userinfo close

  ,

طرفداران بنیان


bonyanclub

تاسیس: 1 اردیبهشت 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کاظم ع - معاونان
برنامه های موسسه بنیان تا اطلاع ثانوی متوقف است . واطلاعات مربوط به آن فقط از دفتر موسسه و سایت اصلی ادامه »
برنامه های موسسه بنیان تا اطلاع ثانوی متوقف است . واطلاعات مربوط به آن فقط از دفتر موسسه و سایت اصلی بنیان می باشد. هرگونه اطلاع رسانی ، نظریه و یا تبلیغی از منابع دیگر فاقد اعتبار می باشد.

دكتر فرشته میرهاشمی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
709
88/9/5 (08:46)
50
939
90/6/11 (21:16)
31
362
87/5/22 (23:02)
2
495
86/10/20 (15:50)
6
377
88/10/21 (02:00)
13
253
87/8/30 (00:00)
1
274
87/5/10 (20:24)
2
318
86/12/16 (21:33)
3
294
86/10/21 (12:44)
0
187
88/1/17 (10:58)
0
52
87/12/1 (14:14)
12
128
87/7/24 (11:30)
3
48
87/6/14 (09:57)
0
42
87/6/1 (09:46)
0
21
87/5/10 (20:23)
15
120
87/3/6 (13:03)
1
18
87/3/3 (17:05)
16
97
87/2/20 (11:20)
19
161
87/2/20 (11:15)
11
110
87/2/20 (11:15)

عنوان بحث

کاظم ع , kazem_eid
کاظم ع - 02:13 1385/02/18

عشق عشق می آفریند

عشق عشق می آفریند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفریند
دلشوره جرات می بخشد
جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند
امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند
عشق عشق می آفریند
.....و از عشق مردن
سفریست به سوی خدا
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
19

چه شریف است دل غمگینی که اندوهش مانع از آن نمی شود که با دل های شاد سرودی سر کند

 

 

 

(جبران خلیل جبران)

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
18

زنده ماندن در دل ها ، یعنی نمردن 16.gif

 

تامس کمپبل

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
17

اگر عاشق باشی
شب هنگام را غنیمت میدانی !
شب با عاشقان پیوند دیرین دارد
دلشان را با هر آنچه در آسمان شب می بینند
پیوند میدهند !
با ستاره میدرخشند
و برق نگاه یار تجسم میکنند !
با ابرهای سنگین همزاد میشوند
اگر ببارند ، اشک میبارند چونان
وگر نبارند غم در دل فزون کنند !
با نسیم شبانه ، پیغام دلدادگی به گوش دلدار رسانند ...
قاصدکی همراه نسیم
به کویش روان گردانند
و او از پیغام لبریز عشق گردد !
شب رازها نهان دارد
شب محرم انسانهای پاک
شب شور مجنون
شب بیتابی لیلی
در خود پنهان دارد !
شبت را زنده نگه دار

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
16

این شعر که برنده شعر کودکان هم هست توسط آننا سولدی یازده ساله از ایتالیا نوشته شده است.


من در نانوایی , قلبی دیدم از جنس نان,
قلبی بزرگ, گرم و خوشبو,
و فکر کردم ((اگر من قلبی از جنس نان داشتم چند کودک می توانست آن را بخورد!
یک لقمه برای تو , دوست من
برای تو که گرسنه ای !
یک لقمه از این نان قلبی برای توست
و برای تو , و برای تو!))
به کودکی که گرسنه است و می ترسد
کافی نیست که بگویی ((دوستت دارم !))
وقتی که کودکی را گریان می بینی
کافی نیست که بگویی : ((طفلک بیچاره !))
اگر قلب من از جنس نان بود
چندین کودک می توانست آن را بخورد!
و تو ! ای فرمانده
چه چیز مانع از آن می شود که
بمب هایت را به شکل نان نسازی؟
آنگاه در پایان جنگ ها , هر سربازی
می توانست خوشحال به خانه بازگردد
با سبدی از بمب های برشته و خوشبو.
اما این فقط یک رویاست
و دوست گرسنه من هنوز هم می گرید
آه, اگر قلب من از جنس نان بود

 

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
15

عشق راستین از چیزی که دریافت می کنیم حاصل نمی شود

از چیزی که می دهیم به وجود می آید .

 

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
14

پای سگ بوسید مجنون . خلق گفتند این چه بود؟

گفت این سگ گاه گاهی كوی لیلی رفته بود

 

 

 

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
13

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی

 

 

آرش بهدین , ararsh_behdin
آرش بهدین - 12:39 1386/11/7
12

گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود: معنی عشق چیست؟

 

 

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

 مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
11

همدلی یعنی آنچه را که دیگری احساس می کند ، به سرعت آذرخش حس کنیم و بدانیم که خطا نکرده ایم ، گویی دل ما از سینه برون جسته تا در سینه دیگری منزل کند .

 

با همدلی ، آنچنان می توان مراقب دیگری بود که او خود هیچ گاه بدان سان مراقب خویشتن نبوده است . 16.gif

 

 

 

خ و ش ه ی پروووووین خوشه  , poem
10
نقل قول از :
ریحانه ص پ


 

 


فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
9

دوستان گل به کلوب خودتون خوش اومدید

 

 

اگر بتوانم از شکستن یک دل جلوگیری کنم بیهوده زندگی نکرده ام

 

اگر بتوانم یک زندگی را از درد تهی سازم و یا رنجی را فرو نشانم

 

اگر بتوانم سینه سرخ مجروحی را کمک کنم تا دوباره به لانه خویش بازگردد

 

زندگیم بیهوده نخواهد بود .16.gif

 

 

سارا پناهی , golsun_fatahi
سارا پناهی - 16:40 1386/10/19
8
همون كه محمد اقا گفتن
آرش بهدین , ararsh_behdin
آرش بهدین - 16:26 1386/10/19
7

سلام عزیزان و دوستان

امیدوارم دوست خوبی برای شما باشم

فلورانس اسکاولشین , reyhanehrr
6
بی تو، مهتاب‌ شبی، بازاز آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
- ” از این عشق حذر كن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینة عشق گذران است،
توكه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهرسفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم ، نه گسستم

****
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نكنی دیگر از آن كوچه گذر هم ...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif
 
 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.