| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1910
|
2952
|
91/3/10 (17:56)
|
|
||
|
|
190
|
745
|
91/3/10 (00:24)
|
|
||
|
|
155
|
2570
|
91/3/8 (23:41)
|
|
||
|
|
275
|
1873
|
91/3/8 (23:21)
|
|
||
|
|
30
|
369
|
91/3/4 (13:08)
|
|
||
|
|
187
|
764
|
91/2/28 (15:12)
|
|
||
|
|
382
|
2227
|
91/2/27 (23:33)
|
|
||
|
|
49
|
1043
|
91/2/24 (05:02)
|
|
||
|
|
219
|
724
|
91/2/21 (17:21)
|
|
||
|
|
76
|
575
|
91/2/19 (23:29)
|
|
||
|
|
126
|
1487
|
91/2/18 (16:17)
|
|
||
|
|
56
|
658
|
91/2/5 (16:00)
|
|
||
|
|
52
|
521
|
91/1/29 (17:03)
|
|
||
|
|
13
|
194
|
90/12/22 (03:24)
|
|
||
|
|
272
|
627
|
90/4/11 (16:58)
|
|
سعیده قدس، بنیانگذار «محک». سعیده قدسی. زنان برجسته میهن مان را بشناسیم_

شاید اگر در کشوری هم چون فرانسه می زیست نشان شوالیه لیاقت را دریافت می کرد یا در ژاپن اگر بودی نشان امپراطوری را.
اما در ایرانِ قحطی زده از قانون و نظم و درایت،فارغ از رنگها و سیاستها ؛ بالاترین نشان لیاقت را از لبخند کودکان معصومی دریافت نمود که او را ناجی سلامتی خود …می دانند.
از دعای خیر هزاران مادری که به همت بلند و تلاش والای او کودکانشان جانی دوباره یافتند
بانو سعیده قدس ،موسس بنیاد حمایت از کودکان سرطانی“محک” که به حق باید او را گنجینه ی ملی ایران زمین نامید آنگاه که کیانای دوساله اش دچار سرطان شد و پایش به بیمارستان شهدای تجریش باز شد، هیچگاه فکرش را نمی کرد که این شراب تلخی که تقدیر به کامش چشانده و این داغ و دریغی که آسمان به دامانش نشانده و فشانده، همه در کارِ شستن چشمهایی است که قرار است زین پس جور دیگری ببینند و بیندیشند و بزیَند. آنگاه که در راهروهای بیمارستان که به دالان مرگ می ماند بالا و پایین می رفت و پشت درهای بسته و مراقبت های ویژه، خشم عریان روزگار و حرمان مردمان بیقرار را می دید، نذر و نیتی کرد به حرمت انسان و به درازای همه عمر باقیمانده اش. عشق بدون مرز که شعله گرفت، بی اعتنا و تمنا به چاله ها و گردنه های دیوانی و دولتی، خود دست بکارِ ستردن و ستاندن یأس و ستوه از سطور درهم و برهم سیمای جماعتی مستأصل شد و با ساخت استراحتگاهی برای آنان و دفتری در زیرزمین ساختمانی در چیذر شروع کرد تا که امروز به تنها بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان در خاورمیانه برسد.

امروز و در این میانه و زمانه کند و سردرگم و دولت زده، “محکِ” مردم نهاد او بی های و بی هیاهو بیش از یک سوم جامعه کودکان سرطانی کشور را پوشش کامل می دهد. او در سال ۲۰۰۸ در فهرست منتشره از سوی وال استریت ژورنال، جزء ۵۰ زن برتر جهان معرفی شد. “سعیده قدس” واقعا یک الگوست. کمی کاش یاد بگیریمش..
اگه پولشو واسه عربهای سوسمار خوار خرج میکرد الان جمهوری اسلامی ازش بت ساخته بود به نام ایران و ایرانی داغ کنید

كمتر كسی است كه با «مارك زوكربرگ» بنیانگذار شبكه فیس بوك آشنا نباشد. او كه به واسطه مالكیت سهام فیس بوك امروز به یكی از جوان ترین میلیاردرهای جهان تبدیل شده. زوكربرگ اگرچه به فهرست جوان ترین مردان ثروتمند جهان راه یافته اما بخش وسیعی از شهرتش را به دلیل تاثیر ویژه ای كه در عرصه اطلاعات در جهان داشته، به دست آورده است. مارك علاقه زیادی به مطالعه ادبیات داستانی به ویژه آثار منتشر شده در ژانر علمی- تخیلی و مینی مالیسم دارد. محبوب ترین رمان او «پایان بازی» به قلم «اورسن اسكات كارت» نویسنده اهل ایالات متحده است كه درباره پایان زندگی زمین و سرنوشت بشر به رشته تحریر در آمده. اگر به صفحه شخصی او در شبكه اجتماعی سر بزنید، خواهید دید او بیش از هر چیز به ساختن چیزهای مفید، هك كردن، ساده زیستی، فراگیری زبان های مختلف و انقلاب درچرخه های اطلاعاتی جهان، علاقه مند است.
مارك برای شروع اجازه بده یكی از عجیب ترین سوال های هوادارانت را با تو مطرح كنیم، این شایعه درست است كه تو گوشت نمی خوری مگر آنكه آن حیوان را خودت شكار كرده باشی؟
این موضوع مربوط به یك قرار شخصی می شود؛ من هر سال برای خودم هدفی می گذارم كه متناسب با آن كاری جدید و شگفت انگیز را تجربه كنم. برای مثال در سال 2012 می خواهم زبان چینی و انواع بستن گره های كراوات را یاد بگیرم. مسئله شكار و كشتن حیوانات نیز به همین برنامه ها برمی گردد. سال 2011قصد داشتم بیشتر در جریان چگونگی آماده شدن غذاها قرار بگیرم. به همین دلیل سراغ یكی از دوستانم رفتم و او مرا با مزرعه داری و گله داری آشنا كرد تا بتوانم از آنها شیوه های كاشتن و پرورش سبزی ها و چگونگی كشتن بز، مرغ، خوك و حتی خرچنگ را یاد بگیرم و با مراحل آماده سازی آنها برای تهیه غذا آشنا شوم. این تجربه بسیار جالب و زیبا بود. وقتی تلاش كردم خودم سبزی بكارم و پرورش دهم یا یك حیوان را بكشم و بعد از آن، گوشتش را برای تهیه غذا استفاده كنم درس های زیادی گرفتم؛ اینكه هنگام خوردن غذا متوجه باشم كه چه زحمتی برای تهیه و طبخ آن كشیده شده است. بسیاری از مردم هنگام خوردن غذا متوجه این موضوع نیستند. در نهایت هم تصمیم گرفتم كه گیاه خوار باشم مگر آنكه جانوری كه گوشتش را كه بخواهم بخورم را خودم بكشم.
بعضی از مردم معتقدند از ترس مسموم شدن با گوشت های فاسد این رویه را پیش گرفته ای؟
نه ترس از مسمومیت ندارم البته من به سلامت مواد غذایی اهمیت می دهم و با این شیوه ای كه پیش گرفته ام بی شك غذاهای سالم تری در برنامه غذایی ام دارم و از گوشت و سبزی تازه استفاده می كنم اما جالب است كه پس از نخستین تجربه ذبح یك بز كمتر سراغ غذاهای گوشتی می روم و بیشتر تمایل به خوردن غذاهایی كه با سبزی طبخ شده اند دارم. این موضوع اذیتم می كند كه حیوانی كشته شود تا گوشتش غذای من شود.
بخش هایی از زندگی تو توسط «دیوید فینچر» در فیلم سینمایی «شبكه اجتماعی» به نمایش درآمد اما انگار زیادی به فیلمنامه آن انتقاد داشتی و می گفتی كه داستان آن براساس زندگی ات نبوده؟
ترجیح می دادم تا وقتی زنده ام هیچ فیلمی درباره من و زندگی خصوصی ام و دل مشغولی هایم ساخته نشود اما به هرحال این اتفاق افتاد. آنچه در این فیلم از من و زندگی خصوصی ام ارائه شد با شخصیت واقعی من تفاوت داشت و من از سازندگان این فیلم كه به زندگی خصوصی من سرك كشیده اند دل خوشی ندارم. آنها در این فیلم شكست عاطفی مرا بهانه ای برای ایجاد شبكه اجتماعی می دانند اما واقعیت این است كه پیش از آنكه این ایده به ذهنم برسد من نامزد داشتم و هنوز هم این نامزدی را حفظ كرده ام و آنچه در این فیلم نشان داده شد واقعیت نداشت از این خنده دار تر نشان دادن انگیزه من از ایجاد شبكه اجتماعی این بود كه توسط كارگردان در این فیلم مطرح شده بود؛ در این فیلم به مخاطب القا شده بود كه من بعد از شكست عاطفی این شبكه را ایجاد كرده ام؛ این واقعا احمقانه است.
پس حرف و حدیث هایی كه درباره انگیزه تو از تاسیس این شبكه وجود دارد، درست نیست؟
زمانی كه هنوز دانشجوی هاروارد بودم وب سایتی به نام facemash داشتم كه كاربران این وب سایت می توانستند برای خودشان محبو ب ترین دانشجوی دانشگاه را انتخاب كنند؛ البته این انتخاب براساس داده ها و عكسی كه از این دانشجویان در پرونده تحصیلی آنها موجود بود صورت می گرفت. این وب سایت چندان مورد توجه دانشجویان قرار نگرفت به خاطر همین تصمیم گرفتم سایت دیگری را طراحی و به روز كنم و حاصل این ماجراجویی تاسیس شبكه اجتماعی در چهارمین روز ماه فوریه سال 2004 بود. در ماه های اول این سایت فقط در اختیار دانشجویان هاروارد بود اما پس از مدتی حضور در آن و داشتن صفحه اطلاعات شخصی برای عموم مردم آزاد شد. اصل ماجرا این بود اما «فینچر» این موضوع را جور دیگری برای مخاطبش تصویر كرده است. وقتی چند هفته بعد از اكران «شبكه اجتماعی» به اصرار دوستانم به تماشای فیلم رفتم، احساس كردم این فیلم اگرچه واقعیت های زندگی مرا به مخاطب ارائه نمی كند اما فیلم خوش ساختی است.
استیو جابز نیز علاقه زیادی به پوشیدن لباس های راحت داشت. او همیشه كفش ورزشی، شلوار جین و یك بلوز ساده می پوشید. درست مثل لباس هایی كه تو انتخاب كرده ای. یعنی او را به عنوان الگوی خودت انتخاب كرده ای؟
البته شباهت زیادی بین لباس پوشیدن ما وجود دارد اما واقعیت این است كه من از لباس های رسمی بیزارم. چه دلیلی وجود دارد كه با تقلید از فرد دیگری خودم را سر زبان ها بیندازم آن هم در فهرست بدپوش ترین مردان جهان. نه این موضوع صحت ندارد.
تو یكی از جوان ترین مردان ثروتمند در جهان هستی درست است كه اهمیت چندانی به ثروتت نمی دهی؟
اینكه ترجیح می دهم جین و تی شرت های سبك و ساده بپوشم باعث شده فكر كنید پول برایم بی اهمیت است؟ البته كه این طور نیست. قدر ثروتی كه دارم را می دانم و با كمك آن می توانم كارهای زیادی انجام دهم و در كنار آن به افرادی نیز كمك كنم.
خب چرا به پیشنهاد فروش این شبكه كه این اواخر به چند میلیارد دلار رسیده بود، جواب رد دادی؟
این شبكه مثل بچه من است. من آن را به وجود آورده ام و مثل هر پدر و مادری دوست دارم بزرگ شدن و رشد كردنش را ببینم. تصمیم دارم آن را هدایت كنم و ببینم این شبكه اجتماعی در حال رشد در آینده چه خدماتی را به جامعه جهانی ارائه می كند. تصور فروش برایم غیرممكن است حتی اگر با رقم های بیش از این سراغم بیایند.
سینماگران به زندگی خصوصی تو علاقه دارند. ظاهرا تنها این افراد به زندگی شخصی تو علاقه ندارند بلكه هكرها هم به این موضوع اهمیت می دهند و دائم در حال جست وجو در فایل های شخصی تو هستند؟
آنها تلاش خودشان را می كنند اما واقعیت این است كه چندان موفق نیستند.
اما هكرها عكس های شخصی تو را از فایل های خصوصی ات درمی آورند و آنها را در اینترنت پخش می كنند.
واقعیت این است كه آنها به دلیل خطای نرم افزاری كه در شبكه به وجود آمد توانستند به این بخش نفوذ كنند و تعدادی از اسناد و تصویرها را از صفحه من و برخی از كاربران سرقت كنند البته این عكس ها چندان عكس های خصوصی نبودند، فقط چند عكس من و نامزدم در حال تهیه غذا در این فایل وجود داشت؛ البته عكس هایی از یك مهمانی دوستانه و برخی از عكس هایی كه در سمینارها و ملاقات های رسمی با شخصیت های مختلف داشتم.
در برخی از سایت های خبری درباره آشنایی تو و نامزدت نوشته اند كه در صف سرویس بهداشتی با هم آشنا شده اید؟
واقعا این همه كنجكاوی مردم برایم جالب است. ما در یك مهمانی با یكدیگر آشنا شدیم گپ زدیم و این ارتباط ادامه پیدا كرد.
در ماه گذشته هم شركت یاهو معترض شده بود كه مدیران این شبكه ایده های این شركت را در حوزه تبلیغات اینترنتی سرقت كرده اند؟ در این باره چه نظری داری؟
وكیل این شركت در كالیفرنیا این موضوع را به طور رسمی به ما خبر داد. یاهو معتقد است شیوه انتشار تبلیغات اینترنتی و پیام هایی كه در این زمینه از طریق شبكه اجتماعی به كاربران ارسال می شود به تبلیغات آنها شبیه است اما من به عنوان مسئول ارشد این شبكه اجتماعی به شما می گویم این مسئله به هیچ وجه صحت ندارد. اگر چه ما رقابت شدیدی با یاهو در این زمینه داریم اما لزومی نمی بینیم از ایده های این سایت برای جذب مخاطب بیشتر استفاده كنیم. به نظرم یاهو با طرح این موضوع درست زمانی كه ما قصد داریم فعالیت های خودمان را در بازار بورس تقویت كنیم، قصد دارد به ما و برنامه های پیش رویمان ضربه بزند؛ البته باید اضافه كنم كه مدیران این شركت پس از رد كردن پیشنهاد چند میلیارد دلاری برای خرید از دست من كلافه اند.
خب. دراین باره باید بگویم مدیران گوگل تلاش داشتند از حضور من استفاده تبلیغاتی كنند؛ البته آنها در این زمینه چندان موفق نبودند. صفحه من در گوگل پلاس هیچ اطلاعاتی را در اختیار دیگر كاربران قرار نمی دهد. هیچ كامنت و پستی در آنجا وجود ندارد و جدیدا این موضوع را فهمیده ام كه مدیران گوگل شرایطی را ایجاد كرده اند كه هیچ یك از افرادی كه صفحه خالی مرا دنبال می كنند نتوانند مرا از حلقه افراد دنبال كننده خود خارج كنند در واقع آنها به هر طریقی مایلند من به عنوان یكی از پرمخاطب ترین افراد در گوگل پلاس باقی بمانم. اینكه این ا مر چه فایده ای برای آنها دارد برای من مشخص نیست اما من در این صفحه فعال نیستم و هیچ موضوعی را در این صفحه با مخاطبانم در میان نمی گذارم.
اجازه بده درباه انتخاب رنگ آبی برای این شبكه اجتماعی از تو بپرسم. دلیل این انتخاب چه بوده؟
در ماه های گذشته در سایت ها و وبلاگ های متعددی دیدم كه مردم درباره كوررنگی من صحبت می كنند و می نویسند؛ اما این صحت ندارد در این مورد می توانم بگویم آبی رنگ مورد علاقه من است و این تنها رنگ و كامل ترین رنگی است كه در جهان برای من وجود دارد كه سایه روشن های آن برایم معنا دارد به همین دلیل این رنگ را برای شبكه انتخاب كرده ام البته از انتخاب آن هم راضی ام.
اما مسئله ای كه در مورد شبكه های اجتماعی مورد انتقاد قرار می گیرد این است كه انسان ها را از زندگی واقعی دور می كند و به خصوص در مورد جوانان باعث می شود آنها شخصیت های واقعی خودشان را كنار بگذارند.
این هم از آن حرف هاست، زمانی كه در دانشگاه بودم یكی از مشكلات دانشجویان این بود كه نمی توانستند وقتی در جاهای مختلف هستند با هم در ارتباط گروهی باشند و با هم كار كنند. حالا شبكه های اجتماعی این امكان را فراهم كرده و می توانم صدها خوبی برای این شبكه های اجتماعی بشمارم. دوست هم ندارم به انتقاداتی كه این گونه است جواب بدهم.
یك جمله معروف تو این است كه «من در خانه تلویزیون ندارم» این واقعیت دارد؟
بله.
فكر نمی كنی در این صورت دچار مشكلی می شوی؟
نه، تا به حال كه دچار مشكل نشده ام.
اما در شبكه ات در سال 2010 نوشته بودی كه كسی سایتی نمی شناسد كه بازی فینال جام جهانی فوتبال را پخش كند؟
خب این اشكال من نیست، اشكال رسانه ای است، مثل شبكه های ماهواره ای و تلویزیونی، اینترنت هم رسانه ای است كه میلیون ها نفر از آن استفاده می كنند و باید چنین اتفاقاتی به صورت زنده از آن پخش شود.
فوتبال را دوست داری؟
نمی شود گفت كه عاشق فوتبال هستم اما وقتی همه دوستانم در مورد فوتبال حرف می زنند طبیعی است كه بخواهم بازی فینال جام جهانی را ببینم.
زندگی تو با همه میلیاردرهای جهان فرق می كند، واقعا از این شیوه زندگی راضی هستی؟
فكر می كنی اگر راضی نبودم این شیوه را ادامه می دادم؟ لذت های من كم نیستند. من خیلی راحت در خیابان ها با دوستانم رفت و آمد می كنم، هرجا كه دلم بخواهد می روم و كسی هم مزاحمم نمی شود.
به جز اینترنت چه تفریحات دیگری داری؟
فكر می كنم به این سوال جواب داده ام. آشپزی می كنم، با دوستانم حرف می زنم، كتاب می خوانم و البته در اینترنت می چرخم.
می توانی یك روز بدون اینترنت زندگی كنی؟
قبلا بارها این كار را كرده ام، همین تازگی 3روز با دوستانم به سفر رودخانه ای رفته بودیم كه در آن به هیچ تكنولوژی ای دسترسی نداشتیم.
فكر می كنم به سفر كردن هم علاقه داری. جاهایی كه در جهان دیده ای و دوست داشته ای كجاها بوده؟
صحرای كالاهاری، آنگوگ تات در كامبوج، پاریس، ونیز، آبشار آنجل و آبشار نیاگارا.
آخرین سوال من در موردی است كه معمولا دوست نداری راجع به آن صحبت كنی، تخمین ها می گویند كه شما 17 میلیارد دلار ثروت دارید؟
پدرم همیشه به من می گفت: «سوالی كه جوابش را می دانی نپرس.»
از كراوات بیزارم
دوست دارم كمی در مورد لباس پوشیدنت صحبت كنیم، چند روز پیش كه در اینترنت جست وجو می كردم خبری درباره نظرسنجی نشریه GQ درباره بدپوش ترین شخصیت سرشناس در جهان به چشمم خورد، نام تو در میان 10 نفر اول این فهرست بود.
اوه. . واقعا متاسفم. در این مورد زیاد شنیده ام. خیلی ها تی شرت، شلوار جین و حتی كفش های ورزشی مرا مسخره می كنند. خب اهمیتی ندارد. شاید مردم علاقه دارند فردی مثل من كه مسئولیت اداره شبكه اجتماعی را دارم به شیوه خاصی لباس بپوشد اما واقعیت این است كه من تی شرت و شلوار جین را به هر لباسی ترجیح می دهم. این لباس برای من راحت است، بنابراین دلیلی وجود ندارد خودم را با لباس های رسمی آزار بدهم؛ البته در شرایط استثنایی لباس رسمی می پوشم مثل وقتی كه قرار است در یك مراسم رسمی حاضر شوم در این شرایط حتی حاضرم كراوات ببندم؛ چیزی كه از وجود آن دور گردنم بیزارم.
سردمدار میلیاردرهای جهان
ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس رئیس و مئسس شرکت مایکروسافت است که در حال حاضر با بیش از ۴۰ هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص ۶۰٫۴۲ میلیارد دلار در پایان سال ۲۰۰۸ یکی از موفق ترین شرکت های ایالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر است.
بیل گیتس در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل آمریکا متولد شد. پدر بیل، ویلیام هنری گیتس دوم، وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل بود و مادرش آموزگار مدرسه و یکی از اعضای هیئت مدیریه United Way International بود که در امور خیریه نیز فعالیت داشت.
بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد. او از همان دوران کودکی روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد. گیتس تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا با کامپیوتر آشنا شد. او در سن سیزده سالگی اولین نرم افزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت.
گیتس در سال ۱۹۷۳ وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است، آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد. بیل گیتس در سال ۱۹۷۵ به همراه دوست دوران کودکی خود، پل آلن، شرکت کوچکی به نام Microsoft با شعار در هر خانه یک کامپیوتر ایجاد کرد. در آن زمان مایکروسافت فقط ۴۰ کارمند داشت و کل فروش آن فقط ۲٫۴ میلیون دلار در سال بود.
در سال ۱۹۸۰ شرکت IBM برای اینکه بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند، تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد و بدین ترتیب قراردادی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM را تولید کند. بیل گیتس و پل آلن سیستم عامل ساده DOS 86 را با قیمت ۷۵ هزار دلار از شخصی به نام تیم پارسون خریدند و آن را متناسب با کامپیوترهای IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودند و ان را MS-DOS نامیدند. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی ویندوز و محصولات موفق دیگر گام بزرگ تری به سوی موفقیت برداشت. طبق آخرین آمار بیش از ۹۵ درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مایکروسافت استفاده می کنند.
یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته ی خود بیل گیتس استخدام افراد باهوش در این شرکت است. گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر متولد سال ۱۹۹۶ و یک پسر متولد سال ۱۹۹۹ است. بیل گیتس به همراه همسر خود چندین موسسه خیریه در سراسر دنیا تاسیس کرد. هم اکنون بیل گیتس به همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.
ارزش دارایی های بیل گیتس در سال ۲۰۰۹ معادل ۴۰ میلیارد دلار ارزیابی شد. این در حالی است که او مقدار زیادی از دارایی های خود را در سال ۲۰۰۸، که بالغ بر ۵۲ میلیارد دلار بود، به دلیل بحران مالی جهان از دست داد.




