userinfo close
  ,

بودا و بودیسم


buddhaandbuddhism

تاسیس: 12 اسفند 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهیار م - معاونان
بودا, خورشید معنویت,حکمت و طریقت , بودا آفتاب جهان خرد و شفقت است. دراین انجمن درباره سرشت و زیست،آم ادامه »
بودا, خورشید معنویت,حکمت و طریقت , بودا آفتاب جهان خرد و شفقت است. دراین انجمن درباره سرشت و زیست،آموزه ها،سلوک،نظریه معرفت و حکمت و برکت بودا،ونیز نحله ها ومکاتب بودایی سخن می گوییم .
NIRVANA& NOTHINGNESS
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
97
2360
89/5/17 (01:20)
25
905
90/4/4 (20:10)
91
656
89/10/27 (13:04)
33
584
87/6/13 (11:29)
50
411
90/4/16 (05:25)
55
700
89/4/7 (10:49)
26
365
89/2/25 (14:06)
14
196
89/2/6 (22:59)
29
199
85/11/6 (20:51)
6
166
90/11/11 (19:56)
2
54
90/6/14 (16:28)
11
194
89/4/12 (13:27)
28
245
88/6/17 (11:07)
2
10
88/3/4 (16:18)
0
42
87/6/16 (12:36)
1
15
86/11/8 (16:25)
2
43
86/5/5 (15:45)
6
166
85/12/28 (22:48)
0
60
85/8/6 (04:43)
3
113
85/5/19 (17:27)

عنوان بحث

مهیار م , zen
مهیار م - 00:52 1385/02/19

پرسش و پاسخ

از سرور تایزن دشی مارو استاد بزرگ بودایی
شی ـ سِی چیست؟
طریقه نشستن در زبان ژاپنی " شی ـ سی " گفته می شود.در واقع این کلمات از ژاپنی و چینی قدیم ساخته شده است که " شی " به معنای فرم و شکل و " سِی " به معنای قدرت ونیروست . منظور ازشکل؛ همان طریقه نشستن است که هرچه زیباترباشد بهتراست.اما نشستن ذاذن فقط درشکل آن خلاصه نمی شود،بلکه همواره باید با عنصر سِی یعنی اقتدارونیرو هماهنگ باشد.مسلماْ فرم مهم است و باید صحیح باشد اما اگر عاری ازقدرت وانرژی باشد ناکامل خواهدبود.وحدت این دو عامل است که وضع یا قرار را می سازد.عنوان دیگر آن " ایکی اُوی " (Ikioi ) است. " ایکی " یعنی نفس و " اُی " یعنی حیات، نیروی حیاتی .
وقتی من شاگردانم رانگاه می کنم می بینم که برخی ازآنها دارای انرژی و فعالیت هستند و برخی بنشیند.ازچه علائمی می توان این راتشخیص داد؟
چانه به طرف داخل است.اگر فعالیت شور و شوق و قدرت کم شود، چانه بالا می آید یا آویزان می شود و اگر زیاد فکر کنیم سر پائین می افتد.
دست ها با قدرت به هم متصل هستند.وقتی انسان خسته یا بی توجه است و تمرکز ندارد،دست ها محکم نیستند.
پشت کاملاْ راست و باسن عقب.
پشت گردن کشیده است و خط راست درامتداد پشت می سازد؛نه خمیده و نه شکسته.تعداد زیادی رشته های عصبی ز داخل گردن عبور می کنند و اگر جریان خون فعال باشد،به مغز بهتر خون میرسد.
شکل و نیرو کاملاْ به هم وابسته هستند.منظور یک شکل گرایی (Formalism ) از مُدافتاده نیست،مساله اجرای یک وضعیت نشستن کامل است که توسط سلسهء اساتید ذن مورد مطالعه و تعمق قرار گرفته است.

در چین یک استاد ذن درمعبدی به شاگردانش که درحال تمرین ذاذن بودند، گفت :
ـ دارید چه کار می کنید ؟
ـ هیچ کاری نمی کنیم.
ـ نه؛ شما بی آنکه عملی کنید،کاری انجام می دهید.

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رولی  , elexito
رولی - 15:30 1390/02/22
50
نقل قول از : مهران راستین

آیین بودا  نبود خدا را با چه برهانی بیان میکند ؟؟

سلام دوست عزیز: بودیسم در مباحث نظری بی اهمیت و بی رونق هست تا جایی که بودا میگه: من در باب قدمت عالم و ازلیت جهان توضیحی ندادم و همچنین در باب محدودیت و تناهی وجود تفسیری نکردم و ...
بودیسم در نوعی ماتریالیسم گرفتار آمده و با ابدی و ازلی دانستن ماده انکار خدارو بیان کرده  و جایی که بودا باید پاسخ سوال از کجا امده ایم و به کجا میرویم را میداد گفته(!): من در مباحث نظری کاری ندارم، اما زمانی که نوبت به انکار خدا میرسد وعده اش را فراموش میکند و به انکار مبدا و معاد می پردازد.ایین بودا بیشتر یه مکتب اخلاقی هست تایک دین برای همین قابلیت پاسخگویی به چنین سوالاتی رو نداره.

سام مخدوم خدایان , emptiness
49

مهران جان ، ایین بودا عدم وجود خدا رو اثبات نمیکنه بلکه اصلا خودش درگیر اینجور مسائل نمیکنه ، اینکه پیروان ادیان ابراهیمی نمیتونن بودیزم رو درک کنن به دلیل تفاوت بنیادین این دین با ادیان ابراهیمیه .

درمه (تعالیم بودا) مثل یک دارو هست ، که رنج رو ساکت میکنه و شما رو به شادی و سرور میرسونه.

