاضیات در دانشگاه ایالتی پرینستون انتخاب شد.
در سالهای 1430 و 1341، با پروفسور «آلبرت انشتین» در رابطه با نظیه وحدت میدانها فعالیت کرد و همزمان، با پروفسور «مورس» و «لفچز» در رابطه با معادلات دیفرانسیل در ابعاد بزرگ کار کرد. در 1341 بار دیگر به ایران بازگشت و به تدریس معادلات دیفرانسیل در دانشگاه تهران پرداخت. در 1347 رساله پروفسوری خود را در زمینه ریاضیات و استاتیک در دانشگاه واشنگتن ارائه داد و از 1337 تا 1341 در این دانشگاه به تدریس معادلات دیفرانسیل پرداخت. در 1343، تحت عنوان دانشمند هوافضا به پایگاه فضایی گودارد ناسا نقل مکان کرد. پس از آن، به پروژه عظیم «آپولو» پیوست و به انجام محاسبات مربوط به مسیر انتقال کپسول حامل انسان به مدار ماه پرداخت. و در سال 1351، از ناسا بازنشسته شد و تحقیقات خود را در زمینه دینامیکهای ستارهای و کنترل ماموریتهای بین سیارهای ادامه داد. او در 1348 به پاس خدماتش در جریان ماموریت آپولو – 11، از «نیکسون»، رئیسجمهور وقت آمریکا، مدال افتخار دریافت کرد.
دکتر غفاری هم اکنون در آمریکا ساکن است و همچنان به انجام تحقیقات علمی در سن 101 سالگی میپردازد.
استاد محمد نوری
متولد ۱ دی ماه ۱۳۰۸ - فارغ التحصیل از هنرستان تاتر؛ و زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی - آواز را نزد خانم ئولین باغچهبان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه اساتید هنرستان عالی موسیقی _فراگرفت و شیوهٔ آواز خودرا متأثر از بافت و غنای زخمه ای اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی و محمد سریر میداند.دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی دز میان مردم ایران، به ویژه نسل جوان بود که بخشی را میتوان متأثر از نشر و پخش وسیع تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست.«محمد نوری» در همین سالها _سنین نوجوانی_ با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمههای روز مغرب زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده بود، کار خواندگی را آغاز کرد. او طی سالهای بعد با تکیه به تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلا ذکر آنها رفت، فضای متفکر انهای به گونهءآوازی خویش بخشید. آوازهای این استاد طی پنج دهه در میان سه نسل، شان و اعتبار ویژهای کسب نمودهاست.این هنرمند در حاشیهٔ سالهای پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ 'آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانههای ماندگار، بیش از پیش خودرا در دل مردم این مرزو بوم جا کرد.او اخیرا چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یاد آور لحظههای خوب و مهربانیهای سرشار و برای نسل امروز، آفرینندهء شیرین ترین خاطرات است. وی ترانههای میهنی زیادی اجرا کردهاست.
استادعلی معلم دامغانی
استادعلی معلم دامغانی درسال 1320دردامغان متولدشد. وپس ازاخذ دیپلم ازسمنان وشاهرود به تحصیل دردانشكده های حقوق وعلوم انسانی دانشگاه تهران پرداخت . وی علاوه برتدریس شعر،موسیقی وادبیات،معاون فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات،عضوشورای شعروزارت فرهنگ واسلام وریئس مركز موسیقی سازمان ثداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی درسال1380درنخسین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه شعروادب فارسی برگزیده شد.
خاطرات و وقایع تحصیل : وقوع انقلاب اسلامی درسال1357ازوقایع مهم روزگارزندگی استادعلی معلم دامغانی بودكه به محتوای اشعاروی تاثیری استاسی داشته است.
فعالیتهای ضمن تحصیل : استادعلی معلم دامغانی درحین تحصیل دررشته های ادبیات وحقوق به موسیقی نیزعلاقه مند بودودراین زمینه نیزآموزشهایی دیده است. وقایع میانسالی : ازوقایعی مهی كه برزندگی ادبی استادعلی معلم دامغانی تاثیرنهادانقلاب اسلامی بودكه محتوای شعرمعاصروی ابه خود اختصاص داد. وی پس ازانقلاب علاوه برتدریس وتحقیق درشعر،موسیقی وادبیات،معونت فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ،عضو شورای شعروزارت فرهنگ وارشاداسلامی ویئس مركز موسیقی سازمان صداوسیما بوده است مشاغل و سمتهای مورد تصدی : استادعلی معلم دامغانی علاوه برتدریس درزمینه شعر،موسیقی وادبیات،معاونت فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی،عضو یت درشورای شعروزارت فرهنگ وارشاد اسلامی وریاست مركز موسیقی سازمان صداوسیما رابرعهده داشته است.