وی پس از گذراندن دوره لیسانس در رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، مدرک فوق لیسانس خود در همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد.
فرهادی فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۵ در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد و نخستین حضور حرفهای او در سینما در فیلم ارتفاع پست ساخته ابراهیم حاتمیکیا در سال ۱۳۸۰ به عنوان فیلمنامهنویس بود.
در سال 1389با معرفی برندگان جوایز بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر، جوایز بهترین کارگردانی، فیلمنامه و فیلم منتخب تماشاگران به اصغر فرهادی برای ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین تعلق گرفت.
جایزه اسکار در دستان فرهادی / اسکریندیلی از «جدایی نادر از سیمین» نوشت / اظهارات اصغر فرهادی در اسکار
در سال 2011 نیز هیئت داوران شصت و یکمین دوره جشنواره جهانی فیلم برلین بزرگترین جایزه خود را به فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی داد.
همچنین گروه بازیگران زن و مرد این فیلم نیز خرس نقرهای جشنواره سینمایی برلین را دریافت کردند. این نخستین بار بود که جایزه بزرگ خرس طلایی به یک فیلمساز ایرانی تعلق میگرفت.
در شصت و نهمین دوره جوایز سالانه گلدن گلوب نیز جایزه بهترین فیلم خارجیزبان به فیلم جدایی نادر از سیمین اختصاص یافت.
فرهادی پیش از این به خاطر ساخت فیلم درباره الی و جعفر پناهی به خاطر ساخت فیلم آفساید برنده خرس نقرهای شده بودند.
فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی در مراسم اعطاء جوایز اسکار 2012 در کداک تیهتر لس آنجلس، به عنوان بهترین فیلم خارجی، جایزه اسکار را از آن خود کرد تا افتخاری بزرگ نصیب سینمای ایران شود.
ا سکریندیلی از «جدایی نادر از سیمین» نوشت
"جدایی نادر از سیمین" برنده خرس طلایی جشنواره فیلم برلین شد
جدایی نادر از سیمین فیلم منتخب منتقدان سینما
"جدایی نادر از سیمین" بهترین فیلم جشنواره سیدنی شد
"جدایی نادر از سیمین" بهترین فیلم جشنواره کرواسی شد
" جدایی نادر از سیمین" نامزد جایزه سالانه فیلم مستقل بریتانیا شد
جدایی نادر ازسیمین، دومین فیلم برتر سال 2011 سینمای جهان
"جدایی نادر از سیمین" جایزه بهترین فیلم خارجی انجمن ونکوور را گرفت
جدایی نادر از سیمین برنده جایزه گلدن گلوب شد
رای انجمن نویسندگان سینمای ترکیه به جدایی نادر از سیمین
جدایی نادر از سیمین نامزد دو بخش جایزه اسکار شد
«جدایی نادر از سیمین» نامزد جایزه سزار بهترین فیلم خارجی شد
"جدایی نادر از سیمین" بهترین فیلم خارجی جایزه "سزار" شد
«جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی جوایز اسپریت 2012 شد
برخی از افتخارات اصغر فرهادی:

برخی از آثار هنری اصغر فرهادی در مقام کارگردان و فیلمنامه نویس:

سیده فاطمه مقیمی متولد سال ۱۳۳۷ در تهران، دارای مدرک مهندسی راه وساختمان، موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن میگوید و از تماسهایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کردهاند:
***
خانم مقیمی بالا خره جزو ۱۰ میلیونر ایرانی بودید یا ۱۰ میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟
من فکر میکنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار میکنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست. پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم.اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.
چه بحثی؟
فکر میکنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که میخواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودنشان را پنهان میکنند، بشکنند.
یعنی شما ثروتمند بودنتان را پنهان نمیکنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفتهاید؟
خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفتهاند فارغ از هر چیزی اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر ۳۰ نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.
به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمیتواند ملاک انتخابتان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟
این موضوع و ارائه این فهرست کلا دوجنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت میکنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختیشان طبقه بندی شدهاند.
یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟
نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفتهاند آدمهایی به این شرح مالیات هم میپردازند یعنی از دوبعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کردهاند.
آن طور که من این فهرست را دیدم در کل نگاه منفی در آن وجود نداشت و فقط سی نفر از میلیاردرهای ایرانی را معرفی کرده بود. چرا فکر میکنید با انتشار آن خواسته بودند افرادی را خراب کنند ؟ شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شدهاید حس خوبی ندارید؟
نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمیکنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلیها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.
مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلمها نشان میدهند واقعا پولدارها آدمهای بدجنس و فقرا آدمهای مهربانی هستند؟
صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچچیزی را دربارهشان نشان نمیدهد. هیچ وقت نمیتوان گفت که حتما فقرا آدمهای مهربان و پولدارها انسانهای خبیثیاند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگیاش برکت داده است. من اصلا فکر نمیکنم که انسانها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمیدانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که میرسی از نداری مینالد.مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض میخواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.یعنی همه انگار از واقعیت فرار میکنیم. کسی که کار میکند و مالیاتش را میپردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمیکردند.
پس با توجه به این صحبتهایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی میدانید؟چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمیدانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید میپذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟
نه من این فهرست را واقعی نمیدانم.
پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟و ثروتمندترین زن ایران؟
خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمیدانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدمهای مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حقشان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شدهاند و زندگیشان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.
شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگیتان تحت تاثیر قرار گرفت؟
بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیلهایی که برایم آمده است را نگه داشتهام، تلفنها را که نتوانستم ضبط کنم.
چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟
کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راهاندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.
شما چه جوابی به آنها میدادید؟
من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.
به آنها کمک مالی هم کردید؟
خیر.
پس چه پاسخی به آنها دادید؟
به من میگفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب میدادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر میکنید در جایگاهی که هستم میتوانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر میکنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه میکنید من نمیتوانم چکهایتان را پاس کنم.

یعنی مردم برای پاس کردن چکهای برگشتیشان هم با شما تماس میگرفتند؟
بله و من پاسخ میدادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنماییشان میکردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.
کمکش نکردید؟ چون همانطور که میدانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عامالمنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایهگذاری میکنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟
به هیچ عنوان با این کمکها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک میکردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیتهایی انجام میدهم.
چه فعالیتهایی؟
من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلیهای دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالیام افرایش یابد قطعا این کمکها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس میگرفتند هم میگفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر میکنید نیستم.
می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟
نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیمکننده آن خیر بوده است.شاید نتیجهاش هم همین بود که الان با شما صحبت میکنم و این موضوع را به همه میگویم یا به چند نفر با حرفهایم توانستم کمک کنم.
درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ میزدند توضیح دادید؟
بله وقتی میپرسیدند توضیح میدادم. مثلا یکی از من میخواست در معامله تجاری شریک مالیاش شوم.حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیلاش در کانادا را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواستهای کمک را دریافت کردم که مجبورمی شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.
این تماسها شما را ناراحت میکرد؟
نه ! واقعا نه. چون احساس میکردم خیلیها اعتقادی زنگ میزنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند.یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیدهام و حتی پشت تلفن هق هق گریه میکرد، هنوز هم وقتی یادش میافتم واقعا متاثر میشوم.این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفتهام که انگار همه خواستههایم را اجابت کردهای و توانستهای با ایدههایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمکها میتوان مشکلات افراد را حل کرد.
شما خودتان را یک آدم ثروتمند میدانید؟
من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.
از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حملونقل بینالمللی هستید؟
اولا اینکه یک آدم میتواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمیتوانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم دربارهاش حرف میزنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمیکنم. بعد از ۳۰ سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدریمان هم بودهایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی میتوانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموالشان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم میشود.
در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائینتر از شما قرار گرفتهاند؟ با توجه به این نکتهای که گفتید میدانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینیتان چقدر است؟
نه من چه میدانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تاکنون اظهاری در این باره نکردهاند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدمهایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروتشان سخن میگوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت میکند من دقیقا نمیدانم فاصلهام با ایشان در این فهرست چگونه ردهبندی شده است.
بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟منظورم نزدیکان و دوستانتان است؟
بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر میکردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.
چه برخوردی؟
مثلا به من گفتند تو فکر میکردی ما احمق بودیم و نمیفهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان میکردی مردم که بیهوده از این حرفها نمیزنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.
یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟
بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.
پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟
بله- فکر میکنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال میشد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعیام را شناختم.
شنیدهام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حملونقل شناخته میشوید چه احساسی در این باره دارید؟
من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمیدانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافیام هم گفتهام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانیام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حملونقل بود به این صنعت علاقهمند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.
و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟
من هم مثل خیلیها کمکم و پله پله در کارم پیشرفت کردم.من هم صنعت حملونقل را در ابتدای کارم علمی نمیشناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم بهتدریج در این صنعت متبحر شدم.
در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید؟ این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سختتر است؟
شما یک طوری میگویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟
به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب میشوید. این طور نیست؟و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمیدانید من واژه ثروتمند را به کار بردم؟
نه من اصلا نمیگویم ثروتمند هستم، نمیگویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس داراییاش را از دیگری مخفی میکند چطور میتوانی بگویی این ۳۰ نفر بین ۷۴ میلیون نفر از همه پولدارترند.
شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمیدانید؟پس میتوان با همین فهرستها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟
در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهانکاری و مخفیکاری میکنند، ما در خانههایمان پنج پرده میزنیم که کسی خانهمان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحثهای فرهنگی ماست.
اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟
من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم میآید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک میزند و ممیزیام میکند چون زندگیام واقعا شفاف است.
پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟
خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجهام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس میکردم نگاههای خاصی وجود دارد.البته نمیدانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.
ماشینتان چیست؟
مزدای صورتی
چرا مزدا؟ چرا صورتی؟
چرا صورتی نباشد.هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقهمندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش.اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد میخریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حملونقلم و طبیعی است بیشترین توجهام به ماشین باشد. همانطور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه میکند.
ماشینتان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟
چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست.دلم میخواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.
هیچ وقت تصورش را هم میکردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟
نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.
چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟
روز جمعهای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.
چه جوابی میدادید؟احساس ترس و خطر نمیکردید از این گفتهها؟
نه واقعا نمیترسیدم میگفتم چه کسی میخواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را میداند.
در ثروتتان با همسرتان شریکاید؟
ما هر چه داریم برای هردویمان است و با یکدیگر شریک هستیم.
همسرتان همکارتان است؟
ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند.ولی نوع کارشان با من فرق میکند و هرگز هم شغل دولتی نداشتهایم.
خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح میشدید؟
البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخصهای دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.
پس ترجیح میدادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی میشدید؟
بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.
چند فزرند دارید؟
یک دختر و یک پسر
دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟
نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بینهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.
حرف آخرتان؟
فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیتهای کلیشهای جامعه وشکل ارزشگذاریها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بیارزشی.من مشکلی در این هم نمیبینم که ثروتمندان جامعه بهراحتی ثروتشان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همانطور که فقیر بودن گناه نیست.
هرآنچه که در مورد استیو جابز نمیدانستید !

چند سال بعد آنها هویت واقعی جابز را به او اطلاع دادند، اینکه مادر واقعی اش "جوان سیمپسون" نام دارد و زمان تولد او دانشجوی کارشناسی ارشد بوده و در حال حاضر به شغل گفتار درمانی مشغول است. پدر واقعی او نیز "عبدالفتاح جان جاندالی" یک مسلمان سوریه ای است که کشور را در ۱۸ سالگی ترک نموده و در حال حاضر معاون شرکت ماشین آلات رنو در نوادا کازینو است. در سالهای بعد جابز با سیمپسون و پس از آن با پدر واقعی اش تماس گرفت.
- او اولین بار در سن ۱۲ سالگی با کامپیوتر آشنا شد
شخصی به نام لری لنگ، مهندس شرکت هولت پکارد، کامپیوترش را به او نشان داد و او بلافاصله یکی از همان را خواست. او در خاطراتش عنوان می کند که، "در ابتدا فکر کردم خیلی چیزتمیز و شسته و رفته ای است، یکجوری کاملا می خواستم داغون و کثیفش کنم." !
- او همانند نوابغ دیگری چون الکساندر گراهامبل، آلبرت انشتین و هنری فورد در یادگیری درس های عادی ناتوان بود
او کاملا شر و شیطان بود تا جایی که مجبور شد سه سال از سال های درسش را به صورت ارائه فردی بگذارند. این گوشه از شیطنت های اوست، رها کردن مار و یا منفجر کردن بمب در کلاس درس!
- او عاشق خطاطی و خوشنویسی بود
بعد از آن که از کلاس های درسش اخراج می شد به سر کلاس های خوشنویسی می رفت و در این زمینه استاد شده بود. یکی از فونت های خوشنویسی ایده او است که از همین کلاس ها تاثیر پذیرفته است.

