userinfo close

  ,

بودا و بودیسم


buddhaandbuddhism

تاسیس: 12 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهیار م - معاونان
بودا, خورشید معنویت,حکمت و طریقت , بودا آفتاب جهان خرد و شفقت است. دراین انجمن درباره سرشت و زیست،آم ادامه »
بودا, خورشید معنویت,حکمت و طریقت , بودا آفتاب جهان خرد و شفقت است. دراین انجمن درباره سرشت و زیست،آموزه ها،سلوک،نظریه معرفت و حکمت و برکت بودا،ونیز نحله ها ومکاتب بودایی سخن می گوییم .
NIRVANA& NOTHINGNESS
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
97
2487
89/5/17 (01:20)
25
943
90/4/4 (20:10)
91
665
89/10/27 (13:04)
33
592
87/6/13 (11:29)
50
425
90/4/16 (05:25)
55
726
89/4/7 (10:49)
26
368
89/2/25 (14:06)
14
197
89/2/6 (22:59)
29
205
85/11/6 (20:51)
6
207
90/11/11 (19:56)
2
62
90/6/14 (16:28)
11
202
89/4/12 (13:27)
28
254
88/6/17 (11:07)
2
12
88/3/4 (16:18)
0
55
87/6/16 (12:36)
1
16
86/11/8 (16:25)
2
46
86/5/5 (15:45)
6
183
85/12/28 (22:48)
0
70
85/8/6 (04:43)
3
118
85/5/19 (17:27)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

شیما شیما , shima_k
شیما شیما - 22:11 1385/12/4

نیروانا چیست؟

به راستی  نیروانا چیست؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
مهیار م , zen
مهیار م - 10:27 1385/12/6
1

درک نیروانا برای کسی که آن را نیازموده به غایت پیچیده و سخت و پاردوکسیکال است حتی برخی  لاماهای تبتی سخن از آن را کفر پنداشته اند در متون بودایی نیروانا امری به غایت راز آلود و دشوار فهم توصیف شده است و استادان بودایی در صدد شرح آن بیشتر به شکل کلی برآمده اند . نکته ی مهمی که در این باب وجود دارد این است که نیروانا  بیشتر سلبی معنا شده است  تا ثبوتی(مانند "خاموشی مطلق" و یا "بی مرگی" ) در هر صورت سعی می کنم پله به پله و قدم به قدم هر آنچه درباره نیروانا اهمیت دارد  را به ترتیب ذکر کنم.

 

مهیار م , zen
مهیار م - 10:33 1385/12/6
2

قسمت اول

 

نیروانا هدف ممتاز آیین بودا ست .

نیروانا آخرین مرحله ی طریقت بودا  و  مقصد سلوک بودایی یست.نیروانا یعنی  آزادی از سلسله ی علل رنج ها و پیدایش ها  و فرو نشاندن مطلق عطش تمایلات. نیروانا یعنی زوال مطلق جهل و روشنی مطلق روح ، نیروانا ساحل ممتاز و کمال ایده آلی است که بر اثر انجام سلوک و طریق هشت گانه بودایی  تحقق می پذیرد .

 

... جان بودا در لحظه ای توصیف ناپذیر روشن می شود و این روشنی چنان است که مرزهای هستی را در جان نابود می کند چنانکه جان و جهان و کائنات در یک آن یکی می شوند آنگاه از بودا چیزی نمی ماند جز دانستگی ، فرزانگی  ،آگاهی  ،آزادی  و نابودی مطلق تشنگی و نادانی و رهایی از چرخه ی بازپیدایی ،یگانگی مطلق با هستی ، برگذشتن از همه ناپایداری ها و رسیدن به رهایی و آرامش ابدی  در این جهان ودر این زندگی.

 

این سخن را به بودا پس از رسیدن به نیروانا منسوب  می دانند  :" ...روح من از جهل و خطا و آز و میل ،نجات یافت و در این موجود نجات یافته معرفت به راه نجات پیدا شد ، لزوم زندگی دوباره از بین رفت ، حالت قدسی در رسید وظیفه به انجام آمد و من دانستم دیگر به این جهان باز نمی گردم."