حالا این وسط شما میخوای به خدا عقیده داشته باش ، میخوای نداشته باش(البته یکی از ارکان بودیزم اینه که از جهان تصور درستی داشته باشی)

کلا اگر برای شما اثبات شد که خدا وجود داره باید این دیدگاهت رو محترم بداری اگر هم نشد همچنین . در بودیزم محوریت اصلی خودت هستی ، این که میگیم همه میتونن مثلا بودای تاریخی باشن به همین معنیه.

 

مهیار م , zen
مهیار م - 04:22 1388/02/27
48
نقل قول از : جیمز رس

سلام

فک کنم باید بیشتر مطالعه کنم راجب ایین بوداییها! سامورای ها هم بودایی بودن دیگه اره؟

( شاید بی ربط باشه ولی ) نظر شما راجب گفته های اریک وون دانیکن چیه؟

 

فرهنگ سامورایی  بسیار  متاثر از بوشیدو و بودیسم ژاپنی یا همان ذن است .مراجعه كنید به كتاب هاكاگوره سلوك سامورایی.

شاید بیست سالی بشه كه اریك فون دنیكن نخوندم و همون موقع هم چندان جذبم نمی كرد و نمی دونم اصلا درباره فرهنگ و تمدن بودایی مطلبی داره یا نه.

جیمز   , dumb_dude
جیمز - 17:15 1388/02/26
47

سلام

فک کنم باید بیشتر مطالعه کنم راجب ایین بوداییها! سامورای ها هم بودایی بودن دیگه اره؟

( شاید بی ربط باشه ولی ) نظر شما راجب گفته های اریک وون دانیکن چیه؟

مهیار م , zen
مهیار م - 02:11 1388/02/26
46
نقل قول از : جیمز رس

من هرگز با دینداری موافق نبودم دین الان به قول اشو دست سیاستمداراس.

بودا به هیچ موجود برتری اعتقاد نداشته؟! میشه راجب "دهرما کایا" کمی توضیح بدین؟! (منظورم این نیست که این خداستا میخام بدونم چیه!)


سلام

1- شما اشو رو مثل الهی قمشه ای و بقیه سخنرانان شاعر مسلك زیاد جدی نگیر به واسطه حال و هوا چیزایی میگن كه ده دقیقه بعد به واسطه تغییر حال و هوا كلا یه چیز  دیگه میشه . تو حرفاشونم دنبال چیزی نگرد كه اگر فردا تو یه جمعی زدی و به خاطرش ازت دلیل خواستن بتونی از پسش بر بیای.

2- بودا به موجودات  غیبی در كنار موجودات مرئی معتقد است ولی به موجودی ماورایی یعنی برتر از انسان و شانیت او خیر .درون گرایان معمولا تفكر پانته ایستی دارند یعنی همه چیز در این جهان كل واحدی را تشكیل می دهند كه هر چیز در این كلیت به اندازه چیز های دیگر مهم است : من نمی‌دانم که چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست// گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟

3- دارما كایا یعنی طبیعت مطلق بودا یعنی كالبد حقیقت اصطلاحی یست كه در ماهایانا بودیسم كاربرد دارد. دارما كایا یعنی جسم قانون و آیین و تجسم قانون ابدی به معنای ساده دارما كایا یعنی قانون مجسم . دنیای قابل تجربه پدیده ا یست كه مظهر واقعیت مطلق است و شخص بودا تجسم این قانون و واقعیت است دارما كایا همچنین موضوع روشن شدگی و یا بوداییت است.بدین ترتیب دارما كایا حقیقتی برتر است بی زمان كه نمود ذات بوداست .در تفسیر دارما كایا بین ارباب معرفت ماهایانا اختلاف هست بر سر نمودگار ذات موجودات اینجهانی و نمودگار ذات بودایان .و اختلافات در تفسیر و به كار بردن كلمه مناقشه برانگیز ذات.

 

جیمز   , dumb_dude
جیمز - 14:55 1388/02/24
45

نه منظور من از نیروانا اونی که دوست شما گفته بودن نبود! تا حدی میدونم نیروانا چیه :P

 

من هرگز با دینداری موافق نبودم دین الان به قول اشو دست سیاستمداراس... فقط میخام بیشتر با سنت بودا اشنا بشم منظورم از سوالامم همینه

بودا به هیچ موجود برتری اعتقاد نداشته؟! میشه راجب "دهرما کایا" کمی توضیح بدین؟! (منظورم این نیست که این خداستا میخام بدونم چیه!)

مهیار م , zen
مهیار م - 13:06 1388/02/21
44
نقل قول از : جیمز رس

درسته.

منظور من این بود که بودا و بودایی ها به وجود یه موجود برتر ( همون خدا ) اعتقاد داشتن یا نه!؟ خب این طبیعیه تا ادم خودشو نشناسه خداشو نمیتونه درست بشناسه

منظورتون اینه که برای بودا مهم نبوده که خدا وجود داره یا نداره مهم خود ادم هست و تمرین در راه رسیدن به نیروانا؟


 1- نه بودا به خدا معتقد نبوده لائوتسه پیشوای تائو و كنفسیوس هم به خدا عقیده نداشتن  یعنی سه جریان اصلی معنویت در شرق دور خدا باور نبودند .2- خود شناسی از یك بعد  ربطی به شناخت خدا نداره .یعنی سخن شما به گونه ای تنظیم شده كه انگار خدایی 100 درصد انگونه كه تصور می كنید وجود داره اما باید خودمونو بشناسیم تا اونو بشناسیم نه چنین چیزی نیست.یعنی دلایلی در دست نیست كه خداوندی وجود دارد منتهی شما برای درك بهتر ایشان اول بهتر است خود را بشناسید.اگر علاقه به چگونگی شناخت خدا و ماورا الطبیعه هستید حتما كانت را مرور كنید.

