userinfo close

  ,

بودا


budhaclub

تاسیس: 6 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهیار م - معاونان
سیذارتا گوتاما ساکیامونی ،ملقب به بودا ، بزرگترین شخصیت تاریخ طریقت و معنویت
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
60
603
90/12/27 (21:02)
10
216
90/8/5 (10:49)
13
262
90/2/10 (15:29)
12
193
89/9/29 (17:17)
40
405
89/8/12 (14:07)
17
694
89/1/31 (08:35)
17
218
88/12/27 (10:00)
19
321
88/6/2 (11:32)
16
210
88/4/22 (03:10)
2
177
87/4/23 (11:20)
15
203
86/7/16 (15:52)
8
66
90/6/12 (14:52)
1
29
88/9/18 (07:56)
3
20
88/9/14 (18:02)
6
56
88/3/8 (10:35)
0
12
88/3/7 (13:48)
0
28
88/1/3 (19:43)
0
51
87/7/10 (16:28)
0
15
87/4/20 (15:20)
0
37
87/3/12 (15:43)

عنوان بحث

پویا س , pouya_devil
پویا س - 18:08 1386/06/15

کوان.موندو.روایت.شعر

 

 

آنی بود ، در ها وا شده بود .
برگی نه ، شاخی نه ، باغ فنا پیدا شده بود.
مرغان مكان خاموش ، این خاموش ، آن خاموش . خاموشی
گویا شده بود.
آن پهنه چه بود : با میشی ، گرگی همپا شده بود.
نقش صدا كم رنگ ، نقش ندا كم رنگ .پرده مگر تا
شده بود؟

من رفته ، ما بی ما شده بود.
زیبایی تنهاشده بود.
هر رودی ، دریا،
هر بودی ، بودا شده بود.

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
  , fa_practitioner
fa practitioner - 03:10 1388/04/22
16

یک داستان کوتاه:انتخاب

                                                       

این داستانی از دوره امپراطوری مینگ در چین می باشد . دو برادر بودند كه حتی با اینكه تحت آموزش یك خانواده بودند شخصیتشان خیلی با یكدیگر فرق داشت  .

برادر بزرگتر پُراشتها و تنبل بود و اغلب سر هرچیز كوچك جرو بحث می كرد .برادر كوچكتر خیلی با اراده ،نجیب و بسیار مهربان بود.

روزی آنها با وزنه ی حمل بار برای انجام کاری بیرون رفتند ، هوا بارانی بود و جاده گِلی ،برادر بزرگتر كنترل وزنه رااز دست داد و هر دو از صخره ای به پایین افتادند .آنها دنیای مردگان(اسفل )رفتند .آنجا یك محافظ در بیرون محكمه (دادگاه )منتظر آنها بود ،آنها را به پیش پادشاه دوزخ بُرد.

پادشاه دوزخ به آنها گفت :"از آنجا كه هیچ كدام از شما نه كار خوبی انجام داده اید و نه اینكه كار خیلی بدی كرده اید ، هر دوی شما دوباره به عنوان انسان بازپیدا میشوید او به قاضی گفت :ببین كه آیا خانواده ای هست كه در حال بچه دار شدن باشد ."

رئیس دادگاه لیست مرگ و زندگی مردم را به دقت خواند و گفت :"پادشاه من دو خانواده جااو و زیه ،پسرانی با رابطه ی تقدیری دارند .پسر او وقتی بزرگ شود به دیگران كمك خواهد كرد ،اما پسر زیه از دیگران كمك دریافت خواهند كرد ."

پادشاه دوزخ گفت :"بخاطر این مورد ،بگذار این دو برادر در این دو خانواده بدنیا بیایند .

