| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
98
|
86/12/18 (14:14)
|
|
||
|
|
1
|
39
|
86/4/8 (06:10)
|
|
||
|
|
1
|
55
|
86/3/31 (20:14)
|
|
||
|
|
15
|
222
|
86/3/31 (20:13)
|
|
||
|
|
1
|
48
|
86/1/21 (02:09)
|
|
||
|
|
1
|
37
|
85/12/14 (01:08)
|
|
||
|
|
0
|
35
|
85/10/20 (22:15)
|
|
||
|
|
0
|
28
|
85/8/21 (22:57)
|
|
||
|
|
3
|
34
|
85/7/24 (21:26)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
85/6/25 (18:06)
|
|
||
|
|
4
|
32
|
85/5/29 (20:37)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
85/5/11 (09:05)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
85/3/8 (01:42)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
85/3/4 (22:43)
|
|
||
|
|
1
|
0
|
85/3/3 (23:06)
|
|
||
|
|
2
|
2
|
85/2/4 (04:01)
|
|
||
|
|
11
|
21
|
85/2/2 (21:25)
|
|
||
|
|
5
|
8
|
85/1/23 (19:50)
|
|
||
|
|
3
|
4
|
85/1/18 (00:07)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
85/1/2 (10:09)
|
|
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده روهرویی که عمل بر مجاز کرد(حافظ)
(قسمتی از گفتگو در محیط چت کلوب!)
گلناز : ما به اندازه کافی توی دنیای حقیقی نگران و مضطرب هستیم. نگران اینکه شخصیتمون زیر سوال نره یا اینکه پشت حرفها چیه و ...این، خودت هم میدونی، باعث شده که عضلاتمون منقبض بشه و زیاد بهمون خوش نگذره!
*** : گلناز ازت خواهش میكنم خودتو معرفی كن
گلناز : من خودم رو معرفی کنم؟!چطوری؟
***: بله لطفا
*** : بگید : آرش هستید
***: و بقیه قضایا
گلناز : این جوک جدیده؟!! (خنده)
گلناز : اتفاقا وقتی اولین بار مطالب آرش رو دیدم ، پیش خودم فکر کردم چقدر شبیه منه! اما من یه دخترم و فکر نکنم او دختری باشه که نقش یه پسر رو بازی می کنه!
*** : من توی كلوب خودتون معرفی نمیكنم اما یك نفر رو میشناسم
*** : كه سه تا اسم مختلف داره
گلناز : کی هست؟
*** : خوب گوش كن من مثل آرش هر چیزی رو هزار بار تكرار نمیكنم تا طرفم رو مجبور به فهمیدن كنم دقت كن
گلناز : بگو دارم گوش می کنم! در ضمن عصبانی نباش! من خوشم نمیاد یه پسر با من با عصبانیت حرف بزنه ( اخم!)
*** : اون بالا گفتم كه اسم نمیبرم
...
سالها پیش که کتاب سی بل را خواندم، باور سرگذشت این انسان برایم خیلی سخت بود. اما به مرور با دیدن آدمهایی متفاوت از دوستان شاد و خندان کودکی و نوجوانی ام، قابل باور شد!
داستان این فرد (سی بل) که از نوع چند شخصیتی های نادر در تاریخ روانشناسی است شاید در نظر اول دور از ذهن بیاید اما به روشنی حکایت از واقعیت تلخ فشارهای روانی یک مادر بیمار اسکیزوفرنی دارد که در دختر بچه ای کوچک در طی چند سال، شخصیتهایی مستقل ، متفاوت، و قابل تفکیک! ایجاد می کند و شگفت اینکه سی بل از این 15 شخصیت دیگر بی خبر است!!
گاه می بینیم که جامعه ارزش مدار!! ما نقش همان مادر اسکیزوفرنی (یا هر مرض لعنتی دیگر!) را ایفا می کند. گریزهای روحی افراد از فشارها و آزارهای این مادر باعث بوجود آمدن انسانهایی چند شخصیتی میشود. کمبود محبت، تزریق فضیلتها و شجاعتهای دروغین، تزریق باورهای ضد انسانی، سرکوب امیال طبیعی، نفی رفتارهای جنسی، خود سانسوری، بار سنگین خوب بودن به بهای ریاکاری اجتماعی ... همه دست به دست هم می دهند تا در پستوهای تاریک و مخفی ، تکثر شخصیت ایجاد شود!