دوستی ناشیانه می گفت به نظر من نیروانا همان فنی فی الله است !بهش گفتم پس چه كلاهی سر عرفای اسلامی رفته!! یعنی خب اگر اینطور است پس چه فرقی بین خدا باوری یك عارف و الحاد یك سالك بودایی یا تائویی وجود داره؟! دوستم انگار  متوجه نشد گفتم  یك رهرو بودایی بی خدا با تمرین در یك معبد ذن در كمال ارامش به همونجا رسیده كه بایزید با این همه سوز و گداز و شیدایی و زاری و تمنا رسیده !! خب چه كاریه كه معتقد باشی هست و این همه برای رسیدن بهش جان فرسوده كنی و اینور دنیا یه سری به هیچی معتقد نباشن  و به همونجا برسن كه ابوسعید رسیده!!

مهیار م , zen
مهیار م - 03:59 1388/02/21
43

 ملموس تر بگم شما چند انسان فرهیخته  و خردمند در زندگی سراغ دارید؟ آیا دینداری و خداباوری باعث خردمندی آنها شده؟ ایا نماز و روزه و عبادت باعث روشنگری و خردورزی در آنها شده .آیا كسانی كه هر شب از مسجد بیرون میایند هر شب به دلیل ارتباط با خدا ذره ای خردمند تر و فرزانه تر از پیش می شوند ؟ یعنی به این دلیل كه ذات دین ایمان و ذات ایمان یقین است و انسان مومن به دلیل یقینی كه كتاب اسمانی او نسبت به همه چیز داده است نه در پی فربه كرد عقلانیت است و نه در  پی خردمندی زیرا اون با ایمان خود زندگی می كند نه مثل یك حكیم با خرد و عقلانیت خود. قرون وسطی قرون خرد ستیزی بود  چرا؟ چون وقتی شما یقین كنید كه همه حقایق در انجیل و قران هست محال است انسان حقیقت جویی باشید.فاجعه ای كه بودا با ان روبرو بود و ما هم به خوبی انرا درك می كنیم از یه بعد چنین چیزی بود. بودا با ملتی جاهل روبرو بود كه نجات خود و خوشبختی خود را در گرو عبادت و قربانی برای خدایان و لفاظی در الهیات خود می دیدند.انقلاب بودا این بود كه 1- حقیقت جویی را به فرهنگ هند تزریق كرد و نشان داد خوشبختی در گرو خرد و فرزانگی یست نه ایمان به موجودات ماورایی و غیبی برای بقای بهتر .(دلیل نفوذ بی سابقه بودیسم در فرهنگ غرب )بودا در 2500 سال پیش هر چیزی را كه با خرد و برهان پذیرفتنی بود پذیرفت و باقی را به فراموشی سپرد برای همین بودا را در اینجا یك فیلسوف می نامند زیرا برای بنیان گذاشتن اندیشه خود فیلسوفی می كند و به استدلال و برهان روی می آورد و شما می دانید كه اكثریت فلاسفه به معنای ابراهیمی شریعت به دلیل حدود عقلانیت خداباور نبوده و نیستند .یعنی بودا فرزانه ای است كه فیلسوف هم هست و این در تاریخ معنویت یگانه است در تاریخ كم سابقه است كسی به همان اندازه كه درون گراست اهل استدلال و برهان آوری هم باشد - 2-انقلاب بودا جستجوی  اگاهی و شناخت و معرفت از اسمان به درون انسان بود آتما كه به معنی روح مطلق است به نفس تبدیل شد . درون پویی قبل از بودا در هند توسط یوگی ها طرح و انجام شده بود اما انقلاب بودا در روش و سلوك یگانه ای است كه او برای رسیدن به نیروانا پایه ریزی كرد.بودا بعد از ترك سلطنت همه طریقت های هند از جمله یوگا را تجربه كرد اما دریافت كه 1- در فلسفه و 2- در سلوك این آیین ها موانع و كاستی هایی هست كه نمی توان با آن به رهایی كامل از رنج رسید {كتاب هنر زندگی به چنین چیزی می پردازد}برای همین سلوكی بر پایه تفكر خود بنا گذاشت كه در آن اهمیت دادن به آسمان و غیب و ماورا به اهمیت به 1- خرد و 2- شفقت و 3- سلوك .در این طریقت و سلوك الهیات به طور كامل كنار گذاشته شده است زیرا نه تنها نیازی به آن نیست بلكه باعث پراكندگی ذهنی و روان گسیختگی رهرو می شود.

فلسفه بودا را می توان در لبخند جاودان او  درك كرد چگونه این بدبین ترین متفكر تاریخ  كه همه هستی را سراسر شر و رنج می داند از هر خوش بین و خدا باوری  در تاریخ خوشحال تر و شاد تر است و بی نیاز از هر خدایی  مظهر  خوشبختی و رهایی یست؟

جیمز   , dumb_dude
جیمز - 10:53 1388/02/20
42

درسته.

منظور من این بود که بودا و بودایی ها به وجود یه موجود برتر ( همون خدا ) اعتقاد داشتن یا نه!؟ خب این طبیعیه تا ادم خودشو نشناسه خداشو نمیتونه درست بشناسه

منظورتون اینه که برای بودا مهم نبوده که خدا وجود داره یا نداره مهم خود ادم هست و تمرین در راه رسیدن به نیروانا؟

