userinfo close

  ,

ارنستو چه گوارا


chegora

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا عباس آبادی - معاونان
این کلوب جایی برای بحث هایی است که جمعی از علاقمندان به ارنستو چه گوارا آن را مطرح می کنند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
7
279
91/3/5 (14:08)
47
569
91/1/15 (15:25)
1
131
91/1/15 (15:20)
0
6
90/11/28 (08:02)
0
2
90/9/9 (09:14)
0
7
90/6/23 (22:19)
2
7
90/5/24 (13:27)
0
17
89/12/7 (13:06)
13
316
89/11/22 (10:38)
5
62
89/4/8 (18:42)
8
194
89/4/1 (11:55)
5
118
89/3/26 (14:30)
3
147
89/3/26 (14:19)
0
19
88/8/27 (14:00)
8
127
88/8/12 (16:37)
2
71
88/7/25 (19:47)
0
21
88/7/19 (13:42)
0
107
88/5/16 (00:18)
0
18
88/5/15 (00:40)
2
14
88/5/15 (00:33)

عنوان بحث

م ص ط ف ی  , 2526523
م ص ط ف ی - 21:54 1386/10/17

میخوای بدونی چگوارا رو كی لو داد!!!!!!!!

شاید باور كردنش سخت باشه ولی عامل اصلی گرفتار شدن ((چه))فیدل بوده.

نظر تون رو بدین.

مرسی.   

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سینا ش , sina_shojaee
سینا ش - 16:15 1387/11/26
16
من بر طبق مستند هایی كه دیدم می تونم بگم فیدل نبوده،ولی خب اینو میگن سیاست و توی سیاست چیزی به نام وفا وفا نیست
مهدی ح , shahab1864
مهدی ح - 12:02 1387/11/13
15
درود بر دامون عزیز بخاطر تحلیل روشنشان
دایاکو آرام , dayako
دایاکو آرام - 13:07 1387/11/6
14

salam

 

az matne ghashang va ezhare nazare mofasaleton mamnoonam

movafagh bashi

ارنستو چه گوئه وارا دلا سرنا , mk_drche
13

سلام

البته من پدر بزرگ فیدل رو خیلی دوست دارم

اما خب...

مشکوکم

مشکوکم به تو

نمی تونم بمونم با تو...

یه نفر هست مث یه سایه  یه نفر هست مث ...

شما چی فکر میکنید ؟

گش تاسب , xpidops
گش تاسب - 19:25 1387/06/22
12

من شنیده بودم که دو روز بعد از رفتن چه بصورت پنهانی یه روزنامه معروف این خبر را لو داد.

از یه طرف م فکر می کنم روسیه هم تو این کار دست داشت چونچه داشت خیلی برگ می شد و تز هایی که میداد داست روسیه را نگران می کرد . امکانش هم هست فیدل این کارو کرده باشه

از یه طرف دیگه وقتی ه داشت به بولیوی می رفت فیدل بهش گفت ما باید به مملکت بچسبیم تا بتونیم به خلقمون کمک کنیم . چه همانجا فهمید که فیدل چی کارست

آرش آرش , yar0o
آرش آرش - 23:43 1387/03/28
11
چه‌گوارا هفته گذشته 80 ساله شد
دلتنگی‌یك چریك تنها

100941383982.jpg

 

«من در آرژانتین به دنیا آمدم، این مساله بر هیچ كس پوشیده نیست. من هم كوبایی‌ام و هم آرژانتینی و اگر آقایان محترم آمریكای لاتین ناراحت نشوند من خود را یك وطن‌پرست آمریكای لاتینی احساس می‌كنم، وطن‌پرست هر كشور قابل تصوری در آمریكای لاتین و در آن لحظه كه لازم باشد، حاضرم جانم را برای آزادی هر یك از كشورهای آمریكای لاتین فدا كنم، بدون آن كه از كسی توقع چیزی داشته باشم».