- او اولین کت و شلوارش را در ۲۲ سالگی خرید
آن هم اولین بار این دست لباس را برای نمایشگاه کامپیوتر خریداری کرد که به دعوت شرکت اپل بود.
- ترک تحصیل در کالج
این مغز متفکر موفق ترین کارخانه ی جهان، هرگز موفق نشد تحصیلاتش را در کالج تمام کند. در حقیقت حتی به فارغ التحصیلی نزدیک هم نشد. پس از فارغ التحصیلی در دبیرستان کاپرتینوی کالیفرنیا (شهری که در حال حاضر نام معادلی به اسم کاپرتینوی اپل یافته است) جابز در سال ۱۹۷۲ به کالج رید رفت. او فقط یک ترم را در این کالج که (دانشگاه لیبرال هنر در پورتلند اورگان بود گذراند. به دلیل مشکلات مالی از دانشکده خارج شد و پس از آن والدینش به طور خصوصی به او درس دادند.

او در سخنرانی مشهور ۲۰۰۵ فارغ التحصیلی خود در دانشگاه استانفرود، در مورد زمان حضورش در کالج رید چنین گفت: "جای رویایی نبود. به من خوابگاه ندادند و در اتاق دوستانم روی زمین می خوابیدم. در ازای پنج سنت بطری های نوشیدنی را برمی گرداندم تا در عوض غذا بخرم. هر یک شنبه حدود ۷ مایل پیاده روی می کردم تا بتوانم در معبد هیر کریشنا غذای خوب بخورم"
- سابقه کارش را در شرکت آتاری به اپل اعلام کرد
جابز به اختراعاتش در مورد کامپیوترهای شخصی معروف است، همینطور فناوری موبایل و نرم افزارهای مختلف اما او به ساختن یکی از معروفترین بازی های ویدوئی دوران نیز کمک کرده است. در سال ۱۹۷۵ جابز توسط شرکت آتاری جذب شد تا بازی معروف بریک اوت را که شبیه بازی پینگ پونگ بود اختراع کند.
به او ۷۵۰ دلار برای کارهای جانبی و ۱۰۰ دلار اضافی برای تعمیر تراشه ی نهایی شده بازی ها پیشنهاد دادند. جابز، "استیو ووزنیاک" (یکی دیگر از بنیان گذاران اپل) را به عنوان دستیار استخدام کرد. ووزنیاک نمونه اولیه ای طراحی کرد که آتاری را به پرداخت پاداش ۵۰۰۰ دلاری به خودش واداشت. اما جابز پاداش را برای خودش نگه داشت و به دوست خوشبین خود تنها ۳۷۵ دلار پرداخت (طبق گفته ووزنیاک در خاطراتش).
- همسری که تمام عمرش با او زندگی کرد
مثل زندگی خانوادگی، جابز ازدواجش را نیز از اعلان عمومی پنهان ساخت. برخلاف عکس هایش با آن پیراهن یقه اسکی و شلوار جین در محل کار که او را انسان تنهایی نشان می دادند او در خانه ای واقع در پالو آلتو، با همسرش لارنس (کارآفرینی در دانشکده ی پنسیلوانیا، مدرسه ی تجارتی وارتون که بعدها از استنفورد مدرک مدیریت بازرگانی گرفت و در همانجا همسر آینده اش را ملاقت کرد) زندگی خانوادگی تشکیل داده بود.

جابز که با فداکاری و کار انفرادی شرکتش را از عرش به فرش رساند تنها در یک مصاحبه به نحوه ی آشنایی اش با لارنس اشاره کرد: "داخل یک پارکینگ ایستاده و کلید را داخل قفل اتومبیل نگه داشته بودم. به فکرم رسید اگر امشب، آخرین شب زندگی ام باشد آیا ترجیح می دهم آن را به یک جلسه تجارتی خواهم گذراند یا با یک زن؟ از پارکینگ بیرون آمدم و از او خواستم با هم شام بخوریم. قبول کرد و ما با هم قدم زدیم، بعد از آن هرگز از هم جدا نشدیم" در سال ۱۹۹۱، جان و پاول در هتل Ahwahnee در پارک ملی یوسمیتی ازدواج کردند و "کوبین چینو" یک راهب بودایی ذن ازدواج آن ها را رسمی اعلام کرد.
- خواهر او یک نویسنده ی مشهور است
وقتی جابز با خانواده ی حقیقی اش تماس گرفت متوجه شد که صاحب یک خواهر است. خواهر خونی او "مونا سیمپسون" (که با نام مونا جاندالی تعمید داده شد) نویسنده ی رمان معروف "هرجایی جز اینجا" است داستانی در مورد یک مادر و دختر که بعد ها فیلمی با بازی "ناتالی پورتمن" و "سوزان ساندرسون" از روی آن ساخته شد.
جابز و سیمپسون رابطه ی نزدیکی با یکدیگر داشتند. او در مورد خواهرش به مصاحبه گر نیویورک تایمز گفت: "ما یک خانواده هستیم. او یکی از بهترین دوستان من در دنیا است. هر دو روز یک بار به او تلفن می کنم" لازم به اشاره است رومان هر جایی به جز اینجا به "برادرم استیو" تقدیم شده است.
- ستاره عاشقانه

در فصل دوم زندگی نامه غیرمجاز استیو جابز خاطره ای از یکی از دوستان او در کالج رید نقل شده است که روابط او را با خواننده ی محلی جوان بائز شرح می دهد. بائز نیز تایید کرده که آنها دوستان نزدیکی بوده اند اما رابطه ی او با "باب دیلان" که موسیقی دان محبوب کمپانی اپل بود، معروف تر است. در این زندگینامه همچنین شرح داده شده که جابز با "دیان کائیتون" هنرپیشه نیز مدتی بیرون رفته است.
- دختر اولش
جابز در سن ۲۳ سالگی از دوست دختر زمان دبیرستان خود "کریس آن برنان" صاحب یک دختر به نام "لیزا برنان جابز" شد. او در سال ۱۹۷۸ به دنیا آمد درست همان سالی که کمپانی اپل به عرصه های صنعتی قدم گذاشت. او و برنان هرگز ازدواج نکردند و او تا مدتی وجود بچه را انکار می کرد و حتی تا بدانجا پیش رفت که به مسئولین ثبت احوال اعلام کرد توانایی بچه دار شدن ندارد اما پس از آن از لارنس صاحب سه فرزند شد. وقتی رابطه او با همسرش محکم گردید هزینه ی تحصیل دختر اولش در هاروارد را پرداخت و او در سال ۲۰۰۰ فارغ التحصیل شد و در حال حاضر نویسنده ی یک مجله است.
- شیوه زندگی متفاوت
در چند مصاحبه، جابز به این نکته اعتراف کرد که از داروهای روانپزشکیLSD استفاده کرده است. جابز با اشاره به بنیان گذار مایکروسافت، بیل گیتس گفت : "بهترین آرزوها را برای او دارم اما اگر در جوانی یک بار به مراکز پرورش روح آشرام رفته بود الان او و مایکروسافت از اینهم پیشرفته تر بودند" آلبرت هوفمان دانشمند نیز که برای اولین بار بروی ترکیباب LSD تحقیق کرد از جابز برای در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی در این مورد که کمک شایانی برای بهبود این دارو بوده، اشاره کرده است.

در مصاحبه ای برای نوشتن یک کتاب جابز در مورد تجربه ی استفاده از این داروها گفته است: "یکی از دو یا سه اقدام مهمی که در زندگی ام انجام داده ام" طبق گفته ی جابز استفاده از این دارو، ذهن او را قادر به تفکر متفاوت کرده و او را به یکی از بی رقیب ترین مغزهای متفکر اپل مبدل ساخته است.
زندگی جابز به جز موفقیت های پی در پی او در کمپانی اپل همواره در هاله ای از ابهام خواهد ماند. وی در طول سفری به هند با یک راهب معروف آشرام آشنا شد و وقتی به آمریکا برگشت یکی از بودائیان مکتب ذن شده بود.
او را می توان به نحوی میوه خوار نامید. یکی از دلایلی که شرکت به نام اپل نامگذاری شده است این است که اپل میوه مورد علاقه او است. او و همسرش هر دو به هیچ عنوان محصولات حیوانی را مصرف نمی کردند. اعتقاد عمیقی به داروهای شرقی داشت و درمان سرطان معده اش را به رژیم های درمانی خاص سپرده بود تا اینکه در سال ۲۰۰۴ مجبور شد اولین جراحی تومور را انجام بدهد.
او اهل شوخی خارج از عرف هم بود. حین بهره برداری از تلفن همراه iPhon در مک وورد در سال ۲۰۰۷ با یکی از گرانترین و معروفترین کافی شاپ های ایتالیایی در سیاتل امریکا تماس می گیرد و ۴۰۰۰ عدد نسکافه ی ویژه سفارش می دهد!
- میراث
به عنوان مدیرعامل یکی از شناخته شده ترین و بهترین مارک های دنیا، جابز حقوق سالیانه خود را مقدار عجیب یک دلار نگه داشت.
مشابه همین کار در شرکت گوگل توسط "لاری پیج، سرگئی برین و اریک اشمیت" با حقوق سالیانه ۱۰۰ پنی انجام شده است. جابز تا سال ۱۹۹۷ مقدار حقوقش را یک دلار نگه داشت، همان سالی که رئیس کمپانی اپل گردید. مقدار حقوق او در کتاب لطیفه های سال ۲۰۰۷ به انتشار رسید. "من سالی ۵۰ سنت برای نمایش و ۵۰ سنت هم برای کارایی ام می گیرم"
اوایل سال ۲۰۱۱، جابز صاحب ۵.۵ میلیون دلار در سهام شرکت اپل بود. بعد از مرگش در این کمپانی ارزش سهام او ۶۴.۳۷۷ دلار بود که رشد آن ۴۳ بار بیشتر از ۱۰ سال اخیر بوده است و به هیچ عنوان گویای روند نزولی نیست.
شاید او سالی یک دلار درآمد داشت ولی ثروت عظیمی را از خود به جای گذاشت. مقدار عمده ی این ثروت در سال ۲۰۰۶ و از بابت فروش پیکسار به دیزنی به دست آمده است. در سال ۲۰۱۱ اعتبار بانکی وی 3.8 بیلیون دلار بوده است و طبق گزارش فوربس این رقم او را بین ۱۱۰ ثروتمند جهان قرار می دهد.
او سهامش را پس از جدایی از اپل در سال ۱۹۸۵ نفروخت (در سال ۱۹۹۶ دوباره به شرکت بازگشت) با توجه به ارزش آنها در آن سال او پنجمین مرد ثروتمند جهان بوده است. هنوز حرفی از تقسیم ارث به میان نیامده ولی جابز سه فرزند از لورنس جابز با نام های رید، ارین و ایو دارد همینطور دختر اولش لیسا برنان جابز.
• زندگینامه استیو جابز فیلم میشود

مدت زمان زیادی نمیگذرد که استیو جابز، چشم از جهان بست و اپل پدر دوستداشتی خود را از دست داد. در همین بین و صحبتهای فراوان در مورد وی، خبرهایی در رابطه با ساخت فیلم زندگینامه استیو جابز توسط Sony Pictures مطرح شده است. این فیلم قرار است با همکاری نویسنده کتاب زندگینامه استیو جابز ساخته شود، همان کتابی که از روزهای گذشته، پیش فروش آن در آمازون شروع شده و استقبال گستردهای از آن به عمل آمده است. در کتاب مصاحبههای متعددی گنجانده شده است که به ساخت بهتر فیلم، کمک شایانی میکند و میتواند زندگینامه استیو جابز را طبیعیتر نشان دهد.
یکی از آخرین فیلمهایی که با موضوعیت وب و دنیای تکنولوژی توسط استودیو Sony Pictures پشتیبانی شده، Social Networks است که چندین جایزه از آن خود کرده است و همین امر، نشان از تمایل این استودیو در پشتیبانی از ساخت اینگونه فیلمها میدهد. رقمهای قابل توجهی به نویسنده کتاب زندگینامه استیو جابز پیشنهاد شده است که هر نویسندهای را برای همکاری وسوسه میکند. باید منتظر ماند و دید که آیا میتوانیم شاهد یک فیلم زیبا و به یاد ماندنی از استیو جابز باشیم یا خیر.
• ساخت پرتره گرامیداشت استیو جابز با قطعات مک بوک پرو

پس از شنیدن خبر فوت بنیانگذار و مدیر خلاق اپل بسیاری از طرفداران استیو جابز فقید و محصولات اپل که زاییده ذهن خلاق وی بود هر یک به گونه ای قصد ابراز ارادت و گرامیداشت وی را داشتند تیم Mint Foundry هم به نوبه خود و ادای احترام به جابز اقدام به ساخت پرتره ای از ایشان کردند و البته برای ساخت این پرتره از یکی از محصولات ساخت اپل استفاده نمودند. آنها برای ساخت چهره استیو جابز از قطعات یک مک بوک استفاده کردند و با خرد کردن قطعات آن پرتره ای از این ابرمرد اسطوره ای دنیای دیجیتال را ساختند.
• مراسم بزرگداشت استیو جابز برگزار شد
پس از درگذشت استیو جابز، تیم کوک مدیر فعلی اپل طی ایمیلی به کارکنان شرکت اپل خبر از برگزاری مراسمی جهت بزرگداشت استیو جابز بنیانگذار و مدیر خلاق این شرکت را که پس از طی دورانی سخت که با سرطان دست و پنجه نرم میکرد و در نهایت در 6 اکتبر و درست یک روز پس از معرفی iphone 4s فوت نمود را داده بود. این مراسم که قرار بود در ۱۹ اکتبر در دانشکده ای در شهر کاپرتینو کالیفرنیا برگزار شود با حضور تیم کوک و هزاران تن از کارکنان اپل انجام پذیرفت. کارکنان و مدیران اپل برای ادای احترام به استیو جابز و خدماتی که وی برای مردمان جهان و اپل انجام داده بود دور هم جمع شدند. در این روز فروشگاه های اپل به احترام جابز تعطیل بودند.

اگر یک جستجوی سریع در اخبار گوگل برای “نقش زنان در تکنولوژی” انجام بدهید متوجه جای خالی زنان در صنعت ( یا حداقل نتایج آلبوم وایت تاونWhite Town) خواهید شد . سال گذشته ان وای تیNYT و دابلیو اس جیWSJ مقالاتی مرتبط بااین موضوع ارائه دادند–که طی چند هفته از هم آنها را منتشر کردند – عنوان مقاله دابلیو اس جیبود :“Addressing the Lack of Women Leading Tech Start-Ups” و مقدمه NYT piece چنین بود: باعث تاسف است : زنان در کجای تکنولوژی قرار دارند؟
در ابتدای ویکی پدیا هم برای زنان در علم کامپیوتر“Women in Computing” تمرکز بیشتر بر روی کمبود فعالیت زنان در زمینه های مربوط به تکنولوژی است ، روزگار مدرن امروز جنسیت گرایی در صنعت را رد می کند و بخش هایی همچون “جذب زنان به علوم کامپیوتر ” و “نظریه جنسیت و زنان در کامپیوتر”را دربر دارد . (نکته جالب اینست که : هیچ مطلبی در مورد ” مردان در علوم کامپیوتر ” وجود ندارد ).
خیلی به ندرت داستان هایی درمورد زنان و تکنولوژی نوشته می شود که مضمون آن فاصله جنسیتی زیاد زن و مرد در این زمینه نباشد . زنان کجا هستند ؟ خوب ، ما برای همین در اینجا هستیم – چیزی که ما اخیرا در روز ولنتاین با مطلبی در مورد انیاک بدان پرداختیم . پس به افتخار ماه تاریخ زنان و روز آدا لاولیس ( ۲۴ مارس) و همه زنان بزرگ تاریخ تکنولوژی ، ما تصمیم گرفتیم با برشمردن ۱۵ نفر از مهمترین زنان تاریخ تکنولوژی از انها تجلیلی به عمل بیاوریم .
۱۵- بانوان انیاک

بانوان انیاک شاملخانمها : کی مک نالتی ، مرلین وسکوف ، فرن بیلاس ، راث لیچرمن ، ادل گلداشتاین و ( بتی اشنایدر) بودند . این خانمها اولین کاربران کامپیوتر انیاک در دانشگاه مهندسی مور اسکول پنسیلوانیا بودند .
عنوان کاری آنها محاسبه گر(“computor) بود و آنها مسئول انجام محاسبات مربوط به جدول مسیر شلیک ها و بمباران و مسئول تعیین توالی درست مراحل اجرای محاسبات برای هر مسئله و تنظیم انیاک بر اساس آنها بودند . ( این بدین معنا بود که آنها برای انجام این عمل می بایستی با ۳۰۰۰ عدد سوییچ و ۸۰ تن سخت افزار برای برنامه دهی به انیاک دست و پنجه نرم میکردند ) . نیاز به انجام محاسبات سریع تر منجر به پیشرفت انیاک شد، که درنهایت نتیجه آن کنار رفتن این محاسبه گرهای ساخته شده از گوشت و خون بود .
ادل گلداشتاین و بتی جنینگز برنامه نویسی برنامه های ذخیره شدهانیاک را به ثمر رساندند ، گلداشتاین همچنین مسئول نگارش راهنمای پایه ای و فنی انیاک بود . با همکاری آنها ، ما به اولین اپلیکیشن نرم افزار و اولین کلاسهای برنامه نویسی دست پیدا کرده ایم . بانوان انیاک درWITI Hall of Fameسال ۱۹۹۷ حضور داشتند .
۱۴- جین ای سامت