فعالیتهای آموزشی : استادعلی معلم دامغانی مدتی رابه تدریس شعر،ادبیات وموسیقی اشتغال داشته است. وی درسال1380درنخسین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه شعروادب فارسی برگزیده شد.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : مطالعه آثارادبی وسرودن شعرهای انقلابی ازاموری استكه اوقات فراغت استادعلی معلم دامغانی رابه خود اختصاص می دهد. جوائز و نشانها : استادعلی معلم دامغانی درسال1380درنخستین همایش چهرهای ماندگار به عنوان چهره برگزیده درزمینه شعروارب فارسی برگزیده ومعرفی شد.
( هوشنگ سیحون – معمار و نقاش )

متولد ۱۲۹۹ در تهران . تحصیلات معماری خود را در دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زیبای پاریس (بوزار) انجام داد، وی هم اکنون در ونکوور کانادا زندگی میکند . وی زمانی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سه دوره رئیس این دانشکده بود . استاد هوشنگ سیحون نقاش و معمار ۸۸ ساله ایرانی ، به مرد بناهای ماندگار معروف است آن هم به دلیل طراحی و نظارت بر ساخت آرامگاه بزرگانی چون خیام ، کمال الملک ، بوعلی سینا ، نادرشاه افشار ، کلنل محمدتقی خان پسبان و دهها مقبره و آرامگاه دیگر ، ضمناً وی طراح بنای موزه توس در سال ۱۳۴۷ و همچنین ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران نیز میباشد . استاد سیحون نقش اندازی است که در دنیای ابعاد از معانی پر رمز و راز باطن سخن به میان میآورد و معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده ، در نقش مقبره شان متجلی نموده است . به عنوان مثال در ۱۳۳۸ آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیام ، محاسبه و طراحی کرده است . او در کتاب نگاهی به ایران در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار مینویسد : ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد ، مشهور به سنگ هر کاره است ، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست که در ایران وجود دارد ، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار میداند ، او در ادامه مینویسد : شکل کلی و مقبرهٔ نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی میکند ، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی میکرد . در کنار معماری به نقاشی از مناظر و روستاهای ایران میپرداخت و نمایشگاههایی از این آثار خود در ایران و در خارج از ایران برپا کردهاست . آثار وی در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست در سال ۱۹۷۲ در کنار آثار هنرمندانی چون پیکاسو و دالی به نمایش درآمد . در این نمایشگاه تابلویی از کلافههای خط به نمایش گذاشت که در آن از خطوط موازی و پر پیچ و تاب که هیچ همدیگر را قطع نمیکنند ، استفاده کرده بود . دانشگاههایی مثل MZT، هاروارد ، واشنگتن و برکلی مجموعهای از نقاشیهای او را گردآوری کرده و نگهداری میکنند . همسر سابق وی معصومه سیحون نیز نقاش است و بیش از ۷۰ سال سن دارد و شگرد وی در کشیدن نقاشیهای مدرن است . از آثار معماری وی می توان به مقبره فردوسی بزرگ ، آرامگاه فردوسی بزرگ ، آرامگاه بوعلی سینا در همدان ، آرامگاه خیام در نیشابور ، آرامگاه و موزه نادرشاه در مشهد ، آرامگاه کلنل محمد تقی خان پسیان ، مقبره عباس میرزا و بعضی دولتمردان قاجار ، آرامگاه کمالالملک در نیشابور ، ساختمان بانک سپه در تهران ، بنای موزه توس و مرکز فرهنگی یزد اشاره کرد .
شجریان به روایت شجریان
تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.
تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.
همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم
در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .
1319
تولد اول مهر ماه در مشهد
1324
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت
1326
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.
1327
اموختن تلاوت قران در نزد پدر
1328
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.
1329
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.
1331
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.
1332
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.
1334
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.
1336
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).
1338
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.
1339
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.
1340
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.
1341
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.
1342
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.
1344
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.
1345
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.
1346
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.
1347
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.
1348
تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.
1349
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).
1350
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.
1351
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.
1352
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
1353
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.
1354
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.
1355
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.
1356
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.
1357
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
1358
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
1359
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).
1361
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد
1362
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.
1364
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
1365
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
1366
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
1367
برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).
1368
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.
1369
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.
1370
برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).
1371
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
1372
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
1373
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.
1374
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).
1375
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).
1376
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
1377
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).
1378
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
1379
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.
1380
عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.
1381 اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.