و او همین كار را هم كرد بدون توقع جانش را برای آزادی فدا كرد، آن هم در حالی كه با كوله‌بار پروپیمانی از یك عمر تجربه، عمری كه به نظر خیلی بیشتر از 39 سال می‌آید، تنها در جنگل‌های بولیوی به دست دشمن افتاد. سران «سیا» برای صدور فرمان اعدام او لحظه‌ای درنگ نكردند و او برای نجات جانش چانه‌ای نزد. بدون توقع مرگ را پذیرفت، در حالی كه به دنبال مرگ نبود. او به دنبال زندگی بود؛ زندگی آزاد برای همه برادران آمریكای لاتینی‌اش.

چه رازی در این حركت ارنستو چه گوارا نهفته بود كسی نمی‌داند؛ صداقت، شهامت، جسارت، شاید اطمینان به نفس زیادی، اما او این كار را كرد و امروز كه این همه سال از آن روز تلخ و سردی كه او تنها، غمگین و گرسنه در میان جنگل‌های بولیوی اسیر شد می‌گذرد، همه جهان برای شلیك توپ‌هایی به مناسبت هشتادمین سال تولدش لحظه شماری می‌كند. چه‌گوارا اگر زنده بود امروز 80‌ساله می‌شد. 14 ژوئن همه دنیا تولد او را جشن می‌گیرد كه او امروز دیگر آرژانتینی نیست، كوبایی هم نیست، آمریكای لاتینی هم نیست او شمایل قرن بیستم برای آزادی و مبارزه است. شاید او تنها شهروند جهانی باشد؛ چهره‌ای كه الهام‌بخش مبارزه دانشجویان فرانسوی در ماه می 1968 شد، كارگران اعتصابی در لهستان تصویرش را در دست گرفتند، معترضان ایتالیایی پرچمش را بلند كردند و حتی، حتی طرفداران باراك اوباما در آمریكا و در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری تصویر او را به عنوان سمبل مبارزاتشان برافراشتند.

چه، ال چه، امروز 14 ژوئن -25 خرداد- 80 ساله می‌شود.

هرچند شرایط امروز دنیا با 41 سال پیش كه او تنها، غمگین و گرسنه به دست «گری پرادو» ژنرال بولیویایی افتاد بسیار تغییر كرده، اما در آن چهره سركش، مغرور و مبارزه جو كه موهایش را به دست باد سپرده و با كلاه بره‌اش كه یك ستاره قرمز روی آن می‌درخشد، روی تی‌شرت‌های دختران و پسران اروپایی و آمریكایی زنده است، چیزی عوض نشده. او 39 ساله از دنیا رفت تا در حالی كه 80 ساله می‌شود همه همان موهای به دست باد رها شده را به خاطر آورند.

فیدل كاسترو می‌گوید اگر اسلحه «چه» نقص نداشت او هرگز اسیر نمی‌شد، اما برای میلیون‌ها انسانی كه او را شمایل آزادی و رهایی قرن بیستم می‌دانند دیگر فرقی نمی‌كند، همه آنچه در آن تصویر كاملا سینمایی، كاملا گرافیكی و كاملا مردانه نهفته است، از خلال همه ماجراهای قرن بیستم سرافراز بیرون آمد. جنگ سرد تمام شد. رهبران دنیا ماجراهای متفاوتی را تجربه كردند و مردم دنیا ماجراهای متفاوت‌تری را. آنها شكستن دیوار برلین را در روی حالی كه در اتاق‌های نشیمن خانه‌شان نشسته بودند و چشم به تلویزیون داشتند، تماشا كردند. رفتن برژنف و بعد رفتن گورباچف را نیز تماشا كردند و ماندن فیدل كاسترو و نطق‌های آتشین 14 ساعته اش را.

