| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
11
|
262
|
90/11/21 (18:36)
|
|
||
|
|
14
|
81
|
87/4/14 (01:53)
|
|
||
|
|
9
|
223
|
87/4/14 (01:46)
|
|
||
|
|
10
|
201
|
86/10/4 (13:37)
|
|
||
|
|
3
|
65
|
86/8/18 (21:00)
|
|
||
|
|
19
|
356
|
86/8/7 (11:56)
|
|
||
|
|
8
|
186
|
86/7/18 (21:02)
|
|
||
|
|
2
|
65
|
86/7/18 (18:26)
|
|
||
|
|
3
|
218
|
86/4/31 (19:51)
|
|
||
|
|
19
|
285
|
86/3/16 (13:12)
|
|
||
|
|
12
|
239
|
85/9/8 (20:48)
|
|
||
|
|
2
|
62
|
85/7/24 (17:55)
|
|
||
|
|
14
|
161
|
85/7/15 (20:25)
|
|
معجزه ای پر از نظم به نام انسان
هیچ یك از عملكردهای بدن شما تصادفی نیست. قلب شما تصادفی نمی طپد. ریه های شما تصادفی دم
و بازدم را انجام نمی دهد. معده شما تصادفی غذا
را هضم نمی كند. همه پزشكان می دانند كه مغز و سیستم عصبی این اعمال را هماهنگ می
كند، و نتیجه آن زندگی به جای مرگ است و سلامتی به جای بیماری.این مغز و سیستم
عصبی شما است كه سبب می شود قلب شما 72 بار در هر دقیقه، و 60 دقیقه در هر ساعت و
103680 بار در هر شبانه روز بزند و 4320 گالن خون را در تقریبا 100000 مایل رگهای
خونی پمپ كند، كه در نتیجه آن، اكسیژن و غذا به همه سلولهای بدن ( تقریبا 75-50
تریلون سلول) می رسد.
بدلیل دستور مغز و سیستم عصبی ، امروز شما می توانید 23040 بار نفس بكشید،
حدود ¼3 پاوند غذا را هضم نمایید، حدود 3 لیتر آب بنوشید ، با 4800 كلمه صحبت
نمایید، بیشتر از 600 ماهیچه را حركت دهید و میلیونها سلول مغری خود را به كار
بگیرید. هیچ كدام از اینها تصادفی نیست. سیستم عصبی كه اغلب سیستم مدیر نامیده می شود
همه عملیات بدن شما را مستقیم یا غیر مستقیم كنترل می نماید. این امر نشان می دهد
شما به جای مجموعه ای از اعضا ، یك مجموعه كامل و نظام مند هستید .
آشنایی با درمانهای مکمل - جایگزین
-
طب سنتی ایران
-
طب سنی هند
-
طب سنتی چین
-
هومیوپاتی
-
ناتوروپاتی (طبیعی درمانی)
درمانهای بر پایه بیولوژی
-
داروهای گیاهی
-
مکملهای غذایی
-
رژیمهای غذایی خاص
-
مگاویتامین تراپی
شیوههای دستکاری بدن - پایه
-
کایروپراکتیک
-
استئوپاتی
-
رولفینگ
-
روش الکساندر
-
فلدن کرایس
-
کرانیو ساکرال
-
ماساژ درمانی
-
رفلکسولوژی (بازتاب شناسی)
درمانهای انرژی
-
ریـــــــکی
-
درمان قطبی (پولاریتی)
-
شفای پرانیک
-
لمس شفابخش
-
تایچی چوان
-
چیکنگ
-
مگنت تراپی
-
کوانتم تراپی
-
هیپنوتیزم
-
مدیتیشن (مراقبه)
-
تجسم خلاق یا هدایت شده
-
شفای ذهنی
-
بیوفیدبک
-
هنر درمانی
-
موسیقی درمانی
-
یــــوگا
-
طب سوزنی
-
شفای معنوی به سبک برونو گرونینگ
-
سنگ درمانی
-
کینزیولوژی (علم حرکات کاربردی)
-
آروماتراپی
درآمدى بر طب مكمل - جایگزین
دكتر فرید نیك بین
امروزه آنچه كه با شنیدن واژه «پزشكى» یا «طبابت» بى درنگ به اذهان اكثر ما خطور مى كند، مجموعه اى از روش هاى تشخیصى- درمانى است كه در بیمارستان ها، درمانگاه ها و اغلب مطب هاى پزشكان در ایران انجام مى گردد و به دانشجویان پذیرفته شدگان رشته پزشكى در دانشگاه هاى كشور آموزش داده مى شود. این علم را «پزشكى رایج» یا «طب غربى» مى نامند، چرا كه در حال حاضر رایج ترین سیستم درمان در ایران است و از غرب منشا گرفته است.
طب غربى تنها یكى از رویكردهاى بشر به مسئله سلامت و بیمارى به شمار مى آید. در كنار این روش، شیوه هاى دیگرى از پزشكى نیز وجود دارند كه با تفاوت هایى در اصول، قواعد و راه هاى تشخیص و درمان، سعى در بازگردانیدن سلامتى به افراد بیمار و جلوگیرى از ایجاد بیمارى در اشخاص سالم دارند.