با شنیدن مكالمه ی پادشاه  دوزخ،برادر بزرگتر فكر كرد : اگر من در خانواده ی جااو به دنیا بیایم ،سخت كار خواهم كرد و به دیگران كمك خواهم كرد . من خیلی مشغول دویدن برای كمك به دیگران خواهم بود .كمك گرفتن از دیگران لذت بخش ترو راحت تر از آن است. با این تصمیم ،برادر بزرگتر در پیشگاه پادشاه زانو زد ."پادشاه من ، تمامی عمر كار كردن برای دیگران خیلی سخت می باشد .به من رحم كنید و نگذارید در خانواده ی جااو بدنیا بیایم كه از دیگران كمك دریافت كنم ."."پادشاه پرسید :"پس چه كسی در خانواده ی جااو بدنیا بیاید ؟"برادر جوانتر جواب داد :"پادشاه من ،بگذارید برادر بزرگتر ِمن در خانواده ی زیه بدنیا بیاید ،من می خواهم پسر جااو شوم وبه محتاجان واقعی كمك كنم .بنابراین به ترتیب دو برادر در خانواده ی جااو  و  زیه متولد شدند .

بخاطرآرزوی او برای كمك به محتاجان واقعی، برادر جوانتر در خانواده سرشناس و ثروتمند جااو بدنیا آمد .وقتی هم كه بزرگ شد ،مهربان بود و همیشه به محتاجان واقعی كمك می كرد .بخاطر ثروتمندی خانواده ی جااو او می توانست به افراد زیادی كمك كند .

اما برادر بزرگتر ،كسی كه آرزویش كمك گرفتن از دیگران بود در خانواده ی فقیر زیه بدنیا آمد و او باید برای باقیمانده ی غذای دیگران گدایی می كرد و همیشه از دیگران صدقه و نظری دریافت می كرد .

ضرب المثلی هست كه می گوید :"بخشنده ثروتمند تر از دریافت كننده است ."انسان بودن باارزش ترین چیز است . وقتی مردم قلبی مهربان داشته باشند ،آسمان و فلك به آنها كمك خواهد كرد .

ترجمه از  :                     http://www.pureinsight.org/pi/index.php?news=5337

 

 

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 10:31 1387/06/6
15

می‌تونیم ذهن آدمها را به سه نوع سگ تشبیه کنیم:

1- ذهن آدم معمولی که هیچ مراقبتی بر خودش ندارد : مثل سگ ولگرد است.  سگ ولگرد توی سطل آشغالها ، خیابونها یا هر جایی که پیش بیاد می‌گرده وهر چیزی که گیرش بیاد ، چه کثافات و چه غذا ،می‌خوره

2- ذهن رهرو یا کسی که مراقبه می‌کنه ، مثل سگی است که صاحب داره ، سگ صاحب دار ، قلاده و محدوده داره ، اگه بخواد  جایی که کثیف باشه بره، صاحبش قلاده‌اش را می‌کشه (در واقع رهرو قلاده ذهنش را در مواقعی که از محدوده خارج می‌شود، می‌کشد)

3- ذهن سوتا پن نا ، مثل سگِ تربیت شده آدم نابینا است. هر اتفاقی در برابرش بیفتد ، هر سگ دیگری را ببیند ، هر غذایی به او بدهند ، سگ تربیت شده، به آنها بی‌توجه است. او فقط در پی مراقبت از صاحب نابینای خود است.  

سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 10:53 1387/05/1
14

5 دشمن در راه مدیتیشن وجود دارد : 1- شک و تردید  2- هوسرانی (sensuality)  فقط شامل شهوت ، هوس و وابستگی چشم و گوش و بینی و زبان و ذهن  به هر چیزی  (غذا ، موزیک ، پول....)  3 - خشم  4- ناآرامی  و بیقراری 5- تنبلی 

سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 10:45 1387/05/1
13

هر که بامش بیش برفش بیشتر : یعنی هر کسی که وابستگی و آرزوی بیشتری داره درد و رنجش و گریه‌اش هم بیشتراست.