 فیدل كاسترو در مصاحبه با خبرنگاری ایتالیایی گفته است: «وقتی چه به ما می‌پیوست فقط یك شرط قایل شد: این كه پس از انقلاب، زمانی كه خواست به آمریكای جنوبی برگردد، به خاطر دولت و مصالح دولتی از بازگشت وی جلوگیری نشود. ما قبول كردیم و قول دادیم كه پشتیبانی‌اش خواهیم كرد. گاه گاهی او این وعده را یادآوری می‌كرد تا این كه زمانی فرا رسید كه تصمیم رفتن كرد». احتمالا او در سال 1960 در اوج پیروزی انقلاب كوبا، وقتی آن عكاس كوبایی «آلبرتو كوردا» داشت این عكس را از او می‌گرفت داشت همه فردا را در دست بادی كه موهایش را پریشان كرده بود، می‌دید و شاید مثل هر چریك دیگری با خود فكر می‌كرد مرگ او در افكار مردم آمریكای لاتین تاثیرگذار خواهد شد. اما قطعا او نمی‌توانست تصور كند كه روزی مردم فرانسه در «ماگهایی نوشابه می‌خورند كه همین تصویر روی آنها نقش بسته باشد. او قطعا نمی‌توانست تصور كند كه وقتی بچه‌های مدرسه‌ای آمریكایی از سرویس مدرسه پیاده می‌شوند تی‌شرتی را بر تن داشته باشند كه این تصویر روز آن نقش بسته و نمی‌توانست تصور كند كه روی گوشی‌های موبایل سوئیسی هم تصویر او حك خواهد شد.

این تصویر همین روزها در نمایشگاهی از عكس‌های  چه، ال چه، كه در وین پایتخت اتریش به افتخار 80 سالگی او برگزار شده همراه 149 عكس دیگر به مردم مشتاقی كه به دیدارش می‌آیند نگاه می‌كند؛ در بسیاری از این تصاویر او با همین موهای آشفته یا با موهایی كاملا كوتاه، با ریشی درهم و چهره‌ای زنده درحالی كه در بیشتر موارد یك سیگار برگ بزرگ كوبایی را میان انگشتانش دارد، تاریخ قرن بیستم را روایت می‌كند. او از حس مشترك بشری برای آزادی سخن می‌گوید و حسرت ایمان را یادآور می‌شود.

ارنستو چه گوارا در 14 ژوئن 1928 در روزاریوی آرژانتین به دنیا آمد. 17 سالش بود كه وارد دانشگاه پزشكی بوینوس‌آیرس شد. 8 سال بعد تحصیلاتش را تمام كرده بود و 3 سال بعد را در خانه جذامیان گواتمالا به صورت افتخاری گذراند. بعد دست اتفاق او را در مكزیك با فیدل كاسترو و برادرش رائول آشنا كرد و دیگر انقلابیون آمریكای لاتین را شناخت و به آنها پیوست.

«چه» همان دانشجوی جوان موتورسواری كه شهر زادگاهش را ترك كرده بود تا با زندگی آشنا شود، پس از مبارزه در كنار انقلابیون كوبایی برای سرنگون كردن حكومت دیكتاتوری باتیستا، با پیروزی انقلاب كوبا 9 سال در پست‌هایی چون ریاست بانك مركزی و وزارت صنایع كار كرد. رهبر مركزی سازمان سیاسی انقلابی كه در سال 1965 به حزب كمونیست كوبا تبدیل شد، نیز به او واگذار شده بود. همه چیز روبه راه بود، دیكتاتور را بیرون كرده بودند و داشتند سعی می‌كردند تا به اوضاع سر و سامانی بدهند كه او در مارس 1965 از تمامی سمت‌ها استعفا كرد و قول و قرارهای سابق را به فیدل كاسترو یادآور شد، او كوبا را به قصد كمك به نهضت‌های آزادیبخش آمریكای جنوبی ترك كرد. سر از چین و كره درآورد چون مائوتسه تونگ رهبر چین هم آن روزها در اوج بود و بسیاری از مبارزان آزادی در گوشه و كنار جهان، برای هواداری از او به زندان می‌افتادند. چین هم هنوز زمان داشت تا بازنگری كند و اژدهای خفته هنوز نمی‌توانست در خواب هم ببیند كه روزی بازار جهانی را فتح می‌كند.

«چه» از آنجا به كنگو رفت تا در مبارزات انقلابی برای رهایی كنگو از اشغال استعمار مبارزه كند و در نوامبر 1966 سر از بولیوی درآورد و به انقلابیون آن كشور پیوست و فرماندهی یك واحد چریكی را در مبارزه با حكومت دیكتاتوری نظامی آن كشور به عهده گرفت.