زندگینامه همایون شجریان
همایون شجریان, فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کرد و دورن بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا کرفت.در همان زمان به همرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هن نزد اردشیر کامکار پرداخت .
از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به آهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده دارد. با آرزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد.
1354
تولد, سی و یکم اردیبهشت پنجاه و چهار
1364
آغاز فراگیری آواز به همراهی خواهران, نزد پدر
1370
آغاز همکاری با گروه آوا در کنسرت های خارج از کشور
1373
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پدر و پرویز مشکاتیان.
1378
شروع همخوانی با پدر در کنسرت ها
1379
همراهی در اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا.
1381
همراهی در اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا.
1382
انتشار اولین آلبوم مستقل با نام نسیم وصل
1383
انتشار آلبوم های مستقل ناشکیبا و شوق دوست
دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقالهنویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بینام.
در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شدهاست. مشوق دانشور در داستاننویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آلاحمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.
در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علمالجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیعالزمان فروزانفر).
دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۹ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آلاحمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد در همین سال با آلاحمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیباییشناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستاننویسی و نزد فیل پریک نمایشنامهنویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.
پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستانشناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آلاحمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروشترین رمانهای معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
کتابها
اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارتاند از مجموعههای داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.
معروفترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیار معدودی منتشر شدهاست (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه میپردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق میافتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره میکند (گلشیری، ص ۱۷۱).
از آثار دیگر وی میتوان به چهل طوطی (با جلال آلاحمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان.
مهمترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمانهای جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربان سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن میپردازن
زندگینامه دكتر محمد یوسف نیری
مشخصات فردی:
متولد (31/3/1333 - شیراز)
شرح مدارك علمی: مكـــــان: سال پایان دوره:
دیپلم ادبی شیراز- دبیرستان حاج قوام 1351
لیسانس زبان وادبیات فارسی دانشگاه شیراز 1356
فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران 1358
دكتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران 1365
--------------------------------------------------------
كتابها:
- ترجمه و شرح رسالهی السّبعین فی فضایل امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، انتشارات نوید، شیراز، 1375.
- دو رساله در حالات و كرامات حضرت شاهچراغ علیهالسلام، انتشارات دانشگاه شیراز، 1378.
- تصحیح و شرح نهجالبلاغهی لاهیجی ( به اتفاق آقای دكتر جعفری)، انتشارات میراث مكتوب، تهران، 1379.
- مفتاحالفتوح و رموزالكنوز (تصحیح و توضیح)، اثر سید قطبالدین محمد نیریزی، انتشارات احمدی، شیراز، 1380.
- خورشید جان، انتشارات احمدی، شیراز،1381.
- تصحیح و مقدمه و تحشیه رسالهی مناهلالتحقیق، آقا محمدهاشم شیرازی، انتشارات احمدی، شیراز.
- تحفهی نیّر (تصحیح و تحشیه)، اثر شیخ عبدالرسول نیّر شیرازی، بنیاد فارسشناسی، شیراز: 1383.
- چاپ دوم دو رساله در حالات و كرامات حضرت شاهچراغ، اسفندماه 1383، توسط مركز نشر دانشگاه شیراز.
مقالات:
- هستی و نیستی در آینهی روضهالانوار، پژوهشنامهی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی تهران: ش 7 ، تابستان و زمستان 1370 .
- راز و اسرار، پژوهشنامهی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران: ش 14 ، پاییز و زمستان.
- مكتب عرفان شیراز، فصلنامهی فرهنگ فارس، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: ش 1، سال اول، بهار1373.
- عرفان و تمدن، فصلنامهی فرهنگ فارس، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: ش 2، تابستان 1373.
- عرفان و فلسفه، فصلنامهی فرهنگ فارس، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: بهار1374.
- امیر سیدعلی همدانی قدسسره و سلسلهی علیهی ذهبیه، پژوهشنامهی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی تهران: ش 15 و 16 ، بهار و تابستان 1373 (تاریخ انتشار 1374).
- كتابخانهی احمدی و خدمات فرهنگی آن، فصلنامهی فرهنگ فارسی، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلام فارس، شیراز: ش 3 و 4 ، سال دوم، 1374.
- فارس مهد و عرفان و تربیت، فصلنامهی فرهنگ فارس، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: ش 1 و 2، سال سوم 1375.
- زندگی و اندیشهی شیخ عبدالرسول نیّر شیرازی، فصلنامهی فرهنگ فارس، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: ش 11و 12 پاییز و زمستان 1375.
- امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و جهدی جاودانه، فصلنامهی اندیشهی دینی، ش 1، دورهی دوم، شیراز: دانشگاه شیراز، پائیز و زمستان 1379.
- ذوالقرنین درمیان نور و ظلمت، پژوهشنامهی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، ش 31، پائیز 1380.
- Development of Naration and Marratology Language forum (L.F) vol. 29 No.2 July - Dec 2003 (مشترك با خانم دكتر پورگیو و علیمحمد شاهسنی)
- حكمت معصومیّهی الهّیه، پژوهشنامهی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی تهران، (پذیرش مقاله).
- وجوه عرفانی قرآن در متون تفسیر حكمت و ادب فارسی، (به اتفاق خانم دكتر لیلا امینی)، نشریه دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر كرمان، ش 15، (پیاپی 12)، بهار 83.3
شركت در كنفرانسها و سخنرانیهای علمی:
- خواجوی كرمانی، بزرگداشت شاعر بزرگ خواجوی كرمانی، شیراز: دانشكدهی پیراپزشكی، 22/8/1370.
- عرفان در متون فارسی، گردهمایی علمی مدرسان ادب فارسی، شیراز: مركز آموزش عالی ضمن خدمت، ادارهی كل آموزش و پرورش فارس، 25/2/1372.
- عرفان زبان، سمینار یك روزهی تبیین علوم انسانی، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، تالار صدر دانشكدهی ادبیات و علوم، 18/2/1374.
- سعدی، معمار و مصلح بزرگ فرهنگ، تالار آل احمد، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، 12/3/75.
- فرهنگ فارس، گردهمایی بررسی ویژگیهای فرهنگی استان فارس، 30 و 31 خرداد 1375، تالار فجر دانشگاه شیراز، 30/3/1375.
- امیرالمؤمنین(ع)، كعبهی عارفان، تالار آل احمد، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، 26/8/1376.
- فرهنگ عاشورا، تالار آل احمد، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، 4/3/1377.
- تدریس ادب عرفانی در دورههای تحصیلی دانشگاه، نخستین همایش مدرسان زبان و ادبیات فارسی، 20-18 اردیبهشت 1379، دانشگاه شیراز، 18/2/1379.
- آئینهی كبریا، تالار علامه جعفری، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز، 2/8/1379.
- امیرالمؤمنین علی(ع) وجههی جاودانه، كنگرهی سیره و اندیشه امام علی علیهالسلام ، 14 و 15 اسفندماه 1379، دانشگاه شیراز، تالار شهید دستغیب، 14/12/79.
- مولا و مولانا، تالار شهید منتظری، دانشكدهی علوم ، دانشگاه شیراز، 15/7/80.
- موج سخن در زبان فارسی، سومین مجمع بینالمللی استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، 2/8/1380.
- توحید و نبوت از منظر عارفان، تالار فردوسی دانشكدهی علوم ، دانشگاه شیراز، 7/8/1380.
- عرفان چیست؟ ششمین گردهمایی ادبیات فارسی، دبیرستان نمونهی فرهنگ شیراز،1/12/80.
- شوریدهی شیرازی، شبهای ادبیات، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: 17/12/1380.
- شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، تالار فجر، دانشگاه شیراز، 26/1/1381.
- بعثت روحی در سلوك حافظ، روز حافظ، تالار حافظ، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس،20/7/81.
- میراث غبارآلود فرهنگ فارس، تالار شهید دستغیب دانشگاه شیراز، 21/9/1381.
- گویاترین زبان عشق، روز سعدی، تالار حافظ، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز: 1/2/1382.
- ملاصدرا و حكمت معصومیهی الهیه، سخنرانی در كنگرهی فلسفی مكتب شیراز، تالار علامهی جعفری، شیراز: 8/2/83.
- واژهشناسی حافظ، شبكهی 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران، دوشنبه، شبها از ساعت 20:30 تا 21، از تاریخ 12/8/82 تا تاریخ آبانماه 83.
- استاد فرزانفر بنیانگذار شیوهای نو در مثنوی پژوهشی، همایش بزرگداشت استاد بدیعالزمان فروزانفر، بشرویه: 27/8/83.
- رمز انسان كامل در ادب عرفانی همایش ایرانشناسی، مجموعه سعد آّباد، تهران: 2/10/83.
- بحران تعریف در عرفان اسلامی، كنگرهی نكوداشت سهروردی، تهران: 26/11/83.
- حكمت معصومیهی نهضتی كلامی عرفانی در قرن 12 در فارس، كنگرهی ایرانشناسی، تهران: 1/10/83.
- بحران تعریف در عرفان معاصر، نكوداشت سهروردی، دانشگاه، تهران: 25/11/83.
