userinfo close

  ,

ارنستو چه گوارا


chegora

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا عباس آبادی - معاونان
این کلوب جایی برای بحث هایی است که جمعی از علاقمندان به ارنستو چه گوارا آن را مطرح می کنند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
7
279
91/3/5 (14:08)
47
569
91/1/15 (15:25)
1
131
91/1/15 (15:20)
0
6
90/11/28 (08:02)
0
2
90/9/9 (09:14)
0
7
90/6/23 (22:19)
2
7
90/5/24 (13:27)
0
17
89/12/7 (13:06)
13
316
89/11/22 (10:38)
5
62
89/4/8 (18:42)
8
194
89/4/1 (11:55)
5
118
89/3/26 (14:30)
3
147
89/3/26 (14:19)
0
19
88/8/27 (14:00)
8
127
88/8/12 (16:37)
2
71
88/7/25 (19:47)
0
21
88/7/19 (13:42)
0
107
88/5/16 (00:18)
0
18
88/5/15 (00:40)
2
14
88/5/15 (00:33)

عنوان بحث

مزدا پویانی , mazda_poyani
مزدا پویانی - 12:18 1386/02/9

اول ماه مه ؛ روز رستاخیز فریادها ، گرامی باد - 2 - نوشتار- 1

 

اول ماه مه؛روز رستاخیز فریادهایی از جنس فولاد

                                                                       مزدا

 

 " لحظاتی هستند كه دوران سازند

و كلماتی كه دل انگیز تر از آوازند "

 

وقتی  این مطلع شعر شاعر ویتنامی كه در رسای " وان تروی " كارگر قهرمان كشورش كه شجاعانه در برابر امریكاییان ایستاد و تیرباران شد، را می­خوانیم؛ شاید در نگاه نخست چنین به نظر برسد كه این قطعه چیزی بیش ازیك بزرگ نمایی ادیبانه نیست. اما واقعیت آن است كه این قطعه بارها و بارها در تاریخ بشری حقیقت خود را به اثبات رسانده است .

به راستی اگر جز این است؛ پس چگونه است كه یك روز ساده كه قرن­ها تكرار مكرری  بیش نبود، به نا گاه دوران­ساز شده از یك    روز

بی نام و نشان بهاری به روزی جاودانه بدل  شده و نامی سترگ و آشنا برای همگان می­شود : اول ماه مه.

به­راستی كدام آوازه و كلام دل انگیزتر از نامی ست كه هر روز ساخته و می­سازد زندگی را برای همگان . همان كه،  گرچه به سادگی زندگی ست، اما سادگی­اش همه انباشته از شكوه ساختن و آفرینـندگی­؛ همان كه همه روزهای سال را می­سازد، اما فقط یك روز از روزان سال را به نام او می­خوانند:  روز كارگر.  و چه پر هیبت نامی ست نام این روز. همان كه بایدش روز جشن جنبش فریاد خواند.

‌‌‌ چگونگی و چرایی ‌ جان‌ یافتن روز كارگر

‌‌            گرچه "روز جهانی كارگر" در  بهار 1886 سر از دل‌ تاریخ‌ بیرون‌ آورده، جان یافت؛ اما شکل­گیری آن ریشه در سال­های سال پیش از آن داشت .

‌‌                كارگران‌ آمریكا از اوایل‌ سال­های‌ دهه‌ 1830 مبارزه‌‌ برای‌ رسمیت‌ بخشیدن‌ به‌ 8 ساعت‌ كار روزانه را ‌ آغاز كرده‌ و پیگیرانه‌ ادامه‌  می­دادند  تا آنکه " فدراسیون‌ سازمان­های‌ صنفی‌ و اتحادیه‌های‌ كارگری"   ( of organized and labourunions Federation  )  كه‌ بعدها به  ‌"فدراسیون‌ آمریكایی‌ كار"  تغییر نام یافت  در كنگره‌ 1884 خود در راستای‌ ادامه‌ تلاشهای‌ كارگری، برنامه‌ دو ساله‌ای‌ را تصویب‌ كرد كه‌ درنهایت‌ به‌ اعتراض‌ عمومی‌ اول‌ ماه‌ مه‌ 1886 می انجامید.