این كه تا هشت نه سال پیش حتی جسد «چه» پیدا نشده بود و كسی نمی‌دانست پس از اعدام او چه بر سرش آوردند، خود به رازآمیز بودن مرگ او منجر شد، چون همان طور كه در داستان‌های جنایی تا جسدی وجود نداشته باشد ماجرایی شكل نمی‌گیرد، از آن ماجرای خونین روز 9 اكتبر سال 1967 در مدرسه‌ روستای «هیخورا» بولیوی هم چیزی به جا نمانده بود و دیكتاتورها كه فكر می‌كردند با بی‌سرو صدا كشتنش امكان ابراز عقایدش را از او گرفته‌اند، چهره او را حماسی‌تر كردند. باید 30 سال از آن روز می‌گذشت تا یكی از افسران بازنشسته ارتش بولیوی در بستر مرگ، محل دفن او و یارانش را فاش كند.

ماریو وارگاس یوسا نویسنده مشهور پرویی درباره «چه» گفته است «رزمنده افسانه‌ای با موهای بلند وكلاه بره آبی، مسلسلی بر دوش و سیگار برگی لای انگشت‌ها كه تصویرش سراسر جهان را درنوردیده بود و در دهه 60 نماد دانشجوی انقلابی، الهامبخش تغییرات بنیادی جدید و الگوی آمال انقلابی جوانان در 5 قاره جهان بود.» هرچند یوسا هم با همه تغییراتی كه در آغاز دهه 90 قرن بیستم دنیا را متوجه كرده بود فكر می‌كرد باید روی چهره‌های انقلابی خط بكشد و روح حماسه را به دست باد بسپارد و افزوده بود: كه این تصویر اكنون تصویری كم وبیش از یاد رفته است كه دیگر نه الهام می‌بخشد و نه توجه كسی را جلب می‌كند... اما هنوز زمان لازم بود تا ققنوس از خاكسترش برخیرد و عقایدی را كه لابه لای همان دفترچه حالا رنگ و رو رفته‌ای كه یك روز در یك كتابفروشی كوچك در شهر فرانكفورت خریده بود  درست مثل داستان‌های پل استر  دوباره به جهان یادآور شود؛ عقاید مرد زنده‌ای كه به دنبال زندگی برای برادرانش بود... او در یكی از صفحات همین دفترچه نوشته بود:
«مردم را دریاب/ هرگز سازش نكن/ كسانی كه سازش نمی‌كنند می‌میرند/ اما مرگشان عین حیات و زندگی ست»
هرچند نبرد جهان‌گستر علیه امپریالیسم و مبارزات رهایی‌بخش آمریكای لاتین همچنان مضامین اصلی تفكر و كنش سیاسی ارنستو رافائل دولا سرنا مشهور به چه گوارا  را تشكیل می‌داد، اما انتقاد از بن‌بست الگوی‌های شوروی داشت شكل می‌گرفت و كسی چه می‌داند شاید اگر او در آن روز 9 اكتبر سال 1967 تنها، غمگین و گرسنه دستگیر نمی‌شد، شاید اگر پس از آن مثلا سر از زندان تروخیلیو دیكتاتور دومینیكن درنمی آورد یا مثلا نامش درمیان فهرست زندانیان سیاسی ناپدید شده در زادگاهش آرژانتین قرار نمی‌گرفت، اگر به خودش اجازه می‌داد زنده بماند و سالخوردگی را هم تجربه كند اولین كسی بود كه پتك خود را برای فروریختن دیوار برلین بر آن هیولای بتنی كه نماد جنگ سرد بود فرود می‌آورد؛ با همان كلاه بره، ریش‌های درهم، موهای سپرده شده به دست باد و این بار جوگندمی اما.

در آخرین نامه ارنستو چه گوارا آمده: «من یك ماجراجو هستم. اما نه از آنهایی كه برای اثبات شجاعت‌شان زندگی را به بازی می‌گیرند. من دنبال مرگ نمی‌گردم، اما احتمال رویارویی با آن وجود دارد. پس شاید این خداحافظی من باشد. گاهگاه از این فرمانده كوچك یادی بكنید».