تفاوت رهرو با آدم معمولی : آدم معمولی یک احساسه، با یک تعریف به اوج  می‌رود و با یک انتقاد پایین می‌افتد  ، خودش و درونش را نمی‌شناسد. ذهنش کند است و مدام در آینده و گذشته می‌چرخد. تابع احساساتش است . مثل داستان  اردک و مرغ است . اردکه شنا بلده، وقتی  از آب بیرون می‌آید، خودشو تکون می‌دهد یک قطره آب روش نمی‌مونه. با تموم تلاطمها هم هیچیش نمی‌شه (وابسته نمی‌شود) تلاطمها غرقش نمی‌کنه، ولی مرغ توی امواج و تلاطم دنیا غرق می‌شه و خیس می‌شه و غرق میشه (وابسته می‌شود)

مهیار م , zen
مهیار م - 00:49 1387/04/26
12

این یادداشت را در جواب دوستی می نویسم که سوال کرده بود چرا آدم های معمولی پی در پی عاشق می شوند و چرا عرفا و فرزانگان هیچ وقت عاشق نمی شوند.

خب در یک رویکرد روانشناسانه(ظاهرا از شاکتی گواین است) می توانیم 4 تیپ انسان را شناسایی کنیم: 1-جسمانی 2-عاطفی 3- ذهنی 4- معنوی که هر کسی مخلوطی از این 4 تیپ است.من خیلی کوتاه و ساده  با فاکتور لذت آن ها را تحلیل می کنم تا موضوع کمی روشن شود.

 

تیپ جسمانی :آدمی است که لذت های زندگیش بیشتر خوب خوردن ،خوب خوابیدن ،خوب پول درآوردن ،خوب سکس کردن ،خوب جایی زندگی کردن، خوب ماشینی داشتن و از این جور نیازهای پایه ای است.وتقریبا درکی اساسی از هنر ،علم،اندیشه و معنویت ندارد . چنین تیپی به دلیل غریزی بودن کارهایش مکررا عاشق می شود زیرا به دلیل عدم پرداخت شخصیت و فقدان جریان فرهیختگی در شخص(چیزی که عوام به آن پختگی می گویندو تنها به وسیله مطالعه مراقبه و تجربه میسر می شود)،  میل جنسی و حس مالکیت در او کنترل نشده دائم دچار بحران های روانی-جنسی یعنی عشق می شود.تیپ جسمانی شایع ترین تیپ بین مردم است.(مردم کوچه بازار و عوام ،دبیرستانیها ،زن بازها،نیمه روسپی ها از آن جمله اند)

 

تیپ عاطفی:آدمی ست که لذت زندگی اوبیشتر گرایش به مسایل هنری ،زیباانگارانه،خیال پردازانه،مسایل دینی،و مسایل عاطفی از جمله دلیستگی و وابستگی های عاطفی است.حس و عاطفه و وجدان چنین شخصی بر دیگر نیروهای درونی او می چربد .به عنوان مثال در جامعه ما چنین انسانی برای ارضای تمایل خود  یا دیندار می شود یا به هنر و هنرآوری روی می آورد و یا به خانواده پرستی و عشق به فرزند می پردازد.چنین آدمی وقتی عاشق جنس مخالف می شود عشقش عمیق و طولانی و یگانه خواهد بود و از این بابت با تیپ جسمانی که تا دوره میانسالی پی در پی نرد عشق می بازد تفاوت دارد.بعد از تیپ جسمانی شایع ترین تیپ بین مردم است(عشاق نامدار،هنرمندان،مددکاران،دین داران والدین نمونه از آن جمله اند)

 

تیپ ذهنی:آدمی است که وقتی او را می بینید  در میابید که مشخصا برترین لذت زندگی او درک و یا خلق مفاهیم،علوم ، فرایندها وارتباط های  ذهنی از قبیل ریاضیات،فلسفه،هندسه،فیزیک،نجوم،و ومشخصا اختراع و اکتشاف است.چنین آدمی به خاطر علاقه ذاتی او به مسایل ذهنی تمایل جنسی و مالکیتی  بالایی ندارد و به همین خاطر سخت عاشق می شود و درگیر مسایل عاطفی .(فلاسفه ریاضی دانها دانشمندان و مختریین از آن جمله اند)

 