زن دیگری که اغلب(و به اشتباه) از او بعنوان اولین زن دریافت کننده مدرک پی اچ دی (۱۹۶۸ استانفورد) در علوم کامپیتر یاد می شود ، خانم سامت است . او همچنین موفق به اخذ مدرک کارشناسی ریاضیات از کالج مونت هولیوک (۱۹۴۸) و مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات از دانشگاه اربانا-چمپین ایلینویز (۱۹۴۹) شد . زمانی که سامت مسئول گسترش اولین زبان کامپیوتر در آی بی ام IBMبود ،با جدیت دانش ریاضیات خود را بکار بست. سامت فورماکFORMAC را برنامه نویسی کرد که به اولین زبان کامپیوتر همه گیر که از محاسبات نمادین (Symbolic Manipulation)فرمولهای ریاضی استفاده می کرد تبدیل شد . سامت ۲۷ سال در آی بی ام کار کرد و عضو کمیته فرعی ای که COBOL را ساخت بود . او همچنین در سال های ۱۹۷۴-۱۹۷۶ رییس ای سی ام ACM بود . او همچنین در سال ۱۹۹۴ عضو ای سی ام بود و او یکی از دیگر بانوانی است که در لیست ما جایزه لاولیس را از آن خود کرده است (۱۹۸۹) .
۱۳- فرانسیس الن

آلن ، مدرک کارشناسی ریاضیات B.Scخود را در سال ۱۹۵۴ در( کالج ایالتی معلمین نیویورک ) و مدرک کارشناسی ارشدM.Sc خود را در سال ۱۹۵۷ ( دانشگاه میشیگان) کسب کرد ،او در زمینه کامپایلر ها ، بهینه سازی کدها و parallelizationپیشرفت زیادی کسب کرد . با حضور در IEEE و ACM و موزه تاریخ کامپیوتر ، آلن فعالیت اولیه خود را در آی بی ام انجام شروع کرد – جاییکه درآن آلن اولین عضو آی بی ام در سال ۱۹۸۹ شد . اگرچه او ۴۵ سال در آی بی ام کار کرد ،اما از طریق زبان های برنامه نویسی و کدهای امنیتی ، دستی هم در امور خبرگزاری ان اس ای NSAداشت . شامل WITI Hall of Fame در سال ۱۹۹۷ و برنده جایزه آگوستا آدا لاولیس در ۲۰۰۲ ، آلن اولین زنی بود که در سال ۲۰۰۶ جایزه با ارزشTuring Award را از آن خود کرد ( آکا ” جایزه نوبل رشته کامپیوتر ) .
۱۲- بتی هالبرتون

فرانسیس الیزابت اشنایدر : بتی هالبرتون در دانشگاه پنسیلوانیا مشغول تحصیل شد ، جایی که در اولین روزهای کلاسش ، استاد ریاضی اش به او گفت وقتش را در راه رسیدن به مدرک ریاضی هدر ندهد و در خانه بماند و بچه بزرگ کند. اما هالبرتون به جای آن روزنامه نگاری را ادامه داد و سپس برای تحصیل به دانشگاه مهندسی مور رفت تا در نهایت بعنوان یکی از محاسبه گر های انیاک استخدام شد . ظاهرا استاد او اشتباه کرده بود ، چرا که او مدیر بخش تحقیقات برنامه نویسی، لابراتوار ریاضیات کاربردی در دیوید تیلور مدل باسین در سال ۱۹۵۹ شد .اوبه پیشرفت یونیواک کمک کرد ، اولین سیستم برنامه نویسی نسلیgenerative programming system(SORT/MERGE)و در سال ۱۹۵۰ اولین پکیج آنالیز آماری را برای سرشماری در امریکا نوشت .
هالبرتون بهمراه جان ماچلی دستورالعمل های C-10 را برای بیناک BINAC( که اساسا بعنوان ریشه زبان برنامه نوبسی مدرن شناخته میشود) گسترش دادند . و بهمراه گریس هاپر بر روی استانداردهای اولیه COBOL و FORTRAN کار کردند . هالبرتون نه تنها فرمانها را خلق کرد بلکه او مسئول ساخت صفحه کلید عددی و رنگ زشت بژ کامپیوتر ها بود . هالبرتون تنها زن از میان ۶ برنامه نویس اصلی انیاک بود که جایزه آگوستا آدا لاولیس را در سال ۱۹۹۷ دریافت کرد .

اگرچه اغلب باربارا لیسکوف به عنوان اولین زنی که مدرک پی اچ دی علوم ریاضیات را از آن خود کرده شناخته می شود ، اما در واقع این افتخار متعلق به خواهر کلر است که سه سال قبل از او به آن نایل شد . او پس از کسب مدرک پی اچ دی از دانشگاه ویسکانسین در سال ۱۹۶۵ ، به عنوان دستیار پیشرفت زبان برنامه نویسی بیسیک BASIC در دارموث که قبلا فقط مختص مردان بود شروع به فعالیت کرد . خواهر کلر مدرک کارشناسیو کارشناسی ارشد ریاضیات و فیزیک از دانشگاه دپال داشت ، احساس می کرد که خانمها باید در علوم کامپیوتر ( خصوصا متخصص اطلاعات ) مشغول باشند ، او گفته است : “ما یک انفجار اطلاعاتی پیش رو خواهیم داشت …و واضح است که اطلاعاتی که دردسترس همه قرار نگیرد ارزشی ندارد “. او همچنین با علاقه به پیشرفت در ای ال AI، بخش علوم کامپیوتر کالج کلارک را پی ریزی و به مدت ۲۰ سال رهبری کرد .
10- اما اشنایدر هوور

هوور ، که دارای مدرک پی اچ دی فلسفه و ریاضیات محضاز دانشگاه یل بود ، در سال ۱۹۵۴ کار خود را بعنوان محقق در لابراتوار بل در نیوجرسی شروع کرد . طی مدت فعالیت او در لابراتوار بل ، هوور موفقبه اختراع یک سیستم سوئیچینگ تلفنی کامپیوتری شد که در آن از یک کامپیوتر جهت نمایش و کنترل تماس های ورودی استفاده می شد . کامپیوتر می بایست بصورت خودکار نرخ پذیرش تماس های ورودی را تنظیم و تطبیق می کرد تا مشکل حجم اضافی آنها برطرف شود . اصول این سیستم هوور همچنان در سیستم های امروزی استفاده می شود . بخاطر این موفقیت یکی از اولین امتیاز های نرم افزاری که تا به آن روز ممکن بود به او داده شد و او بعنوان سرپرست بخش بانوان بخش فنی لابراتوار بل برگزیده شد .
9- کارن اسپارک جونز

یک بریت دیگر در لیست ما ، کارن اسپارک جونز است که اغلب به بنیان گذار بازیابی اطلاعات شناخته می شود ، او سال های ۱۹۷۴-۲۰۰۲ در لابراتوار کامپیوتر کمبریج مشغول به کار بود و کارش را بر روی پردازش زبان طبیعی و بازیافت اطلاعات معطوف کرد . برجسته ترین کار او مفاهیم فرکانس معکوس سند (IDF) در اندازه گیری بازیافت اطلاعات بود – که هنوز هم در اغلب موتورهای جستجو استفاده می شود. اسپارک جونز در سال ۲۰۰۲ بازنشست شد و سمت استاد کامپیوتر و اطلاعات را بدست آورد . او اولین زنی بود که مدال لاولیس را از انجمن کامپیوتر بریتانیا دریافت کرد .
۸- سوفی ویلسون

ویلسون یک دانشمند کامپیوتر بریتانیایی است که بیشتر بخاطر طراحی Acorn Microcomputer در دهه ۷۰ معروف است که بعدها سیستم اکورن ۱ نامیده شد که اولین سیستم از بسیاری سیستم های فروخته شد اکرون بود . بهرحال ویلسون کار خودش را به همانجا در سال۱۹۸۱ ختم نکرد و زبان برنامه نویسی Acorn Atom’s BASICرا به اکرون پروتونAcorn Proton ارتقا داد . پروتون یک میکروکامپیوتر دیگر بود که قراردادی با بی بی سی بست . در سال ۱۹۸۳ ویلسون یک سری دستورالعمل برای یکی از اولین پردازنده های ریسک طراحی کرد ، ماشین ریسک اکرون که شما آنرا به نام ARM می شناسید . او همچنین Acorn Replay که یک معمار ویدیویی برای ماشین های اکرون دارای ضمیمه هایOS برای دستیابی ویدیویی مثل کودک ها و ویدیو های فریم بالا بهینه هستند را طراحی کرد .
۷- کارلا منینسکی

وقتی کارلا منینسکی در اوایل دهه ۱۹۸۰ بعنوان طراح بازی برای کنسول های آتاری ۲۶۰۰ استخدام شد ، او یکی از ۲ زن مهندس شاغل در آتاری بود . دیگری کارول شاو بود . طی زمان فعالیت در آتاری ، منینسکی مسئول ارتقای Indy 500 سال ۱۹۷۷ ، Star Raiders سال ۱۹۷۹ و Dodge ‘Em ( برنده جایزه بازی های سال ۱۹۸۰ ) بود . Call of Duty , نبود اما این بازی رانندگی ( که شامل کنترل یک ماشین مسابقه ای در یک مسیر چهار بانده و جمع کردن نقطه ها برای پیشرفت در مراحل بازی بود ) بعنوان دوران طلایی شروع بازی های کامپیوتری به حساب می آید . منینسکی که در Warlords های چند بازیکنه هم کار کرده بود، هم اکنون نماینده ماللکیت فکری است .
6- روبرتا ویلیامز

بیشترین معروفیت او بخاطر سری بازی های ویدیویی King’s Quest است ، سری ای که بعنوان اولین بازی های ماجراجویانه به حساب می آید . ویلیامز همراه همسرش “کن” افراد بزرگی در بازی های گرافیکی ماجراجویانه دهه های هشتاد و نود به حساب می آمدند . ویلیامز بازی هایی برای Sierra ، Colonel’s Bequest ، Mixed-Up Mother Goose و ““Phantasmagoria که طبق گفته خودش بازی مورد علاقه اش بود فراهم کرد . روبرتا توسط همسرش کن با بازی های ماجراجویانه ای که توسط دان وودز نوشته شده بودند وارد دنیای بازی شد . اینکه بگوییم روبرتا دست داشت شاید دست کم گرفتن باشد ، باید بگوییم روبرتا عاشق این بود که متوجه شد بازی های نوشته شده و عزیز او همراه با ترکیب گرافیک ها زیباتر از پیش هم می شدند . در نهایت با طراحی بازی ای ماجراجویانه به نام Mystery House ، ویلیامزها به فکر یک سیستم آنلاین افتادند، که Sierra On-Line شد ( هم اکنون متعلق به Activision Blizzard است ) و این امر آنها را به شخصیت های برتر دسته بازی های گرافیکی ماجراجویانه تبدیل کرد .
۵- کارول شاو

گفته می شود خانم شاو ، لقب و افتخار اولین زن طراح بازی های ویدویی را دارد . او ابتدا کارمند آتاری بود سپس به Activision پیوست ، او در آنجا بازی معروف خود را به نام ” River Raid” را برنامه نویسی کرد که اغلب آنرا به “classic” می شناسند _ که در سال ۱۹۸۲ توسط Activision برای آتاری ۲۶۰۰ عرضه شد . شاو همچنین Tic Tac Toe سه بعدی را در سال ۱۹۷۹ ، Super Breakout را درسال ۱۹۷۸ و Happy Trails را در سال ۱۹۸۴ به ارمغان آورد . او همچنین بطور گسترده روی راهنمای مرجع آتاری و پولو کار کرد . علاوه بر تاسیس بازی ، بازی هایی به اعتبار او تا سال ۲۰۰۶ با استفاده از الگوریتم برای ایجاد سری بازی های RR غیر رندوم استفاده کرد . بنابر امکانات ، ماشین در زمان تولید رم ۱۲۸ بایتی داشت .
۴- رادیا پرل من

از او اغلب بعنوان مادر اینترنت یاد می شود، او یک طراح نرم افزار و مهندس شبکه بود که بیشتر بخاطر اختراعپروتکل درخت پوشاspanning-tree protocolشهرت دارد . پرل من که درخت پوشا را زمانی که برای شرکت تجهیزات دیجیتال کار می کرد گسترش داد ، درجهکارشناسی و کارشناسی ارشد ریاضیات و پی اچ دی در علوم کامپیوتر از MIT دریافت کرد . همانطور که می دانید مهارت هایی که دخترها را دیوانه می کند. درخت پوشا یک پروتکل شبکه ای است که یکتوپولوژی بدون حلقه loop-free topology را برای شبکه محلی متصل اترنت- که برای اجرای اتصال های شبکه اساسی هستند به ارمغان می آورد . پرل من در زمینه های دیگری هم فعال بود – مهم تر از همه طراحی شبکه و استاندارد سازی مانند پروتکل هایlink-state- همچنین TRILL که او برای اصلاح اشکالاتدرخت پوشا ابداع کرد . پرل من همچنین به پیشگام آموزش برنامه نویسی کامپیوتر به بچه ها برای گسترش TORTIS ، نسخه ای از زبان آموزشی روبوتیک ، LOGO شناخته می شود . در حال حاضر او در استخدام Intel است ، بیش از ۵۰ امتیاز Sun را از آن خود کرده و نویسنده کتاب هایی در مورد شبکه و امنیت شبکه نیز هست.
۳- جین بارتیک

بتی جین جنینگز : بارتیک یکی از زنان گروه گمنام انیاک است که پیوسته از او یاد شده است. بعد از اخد تخصص ریاضیات از کالج معلمین ایالت شمال شرق میسوری ، او در سال ۱۹۴۵ از سوی دانشگاه پنسیلوانیا برای کار در تجهیزات نظامی ابردین پرووینگ گراندAberdeen Proving Ground دعوت شد .
در آنجا او با کی مک نالتی آشنا شد و تبدیل به یکی از اولین برنامه نویس های انیاک شد که در آن زمان برای محاسبه مسیر پرتاب گلوله استفاده می شد . وقتی آن تبدیل به یک برنامه ذخیره شده شد بارتیک هم به کار با انیاک ادامه داد . او همچنین بر روی کامپیوتر های بیناکBINAC و یونیواک UNIVAC I هم کار کرد . او ویراستار ناشرین آیربکAuerback Publishersشد و سرانجام برای دیتا دسیژن Data Decisions ( که توسط انتشارات زیف-دیویس تاسیس شده بود) کار کرد و موزه ای هم به نام خودش در دانشگاه شمال شرق ایالت میسوری دارد .
2- گریس هاپر

ای سربازان ، او دریاسالار هاپر است . دریاسالار هاپر ، نه تنها یکی از اولین برنامه نویسان زن و اولین زنی که مدرک پی اچ دی ریاضیات خود را از یل دریافت کرده بلکه اولین زنی بود که توانست به درجه دریاسالاری امریکا دست بیابد . علاوه بر اختراع اولین …..کامپیوتر در سال ۱۹۵۲ ، او با معرفی عبارات “باگ” و “دیباگ” بطور همگانی ، زبان برنامه نویسى براى کاربردهاى تجارى (کوبولCOBOL) را گسترش داد – وقتی که او داشت شاپرکی را از داخل کامپیوتر برمی داشت ، تصمیم به خلق زبان فلوماتیکFLOW-MATIC برای کامپیوترهای یونیواک ۱ و یونیواک ۲ گرفت و آمده که چنین گفت : ” تقاضای بخشش آسانتر از گرفتن اجازه است “. بنابراین او بدتر از آنچه شما تابحال بوده اید بوده است .
۱- آدا لاولیس

علاوه بر داشتن یکی از تاثیر گذارترین اسامی در تاریخ ، دوشیزه آگوستا آدا کینگ ، کنتس لاولیس تنها فرزند قانونی شاعر بزرگ لرد بایرون و آنه ایزابل میلبانک ، ریاضیدان ای است که به “پرنسس متوازی الاضلاع ” مشهور است. آدا ریاضی و علوم را آموخت تا مبادا تسلیم ” گرایشات مخاطره آمیز شاعری ” شود . از دست دادن ادبیات تبدیل شد به دستاوردهای تکنولوژی وقتی که در سال ۱۸۴۳ او یادداشت های لوییجی منابره را در مورد موتور تحلیلی چارلز ببج ترجمه کرد.
یادداشت های او که بعنوان اولین الگوریتمی که باید توسط ماشین پردازش شوند به حساب می آیند ، آدا را به اولین برنامه نویس کامپیوتر تبدیل کرد . یادداشت ها کاملا در مورد چگونگی استفاده از متدولوژی از موتور تحلیلی ببج برای محاسبه توالی اعداد برنولی بودند که به درستی اجرا می شدند و اگر ساخته می شدند خود یک موتور بودند می باشد. علاوه بر داشتن روز اوday و جایزه اش award ، نام او نیز توسط دی .او.دی D.O.Dاستفاده می شود . آدا نامی است که وزارت دفاع در سال ۱۹۸۰ آنرا به زبان کامپیوتر خود داده است .امروزه لاوولیس درمحافل زنانه هم به این روز شناخته شده است – تی شرت ای هم با این نام وجو دارد.