مهیار م , zen
مهیار م - 17:41 1388/02/19
41

بودا به یك معنا انقلابی معرفتی بر ضد تفكر هندی بود تفكر بودا به مثابه شورشی هم درون گرایانه و هم فلسفی علیه تفكر برون گرایانه و فرافكنانه و شاعرانه هندی بود . زمانی كه بودا ظهور كرد ملت هند ملتی بودند به غایت روان رنجور و جاهل كه نجات خود را در عبادت و نماز برای خدایان و كشتن حیوانات برای نذر و نیاز و البته لفاضی و فلسفه بافی درباره هستی می دیدند بودا به هند نشان داد اولا بزرگترین مسئله بشر و هر موجود زنده ای رنج است نه خدا و نه شناخت جهان و نه هیچ چیز دیگر یعنی مشكل هر انسانی چه با خدا و چه بی خدا در هر حال رنج است نه رضایت و یا نارضایتی خدا و نه شناخت هستی و هر چیز دیگر و دوما بودا نشان داد چیزی كه آن را رهایی از زنج می نامیم فقط به فقط با انجام سلوك و تكنیك های درونگرایانه و مراقبه های منسجم و دیسیپلین های روانی مقدور است پس  اگر سوال شما اینه كه شخص بودا و بودیسم به خدا معتقد بوده یا نه جواب منفی است.بودا برای رها كردن بشر از رنج یكسره به الهیات و به خدا و خدایان بی اعتنا بود.توجه به خدایان نزد بودا آغاز یك دوگانگی روانی عمیق است كه به بیگانه كردن انسان با خود می انجامد.برای همین فرهنگ خدا باور هند تاب چنین تفكری را نداشت برای همین بودیسم به مرور از هند رخت بربست و به جایگاه اصلی خود یعنی تبت و كره و ژاپن سرزمین تمركز و درون بینی و جدیت یعنی سرزمین ذن رسید.

اما شما می توانید هم به خدا باور داشته باشید و هم به بودا زیرا سخنان بودا بیشتر برای رهروان و سالكان بوداییست كه ذهنیت آنهارسیدن به نیروانا و رهایی كامل در طریقت بوداست . شما می توانید به شریعت بودا علاقه مند باشید و نماز هم بخوانید.بودا با خدا مخالف نیست بودا برای درون نگری عمیق و خودپویی ژرف به خدا بی اعتناست یعنی اصلا نیازی به خدا نمی بیند و  وقت خود را صرف اثبات و رد خدا نمی كند زیرا به یقین می داند بحث های فلسفی درباره اثبات و رد خدا همگی باطل و وقت هدر ده و بی سرانجام هستند تاریخ فلسفه دقیقا چنین چیزی را نشان می دهد.سوز و گداز و شیدایی و روان نژندی و بی قراری  عرفای اسلامی نیز می تواند دلیلی بر سخن بودا باشد.

بودیساتوا ره جو , giyah_khar
بودیساتوا ره جو - 10:23 1388/02/19
40
نقل قول از : جیمز رس

سلام. من سوالی راجب اعتقاد به وجود خدا در بودایی ها داشتم تو مطالعه هام دیدم که اعتقادی به خدا ندارن ولی یه دوست بودایی دارم که ایشون گفت بودایی ها دو دسته ان برخی اعتقاد دارن برخیم ندارن! حالا من نمیدونم بالاخره کدوم جواب درسته!


سلام دوست عزیز....

بستگی داره منظورت از خدا چی باشه...؟..؟.؟

در دین بوداهیچ موجودی در جایی وجود نداره که بخواد انسان رو به خاطر کردارش بازخواست کنه.. شقاوت و سعادت انسان به واسطه کارهایی که انجام می ده ، و در واقع کارما

در واقع در آیین بودا ، بودا سه بعد داره:

1_دهرما کایا: همیشه بوده و هست ، چه کسی به اون اعتقاد داشته باشه و چه نداشته باشه. که شاید شما به این می گین خدا

و دو بعد دیگر بودا یعنی سامبوگا کایا و نیروانا کایا زیاد مربوط به موضوع سوال شما نیست..

در ضمن بودایی ها همه به این سه بعد معتقدند... تمام فرقه های بودایی اعتقادات واحدی دارند. اعتقادات متفاوت فرقه های مختلف بودایی اونقدر جزئی هست که به نظر بنده نمی شه رو اونها اسم فرقه گذاشت ، اختلاف چندانی ندارن.. چنین چیزی نیست که یکی به خدا معتقد باشه و دیگری نباشه.

جیمز   , dumb_dude
جیمز - 18:36 1388/02/18
39
سلام. من سوالی راجب اعتقاد به وجود خدا در بودایی ها داشتم تو مطالعه هام دیدم که اعتقادی به خدا ندارن ولی یه دوست بودایی دارم که ایشون گفت بودایی ها دو دسته ان برخی اعتقاد دارن برخیم ندارن! حالا من نمیدونم بالاخره کدوم جواب درسته!
مهیار م , zen
مهیار م - 12:35 1386/07/13
38

تمرکز چیست؟

جواب از استاد دایزن دشی مارو


گاهی درمدت ذاذن اندیشه‌ها بطور مداوم پدیدار می‌شوند،مسائل روزمره،آرزوها و اضطراب‌ها بی‌وقفه به ما هجوم می‌آورند.دراین‌صورت نه‌باید برعلیه این اندیشه‌ها جنگید نه‌باید به آن‌ها توجه کرد.در " شودوکا " یا سرودساتوری آنی نوشته استاد " یوکا " که در قرن هفتم در چین می زیست،نوشته‌شده‌است : (( نه‌باید درجستجوی حقیقت باشیم و نه ازتوهمات بگریزیم.))

باید گذاشت تا اندیشه‌ها بگذرند،نباید آن‌ها را حفظ کرد.ازاین‌طریق شدت‌شان را از دست می‌دهند و ذاذن مارا به اینجا هدایت می‌کند.ذهن ما پیچیده‌است و رهبری آن دشوار،ذهن مثل یک میمون چالاک است و اگر بخواهیم برآن مسلط شویم خیلی‌زود متوجه می‌شویم که امکان ندارد.

اگر ذاذن را درست انجام دهیم،درست بنشینیم و فقط تمرکز ما برنحوه نشستن و تنفس باشد،خودآگاه خویش را فراموش‌می‌کنیم و اندیشه‌ها خودبه‌خود و بطورطبیعی عبور می‌کنند.اول اندیشه‌های مربوط به زندگی روزمره می‌آیند ولی اگر ذاذن را ادامه‌دهیم،یک ساعت،یک روز،یک ماه به‌‌‌سطح خیلی ژرف نیمه‌اگاهی می‌رسیم.ازاین راه با آموزش درسطح ناخودآگاهی،ذاذن موجب کشف خِرد و دست‌یابی به شهودحقیقی می‌گردد.

