| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
97
|
2487
|
89/5/17 (01:20)
|
|
||
|
|
25
|
943
|
90/4/4 (20:10)
|
|
||
|
|
91
|
665
|
89/10/27 (13:04)
|
|
||
|
|
33
|
592
|
87/6/13 (11:29)
|
|
||
|
|
50
|
425
|
90/4/16 (05:25)
|
|
||
|
|
55
|
726
|
89/4/7 (10:49)
|
|
||
|
|
26
|
368
|
89/2/25 (14:06)
|
|
||
|
|
14
|
197
|
89/2/6 (22:59)
|
|
||
|
|
29
|
205
|
85/11/6 (20:51)
|
|
||
|
|
6
|
207
|
90/11/11 (19:56)
|
|
||
|
|
2
|
62
|
90/6/14 (16:28)
|
|
||
|
|
11
|
202
|
89/4/12 (13:27)
|
|
||
|
|
28
|
254
|
88/6/17 (11:07)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
88/3/4 (16:18)
|
|
||
|
|
0
|
55
|
87/6/16 (12:36)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
86/11/8 (16:25)
|
|
||
|
|
2
|
46
|
86/5/5 (15:45)
|
|
||
|
|
6
|
183
|
85/12/28 (22:48)
|
|
||
|
|
0
|
70
|
85/8/6 (04:43)
|
|
||
|
|
3
|
118
|
85/5/19 (17:27)
|
|
نیروانا در واقع معادل تائو باید بوده باشد.
چیزی که نه در کلام گفته آید و نه در وهم گنجد...
درود
نیروانا به زبان ساده یعنی "تولدی دوباره"
و چرا بودا شاکیومونی راه نیروانا را انتخاب کرد؟
بودا شاکیومونی تا سطح تاتاگاتا تزکیه کرد و برای اینکه به شاگردان خود بفهماند که تمام وابستگی ها حتی بدن بشری خود را رها کنند راه نیروانا را انتخاب کرد
برای فهم این مطلب به زبان روانشناسانه و به دور از اصطلاحات بودایی و معنوی می توان در تسلط كامل بر ذهن بر اثر پالایش مطلق ناخوداگاه اندیشید.ناخوداگاه یك انسان معمولی اگر شبیه به بستر یك جوی اب پر لای و لجن باشد ناخوداگاه كسی كه به نیروانا رسیده مانند جویی هزاران بار لایروبی شده است كه دیگر در ان مرز بین اب جاری و گل و لای ته نشین شده وجود ندارد .
وقتی شما بر ذهنی مسلط شدید كه بر شما كاملا مسلط است آنگاه درك نیروانا كار دشواری نیست.
نیروانا را بهشت نمی توان شمرد زیرا موضوع پاداش و کیفر اعمال نیک و بد که در مذهب هندو مورد قبول است در آیین بودا وجود ندارد ...
توضیحات مهیار عزیز کامل است و بیش از این گفتن پر گویی است ...
از دوست عزیزم مهیار برای مطالب سرشارش ممنونم.ولی نیروانا درکتب بودایی جایگاه
اخر برای انسان بیان شده که همان بهشت برین در دین اسلامه.
مقصود از نیروانا وارد شدن " وجود کامل" در این زندگی به عالمی خارج از رنج است .مفهوم نیروانا را باید در عبور از ساتا ( satta) به معنای شخصیت و آتمان (atman)به معنی خویشتن و سپس رسیدن به تاتاگاتا (tathagata) به معنای وجود کامل و مقدس جست.بودا در حالت نیروانا خویشتن و تمام هستی را همچون فرایندی وسیع و نهر همیشه جاری " شدن ها" و " انهدام ها " یافت و در درون این جریان پیوسته در حرکت و تداخل دائمی انرژی ها در یکدیگر ، وی به این حقیقت پی برد که "خود" در حقیقت چیزی نیست جز ترکیبی از رشته هایی از کنش ها و واکنش ها ی ذهن که از مرکزیت ثابت و ذات برخوردار نیست .این حقیقت حسی عمیق و استوار به بودا بخشید که او را از تمام وسوسه های "من " که به وسیله ی جهل و طمع و بیزاری برانگیخته می شود رهایی بخشد.
در مورد طول زمان و انواع تجاربی که به بودا درست پس از رسیدن به نیروانا دست داد روایاتی بسیار وجود دارد بودا اما پس از رسیدن به نیروانا بودا تمام تناسخ ها و گذشته اش را همراه با جزئیات آن به یاد آورد همچنین اصول و اساس آیین ژرفش بر جانش متجلی گشت.
روشنگری بودا پس از رسیدن به نیروانا و پس از اینکه دریافت از بند وابستگی و خواهندگی آزاد شده در این کلام بسیار با اهمیت او که تفاسیر سترگی بر آن شده متجلی یست:
"بیهوده بود که سازنده ی خانه ام را
در زندگی های بیشمار جستجو می کردم
و موفق به یافتنش نمی شدم
چه سخت است تحمل زندگی های متوالی
لیکن اکنون ترا می بینم ، آه ای سازنده ی "من "
و دیگر هرگز از این پس به بنای خانه نخواهم پرداخت
زیرا که الوارهای آن را در هم کوفته ام
تیرهای سقف را به دو نیم کرده ام
و خواهندگی ها را در هم شکسته ام
از این روست که ذهنم( در اشراق کامل ) آزادانه در طیران است."

