| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
7
|
279
|
91/3/5 (14:08)
|
|
||
|
|
47
|
569
|
91/1/15 (15:25)
|
|
||
|
|
1
|
131
|
91/1/15 (15:20)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/28 (08:02)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/9/9 (09:14)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
90/6/23 (22:19)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
90/5/24 (13:27)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
89/12/7 (13:06)
|
|
||
|
|
13
|
316
|
89/11/22 (10:38)
|
|
||
|
|
5
|
62
|
89/4/8 (18:42)
|
|
||
|
|
8
|
194
|
89/4/1 (11:55)
|
|
||
|
|
5
|
118
|
89/3/26 (14:30)
|
|
||
|
|
3
|
147
|
89/3/26 (14:19)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
88/8/27 (14:00)
|
|
||
|
|
8
|
127
|
88/8/12 (16:37)
|
|
||
|
|
2
|
71
|
88/7/25 (19:47)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
88/7/19 (13:42)
|
|
||
|
|
0
|
107
|
88/5/16 (00:18)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
88/5/15 (00:40)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
88/5/15 (00:33)
|
|
ادعا دارم كه یا آنارشیست هستم و پیرو روش انقلابی چه می خواهم بدانم چند نفر مثل ما فكر می كنند
anarshistha.mycloob.com
او قبل از آنكه كشته شود به مرد انقلابی افسانه در ذهن مردم جهان تبدیل شده بود. چه گوارا یك پزشك آرژانتینی بود كه شغل و وطن خود را برای كمك به فقرا كنار گذاشته بود. او در سال 1956 در كنار فیدل كاسترو از كارائیب عبور كرد، تا كوبا را تسخیر كند و باتیستا دیكتاتور كوبا را سرنگون سازد. «چه» در آن زمان موفق نشد، اما دو سال بعد با هوشمندی او مهمترین و پیروزمندانه ترین انقلاب تاریخ آمریكای جنوبی رقم خورد
.سلام
زمان رو به نقطه ای عظیمت کرده است که انقلاب جهانی حتمی است به قول ارنستوی شهید راه درازی در پیش داریم و خون های زیادی باید ریخته شود...
اشتباهاتم را راجع به این که تمام ایدئولوژی ها از یک قماش نیستند می پذیرم اگر این بحث را پیش کشیده ام از این رو است که به صورت جدی به آن فکر می کنم انقلاب با هر تفکری اگر رهایی و سعادت انسان ها را مد نظر داشته با شد لازم و اجباری است هیچ کس نمی تواند ادعا کند که دوره انقلاب ها تمام شده انقلاب ها ممکن است تغییر شکل و الگو بدهند اما تمام شدنی نیستند
زمان زمان ایده آلی است و فضا در تمام جهان روبه سوی انفجار بزرگ است...
پیروز و بهروز و سلامت باشید
با درود
علیرضا عزیز ؛ کدوم فاکتور جهانی و پارامتر تاریخی و مولفه اقتصادی و پارادایم فرهنگی وجود دارد که نشان دهنده آن است که " در جوامع بشری شرایط انقلاب وجود ندارد " . اتفاقا ساده ترین و عیان ترین مولفه ها نشان از وجود شرایط انقلاب در کل جهان است . بحران های اقتصادی و به ته خط رسیدن سرمایه داری و فقر روز افزون عمومی ؛ اعترضات همگانی در سراسر جهان خود نمونه های کوچکی از رشد مولفه های شرایط انقلاب است . در ضمن خود پدیده رشد جهانی فاشیسم ( از جمله طالبانیزم ) نشان از نه تنها وجود شرایط زیر بنایی انقلاب است که نشان از رشد بالای این شرایط دارد . از یاد نبریم که نارضایتی عمومی توده های مردم و ناتوانی نظام های اجتماعی حاکم از حل بحران های اجتماعی سوخت حرکتی و بستر های جذب نیرو و رشد عمومی فاشیسم هستند . علیرضا جان ؛ سعی کنیم که ساده انگارانه با مسایل مهم برخورد نکنیم .