این آموزش همچنین آموزش حواس ماست،در مدت ذاذن دریافت‌های حسّی از شدت‌بالایی برخوردارند.اینجا در دوجو صدای باد،صدای کیوزاکو،صدای اتوموبیل‌ها و آواز پرندگان را می‌شنویم... اگر این پدیده‌ها حواس مارا پرت‌کند فراموش می‌کنیم که برنحوء نشستن متمرکز شویم

مهیار م , zen
مهیار م - 03:19 1386/06/28
37

مرگ‌ بودا چگونه رخ داد ؟


بودا در هشتاد سالگی‌ درگذشت‌. می‌گویند هنگامی‌ كه‌ «بودا» متوجه‌ شد كه‌ وقت‌ وداع‌ و پیوستن‌ به‌ «نیروانه‌» فرا رسیده‌ است‌، به‌ مرید نزدیك‌ خود «آننده‌» كه‌ از شنیدن‌ این‌ خبر سخت‌ اندوهگین‌ و پریشان‌ شده‌ بود می‌گوید: «در حالی‌ كه‌ گروهی‌ از مریدانی‌ كه‌ هنوز به‌ زندگی‌ دنیوی‌ دلبستگی‌ دارند از شنیدن‌ این‌ خبر اندوهگین‌ شده‌ و خواهند گفت‌: «چه‌ زود چشم‌ جهان‌ درمی‌گذرد، گروه‌ دیگر كه‌ بر خود تسلط‌ یافته‌اند و به‌ راستی‌ می‌دانند كه‌ جمله‌ی‌ عناصر ناپایدار و زودگذرند و نطفه‌های‌ نابودی‌ خویش‌ را در بردارند، خاطره‌ی‌ مرا محترم‌ خواهند شمرد و زندگی‌ خود را با راهی‌ كه‌ من‌ آموخته‌ام‌ تطبیق‌ خواهند داد. (شایگان‌، 1375، ص‌ 139) وقتی‌ كه‌ آننده‌ به‌ گریه‌ افتاد، استاد او را چنین‌ دلداری‌ داد:
آننده‌، بس‌ كن‌، غم‌ مخور، زاری‌ مكن‌. مگر من‌ همیشه‌ نمی‌گفته‌ام‌ كه‌ همه‌ی‌ چیزهای‌ عزیز و خوشایند دستخوش‌ دگرگونی‌، از میان‌ رفتن‌، و ناپایندگی‌ است‌؟ پس‌، اینجا چگونه‌ می‌تواند چنین‌ نباشد؟ چیزی‌ كه‌ زاییده‌ شده‌، به‌ هستی‌ آمده‌، ساخته‌ شده‌ و دستخوش‌ زوال‌ است‌، ناممكن‌ است‌ كه‌ از میان‌ نرود. ( D 16، 5، 14 II ص‌144)

آننده‌ از بودا پرسید با جسد او چه‌ باید بكنند. او به‌ آننده‌ گفت‌ كه‌ آنان‌ نباید خود را مشغول‌ جسد او كنند؛ بلكه‌ باید به‌ رشد معنوی‌ خود عشق‌ ورزند. او گفت‌ پیروان‌ عادی‌، خود را با جسد مشغول‌ می‌كنند. (رینولدز، 1379، ص‌ 181). بودا آخرین‌ بار به‌ رهروانش‌ چنین‌ پند داد: «اكنون‌، ای‌ رهروان‌، پندتان‌ می‌دهم‌: چیزهای‌ ساخته‌ شده‌ دستخوش‌ زوالند، بیدار و هشیار كوشش‌ كنید!».
اینها آخرین‌ سخنان‌ بودا بود. اندكی‌ پس‌ از آن‌ به‌ حال‌ اغما افتاد - كه‌ در گفتار پری‌ نیروانه‌ی‌ بزرگ‌ آن‌ را یك‌ حالت‌ نگرش‌ وصف‌ كرده‌اند - و از این‌ حال‌ به‌ پَری‌ نیروانه‌ رفت‌، كه‌ حالت‌ رهایی‌ از رنج‌ پس‌ از رها كردن‌ تن‌ است‌.
سالِ درگذشت‌ بودا 483 سال‌ پیش‌ از میلاد مسیح‌ بود. یونان‌ در این‌ سال‌ با ایران‌ می‌جنگید (كه‌ سه‌ سال‌ بعد فتح‌ دریایی‌ تمیستُكل‌ (45) در سالامیس‌ به‌ آن‌ پایان‌ داد)، در حالی‌ كه‌ هراكلیت‌، پارمنید و آشیل‌ (46) (در یونان‌) و كنفوسیوس‌ در چین‌ زنده‌ بودند.