 

بودا می گفته است : این است ای رهروان حقیقت شریف فرونشاندن رنج یعنی خاموشی میل و عطش بواسطه ی نابودی کامل تمایلات ، و این خاموشی ای رهروان مانند چراغی یست که با روغن می سوزد اما دیگر بدان سوخت ندهند و از فتیله آن نگه داری نکنند به علت تمام شدن سوخت شعله ی آن ای رهروان فرو نشیند و آن چراغ خاموش گردد.

یک متن کهن بودایی پالی می گوید : "به نیروانا رسیده را دیگر معیاری نیست حتی نمی توان او را شناخت هنگامی که نمودها به آخر رسند و درون تهی آنها آشکار شود زبان در کام نمی گردد و همه چیز خبر از آن می دهد که خاموشی پیدایش ها  فرا رسیده است."

مهیار م , zen
مهیار م - 09:27 1385/12/7
3

2

 

درتفسیر نیروانا بین ارباب تحقیق اختلاف نظر وجود دارد. پوسن آنرا مقام خاموشی و سرور  و "موجودیت تصور ناپذیر " و " مقام تغییر ناپذیر " توصیف کرده است .آیا نیروانا مقامی یست مطلق که بر فراز مظاهر و پدیده های عالم جای گرفته ؟

در بسیاری از آثار مقدس بودایی چون " ماجهیمانیکایا "و " سامیوتانیکایا "این مطلب را نزد بودا عنوان کرده اند اما وی از دادن پاسخ مثبت اجتناب ورزیده است برای همین هرگونه تفسیر از نیروانا در جهت ثبوت یا سلب بعمل آید نزد بسیاری از بوداییان کفر محض تعبیر خواهد شد.

پوسن معتقد است که از نیروانا دو قسم تعبیر شده است : یکی مفهوم آزادی از ناپایداری مظاهر هستی است و احتمال دارد که این مفهموم  گروهی را به این عقیده واداشته باشد که به مثابه برهمن و آتمان اوپانیشادها ، مراد از نیروانا ارتقاء یافتن به مقام مطلق و جاویدانی و بقای سرمدی یست ولی در عین حال عدم اعتقاد به اصل ثابت و جوهر ساکن ممکن است پاره ای دیگر را به این نتیجه رسانیده باشد که نیروانا انقطاع و خاموشی نمود ها و پدیده ها و سکوت مطلق است .البته باید متذکر شد بیشتر بوداییان مفهوم دوم نیروانا را پذیرفته و حجت قرار داده اند.

مهیار م , zen
مهیار م - 09:25 1385/12/8
4

3

داسگوپتا (Dasgupta) می گوید : به نظر من کوشش کاملا بیهوده ایست که بخواهیم نیروانا را به عنوان یک تجربه جهانی شرح دهیم و هیچ راه بهتری برای بیان آن نیست مگر آنکه بگوییم "نیروانا فرونشاندن تمام رنج هاست "و مقامی است که در آن کلیه ی تجارب هستی خاموش می شوند و این نه می تواند سلبی تلقی شود نه ثبوتی .هر کس بکوشد نیروانا را همچو مقام سلب و ثبوت یا فقط مقام عدم و انهدام تعبیر کند نظری در پیش گرفته که آن را در آیین  بودا،  کفر می نامند  .درست است که این طرز بیان مردم عصر جدید را ارضا نمی کند و ما می خواهیم معانی بیشتری درباره آن بدانیم ولی پاسخ قطعی دادن به اینکه نیروانا چیست امکان ناپذیر است زیرا خود بوداییان آن را بی ربط و غیر شرعی تعبیر کرده اند.