تعداد این روش ها بالغ بر 100 عدد است كه مجموعه آنها را با نام هایى نظیر «طب مكمل» (Complementary medicine) یا «طب جایگزین» (Alternative medicine) در جهان مى شناسند. این مجموعه از سیستم هاى پزشكى بسیار متفاوتى تشكیل شده است كه آنچه در تمامى آنها مشترك است تفاوتشان با رویكرد طب رایج در روش هاى تشخیص، درمان و یا هر دوى آنها است. برخى از این شیوه ها در اصول تشخیصى- درمانى خود شباهت هاى زیادى با یكدیگر دارند، ولى گاهى تفاوت برخى از آنها با هم، بیش از اختلافشان با طب غربى است. این امر سبب شده است كه طب جایگزین ملغمه اى از روش هاى گوناگون باشد كه هر یك به نوبه خود سعى در بالا بردن سطح سلامتى افراد و جامعه دارند.
در حال حاضر، در بیشتر كشورهاى دنیا- به خصوص كشورهایى مانند آمریكا، انگلستان، فرانسه و آلمان كه خود از سردمداران طب غربى هستند- از این شیوه ها در كنار پزشكى رایج به منظور تشخیص و درمان بیمارى ها استفاده مى شود و روش هاى طب مكمل هر روز از محبوبیت و استقبال گسترده ترى بهره مند مى گردند. با این وجود تاكنون جایگاه طب مكمل (جایگزین) در كشور ما به درستى مشخص نشده و درباره كارایى، لزوم استفاده و فواید این روش ها نظرات مختلف و حرف و حدیث بسیارى وجود دارد.در حقیقت، امروز جامعه ما در آغاز راه استفاده از روش هاى درمانى مكمل قرار گرفته است، لذا دستیابى به اطلاعات صحیح و علمى درباره این شیوه هاى پزشكى- چه براى پزشكان و چه براى بیماران- یك امر ضرورى به حساب مى آید. به نظر مى رسد كه تنها راه درستى كه مى تواند منجر به دستیابى طب مكمل به جایگاه واقعى خود در جامعه گردد، آشنایى علمى و به دور از هرگونه غرض ورزى و تعصب با این علوم- شیوه هاى عملكرد و توانایى هریك از آنها در تشخیص و درمان بیمارى ها- و در كنار آن سنجش ادعاهاى آنها به وسیله تحقیقات علمى و مطالعات بالینى معتبر است. هریك از این روش ها توانایى هاى تشخیصى و درمانى منحصر به فردى را دارند. برخى از آنها در محدوده بسیار كوچكى از بیمارى ها كارایى دارند، در حالى كه بعضى دیگر سیستم هاى پزشكى جامع و كاملى هستند كه در طیف وسیعى از بیمارى ها مى توان از آنها استفاده كرد.
•طب مكمل یا جایگزین
همانطورى كه پیشتر نیز گفته شد، در حال حاضر شیوه هاى بسیار متفاوتى در سراسر جهان براى تشخیص و درمان بیمارى ها وجود دارد كه در كنار طب رایج سعى در بازگردانیدن سلامتى به افراد بیمار و پیشگیرى از ایجاد بیمارى در افراد سالم (با ارجحیت مورد دوم) دارند.
در حقیقت آن چیزى را كه امروزه همه ما به عنوان «پزشكى» مى شناسیم و فرد متخصص در آن را پزشك یا دكتر طب مى نامیم، روشى از سیستم تشخیصى- درمانى است كه با نام هایى همچون پزشكى غربى، پزشكى مدرن یا نوین، پزشكى معمول، طب متعارف یا رسمى،پزشكى فن ورانه یا تكنیكى ، طب علمى و آلوپاتى نیز شناخته مى شود.
به رغم تمامى پیشرفت ها و تبلیغات انجام شده در مورد پزشكى غربى، هر روزه تعداد بیشترى از مردم به طب مكمل علاقه مند مى شوند.
با وجود اینكه تمامى رشته هاى پزشكى غیر از پزشكى رایج را تحت عنوان پزشكى مكمل یا جایگزین طبقه بندى مى نمایند، اما به دلیل تنوع آنها شاید چندان واقع گرایانه نباشد كه بخواهیم تعریفى جامع و دقیق از مجموعه درمان هایى كه خارج از روش پزشكى معمول است داشته باشیم، به طورى كه همه آنها را شامل شود.«فیشر» و «وارد» در این رابطه مى گویند: «صحبت كردن درباره طب مكمل یا جایگزین مانند این است كه بخواهیم (در كشورى) راجع به «خارجیان» صحبت كنیم.
هردوى این واژه ها داراى مفاهیمى گنگ و مبهم هستند و به دسته ها و گروه هاى بزرگ و ناهمگونى اشاره مى كنند كه توسط آنچه كه نیستند (طب رایج در مقابل طب مكمل یا جایگزین) تعریف شده اند، نه به وسیله آنچه كه هستند.»
براین اساس یكى از معتبرترین مراكز طب مكمل دنیا به نام «مركز ملى طب مكمل و جایگزین» (NCCAM) وابسته به «موسسه هاى ملى بهداشت آمریكا»(NIH) مجموعه این روش را بدین صورت تعریف مى كند: «طیف وسیعى از فلسفه هاى درمانى (مدارس فكرى) و رهیافت ها و درمان هایى كه طب مرسوم غربى معمولاً از آنها استفاده نمى كند، آنها را نپذیرفته است، مطالعه و درك نكرده و اكثراً در دسترس قرار نمى دهد.»
در هر نقطه از جهان این روش ها را با اسم خاصى مى شناسند كه ناشى از شیوه نگرش و برخورد با این رشته هاى طبى است.