روزی که وارد دنیای مجازی شدم، به نظرم رسید که بیشترین کاربری اینترنت، بیان خود با جسارت تمام است. می دیدم که چطور با جسارت، افراد سعی در برون ریزی درونیات خود دارند که حتی گاه با حرفهای رکیک همراه می شود!! یا حتی بیان عقاید سیاسی! بعد از مدتی دیدم که این ترنت (منظورم همین ترنت هست!) مجالی است تا افراد چند شخصیتی با بیان شخصیتهای پنهان مانده خود در اجتماع، از بند این زندان حقیقی! خود را رها کرده و زندگی آزادانه ای در دنیای مجازی (دروغین!) داشته باشند: دختری که پسر بود و پسری که دختر بود! جانماز آبکشی که سکس چت می کرد و خوره سکسی که جانماز آب می کشید! بی سوادی که دکتر می شد و دکتری که مثل یک کودک تازه از تخم سر در آورده میشد! البته این ها تناقضات هست. شاید نمونه های بیشتر و نزدیک تری شما هم دیده باشید.
در واقع این فضای مجازی مجالی بود برای بروز شخصیتهایی که در دنیای حقیقی جرات بروز کردن نداشتند. اما نمونه های شگفتی هم بودند که حتی در این دنیای مجازی جسارت بیان آزادانه خود را نداشتند و خود سانسوری می کردند. چنان الگوها روی الگوها به مغزشان چسبیده بود که سنگ پای کرمان هم حریفش نمی شد! (!)
به عنوان یک کاربر این دنیای مجازی وقتی با کلوب آشنا شدم، پذیرش و آگاهی ام از دنیای حقیقی و مجازی آنقدر بود که بتوانم خصوصیات این جامعه مجازی را هم بپذیرم. آنقدر که بتوانم شخصیت اصلی گوینده یا شنونده را درک کنم، آنهم فارغ از لایه های مجازی! (چه در دنیای حقیقی و چه مجازی)
به پدیده دوست اینترنتی خیلی فکر کردم؛ به تفکیک دو جامعه مجازی و حقیقی فکر کردم و اینکه آیا لازم هست که دوستان دنیای مجازی تو جزء دوستان دنیای حقیقی ات هم باشند؟ آیا لازم هست که مثلا بدانیم گلناز کجای این سرزمین آریایی نفس می کشد و چه شکلی است ؟ یا مثلا وزن آرش قمیشی چقدر است؟! (آرش جان ببخشید، متاسفم که هرجا از خودم مایه می گذارم از تو هم می گذارم! گفتنش لازم بود)
اما به مرور با پدیده دیگری آشنا شدم که ناچارم اعتراف کنم که حال مرا بد کرد! آنهم تکثر در تعداد پروفایلها بود. روزی با یکی از دوستان کلوبی ام (شما نمی شناسید) در این مورد گفتگو می کردیم. مصّر بود که تعدد پروفایل چیز خوبی است چون باعث رشد شخصیتهای مختلف آدم می شود! فکر کنم عصبانی هم شدم. آخر مرد حسابی! تمام روانشناسان دنبال وحدت وجود هستند و تو از رشد شخصیتهای مختلف حرف می زنی؟! شاید منظورش رشد وجوه مختلف آدم بود؟ نه ! بعضی آدمها هستند که وجوه مختلف دارند و دیدن تلولو نور در الماس وجودشان واقعا دیدنی است، سخت و زیبا! اما تجربه به من ثابت کرده که این الماسها در زوایای مختلف می درخشند که این زوایا کلوبهای مختلف و گفتگوهایی است که انجام می دهند، نه در تعدد پروفایل!!
جالب اینجاست که گاهی حتی ما نه با تعدد شخصیت مواجه هستیم و نه با وجوه مختلف! بلکه همه اش را سر و ته کنیم با تکثر پروفایلی مواجه هستیم که فقط یک نفر با یک هدف پشت آن پنهان شده! یک هدف مشترک که توسط چند نفر که یک نفر هستند انجام می شود! واقعا به نظر شما علت این تکثر در دنیای مجازی چیست؟
یاد زبل خان افتادم! زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه جا!!! این حس قدرت که یک هدف مشترک را با چند پروفایل انجام بدهی، واقعا شاهکار این دنیای مجازی است. اما متاسفانه متوجه روح نا امنی شدم که بر این جامعه مجازی حکمفرماست! تا حالا ندیدم که آدمهای چند پروفایلی احساس نا امنی کنند که مبادا آن یکی پروفایلشان لو برود! چون بدجوری مست قدرت کاذبشان شده اند! اما کسانی که با یک پروفایل هستند بیشتر احساس نا امنی می کنند. از طرفی کسانی که خودشان چند پروفایل دارند دائما آدم را با یکی دیگر اشتباه می گیرند! چرا؟ نمی دانم!