مهیار م , zen
مهیار م - 22:44 1385/12/9
5

داریوش  شایگان می گوید : از واقعیات  نیروانا چنین است که نیروانا سکوت محض است و سکوت را به لباس  اصوات  نتوان آراست و آنرا به هیچ عبارت و گفتاری مزین نتوان ساخت زیرا بی صفت است و رنگ ادراکات بدان تعلق نمی گیرد .نیروانا خود دلیل خود است و تا کسی بدان مقام نرسیده بحث در مورد آن بی حاصل است و اتلاف وقت خواهد داشت .چگونه می توان به نابینایی نقش طراوت بخش طلوع خورشید را در آفاق بی کران دریای آرام بیان کرد ؟و یا منظره سایه روشن لکه ابری را که نقابی بر چهره تابناک ماه می افکند و جهانی نیمه خیال انگیز را پدید می آورد را در نظر او مجسم کرد؟

کژال د , k711
کژال د - 05:30 1385/12/10
6

سکوت                                                       درخود فرو رفتن

مرجان . , livelife
مرجان . - 23:20 1385/12/16
7

نیروانا رسیدن به آخرین سطح آگاهی در آیین بودا ست . مرحله ای که در آن جریان رنج و  جهل منقطع می شود و می میرد . مرحله ای که نه عارفی می ماند نه معروفی نه عرفی ....

مهیار م , zen
مهیار م - 09:42 1385/12/17
8

 

"نیروانا " انتها و هدف غایی تعالیم بودایی یست و مستلزم آن است که جوینده ی حق ابتدا به واقعیت حق بیدار شده باشد مانند خود بودا که زیر درخت روشنایی ناگهان به واقعیت مطلق رسید و به قول بوداییان نور مطلق در عمق وجودش تابید و در حالیکه شمع هوس  خاموش می شد چراغ حقیقت در دلش می افروخت و پرتو بر سایه های جهل می افکند و لبخند اسرار آمیز بر لبش نقش می بست .لبخندی که قرن هاست که در تمثالها ، مجسمه ها و تصاویر بودا و "بودی ساتواها"منعکس است و راز آن در دل هر بودایی واقعی متجلی است.لبخندی که هم نوعی استهزاء به عدم ثبات اشیاء و ناپایداری سلسله علل و گردش بی پایان ذرات هستی و رقص کائنات تعبیر می تواند شد و هم نوعی ترحم پاک و خالص و شریف و خالی از گزند احساسات ، ترحم به اندوه و رنج پایان ناپذیر موجودات سرگردانی که گریبانگیر چرخه ی بازپیدایی اند و زیر چرخ آسیاب هستی در انتظار آرامش خیالی عمری را به تلخی سپری می کنند و مقدار اشک هایی که طی آوارگی خود در سلسله ی مراتب هستی از دیده فرو ریخته اند از مقدار آب اقیانوس ها بیشتر است  - ترحم برای آنانکه همت گام برداشتن در راه رهایی را ندارند.  

مهیار م , zen
مهیار م - 08:43 1385/12/25
9

برای وصول به واقعیت مطلق و بیداری و روشنایی ،  بوداییان متوجه شدند کلیه عناصری که جریان هستی را تشکیل می دهند سرشار از رنج ( duhkha)  هستند . بوداییان متوجه شدند اگر ذهن ورزیده شود و به درجه تمرکز کامل نایل آید احساسات مزه و بو و غیره که ماخذ حسی و مترادف با مفهوم ماده و عنصر است منهدم  می شود.بدین دلیل نیروانا مرحله ایست که در آن کلیه ی مفاهیم و عناصر باطل گردیده و  از هم متلاشی می شوند .

مهیار م , zen
مهیار م - 10:06 1385/12/25
10

نیروانا تحقق یافتن عدم واقعیت پدیده های جهان است در آن مقام بی مقامی ، نه پیدایش است و نه زوال ، نه هیچ شدن است و نه ابدیت . نه وحدت است و نه کثرت . نه آمدن است و نه رفتن . نیروانا آیینه ی هیچ نمای استمرار و تسلسل پدیده ها و نابودی کلیه ی نسبت هایی است که بین آنها برقرار می شود .این مقام ، هستی نمی تواند بگیرد چرا که در این صورت محکوم به پیری و مرگ و زوال می شود ، از طرفی نیستی هم نمی تواند شد  چرا که گفتن اینکه نیست ، با وجود نیروانا  تناقض دارد و نیروانا جنبه ی غیر متعین پدیده هاست در حالیکه نیستی ، وجود و تعینی ندارد تا غیر متعین باشد .