آقای استیو جابز در گذشت، شاید برای من تنها مرد دنیای IT بود که عاشقانه دوستش داشتم. نمی دانم چرا ولی هیچ یک از شخصیت های دنیای IT را حتی قابل قیاس با او نمی بینم. البته برای بیل گیتس احترام خاصی قائلم دلیلش هم کمک های انسان دوستانه ای است که جان بسیاری را نجات داده است.
این چند روز هر کاری کردم مطلبی در مورد استیو بنویسم نشد آنقدر ناراحت بودم که نمی توانستم تمرکز کنم، شاید چون نمی توانستم باور کنم دیگر مردی با پیراهن سیاه، شلوار آبی و کفش های اسپرت را نخواهم دید.
اما در روز های گذشته تقریبا هر چه در مورد این مرد افسانه ای می دانیم دوباره منتشر شده، اما واقعیت این است که ما از استیو هیچ چیز نمی دانیم. او هیچ گاه دوست نداشت مشهور باشد و همیشه به نوعی از حواشی شهرتش فرار می کرد. همین امر باعث شده بسیاری از جوانب زندگی او پنهان باشد و همین امر باعث خواهد شد کتاب زندگی نامه او که ماه دیگر منتشر می شود به رکورد فروش بسیار شگفت آوری دست پیدا کند.

الهام بخش ترن افراد در زندگی جابز

باب دیلن: استیو عاشق این خواننده بود.

انسل آدامز: عکاس معروف آمریکایی، کسی بود که استیو عکس هایش را می پرستید. عکس های این عکاس هنرمند در دفتر کار و منزل استیو همیشه در بهترین نقاط اتاق نسب می شدند.

Kobun Chino Otogowa: مشاور معنوی استیو و کسی که مراسم عروسی جابز را برگذار کرد و نگذاشت استیو به ژاپن برود تا یک راهب بودایی شود.

آکیو موریتا: موسس شرکت سونی یکی دیگر از استوره های استیو بود.

توماس ادیسون: در روز هایی که اپل تازه تاسیس شده بود امکان نداشت استیو سخنرانی داشته باشد و به ادیسون و کار هایش اشاره ای نکند.
در لیست افراد زیادی هستند که اگر خوانندگان سایت بخواهند همه را در پستی جداگانه منتشر می کنم.
خانواده

همسر: Laurene همسر جابز که در سال ۱۹۹۱ با هم ازدواج کردند. او هم مثل استیو یک گیاه خوار است.

فرزندان: ریید، ارین و حوا نام کودکان اوست.

خواهر: مونا سیمپسون خواهر تنی جابز است و یکی از نویسندگان خوب آمریکا

فرزند نامشرع: استیو برای اینکه در هیچ زمینه ای کم کاری نکرده باشد، یک دختر دیگر هم از دوست قدیمی اش دارد. استیو ابتدا از قبول او سر باز زد ولی همیشه او را دوست داشت و دورادور به او توجه می کرد. نام او لیزا ست و فارغ التحصیل روزنامه نگاری از دانشگاه هاروارد است.
اما برخی نکات پنهان و جالب زندگی استیو را با هم مرور می کنیم:
- استیو یک دانش آموز بسیار پر انرژی بود، او مجبور شد سه سال از عمرش را به صورت انفرادی درس بخواند چون از مدرسه اخراج شده بود. جرایم وی عبارت بودند از: رها کردن مار در کلاس، انفجار بمب در کلاس.
- استیو در هیچ یک از کنفرانس هایش از ضمیر “من” استفاده نکرد، او همیشه می گفت “ما”.
- او مرد مرتب و تمیزی نبود، زمانی که در آتاری مشغول بود به شیفت شب منتقل شد، زیرا از لحاظ نظافت و بهداشت مشکل داشت و بوی نامطبوعی می داد.

- استیو چند دهه با پروشه رانندگی کرد ولی آخرین ماشینش مرسدس بنز بود. او همیشه می گفت برای طراحی مک از پروشه الهام گرفته است.
- او یک کمد پر از شلوار جین دارد که همه یک رنگ یک شکل و یک سایز هستند.
- او یک گیاه خوار بود و بیشتر از میوه ها تغذیه می کرد البته بعضی اوقات ماهی و مرغ هم می خورد.
- او توانست رئیس شرکت پپسی را فقط با یک سوال به استخدام اپل در آورد: “آیا می خواهی تا آخر عمرت به دنیا آب و شکر بفروشی یا می خواهی دنیا را متحول کنی؟”

خانه استیو در پالو آلتو
- خانه استیو بسیار ساده بود. گران ترین لوازم در خانه او فقط سیستم پخش موزیک و موبلمانش بودند.
- در اتاق نشیمن خانه استیو یک متور BMW و یک پیانو بزرگ وجود دارد.
- استیو عاشق علم مهندسی آلمان ها بود مخصوصا در زمینه خودرو.
- استیو یکی از ملک هایش را به بیل کلینتون اجاره داد تا دختر رئیس جمهور آمریکا بتواند سال های دانشجویی اش را در آن بگذراند.
به یاد ماندنی ترین مدیران عصر دیجیتال
نقش یک مدیرعامل در موفقیت یا عدم موفقیت یک شرکت بر کسی پوشیده نیست. مدیرعامل ها نفوذ خاصی روی یک شرکت و کارمندانش دارند. آن ها هدف را مشخص می کنند و کمپانی را به سوی آن رهبری می کنند. آنها برای یک رهبری موفق به سوی یک هدف خوب، باید دائم آمار و ارقام را زیر نظر داشته باشند؛ منابع مالی و انسانی را کنترل کنند و مدیریت زمانی بی نقص داشته باشند. بعلاوه آنها باید مانند یک مورخ، وقایع و نتایج را ثبت کنند و به خاطر بسپارند.
ما هم در این مطلب می خواهیم به ده مدیرعاملی بپردازیم که تاریخ تکنولوژی آنها را به خاطر خواهد سپرد. پس در ادامه ایمیل با ما همراه باشید تا با به یاد ماندنی ترین مدیران آی.تی آشنا شوید.
جف بزوز : مدیر عامل آمازون از سال 1995
جف بزوز را به خاطر خواهیم سپرد چون توانست بزرگترین فروشگاه آنلاین جهان را بنا کند. با تأسیس وبسایت آمازون، او توانست به مفهوم خرده فروشی آنلاین، مشروعیت بخشد. در سال 2007، کمپانی او Kindle را معرفی کرد که توانست به طور گسترده ای در میان کتاب خوان های الکترونیکی محبوب شده و پرچمدار نسل جدیدی از کتاب خوان های الکترونیکی ارزان قیمت گردد.

نولان بوشنل: مدیر عامل آتاری 1971 تا 1978
اگر چه بوشنل بازی های ویدئویی را اختراع نکرد، اما توانست تقاضای عمومی را برای این بازی ها بوجود آورد. او در سال 1971 توانست کمپانی افسانه ای آتاری را پایه گذاری کند. این کمپانی در سال 1976 به شرکت ارتباطات وارنر فروخته شد. هرچند بوشنل، فقط 7 سال بر آتاری حکمرانی کرد، اما در همین مدت این شرکت توانست به شدت رشد کند و تبدیل به بزرگترین کمپانی بازی های ویدئویی در جهان گردد. قبل از اینکه آقای بوشنل آتاری را ترک کند، این شرکت فروشی برابر 800 میلیون دلار داشت.
تحت نظارت او، آتاری توانست بازار خوبی برای کنسول های بازی خانگی درست کند. این شرکت همچنین یک سری موفق، از کنسول های خانگی Pong را هم معرفی نمود. آتاری 2600 هم از سایر محصولات معروف، در دوران بوشنل بود. اولین کامپیوتر خانگی آتاری هم در این دوران توسعه داده شد. جالب است بدانید که بوشنل در سال 1974، استیو جابز را برای کار در آتاری استخدام کرد.

کِن اولسن: بنیانگذار شرکت تجهیزات دیجیتال (DEC)
او کسی بود که شرکت تجهیزات دیجیتال (DEC) را در 1957 بنیان گذارد و این شرکت را به سوی آینده ی روشنی رهبری نمود. این شرکت توانست سری کامپیوتر های PDP و VAX را ارائه کند. PDP-8 مدل شاخص این شرکت است که یک مینی کامپیوتر 12 بیتی بود. کامپیوتر های DEC توانستند صنعت میکرو کامپیوتر ها را هم تحت تاثیر قرار دهند.
البته اولسن، به خاطر جدال آمیز ترین صحبتش هم مشهور است. او در سال 1977 گفت هیچ دلیلی وجود ندارد که هر کس بخواهد یک کامپیوتر در خانه اش داشته باشد. البته او به خاطر همین سخنش، چند دهه ای تمسخر را تحمل کرد. البته او بعدا روشن کرد که او مفهوم کامپیوتر های دهه ی 50 را با آن شیوه ی کنترلی سخت در ذهن داشته است. به هر حال کِن اولسن، در یادهایمان می ماند. حال چه مثبت و چه منفی!

مایکل دل: مدیر عامل شرکت دل 1984-2004 و 2007 تاکنون
افراد کمی هستند که بتوانند مانند مایکل دل به یک هیولا در صنعت سخت افزار PC ها تبدیل شوند. او که بنیانگذار شرکت دل است، در سال 1992 و در 27 سالگی، به جوان ترین مدیر عاملی تبدیل شد که یکی از 500 کمپانی برتر آمریکا را اداره می کرد. در سال 2001، کمپانی دل توانست شرکت Compaq را هم سر نگون کرده و تبدیل به بزرگترین سازنده ی سخت افزار PC شود. پس از آن، دارایی خالص مایکل دل به 14 میلیارد دلار رسید و او تبدیل به یکی از ثروتمند ترین مردان آمریکا شد. ممکن است تصدی آقای دل به عنوان مدیر عامل، تا ابد ادامه نیابد اما نام او را هیچوقت فراموش نخواهیم کرد.

بیل گیتس: مدیر عامل مایکروسافت، 1975 تا 2000
بیل گیتس را همه ی ما می شناسیم. بنیان گذار کمپانی ای که در معرفی مفهوم نرم افزار های تجاری برای میکروکامپیوتر ها، پیشگام بود. در زمان گیتس، مایکروسافت توانست صنعت نرم افزار های PC را تحت سلطه ی خود بگیرد. مایکروسافت اولین قدم خود را با زبان برنامه نویسی بیسیک برداشت که در آن زمان تقریبا در هر جایی کاربرد داشت. سپس مایکروسافت MS-DOS را روی کامپیوتر های IBM پیاده کرد و در نهایت مایکروسافت با عرضه ویندوز موفقیت بسیار بزرگی به دست آورد. به طوری که هم اکنون هم ویندوز پرطرفدار ترین سیستم عامل جهان است.
موفقیت تجاری فوق العاده مایکروسافت در طی این دوران، باعث شد که بیل گیتس بین سال های 1995 تا 2009، لقب ثروتمند ترین مرد جهان را به خود اختصاص دهد.

اندی گراو: مدیر عامل اینتل، 1987 تا 1998
گراو در اواخر دهه ی شصت و در اولین روزهای شکل گیری اینتل، به این شرکت پیوست. سرانجام در سال 1979، او رئیس اینتل گردید و در سال 1987 فعالیت خود را به عنوان مدیر عامل آغاز کرد. در دوران او اینتل تبدیل به یکی از برجسته ترین کارخانه ها در تولید چیپ های حافظه و البته بزرگترین شرکت سازنده ی پردازنده، در جهان گردید. با این کارها اینتل به شکل گیری مفهوم کامپیوتر شخصی هم کمک زیادی نمود.

توماس واتسون: مدیر عامل IBM از 1924 تا 1956
واتسون IBM را به دنیای کامپیوتر های دیجیتال وارد کرد و موفق شد در دهه های 40 و 50، این شرکت را به معروف ترین سازنده ی کامپیوتر تبدیل کند. IBM در ابتدا با نام "شرکت محاسبات جدول بندی و ثبت" مشغول به کار شد. اما آقای واتسون بود که با تغییر نام این شرکت به International Business Machines، در سال 1924؛ نام IBM را بر آن نهاد.
واتسون به یک دلیل دیگر هم مشهور است. او در سال 1943 گفت: "فکر می کنم شاید بازار جهانی برای 5 کامپیوتر باشد" البته هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد او این سخن را گفته اما به هرحال این حرف، درست از آب درنیامد.

مارک زوکربرگ: مدیر عامل فیس بوک، 2004 تاکنون
زوکربرگ کسی بود که وبسایت شبکه اجتماعی را به راه انداخت. فیس بوک با 600 میلیون کاربر، تمام نسل ها را به خود جلب کرده و یک سبک زندگی اجتماعی جدید را بوجود آورده است. موضع گیری های بحث بر انگیز او در مورد حریم خصوصی دیجیتال افراد، سطح آگاهی از این موضوع را در میان مردم افزایش داد. او همچنین تبدیل به سوژه ای برای فیلم شبکه اجتماعی شد. ثروت زوکربرگ در 26 سالگی، برابر با 6.9 میلیارد دلار است.

گوردون مور: مدیر عامل اینتل، 1975 تا 1987
به عنوان مدیر عامل اینتل، مور توانست این شرکت را به سوی یکی از موفقیت آمیزترین و تاثیر گذارترین دوران هایش، هدایت کند. او کسی است که قانون مور را تنظیم کرد. قانونی که بیان می کند، تعداد ترانزیستور های روی یک چیپ با مساحت ثابت، هر دو سال، دوبرابر خواهد شد. برای بیش از 40 سال، نظریه او درست در آمده است. این قانونی است که تبدیل به مدل فعلی تجاری برای تولید کنندگان سخت افزار های کامپیوتر شده است. هم اکنون با اطمینان بالایی می توانیم بگوییم که این قانون در سال های آتی هم باقی خواهد ماند. اگر هم باقی نماند، می توانیم انتظار 3 برابر شدن تعداد ترانزیستورها را داشته باشیم!

استیو جابز: مدیر عامل اپل، 1997 تاکنون
مدیر عامل پیکسار: 1986 تا 2006
مدیر عامل نکست استپ: 1985 تا 1996
استیو جابز به خاطر نو آوری ها و محبوبیت محصولاتش در بین مصرف کنندگان، مشهور شده است. دستاورد های مهم جابز عبارتند از: اپل II، مکینتاش، سیستم عاملی که مبتنی بر رابط کاربری گرافیکی بود، اولین انیمیشن کامپیوتری – آی مک، آیتیونز، مک او.اس ایکس، آیپاد، فروشگاه موزیک آیتیونز، آیفون، اپ استور و آیپد.
البته پیداست که استیو جابز به تنهایی تمام این محصولات را خلق نکرده است. اما به ساخت آنها کمک شایانی کرده. استیو جابز به سبک مدیریتی غیر عادی و سخت گیرانه اش هم شهرت دارد. او برای مخفی ماندن محصولات اپل و فن بیان و پرزنت کردن محصولات، اهمیت بسیاری قائل است. او تا مدت های بسیار زیادی به یادمان خواهد ماند.
ثریا دارابی، یکی از مؤسسان سایت Foodspotting

دوستانی که مطالب من را دنبال میکنند، تا به حال نمونه های زیادی خواندهاند که در آنها ایرانیها یا ایرانیتبارهایی را که در زمینه راه انداختن استارتآپها در خارج از ایران موفق بودهاند، معرفی کردهام.
هدف من از این مطالب القای حس افتخار نژادی یا تأکید بر ایرانی بودن این افراد نیست، چرا که اصولا همه این افراد در اتمسفری به کلی متفاوت از حال و هوای ایران زندگی میکنند.
موفقیت این افراد حاصل زیرکی و تلاش خودشان بوده است، «ایران» واقعا در موفقیت آنها نقشی نداشته است، ایران برای برخی از آنها مهم است و برای برخی دیگر هم تنها جایی است که پدران و مادرانشان زمانی بودهاند.
دوستداران وب ۲٫۰ و کسانی که هر روز ساعتی را به مرور تازههای فناوری در اینترنت اختصاص میدهند، شاید مثل من بارها برایشان پیش آمده است که از خود پرسیده باشند که آرزو کرده باشند که ای کاش استارتآپهای موفق ایرانی در ابعاد بینالمللی هم میداشتیم. آنها ممکن است گاهی سرخورده شوند و گاه از فرط ناامیدی به این نتیجه برسند که نکند اصلا DNA ایرانی با ابتکار و خلاقیت مشکل داشته باشد.
این سری از مطالب، اگر هیچ چیزی بر دانش شما اضافه نمیکند، لااقل این حسن را دارد که امیدی هر چند اندک در دل برخی از شماها زنده کند.
اگر یادتان بیاید، چند وقت پیش سایت جالب Foodspotting را به شما معرفی کردم، در این سایت کاربران میتوانند، عکسها غذاهای جالب و خوشمزهای را که هر روز میخورند، به اشتراک بگذارند. برای بسیاری از ماها که به شکممان خیلی اهمیت میدهیم! Foodspotting در حکم یک بهشت آنلاین بود!