با سپاس
ونس رموس
مزدا
با درود
حسین عزیز نامه ات یک نکته بسیار خوب و با ارزش داشت که مرا خیلی خوشحال کرد. و آن نکته این است که باشکیبایی با نامه من برخورد کرده ای و سعی کرده ای منطقی بر خورد کنی . اما حسین جان ؛ خودت بهتر از من می دانی که گرچه همه ایدئولوژی ها مدعی تلاش برای سعادت بشرند ، اما در واقیت همه ایدئولوژی ها " بر پایه كرامت انسانی بنا " نشده اند و " سوای از ظواهر خود سعادت انسان را سرلوحه كار خود قرار" نداده اند ؛ که اگر ینطور بود فاشیسمی در کار نبود .همچنین باز خود می دانی که مثلا سر لوحه قرار دادن هدفی ؛ نمی تواند واقعا به معنی پایبندی واقعی به آن و یا نشان از راه درست بسوی آن باشد . از این روی گرچه آنارشیسم در کل ( و به ویژه آنارشیسم کلاسیک ) در چارچوب جنبش عمومی سوسیالیستی محسوب می شود اما بن مایه تفکر آنارشیستی و نیز روند تاریخی آن نشان می دهد که آنارشیسم نه تنها ، هر گز منتهی به عدالت اجتماعی نخواهد شد و فقط در مقطع اعتراض در جا خواهد زد ؛ بلکه به لحاظ متد لوژی انقلابی نیز پویایی و نرمش های لازم را ندارد . حسین عزیز امید وارم در روند مطالعاتی و تکامل ات بجایی برسی که از این مرحله گذشته و از تفکر آنارشیستی سکوی جهشی به پیش و بسوی انقلابی راستین بودن بسازی و این گفتار حمید مومنی را به تمامی در یابی که می گفت : شورش نه ؛ گامهای سنجیده در راه انقلاب .
با سپاس
ونس رموس
مزدا
سلام آقای مزدا پ؟!
از نظرات شما بسیار ممنون ام و خوشحالم كه در این دنیای مجازی با شما مكاتبه می كنم و روز به روز به آگاهی هایم افزوده می شود. آن موقع كه پاسخ دوم ام را می نوشتم اطلاعاتم در مورد آنارشیسم خیلی اندك تر از اكنون بود ولی حالا دیدم بازتر و اطلاعاتم افزون تر شده است . آری به قول یكی از استادان بسیار عزیزم آنارشیسم یا هر ایدئولوژی دیگری بر پایه كرامت انسانی بنا شده اند و شوای از ظواهر خود سعادت انسان را سرلوحه كار خود قرار داده اند. گرچه نمی توانم به راحتی تمام گفته های شما را بپذیرم اما آن قسمت ها كه مربوط به آنارشیسم و گوارای شهید هستند برایم قابل تامل و راه گشا می باشند.
من هیچ ادعایی ندارم و خودم را تازه وارد ، جوجه یا شاگرد تازه ورود كلاس درس انسانست و انقلاب و سیاست می دانم. سعی می كنم واقع گرا باشم و تحلیل هایم بر اساس واقعیات اجتماعی و تاریخی باشد.
نكته دیگر اینكه باور دارم كه شرایط كنونی در سرار جهان ایده آل و بغرنج و بحرانی است و این مسئولیتی حقیقی بر دوش هر انسان آزاده و آگاهی است كه ضمن درك شرایط راهی برای مبارزه و رسیدن به سعادت تمام توده های رنج دیده بیابد.
پیروز وبهروز و سلامت باشید.
با درود
حسین عزیز ؛ زمانی که می گویی : " منظورم این نبوده كه گوآرای شهید یك آنارشیست بوده اما آنچه مشخص است این است كه روشی انقلابی و قاعدتا" همراه با خشونت و خون ریزی داشته كه البته این هم قابل بررسی و توجیه است. " نشان دهنده این است که یک مسئله اساسی را نادیده گرفته ای و آن هم ؛ این ست که آنارشیسم یک نوع بینش جهانبینیک سیاسی – فلسفی است نه یک تاکتیک یا استراتژی یا حتی متدلوژی تبیین گر روش های مبارزاتی – انقلابی . گویا برداشت شما از آنارشیسم همان برداشت عامیانه شده است که آنارشیسم یعنی هرج و مرج طلبی یا در نگاهی متکامل تر برداشت شما گویا این است که آنارشیسم مبارزه ای و بینش مبارزاتی مبتنی بر شورش مسلحانه یا دست کم شورش است . این نگاه و برداشت نادرست است . چرا که اگر این برداشت صحیح بود برای نمونه با پدیده هایی چون آرکو سندیکالیسم و آرکوفینیمیسم روبرو نبودیم که اساس مبارزه شان غیر قهر آمیز است . و اساسا تفاوت های مبارزات قهر آمیز و غیر قهر آمیز هیچ ربطی به آنارشیسم و یا حتی خشونت ندارد . چه گوارا معتقد به قهر انقلابی در مقابل قهر ضد انقلابی بود ؛ نه آنکه به خشونت باور داشته باشد . اعتقادات چه گوارا در رابطه با قهر انقلابی در این جمله مائو خلاصه می شد که می گفت : برای نابودی جنگهای فردا همین امروز باید ا سلحه بدست گرفت .