مهیار م , zen
مهیار م - 19:00 1385/12/25
11

اگر بتوانیم تعیناتی را که چون نسبیت جهانی و امور اعتباری ظاهر می شوند انتزاع بکنیم ، آن وضع خاصی که بعد از نفی و سلب این تعینات به جا می ماند نیروانا خواهد بود . نیروانا عدم جریان استمرار و پیوستگی مرگ و حیات است و این عدم جریان ، نه هستی می تواند باشد و نه نیستی و نه می توان آن را توقف پدیده ها دانست چه پدید ه ها در حقیقت هرگز پدید نمی آیند تا متوقف شوند.

پس به عبارت دیگر نیروانا واقعیتی است ورای پدیده های جهان و بر فراز مقولات هستی و نیستی که آنرا ترکیب و تلفیق هستی و نیستی هم نمی توان نامید چون در این صورت نیروانا نیز بسان هستی و نیستی متعین می گردد حال آن که نیروانا مطلقا غیر متعین است .میان گردونه ی مرگ و حیات و نیروانا تفاوتی اساسی نیست اگر تسلسل عناصر حیات را بر اساس جبر جهانی در نظر بگیریم فقط دایره ی مرگ و زندگی مشاهده می شود و عوام آیین سلسله ی علت و معلول را که بودا تعلیم می داده چنین درک کرده اند ولی بالعکس اگر این سلسله علت و معلول را بر اساس خلاء طبیعت ذاتی اشیاء تعبیر. کنیم به نیروانا خواهیم رسید و نیروانا آن مقامی یست که در آن خلاء تحقق می یابد  و شخص ، عین آن خلاء می گردد.

 

مهیار م , zen
مهیار م - 05:27 1385/12/26
12

بودا پس از ریاضت های فوق بشری که از ترک سلطنت او شش سال به طول انجامید در ماه مه سال 544 قبل از میلاد در سن سی و پنج سالگی در زیر پرتو قرص کامل ماه در بودگایا  زیر درخت انجیر یا درخت خرد به حالت لوتوس کامل به نیروانا یا روشن شدگی کامل دست یافت و موفق شد به حقیقت انهدام کامل رنج و درک مطلق هستی و خروج کامل از چرخه ی بازپیدایی دست پیدا کند. این اتفاق را بزگترین حادثه ی تاریخ معنویت می دانند .

بوداییان عقیده دارند  هیچ کس قادر نیست نیروانا را تشریح کند و نمی توان آن را با هیچ شرح و بیانی به کلام درآورد اما به عنوان یک واژه نیروانا بر اثر اجرای آموزه های بودایی همچنین قدرت شهود ، یعنی اقتداری که توسط دیسیپلین های روحی و مراقبه های گسترده و ژرف حاصل شده به دست می آید.نیروانا وضعیتی است ورای نیرو و کشش اضداد ، آن درک مطلق هستی و خویشتن است در قالبی یگانه.

آنچه نیروانا را از سایر تجارب شخصیت های معنوی تاریخ متمایز می کند فقدان الوهیت و عدم استفاده از امور الهی و عدم تکیه بر الهیات و ماوراءالطبیعه در رسیدن به نیروانا از جانب بوداست.بودا ملحد نبود اما در راه رسیدن به حقیقت کار هستی کاملا به الهیات و ماوراءالصبیعه بی اعتنا بود و نیروانا حاصل کوشش یک انسان بدون هیچ کمک و مساعدت نیروهای الهی و ماورایی است .کشف بودا حاوی این حقیقت است که آرامش و رهایی و آگاهی ابتدا در کنترل ذهن او نهفته است نه هیچ شرط بیرونی دیگر و رهایی و آرامش کامل در "اینجا و اکنون" یافتنی است نه در یک قلمرو دور دست یا وضعیتی آسمانی و الهی فراتر از موجودیت فعلی او.