در این قسمت تعدادى از این عناوین را با توضیح مختصرى در مورد هر یك از آنها ملاحظه مى كنید:
طب مكمل (Complementary medicine): در كشورهاى اروپایى معمولاً مجموعه این روش ها را با نام «طب مكمل» مى شناسند. این نام بیانگر این نكته است كه از این روش ها مى توان در كنار طب رایج و جهت تكمیل كردن آن براى رسیدن به سلامتى بیشتر استفاده كرد. این واژه براى نخستین بار در سال 1981 در گزارشى كه توسط «بنیاد ترش هولد» درباره وضعیت روش هاى طبى جدا از پزشكى معمول جامعه به چاپ رسید به كار گرفته شده است. اشكالى كه در این واژه به چشم مى خورد این است كه كلمه طب مكمل اكثراً این تصور را در ذهن شنونده به وجود نمى آورد كه استفاده از این شیوه هاى طبى تنها در كنار طب غربى، مجاز و قابل قبول است.
طب جایگزین (Alternative medicine) : در آمریكا این سیستم هاى درمانى تحت عنوان «طب جایگزین (جانشین)» شناخته مى شوند. این نام نشان دهنده آن است كه در بسیارى از موارد مى توان تنها با تكیه بر این روش ها، بیمارى را معالجه كرد و نیازى به مداخله پزشكى رایج نیست. با این وجود به نظر مى رسد كه حتى در آمریكا نیز حداقل در موارد بیمارى هاى بسیار سخت و پیشرفته از این سیستم به عنوان مكمل طب غربى استفاده مى گردد.
« مارك اس. میكوزى» در این زمینه مى گوید: «آنچه كه به عنوان طب جایگزین در ایالات متحده لقب گرفته است، در درجه اول یك پدیده اجتماعى و جنبش مصرف كنندگان (پزشكى) است كه از ابعاد مهمى برخوردار است. واژه طب مكمل به طور متناوب است به جاى واژه فوق به كار مى رود و تعریف عملكردى دقیق ترى از این پدیده اجتماعى ارائه مى كند، چرا كه بیماران در آمریكا معمولاً از این روش ها در كنار طب غربى- و نه به عنوان جانشینى براى آن- استفاده مى نماید.»برپایه توضیح بالا، امروزه اكثر متخصصان این علوم ترجیح مى دهند تا از واژه مركب «طب مكمل- جایگزین» (CAM) براى اشاره به این شیوه هاى طبى استفاده نمایند. نخستین بار از واژه «طب جایگزین» در اواسط دهه هشتاد میلادى استفاده شده است.
طب كل نگر (كل گرا) (Holistic medicine): این نام برپایه باورى بنا شده كه اعتقاد دارد هر چیزى در دنیا خصوصیاتى بیش از خواص مجموعه اعضا یا قسمت هاى تشكیل دهنده خود دارد. این دیدگاه را فلسفه كل گرایى مى نامند. بر این اساس در برخورد با بیمارى هر قسمت از بدن، تنها نگاه به آن قسمت و درمان آن كافى نیست، بلكه براى تشخیص و درمان درست باید به «كلیت» فرد (سایر خصوصیات جسمى، روانى، ذهنى و...) نیز توجه داشت. این عنوان از اسامى رایجى است كه به كرات براى اشاره به طب مكمل _ جایگزین به كار مى رود. معمولاً درمانگران این رشته ها از واژه طب كل گرا در مقابل طب جزءگراى غربى (Reductionistic medicine) استفاده مى كنند و بدین ترتیب سعى در ابراز برترى این شیوه ها دارند. گروهى در زبان فارسى از مترادف هاى دیگرى براى كلمه طب كل نگر استفاده مى نمایند كه از آنها مى توان به واژه «طب جامع» یا «طب جامع نگر» اشاره كرد.
طب طبیعى (Natural medicine): در بسیارى از شیوه هاى طب مكمل _ جایگزین، درمان تنها با استفاده از فرآورده هاى طبیعت (گیاهان دارویى، مواد معدنى، محصولات جانورى و...) و بدون استفاده از هیچ گونه مواد مصنوعى و غیرطبیعى صورت مى گیرد. در این روش ها سعى مى شود كه درمان برپایه اصول زندگى طبیعى، با الهام از طبیعت و قوانین آن انجام شود. فلسفه «طب طبیعى» بر پایه وجود تمامى درمان ها در خود طبیعت استوار است.
طب سنتى (Traditional medicine): بسیارى از این روش ها ریشه در تاریخ دارند و صدها یا هزاران سال از ابداع آنها مى گذرد. هر كشور یا منطقه اى طب سنتى خاص خود را دارا است كه در موارد زیادى بین شیوه هاى تشخیصى _ درمانى و اصول آ ن، مشابهت هایى با دیگر كشورها و فرهنگ ها به چشم مى خورد. از معروف ترین روش هاى طب سنتى مى توان به طب سنتى چین، طب سنتى هند (آیورودا) و طب سنتى ایران اشاره كرد. عنوان طب سنتى خصوصاً توسط سازمان بهداشت جهانى و كشورهاى جهان سوم به كار مى رود. امروزه برخى از افراد با استفاده از شیوه هاى نوین، تكنولوژى هاى مدرن و علوم جدید به تحلیل، بررسى و تكمیل طب سنتى پرداخته اند. گاهى به این رویكرد جدید «طب سنتى جدید» گفته مى شود.