‌‌در این‌ فرصت‌ 18 ماهه‌ تا اول‌ ماه‌ مه، بارها با مقامات‌ و مسئولان‌ تماس‌ گرفته‌ شد و نامه‌های‌ مختلفی‌ از جمله‌ به‌ كنگره‌ آمریكا فرستاده‌ شد. تلاشهای‌ بی‌حاصلی‌ كه‌ اعتصاب­های‌ متعددی‌ كاملش‌ می‌كرد؛ چنانكه‌ برای‌ نمونه‌ در فاصله‌ 1884 تا 1886 برای‌ تحقق‌ 8 ساعت‌ كار روزانه، تنها شمار اعضای سازمان‌ كارگری‌ " شوالیه‌های‌ كار" از 70 هزار به‌ 730 هزار نفر (یعنی‌ حدود 5 درصد كل‌ كارگران‌ آمریكا) رسید.

‌‌                اما، ‌‌حتی‌ تظاهرات‌ 340 هزار نفری  و اعتصاب‌ 190 هزار نفری‌ كارگران‌ در سراسر آمریكا (از جمله‌ تظاهرات‌ 80 هزار نفری‌ كارگران‌ شیكا گو) نیز تأثیر بر  برخورد لایه‌های‌ بالایی‌ هرم‌ جامعه‌ و ارگان­های وابسته­شان نگذاشت، جز تشدید توطئه‌ و سركوب‌ خشونت‌بار آنها. چنانکه برای نمونه روزنامه‌ شیكاگو تریبون‌ به‌­عنوان‌ یکی از رسمی­ترین نشریات سخنگوی ‌ سرمایه­‌سالاران آمریکا ، بی‌پرده‌پوشی‌ به‌ مالكان‌ مزرعه‌های‌ " ایلینویز" رهنمود می‌داد با خانه‌ به­­دوشهایی‌ كه‌ از مراكز بزرگ‌ صنعتی‌  به علت بیکاری  و بی­خانمانی به‌ دهات‌ سرازیر می‌شدند، مثل‌ حیوانات‌ خطرناك‌ رفتار كرده‌ و در غذایشان‌ سم‌ استركنین‌ بریزند.

در آن‌ روزهای بهاری  1886، درپی‌ التهابات‌ كارگری‌سراسری، سندیكای‌ كارگری‌ " اتحاد زحمتكشان‌ آمریكا"  برای‌ دستیابی‌ به‌ حقوق‌ كارگران‌ دست‌ به‌ برپایی‌ گردهمایی‌ اعتراض‌آمیزی‌ در شیكاگو می‌زند، و از این جاست که روز جهانی کارگر شروع به شکل­گیری می­کند­؛ چرا که در این  روز یعنی   روز اول‌ ماه‌ مه، ‌ پلیس‌ آمریكا در میلواكی‌ به­سوی‌ مردم‌ آتش‌ گشوده، 9 نفر را می‌كشد، و همان‌ شب‌ عده‌ای‌ از فعالان‌ كارگری‌ مورد تعقیب‌ قرار می‌گیرند.  اما این سرکوب خشن نمی­تواند کارگران شیکا گو ( این پایتخت کارگری آمریکا ) را آرام کرده و کارگران تصمیم می­گیرند در اعتراض به سر کوب اول مه  سه روز بعد  تظاهرات دیگری بر پا کنند .