- منظومهی فكری و سلسلهی عرفانی امیرسیدعلی همدانی، دانشگاه ناكپور، 28 مارس 2005 ، هندوستان: 8/1/84.
- تحلیلی از عرفان زبان مولانا، دانشگاه علیگره، 3 آوریل 2005 ، هندوستان: 14/1/84.
راهنمایی پایان نامهها:
كارشناسی ارشد:
- تجلی مولانا در مثنوی، (دانشجو: منصورهی معینی)، (41988)، 26/6/1370.
- مثنوی و تحلیلی از زبان نمادین مولانا (دفترهای اول تا سوم) ، (دانشجو: احمد امین)، (45395)، 26/11/70.
- حكمت اهل بیت(ع) در مثنوی مولانا، (دانشجو: علیرضا فولادیفر)، (45407)، 28/7/71.
- اشارات اساطیری در قصاید انوری، (دانشجو: بابا همایون فر)، (45395)، 26/11/71.
- تحقیق در احوال و آثار علامه جلال الدین دوانی،(دانشجو: عبدالحمید دانشور)، (47603)، 17/5/72.
- مایههای عرفانی در صحیفهی كاملهی سجادیه، (دانشجو: مرضیهی خلیق)، (36676)، 24/8/72.
- معراج و معراجنامهها در ادب عرفانی. (دانشجو: امهالله ایزدی)، (52790) ،7/4/73.
- فرهنگ لغات و اصطلاحات حدیقهی سنایی، (دانشجو: غلامرضا نجاری) (50429) ؟ 8/11/73.
- تحول نثر ترسّل و دبیری از آغاز تا پایان سدهی ششم، (دانشجو: آقای جلال بذرافكن)، (54752)، 27/6/74.
- تجزیه و تحلیل قصاید زهدیه و توحیدیهی حكیم سنایی غزنوی، (دانشجو: علیاصغر غفوری)، (50425)، 18/7/74.
- احوال و آثار راز شیرازی، (دانشجو: آمنه فخر احمد)، (50428)، 16/8/73.
- مناقب علوی در شعر فارسی، (دانشجو: فیروزه كدخدایی)، (52779)، 13/9/74.
- فرهنگ نمادین مثنوی و زبان سمبلیك مولانا (دفتر چهارم تا ششم)، (دانشجو: علیرضا حاتمی)، (54745)،3/9/75.
- تأویل و تفسیر قرآن كریم در دفتر اول مثنوی، (دانشجو: كیوان)، (57086)، 26/9/75.
- تفسیر و تأویل قرآن مجید در دفتر دوم مثنوی، (دانشجو: حسن عبداللهی)، (57090)، 15/10/75.
- مناقب علوی در شعر فارسی درسدههای 10 و 11 هـ. ، (دانشجو: شهلا سنگ سفیدی)، (54758)، 12/3/75.
- تعالیم اخلاقی دردفترهای اول و دوم مثنوی، (دانشجو: غلامرضا گردان)، (54747)، 22/2/76.
- تصویر و تمثیل در نهجالبلاغه، (دانشجو: عبدالرسول چمنخواه)، (57380)، 31/6/76.
- تعالیم اخلاقی در دفترهای سوم و چهارم مثنوی، (دانشجو: احمد مرادی)، (57095)، 4/9/76.
- داستانهای قرآنی در دفتر دوم مثنوی با توجه به چهار تفسیر، (دانشجو: روئینتن فرهمند)، (103070)، 25/12/77.
- انسانشناسی در خمسهی خواجوی كرمانی، (دانشجو: معصومه اسداللهینژاد)، (103065)، 23/1/78.
- سیر تاریخی عرفاننمایی تا قرن هفتم، (دانشجو: زهرا جهاندیده)، (103066)، 23/1/78.
- داستانهای قرآنی دردفتر اول مثنوی با توجه به چهار تفسیر، (دانشجو: سید یعقوب سعادتی اردكانی)، (103069)، 23/1/78.
- سیر تاریخی عرفاننمایی در قرنهای 7 و 8 ، (دانشجو: لیلا امینی لاری)، (107324)، 27/6/78.
- شرح احوال و آثار و افكار شیخالاسلام امینالدین بلیانی، (دانشجو: محمدمهدی مرادی كازرونی)، (104036)، 8/9/78.
- تأثیر حكمت علمی علوی بر مثنوی بر اساس رسالهی غررالحكم و دررالكم، (دانشجو: معصومه حقیقتزاده)، (119649) ،21/11/81.