جسد بودا را یك‌ هفته‌ پس‌ از درگذشتش‌ سوزاندند. خاكسترش‌ را میان‌ هفت‌ خاندان‌ از دودمان‌ بزرگان‌ هند، و نیز برهمنی‌ كه‌ این‌ آداب‌ را انجام‌ داده‌ بود، قسمت‌ كردند. از خاكستر او به‌ یكی‌ از خاندانهای‌ بزرگ‌ دیگر نیز رسید، و دونه‌ی‌ (47) برهمن‌، كه‌ مراسم‌ مرده‌ سوزان‌ را انجام‌ داده‌ بود، ظرفی‌ را كه‌ در آن‌ خاكستر مرده‌ را جمع‌ كرده‌ بودند گرفت‌. همه‌ی‌ گیرندگان‌ این‌ خاكسترها سهم‌ خود را در گورْ تپه‌ها، یعنی‌ در توپه‌ یا استوپه‌ها (48) جای‌ دادند.
در 1898 توپه‌ای‌ در پیپراوا، (49) نزدیك‌ شهر زادگاه‌ بودا كشف‌ و گشوده‌ شد كه‌ به‌ احتمال‌ خانواده‌ی‌ بودا آن‌ را روی‌ سهم‌ خود از خاكستر بودا ساخته‌ بوده‌اند. سه‌ متر پایین‌تر از رأس‌ تپه‌، كوزه‌ی‌ كوچكی‌ با چند هدیه‌ یافتند، و پنج‌ متر و نیم‌ پایین‌تر از آن‌ یك‌ صندوق‌ سنگی‌ یافتند كه‌ پنج‌ ظرف‌ در آن‌ بود. (50) یكی‌ از اینها، كوزه‌ای‌ بود كه‌ از سنگ‌ صابونی‌ (51) ساخته‌ بودند، و بر آن‌ به‌ خط‌ براهمی‌، (52) و زبان‌ ماگدی‌ نوشته‌ بودند:
این‌ كوزه‌ی‌ خاكستر بودای‌ والا از (طایفه‌ی‌) سكیه‌ هدیه‌ است‌ از سوكیتی‌ (53) و برادران‌ و خواهران‌، پسران‌ و همسرانشان‌.
در 1958 یادگارهای‌ بیشتری‌ از خاكستر بودا، در منطقه‌ی‌ شهر قبلی‌ ویسالی‌ یافتند. در اینجا در توپه‌ای‌، تغار كوچك‌ درداری‌ كشف‌ كردند، كه‌ باقیمانده‌های‌ استخوان‌، خاكستر و هدیه‌ در آن‌ بود فرض‌ این‌ است‌ كه‌ این‌ سهم‌ یادگاری‌ سوخته‌ی‌ جسد بوده‌ است‌ كه‌ پس‌ از سوزاندن‌ جسد به‌ خاندان‌ اشرافی‌ لچهاوی‌، (54) كه‌ پایتختشان‌ ویسالی‌ بود، رسیده‌ است‌. (55) (شومان‌، آیین‌ بودا، ص‌ 26)