اما امروز، وقتی این پست techcrunch را دیدم، متوجه شدم که یکی از سه بنیانگذار این سایت شخصی به نام ثریا دارابی است. (اگر سرعت اینترنتتان خوب است مصاحبه ویدئویی را ببینید.) با جستجویی که انجام دادم متوجه شدم که ایشان ایرانیتبار است و دستکم پدری ایرانی دارند.
Foodspotting که برای ما حکم وقتگذرانی را دارد و شاید باعث شود که آنزیمهای دستگاه گوارشمان شروع به ترشح کنند، برای پایهگذار آن، سودی سه میلیون دلاری داشته است و تا به حال اپلیکیشن آیفون این سایت، حدود ۶۵۰ هزار بار دانلود شده است. این سایت البته اپ اندروید هم دارد.
ثریا دارابی که در حال حاضر ۲۷ ساله است، کارش را از نیویورک تایمز به عنوان مدیر امور مشارکت دیجیتال و رسانههای اجتماعی شروع کرد و این غول رسانهای پیر را با رسانههای جوان اجتماعی مثل توییت و فیس بوک آشتی داد.
مدرک دانشگاهی ثریا، البته هیچ ربطی به آیتی ندارد، او او تحصیلکرده ادبیات انگلیسی از دانشگاه جورج تاون است ولی خوب فرهنگ جوامع غربی با جامعه مدرکگرای ایران به کلی متفاوت است، طوری که او به درکها و بینشها و نگاههای متفاوت هم ارزش داده میشود، به همین خاطر بود که او توانست مدارج ترقی را طی کند.
ثریا، سپس به سرویس مبحوب drop.io رفت و با این سایت محبوب همکاری کرد و پس از آن Foodspotting را بنا نهاد.
او که دفعات متعددی در لیست افراد جوان خلاق معرفیشده از روی مجلات، قرا گرفته است، در سال ۲۰۱۰ از سوی نشریه «فست کمپانی» به عنوان یکی از افراد خلاق برتر معرفی شد و چهرهاش روجلد مجله شد:

ثریا، از تخصصاش در زمینه رسانههای اجتماعی برای امورات غیرانتفاعی مثل امور خیریه آب و تهیه آب و غذا برای گرسنگان دنیا هم استفاده میکند، تأسیس سایت غیرانتفاعی goods4good در همین راستا بود.
ثریا، در حال حاضر استراتژیست ABC NEWS هم هست. توییتر او بیشتر از ۴۴۰ هزار دنبالکننده دارد، بیشتر از هر کاربر اینترنت ایرانی!
افراد زیادی درک شهودی او را از رسانههای اجتماعی ستودهاند. او دوست دارد زنان بیشتری را در زمینه راه انداختن استارتآپها موفق ببیند. به باور او در دنیایی که پسر جوان بیست و چند سالهای با یک سایت بر پایه PHP قدرت بیشتری در زمینه تأثیرگذاری اجتماعی نسبت به رئیس جمهور امریکا داشته باشد، باید بهای زیادی به این رسانهها داد.
ثریا دوستان زیادی در میان کارکنان و پایهگذاران استارتآپهای موفق مثل فیسبوک و فور اسکویر دارد. گاهی از او سؤال میشود که مدیریت سایت خوشمزه Foodspotting اشتهایش را زیاد نمیکند و چاقش نمیکند، پاسخ او هم این است که میزان اشتغال او انقدر زیاد است که حتی گاهی نهار را فراموش میکند. البته ورزش تای بکس هم در این زمینه بیتأثیر نیست.
باقلوا، پسته، زعفران و برنج، سوقاتیهایی هستند که هر وقت پدر ثریا به دیدنش میآید، برایش از ایران به ارمغان میآورد!
داستان عکس مشهور مایکروسافت
این تصویر یکی از نمادهای مهم شرکت مایکروسافت و البته یکی از نمادهای بزرگ دنیای تجارت محسوب میشود. ۳۳ سال پیش و در سال ۱۹۷۸ این ۱۱ نفر نخستین کارمندان شرکت مایکروسافت بودند و بنیان یکی از بزرگترین شرکت های جهان را گذاشته اند. چه کسی آن زمان فکر می کرد بیل گیتس این عکس با آن ظاهر جوان تبدیل به ثروتمند ترین فرد جهان می شود؟
داستان خود این عکس هم جالب است. تیم اولیه مایکروسافت علاقه ای به گرفتن عکس دسته جمعی نداشت اما وقتی باب گرینبرگ در یک مسابقه رادیویی برنده شد و جایزه آن یک عکس پرتره مجانی بود؛ آنها تصمیم گرفتند با هم بروند و این عکس دسته جمعی را بگیرند. اما هر کدام از این ۱۱ نفر چه مسیری را طی کردند و هم اکنون چه می کنند؟ اگر علاقمند هستید از سرنوشت آنها مطلع شوید ادامه مطالب این ایمیل را از دست ندهید.


بیل گیتس: فکر می کنم داستان این فرد را تقریبا همه می دانند. او مایکروسافت را تبدیل به باارزش ترین شرکت فناوری جهان کرد و تبدیل به ثروتمند ترین فرد جهان شد. ثروت فعلی اش ۵3 میلیارد دلار است و حالا چند سالی است که مایکروسافت را ترک کرده. او در حال حاضر میلیون ها دلار از پولش را صرف کارهای خیریه و تحقیقات پزشکی می کند.


اندره لویس: او نویسنده اسناد فنی مایکروسافت بود. خانم لویس در سال ۱۹۸۳ مایکروسافت را ترک کرد و به دنبال نوشتن رمان های تخیلی و روزنامه نگاری رفت. البته همکاری اش با مایکروسافت سبب شده بود که ثروت اش در سال ۲۰۰۴ حدود ۲ میلیون دلار باشد.


ماریا وود: او کتابدار مایکروسافت بود و با یکی دیگر از کارمندان مایکروسافت در همین عکس ازدواج کرد. اما او تنها دو سال بعد مایکروسافت را ترک کرد و همزمان از این شرکت به خاطر تبعیض جنسیتی شکایت کرد. البته مایکروسافت شکایت را حل و فصل کرد و ماجرا بدون سر و صدا تمام شد. بعد از آن به نظر میرسد داستان فوق العاده ای نداشته است. او فرزندانش را بزرگ کرد و در امور خیریه کارهای داوطلبانه انجام می دهد.


پل آلن: این فرد بعد از بیل گیتس مشهور ترین فرد گروه محسوب میشود و در حال حاضر نفر ۳۷ در لیست ثروتمندترین افراد روی زمین است. او میلیاردها دلار از پولش را صرف تیم های ورزشی کرده و روی استارت آپ های مختلفی سرمایه گذاری می کند. در زندگی شخصی اش هم کم نگذاشته است. برای مثال یکی از بزرگترین کشتی های تفریحی جهان متعلق به آقای آلن است.


باب اوریر: او یکی از مسن ترین کارمندان مایکرسافت محسوب میشد. هنگام قدم گذاشتن انسان روی ماه او در ناسا و بخش کنترل ماموریت پرواز فضایی کار می کرد. در مایکروسافت او مدیر محاسباتی محسوب می شد. باب اوریر کسی بود که سیستم عامل DOS را برای کامپیوترهای IBM آماده کرد. در سال ۱۹۸۳ مایکروسافت را ترک کرد و به خانه اش در تگزاس رفت و به کار گله داری پرداخت! ثروت او از مایکروسافت حدود ۱۰۰ میلیون دلار تخمین زده میشود و هم اکنون مدیر چند تجارت محلی دیگر در تگزاس است.


باب گرین برگ: او کسی است که برنده جایزه رادیویی شد و تیم مایکروسافت آن عکس را گرفت. بعد از اینکه به مایکروسافت در توسعه نسخه جدید BASIC کمک کرد آنجا را در سال ۱۹۸۱ ترک کرد تا به شرکت خانوادگی شان کمک کند. خانواده گرینبرگ در کار تولید عروسک برای کودکان بودند. محصولات آنها شهرت زیادی پیدا کرد و به نظر می رسد آقای گرینبرگ و خانواده اش در کار خودشان به موفقیت های بزرگی رسیدند.


مارک مک دونالد: او اولین حقوق بگیر مایکروسافتی محسوب می شود. وقتی در سال ۱۹۸۴ مایکروسافت را ترک کرد معتقد بود این شرکت بیش از حد بزرگ شده و به همین خاطر دیگر علاقه ای به کار کردن در آنجا نداشت. بعد از ترک مایکروسافت او به یکی از شرکت های پل آلن رفت و چند وقت بعد به یک شرکت طراحی در سیاتل رفت. جالب است بدانید که مایکروسافت این شرکت طراحی را در سال ۲۰۰۰ خرید و بنابراین مارک مک دونالد دوباره کارمند مایکروسافت شد. او گفته است که ثروت اش کمتر از ۱ میلیون دلار است.


گوردون لتوین: او یک برنامه نویس بود و تا سال ۱۹۹۳ در مایکروسافت کار کرد. سپس آنجا را ترک کرد تا هوایی تازه کند. او یک مزرعه در آریزونا دارد و برای حفظ محیط زیست به بعضی مراکز کمک مالی می کند. ثروت تقریبی اش ۲۰ میلیون دلار است.


استیو وود: او همسر ماریا وود است که با عصبانیت مایکروسافت را ترک کرد. او هم مایکروسافت را در سال ۱۹۸۰ ترک کرد اما با پل آلن در چند شرکت به همکاری ادامه داد. او یک شرکت برای خدمات ارتباطات بی سیم تاسیس کرد که در سال ۱۹۹۶ به عنوان SinglePiont شناخته شد. او هم اکنون رییس هیات مدیره این شرکت است و ثروت اش حدود ۱۵ میلیون دلار است.


باب والاس: بعد از ترک مایکروسافت یک شرکت نرم افزاری به نام QuickSoft تاسیس کرد. اما در کنارش او عاشق تحقیق روی داروهای روانگردان بود. آقای والاس در سال ۲۰۰۲ به علت ابتلا به ذات الریه درگذشت.


جیم لین: او یکی از مدیران پروژه در مایکروسافت بود که در سال ۱۹۸۵ آنجا را ترک کرد. گفته می شود که هنگام ترک آنجا گفت مایکروسافت شور و اشتیاق را در من از بین برد. بنابراین رفت تا شرکت خودش را تاسیس کند. او در همکاری های مایکروسافت با اینتل نقش مهمی را بازی کرد.


حالا تصویر دیگری از همان گروه را در سال ۲۰۰۸ می بینید. هنگامی که بیل گیتس مایکروسافت را ترک می کرد آنها دور هم جمع شدند تا دوباره این تصویر را بازسازی کنند تا تمام خاطرات مایکروسافت طی ۳۰ سال گذشته را دوباره زنده کنند.


اینترنت این روزها نقش بسیار پر رنگ تری از آنچه که در چند سال پیش داشت پیدا کرده است. به نحوی که ما ایرانیان هم در کشور خود به خوبی می توانیم این تغییرات را لمس کنیم. این روزها به مدد دست آورد های بزرگان این حوزه در گذشته و حال شاهد شکوفایی هر چه بیشتر شبکه جهانی هستیم و بسیار به جا خواهد بود تا افرادی را که نقشی به سزا در شکل گیری این شبکه جهانی داشتند بشناسیم. در مقاله پیش رو که برگردانی است آزاد از یک مقاله که اخیرا منتشر شده، 41 تن از بزرگان تاریخ اینترنت که در رسیدن آن به جایگاه فعلی نقش تعیین کننده داشتند معرفی شده اند.
لازم به ذکر هست که من معمولا علاقه ای به برگرداندن مقالات دیگران ندارم، اما این مقاله برای من متفاوت بود و من تصمیم گرفتم تا به پاس قدردانی از این بزرگان و معرفی هر چه بهتر آنها اقدام به باز نشر و برگردان کنم. تنها کافیست تا دنیایی بدون اینترنت و سرویس های اون رو تجسم کنید تا به ارزش کار این بزرگان پی ببرید.
وینتون سرف به همراه باب کان کسانی بودند که پروتکل TCP/IP را پایه گذاری کردند. پروتکلی که به موجب آن بین کامپیوتر های یک شبکه امکان ارتباط و انتقال پیام برقرار شد و اینترنت بر پایه آن بنا شده است. وینتون سرف در یک اظهار نظر جالب توجه بیان کرده که اینترنت آینه ای تمام نما از اجتماع افراد است و ارسال هرزنامه نیز یکی از آثار جانبی رایگان بودن سرویس ایمیل است.

وینتون سرف در سمت راست و باب کان در سمت چپ
وی اولین کسی بود که آنچه ما تحت نام World Wide Web (وب جهان گستر) می شناسیم را با ارائه یک سرویس کلاینت/سرور پایه گذاری کرد و به دنبال آن مرورگری ساده را خلق کرد تا به وسیله آن بتوانیم مطالبی غنی تر از تنها یک متن خالی و دارای خصیصه ای به عنوان لینک (پیوند یا ابر متن) در بستر اینترنت مشاهده کنیم. او هم اکنون پرچم دار کمیته W3C است که وظیفه آن ها پیش برد و تدوین استاندارد هاست.

سر تیم برنرزلی
حضور ویژگی بی بدیل اینترنت یعنی ایمیل را مدیون برنامه نویسی کهنه کار یعنی ری تام لینسون که به پدر ایمیل شهره است هستیم. وی اولین نفری بود که در حین اختراع سرویس ایمیل علامت معروف @ را برای نشانه گذاری در این سرویس برگزید تا امروزه میلیاردها نفر در سراسر دنیا از آن بهره مند شوند.

پدر ایمیل
ظهور اولین کتاب الکترونیک جهان به دست مایکل هارت رغم خورد. کسی که بنیان گذار پروژه گوتنبرگ بوده است و خود او اولین کتابخانه دیجیتال دنیا را گردآوری کرد. بدون شک راهکارهای او امروزه زمینه ساز فرصت هایی ارزشمند همچون نشر الکترونیک و آموزش مجازی شده است.

تولد کتاب های الکترونیک به دست مایکل هارت
فرستنده اولین سری ایمیل های تبلیغاتی دنیا (به تعبیری هرزنامه ها یا اسپم) کسی نیست جز جناب گری تورک. کاری که سبب شد موجی عظیم از ارسال ایمیل های تبلیغاتی را در نت به پا کند که در ابتدا حتی فکرش را هم نمی کرد!
بهره گیری از شمایل هایی بر پایه کد های اسکی تحت نام خندانک ها یا شکلک ها ( Smiley ) را به اسکات فلمن نسبت می دهند. کسی که معتقد بود با این کار می توان به متون خشک روحی با طراوت و شاد بخشید. همین خلاقیت به ظاهر ساده وی، امروزه در صد ها برنامه پیام رسان اینترنتی و سایر جاها کاربرد دارد.
![]()
خلق اولین شکلک های اسکی به دست اسکات فلمن
مارک اندرسن کسی بود که وب وب گردی را متحول کرد. بدین صورت که با خلق مرورگری فراگیر تحت نام موزاییک که بعد تر ها تحت عنوان نت اسکیپ منتشر شد زمینه خلق مرورگرهای مدرن امروزی را فراهم ساخت. وی بعد ها و پس از جنگ اول مرورگرها و شکست نت اسکیپ متمایل به کسب و کار های دیگر شد و در پروژه هایی همچون Ning، دیگ و توییتر سرمایه گذاری کرد.

خالق مرورگر نت اسکیپ جد بزرگ فایرفاکس
یارکو با تلاش های مستمر خود توانست اولین برنامه پیام رسان جهت گپ و گفت اینترنتی ( Chat ) را خلق کند. این اختراع که به IRC موسوم شد به هنگام جنگ اول عراق وقطع شدن شبکه های رادیویی و تلویزیونی شهرتی دو چندان یافت.

خلق اولین سیستم بلادرنگ چت به دست یارکو اویکارینن
در روزهایی که عملیات های نفوذ به شبکه و به طور کل هک کردن در حال ظهور و رشد بود رابرت جوان به فکر افتاد تا به جای اینکه خودش به شبکه ها نفوذ کند برنامه هایی مخرب تحت نام کرم نوشته و آن ها را روانه شبکه های قربانیان کند. بدین ترتیب اولین کرم اینترنتی خلق شد و زمینه ساز خسارات مالی هنگفتی در حوزه اینترنت شد.

خالق اولین کرم اینترنتی در اواخر دهه هشتاد میلادی
دیوید بونت به همراه جان رزنر در سال 1994 شبکه اجتماعی GeoCities را خلق کردند. شبکه ای که افراد با عضویت در آن مشابه وبلاگ های امروزی می توانستند به رایگان برای خود صفحات اینترنتی بسازند. به زودی بدین ترتیب خیل عظیم از کاربران (حتی ایرانی ها و خود من) به سمت این سرویس روانه شدند و سایت های شخصی زیادی خلق شد. بعدها با ظهور شبکه های قوی تر و وب دو، این سرویس رو به افول گذاشت و در سال 2009 به استثنای بخش اختصاصی کشور ژاپن برای همیشه تعطیل شد.

دیوید بونت از بنیان گذاران ژئو سیتیز
این برنامه نویس آمریکایی اولین نفری بود که ویکی (wiki) را خلق کرد. محیطی تعاملی برای تعامل و مشارکت افراد برای تولید محتوا که نمونه بارز آن دایره المعارف رایگان ویکی پدیاست. نام ویکی یک کلمه مختص خطه هاوایی است که به معنای سریع می باشد.

خالق اولین ویکی در اینترنت
باشیا که اصلیت هندی دارد و ساکن آمریکاست موسس سرویس محبوب ایمیل Hotmail است که استفاده از زبان HTML را در ایمیل های ارسالی بیش از پیش مرسوم کرد و توانست با رشد سرویس ایمیل خود محبوبیتی جهانی کسب کند. تا جاییکه این سرویس در سال 98 میلادی توسط شرکت مایکروسافت به مبلغ 400 میلیون دلار خریداری شد. این سرویس در کشور ما ایران نیز طرفداران بسیاری دارد.

موسس سرویس ایمیل هات میل
مت دراج اولین کسی بود که خبرخوان یکپارچه اینترنتی (Drudge Report) را به شکل اولیه آن بنا کرد. وی به مدد این سرویس اقدام به ارائه یکپارچه و مجتمع خبرهای منتشره می کرد و همین امر موجب جلب نظر کاربران شد و این نو آوری وی تا بدان جا پیش رفت که به رسوایی مونیکا لاریسنکی در کاخ سفید و در زمان بیل کلینتون منجر شد و بدان بیشتر دامن زد.