چه در قاب‌

چه گوارا با فیلم حماسی و 4 ساعت و نیمه «چه» ساخته استیون سودربرگ امسال فاتح جشنواره كن هم بود؛ در این فیلم فیلمساز برنده اسكار ظهور و سقوط مشهورترین چریك دنیا را كالبدشكافی كرده است. این فیلمساز آمریكایی كه سال‌ها تحقیق و بررسی كرده بود تا این فیلم را بسازد و آن را در 2 قسمت كاملا جداگانه ساخته و اصرار هم دارد كه آنها را با فاصله به نمایش درآورد درباره زندگی چه گفت «او یكی از شگفت‌انگیزترین زندگی‌های قرن پیش را داشت. این واقعیت كه چه دو بار به خاطر دیگران از زندگی خود گذشت برای من شگفت‌آور است. او حتی از خانواده خود نیز گذشت».

این پروژه 60 میلیون دلاری كه با سرمایه‌گذاری اروپایی‌ها ساخته شده، در اسپانیا با حضور گروهی از بزرگ‌ترین ستاره‌های آمریكای لاتین فیلمبرداری شد. و چه امسال جایزه جشنواره كن را هم ربود؛ «بنیچیو دل تورو» بازیگر 41 ساله پورتوریكویی كه در نقش چه ظاهر شد، بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت و سرانجام جایزه بهترین بازیگر مرد را هم از آن خود كرد. این بازیگر برنده اسكار كه به قول یكی از منتقدان آمریكایی در فیلم به «چه» تبدیل شده از ابتدای شكل‌گیری این فیلم همراه سودربرگ و درگیر پروژه‌ای بود كه ساخت آن 7 سال طول كشید. او با گروه فیلمسازی برای تحقیق و گفتگو با معدود چریك‌های بازمانده به كوبا، بولیوی، پاریس و میامی سفر كرد و از نزدیك در شرایط زندگی چه قرار گرفت.

 

رویا دیانت

منبع:‌ ضمیمه نسل 3 روزنامه جام جم  ( 28/3/87)

آرش آرش , yar0o
آرش آرش - 23:39 1387/03/28
10

فقط میتونم بگم خنده داره!!!!

اگر چه من از فیدل زیاد خوشم نمیاد ولی فیدل و فرمانده ارنستو با هم قرار گذاشته بودند كه بعد از آزادی كوبا ال چه كوبا رو ترك كنه و مبارزه رو ادامه بده.فیدل دلیلی برای لو دادن چه نداشته!!!

راستی كدومتون امسال تولد فرمانده رو بهش تبریك گفتید؟

شعار فرمانده یادتون نره :‌   ! Homeland  or Death

مهدی محجوب , mmahjoob
مهدی محجوب - 21:15 1387/03/13
9

ممنون از اطلاعات شما در مورد آقای عمومی.معتقد به مخدوش بودن ترجمه نیستم چون متن اصلیش رو خوندم.دیگه زمانه عوض شده و همه ما هم کمی سواد داریم و بدست آوردن یه کتاب به شکل آنلاین خیلی سخت نیست.

البته ترجمه ایشون قطعا ترجمه قوی ای نیست:مثلا یه جای ترجمه واژه german Shepherd  رو که اسم یه نوع سگ گله هست ترجمه کردن :چوپان آلمانی!! و دیگه فکر نکردند که وسط بولیوی چوپانهای آلمانی چیکار میکردند!!!