طب بومى( Indigenous medicine): از این كلمه براى اشاره به پزشكى مرسوم در هر منطقه یا كشور استفاده مى شود كه عمدتاً نشانگر شیوه هاى بدوى و ابتدایى است. از جمله این روش ها مى توان طب بومى سرخ پوستان آمریكا و انواع طب هاى بومى آفریقا و آسیا را نام برد. گاهى دو واژه «طب سنتى» و «طب بومى» به صورت مترادف به كار مى روند.
طب حاشیه (Fringe medicine): این واژه توسط اشخاصى به كار برده مى شود كه اعتقاد دارند طب رایج غربى جریان اصلى پزشكى دنیا را شكل مى دهد و مى توان از دیگر روش هاى طبى در مواردى تنها به عنوان كمك كننده _ آن هم نه به شكل درمان اصلى _ استفاده كرد. این واژه در اوایل دهه 1960 میلادى توسط برایان اینگلیس و جفرى موراى ابداع شد، اما از آنجایى كه به طور ضمنى نشانگر فرعى بودن این رشته هاى طب بود نتوانست محبوبیت چندانى در میان عامه مردم كسب نماید.
با این وجود «مجله پزشكى بریتانیا»(BMJ) به سرعت این واژه را مورد قبول قرارداد! تا آنكه در دهه 1970 واژه «طب طبیعى» را جایگزین آن ساخت (به نظر مى رسد كه در این زمان شكل گیرى هیپى ها و جنبش هیپى گرى با شعار «بازگشت به طبیعت» در این امر نقش داشته است.)علاوه بر اسامى گفته شده عناوین دیگرى همچون طب غیررسمى( Unconventional medicine) و طب غیررایــج (غیرمعمــول _ غیرمتـعارف) (Unorthodox medicine) نیز به این روش ها اطلاق مى گردد.
در برخى از كشورها نیز واژه هاى خاصى به منظور اشاره به این شیوه هاى طبى در نظر گرفته شده است، به عنوان مثال در ایتالیا با نام «طب دیگر» و در فرانسه با عنوان «طب موازى» معروف است.
توجه داشته باشید كه هیچ یك از این اسامى به طور كامل بیانگر مجموعه این روش ها نیست و در عین حال یك روش مى تواند زیرمجموعه چند عنوان قرار بگیرد.
جایگاه طب مكمل- جایگزین در جهان امروز
نویسنده : دكتر فرید نیك بین
امروزه طب مكمل - جایگزین(CAM)
در جهان از جایگاه ویژه ای برخوردار است . با گسترش این روشهای پزشكی و
گرایش روز افزون مردم و پزشكان به آنها ، شاهدیم كه هر روزه ، درصد بیشتری
از بیماران از قابلیت های طب مكمل - جایگزین(CAM) بهره مند می شوند .
به
نظر می رسد كه در قرن بیست و یكم به علت گسترش روشهای طب مكمل- جایگزین ،
حتی از پزشكان رایج نیز انتظار می رود كه حداقل تا حدودی با اصول این شیوه
های پزشكی آشنا باشند .
آمار جمع آوری شده از نظر دانشجویان پزشكی آمریكا و انگلستان در سال 1994 نشان داد كه 84% آنها معتقد به لزوم برگزاری دوره هایی با نام طب مكمل به عنوان یك واحد درسی طی تحصیلات پزشكی خود هستند و این نشان می دهد كه نه تنها عامه مردم ، بلكه پزشكان و دانشجویان پزشكی نیز ضرورت آشنایی با طب مكمل – جایگزین را تشخیص داده اند .
آمار سال 1990 به دست آمده از " انجمن مصرف كنندگان انگلستان" (UK Consumers Association)
1990: تعداد مشاوره های طب مكمل و رایج در طول یكسال در این كشور تقریباً برابر بوده است ( 16% افراد جامعه ) .
1991 :
در حدود 20% مردم انگلستان به درمانگران طب مكمل مراجعه كرده اند ، در
حالی كه در همین سال تنها 16% مردم مراجعه ای به یك پزشك معمولی داشته اند
.
این آمار هنگامی جالب توجه تر می شود كه بدانیم :
- این مراجعین برای استفاده از طب رایج احتیاج به پرداخت پول نداشته اند ( بیمه عمومی)
-
در حالی كه برای رجوع به اكثریت درمانگران طب مكمل مجبور به پرداخت هزینه
شخصی بوده اند .( تنها تعداد محدودی از رشته های طب مكمل - جایگزین در
انگلستان- نظیر هومیوپاتی - تحت پوشش بیمه خدمات درمانی قراردارد . )
در آمار سال 1990 اروپا مشخص شد :
1- 20% مردم اروپا از مشاوره ها و درمانهای طب مكمل - جایگزین
استفاده می كنند .
امروز
پس از گذشت نزدیك به 13 سال از این آمار در اكثر كشورهای اروپایی بیش از
نیمی از جمعیت به متخصصان طب مكمل مراجعه می نمایند . به طور مثال در سال
1997 درصد مراجعین به CAM در آلمان و فرانسه به ترتیب 42% و 49% بوده است .
اما آمار سال 2002 سازمان بهداشت جهانی(WHO) نشان می دهد كه برای نمونه در صد مراجعان به CAM درفرانسه به 75% افزایش یافته است .
