| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
1
|
91/1/21 (10:31)
|
|
||
|
|
6
|
26
|
90/6/11 (12:50)
|
|
||
|
|
4
|
17
|
90/6/11 (12:47)
|
|
||
|
|
7
|
28
|
90/6/11 (12:46)
|
|
||
|
|
8
|
33
|
90/4/31 (00:35)
|
|
||
|
|
4
|
14
|
89/9/22 (18:34)
|
|
||
|
|
4
|
18
|
89/8/5 (00:02)
|
|
یه روز ضربه ای میخوری تو عشق که نمیتونی پاشی
آخه آدم خوبی نیستی و نمیتونی باشی
خیلی خوبم باشی"موندن با تو بده دیگه
بدون گرفته تو زندگیم جاتو کس دیگه
یه لحظه هم نمیتونم خیال کنم نباشی
من حاضرم بمیرم و فقط تو زنده باشی.





دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!
دلا دیدی که ان فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق نیلی
بجای لوح سیمین در کنارش فلک بر سر نهادش لوح سنگی