حسین جان اینکه می گویی : " تصور من این است با شرایط زمانی و مكانی كنونی و رخوت روشنفكران انقلابی و دانشجویان یا جوانان پیرو آنها و وضعیت امپریالیسم جهانی از چین و روسیه دودوزباز و منفعت طلب گرفته تا آمریكا و فرانسه قدرت طلب شاید روش های انقلابی ملایم تر و انعطاف پذیر تر شده باشند. " نیز نشان می دهد که چند مورد بنیادی را نادیده می گیری .نخست اینکه هر انقلابی نتیجه یک عنصر اساسی بنام شرایط عینی انقلاب و یک شرط مکمل به نام شرایط ذهنی است . و شرایط عینی هیچ ربطی به مثلا رخوت یا عدم رخوت روشنفکران ندارد . شرایط عینی یعنی مولفه های بنیادی رشد و تکامل زیر بنا های اجتماع. زمانی که آب به نقطه جوش رسید دیگر با فوت کردن نمی توان آن را سرد کرد بلکه یاید مولفه های زیر بنا یی را از حرکت بازداشت و دیگ را از روی آتش بر داشت . " رخوت روشنفكران انقلابی و دانشجویان یا جوانان پیرو آنها " حتی ربطی به شرایط ذهنی هم ندارد . چرا که شرایط ذهنی نیز به مجموعه جامعه بر می گردد . برای نمونه در الجزایر روشن فکران کمونیست دچار دگماتیسم بوده و آمادگی های شرایط عینی برای انقلاب آزادیبخش ضد استمعاری را درک نمی کردند و این بود که دینامیک تاریخی این وظیفه را بردوش بخش دیگری از روشنفکران نهاد و در تاریخ می بینیم که با شروع نبرد ؛ شرایط ذهنی جامعه نیز سریعا به آمادگی های لازم رسیده و انقلاب الجزایر شکل می گیرد . در ضمن پسر خوب ؛ در تحلیل سیاسی اجتماعی شرایط جهانی و تبیین مراحل طغیان اجتماعی و تعیین ضرورت روش های مبارزاتی ؛ مفاهیمی چون دودوز باز و منفعت طلب و قدرت طلبی ؛ مفاهیمی گنگ و غیر علمی هستند ، که فقط به درد تحلیل های دایی جان ناپلئونی می خورند . همچنین نباید فراموش کرد که آنچه تعیین کننده ضرورت مبارزه و کدامین بودن روش های آن ؛ است مرحله رشد تضادو شکاف های درونی اجتماع و سمت و سو آنها ست ؛ نه مثلا دودوز باز بودن فلان کشور یا منفعت طلب بودن بهمان کشور . در ضمن مگر آمریکا و ..... مثلا دودوز باز و منفعت طلب نیستند یا مثلا چین و روسیه قدرت طلب نیستند . یا مگر ... !؟! با سپاس .
و نس رموس
مزدا
منظورم این نبوده كه گوآرای شهید یك آنارشیست بوده اما آنچه مشخص است این است كه روشی انقلابی و قاعدتا" همراه با خشونت و خون ریزی داشته كه البته این هم قابل بررسی و توجیه است. اما درمورد تغییر روش های انقلابی باید بگویم كه همانطور كه باید برای هر حركتی از واقعیات زمانی و مكانی تبعیت كرد تصور من این است با شرایط زمانی و مكانی كنونی و رخوت روشنفكران انقلابی و دانشجویان یا جوانان پیرو آنها و وضعیت امپریالیسم جهانی از چین و روسیه دودوزباز و منفعت طلب گرفته تا آمریكا و فرانسه قدرت طلب شاید روش های انقلابی ملایم تر و انعطاف پذیر تر شده باشند.
با درود
پیام عزیز؛ اتفاقا شرایط عینی حتی در سطح جهانی نیز نسبت به زمان چه گوارا ، نه به لحاظ ماهوی و نه به لحاظ کیفی تغییر نکرده تا بتوان گفت شیوه های مبارزه تغییر کرده است . اگه متعقدی که تغییر کرده لطفانمونه های این تغییرات کلیدی را بیان کن . با سپاس .
ونس رموس
مزدا
نمیشه گفت روشهای انقلابی چگوارا کهنه شده بلکه شیوه های استثمار ملتها متفاوت شده به همین جهت شیوه های مبارزه تغیر کرده.
با درود
حسین عزیز ؛ اولا چه گوارا ؛ هرگز آنارشیست نبود ؛ در ثانی روش های مبارزاتی چه گوارا مختص او نبوده و پیش از او هم وجود داشت و خود او این روش ها را از انقلابات دیگر آموخته بود ؛ ثالثا روش های مبارزاتی را ما تعیین نمی کنیم که کهنه شده یا نشده بلکه این شرایط عینی جامعه است که تعیین می کند روشی آیا کارایی دارد یا نه ؟ برای نمونه همانقدرکه فرمانده کبیر چه گوارا ، چریک بود ؛ فرمانده کبیر کارلوس ماریگلا هم چریک بود . شاید بدانی که او زمانی عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست برزیل بود که با تحلیل درست از شرایط عینی جامعه اش به این نتیجه رسید که روش های مبارزاتی این حزب دیگر کارایی ندارد و جز بی عملی نیست و این بود که نبرد چریک شهری را در برزیل سازماندهی کرد . باسپاس
ونس رموس
مزدا