 اما در چهارم  مه در یك‌ برنامه‌ از پیش‌ طرح‌ شده‌ عناصر مشكوكی‌ از میان‌ جمعیت‌ به­سوی‌ پلیس‌ تیراندازی‌ كرده، بمب‌ می‌اندازند و این‌ بهانه‌ آغاز یورش‌ از پیش‌ طراحی‌ شده‌ پلیس‌ و  "ارتش‌ خصوصی" سرمایه‌­سالاران‌ برای سرکوب و  كشتار سازمان‌یافته‌ كارگران‌ در این‌ گردهمایی‌ بود. یورشی‌ كه‌ دستاورد عظیمش‌ برای‌ مهاجمان، بیش‌ از 7 كشته‌ و افزون‌ بر 150 زخمی‌ از كارگران‌ بود. اما این‌ پایان‌ داستان‌ سركوب‌ نبود، و پس‌ از آن‌ در یورشی‌ همه‌جانبه، بسیاری‌ از فعالان‌ رادیکال  كارگری در شهر­های گوناگون آمریکا  دستگیر  و به‌ سرعت‌ ( پس‌ از 4 روز) محاكمه‌ و محكوم‌ می‌شوند ( تنها در شیکاگو چند صد نفر دستگیر می­شوند ).

این برنامهِ‌ از پیش‌ طرح‌ شده‌ با محاكمه‌ ضربتی‌ 8 نفر از فعالان‌ كارگری شیکا گو ‌ به‌ اتها م‌ پرتاب‌ بمب‌ به اوج خود رسید .  جالب آنکه ازاین‌ 8 نفر، تنها یك‌ نفر در تظاهرات‌ شركت‌  داشت‌ كه‌ آن‌ هم‌ سخنران‌ این  تظاهرات‌ بود.

‌‌فویر اِنگل‌ یكی‌ از رهبران‌ حركت‌ اول‌ ماه‌ مه‌ 1886 آمریكا در دادگاه‌ ضمن‌ رد اتهام‌ پرتاب‌ بمب‌ از سوی‌ كارگران‌ می‌گوید: " ما چه‌ نفعی‌ از این‌ كار می‌بریم. از كشتن‌ دو سه‌ نفر چه‌ منفعتی‌ عاید كارگران‌ می‌شود؟ تمام‌ اینها اتهامات‌ واهی‌ است. ما كارگران‌ اگر بتوانیم‌ یك‌صدم‌ حقمان‌ را از كارفرما بگیریم‌ هنر كرده‌ایم... تمام‌ تقاضای‌ ما این‌ است‌ كه‌ ما را هم‌ مانند انسان‌ قبول‌ كنند..."

جالب‌ این‌كه‌ بسیاری‌ از اعضای‌ هیأ‌ت‌ منصفه‌ از سهامداران‌ و صاحبان‌ صنایع‌ بودند و جالبتر این‌كه‌ یكی‌ از اعضای‌ هیأ‌ت‌ منصفه‌ دادگاه‌ (كه‌ خود كارفرمای‌ كارخانه‌ برق‌ شهر بود) به‌ برائت‌ متهمان‌ رأ‌ی‌ داده، طی‌ نامه‌ای‌ (پیش‌ از اعلام‌ رأ‌ی‌ هیأ‌ت‌ منصفه) به‌ رئیس‌ دادگاه‌ نوشت: "اعضای‌ هیأ‌ت‌ منصفه‌ اشتباه‌ می‌كنند... در این‌ چند روز گذشته‌ كه‌ گردهمایی‌ كارگران‌ به‌ خون‌ كشیده‌ شده‌ و عده‌ای‌ كشته‌ و زخمی‌ شده‌اند، شهر در یك‌ حالت‌ ركود اقتصادی‌ و بحران‌ كاری‌ فرورفته‌ است.... اگر مطابق‌ حكم‌ هیأ‌ت‌ منصفه‌ رفتار شود، كینه‌ها افزایش‌ یافته‌ و آینده‌ خوشایندی‌ در انتظار شهر نخواهد بود... ما باید بجای‌ برهم‌زدن‌ گردهمایی‌ و اعدام‌ و زندانی‌ كردن‌ كارگران، قسمتی‌ از خواست­هایشان‌ را قبول‌ می‌كردیم‌ تا شهر رونق‌ بیشتری‌ بگیرد. ما با محكوم‌ كردن‌ اینها، آینده‌ شهرمان، سرمایه‌ و كارخانه‌هایمان‌ را در معرض‌ خطر قرار می‌دهیم..."