دكتری:
- بررسی مایههای عرفانی در مثنوی مولانا و مقایسهی آن با مثنویهای عطار، (دانشجو: احمدامین موسیآبادی)، (52885)، 4/7/74.
- نقد فرهنگ و اخلاق در مثنوی مولوی، (دانشجو: عبدالرحیم ثابت)، (102864) ، 24/3/79.
- بررسی ادب عرفانی ایران از دورهی بازگشت تا مشروطیت، (دانشجو: سیدمحتشم محمدی)، (60407)، 19/7/79.
- تصحیح و شرح كتاب قوائم الانوار و طوالعالاسرار راز شیرازی، (دانشجو: خیرالله محمودی)، (107172) ، 1/7/80.
- شهید و شهادت در عرفان اسلامی، (دانشجو: سیدمهدی خیراندیش)، تاریخ دفاع: 1/10/82.
- ساختگرایی و پساساختگرایی در شعر حافظ، (راهنمایی مشترك با خانم دكتر پورگیو) توسط آقای علیمحمد شاهسنی، تاریخ دفاع: 22/4/82.
- فرهنگ تطبیقی وجوه عرفانی آیات قرآن بر اساس متون برجسته و محوری تفسیر حكمت و ادب عرفانی از قرن چهارم تا پایان قرن هشتم هـ. .، (دانشجو: لیلا امینی لاری)، (118998)، تاریخ دفاع: 21/4/83
- شرح احوال و آثار میرزا عبدالكریم رایضالدین زنجانی و تصحیح كتاب عین الحقایق از آثار وی، (دانشجو: علیاصغر غفوری)، (111400)، تاریخ دفاع: 30/4/83
مشاورهی پایان نامهها:
كارشناسی ارشد:
- شرح جهانگشای جوینی، (دانشجو: محمد حسن ادریس)، (45422)،
تاریخ دفاع: 17/1/72
- حكایت نویسی و حكایات عرفانی منثور در ادب فارسی، (دانشجو: محمدرضا اكرمی)، (52629)، تاریخ دفاع: 25/11/74
- ملاحظاتی دربارهی قلندریه و تصحیح و توضیح چهل قصیده و غزل قلندریه سنایی، (دانشجو: نیلوفر امینی لاری)، (790243)، تاریخ دفاع:
- فرهنگ لغات و اصطلاحات دیوان سید حسن غزنوی، (دانشجو: حسین بحتویی)، (41410)، تاریخ دفاع: 3/2/70
- اخلاق در ادبیات و شرح اخلاق جلالی، (دانشجو: منیژه پورنعمت)، (54753)، تاریخ دفاع: 1/5/74
- واژگان و اصطلاحات دیوان ناصر خسرو كرمانی، (دانشجو: مهناز جعفریه)، (54744)، تاریخ دفاع: 1/8/74
- صور خیال در نهج البلاغه، (دانشجو: نجف جوكار)، (36656)، تاریخ دفاع: 14/5/69
- فرهنگ و اصطلاحات و و اژگان خاقانی (از حرف س تا ف)، (دانشجو: كاووس حسنلی)، (47619)، تاریخ دفاع: 18/12/81
- شرح واژگان و اصطلاحات و تعبیرات دیوان انوری (از حرف ش تا ی)، (دانشجو: غلامرضا حیدری)، (57087)، تاریخ دفاع: 22/3/75
- شرح لغات و اصطلاحات دیوان انوری (از حرف الف تا سین)، (دانشجو: اللهقلی رحیمی بهمنیاری)، (54756)، تاریخ دفاع: 11/5/74
- واژههای پشوندی و پسوندی زبان و ادبیات فارسی بر مبنای فرهنگ فارسی معین، ( دانشجو: احمد رستمی زاده)،(47641)، تاریخ دفاع: 18/2/72
- مقایسهی تطبیقی ترجمهی پانزده جزء اول قرآن استادان فولادوند و كاظم معزی، (دانشجو: مصطفی رضایی)، (104032)، تاریخ دفاع: 17/12/77
- بررسی و شرح عتبه الكتبه، (دانشجو: زهرا ریاحی زمین)، (45403)، تاریخ دفاع: 1/6/71
- ادبیات تعلیمی در ادب فارسی (از آغاز تا نظامی)، ( دانشجو: حمیدرضا زلفی)، (54757)، تاریخ دفاع: 5/3/75
- جواهر قرآن بر لآلی ادب پارسی در اشعار شعرای مشهور قرن ششم، (دانشجو: مریم زیبایی نژاد)، (107328)، تاریخ دفاع:
- باربد و نكیسا در شعر فارسی، (دانشجو: قاسم سالاری)، (60136)، تاریخ دفاع: 7/10/76
- بررسی تطبیقی آئینها و اساطیر ایرانی، (دانشجو: احمد طحان)، (52596)، تاریخ دفاع: 23/12/74
- دیدگاههای اخلاقی سنایی در حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه، (دانشجو: سعید عزیزی)، (115926)
