| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
709
|
88/9/5 (08:46)
|
|
||
|
|
50
|
939
|
90/6/11 (21:16)
|
|
||
|
|
31
|
362
|
87/5/22 (23:02)
|
|
||
|
|
2
|
495
|
86/10/20 (15:50)
|
|
||
|
|
6
|
377
|
88/10/21 (02:00)
|
|
||
|
|
13
|
253
|
87/8/30 (00:00)
|
|
||
|
|
1
|
274
|
87/5/10 (20:24)
|
|
||
|
|
2
|
318
|
86/12/16 (21:33)
|
|
||
|
|
3
|
294
|
86/10/21 (12:44)
|
|
||
|
|
0
|
187
|
88/1/17 (10:58)
|
|
||
|
|
0
|
52
|
87/12/1 (14:14)
|
|
||
|
|
12
|
128
|
87/7/24 (11:30)
|
|
||
|
|
3
|
48
|
87/6/14 (09:57)
|
|
||
|
|
0
|
42
|
87/6/1 (09:46)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
87/5/10 (20:23)
|
|
||
|
|
15
|
120
|
87/3/6 (13:03)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
87/3/3 (17:05)
|
|
||
|
|
16
|
97
|
87/2/20 (11:20)
|
|
||
|
|
19
|
161
|
87/2/20 (11:15)
|
|
||
|
|
11
|
110
|
87/2/20 (11:15)
|
|
موفقیت،بزرگترین آرزوی بشر 
به نظر شما آدم موفق چه کسیه؟ راه های رسیدن به موفقیت چیه؟ 
وقتی "آنجلا" خیلی کوچک بود
دو یا سه ساله یا بیشتر بود
پدر و مادرش
به او یاد داده بودند هرگز نگوید نه
به او یاد داده بودند باید موافق باشد
به هر آنچه که آنها می گویند ،
و اگر موافق نباشد ، کتک خواهد خورد
و باید به رختخواب برود ،
"آنجلا" بزرگ شد .
و او سازگارترین بچه بود ،
او هرگز عصبانی نمی شد
و او هرگز وحشی گری نمی کرد ،
همیشه در هر کاری شرکت داده می شد
همیشه مراقبش بودند ،
او هرگز دعوا نمی کرد .
مهم نبود که پدر و مادرش چه می گویند
همیشه فکر می کرد که حق با آنهاست
"آنجلا" فرشته کوچک ، در مدرسه شاگر خوبی بود
و همان طور که شما تصور می کنید ، پیرو هر قانونی بود
معلم هایش می گفتند که او خیلی با تربیت بود
که اینقدر آرام و خوب بود ،
اما "آنجلا" در درون خود چه احساسی داشت ،
احساسی که هیچ کس به آن پی نبرده بود ،
"آنجلا" دوستان زیادی داشت
که او را دوست داشتند به خاطر لبخندی که همیشه داشت ،
آنها می دانستند او دختری بود که
هنوز راه زیادی در پیش داشت،
حتی وقتی سرماخودگی داشت،
اگر کسی از او کمک می خواست،
او همیشه آمادگی داشت.
وقتی "آنجلا" سی و سه ساله بود ، او همسر یک وکیل بود .
او خانه ای داشت و خانواده و زندگی زیبایی در حومه شهر.
دختری داشت چهار ساله
و پسری نه ساله
و هر وقت کسی از او حالش را می پرسید
او همیشه جواب می داد : خوب
اما در یک شب سرد نزدیکی های کریسمس
وقتی خانواده اش خواب بودند ،
او بیدار بود و افکار ترسناکی در ذهنش می چرخیدند،
او نمی دانست چرا و نمی دانست چگونه .
اما او آرزو می کرد مرگ را ،
او به کسی که او را به این جهان آورده بود التماس می کرد .
که دوباره او را برگرداند ،
وقتی از درون خود شنید ،
صدایی اهسته و آرام، که فقط یک کلمه گفت .
و تنها کلمه ای که گفت این بود ... نه
از آن لحظه به بهد ، "آنجلا" می دانست
دقیقا چه کار باید بکند
زندگی او به آن کلمه بستگی داشت
او دوست داشت کلمه ای را که یک بار شنید :
نه ، من نمی خواهم .
نه ، من موافق نیستم .
نه ، انجام آن وظیفه شماست .
نه ، آن مناسب من نیست .
نه ، من چیز دیگری می خواهم .
نه ، آن زیاد اذیت می کند .
نه ، من خسته ام ، و نه من کار دارم .
نه ، بهتر است نه !
خوب ، خانواده اش شوکه بودند
و دوستانش با تعجب عکس العمل نشان دادند
اما "آنجلا" متفاوت بود ، می توانستید آن را از چشم هایش بخوانید .
دیگر در مقابل او صبور و بردبار نبودند
امروز آنجلا او یک انسان است و سپس مادر و همسر ...
به پسر و دخترش می گوید :
وقتی ما موافق باشیم خوب است !
اما اگر نتوانید بگویید نه ، شما هرگز رشد نخواهید کرد .
برای انسانی کامل بودند شما باید وجود داشته باشید .
زیرا می دانم که من زمانی در اشتباه بودم ،
و چون شما را خیلی دوست دارم ،
شما همیشه فرشته های من خواهید بود .
حتی اگر به من بگویید نه .
سوپ جوجه برای تقویت روح زنان
موفقیت راهی است كه هر كس خودش باید آن را هموار سازد . ( ریچاردبندلر )

موفقیت بزرگ ، مجموعه ای است از تلاش های كوچك روزانه . ( مامی مك كالو )
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت . نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد. پادشاه در ان یادداشت نوشته بود :
" هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."
همیشه مثبت فکر کنید تا موفق باشید 
موفق ترین انسان ها کسانی هستند که توانسته اند در ذهن خود اندیشه های مثبت داشته باشند 
زیگ زیگلار می گوید: "موفقیت مراحل متداوم دارد، یک اتفاق ناگهانی نیست." "یک مسافرت است نه یک مقصد."
--------->>باورها و موفقیت
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
یک - باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید
دو - آنها را از بین ببرید
از نظر من ادم موفق کسی هست که بدونه چی می خواد - خودش رو بشناسه - واقع بین باشه - و بین تمامی مراحل و شرایط زندگیش تعادل به وجود بیاره .
کسی که تنها در یک جنبه زندگی موفقه ! اصلا کاری نکرده !
کسی موفق هست که خودش رو خوب مدیریت کنه و دیگران در کنارش رشد کنند . و این اسون نیست مگر با تجربه و تدبیر خیلی زیاد
موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن 
کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود
احساس رضایت خواهیم کرد. 