‌‌از میان‌ دستگیرشدگان‌ 6 نفر اعدام‌ و 47 نفر به‌ حبس­های‌ 5 تا 15 سا ل‌ محكوم‌ می‌شوند. با اینكه‌ كار سركوب‌ با اعدام‌ تعدادی‌ از فعالان‌ كارگری‌ به‌ پایان‌ رسید، اما جنبش‌ كارگران‌ برای‌ كاهش‌ ساعات‌ كار به‌ 8 ساعت، پایان‌ نیافت‌ و تا تصویب‌ " استاندارد عادلانه‌ كار" (Fair Labour Standard)   در 1938 ادامه‌ یافت.

‌‌به هرحال، پس از اعدام شش کارگر دستگیر شده؛   سندیكای‌ "اتحا د زحمت" برای‌ آزادی‌ زندانیان‌ خود دست‌ به ‌نبرد  تبلیغا تی‌  می‌زند. اما نبرد اصلی‌ زمانی‌ شروع‌ می‌شود كه‌ بعد از چند ماه‌ با اعتراف‌ یكی‌ از عوامل‌ بمب‌انداز معلوم‌ شد كه‌ 9 نفر از اوباش‌ شهر را یكی‌ از صاحبان‌ كارخانه‌های‌ شهر استخدام‌ كرده‌ بود تا ضمن‌ شناسایی‌ عناصر رهبری‌ و فعال‌ کارگری، به‌ سوی‌ پلیس‌ بمب‌ پرتاب‌ كرده، تیراندازی‌ كنند. با افشای‌ واقعیت، سندیكا از طریق‌ خانواده‌های‌ اعدام‌شدگان‌ و زندانیان‌ با تنظیم‌  داد خواست، شكایت‌ خود را اعلام‌ كرد.

‌‌                اما تنها پس‌ از یك‌سا ل‌ و با عوض‌ شدن‌ قاضی‌ شهر، این‌ دادخواستها نتیجه‌ داده، دادگاه‌ تجدیدنظر در مارس‌ 1887 تشكیل‌ می‌شود، جالب‌ است‌ كه‌ مدتی‌ بعد از سركوب‌ ماه‌ مه‌ یكی‌ از 9 اوباش‌ یادشده‌ پیش‌ قاضی‌ دادگاه‌ اول‌ رفته‌ واقعیت‌ را اعتراف‌ می‌كند. قاضی‌ از او می‌خواهد موضوع‌ را با كسی‌ در میان‌ نگذارد تا خود به‌ آن‌ رسیدگی‌ كند. اما فردای‌ آن‌ روز، جسد بیجان‌ آن‌ فرد پیدا می‌شود.

‌‌در هر صورت، دادگاه‌ تجدیدنظر ضمن‌ ابطال‌ احكام‌ دادگاه‌ پنجم‌ مه‌ 1886، با صدور حكم‌ آزادی‌ زندانیان‌ جنبش‌ ماه‌ مه، از آنها به‌عنوان‌ " ستمدیدهِ‌ اجتماعی"  پوزش‌ خواسته، از 6 اعدامی‌ با لقب‌ " شهیدان‌ قهرمان‌ شهر شیكاگو" یاد می‌كند.

‌‌                از آن‌ پس‌ "اتحاد زحمت" تصمیم‌ می‌گیرد در گرامیداشت‌ یاد كشته‌شدگان، هر سال‌ با برپایی‌ گردهماییهایی‌ در روز اول‌ ماه‌ مه، آن‌را به‌ روز طرح‌ خواستهای‌ جامعه‌ كارگری‌ و نمایش‌ قدرت‌ كارگران‌ بدل‌ كند. دو سال‌ بعد یعنی‌ در سال‌ 1889، " بین‌الملل‌ دوم" از پیشنهاد بوش‌ نماینده‌ سندیكا " اتحاد زحمت‌ آمریكا " استقبا ل‌ كرده، روز اول‌ ماه‌ مه‌ را " روز كارگر" اعلام‌ می‌كند و از آن‌ پس‌ روز كارگر ابعادی‌ جهانی‌ می‌یابد.