سمیرا ساغری , samir2blind
سمیرا ساغری - 13:16 1387/03/13
8
موضوع تاپیک که با عرض معذرت حرف بی پایه و اساسیه
 
اما یه چند تا نکته
1- کسی که اطلاعات خیلی زیادی در مورد نجوه حرکت یا مسیر های مورد استفاده چگوارا ، با تحلیل خودش ، به امریکایی ها ارائه کرد ، نه رژی دبره نظریه پرداز جنبش چریکی که یک نویسنده نام آشنای دیگر فرانسوی که آنموقع 19 ساله بود و توسط سیتمهای اطلاهاتی امنیتی آرژانتین ، ذستگیر  به سیا تحویل داده شده ، بود . کسی که تا قسمتی تونست به سیا کمک کنه ، نام فوق العاده آشنائیه!
روژه گارودی!
2- آقای مهدی ! محمد علی عموئی ، مترجم کتاب مورد نظر شما، از اعضای  سازمان نظامی  حزب توده بودند نه چریک ، قابل توجه  که ایشان شدیدا با جنبش چریکی در پیش از انقلاب (دوران اعتلای جنبش چریکی) مرز بندی داشتند و حضور در بازوی نظامی یک سازمان سیاسی به هیچ وجه نباید چریک بودن ایشان را به ذهن متبادر سازد (اگر سند برای حرفم می خواهید می توانید به کتاب «درد زمانه» حاطرات زندان محمد علی عموئی مراجعه بفرمائید در بازار موجود هست) از این رو و همچنین سابقه تاریخی دشمنی اعضای حزب توده با مشی چریکی (و چگوارا به عنوان سمبلش)، ناگفته پیداست که احتمال مخدوش بودن ترجمه فوق ، وجود دارد.
دلشدگان ط , pesarirooni_88
دلشدگان ط - 13:10 1387/02/27
7

aghaye mehdi harfet 2roste chon age ekhtelaf nadashtanke che tanha nemishod

am  baz ham man moteghedam ba vojoode ekhtelafe nazar, che hamchenan fidelo rahbare khodesh midoonest

 

مهدی محجوب , mmahjoob
مهدی محجوب - 22:08 1387/02/15
6
آقای سپهر
فیدل ،چه رو لو نداد...به کی باید لو بده؟دست نوشته های چه تا شب قبل از دستگیریش هنوز وجود داره،اصلا بحث لو دادن نبوده،چه همون اوایل عملیات نفوذش به بولیوی فهمیده بوده که دیکتاتوری از حضورش در بولیوی با خبر شده،نیازی هم نبوده که فیدل بخواد لو بده! در واقع گروه چریکی نفوذی،دو دسته شدن که رهبری یکی با چه و دیگری با فردی به نام ال چینو بود که وارد بولیوی شدند،قرار بود زمان خاصی به هم ملحق بشن.گروه ال چینو وسط کار شناسایی و قلع و قمع شد،اما چه این موضوعو خبردار نشدو متاسفانه عملیات رو با بیست سی نفر آدم ادامه داد،قرار بود در مسیر از مردم بومی نیرو جذب کنند اما مردم به دلیل سرسپردگی یا ترس از دیکتاتوری بولیوی بهشون ملحق نشدند...اطلاعات بیشتر رو از کتاب دست نوشته های چه گوارا ،روز شمار عملیات در بولیوی با ترجمه آقای عمویی که میگن خودش چریک بوده بخونید ،جالب و خوندنیه.

اما آآقای بهنود،شک نکنید که چه با فیدل مدتی قبل از سفر بی بازگشت به بولیوی اختلاف نظرهای ایدئولوژیک جدی پیدا کرده بود که برای حفظ انقلاب نوپای کوبا بهش دامن نمیزدند.
دلشدگان ط , pesarirooni_88
دلشدگان ط - 11:40 1387/02/8
5

sepehre aziz in gofteye to jaye tajob dare

che ta akharin lahazate omresh fidelo be onvane rahbare khodesh ghabul dash va be oo ba tamame vojud iman dash doroste alan fidell raho eshtebah rafte, ama agar fiddel nabud motmaen bash ernesto, cheguevara nemishod

dar kol ba nazaret mokhalefam

عقاب م , smile_haha
عقاب م - 18:37 1386/12/26
4

سلام!

خوب توضیح بده برادر!

دختر  زرتشت  , 27410
دختر زرتشت - 03:06 1386/12/3
3
شما رو چه حسابی این حرفو می زنید ؟ مدرک دارین ؟
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.