userinfo close

  ,

ارنستو چه گوارا


chegora

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا عباس آبادی - معاونان
این کلوب جایی برای بحث هایی است که جمعی از علاقمندان به ارنستو چه گوارا آن را مطرح می کنند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
7
279
91/3/5 (14:08)
47
569
91/1/15 (15:25)
1
131
91/1/15 (15:20)
0
6
90/11/28 (08:02)
0
2
90/9/9 (09:14)
0
7
90/6/23 (22:19)
2
7
90/5/24 (13:27)
0
17
89/12/7 (13:06)
13
316
89/11/22 (10:38)
5
62
89/4/8 (18:42)
8
194
89/4/1 (11:55)
5
118
89/3/26 (14:30)
3
147
89/3/26 (14:19)
0
19
88/8/27 (14:00)
8
127
88/8/12 (16:37)
2
71
88/7/25 (19:47)
0
21
88/7/19 (13:42)
0
107
88/5/16 (00:18)
0
18
88/5/15 (00:40)
2
14
88/5/15 (00:33)

عنوان بحث

مجید اشرف نژاد , majid1884
مجید اشرف نژاد - 04:03 1384/04/24

« چه گوارا» و تداوم مارکسیزم

چه گوارا یکی از برجسته مارکسیستهای قرن بیستم است، که در جهت پاسخگوئی به چگونه سازماندهی کارگران در عمل انقلابی برای فایق آمدن به تنها سوال اساسی جهان سیاسی، که همانا سقوط سرمایه داری با تمامی مظاهرش چون استثمار، فردگرائی، جنگ، نژادپرستی، تحمیق زنان و بحران اقتصادی-اجتماعی، برای انتقال جامعه به سوی سوسیالیسم و کمونیسم، و رها شدن از این مصائب است، کوشید. دستاوردهای مشارکت و مساعدت سیاسی او امروز، نه تنها برای کارگران و کشاورزان کوبائی ( که با آن بخود هویت می بخشند از اهمیت بسیاری برخوردار است)، بلکه برای طبقه کارگر جهان و سوسیالیستهای انقلابی، در کلیه کشورهای جهان دارای اهمیت ویژه ای است.
هدف چه گوارا از کنکاش در اقتصاد یافتن راهی برای اداره تولید و توزیع در اقتصاد، ارزیابی از طبقه کارگر بمثابه «نیروی مصرف شده» و «فاکتوری از تولید» ( آن چنانکه در ایده آل ترین شکل خود اقتصاددانان تربیت شده مکتب استالینیسم به عنوان «فاکتور انسانی» از این طبقه یاد کرده اند) از خارج از طبقه کارگر نبود، بلکه هدف او، سازماندهی و ارتقا آگاهی سیاسی کارگران، قادر ساختن آنان در تمرین ارتقا یابنده کنترل بر روی اقتصاد و تصمیم گیری های اجتماعی که همزمان با تولید، زندگی آنان را نیز شکل می دهد، می باشد. علاوه بر این، بالا بردن قدرت بینش کارگران در چگونگی محاسبه ی احتیاجات مشترک جامعه و سازماندهی آگاهانه «کار» و منابع برای اختصاص دادن آن در پیوستار با احتیاجات، که از طریق این سعی کارگران قادر گردند ارزشها و رفتار خود را تغییر، خلاقیت و تمایلاتشان را از بندهای شرایط تحمیلی زندگی، بیگانگی از خود و کار مجرد آزاد سازند.