یکی برای خودش نظر می فرستد، یکی در جواب بحثهایش خودش حرف می زند! یکی برای خودش نوشابه باز می کند و چلوکباب سفارش می دهد! یکی برای خودش نامه می نویسد! یکی با خودش دعوا می کند! یکی با خودش آشتی می کند! یکی شاید حتی با خودش سکس چت هم می کند!! نقش منجی و ناجی را هر دو را با هم بازی می کند! نقش خواستگار و معرف و تایید کننده و مشوق و ... با هم بازی می کند! نقش آخوند و داماد و مادر عروس و پسر خاله داماد را با هم بازی می کند و نقش مرید و مراد و حسن قلی خان و استاد و دانشجو را با هم بازی می کند...
کاش حداقل یک نامه به هم می نوشتند و هماهنگ می کردند!
اما یک چیزی را می خواهم اعتراف کنم. می خواهم از نقطه ضعفی پرده بردارم که دیگر نقطه ضعفم نیست! (لبخند)
مدتی بود که به شدت از اینکه به من بگویند تو فلانی یا بهمانی هستی خسته شده بودم! نه اینکه او بد بوده باشد، نه! گاهی این افراد را اتفاقا خیلی دوستشان دارم، بیشتر از آنچه که فکرش را بکنی ؛ از این ناراحت می شدم که میدیدم چطور وجود داشتن من نادیده گرفته شده و از طرفی بیچاره خودش را دچار هزار جور خودسانسوری و پشتک- معلق ناشیانه می کرد که دست فلانی (تازه فلانی، نه من!) را رو کند، خسته می شدم و ناچار حاضر می شدم تا آن دختر خانم یا آقا پسر ، صدای نازنین مرا شنیده و خیالش راحت شود! بگذریم که گاهی این تازه اول ماجرا بود!
به جرات می توان گفت که دنیای مجازی دنیای جدیدی است. گاه ما کاربران تمام قوانین دنیای واقعی را با خود با این دنیای مجازی منتقل می کنیم و گاه مصّر هستیم که دنیای مجازی کلوب را به دنیای واقعی پیوند بزنیم. اما آیا تمام قوانین دنیای واقعی در این دنیا هم کاربرد دارند؟ و آیا این پیوند زدن کار درستی هست یا نه؟
(لبخند)
گلناز
http://www.cloob.com/club.php?id=3177#&postone&632218&
ادامه بحث تکثر از نوع مجازی!!...
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهرویی که عمل بر مجاز کرد
(حافظ)
دوست عزیز
در ابتدا اشاره کنم که منظور من از این بحث، باز کردن روابط در دنیای مجازی است. با طرح این سوال که آیا خوب (یا لازم) هست که این روابط را به دنیای خارج از نت هم پیوند بزنیم؟و آیا می توان برای این جامعه قوانینی متصور شد؟
به نظر من این بحث پیچیده و مهمی می تونه باشه که در هر جواب باید بیشتر و بیشتر بازش کنیم. شاید بد نباشه که یک دسته بندی خیلی کلی از کاربری جامعه مجازی برای افراد مختلف داشته باشیم. ممکنه که دسته بندی من کامل نباشه ولی شاید راهگشا باشه. لازمه بگم در تمام این دسته ها، آدمهای خوب و بد وجود داره!
دسته اول: کسانی که از جامعه مجازی به عنوان یک وسیله ارتباطی و جهت معرفی در دنیای واقعی (فیزیکی) استفاده می کنند. کار جامعه مجازی برای این دسته افراد مثل کار کارت ویزیت، کاتالوگ و بروشور، سایت های معرفی و ... می باشد. یعنی وسیله ای است برای معرفی خود به کاربران جامعه مجازی، جهت ارتباط با آنها در دنیای واقعی.
خصوصیات پروفایلی دسته اول (به طور عموم): عموما عکس واقعی خودشان را در پروفایل نصب می کنند. اکثرا شماره تلفن خود را در قسمت ارتباطات ذکر می کنند. محل کار خود را ذکر می کنند و ... همانچه که در دنیای واقعی بروز می دهند در اینجا هم هستند. ( دروغگو، راستگو، فرصت طلب، دانشمند... ) ممکن است فضای پروفایلشان کمی تا قسمتی ابری باشد! یعنی راست و دروغ در هم آمیخته که به مرور در ارتباطات صمیمانه تر، حقایق را خورد خورد بروز می دهند. ممکن است آدمهای خوبی باشند مگر اینکه خلاف آن ثابت بشود!