‌‌اول‌ ماه‌ مه‌ و كارگران‌ ایرانی‌

جنبش كارگری ایران همپای روند فرو پاشی ساختاری فئودالیسم ( كه انقلاب مشروطه نمود سیاسی آن بود ) پدیدار و رشد یافت و همپایان بر پایی جشن كارگری اول ماه مه نیز رشد می­یافت .

واپسین دوران‌ قاجار با روند گسیختگی و فروپاشی‌ نظام‌ فئودالی‌ در ایران‌ همراه‌ است.  و همزمان با آن سرمایه‌داری‌ در كشورمان‌ به گو نه­ای جهشی رشد خود را آغازمی­كند . این رشد جهشی البته بیش از آن كه پایه در روند طبیعی و درونی جامعه ایران داشته باشد ثمره ورود و گسترش سرمایه جهانی بود كه در مرحله نخست خود را به صورت روابط تجاری ، در كنار راه ­اندازی صنایع و كارخانه­های خارجی در ایران نشان می­داد. هرچند با رشد و گسترش‌ تبادلات‌ اقتصادی- تجاری‌ بین‌ ایران‌ و اروپا، صنایع‌ ایران‌ نیز اندك‌اندك‌ از شكل‌ نیمه‌ صنعتی، به‌­سوی‌ صنعتی‌ پیش‌ می‌رود. اما بخش‌ اصلی‌ (به‌ لحاظ‌ تعداد) نیروی‌ كار مدرن‌ را در ایران‌ آن‌ زمان، نه‌ در داخل‌ كشور كه‌ باید میان‌ كارگران‌ ایرانی‌ مهاجر یافت. چنانكه‌ براساس‌ اسناد تاریخی، نزدیك‌ به‌ یك‌پنجم‌ كارگران‌ نفت‌ باكو، از ایرانیان‌ بودند.

‌‌با توجه‌ به‌ این‌كه‌ بیشترین‌ تعداد مهاجران‌ ایرانی‌ را روستاییان‌ تشكیل‌ داده‌ و كارگران‌ غیرماهر اكثریت‌ 85 درصدی‌ این‌ مهاجران‌ را تشكیل‌ می‌دادند؛ كارگران‌ ایرانی‌ مهاجر به‌ دسته‌های‌ زیر تقسیم‌ می‌شدند:

1-         كارگران‌ خوش‌نشین‌ كه‌ در امور كشاورزی‌ مشغول‌ به‌ كار بودند.

2-         کارگران‌ یاور كه‌ مزد خود را به‌صورت‌ جنسی‌ و كالایی‌ دریافت‌ می‌كردند.

3-         كارگران‌ باربر و فعله.

4-         ‌‌کارگران‌ مزدبگیر صنعتی. 