چه گوارا توسعه هر چه عالی تر فنون تکنیکی و اداری، کار داوطلبانه، آگاهی سیاسی و همکاری، و خود دگرگون سازی کارگران را در مرکز انقلابی نمودن روابط اجتماعی تولید و مبادله در فردای پیروزی قیام، قرار داد. روش و اسلوبی را که او پیشنهاد می کرد، مخالف سیاستی که بنام « بالاترین کارآرائی» متکی بر یک اقتصاد با برنامه بوراکراتیک دولتی، بود؛ حتی اگر این برنامه به توسط تولید کنندگان اداره شده و بتواند برای آنان خدمات خالص اجتماعی همه جانبه تر را « تامین نماید». او مطمئن بود چنین روشی بوروکراتیک فقط از حالت «بسیج» بیرون آوردن، غیر سیاسی و دلسرد شدن طبقه کارگر و بدین جهت مانع نهایی در هوشیاری و آگاهی برای ارتقا و پیشرفت در خلاقیت و بار آوری انسان را به همراه خواهد داشت.
رشد بی ثباتی اقتصاد سرمایه داری جهانی نشان از بالا رفتن امکان غیر قابل پیشگیری یک کسادی و تنزل عمیق بین المللی و ایجاد بحران اجتماعی در سالهای آینده می باشد. به همراه این گسترش، تاثیرات کسادی اقتصاد، بیکاری، تفکیک طبقاتی، خشونت پلیسی، فساد و تجاوز ( که مشخصه امروزی کشورهای سرمایه داری است) خواهد بود. هم اکنون کارگران و دهقانان در آفریقا، آمریکای جنوبی و مرکزی، و آسیای سرمایه داری، در حال ورشکستگی، و برده بدهی های خود به سرمایه مالی جهانی بوده و در وضعیتی وخیم تر از سالهای 1930 بسر می برند. برجسته شدن تناقضات جهان، که در آخرین سالهای قرن بیستم هنوز تحت کنترل نظام سرمایه داری است، نیاز مبرم به پیش بردن مبارزه ای جهانی برای سوسیالیسم را تاکید می نماید.
تجربه کلیه انقلابات قرن اخیر و دولتهای کارگری بوروکراتیک و مباحث مربوط به آن برای طبقه کارگر ایران درسهای ارزنده ای است که بتواند از پیروزی و شکستها در بحث و بررسی برای تدوین تئوری و برنامه عمل خود استفاده نماید؛ زیرا که بسیاری از سوالات امروز و فردای ما موضوعاتی بوده که انقلابات و انقلابیونی چون چه گوارا بدان پاسخی قابل ملاحظه داده اند.
انسان برای تامین و تولید احتیاجات مادی و مواد اولیه زندگیش می بایستی کار کند؛ از طریق کار کلیه تولید کنندگان در جامعه ای که بین شاخه های مختلف تولیدات مادی تقسیم گردیده، درجه احتیاجات مختلف را می تواند محاسبه و آنرا کاملا برآورده نمود؛ بنابراین، چنین مجموعه از احتیاجات معین، از یک طرف یک همگونی خام بین احتیاجات و بازدهی، و از طرفی دیگر یک تقسیم کاربین این شاخه های مختلف در یک تناسب معین ایجاد می نماید. در جوامع اولیه و یا در جامعه کاملا توسعه یافته سوسیالیستی این تقسیم کار مصرف شده در شکل آگاهانه برنامه ریزی رخ خواهد داد. در جوامع اولیه بنابر عادات، رسوم، سنن، تصمیم گیری توسط «ریش سفیدان» و غیره، و در یک جامعه سوسیالیستی بر پایه انتخاب دموکراتیک از ارجحیتها توسط انجمن های قاطبه ملت از تولید کنندگان و مصرف کنندگان صورت می پذیرد. اما تحت نظام سرمایه داری که کار تبدیل به کار خصوصی می شود، وقتی که تولیدات کار کالاهای تولید شده ای است مستقل از یکدیگر که آن نیز به توسط هزاران شرکت و کمپانی مستقل انجام گرفته است؛ هیچ تصمیم آگاهانه این نوع تعادل مصرف کار و احتیاجات شناخته شده اجتماعی را تضمین نمی نماید، و تنها از طریق عملکرد کورکورانه نیروی بازار، فقط به شکل اتفاقی این تعادل