تیپ معنوی:فرزانگان و عرفا نماداین تیپ هستند .برای اینها اساسی ترین و یگانه لذت ،رهایی یعنی آگاهی شدن از طریق یگانگی با ذات و کلیت هستی در فرایندی درون انگارانه یعنی سلوک. و شفقت و عطوفت شدن از طریق درک هستی ست.چنین کسی چنان دردمند هستی وآگاه به آن و طبیب این درد است که وجود او متوجه کل هستی و کل مخلوقات آن است.نیروی جنسی و حس مالکیت  چنین کسی کاملا به شکل انرژی معنوی تبدیل شده   نه می تواند ازدواج کند نه می تواند به زن یا مردی دل ببازد نه عشق پول و سکس و خانواده و فرزند دارد نه دغدغه هنر وعلم و صنعت .او پی معناست، معنای هستی .آواره ایست که برای تماشا و آگاهی آمده است و اصولا خود را به عنوان راه رهایی از رنج و جهل به ما عرضه می کند.(بودا،بودیدارما،لائوتسه،پاتانجالی،،عیسای ناصری، ودالای لاما از آن جمله اند.)

سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 12:03 1387/04/24
11
آرزوها مثل طنابی هستندکه دست و پا گیر ما میشوند ، استاد با درسها و تمرینها چاقویی به دست رهرو میدهد تا خود را از چنگ این اسارتها و وابستگیها رها کند. این چاقو ممکن است کُند شود، وظیفه رهرو این است که با مراقبتهای مداوم و  توجه دائم به درون و رعایت دستورهای استاد لبه چاقوی خود را همیشه تیز نگه دارد.
سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 12:02 1387/04/24
10
 آرزوها  مثل یک کیسه گونی10000 کیلویی برنج بر روی دوش انسان است. هر چه میگذرد و تو  بیشتر میفهمی مثل این است که یک سوراخ در این کیسه ایجاد میکنی و آرزوها از آن بیرون می‌ریزند  و بارت سبکتر میشود. با کمتر و کمتر کردن وابستگیها این سوراخ بزرگتر و بزرگتر میشود ، ذهن روشنتر و باهوشتر میشود تا جایی که این سوراخ یکباره پاره میشود و آدمی از سنگینی این بار خلاص میشود.
سیما راستین , simarastin
سیما راستین - 12:02 1387/04/24
9
تمثیل
23 تیر 87 - 11:24
یک لاک پشت در برکهای با ماهی‌ها زندگی میکرد. مدتی به برکه نیامد، وقتی برگشت ماهیها پرسیدند کجا بودی؟ گفـت روی زمیـن؟ ماهیها پرسیدنـد زمین چیه؟ آیا مثل اینجا میتوان در آن شنا کرد؟ لاک پشت گفت : نه . ماهی‌ها گفتند : مثل اینجا سیّال است؟ لاک پشت گفت : نه. پرسیدند : آیا مثل اینجا شفاف است و نور از آن رد می‌شود؟ لاک پشت گفت : نه. پرسیدند : آیا مثل اینجا نرم است و میتوان در آن فرو رفت؟ لاک پشت گفت : نه. ماهی‌ها گفتند چنین چیزی ممکن نیست، تو دروغ میگویی.  «نیروانا» هم اینگونه است جایی است که مثل هیچ جای دیگر نیست و با تصورات ما از یک دنیا کاملا فرق دارد
مهیار م , zen
مهیار م - 17:54 1386/09/14
8

تصویری منحصر بفرد : حضرت استاد سوزوكی و گربه

http://www.sf360.org/features/suzuki2.jpg

 

Cat and master: "A Zen Life: D.T. Suzuki" looks at an extremely influential figure. (Photo courtesy Roxie Film Center)

مهیار م , zen
مهیار م - 14:44 1386/09/9
7
مهیار م , zen
مهیار م - 14:27 1386/09/9
6

هوچیكو فلوت ژاپنی ساخته شده از بامبو - ساز طریقت ذن

 

http://www.h3.dion.ne.jp/~singetu/hocchiku/image/hocchiku-02.jpg

و

http://www.bigappleshak.com/bas/images/profiles/profile-ramos-2.jpg

و

http://www.yungflutes.com/logphotos/jjut.jpg

 

 

سه استاد  هوچیكو نوازی :

 

واتازومی دوسو روشی

نیشیمورا ككو

آتسویا اوكودا

 

مهیار م , zen
مهیار م - 16:37 1386/09/3
5

یک تصویر برای درک مفهوم بودایی عدم هر چیز و بی ذات بودن چیز ها.