‌‌نیاز نیرو ی كار ‌ مهاجرایرانی  برای‌ دستیابی‌ به‌ كار باعث‌ سوءاستفاده‌های‌ كارفرمایان‌ در حیطه‌ دستمزد و مسائل‌ صنفی‌ می‌شد، چنانكه‌ بسیاری از سرمایه داران روس كارگران ایرانی را وامی داشتند هنگام‌ استخدام‌ به‌ قرآن‌ قسم‌ یاد كنند كه‌ نه‌ فقط‌ در هیچ‌ اتحادیه‌ و نهاد كارگری‌ عضو نمی‌شوند، بلكه‌ حتی‌ علیه‌ آنها نیز اقدام‌ كنند. در نتیجه‌ ایشان‌ نه‌ تنها، نباید در اعتصابات‌ شركت‌ می‌كردند بلكه‌ حتی‌ باید به‌عنوان‌ نیروی‌ اعتصاب‌شكن‌ نیز وارد عمل‌ می‌شدند. از این‌رو كار آموزشی- توضیحی‌ میان‌ كارگران‌ ایرانی‌ (جهت‌ آگاه‌ شدن‌ به‌ حقوق‌ صنفی) برای‌ سندیكاهای‌ كارگری‌ سوسیال‌ دموكرات‌ ضرورت‌ می‌یافت. حاصل‌ چنین‌ كار تبلیغی- آموزشی، شكل گیری‌ نخستین‌ نطفه‌های‌ اتحادیه‌های‌ كارگری‌ و نهادهای‌ سوسیال‌ دموكرات‌ (از جمله‌ اجتماعیون- عامیون) در میان‌ ایرانیان‌ بود. نخستین‌ سازمانی‌ كه‌ به‌ تبلیغمیان‌ ایرانیان‌ (در قفقاز) دست‌ زد، سازمانی‌ به‌ نام‌ "همت" بود؛ كه در واقع شاخه ای از سوسیال دمكراسی روسیه بود .

‌‌از سوی دیگر؛ در داخل كشور نیز صنایع مدرن در حال رشد و گسترش بود؛ چنانكه در سالهای نخستین قرن بیستم  تنها در گیلان بیش از 7 هزار كارگر در 13 كارخانه و كارگاه صنعتی كار می­كردند، كه از این تعداد كمتر از 2 هزار نفر ( یعنی نزدیك به یك چهارم ) روس بودند.

از آنجایی که سرمایه­داری و صنعتی شدن کشور، با نفوذ و گسترش سرمایه­های انحصاری خارجی آغاز می­شود، روند رشد آن نیز، روندی غیرطبیعی و جهشی است. چنانکه کل روند تبدیل اقتصاد سیاسی ایران از فئودالیسم به سرمایه­داری (از مشروطه تا اصلاحات ارضی) حدود نیم قرن طول می­کشد . درحالی که این روند درجوامع صنعتی غرب که رشد طبیعی داشتند حداقل یک قرن طول می­کشد. و دقیقاً چنین رشد جهشی بود که انقلاب سرمایه­داری ایران را نیز غیرمتعارف می­کرد. درواقع مشروطه که انقلاب سرمایه­داری ایران بود، پیش از آن­که پایه در زیرساخت­های اقتصادی رشد یافته­اش داشته باشد، ریشه در مدرناسیون سیاسی و بینشی داشت که بر بستری از فروپاشی فئودالیسم رشد می­یافت. در چنین شرایط تاریخی بود که فعالیت­های سیاسی­-اجتماعی کارگری با اوج­گیری انقلاب مشروطه، در 1286 شمسی آغاز شد و برای همین اتفاقی نیست که جنبش اتحادیه­ای کارگران ایران از میان کارگران چاپخانه­ها شکل می­گیرد که امکان ارتباط بیشتری با اندیشه مدرن اجتماعی  و سیاسی  را  داشته باشد.  به هر حال کارگران  چاپخانه­ها  با  تشکیل  نخستین  اتحادیه  کارگران، پرچمدار فعالیت­های کارگری ایران می شوند.

اتحادیه کارگران چاپخانه­های تهران (دو سال پس از آغاز فعالیت «---» در روسیه) به­وسیله محمد پروانه و گروهی از کارگران چاپخانه­ها در همان سال صدور فرمان مشروطه ازسوی مظفرالدین شاه، یعنی در 1285 در چاپخانه کوچکی واقع در خیابان ناصریه تشکیل یافت. در پی تشکیل اتحادیه کارگران چاپ، اتحادیه کارگری در میان کارکنان تلگراف خانه­ها، واگن­های شهری (تهران)، قالیبافان و شالبافان (کرمان) نیزشکل می­گیرد. پیامد تشکیل این اتحادیه­ها تگراف­چیان تبریز در 7 دی 1285 اعتصاب کرده و در 11 مرداد 1286 کارگران کارخانه امین­الضرب اعتصاب 3 روزه­ای را برپا می کنند و 9 روز بعدیعنی در 20 مرداد کارگران واگن­های تهران برای دریافت دستمزد در روزهای تعطیل اعتصاب می­کنند.