بر قرار می گردد؛ نوسانهای قیمت در بهترین شکل هیپوتزهای آن، البته آنطوری که اقتصاددانان آکادمیک بدان چسبیده اند فقط موجهائی است که نشان می دهد آیا این تعادل به توسط چه نوع فشاری و در چه جهتی تکانی خورده است، توضیح داده می شود؛ اما آنها ناتوان از توضیح اینکه چه چیزی و کدام نیروی حرکت دهنده در ورای همه این نوسانها، تعادل برقرار نموده شده را ایجاد می نماید، نمی باشد؛ این دقیقا سوالی است که مارکس با تئوری ارزش کار بدان پاسخ داد. ما نیز در این نوشته بدان و نکاتی دیگر در زمینه اقتصاد سیاسی از قبیل قانون ارزش با پاسخ ها و نظریات رفیق چه گوارا خواهیم پرداخت.
کارل مارکس در نقد برنامه گوتا نوشت: « بین جامعه سرمایه داری و جامعه کمونیستی دوره ای انتقالی، از یکی به دیگری قرار دارد» ( تاکید از ماست).
ارنستو چه گوارا در نوشته خود تحت عنوان «اقتصاد و سیاست در دوره انتقالی به سوسیالیسم» می نویسد: " وظیفه حکومت انقلابی و رهبری کمونیستی آن ایجاد اشکال سازمانی است که به تدریج طبقه کارگر را متقاعد به ذیصلاحیتی اداری و مدیریت خود در اقتصاد، موسسات و کارخانه ساخته و همچنین بتواند در آگاهی دادن برای تصمیم گیری در ارجحیت های اجتماعی و سیاسی دولت کارگری برای انتقال به سوسیالیزم نقش ایفا نماید".
برای چه گوارا تنها آزمایش هر سیستم اقتصاد با برنامه و مدیریت در پیشرفت و عقب گرد آن با این بینش تبیین می گردید، ( یعنی تنها را بسوی سوسیالیزم و کمونیزم)؛ او صریحا علیه بینش معاصر از مارکسیسم که به توسط رساله های نوشته شده اقتصادی در اتحاد شوروی تبلیغ می گردید به مقابله پرداخت؛ کلیه این بینشها از کتابجه استالین « درباره مشکلات اقتصادی سوسیالیسم در شوروی» که در سال 1952 منتشر گردید، سرچشمه گرفته اند، در این کتابچه استالین می نویسد، " نکته کلیدی برای انتقال به سوسیالیزم « فهم» قوانین حرکت سرمایه داری ( همانند قانون ارزش) بوده، که تسلط و فراگیری آن همراه با فهمیدن کامل و بکار گیری آن در جهت منافع جامعه، و سپس تحت انقیاد در آوردن آن، به یقین تفوق جستن بر این قوانین خواهد بود" ( نشر زبانهای خارجی 1972 پکینگ ص 8).
نتیجه گیری های استالین بی اعتبار نمودن زیر بنای ساختمان مارکسیسم در این " پیشرفت غیر منتظره تئوریک" و در قدمی جلوتر ترفیع مکرر قانون ارزش به هویت یک قانون عالمگیر ( مطلق) برای توسعه اجتماعی بود. این بی توجهی یک منطق و مفهوم علمی برای بالا بردن نابرابری اجتماعی بین قشر اشرافیت حاکم در دولت و عالیرتبگان حزبی در اتحاد شوروی از یک طرف و اکثریت وسیعی از کارگران و دهقانان از طرف دیگر، همچنانکه بالا بردن اختلاف اجتماعی در درون خود طبقه کارگر ایجاد نمود. چه گوارا صریحا علیه این عقیده که ساختن سوسیالیسم وظیفه مجربان زبردست در انجام استادانه قوانین و مکانیزمهای به ارث رسیده از نظام سرمایه داری است، به مجادله برخاست.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.