اهداف: استفاده از جامعه مجازی برای گسترش ارتباطات کاری یا روابط شخصی، استفاده از جامعه مجازی به عنوان حجم زیادی از آدم! که امکان انتخاب خوبی برایشان فراهم می کند. البته اهداف دوستی و ارتباطی شان را هم می شود در این دسته بندی جا داد: گفتگو، دوستی رفاقتی، سکس ، عشق!، عشق و سکس، دوستی های کوتاه مدت (جهت ارضای حس تنوع طلبی!)...
امتیازی که به خود می دهند: من واقعی هستم! نترس!!
روشها: اوه خیلی متنوع است؛ از سکس شروع می کنند به روابط کاری می رسن! از روابط کاری شروع می کنن به سکس می رسن!! از رفاقت شروع می کنن، عاشق می شن! و ... گفتگوی چت کلوب و یاهو و تلفنی و ... متنوع ترین روشها رو در این گروه می شه دید. خیلی درگیر روابط نمی شن، چون با پیش فرض گذرا بودن شروع می کنند. اما معمولا خیلی سعی در اعتماد سازی می کنند.
شرایط جامعه مجازی از دید آنها: جامعه مجازی فضای گسترده ای برای انتخاب متنوع است. پوشش خوبی برای مشکل ایجاد نکردن در روابط بعدی است (در صورت شکست در هر رابطه قبلی- انگشت نما شدن جامعه واقعی را ندارد!)
دسته دوم: کسانی هستند که جامعه مجازی برای آنها گریزگاهی است برای استراحت و فرار از فشارهای زندگی واقعی واز همه مهمتر عدم جوابگویی نیاز به ارتباطات در دنیای واقعی. زیرا ارتباطات آنها در دنیای واقعی محدود است؛ یا اینکه در ارتباطات خود در دنیای واقعی خیلی شکست خورده اند، یا اصلا مشکل ارتباط برقرار کردن دارند (به هر دلیلی) و امکانات دنیای مجازی راهی برای آنها باز می کند تا ارتباطات بیشترو راحت تری داشته باشند.
خصوصیات پروفایلی دسته دوم به طور عموم: پروفایلشان آنطور که دلشان می خواهد باشند نوشته می شود. به جز موارد استثناء، بیشتر به روابط با جنس مقابل بها می دهند تا همجنسان. در پی اد کردن هرچه بیشتر افراد هستند. از چت کلوب خیلی استفاده می کنند. عاشق شعرهای عاشقانه هستند! به دنبال راههای نفوذی جهت ارتباط در پروفایل دیگران می گردند (اِ تو مدیری؟ من هم مدیرم- شکست خوردی؟ من هم همینطور...)
اهداف: در یک کلام به دنبال دوست شدن می گردند. اما منظورشان از دوستی مفهوم نیست! ملقمه ای از عشق های آب دوغ خیاری شدید! سکس و I love you های کلیشه ای، پر کردن فضاهای خالی و عمیق به جا مانده از دوران کودکی تا نوجوانی و... نمی دانند باید در دنیای حقیقی هم این ارتباط اینترنتی را راه داد یا نه؟ و معمولا وقتی کار دوستی شان به دنیای واقعی می کشد که حسابی عاشق شده اند و متاسفانه در دنیای واقعی دوستی اینترنتی آنها بدلیل طی مسیر نادرست، دروغ گویی ، توی ذوق خوردن و سوء استفاده های جنسی (بیشتربرای خانمها) تبدیل به شکستهای سختی می شود! (نپرس از کجا، آمارش رو دارم!)
امتیازی که به خود می دهند: چقدر من عاشق پیشه و حساسم!
روشها: با من دوست می شی؟ ارسال شعر و مطالب خواندنی!! (کلا یه کم گیج می زنن!!- ببخشید نظر شخصی من بود!)
شرایط جامعه مجازی از دید آنها: اوه خدای من چقدر پسر!! یا اوه خدای من چقدر دختر!! (البته برای مشنگ ترینشان این بیشتر صادق است!)
دسته سوم: کسانی هستند که خیلی هم توی فکر ارتباطات نیستند. یعنی در جامعه واقعی ارتباطات نسبتا خوبی برقرار می کنند و آدمهای شکل گرفته ای هستند در ظاهر، اما بدشان هم نمی آید شاید یک case خاص از این رهگذر نصیبشان شود. به هر کسی رو نمی دهند و با هر کسی ارتباط برقرار نمی کنند. مخصوصا دخترها که درست مثل جامعه واقعی فکر می کنند پسر جماعت رو نباید بهش رو داد! وگرنه...