شکست انقلاب 1905 روسیه و شکست مشروطه اول با توپ بستن مجلس (تیر 1287) و  یورش استبداد به نهادهای مردمی، اتحادیه کارگران چاپخانه نیز تعطیل می­شود. اما در همان سال (ششم آبان 1287) 165 کارگر سه دباغی (در تبریز) برای دستیابی به حقوق صنفی خود دست به اعتصاب می­زنند . این اعتصاب پس از دو روز با برآورده شدن بعضی از خواسته­های کارگران پایان می­یابد .

در نبرد آزادی و استبداد، نهایتاً استبداد محمدعلی شاهی شکست خورده و با انقلاب دوم مشروطه در پاییز 1288 مجلس دوم گشایش می­یابد .

در پس این گشایش فضای سیاسی، اتحادیه کارگران چاپخانه دوباره تشکیل یافته و این بار اتحادیه نشریه خود را با نام «اتفاق کارگران» منتشر می­سازد.

اما سیر وقایع در سال­های بعد، ازجمله وقوع جنگ بین­الملل اول باعث فروکش کردن جنبش کارگری می­شود. البته حتی در این دوره رکود هم اتحادیه­ها تعداد بالایی عضو داشتند چنانکه پیشه­وری تعداد کارگران عضو اتحادیه­ها را در 1290 بیش از 7 هزار نفر اعلام می­کند.

در 1397؛ پایان جنگ بین­الملل دوم و برپایی مجلس چهارم دوباره زمینه­سازی فعالیت ­–ای اتحادیه­ای شده، کارگران چاپخانه­ها دواباره اتحادیه خودرا به رهبری مجدد همگان برپا می­کنند.

درواقع شروع به کار اتحادیه دوم کارگران چاپخانه­ها با اعتصاب 14 روزه موفقیت این اتحادیه وزن اجتماعی می­یابد. چرا که اتحادیه کارگران چاپخانه­ها با این اعتصاب موفق می شود برای اولین بار در ایران 8 ساعت کار روزانه برای کارگران چاپ را تصویب کند. این موفقیت باعث گسترش اتحادیه در بخش­های دیگر کارگری می­شود. و از این رو درپی اعتصاب کارگران چاپخانه­های تهران، دولت وثوق­الدوله در 1297، قانونی را از تصویب مجلس می گذراند که به موجب آن 8 ساعت کار روزانه و اتحادیه­های صنفی رسمیت قانونی می­یابد. دو سال بعد حزب سوسیال دموکراسی «عدالت» در 31 خرداد 1299 اولین کنگره کشوری خود را در انزلی برپا کرد. و در همان سال «شورای اتحادیه­های تهران» از یگانگی اتحادیه­های کارگری چاپخانه­ها، نانوایی­ها، پست و تلگراف، کفاشی­ها، تجارتخانه­ها، شهرداری، خیاطی­ها، یراق­بافی­ها که نزدیک 10 هزار عضو داشت (که یک سوم کل کارگران تهران بود).

در 1299 هیأت اجرایی شاخه تبریز حزب «سوسیال دموکرات هنچاکـ» (حزبی از جوانان ارمنی) به مناسبت اول ماه مه بیانیه­ای صادر کرده و کارگران را دعوت به تعطیل کار و برگزاری تظاهرات روز جهانی کارگر می­کند. و هفتم آذر همان سال کارگران هندی پالایشگاه آبادان اعتصاب می­کنند.