آمار به دست آمده در آمریكا و
انگلستان نشان می دهد كه 84% دانشجویان پزشكی ، 76% پزشكان عمومی و 96%
پزشكان در بیمارستانها خواستار دسترسی به طب مكمل - جایگزین در سطح جامعه
بوده اند . 70% پزشكان شاغل در بیمارستان و بیش از 93% پزشكان عمومی بیش
از یكبار بیماران خود را برای مشاوره و درمان به درمانگر طب مكمل -
جایگزین ارجاع داده اند .
در آمریكا ، تنها در بین سال های 1998 تا
2000 ، تعداد بیمارستان هایی كه در آنها از شیوه های درمانی CAMاستفاده
می شود به بیش از دو برابر رسیده است و هزینه پرداخت شده برای CAM در سال
1997 درایالت منحده آمریكا 27 میلیارد دلار بوده است . .
در انگلستان
علاوه بر متخصصین طب مكمل - جایگزین كه تحصیلاتی در طب رایج ندارند ،
امروز 20% پزشكان عمومی و 12% پزشكان شاغل در بیمارستانها برای درمان خود
در برخی از موارد از روشها و تكنیك های طب های غیر رایج استفاده می كنند .
در سال 1983 تنها در حدود 2000 پزشك انگلیسی ( 4% پزشكان وقت انگلستان )
از بعضی از روشهای طب مكمل استفاده می كردند كه تنها در طی 13 سال (تا سال
1996 ) این رقم به بیش از 4 برابر رسید . امروزه مجموعه درمانگران طب مكمل
در انگلستان در حدود 000/50 نفر است كه نزدیك به 8000 نفر آنها را پزشكان
طب رایج تشكیل می دهند .
تخمین زده می شود كه در حال حاضر 85-65% مردم جهان (بر طبق آمارهای مختلف ) از روشهای طب مكمل- جایگزین استفاده می كنند.
* ایالات متحده امریكا
1- انجام كایروپراكتیك (Chiropractic) و استئوپاتی (Osteopathy) در تمامی ایالتها مجاز می باشد .
2- متخصصان طب سوزنی در 34 ایالت اجازه فعالیت دارند ( آمار سال 2000 ) .
-
در سال 1993، 3000 پزشك آلوپاتی از هومیوپاتی در درمان بیماران خود
استفاده می كردند و بیش از 45000 كایروپراكتور و 32000 استئوپات مشغول به
فعالیت بوده اند .
- در بین سالهای 1985 تا 1994 :
در حدود 10
درمانگاه آیورودا در بین سالهای 1985 تا 1994 در آمریكا فعال بوده و در
طی این سالها بالغ بر 25000 بیمار از خدمات درمانی آنها استفاده كرده اند
.
- در سال 1995بسیاری از بیمه های سلامتی خصوصی،رشته های طب مكمل - جایگزین همچون طب سوزنی را تحت پوشش بیمه داشته اند ، كه یكی از این دلایل آن ارزانتر بودن خدمات درمانی این روشها نسبت به تكنولوژی های مورد استفاده در پزشكی مدرن است .
- در سال 1993 از 125 دانشگاه پزشكی دولتی ایالات متحده ، 15 دانشگاه آموزشهایی در زمینه پزشكی مكمل - جایگزین در برنامه های آموزشی خود داشته اند ، كه 5 سال بعد تعداد این دانشگاهها به 75 عدد رسید . در أمار اخیر نشان داده شده است كه در این كشور 78% از پزشكان خانواده) Family Practitioners) بیماران خود را به مراكز علمی طب مكمل - جایگزین معرفی می كنند .
امروزه برخی از آمارهای ارائه شده فوق چندین برابر هم شده است .
* كانادا
در سال 1983 انجمن پزشكی چینی و طب سوزنی كانادا ( CMAAC)به عنوان یك سازمان ملی
تاسیس شد .
در
اواخر دهه1990، 15 تا 70 درصد مردم كانادا از طب مكمل - جایگزین بهره
برده اند و این آمار روز به روز در حال گسترش و افزایش است .
بطوریكه اكنون كانادا از جمله كشورهایی است كه این روش ها از شیوع بالایی در آن برخوردار ند .
رشته های مورد علاقه بیماران در این كشور عبارتند از :
- كایروپراكتیك(Chiropractic)
- تكنیك های آرامش بخشی(Relaxation Techniques)
- ماساژ درمانی(Massage Therapy)
- پزشكی گیاهی(Herbal Medicine)
در كانادا روز به روز به تعداد
پزشكان آلوپاتی كه به طب مكمل - جایگزین رو می آورند، افزوده می ِشود .و
تقریباً 455 متخصص كایروپراكتیك در حال فعالیت می باشند .
* آلمان
آلمان
یكی از آزادترین كشور های غربی در زمینه استفاده از طب مكمل می باشد در
این كشور خصوصاً به طب های متمایل به طبیعت Nature – Oriented Medicine
بهای زیادی داده می شود و این روشها در سیستم درمانی آلمان از جایگاه ویژه
ای برخوردار ند .
تعداد زیادی از شیوه های طب مكمل - جایگزین همچون هومیوپاتی از این كشور منشاء گرفته اند .
از
زمان جنگ جهانی دوم به بعد ، طبیعی درمانگران (ناتوروپات ها) Naturopaths
كه در آلمان با نام " Heilpractiker "معروف هستند و در درمانهای خود از
داروهای طبیعی بهره می برند ، به عنوان یكی از اصلی ترین درمانگران طبی در
این كشور مشغول به كار می باشند .
