| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
97
|
2487
|
89/5/17 (01:20)
|
|
||
|
|
25
|
943
|
90/4/4 (20:10)
|
|
||
|
|
91
|
665
|
89/10/27 (13:04)
|
|
||
|
|
33
|
592
|
87/6/13 (11:29)
|
|
||
|
|
50
|
425
|
90/4/16 (05:25)
|
|
||
|
|
55
|
726
|
89/4/7 (10:49)
|
|
||
|
|
26
|
368
|
89/2/25 (14:06)
|
|
||
|
|
14
|
197
|
89/2/6 (22:59)
|
|
||
|
|
29
|
205
|
85/11/6 (20:51)
|
|
||
|
|
6
|
207
|
90/11/11 (19:56)
|
|
||
|
|
2
|
62
|
90/6/14 (16:28)
|
|
||
|
|
11
|
202
|
89/4/12 (13:27)
|
|
||
|
|
28
|
254
|
88/6/17 (11:07)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
88/3/4 (16:18)
|
|
||
|
|
0
|
55
|
87/6/16 (12:36)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
86/11/8 (16:25)
|
|
||
|
|
2
|
46
|
86/5/5 (15:45)
|
|
||
|
|
6
|
183
|
85/12/28 (22:48)
|
|
||
|
|
0
|
70
|
85/8/6 (04:43)
|
|
||
|
|
3
|
118
|
85/5/19 (17:27)
|
|
سلام
ترجمه ای که جناب آقای پاشایی و جناب آقای داریوش شایگان برای واژه کارما کرده اند "کردار " است .کارما یعنی هر آنچه برای بشر رخ می دهد یا آنچه بشر مرتکب می شود یا بر او واقع می شود بازتاب رخداد یا رخدادهایی از قبل به اشکال مختلف که توسط خودش انجام شده است معنای ساده و واضح کارما این است که از ذهن ، کنش پدید آید و از کنش ، واکنش هم در سطح ذهن و هم در سطح عین .این نتیجه یا واکنش که به ما بر می گردد کارما است پس کارما هم کردار است هم نتیجه ی کردار که 1)خوب یا بد ، 2)خواه ناخواه ،3) دیر یا زود ، تسویه می شود. در نظری کلی کارما یعنی قوانین فیزیکی جهان در قوانین اخلاقی جهانی مندرج هستند
در قرآن هم در سوره زلزال آیه هفتم که بسیار مشهور آمده : " فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره" یعنی: پس هر کس ذرهای کار خوب انجام دهد آن را خواهد دید و هر کس ذرهای کار بد بکند آن را خواهد دید. این عدل مانند امامت به شکل یکی از اصول دین شیعه درآمد که البته تفاوت هایی با معنای کارمای بودایی که ذهن انگارانه است دارد در بودیسم اصطلاحی به نام سانکارا موجود است که معنای دقیق تر کارما در آن مستتر است که به معنی وجود تاثرات دیرینه و پیگیر در ضمیر ناخوداگاه است که از کنش و واکنش ذهن حاصل شده است که به شکل بیزاری یا حرص باعث "رنج " می شوند که مفاهیمی روانشناسانه است .
شاید فرق کارمای بودایی با هندی در این باشد که کارما ی بودایی در رابطه بین ذهن و طبیعت معنا پیدا می کند و کارمای هندی بیشتر بین نفس و خداوند.کارمای بودایی بسیار روانشناسانه و ذهن انگار و کارمای هندی بیشتر الهی و شریعت مدارانه و جبرانگارانه است
در تفکر هندی باستان دو نظریه وجود دارد که بسیار مهم است یکی نظریه تناسخ یا انتقال ارواح است که آن را هندوان به زبان خود سمسارا گویند بر حسب این قانون یا نظریه روح آدمی در هنگام مرگ یک سلسله توالد و تجدید حیات را طی می کند و پیاپی از عالمی به عالمی دیگر در می آید که در کسوت هر حیات دورة خود را طی می کند، سرانجام در زمان مرگ بار دیگر به پیکری دیگر منتقل می شود و جامه نو می پوشد. ادوار توالد پی در پی در یک سلسله تا رسیدن به رهایی کامل یا خارج شدن از چرخه ی رنج ادامه دارد.
امّا زندگی آیندة هر جانداری بر حسب قانون کارما تعیین می شود و به موجب آن کردار، گفتار یا پندار هر فرد، موجب نتایج و سبب اموری است که سرنوشت حیات بعدی او را مشخص می کند.
طبق قانون کارما هر آدمی بنا بر نتایج کردارش در حیات بعدی شکلی متناسب با آن حاصل کرده به همان تناسب جسد و پیکری نو اختیار می کند.این دو قانون تناسخ و کارما در تعالیم بودا پذیرفته شده با این تفاوت که بودا بجای روح به آگاهی و ذهن معتقد است و این که در آیین بودا آدمی از هر طبقه و صنفی که باشد می تواند با کاستن از بار کارمیک منفی خود به رهایی کامل از رنج یا نیروانا دست یابد.فرد رها شده با وصول به این مرتبه فعالیت کارمیک را باطل و بی اثر می کند و دیگر احتیاجی به تولد دیگر بار و آمدن در جهان ندارد، زیرا تجدید حیات و تولد دوباره مخصوص کسانی است که از آز و علاقه و بیزاری و تمنای زیستن و دیگر عوامل رنج ساز و کارما ساز هنوز پاک نشده اند و محتاج به نابود کردن عوامل رنج ساز می باشند.
کارما یعنی ذهنیت ، رفتار و گفتار و زیست انسان ، زندگی اکنون و آینده او را تعیین می کند.قانون کارما ریشه در اعتقادات قوم آریا و قـبل از آنان دارد و نشانه های آن را مـی تـوان در اوپـانـیـشادها دید .قانون كارما، یعنی هر عملى عكسالعملى دارد. کارما را اساسی ترین قانون طبیعت می دانند.این قانون كلیت دارد و همه چیز را در بر میگیرد، كانى، گیاه، حیوان و انسان . هر عملى كه انجام دهید نتیجهى آن دیر یا زود به سوى شما برمی گردد. به قولى هر چه بكارى، همان درو کنی.
چیزی كه من فهمیدم و تجربه كردم اینه كه ما برای تجربه آمدیم
تجربه خوردن ، دیدن ، بوییدن، شنیدن، لمس كردن، عشق ورزیدن ، شادی و غم ، سردی و گرمی و ...
به بیان ساده می شود گفت كه روح ما احتیاج به تجربه اینها دارد تمام ادیان الهی این را می گویند ولی به زبان های
مختلف .
ما جدا از این هستی نیستی 