خلق اولین خبرخوان اینترنتی
کمتر کسی است که نام این دو عجوبه وب یعنی لری پیج و سرگئی برین از موسسان شرکت معظم گوگل را نشنیده باشد. این دو با خلق موتور جستجوی گوگل مسیر وب را تغییر دادند و شاید به جرات بتوان گفت که تمامی کاربران اینترنت در دنیا از سرویس آن ها استفاده کرده یا می کنند. در ابتدا شرکت گوگل با ایده و سرمایه شخصی آنها تاسیس شد و دیری نپایید که با درخشش سریع خود توانست به غولی دست نیافتنی و محبوب تبدیل شود. این دو الگوی موفقیت بسیاری از جوانان هستند.

لری پیج در سمت چپ و سرگئی برین در سمت راست
جناب بیل گیتس معرف حضور همه اهالی وب هستند. وی با تاسیس شرکت مایکروسافت و خلق سیستم عامل ویندوز انقلابی در نحوه استفاده کاربران از کامپیوتر و اینترنت به راه انداخت و کامپیوتر رو میزی را در اقصی و نقاط دنیا به یک وسیله ضروری در زندگی روزمره تبدیل کرد.

بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت
خلق کامپیوتر های رومیزی منحصر به فرد و ارائه واسط های کاربری خلاقانه و بهینه در کنار ابداع دستگاه و سرویس های اینترنتی انقلابی چهره این نابغه دنیای فن آوری یعنی استیو جابز را در تاریخ جاودان کرده است. چهره ای که محبوب میلیون ها نفر از مردم دنیا و از جمله جوانان ایرانی است.

استیو جابز اسطوره ی دنیای فن آوری
حاصل خلاقیت دیوید فیلو و جری یانگ سایت یاهو شد. سایتی که با رشدی چشمگیر به سرعت به اولین پایگاه اینترنتی دنیا تبدیل شد و خدمات بسیاری از جمله سرویس ایمیل را به راه انداخت. در کشور ما ورود به سایت یاهو مصادف با اولین تجربه اینترنتی بسیاری بوده و هست و تا مدتی یاهو را معادل اینترنت می شناختند. هم اکنون نیز یاهو با رقابتی تنگانگ با گوگل و سایرین به بقای خود ادامه می دهد.

جری یانگ در سمت راست و دیوید فیلو در سمت چپ
برد از پایه گذاران اولیه بستر های وبلاگ نویسی بود. وی با خلق سرویس LiveJournal خروشی در دنیای وبلاگ نویسی به پا کرد و بعد ها با خلق برنامه های مشابه دیگر برای سرویس های فیس بوک و ... به شهرتی دو چندان دست یافت.

خالق سرویس Live Journal
شان با خلق سرویس Napster برای علاقه مندان به موسیقی جنجالی در دنیای موسیقی به پا کرد. او با ابداع سرویس Napster به کاربران امکان داد تا با به اشتراک گذاری فایل های موسیقی خود با دیگران تعاملی فزاینده در به اشتراک گذاری و بهره مندی افراد از موسیقی های پدید آورد. محبوبت خارق العاده این سرویس سبب خشم صاحبان کمپانی های موسیقی و اقامه دعوی و شکایت علیه این سرویس شد و آن را به ورطه نابودی کشاند. بعدها شرکت اپل موفقیت این شرکت را تکرار کرد و جای آن را گرفت.

خالق سرویس Napster
یکی از بسترهایی که به داد و ستد و خرید و فروش اینترنتی رونق بخشید و از طرفی باعث شد تا بنگاه های خرده پا و افراد بتوانند به تعاملات مالی بپردازند سرویس محبوب PayPal است که برای کاربران ایرانی به دلیل تحریم ها کمی نا شناخته تر مانده است. یکی از موسسین عمده این سرویس پیتر ثیل است که پس از شهرت این سرویس آن را با مبلغی برابر با 1.5 میلیارد دلار به شرکت eBay فروخت.

پیتر ثیل یکی از موسسین PayPal
پیر امیدیار که مایه مباهات بسیاری از ایرانی هاست یک کارآفرین دو رگه ایرانی آمریکایی متولد فرانسه است که به خوبی طبیعت انسان ها را شناخت و بر همین اساس سرویس خرید و فروش eBay را خلق کرد. وی عقیده دارد که چیزی که برای یک نفر بی ارزش است ممکن است برای دیگری با ارزش باشد و همین منطق سبب شد تا سایت عظیم eBay برای داد و ستد و مزایده کالا ها و خدمات پا به عرصه اینترنت گذارد.

موسس ایرانی - آمریکایی eBay
جیمی ویلز پایه گذار بزرگترین دایره المعارف جهان موسوم به ویکی پدیاست که امروز به عنوان یک منبع کلی مورد استفاده میلیون ها کاربر اینترنت است و توسط همین کاربران نگهداری، پالایش و به روز می شود. حاصل تلاش ویلز امروزه به منبعی ارزشمند در وب بدل گشته که زبان فارسی نیز درصدی از حجم مطالب را به خودش اختصاص داده است.

جیمی ویلز موسس ویکی پدیا
با رشد اینترنت به اشتراک گذاری عکس ها و تصاویر به یکی از فعالیت های نا گسستنی افراد بدل گشته است. استیوارت باترفیلد به همراه همسرش کاترینا فیک سرویس به اشتراک گذاری عکس flickr را پایه گذاری کردند. این سرویس در ابتدا به صورت یک بازی آنلاین خلق شد و بعد ها ایده آن رشد پیدا کرد و با مشهور شدنش، توسط یاهو خریداری شد.

استیوارت باتر فیلد به همراه همسرش کاترینا فیک
جاناتان به همراه دوستش با تاثیر پذیری از سایت Match.com سایت دوستیابی Freindster را پایه گذاری نمود. او توانست با خلق ویژگی های جدید و بهره گیری از پتانسیل های نو ظهور وب این سرویس نو ظهور را به شهرت جهانی برساند.

موسس سایت Friendster
نیکلاس زنستروم باخلق سرویس Skype تجربه جدیدی از تماس های مبتنی بر اینترنت را برای کاربران به ارمغان آورد. او با ارائه سرویس هایی با کیفیت عالی و به صورت رایگان برای برقراری تماس صوتی ما بین دو کامپیوتر متصل به اینترنت به شهرت و محبوبیتی جهانی رسید. بلافاصله پس از این کامیابی شرکت او اقدام به گسترش تماس ها به سایر دستگاه ها و از جمله خطوط زمینی کردند و تجربه تماس اینترنتی ارزان قیمت و با کیفیت به زندگی شهروندان آنلاین پا نهاد.

خالق سرویس تلفن اینترنتی Skype
پس از شهرت سرویس نپستر برم کوهن تصمیم گرفت تا ایده به اشتراک گذاری فایل ها را توسعه و گسترش دهد. او بدین منظور سرویسی با اسم BitTorrent خلق کرد که بر اساس قانون "هر چقدر سریع تر فایل به اشتراک گذاری به همان نسبت می توانی دانلود کنی" پایه گذاری شده است. در این سرویس نظیر به نظیر، فایل های موجود بر روی کامپیوتر های کاربران ما بین سایرین به اشتراک گذاشته می شود و برنامه های دانلود سازگار با سرویس BitTorrent قادر خواهند بود با رهگیری فایل های موجود بر روی سیستم سایرین و اشتراک گذاشتن قدرت پردازش سیستم خود شبکه ای عظیم از تبادل فایل ها ایجاد کنند. این سرویس به دلیل خصیصه های حاکم بر دنیای کامپیوتر ایرانی در بین ایرانیان بسیار محبوب است.

برد کوهن خالق سرویس محبوب BitTorrent
او که یکی از کارمندان اسبق شرکت PayPal است با خلق سرویس شبکه اجتماعی LinkedIn که به واسطه آن کاربران می توانند با درج رزومه کاری خود به صورت حرفه ای به استخدام دیگران در آیند و یا دیگری را استخدام کنند. این سایت کاریابی با بهره گیری از ویژگی هایی که در شبکه های اجتماعی یافت می شود در بین کارجویان دنیا به جایگاهی بی بدیل رسیده است.

رید هافمن
مت مولنوگ خالق بهترین ابزار وبلاگ نویسی رایگان دنیا یعنی وردپرس است. وی با خلق این ابزار و نشر آن به صورت رایگان و متن باز انقلابی در این حوزه به پا کرد. همانند سایر نقاط دنیا سرویس وردپرس و ابزار وبلاگ نویسی وردپرس در بین کاربران ایرانی بسیار محبوب است. از وبلاگ های معروف دنیا که بر پایه این ابزار بنا شده اند می توان به TechCruch و نمونه ایرانی آن وبلاگ یک پزشک اشاره داشت.

مت مولونوگ خالق سرویس وبلاگ نویسی و ابزار وبلاگ نویسی محبوب وردپرس
چاد هرلی به همراه استیو چن و جواد کریم از بنیان گذاران سرویس به اشتراک گذاری محبوب YouTube هستند که در حال حاضر این سرویس با نمایش روزانه بیش از 100 میلیون ویدئو در موضوعات مختلف پیشتاز حوزه پخش اینترنتی است. در ادامه کامیابی این سه دوست و همکار شرکت گوگل YouTube را با مبلغ گزافی خریداری کرد. این سرویس الهام بخش ده ها سایت مشابه حتی در داخل ایران شده و می شود.

جواد کریم در راست به همراه استیو چن در وسط و چاد هرلی در سمت چپ تصویر
کریگ نیومارک با خلق سرویس Craiglist که یک سایت درج آگهی اینترنتی رایگان است به حکومت رسانه های سنتی بر بخش آگهی ها پایان داد. این سایت که الهام بخش بسیاری از سایت های درج آگهی ایرانی و خارجی دنیا بوده با داشتن شاخه هایی متعدد به افراد در یافتن نیازشان کمک می کند.

موسس سایت Craiglist
خالق سایت جنجالی ویکی لیکس کسی نیست جز آقای جولیان آسانه. وی با ساختن یک ویکی امن به افراد سراسر دنیا امکان داده تا اسناد طبقه بندی شده محرمانه و سری را که از گوشه و کنار به دست می آورند و یا می ربایند در این پایگاه برای جهانیان با حفظ امنیت و مخفی نگه داشتن هویت شخصی منتشر سازند.این سایت اخیرا با انتشار اسنادی در مورد جنگ عراق و افغانستان جنجالی جهانی به پا کرده است.

موسس سایت جنجالی ویکی لیکس
دیک کاستولو موسس سرویس FeedBurner است. سرویسی که پس از ظهور خوراک ( RSS) توانست کاربران را در دنبال کردن سایت ها و وبلاگ های محبوب خود بیش از پیش همراهی کند و با ابزارهایی که در دل خود خلق کرد روند پیگیری خبرها و به روز رسانی ها را یک پله ارتقا داد. این سرویس در سال 2007 توسط گوگل خریداری شد و پس از آن دیک به توییتر رفت.

موسس FeedBurner
مارک زوکربرگ خالق معروف ترین شبکه اجتماعی دنیا یعنی فیس بوک با بیش از 500 میلیون کاربران عضو است. ایده ابتدایی این سایت از خلق یک وب سایت محلی برای دانشجویان دانشکده ای که زوکر برگ در آن تحصیل می کرد نشئت گرفت و کار به جایی رسید که در حال حاضر به قله سایت های اینترنتی از نظر ترافیک راه یافته است.

خالق فیس بوک
چه کسی است که در مورد سرویس پیان نگاری توییتر چیزی نشنیده باشد؟ سرویسی که توسط جک دورسی برای اینکه آشنایان از حال یکدیگر با خبر شوند خلق شد و رشد کرد. این سرویس در حال حاضر به کاربرانش امکان می دهد تا با به کارگیری حداکثر 140 حرف به بیان حرف های دلخواه خود بپردازند. بسیاری از افراد از این سرویس برای درج نظرات و عقاید و حرف های روزمره خود در تمامی شاخه ها بهره می گیرند و یا حرف های دیگران را مکررا دنبال می کنند. از این میان نیز شرکت ها و بنگاه های تجاری بیکار ننشسته اند و با بهره گیری از این سرویس کسب و کار خود را رونق داده اند.

خالق سرویس توییتر
جف بزوس کسی است که بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان یعنی آمازون را خلق کرد و پس از آن کتاب خوان کیندل را ابداع کرد تا پس از قرن ها به ماندگارترین رسانه تاریخ بشر رنگی دوباره بخشد. آمازون در حال حاضر الهام بخش بسیاری از فروشگاه های اینترنتی است و تا کنون پایه گذار بسیاری از سرویس های خرید نوین شده است.

جف بزوس موسس سایت آمازون

عکس از بیژن روحانی و مهر آذر سهیل برگرفته از سایت ایکروم
اوجنیو گالدیری، معمار و مرمتگر ایتالیایی که در سالهای ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ در مرمت تعدادی از بناهای تاریخی ایران و خصوصا اصفهان از جمله کاخ عالی قاپو، چهل ستون و هشت بهشت و مسجد جامع اصفهان مشارکت فعال داشت در روز دوازدهم آبان، در دفتر کار خود در شهر رم درگذشت.
آقای دکتر گالدیری در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ میلادی) در شهر ناپل به دنیا آمد و بعد ها به رم مهاجرت کرد و در این شهر ادامه تحصیل داد.
گالدیری از سالهای ۱۳۴۳ به ایران آمد و سرپرست پروژه های مرمتی موسسه شرق شناسی ایتالیا، ایزمئو (IsMEO)، در ایران شد.
وی با انجام مطالعات سیستماتیک بناهای فوق الذکر توانست پاسخ بسیاری از پرسشها در خصوص نحوه به وجود آمدن و سیر تحول آنها را روشن نماید. کتاب مسجد جامع اصفهان ایشان نشانگر نمونه ای از این مطالعات و مستند سازی ها است.
برنامه ده ساله حفاظت و مرمت از عالی قاپو نیز تحت نظارت دکتر گالدیری موجب نجات این بنای صفوی گردید.
در سالهای آخر حضورش در ایران چندین بار به سفارش ایزمئو برای بررسی وضعیت آثار و انجام کارهای حفاظتی به افغانستان و خصوصا به غزنی سفر کرد که حاصل آن بصورت گزارش هایی مستند از وضعیت آثار تاریخی این منطقه در سال ۱۳۵۷ و پس از آن منتشر شده است.
به جز ایران و افغانستان، گالدیری از طرف موسسه ایزمئو سرپرستی عملیات مرمت در کشور عمان را نیز برعهده داشت و در دهه نود میلادی از طرف وزارت امورخارجه ایتالیا که امور مرمتی خارج از کشور را عهده دار می باشد، پروژه مرمت شهر تاریخی صنعا در یمن را نیز هدایت کرد.
در سال ۱۳۵۹ گالدیری و شادروان دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی بطور مشترک جایزه معماری آقاخان برای مرمت بناهای تاریخی در شهر اصفهان را بدست آوردند.
موسسه فرهنگی ایکوموس ایران فقدان این دانشمند گرانقدر را به جامعه معماری و مرمت ایران و جهان تسلیت گفته و ادامه این گونه فعالیت های علمی را در آینده کشور آرزو مندیم.
.
از "استیو جابز" ؛ كارآفرین بزرگ صنعت كامپیوتر
و رئیس کمپانی Apple بیشتر بدانیم

:: زندگی پر فراز و نشیب استیو جابز
جابز را همه با آن شوهای تجاری خارقالعادهاش در مکورلد میشناسیم و به یاد میآوریم، در حالی که با انرژی زیاد و مشتاقانه خصوصیات محصولات جدیدش را تبلیغ میکند و به رخ میکشد، محصولاتی که حتی اگر از دید خبرگان، بهترین کالا در رده خود نیستند، از نظر زیباییشناسی، بهترین هستند.

اما در مورد بیوگرافی و داستان زندگی استیو جابز چه میدانید؟ آنوقت که روسها اسپوتنیک یک را راهی مدار کردند و ترانزیستور اختراع شد و به صورت دقیقتر 24 فوریه سال ۱۹۵۵، استیو جابز به دنیا آمد. پدر او یک مهاجر اهل سوریه به نام "ابوالفتاح جان جندلی" بود که بعدها استاد علوم سیاسی شد. ابوالفتاح در سال ۱۹۵۵ به سان فرانسیسکو رفت و رابطهاش با یک دانشجو به نام "جوآن کارول شیبل"، منجر به تولد استیو شد. در آن برهه زمانی بزرگ کردن یک فرزند نامشروع توسط مادرش، چیز معمولی نبود، پس مادرش تصمیم گرفت زوجی پیدا کند تا استیو را به عنوان فرزندخوانده قبول کنند.
ابتدا یک وکیل و همسرش خواستند او را به فرزندی بپذیرند، ولی این زوج منصرف شدند و تصمیم گرفتند یک نوزاد دختر را فرزندخوانده خود کنند. نیمههای شب، مادر استیو تماسی با "پل و کلارا جابز" گرفت و به آنها گفت: "ما یک فرزند ناخواسته داریم، آیا او را می خواهید؟" این زوج بیدرنگ قبول کردند. در حالی که مادر استیو تصور میکرد، زوج پذیرنده نوزاد از دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند، بعدها دریافت که کلارا از کالج فارغالتحصیل نشده و پل (فرزند یک کشاورز) دبیرستان را تمام نکرده است. پل جابز مکانیک یک شرکت تولید لیزر بود و کلارا جابز یک حسابدار بود!