                سال بعد شورای اتحادیه­های تهران و اتحادیه­های کارگری در شهرهای رشت، انزلی و تبریز متحد شده و «شورای مرکزی کل کارگران» (اتحادیه عمومی کارگران مرکزی) تشکیل داده و اعتصابات موفقیت­آمیزی را در تهران و برخی شهرهای دیگر برپا می­کنند. در همین سال (یعنی سال 1300) سلیمان میرزا از مجلس برای تدوین قانون کار درخواست می­کند. دو ماه پس از تشکیل «اتحادیه عمومی» دهگان نشریه «حقیقت» را بعنوان ارگان اتحادیه در 8 دی 1300 منتشر می­کند. کارگران نساج در سوم اردیبهشت 1301 علیه کاهش دستمزدها اعتصاب می­کنند. از اعتصابات مهمی که «اتحادیه» برپا می­کند اعتصاب معلمان در بهمن 1301 است. این اعتصاب منجر به سقوط دولت قوام می­شود. در همین سال اتحادیه جهت برپایی اتحادیه در میان کارگران صنعت جنوب تلاش می­کند. در رأس شورای مرکزی، محمد دهگان قرار داشت. مرتضی حجازی و محمد تنها (اسماعیلی) اتحادیه چاپخانه­ها را اداره می­کردند. شکراله نساج مسئول اتحادیه بافندگان بود. استاد میراز علی و استاد حسین بنا، رؤسای اتحادیه­های بنایان و کارگران ساختمانی بودند. حسن آقا و کی مرام (حقیقت) در رأس اتحادیه کفاشان قرار داشتند. لسانی و فروزش نیز مسئول اتحادیه معلمان بودند. دولت قوام پس از شش ---- دوباره روی کار می­آید و بعنوان اولین اقدام خود حکم توقیف 14 روزنامه و نشریه صادر می­شود که «حقیقت» از این جمله است. اتحادیه کارگران نیز در مقابل اعلام اعتصاب می­کند که این اعتصاب منجر به دستگیری رهبران اتحادیه می­شود. اما از آنجایی که بیم گسترش اعتصاب می­رود درنهایت با میانجی­گری موئمن­الملک (رئیس مجلس وقت) اعتصاب در مقابل آزادی رهبران اتحادیه و رفع توقیف از مطبوعات، در شهریور 1301 می­یابد . برآورد اعضا اتحادیه­ها در این دوره حدود 20 هزار نفر بود.

                بعد از قضیه توقیف و رفع توقیف از نشریه «حقیقت» حملات خود را به دولت انگلیس بیشتر کرد که درنهایت به توقیف همیشگی این نشریه انجامید. و این اولین ضربه اساسی به «شورای مرکزی» بود.  مشکل بعدی  زمانی به­وجودآمد که دهگان برای شرکت در کنگره چهارم «بین­الملل کارگران» راهی شوروی شد. در غیاب او فعالیت­های «شورای مرکزی» مختل و روبه کاستی رفت. دهگان پس از بازگشت کوشش فراوان برای ساماندهی کارها کرد اما موفقیت زیادی به­دست نیاورد؛ چرا که این دوره همزمان بود با اوج­گیری قدرت رضاخان به­عنوان نخست­وزیر و اقدامات او در سرکوب اتحادیه­های کارگری. روز 8 اردیبهشت 1302 سه روز مانده به اول ماه مه اتحادیه کارگران بیکار بندر انزلی خطاب به «اولیای امور خصوصاً نمایندگان مجلس» اعلامیه­ای صادر کرد و خواستار حل مشکل بیکاری ازسوی ایشان شد و در پایان خطاب به کارگران می­نویسد: یگانه راه رسیدن به ساحل نجات همانا تشکیل اتحادیه و اتحاد عمومی است وبس.»

                در 27 آذر 1303 با دخالت سازمان بین­المللی کار نخستین بخشنامه در امور کارگری توسط رضاخان نخست­وزیر صادر می­شود.

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ذهن زیبا  , saeed_sp
ذهن زیبا - 10:52 1386/02/22
1
مطلبتون بسیار زیبا بود.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.