- رؤیا و تعبیر آن در متون عرفانی و تفسیری تا اواخر قرن 6، (دانشجو: مختار كمیلی)، (57093)، تاریخ دفاع: 25/1/76
- نوادر واژگان و تركیبات معادل پهلوی پارهای از واژگان فارسی دركشفالاسرار، (دانشجو: قاسم فرقانی)، تاریخ دفاع: 11/11/71
- صور خیال در مخزن الاسرار نظامی، (دانشجو: اسماعیل محمدی باغملایی)، (45416)، تاریخ دفاع: 2/5/72
- تجلی قرآن در نهج البلاغه، (دانشجو: روح الله مقدس)، (45413)، تاریخ دفاع: 17/4/71
- بیان در شعر سنایی، (دانشجو: جلیل نظری)، (36680)، تاریخ دفاع: 24/4/69
- واژگان و اصطلاحات قصاید خاقانی (از حرف ف تا ی)، (دانشجو: یدالله واثق عباسی)، (50430)، تاریخ دفاع:10/3/73
- نقد و بررسی تطبیقی ترجمههای قرآن كریم از شادروان مرحوم مهدی الهی قمشهای و عبدالمحمد آیتی،(دانشجو: خداكرم یزدان پناه)، (103072)، تاریخ دفاع: 19/11/77
- شعر منثور از نیمهی دوم قرن پنجم تا نیمهی قرن هشتم، (دانشجو: حسن یزدانی)، (41450)، تاریخ دفاع: 5/12/69
دكتری:
- اساطیر و متون تفسیری قرنهای پنجم و ششم، (دانشجو: صابر امامی)، (52884)، تاریخ دفاع: 25/2/78
- آذركیوانیان و دساتیر، (دانشجو: محمدرضا امینی)، (52888)، تاریخ دفاع: 29/3/78
- سعدی پژوهی در سدهی چهاردهم، (كاووس حسنلی)، (57426)، تاریخ دفاع: 18/12/77
- آیین مملكت داری در ادب فارسی، (دانشجو: عنایت الله شریف پور)، (102860)،
- نقد زیباشناسی سخن سعدی، (دانشجو: اكبر صیادكوه)، (102855)، تاریخ دفاع: 28/6/78
- بررسی تحلیلی جانوران در ادب فارسی، (دانشجو: منیژه عبداللهی)، (57424)، تاریخ دفاع: 246/78
- علوم بلاغی در تفسیر كشّاف زمخشری و مقایسهی آن با متون بلاغی به فارسی، (دانشجو: محمدعلی عبیدی نیا)، (52618)، تاریخ دفاع: 19/12/74
- تصحیح و شرح قوائم الانوار و طوالع الاسرار، (دانشجو: خیرالله محمودی)، (107172)
- شعر غنایی ایران از قرن ششم تا قرن هشتم، (دانشجو: زرین تاج واردی)، (52876)، تاریخ دفاع: 18/7/78
برخی از فعالیتهای علمی اجرایی و دریافت نشانها و جوایز:
- مثنویخوانی، تالار حافظ، توسط ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، مركز شیراز، تابستان 1381 ، از ساعت 8 تا 6 بعدازظهرهای سه شنبه از 11/4/81 تا 19/6/81.
- مثنویپژوهی، توسط بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز ضمن فعالیت قطبهای علمی اتاق 202 ، دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی از 2/11/81 تا 21/3/82.
- مدال دانشگاه شیراز، به مناسبت احراز رتبهی اول و دانشجوی ممتاز دوره كارشناسی، مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه شیراز، خرداد 1356.
- مدرس برجستهی سال 1371 دانشگاه شیراز.
- لوح تقدیر به پاس تألیف در ششمین هفتهی كتاب جمهوری اسلامی ایران، معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی فارس، آبان 1377.
- دریافت سرو بلورین و لوح تقدیر و جایزه به عنوان نفر برتر در بخش معارف اسلامی، جشن فرهنگ فارس، 12/8/78 ، تالار حافظ، ادارهی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، شیراز.
- ترفیع تشویقی پایهی 22 دانشیاری موضوع حكم 1939 مورخ 6/5/80 معاون آموزشی دانشگاه شیراز.
- لوح تقدیر و جایزه به عنوان استاد پیشكسوت دانشگاه شیراز دانشگاه شیراز درسال 1382، تالار شهید دستغیب دانشگاه، 23/2/82.