مادر استیو بعد از فهمیدن این مطلب، تا چند ماه حاضر نشد اوراق قانونی فرزندخواندگی را امضا کند، ولی با این تعهد که خانواده جابز او را به کالج خواهند فرستاد، سرانجام قبول کرد که فرزندخواندگی را به آنها بسپارد. نام "استیو پل" را در واقع نامادری و ناپدری برای این نوزاد آن هنگام نگونبخت انتخاب کردند. تا به امروز هر وقت صحبتی از پدر و مادر استیو به میان میآید، او سخنی از پدر و مادری واقعی خود نمیکند. جابزها هر دو مدتها است فوت شدهاند. استیو، یک خواهر از پدر و مادر واقعیاش دارد به نام "مونا سیمسپون" او یک نویسنده است و با ریچارد اپل Richard James Appel که یکی از نویسندگان سریال محبوب سیمپسونها است، ازدواج کرده است و دو فرزند دارد. استیو و مونا در کودکی با هم ملاقات نکرده بودند، اما حالا رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند.
دوران ابتدایی برای استیو خستهکننده بود. معلم کلاس چهارم در موفقیتهای بعدی او نقش زیادی داشت، وی بود که او را با تواناییهایش آشنا کرد، جابز از او هنوز به عنوان یک قدیس یاد میکند. استعداد جابز باعث شد که کلاس پنجم را به صورت جهشی طی کند و دوره ابتدایی را یک سال زودتر به اتمام برساند. یکی از علایق جابز در دوره نوجوانی شرکت در سخنرانیهای شرکت Hp بود، در همین جلسات بود که با جوان ۱۸ سالهای آشنا شد، این شخص کسی نبود جز "استیو وزنیاک"، کسی که بعدها بهترین دوست و شریک و همکارش شد. استیو، دوره دبیرستان در "کوپرتینو"ی کالیفرنیا به اتمام رساند و سپس همراه دوستش "استیو وزنیاک"، به عنوان کارمندان تابستانی، در شرکت Hewlett-Packard استخدام شد.

:: دوران کالج و سرگشتگی
در سال ۱۹۷۲، استیو در کالج رید Reed در پورتلند ارگان مشغول به تحصیل شد، کالج رید یکی از بهترین کالجهای آن زمان و در عین حال کالج گرانی بود، طوری که نامادری و ناپدری استیو برای انجام تعهدشان مجبور شدند، همه پساندازشان را خرج کنند. اما بعد از فقط یک نیم سال، استیو ترک تحصیل کرد، چرا که به عرفان و تصوف شرقی علاقمند شده بود و نمرههایش چنگی به دل نمیزد. با این همه، او در بعضی از کلاسهای این کالج مثل کلاس خوشنویسی شرکت میکرد، اتفاقا او ابراز نظر کرده است که اگر در همین کلاسهای خوشنویسی شرکت نمیکرد، سیستم عامل مکینتاش فونتهای متناسب و زیبای کنونی را نمیداشت.
در همین زمان بود که استیو جابز برای گذران زندگی و برای خرید غذا مجبور شد کارهای بدنی بکند، کارهایی مثل برگرداندن شیشههای نوشابه تا از این طریق ۵ سنت به دست آورد. تنها دلخوشی جابز در آن زمان این بود که هر یکشنبه ۷ کیلومتر پیاده طی کند تا یک وعده غذای خوب در یک محل مناسب بخورد. استیو در سال ۱۹۷۴ به کالیفرنیا برگشت و در شرکت آتاری، سازنده ویدئو گیمهای محبوب آن زمان مشغول به کار شد، هدف او پسانداز پول برای تأمین مخارج یک سفری روحانی به هند بود!
در همان زمان با شخصی به نام "جان دراپر" آشنا شد، دراپر راهی برای هک کردن خطوط مخابراتی شرکت مخابراتی AT&T با تولید اصواتی با فرکانس خاص پیدا کرده بود. استیو و دراپر تصمیم گرفتند که وسیلهای به نام جعبه آبی blue boxes بسازند که خریدارانش میتوانستند با استفاده از آن تماسهای قاچاقی رایگان از راه دور برقرار کنند. آنها چندین ماه قبل از اینکه این وسیله غیرقانونی شود، آن را با قیمتی بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ دلار میفروختند.

پس از آن، استیو و دوستش "دانیل کوتل" که بعدها نخستین کارمند شرکت اپل شد به هند مسافرت کردند تا در سفری به هند به دنبال فلسفه زندگی بگردند. استیو بعد از این سفر در شرایطی به آمریکا برگشت که سرش را تراشیده بود و لباس سنتی هندیها را به تن کرده بود. در همین زمان بود که استیو جابز تجربه استفاده از LSD را پیدا کرد. به گفته خودش یکی از دو یا سه چیز مهمی که در طول عمر تجربه کرده بود! این همان زمانی بود که به گفته استیو مردم دور و برش متوجه حرفها و جنبههای معینی از افکارش نمیشدند!
بعد از همه این حوادث او کار سابقش را در آتاری از سر گرفت و مسئول ساختن یک مدار الکترونیکی برای بازی Breakout شد. "نولان بوشنل" مؤسس آتاری میگوید که در آن زمان آتاری برای صرفهجویی، به ازای هر چیپ کمتر به کار رفته در مدارهای الکترونیکی، ۱۰۰ دلار پرداخت میکرد. استیو در آن زمان دانش کمی در مورد مدارهای الکترونیکی داشت، پس با وزنیاک شریک شد و این دو با هم قرار گذاشتند که در صورتی که وزنیاک موفق شود تعداد چیپها را کم کند، دستمزدشان را با هم نصف کنند.

در کمال تعجب وزنیاک موفق شد، چیپها را به تعداد ۵۰ عدد کم کند، آن زمان استیو به وزنیاک گفت که آتاری به جای ۵ هزار دلار به او ۷۰۰ دلار داده است و سهم وزنیاک ۳۵۰ دلار میشود! شروع ساخت کامپیوترهای اپل استیو وقتی ۲۱ ساله بود، کامپیوتری که وزنیاک برای استفاده شخصی خودش ساخته بود، دید و توانست او را متقاعد کند که شرکتی برای ساخت و بازاریابی کامپیوتر تأسیس کنند.
لوگوی اولیه اپل

در اول آوریل سال ۱۹۷۶ شرکت اپل آغاز به کار کرد، نام "اپل" یا سیب خیلی ساده انتخاب شد. آنها نام مناسب دیگری پیدا نکردند و از آنجا که جابز بیشتر گیاهخوار است و به میوه سیب علاقه زیادی دارد و آن را میوه کاملی میداند، این نام برای شرکت انتخاب شد. استیو جابز با فروش ون فولکس واگن و وزنیاک با فروختن ماشین حساب Hp، هر کدام مبلغ ۵۰۰ دلار برای سرمایه اولیه شرکت جور کردند. هدف اولیه آنها در این شرکت این بود که فروش مدارهای الکترونیک بود، اما بعدا استیو و وزنیاک شروع به سر هم کردن کامپیوترهای شخصی و فروش آنها شدند.

اپل I نخسین کامپیوتر شخصی بود که این دو ساختند، وزنیاک قیمت این کامپیوتر را ۶۶۶٫۶۶ دلار تعیین کرد، چون علاقه زیادی به عددهای با ارقام تکراری داشت.

اما اپل II را که دو سال بعد ساختند موفقیت بسیار و بیشتری برای آنها به ارمغان آورد و اپل را به یکباره مبدل به شرکت شاخص در بازار رایانههای شخصی کرد.

در دسامبر ۱۹۸۰، اپل سهامش را به صورت عام عرضه کرد و این شرکت سهامی عمومی شد، چیزی که استیو جابز را میلیونر کرد.

با توسعه تدریجی شرکت اپل، این شرکت احتیاج به یک مدیر کارا داشت به همین خاطر جابز John Sculley را از پپسی کولا به طمع انداخت به اپل بیاید و به عنوان مدیر اجرایی مشغول به کار شود. او به جان شولی گفت که دوست دارد در باقی عمرش آب شکر بفروشد یا دوست دارد در تحولات آتی دنیا مؤثر باشد؟!
تبلیغ تلویزیونی ۱۹۸۴ و معرفی مکینتاش در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۸۴، در زمان مسابقه سوپر باول Super Bowl (مسابقهای که هر سال بین قهرمان کنفرانس آمریکایی و ملی فوتبال آمریکایی برگزار میشود)، در زمان استراحت کوارتر سوم، یک تبلیغ تلویزیونی جالب برای تبلیغ کامپیوترهای اپل پخش شد که شاید بتوان آن را یکی از جالبترین تبلیغهای تلویزیونی تاریخ دانست.

در ۲۲ ژانویه، در نشست سالانه سهامداران، جابز سیستم عامل مکینتاش را به حضار هیجانزده معرفی کرد، این سرآغاز شوهای معروف جابز بود! چنان غوغایی در نشست بلند شد که صحنه را حاضران در آن جلسه، به بودن در مرکز جهنم تشبیه میکنند. مکینتاش به نخستین کامپیوتر موفق از لحاظ تجاری مبدل شد، کامپیوتری که رابط کاربری گرافیکی داشت و البته از Xerox PARC به مقدار زیادی الهام گرفته بود.

:: اخراج جابز از اپل!
جابز با اینکه رهبر کاریزماتیک و موفقی برای اپل بود، ولی کارکنان اپل در آن زمان او را یک مدیر نامنظم و مستبد میدانستند. این موضع در کنار کسادی بازار در اواخر سال ۱۹۸۴ باعث شد که رابطه جابز با "شولی" به هم بخورد و سرانجام در پی یک کشمکش قدرت، شولی، جابز را از شغلش در اپل به عنوان رئیس قسمت مکینتاش برکنار کرد. خود جابز در مورد اخراجش گفت: "چرا غمگین باشم، من آدم نادرستی را استخدام کردم، او هر چیزی را که من ظرف ۱۰ سال درست کردم و به وسیله من شروع شده، از بین برد. این غمانگیزترین قسمت ماجرا نیست. اگر اپل سمت و سویی بر خلاف آن چیزی که من میخواستم به خود گرفته، من آن را با مسرت ترک میکنم."

:: جابز بعد از اخراج
سال ۱۹۸۶، جابز که خود را برکنارشده از شرکتی میدید که خود تأسیسش کرده بود، همه سهامهایش را در اپل به جز یکی فروخت. او این تک سهام را به صورت نمادین و شاید به خاطر اینکه به عنوان یک سهامدار، اخبار مربوط به سهام شرکت را دریافت کند و حق شرکت در جلسه سهامداران را داشته باشد، نزد خود نگه داشت. جابز سپس شرکت کامپیوتری NeXT را بنا کرد، شرکتی که گرچه هرگز نتوانست به عنوان یک شرکت مطرح، نام خود را بر سر زبانها بیندازد ولی به سبب قدرت تکنیکیاش و به خصوص نرمافزارهای شیءگرایش معروف شد.
جابز محصولات ابتکاری و نوی این شرکت را در کنفرانسهای علمی و آکادمیک معرفی میکرد، محصولاتی مثل Mach kernel یا پردازندههای دیجیتال سیگنالها یا پورتها اترنت توکار. در همین شرکت و در همین بازه زمانی بود که او ایده "کامپیوترهای بین شخصی" را در مقابل کامپیوترهای شخصی مطرح کرد، کامپیوترهایی که به کاربرانش امکان ارتباط با هم را می دادند. در سال ۱۹۸۸، شرکت نکست کامپیوتر NeXTcube را به بازار فرستاد، یک کامپیوتر مکعبی شکل که هر ضلعش ۳۰ سانتیمتر اندازه داشت و ۶۵۰۰ دلار قیمت داشت.

کامپیوتر NeXTcube از آن جهت مشهور شد و نامش در تاریخ کامپیوتر ماندگار شد که "تیم برنرز لی"، نخستین سرور کامپیوتری جهان را با استفاده از همین کامپیوتر برپا کرد و با همین کامپیوتر بود که برنرز لی نخستین مرورگر جهان را نوشت، شهرت دیگر این کامپیوترها این سایت که از آنها برای نوشتن بازی Doom استفاده شده است! جابز توانست تا سال ۱۹۹۳، ۵۰ هزار عدد از این کامپیوترها را به فروش برساند، کامپیوترهایی که نمای منیزیمی و ظاهر آنها نشاندهنده علایق زیباییشناسانه جابز بودند. در زمانی که ایمیل فقط به معنی ارسال متنهای ساده نوشتاری بود، جابز در شرکت نکست، سیستم ایمیل NeXTMail را معرفی کرد، تنها سیستم ایمیلی که در آن زمان امکان ارسال گرافیک و صوت را به همراه ایمیل میداد.

:: بازگشت جابز به اپل
در سالهای اولیه و در میانه دهه ۹۰، اپل به خاطر سوء مدیریت و ناتوانیاش در ارتقای سیستم عامل، دچار بحران شد و تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. در سال ۱۹۹۶، اپل شرکت نکست را به مبلغ ۴۲۹ میلیون دلار خرید. این موضع سبب شد که جابز به اپل برگردد. به زودی جابز رئیس موقتی اپل شد. او در سال ۱۹۹۸ برای بازگشت شرکت به سوددهی تعدادی از پروژهها را متوقف کرد.
در این زمان کارکنان قدیمی اپل از جابز زخمخورده واهمه زیادی داشتند، آنها میترسیدند که بعد از سوار آسانسور شدن و باز کردن در آن، حکم اخراج را روبروی خود ببینند. اقدامات انضباطی جابز گرچه نادر بود، ولی جو ارعابی در شرکت ایجاد کرده بود.
با خرید نکست به وسیله اپل، سیستم عامل NeXTSTEP این شرکت تکامل پیدا کرد و به سیستم عامل مکینتاش تبدیل شد. تحت راهنمایی جابز و با معرفی محصولات تازهای همچون iMac فروش شرکت به میزان زیادی افزایش یافت. سرانجام در مک ورلد سال ۲۰۰۰، ریاست موقت جابز بر اپل، تبدیل به ریاست دائمی شد، عنوان و مسئولیتی که جابز تا به حال دارد.
نخستین مدل iMac به نام iMac G3 که در سال ۱۹۹۸ عرضه شد در سالهای اخیر با ساخت پخشکننده موسیقی آیپاد، نرمافزار آیتونز و فروشگاههای آی تونز، اپل کار خود را گسترش داده و به دنیای سرگرمی و فروش محصولات سرگرمکننده دیجیتالی وارد شده است. سال قبل اپل با گوشی موبایل آیفون، وارد دنیای پرسود گوشیهای موبایل شد.

:: حقوق و مزایای استیو جابز!
جالب است بدانید که حقوق سالانه جابز به صورت نمادین در اپل تنها و تنها یک دلار در سال است. نام جابز در کتاب رکوردهای گینس به عنوان مدیری که کمترین عایدی سالانه را دارد ثبت شده است. البته در نظر داشته باشید که جابز هدایای ویژهای از هیئت مدیره میگیرد که جبران حقوق نمادین ناچیزش را میکند، مثلا او در سال ۱۹۹ یک جت ۴۶ میلیون دلاری هدیه گرفت و بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲، ۳۰ میلیون سهم با کارکرد محدود دریافت کرد.

این موضع حقوق نمادین شاید در نگاه اول چیز ببهودهای به نظر بیاید، اما شاید دلیل اصلی این حقوق نمادین یک فرار مالیاتی زیرکانه باشد. طبق قوانین مالیاتی آمریکا، حقوق سالانه مشمول ۳۵ درصد مالیات است، در صورتی که به "سود سرمایهای" که جابز آن را از طریق افزایش بهای سهامهایش به دست میآورد تنها ۱۵ درصد مالیات تعلق میگیرد.

جابز در ۱۸ مارس سال ۱۹۹۱ با "لورن پاول" که ۹ سال از او جوانتر است، ازدواج کرد. جابز سه فرزند از او دارد. جابز همچنین یک دختر ۳۰ ساله از "کریس ان برنان" دارد، زنی که جابز با او ازدواج نکرده بود. این دختر یک روزنامهنگار است.
در خاتمه تنها برای بیان اندكی از تواناییهای این مبتكر خلاق فاقد تحصیلات دانشگاهی باید گفت كه در لیست مشهورترین و ثروتمندترین افراد جهان نام "استیوجابز" به عنوان فردی ثبت شده است كه پیش از سن 30 سالگی توانست شهرت و ثروت عظیمی را از طریق پایهگذاری كمپانی "Apple" از آن خود نماید و همچنان تا به امروز به فعالیت بیوقفه خود ادامه دهد.
:: ترک اپل توسط استیو جابز، اینبار برای معالجه !
پس از تحولاتی که استیو جابز در اپل ایجاد کرد علاوه بر فروش فوق العاده محصولات این شرکت، همواره اخبار محصولات و فناوری های جدید اپل در اخبار مختلف درج می گردد. این بار خود استیوجابز خبرساز شده است و متاسفانه بدلیل بیماری بار دیگر شرکت اپل را ترک کرده است. استیو جابز پیش تر نیز بدلیل بیماری سرطان مدت زیادی را دور از شرکت، صرف معالجه کرده بود. استیو جابز طی نامه ای به کارمندان شرکت اپل اعلام کرده است که برای رسیدگی و تمرکز به سلامت خود مدتی را دور از شرکت سپری خواهد کرد. در این نامه به بیماری خاصی اشاره نشده است.

با وجود اینکه هنوز مدیریت اصلی شرکت به عهده استیو جابز است و تصمیم گیری سیاست های کلی اپل به عهده اوست ولی این خبر باعث افت 8 درصدی ارزش سهام اپل شد. ممکن است شما هم نگران محصولات آینده اپل و وضعیت استیو جابز باشید، هیچ شکی در این نیست که در دهه اخیر، استیو جابز تاثیر بسیار مهم و بزرگی در پیشرفت فناوری های مرتبط با کامپیوتر، موبایل و محصولات مالتی مدیا داشته است. استیو جابز در سال های اخیر از بیماری سرطان نجات یافت، امیدواریم به زودی سلامت خود را بدست آورد و به دنیای فناوری باز گردد