پی‌نوشتها
1. Siddhatta Gotama
2. Lao - tse
3. soka َ A در 269 پ‌. م‌ تنها فرمانروای‌ هند بود، در 265 پ‌. م‌ تاجگذاری‌ كرد و در 232 پ‌. م‌ درگذشت‌. (شرح‌ كامل‌تر درباره‌ خدمات‌ او به‌ آیین‌ بودا، در ضمیمه‌ آمده‌ است‌)
4. كتابهای‌ كانون‌ پالی‌ بعداً مشروحاً معرفی‌ خواهند شد.
5. Tusita
6. Kapilavatttu
7. Suddhodana
8. Mah - apaj - apati
9. R - aja
10. Kosala
11. R - ahula
12. Kamma كردار
13. aka - Ves : فروردین‌ و اردیبهشت‌.
14. bodhi
15. استاد عسكری‌ پاشایی‌ معتقدند كه‌ این‌ سخن‌ كه‌ اندیشه‌ی‌ بودا تحت‌ تأثیر اُپه‌نیشَدْهاست‌، نه‌ سخنی‌ نو است‌ و نه‌ بنیادی‌ قطعی‌ دارد. نگ‌: ع‌. پاشایی‌، تاریخ‌ آیین‌ بودا، تهران‌، نگاه‌ معاصر، 1382، ص‌ 42-35.
16. an - atta
17. Benares
18. Dhamma
19. arahat
20. رهرو ( bhikkhu ) و انجمن‌ ( sangha ) را معمولاً در كتابهای‌ انگلیسی‌ به‌ ترتیب‌ به‌ monk (راهب‌) و order ترجمه‌ می‌كنند كه‌ هر دو از مفهومهای‌ دین‌ یا روحانیت‌ مسیحی‌ نیز هستند.
21. asaka - up (پیش‌نشین‌)، آن‌ دسته‌ از بوداییانی‌ كه‌ «رهرو» نبودند و به‌ «انجمن‌» نمی‌پیوستند.
22. شرح‌ شرایط‌ دینی‌ و فكری‌ زمان‌ ظهور بودا بعداً خواهد آمد.
23. لقب‌ چنین‌ رفته‌ ( agata - Tath ) را بعدها در زمینه‌ هایی‌ نیز به‌ كار برده‌اند كه‌ بی‌معناست‌. در این‌ موارد، این‌ كلمه‌ را باید «آن‌ كامل‌» یا «انسان‌ كامل‌» ترجمه‌ كرد.
24. asambuddha - . samm
25. این‌ تساهل‌ بودا، ظاهراً همیشه‌ مورد عمل‌ رهروان‌ او نبوده‌ است‌. نمونه‌اش‌ جنگهای‌ داخلی‌ سریلانكاست‌. (نگ‌: هوكینز، برادلی‌، آیین‌ بودا، ترجمه‌ محمدرضا بدیعی‌، تهران‌، امیركبیر، 1380، ص‌ 168)
26. Siha
27. jain
28. karma به‌ پالی‌ kamma در لغت‌ به‌ معنای‌ «كردار» است‌. در این‌ باره‌ بیشتر سخن‌ گفته‌ خواهد شد.
29. خوب‌ است‌ كه‌ نظر جینها را از زبان‌ خود بودا بشنویم‌: «... برخی‌ از استادان‌ دین‌ (یا، سمنه‌ - برهمنها) هستند كه‌ چنین‌ عقیده‌ و نظری‌ دارند كه‌ «هر چه‌ شخص‌ تجربه‌ می‌كند... همه‌ نتیجه‌ی‌ كرداری‌ است‌ كه‌ پیش‌ از این‌ كرده‌ است‌؛ ازاین‌رو اگر ریاضت‌ بكشد با این‌ قصد كه‌ به‌ كردارهای‌ گذشته‌ پایان‌ دهد، با دست‌ نیازیدن‌ به‌ كردارهای‌ تازه‌، دیگر (برای‌ او) انتقالِ (نتایج‌ كردار) در (زندگانیِ) آینده‌ وجود نخواهد داشت‌، و چون‌ انتقالی‌ نیست‌ در آینده‌ كردار از میان‌ خواهد رفت‌؛ با از میان‌ رفتن‌ كردار رنج‌ هم‌ از میان‌ خواهد رفت‌؛ با از میان‌ رفتن‌ درد و رنج‌، احساس‌ از میان‌ خواهد رفت‌؛ با از میان‌ رفتن‌ احساس‌ هر دردی‌ پایان‌ خواهد یافت‌. عقیده‌ی‌ نگنته‌ها ( Nigantha = جین‌) چنین‌ است‌...»
30. . Saccaka Aggivessana
31. دوستداران‌ آیین‌، یعنی‌ آنان‌ كه‌ به‌ بودا، به‌ آیین‌، و به‌ انجمن‌ پناه‌ می‌برند، یعنی‌ به‌طور كلی‌ شاگردان‌ بودا، به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ می‌شوند، یا به‌ انجمن‌ می‌پیوندند و رهرو می‌شوند، اینان‌ از خانه‌ به‌ بیخانگی‌ می‌روند، سر خود را می‌تراشند و جامه‌ی‌ زرد دربرمی‌كنند؛ یا دوستدار بودا، آیین‌، و انجمن‌ هستند، ولی‌ ترك‌ خان‌ومان‌ نمی‌كنند اینان‌ را پیش‌نشین‌، یا اوپاسَكَه‌، می‌گویند. پیش‌نشین‌ می‌آید و می‌نشیند، آیین‌ را می‌شنود، می‌آموزد و به‌ خانه‌ی‌ خود باز می‌گردد. از پیش‌نشینان‌ گَهَه‌پَتی‌ها- پدران‌ خانواده‌ - برای‌ خدماتی‌ كه‌ به‌ انجمن‌ رهروان‌ كرده‌اند معروف‌اند...
بودا وظایف‌ پیش‌نشینها را چنین‌ خلاصه‌ می‌كند:
پیش‌نشین‌ نه‌ می‌كشد، نه‌ سبب‌ كشته‌ شدن‌ موجود زنده‌ می‌شود، با آنانی‌ كه‌ می‌كشند همداستانی‌ نمی‌كند، از آزار موجودات‌، خواه‌ توانا و خواه‌ ناتوان‌، پرهیز می‌كند.
از هیچ‌جا چیزی‌ را كه‌ به‌ او نداده‌اند نمی‌گیرد، آن‌ را از دیگران‌ می‌داند، كسی‌ را هم‌ به‌ گرفتن‌ آن‌ وا نمی‌دارد، با آنانی‌ كه‌ آن‌ را برمی‌دارند همداستانی‌ نمی‌كند، او از هر گونه‌ دزدی‌ می‌پرهیزد.
فرزانه‌ از زندگی‌ ناپاك‌ دوری‌ می‌كند همچنان‌ كه‌ از توده‌ای‌ زغال‌ افروخته‌، اگر نمی‌تواند زندگی‌ پاكدامنی‌ را زندگی‌ كند، نباید گذاشت‌ كه‌ به‌ همسر دیگری‌ تجاوز كند.
نباید با دیگری‌ در تالار دادگری‌ یا در تالار انجمن‌ دروغ‌ بگوید، نباید كسی‌ را وادار به‌ دروغ‌گویی‌ كند، نباید با دروغگو همداستانی‌ كند، باید از ناحقیقت‌ روبگرداند.
پیش‌نشینی‌ كه‌ آیین‌ را تصدیق‌ می‌كند، نباید نوشابه‌های‌ مستی‌آور بنوشد، نباید كسی‌ را به‌ این‌ كار وادارد، نباید با میخواران‌ همداستانی‌ كند. باید بداند كه‌ این‌ كار به‌ دیوانگی‌ می‌كشد.
نادان‌ مست‌ خود گناه‌ می‌كند و دیگران‌ را هم‌ به‌ مستی‌ می‌كشد. او را از این‌ گناه‌، از این‌ دیوانگی‌، از این‌ خوشی‌ ابلهانه‌ دور دارید.
او نمی‌كشد؛ تا چیزی‌ را كه‌ به‌ او نداده‌اند نمی‌گیرد؛ دروغ‌ نمی‌گوید؛ مست‌ نمی‌كند؛ از كامجویی‌ یا زنا خودداری‌ می‌كند؛ در شب‌ غذای‌ بی‌موقع‌ نمی‌خورد.
نه‌ به‌ خود حلقه‌ گل‌ می‌آویزد، و نه‌ عطر می‌زند؛ بر بستری‌ كه‌ روی‌ زمین‌ گسترده‌اند می‌خوابد. آنان‌ آنچه‌ را بودای‌ غلبه‌كننده‌ی‌ بر درد آورده‌ اوپوسَته‌ی‌ هشتگانه‌ می‌نامند.
او با دل‌ پر ایمان‌ در روزهای‌ چهاردهم‌، یا پانزدهم‌، و هشتم‌ نیمه‌ی‌ هر ماه‌ او پوسته‌ را انجام‌ می‌دهد و چهارده‌ روز مخصوص‌ را كه‌ هشت‌ بخش‌ دارد به‌ جا می‌آورد.
مرد دانا بامداد، با دلی‌ پر ایمان‌ با خوراك‌ و نوشیدنی‌ انجمن‌ رهروان‌ را شاد می‌كند، به‌ اندازه‌ی‌ توانایی‌ خود یاری‌ می‌كند.
پنج‌ پیشه‌ هست‌ كه‌ پیش‌نشین‌ نباید آنها را در پیش‌ گیرد: شمشیرفروشی‌، فروختن‌ موجودات‌ زنده‌، گوشت‌فروشی‌، می‌فروشی‌، و زهرفروشی‌.
هشت‌ كار هست‌ كه‌ اگر پیش‌نشین‌ دست‌ به‌ آنها نبرد، رهروان‌ كشكول‌ خود را از او دور نگاه‌ می‌دارند و از او غذا نمی‌طلبند. اگر او دست‌ به‌ این‌ هشت‌ كار بزند انجمن‌ تشكیل‌ می‌شود و او را از غذا دادن‌ به‌ رهروان‌ محروم‌ می‌كند. آن‌ كارها اینهاست‌: مخالفت‌ با پیشكشهایی‌ كه‌ به‌ رهروان‌ می‌دهند، رفتاری‌ مخالف‌ صلاح‌ رهروان‌ داشتن‌، خلاف‌ مسكن‌ آنان‌، خلاف‌ خود آنان‌ عقیده‌ داشتن‌؛ میان‌ رهروان‌ جدایی‌ انداختن‌؛ به‌ بودا، به‌ آیین‌، و به‌ انجمن‌ بد گفتن‌. نگ‌: ع‌. پاشایی‌، بودا، تهران‌، فیروزه‌، 1378، ص‌ 295.
32. Nanda
33. - Ananda
34. Anuruddha
35. Bhaddiya
36. Devadatta
37. Sudatta An - athapindika (سیركننده‌ی‌ بینوایان‌)
38. Jetavana
39. Vis - akh - a
40. Pubb - ar - ama
41. Pasenadi
42. Maurya
43. Aj - atasattu
44. mett - a
45. Themistokles
46. به‌ ترتیب‌ Heraclitus (فیلسوف‌)، Parmenides (فیلسوف‌)، و Aeschylus (نویسنده‌).
47. Dona
48. به‌ پالی‌ upa - Th به‌ سنسكریت‌ upa - st كه‌ امروزه‌ در افغانستان‌ هنوز «توپ‌» می‌گویند، و آن‌ تپه‌ای‌ یا گنبد مانندی‌ و گورابی‌ بر سر گور است‌. البته‌ در معماری‌ بودایی‌ در كشورهای‌ گوناگون‌ به‌ شكل‌ و صورتهای‌ گوناگون‌ درآمده‌ است‌.
a - av - 49. Pipr
50. همه‌ی‌ این‌ یافته‌ها را - به‌ جز خاكستر درون‌ خمره‌ - امروزه‌ در موزه‌ی‌ ملی‌ هند، در كلكته‌ نگهداری‌ می‌كنند. چندین‌ دهه‌ی‌ پیش‌، خاكستر را به‌ پادشاه‌ تایلند (سیام‌) داده‌ بودند. باستان‌شناسان‌ خط‌ روی‌ خمره‌ را كهن‌ترین‌ سنگنبشته‌ی‌ موجود هند دانسته‌اند.
51. Steatite
i - ahm - 52. Br
53. Sukiti
54. Licchavi
55. برای‌ اطلاعات‌ بیشتر در مورد مرگ‌ بودا، نك‌: ع‌.پاشایی‌، بودا، تهران‌، مروارید، 1375، صص‌ 50-247

كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
مهیار م , zen
مهیار م - 03:17 1386/06/28
36

بودا و شاهان‌ و ارتباط آنها چگونه بود؟


فرمانروای‌ كشور، انجمن‌ رهروان‌ پرسه‌گرد را كه‌ از طبقات‌ گوناگون‌ مردم‌ پیروانی‌ را به‌ خود می‌كشد، یك‌ عامل‌ سیاسی‌ ممكن‌ می‌داند، و این‌ را می‌توان‌ فهمید. فرمانروایان‌ كسله‌ و مگده‌، پسیندی‌ (41) و بم‌بساره‌ شاه‌ (كه‌ از طریق‌ ازدواج‌ قوم‌ و خویش‌ شده‌ بودند)، عقیده‌ی‌ موافقی‌ درباره‌ی‌ بودا داشتند، كه‌ یقیناً كم‌ ارزش‌تر از عقیده‌ی‌ دیگران‌ نبود، چون‌ به‌ بی‌آزاری‌ سیاسی‌ آیین‌ او پی‌ برده‌ بودند. استاد با هر دو شاه‌ دوست‌ بود و آن‌ دو بیش‌ از یك‌ بار به‌ دیدنش‌ آمدند تا درباره‌ی‌ آیین‌ مشورت‌ كنند یا تعلیم‌ بگیرند. چنان‌ كه‌ پیش‌ از این‌ گفته‌ شد، انجمن‌ در ساوتی‌ - پایتخت‌ كسله‌ - و در راجه‌گهه‌ - پایتخت‌ مگده‌ - دیرهایی‌ داشت‌. در اینكه‌ نیكخواهی‌ این‌ دو فرمانروا در گسترش‌ آیین‌ بودا مؤثر بود تردید نمی‌توان‌ كرد. همچنین‌ تاجران‌ هندی‌ كه‌ از یك‌ دین‌ شكیبا، كه‌ محدودیتهای‌ كاست‌ را ندیده‌ می‌گیرد استقبال‌ كردند، و به‌ گسترش‌ آیین‌ بسی‌ یاری‌ كرده‌اند. ولی‌، آیین‌ بودا فقط‌ 250 سال‌ بعد یك‌ دین‌ جهانی‌ شد، یعنی‌ وقتی‌ كه‌ آشوكه‌ امپراطور دودمان‌ موریه‌ (42) كه‌ در حدود اواسط‌ قرن‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد در هند فرمانروایی‌ داشت‌ هم‌ به‌ همه‌ی‌ بخشهای‌ كشورش‌، و هم‌ به‌ كشورهای‌ همسایه‌ مبلغانی‌ فرستاد.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.