در حقیقت بسیاری از رشته های طب مكمل - جایگزین همچون طب سوزنی ، هومیوپاتی ، گیاه درمانی(Phytotherapy =Herbalism ) و كایروپاكتیك در این كشور در زیر پرچم طبیعت درمانی(طب طبیعی ) قرارمی گیرند .
- دوره های طب مكمل در بسیاری از دانشگاهها مانند دانشگاه مونیخ Munchen ، گیسن Giessenو دوسلدوف (Dusseldorf تدریس می گردد .
- بر اساس تحقیق سال 1992 :
- سه چهارم پزشكان آلوپاتی درآلمان از درمانهای طب مكمل-جایگزین استفاده كرده اند .
- 77% درمانگاههای درد(Pain Clinics) به انجام طب سوزنی مشغول بوده اند .
- 2 میلیون نفر از بیماران در این كشور از درمانهای طب مكمل- جایگزین سود برده اند .
- در سال 1994 :
- 13-10 هزار كارورز طب مكمل مشغول به فعالیت بوده اند .
- تحقیقات اخیر نشان می دهد :
1- داروهای هومیوپاتی و گیاهی در آلمان آنقدر رایج است كه 95% پزشكان از آنها در تجویز های روزمره خود استفاده می كنند .
2- تقریباً تمامی پزشكان این كشور بر این باورند كه طب مكمل - جایگزین باید با پزشكی رایج ادغام گردد
* فرانسه
در
كشور فرانسه بر خلاف آلمان انجام طبابت با روش طب مكمل - جایگزین نیازمند
داشتن دكترای پزشكی است و این امر سبب شده است كه حیطه طبابت - به هر شكلی
- تا حد زیادی از دسترس غیر پزشكان دور بماند .
در میان پزشكان آلوپاتی ، 4/5% بطور اختصاصی ، 7/20% در اكثر موارد و 8/72% هرازگاهی از این روشها استفاده می كنند .
در سال 1993 ، 2/6% از كل جامعه پزشكی فرانسه به عنوان افراد ورزیده و كارآزموده طب مكمل - جایگزین مشخص و معرفی شدند . علاوه بر این پزشكان ، 000/50 كارورز غیر آلوپاتی نیز از این روشها در ارائه خدمات پزشكی استفاده می كنند.
- در سال 1995:
1 - در
حدود 5000 پزشك از داروهای هومیوپاتی در درمان بیماران خود استفاده می
كرده اند كه این آمار حتی از كشوری مانند انگلستان كه از كشورهای صاحب نام
در زمینه هومیوپاتی است ، بسیار بیشتر می باشد .
2 - نزدیك به
همین تعداد یعنی در حدود 5000 پزشك نیز از اسانسهای گیاهی ضروری
(Essential oils) كه شیوه ای از دانش رایحه درمانی یا Aromatherapy است،
بجای آنتی بیوتیك ها بهره برده اند .
- در سال 2003:
با توجه
به اینكه هر ساله هزار پزشك از دوره های آموزشی سه ساله هومیوپاتی فارغ
التحصیل می شوند، آمار هومیوپاتهای فرانسه از مرز 000/12 نفر نیز گذشته
است .
* انگلستان
طب مكمل - جایگزین در این كشور حتی در میان خاندان سلطنتی و دولتمردان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است ، بطوریكه :
1- خاندان سلطنتی انگلستان برای چهار نسل متوالی از همیوپاتی به عنوان طب اصلی خود بهره گرفته اند .
2- دولتمردان نیز بر ارائه خدمات طب مكمل- جایگزین بسیار تاكید كرده و دسترسی به آن را برای بیماران ضروری می دانند .
3- انگلستان تنها كشوری در اروپا است كه دارای بیمارستان های دولتی مخصوص طب مكمل - جایگزین می باشد .
و اما در بین مردم:
70 % جمعیت انگلستان علاقمندند به استفاده از خدمات این شیوه ها می باشند .
در سال 1981 :
حدود 5/15-5/11 میلیون مراجعه كننده به روش های طب مكمل - جایگزین وجود داشته است .
در سال 1998 :
5 میلیون بیمار با پزشكان طب مكمل مشورت كرده اند و چند برابر این تعداد
نیز توسط متخصصین غیر پزشك این رشته ها درمان شده اند .
- در سال 1999 :
تعداد كارورزان طب مكمل در انگلستان 000/50 نفر گزارش شده است .
* روسیه و اروپای شرقی
در
روسیه نیز همچون كشورهایی مانند چین ، تنوع زیادی از روش های طبی وجود
دارد كه تعداد زیادی از آنهارا درمانگران سنتی روستایی (Feldshers) انجام
می دهند .
كمبود منابع مالی ، گرانی
تجهیزات طب جدید و سطح بهداشت پایین تر نسبت به كشور های اروپای غربی
زمینه را برای كاربرد بسیاری از شیوه های طب مكمل- جایگزین فراهم ساخته
است .
( بر اساس گزارش سال 1992 ، متوسط عمر مردم روسیه نسبت به
كشور های غربی 14-10 سال كمتر و میزان مرگ نوزادی ( IMR ) دوبرابر
كشورهای اروپای غربی بوده است).
بطور قانونی تنها پزشكان قادر به انجام
طبابت با این روش ها هستند، اما برای درمانگران غیر پزشك نیز دوره هایی
تحت عنوان " روش های بهبود سلامت“ وجود دارد .