تصویر را باز کرده و به دوایر ثابت آن نگاه کنید که در ذهن ما چگونه حرکت می کنند! این گوشه ای از فریب ذهن  را نشان  می دهد .

http://glitteringstew.com/muse/wp-content/DT_photos/Turningnotturning_01.jpg

حال برای درک اهمیت مراقبه و کنترل ذهن به درون آن تمرکز کنید دوایر از حرکت باز می ایستند .زندگی پر از فریب های پیچیده ی ذهن است که این تصویر ساده ترین آنهاست بدون مراقبه پیشرفت در معنویت بسان حركت این دوایر  توهم است.

مهیار م , zen
مهیار م - 16:29 1386/09/3
4

در متُون سنتی ذن گفته‌شده‌است:

نگاه‌کردن بدون نگاه‌کردن
گوش‌کردن بدون گوش‌کردن
حس‌کردن بدون حس‌کردن
اندیشیدن بدون اندیشیدن


باید درآن واحد به هرشش حس خود تمرکز کنیم ( آگاهی به‌عنوان یک‌حس محسوب می‌شود)آنها را یگانه و هماهنگ سازیم.اگر حواس یگانه‌شوند می‌توان بدون‌استفاده ازاراده به‌تمرکز حقیقی دست یافت.
اندیشیدن بدون اندیشیدن،ناخودآگاهانه... طُرُق متفاوتی هست که به تمرکز کمک می‌کند.مثلاً فشارآوردن عمیق به روده‌ها هنگام بازدم یا دریافت یک‌ضربه کیوزاکو.
درمدت ذاذن درد بیشتراز لذت کارساز است.بهترین تمرکزها درموقع دردو‌خستگی اتفاق می‌افتد،زمانی‌که شخص می‌خواهد از ذاذن دست‌بکشد و پی کارش برود.تمرکزحقیقی و عمیق در مرز بین زندگی و مرگ واقع می‌شود.بدون شک افراد تازه‌کارباید ارادهء زیادی بخرج دهند و آگاهانه نحوهء نشستن را تصحیح کنند و یا بکوشند متمرکز شوندامّا بتدریج و ناخود آگاهانه این روند بهبود می‌یابد.وقتی عادت به ذاذن کاملاً جذب‌شد،حواس فرد درزندگی روزمره نیز همان شدّت و حدّتی را پیدا‌می‌کند که درموقع ذاذن دارد.
آن وقت ذاذن تبدیل به‌سرچشمهءحیات ما می‌شود.پدیده‌ها " شی کی " تبدیل به خلاء " کو " می‌شود.اکثر افراد بااستفاذه از خودآگاهی و دانش خویش اقدام به عمل می‌کنند.این دوعامل محدود هستند.خلاقیت حقیقی و عملِ‌درست زائیده خِرد است و از خودآگاهی بر نمی‌خیزد،خلاقیت حقیقی از اعماق وجود روح زاده می‌شود.
اینجاست که جوهر و ذات به پدیده بدل‌می‌شود و این همان چیزی‌است که " سوترای‌خرد‌متعالی " سروده است :

شی‌کی سو کو ذِ کو ، کو سو کو ذِ شی‌کی



شکل یا پدیده خالی‌است،خلاء همان شکل‌است

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
مهیار م , zen
مهیار م - 13:18 1386/07/16
3

 جهان همیشه سوزان است

پس چه جای خنده است و چه جای شادی؟

تو فرو شده در ظلمت چرا نور نمی جویی؟

این تن بیمار و پر از اندیشه های بسیار را بنگر

که نه پایندگی اش است و نه پایداری

این تن فرسوده است و لانه ی بیماری ها و بسی شکننده

 

فرجام زندگی به راستی که مرگ است.

 

 

      اولین سخنان بودا در جمع رهروان - خطابه ی سارنات

مهیار م , zen
مهیار م - 13:11 1386/07/16
2

سرنوشت هر کس شخصیت اوست .

 

     آناکسیمندر

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.