خصوصیات پروفایلی: خیلی از خود متشکر هستن!(لبخند) از تمام الفاظ و اشعار و جملات قصار بزرگان جهت بلند مرتبگی و شایستگی خود استفاده می کنند!(بیشتر، دختران) یا سعی می کنند هرچه بیشتر بامزه تر، شیطون تر و باحال تر به نظر بیایند (بیشتر، پسران) ، فضای پروفایلی شان ابری است. شاید راست شاید دروغ! اما بیشترشبیه نقابهای بالماسکه ای بامزه می تواند باشد.
اهداف: بیشترعاشق بحثهای نفر قبلی و بعدی هستند. دوست دارند با ابراز چند کلمه و یا جمله، بامزه تر و جالب توجه تر باشند. بیشتر سرگرمی و شوخی برایشان مهم هست.
امتیازی که به خود می دهند: من خیلی ناز و یا بامزه ام!
روشها: گاهی خیلی وقتها هستند گاهی خیلی وقتها نیستند! اما بهترین روش همان نفر قبلی و بعدی است!! و البته قرارهای دسته جمعی اعضا کلوب در کوه و گل گشت!
شرایط جامعه مجازی از دید آنها: می توان بامزه تر و زیبا تر از جامعه واقعی به نظر بیایی!
دسته چهارم: حرفه ای ها! به طرز جالبی می دانند از فضای مجازی چه می خواهند! به همه به چشم یک احتمال بالقوه نگاه می کنند! نه در بحثها شرکت می کنند، نه در کلوبها عضو می شوند، نه حتی لیست دوستان دارند! اما عاشق سکس از انواع مختلف هستند. گفتاری ، شنیداری، رفتاری، پنداری... (خدا من رو ببخشه یاد شعار گفتارنیک کردار نیک... افتادم!)
خصوصیات پروفایلی: اکثرا پروفایلهاشان خالی است! غیر از مشخصات اولیه و قد و وزن!!
اهداف: سکس چت، سکس وب، سکس کم، سکس تل! سکس...
امتیازی که به خود می دهند:؟؟
روشها: اهل سکس هستی؟ و...
شرایط مجازی از دید آنها : wow چقدر ...!!!
دسته پنجم: کسانی که عادت به share کردن مغزها و تجربیاتشان دارند. دوست دارند افکار خود را بیان کنند. از تاثیر روی دیگران لذت می برند و احساس مفید بودن بهشان دست می دهد. آدمهای آگاهی بین این دسته می توان دید. نیاز به بیان تفکرات خود دارند. نیاز به تاثیر روی دیگران دارند.
خصوصیات پروفایلی: پروفایلهایی پخته و جالب دارند. کلوبهایی با بحثهای جدی عضو هستند. وبلاگهای خواندنی دارند. خیلی ادعایشان می شود! (لبخند) پروفایلشان با بیان خصوصیات جالب ، دهان بعضی ها را آب می اندازد!
اهداف: روشنگری، تاثیر گذاری، چالش (کشیده شدن و کشاندن!) ...
امتیازی که به خود می دهند: من موثرم!
روشها: در بحثها شرکت می کنند و مطالب جالبی برای گفتن دارند. گاه می توان آنها را در دنیای واقعی دید!...
شرایط مجازی از دید آنها: جایی برای بیان نظرات! و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری ...
دسته آخر!: آدمهای گم! آدمهایی که معلوم نیست کی هستند! این آدمها اگر باسواد باشند توسط گروه قبل به چالش کشیده شده و شخصیتهای جالبی از خود نشان می دهند. اگر نباشند هم که هیچ! معمولا از پروفایلشان نمی توان آنها را شناخت. کشفشان احتیاج به چشمهای تیزبین دارد...
اما چند پروفایلی ها! می توانند در تمام این دسته بندیها حضور داشته باشند. در بعضی بیشتر و در بعضی کمتر، با دلایل متفاوت! حالا نوبت شماست!
(راستی اگر خودم را بخواهم در یک دسته قرار بدهم مجبورم یک دسته جدید عنوان کنم ! دسته پرحرفها؛ سالاد کلمات درست کن ها، جنگل کلمات سازها؛ دیوانه ها، غیر قابل تحملها، سخت ها، جرئت داری دست بزن ها، عجب آدمی هستن ها، تو رو خدا بس کنن دیگه ها... همه این ها ها برای اینه که احساس تنهایی نکنم!! راستی به نظر شما من پروفایل دیگه ای هم دارم؟)
لبخند