از رشته های مورد علاقه در این
كشور می توان به طب سوزنی، بازتاب درمانی ، روشهای دستكاری بدن
(Manipulative Therapies) نظیر ماساژ و نیز انرژی درمانی نام برد .
بسیاری
از بزرگترین تحقیقات در زمینه انرژی درمانی و رشته های مختلف متافیزیك در
این كشور انجام شده است .حتی به نظر می رسد كه امروزه روشهایی از طب
مكمل - جایگزین در روسیه وجود دارد كه در سایر كشور ها قابل دستیابی
نیست .
سایر كشورهای اروپای شرقی نیز بخصوص در زمینه طب گیاهی و پزشكی طبیعی از سابقه ای طولانی برخوردار می باشند .
به طور مثال بلغارستان از بزرگترین صادركنندگان گیاهان دارویی بوده قفسه دارویی خانواده ها اكثراً از داروهای گیاهی تشكیل شده است .
مركز شیمی گیاهی یونسكو UNESCOدر صوفیا ( پایتخت بلغارستان ) قرار دارد .
در
این كشور نیز همچون روسیه ، انرژی درمانی و موارد ماوراء طبیعی از حالات
ناشناخته خود خارج شده و تحقیقات علمی دامنه داری برروی آنها انجام می
گیرد :
به طوری كه در انستیتوی تحقیقات پارسایكولوژی (
فراروانشناسی ) و الهام صوفیا Institute of Parapsychology and Suggestion
Research) (Sofia به عنوان تشكیلاتی تحت پوشش دانشگاه ، تحقیقات گسترده ای
در زمینه حالتهای تغییر یافته آگاهی ، شفابخشی ( انرژی درمانی ) ،
هیپنوتیسم و یوگا انجام می گیرد .
* استرالیا و نیوزیلند
Australiaاین كشورها از جمله اولین كشورهایی بودند كه
1- طب مكمل - جایگزین را به طور قانونی در سیستم طبی خود پذیرفتند .
2- برنامه های آموزشی منظمی را برای آن ارائه دادند .
بدین
شكل به عنوان پیشرو و الگویی برای سایر كشور ها شناخته شدند ، به طوری كه
امروزه درصد مردمی كه از مشاوره های طب مكمل - جایگزین در كشور
استرالیا استفاده می نمایند حتی از كشوری همچون انگلستان نیز بیشتر است .
رشد این روش ها آنچنان سریع بوده كه به عنوان مثال تعداد درمانگاه های
طب سوزنی در شهر Brisbane از 30 عدد در طی 14 سال (1974 تا 1998) به تعداد
200 عدد افزایش یافت و در حال حاضر همین تعداد نیز چند برابر شده است .
قسمتی از این رشد مدیون در دسترس بودن طب سوزنی برای بیماران به صورت أزاد و تحت پوشش بیمه Medibank می باشد .
پزشكی چینی و طب سوزنی به صورت گسترده ای در مراكز آموزشی تدریس می شود و از آنها برای درمان بیماران در تمامی سنین - حتی نوزادان- استفاده می گردد .
در سال 1995 :
8000 درمانگر ثبت شده در لیست " اتحادیه درمانهای طبی " (Federation of Natural Therapeutics) در این كشور مشغول به كار بوده اند .
در همین سال تعداد 8 دانشكده و مدرسه عالی آموزش ناتوروپاتی فعال بوده است .
در استرالیا هر ساله در حدود یك میلیارد دلار استرالیایی برای ارائه خدمات طب مكمل - جایگزین هزینه می گردد .
* چین
چین
كشوری است كه یكی از باستانی ترین و فلسفی ترین شیوه های سنتی درمان در
جهان را دارا می باشد كه قدمتی نزدیك به " طب مصری " داردولی بر خلاف آن ،
هزاران سال است كه به طور مداوم و بی وقفه از طب سنتی خود بهره گرفته است .
از شیوه های رایج طب سنتی چین می توان به:
- طب سوزنی
- طب گیاهی
- داغ كردن ( فتیله گذاری ) (Moxibustion)
- طب فشاری (Acupressue)
- تای چی چوان (Tai Chi Chuan)
- چی گنگ Chi Gong ( Qi Gong )
اشاره كرد .
در حال حاضر در چین :
- در حدود 000/350 نفر كادر فعال در 250 بیمارستان برای عرضه خدمات پزشكی سنتی مشغول به فعالیت هستند .
- 95% بیمارستانهای عمومی نیز دارای بخش های ویژه پزشكی سنتی می باشند .
آمار نشان می دهد كه در سال 1995 :
-000/275 پزشك در دانشگاه های دولتی پزشكی سنتی را در كنار طب متعارف فرا گرفته اند .
یكی از بهترین و شاید
بتوان گفت موفقترین برنا مه های سلامت جامعه در جهان ، برنا مه ای تحت
عنوان آموزش " پزشكان پا برهنه " (Bare Foot Doctors) در چین بوده است .
-
پزشكان پا برهنه ( كه نه پزشك هستند نه پا برهنه ! ) در حقیقت كمك پزشكانی
هستند كه یك سوم وقت خود را به كمك های اولیه پزشكی و دوسوم باقیمانده را
به طور كار اصلی خود یعنی كشاورزی می پردازند .
- در بسیاری از موارد ، آنها همان درمانگران بومی و سنتی هستند كه تحت آموزش مجدد قرار گرفته اند .