سوابق رسمی خدمات آموزشی:
- مربی بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز/1/7/1358/1063 مورخ 20/3/59/معاون آموزشی دانشگاه.
- استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز/14/11/65/91-834 مورخ11/3/67/معاون آموزشی دانشگاه.
- دانشیار بخش زبان وادبیات فارسی دانشگاه شیراز/17/10/76/2938 مورخ 19/7/77/معاون آموزشی دانشگاه.
- ریاست بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز/1367 و 1368/83-820 مورخ20/8/68/ریاست دانشگاه.
- عضویت در شورای پژوهشی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز/1/12/67 تا 1/12/68/624 رییس دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز.
- عضویت در شورای پژوهشی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز/1370 تا 1372/6120 - مورخ 8/8/70/ رییس دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز.
- عضویت در شورای تحصیلات تكمیلی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز/1374 تا 1378/5461 - مورخ 25/7/74/رییس دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز.
- عضویت در شورای تحصیلات تكمیلی دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز/1381 تا 1382/4758/ ت - مورخ 5/10/72/معاون تحصیلات تكمیلی دانشگاه.
- عضویت در هیأت تحریریهی مجلهی علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز/15/7/80 (سه سال)/2842/ م پ مورخ 18/7/80/معاون پژوهشی دانشگاه.
- عضویت در هیأت تحریریهی مجلهی اندیشهی دینی دانشگاه شیراز/1/9/79 (سه سال)/3707 مورخ 5/9/79/معاون پژوهشی دانشگاه.
- عضویت در شورای قطبهای علمی بخش فارسی/14/12/81 ( یك سال)/8283/ ع الف مورخ 14/12/81/ رییس دانشكدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز.
- عضویت در كمیتهی ادیان و عرفان مركز پژوهشهای اسلامی دانشگاه شیراز/17/12/81 (دو سال)/92/ م پ مورخ 17/12/81/ رییس مركز.
- عضویت در شورای تحصیلات تكمیلی دانشگاه شیراز/1376و1377/124/360/ ت/ عضویت در هیأت علمی همایش امام امیرالمؤمنین(ع) دانشگاه شیراز/14 و 15 اسفندماه1379/3282/ ع الف مورخ 1/5/79/ دبیر همایش.
- عضویت در كمیتهی علمی همایش مدرسان ایرانی زبان ادبیات فارسی درخارج از كشور/26/1/78/8293/ع الف مورخ 26/1/78/ دبیر همایش.
وضعیت فعلی: دانشیار پایهی 25 بخش فارسی از 1/1/82.
مواد تدریس :
مقطع كارشناسی:
- مثنوی مولوی
- غزلیات شمس
- منطقالطّیر
- حدیقهی سنایی
- كشفالاسرار میبدی
- مبانی عرفان اسلامی
مقطع كارشناسی ارشد:
- مثنوی مولوی
- كشفالمحجوب هجویری
مقطع دكتری:
- تحقیق در متون عرفانی و حكمی 1 و 2
- تحقیق در نظم فارسی
- تحقیق در ادبیات غنایی
غلامحسین امیرخانی
استاد غلامحسین امیرخانی فرزند رستم درسال 1318 ، در طالقان به دنیا آمد. پس از به پایان بردن دوره ابتدایی ، مدتی در بازار به كار آزاد پرداخت ، سپس به آموختن فن خط روی آورد و با ممارست فراوان در زمینه این هنر سرآمد گردید. استاد امیرخانی از سال 1340 در ادره كل هنرهای زیبا به سمت خطاط استخدام شد. از مشاغل دیگر وی می توان به مدیریت انجمن خوشنویسان ایران ، مدیریت فرهنگسرای ارسباران ( هنر) اشاره كرد. غلامحسین امیرخانی درس خط را در محضر استادانی چون سیدحسین امیرخانی و سیدحسن امیرخانی فراگرفت. علاوه برآن وی از خط نوشته های استادانی چون میرعمادالحسنی ، میرزای كلهر ، عمادالكتاب ، علی اكبر كاوه و چند تن دیگر تعلیم و سرمشق گرفت. استاد امیرخانی از سال 1340 در ادره كل هنرهای زیبا به سمت خطاط استخدام شد. از مشاغل دیگر وی می توان به مدیریت انجمن خوشنویسان ایران ، مدیریت فرهنگسرای ارسباران ( هنر) اشاره كرد. استادامیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران به كار تعلیم خط مشغول می باشد استاد میرخانی در نگارش خط نستعلیق از ریز و درشت دستی قوی و سلطه یی فراوان دارد.