userinfo close

  ,

ارنستو چه گوارا


chegora

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا عباس آبادی - معاونان
این کلوب جایی برای بحث هایی است که جمعی از علاقمندان به ارنستو چه گوارا آن را مطرح می کنند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
7
279
91/3/5 (14:08)
47
569
91/1/15 (15:25)
1
131
91/1/15 (15:20)
0
6
90/11/28 (08:02)
0
2
90/9/9 (09:14)
0
7
90/6/23 (22:19)
2
7
90/5/24 (13:27)
0
17
89/12/7 (13:06)
13
316
89/11/22 (10:38)
5
62
89/4/8 (18:42)
8
194
89/4/1 (11:55)
5
118
89/3/26 (14:30)
3
147
89/3/26 (14:19)
0
19
88/8/27 (14:00)
8
127
88/8/12 (16:37)
2
71
88/7/25 (19:47)
0
21
88/7/19 (13:42)
0
107
88/5/16 (00:18)
0
18
88/5/15 (00:40)
2
14
88/5/15 (00:33)

عنوان بحث

مهدیار رستم نژاد , mahdi526

آخرین نامه... به مناسبت 17 مهر(9 اكتبر) سالروز قتل(شهادت) «ارنستو چه گوارا» توسط نظامیان امریكایی

آخرین نامه دکتر ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا به پدر و مادرش، پیش از خروج از کوبا  که بعدها منجر به کشته شدنش توسط نظامیان امریکایی در بولیوى شد....

ernesto

 «یک بار دیگر دنده هاى رزى نانت _ اسب دن کیشوت _ را بر پاشنه هایم احساس مى کنم و

 سپر به دست راه مى افتم. من اعتقاد دارم نبرد تنها راه کسانى است که براى آزادى خود

 مى جنگند، من به پیمان خود عمل مى کنم. بعدها ممکن است بسیارى از آدم ها مرا یک

 ماجراجو خطاب کنند. این دروغ نیست، من یک ماجراجو هستم اما از نوعى دیگر. از آنهایى

 که براى اثبات ایمانشان زندگى را به بازى مى گیرند. ممکن است زندگى من در این مسیر به

 پایان برسد، من دنبال مرگ نمى گردم اما احتمال رویارویى با آن وجود دارد. پس شاید این

 آخرین خداحافظى من باشد. حالا یک تمایل شدید که من آن را با شور و شوق یک هنرمند

 صیقل داده ام، پاهاى لرزان و ریه هاى خسته ام را استوار نگه مى دارد. من مى روم. گه گاه

 این فرمانده کوچک قرن بیستم را یاد کنید و از پسر یاغى خود بوسه اى را بپذیرید.»

ومرد افتاده بود
     

یکی آواز داد: دلاور برخیز

و مرد همچنان افتاده بود.

 دو تن آواز دادند: دلاور برخیز

و مرد همچنان افتاده بود.

 ده ها تن

         و صدها تن

                 خروش برآوردند: دلاور برخیز

و مرد

       همچنان افتاده بود.

هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز

و مرد همچنان افتاده بود

 تمامی آن سرزمینیان گردآمده،

خروش برآوردند: دلاور برخیز

 و مرد به پا خواست

نخستین کس را بوسه ای داد

و گام در راه نهاد.

//یه سواستفاده كوچولو:كامنت 24 ساعت اینده VIVIV A CUBAرو حتما"بخونید//



پیام در تاریخ 85/7/17 ویرایش شده است.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.