بودا هنگام رحلت . در حالت ورود به پاری نیروانه .
عکس از مرکز دارماپالا تانگها
بودا آن هنگام که زیر درخت معرفت نشست چنین گفت :
"برای نوع بشر ، یافتن قانون علیت و پیوستگی علل و معلولات کاری دشوار است.بسیار دشوار است که انسان به آرامش و جدایی از تمام تصورات و صور و به رهایی از بندهای تمام موجودات خاکی و به عالمی که در آن هر علاقه و خواستی نابود شده و هر میلی از بین رفته است و عاقبت به پایان کار و نیروانا واصل شود "
آن کس که به مقام خردمندی رسیده است از میان شعله ها و شراره های تولد و مرگ و رنج نجات یافته و به سرمنزل خاموشی و نیروانا و آرامش ابدی واصل شده است .سلسله ی افکار و احساسات نزد یک فرد معمولی این پندار را در او بیدار می کند که حقیقت وجود خود را میان افکار و احساسات و پنداره های خود بیابد اما چشم بینای خردمند در آن افکار و پنداره ها جز بازی و رفت آمد اشباحی که به خویشتن او ربطی ندارند حقیقتی نمی بیند .
کسی که ذهن خود را کاملا به چنگ آورد کسی که زمام اراده ی خود را در کف گیرد کسی که کاملا از آز و خشم و شهوت رها شود کسی که پس از سلوک بودایی به درجه خردمندی و معرفت درون انگارانه ی کامل برسد کسی که مظهر شفقت و عطوفت به موجودات هستی شود حالت چنین شخصی به نیروانا و روشنی کامل موصوف است .
بودا پس از ریاضت های فوق بشری که از ترک سلطنت او شش سال به طول انجامید در ماه مه سال 544 قبل از میلاد در سن سی و پنج سالگی در زیر پرتو قرص کامل ماه در بودگایا زیر درخت انجیر یا درخت خرد به حالت لوتوس کامل به نیروانا یا روشن شدگی کامل دست یافت و موفق شد به حقیقت انهدام کامل رنج و درک مطلق هستی و خروج کامل از چرخه ی بازپیدایی دست پیدا کند. این اتفاق را بزگترین حادثه ی تاریخ معنویت می دانند .
بوداییان عقیده دارند هیچ کس قادر نیست نیروانا را تشریح کند و نمی توان آن را با هیچ شرح و بیانی به کلام درآورد اما به عنوان یک واژه نیروانا بر اثر اجرای آموزه های بودایی همچنین قدرت شهود ، یعنی اقتداری که توسط دیسیپلین های روحی و مراقبه های گسترده و ژرف حاصل شده به دست می آید.نیروانا وضعیتی است ورای نیرو و کشش اضداد ، آن درک مطلق هستی و خویشتن است در قالبی یگانه.
آنچه نیروانا را از سایر تجارب شخصیت های معنوی تاریخ متمایز می کند فقدان الوهیت و عدم استفاده از امور الهی و عدم تکیه بر الهیات و ماوراءالطبیعه در رسیدن به نیروانا از جانب بوداست.بودا ملحد نبود اما در راه رسیدن به حقیقت کار هستی کاملا به الهیات و ماوراءالصبیعه بی اعتنا بود و نیروانا حاصل کوشش یک انسان بدون هیچ کمک و مساعدت نیروهای الهی و ماورایی است .کشف بودا حاوی این حقیقت است که آرامش و رهایی و آگاهی ابتدا در کنترل ذهن او نهفته است نه هیچ شرط بیرونی دیگر و رهایی و آرامش کامل در "اینجا و اکنون" یافتنی است نه در یک قلمرو دور دست یا وضعیتی آسمانی و الهی فراتر از موجودیت فعلی او.
اگر بتوانیم تعیناتی را که چون نسبیت جهانی و امور اعتباری ظاهر می شوند انتزاع بکنیم ، آن وضع خاصی که بعد از نفی و سلب این تعینات به جا می ماند نیروانا خواهد بود . نیروانا عدم جریان استمرار و پیوستگی مرگ و حیات است و این عدم جریان ، نه هستی می تواند باشد و نه نیستی و نه می توان آن را توقف پدیده ها دانست چه پدید ه ها در حقیقت هرگز پدید نمی آیند تا متوقف شوند.
پس به عبارت دیگر نیروانا واقعیتی است ورای پدیده های جهان و بر فراز مقولات هستی و نیستی که آنرا ترکیب و تلفیق هستی و نیستی هم نمی توان نامید چون در این صورت نیروانا نیز بسان هستی و نیستی متعین می گردد حال آن که نیروانا مطلقا غیر متعین است .میان گردونه ی مرگ و حیات و نیروانا تفاوتی اساسی نیست اگر تسلسل عناصر حیات را بر اساس جبر جهانی در نظر بگیریم فقط دایره ی مرگ و زندگی مشاهده می شود و عوام آیین سلسله ی علت و معلول را که بودا تعلیم می داده چنین درک کرده اند ولی بالعکس اگر این سلسله علت و معلول را بر اساس خلاء طبیعت ذاتی اشیاء تعبیر. کنیم به نیروانا خواهیم رسید و نیروانا آن مقامی یست که در آن خلاء تحقق می یابد و شخص ، عین آن خلاء می گردد.