پیام در تاریخ 85/12/27 ویرایش شده است.
مهیار م , zen
مهیار م - 07:53 1385/12/27
13

بودا آن هنگام که زیر درخت معرفت نشست چنین گفت :

"برای نوع بشر  ، یافتن قانون علیت و پیوستگی علل و معلولات کاری دشوار است.بسیار دشوار است که انسان به آرامش و جدایی از تمام تصورات و صور و به رهایی از بندهای تمام موجودات خاکی و به عالمی که در آن هر علاقه و خواستی نابود شده و هر میلی از بین رفته است و عاقبت به پایان کار و نیروانا واصل شود "

آن کس که به مقام خردمندی رسیده است از میان شعله ها و شراره های تولد و مرگ و رنج نجات یافته و به سرمنزل خاموشی و نیروانا و آرامش ابدی واصل شده است .سلسله ی افکار و احساسات نزد یک فرد معمولی این پندار را در او بیدار می کند که حقیقت وجود خود را میان افکار و احساسات و پنداره های خود بیابد اما چشم بینای خردمند در آن افکار و پنداره ها جز بازی و رفت آمد اشباحی که به خویشتن او ربطی ندارند حقیقتی  نمی بیند .

کسی که ذهن خود را کاملا به چنگ  آورد کسی که زمام اراده ی خود را در کف گیرد کسی که کاملا از آز و خشم و شهوت رها شود کسی که پس از سلوک بودایی به درجه خردمندی و معرفت درون انگارانه ی کامل برسد کسی که مظهر شفقت و عطوفت به  موجودات هستی شود حالت  چنین شخصی به نیروانا و روشنی کامل موصوف است .

مهیار م , zen
مهیار م - 10:25 1385/12/27
14

بودا هنگام رحلت . در حالت ورود به پاری نیروانه .

عکس از مرکز دارماپالا تانگها



پیام در تاریخ 85/12/27 ویرایش شده است.
مهیار م , zen
مهیار م - 09:53 1386/01/12
15

 مقصود از نیروانا وارد شدن " وجود کامل" در این زندگی به عالمی خارج از رنج است .مفهوم نیروانا را باید در عبور از ساتا ( satta) به معنای شخصیت و آتمان (atman)به معنی خویشتن و سپس  رسیدن به تاتاگاتا (tathagata) به معنای وجود کامل و مقدس جست.بودا در حالت نیروانا خویشتن و تمام هستی را همچون فرایندی وسیع و نهر همیشه جاری " شدن ها" و " انهدام ها " یافت و در درون این جریان پیوسته در حرکت و تداخل دائمی انرژی ها در یکدیگر ، وی به این حقیقت پی برد که "خود"  در حقیقت چیزی نیست جز ترکیبی از رشته هایی از کنش ها و واکنش ها ی ذهن که از مرکزیت ثابت و ذات برخوردار نیست .این حقیقت حسی عمیق و استوار به بودا بخشید که او را از تمام وسوسه های "من " که به وسیله ی جهل و طمع و بیزاری برانگیخته می شود رهایی بخشد.

در مورد طول زمان و انواع تجاربی که به بودا درست پس از رسیدن به نیروانا دست داد روایاتی بسیار وجود دارد بودا اما پس از رسیدن به نیروانا بودا تمام تناسخ ها و گذشته اش را همراه با جزئیات آن به یاد آورد همچنین اصول و اساس آیین ژرفش  بر جانش متجلی گشت.

 روشنگری بودا پس از رسیدن به نیروانا و پس از اینکه دریافت از بند وابستگی و خواهندگی آزاد شده  در این کلام بسیار با اهمیت او که تفاسیر سترگی بر آن شده متجلی یست:

 

"بیهوده بود که سازنده ی خانه ام را

در زندگی های بیشمار جستجو می کردم

و موفق به یافتنش نمی شدم

چه سخت است تحمل زندگی های متوالی

لیکن اکنون ترا می بینم ، آه ای سازنده ی "من "

و دیگر هرگز از این پس به بنای خانه نخواهم پرداخت

زیرا که الوارهای آن را در هم کوفته ام

تیرهای سقف را به دو نیم کرده ام

و خواهندگی ها را در هم شکسته ام

از این روست که ذهنم( در اشراق کامل ) آزادانه در طیران است."

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.