-
كار آنها درمانهای اولیه ، پیشگیری از بیماریها ، آموزش جلوگیری از
بارداری ، ارجاع بیماران جدی تر به پزشك ، درمانگاه ، بیمارستان و مواردی
مشابه آنها می باشد .
- این كمك پزشكان در كیف طبابت خود ، داروهای اولیه و همچنین برخی از گیاهان دارویی سنتی و سوزن های طب سوزنی را حمل می كنند .
* هند
هند
نیز یكی از كشور هایی است كه دارای یكی از قدیمی ترین سیستمهای طب سنتی به
نام " آیورودا " (Ayurveda) می باشد . این شیوه طب برگرفته از كتب مقدس
هندیان به نام " وداها (Veda) است و همانند طب سنتی چین به عنوان یك شیوه
كامل سلامتی و درمان در جهان با هزاران سال قدمت شناخته می شود .
طب سیدها (Siddha Medicine) یكی از شعبات آیورودا است كه به ویژه در تامیل نادو و سری لانكا انجام می شود .
طب
یونانی (Unani Medicine or Unani – Tibbi) نیز تلفیقی از پزشكی آیورودا و
طب ایرانی یا اسلامی است ( برخی آنرا به نام طب عرب می شناسند ! ) كه به
خصوص در شمال غربی هند و پاكستان طرفداران زیادی دارد .
در سال 1983:
در
حدود 000/400 درمانگر آیورودا ، 242 بیمارستان آیورودا ، 000/11 درمانگر
آیورودا و بیش از 100 مدرسه عالی و دانشكده جهت آموزش این رشته وجود
داشته كه بسیاری از آنها تحت پوشش دانشگاههای معتبر فعالیت می نمایند .
امروزه پس از گذشت حدود 20 سال از این آمار :
تعداد درمانگران ، بیمارستانها ، درمانگاهها و مراكز آموزش عالی آیورودا
افزایش چشمگیری یافته است . طب یونانی نیز در هند بسیار قوی است و در حدود
19 بیمارستان و 903 درمانگاه به آن اخنصاص یافته است . همچنین طب سید ها
در 65 بیمارستان و 392 درمانگاه به كار گرفته می شود .
كشور های آسیایی از جمله كره ، سنگاپور و ... نیز دارای روش هایی منحصر به فردی در طب سنتی و مكمل هستند
قاره های آفریقا و آمریكای جنوبی از تنوع بسیاری در روش های طب مكمل - جایگزین برخوردار می باشند
كه به منظور جلوگیری از اطاله كلام از توضیح بیشتر آنها خوداری می شود .
در
استراتژی 2007-2004 سازمان بهداشت جهانی(WHO) در بند 2 حمایت از طب سنتی و
مكمل به صراحت مورد تاكید قرار گرفته است. ترجمه دقیق این بند به صورت زیر
می باشد :
2- طب سنتی و طب مكمل:
سازمان بهداشت
جهانی در نظر دارد تا كشورهای عضو را جهت افزایش امنیت،ثمربخشی و كیفیت
استفاده از طب سنتی و مكمل(TM/CAM) حمایت وافی و كافی نماید.
2-1- كشورهای عضو باید جایگاه شایسته ای را برای طب سنتی و مكمل در سیستم ملی درمانی خود در نظر بگیرند.
2-2- كیفیت و دسترسی طب سنتی و مكمل باید بهبود یابد.
2-3- استفاده منطقی از طب سنتی و مكمل توسط پزشكان و بیماران می باید افزایش یابد.
* ژاپن
در ژاپن در طی یك بررسی در اكتبر سال 2000 مشخص شد كه 72% پزشكان طب رایج از گیاه درمانی ژاپنی (Kampo) نیز استفاده می نمایند .
از میان 265611 پزشك آلوپاتی :
- 69236 نفر در طب سوزنی
-94655 نفر در ماساژ درمانی
- 29087 نفر در جودوتراپی ( درمان با جودو ) مشغول به فعالیت می باشند .
اگر شما تصور می كنید كه علم كایروپراكتیك یك علم جدید و نوین می باشد، در اشتباهید. باعث تعجب شما خواهد شد اگر بدانید كه نخستین تصاویری كه نشانگر درمان با دست manipulation ستون فقرات بودند در نقاشیهای ما قبل تاریخ روی دیوار غارهایی در point le merd در جنوب غربی فرانسه كشف شده اند. این تصاویر ممكن است نمایانگر روشهایی ابتدایی و ناشیانه و غیر تخصصی برای درمان ناراحتیهای ستون فقرات باشند، اما متعلق به سالهای bc 500،17 (قبل از میلاد مسیح) می باشند. چینی های باستان از روش درمان با دست manipulation در سالهای ac 2700 قبل از میلاد مسیح استفاده می كرده اند. در پاپیروسهای یونانی متعلق به سالهای 1500 قبل از میلاد مسیح میتوان دستورالعمل درمان دردهای كمری را با روش مانوورهای مختلف روی پای بیمار، پیدا كرد.
Hippocrates یك پزشک یونانی بود كه در سال 377 قبل از میلاد مسیح درگذشت. او بالغ بر هفتاد كتاب در مورد شفا و درمان نوشته و یكی از طرفداران و مبلغان درمان ستون فقرات با دست manipulation بوده است. او عقیده داشته كه تنها طبیعت است كه شفا دهنده می باشد و این بدن است كه بایستی به درمان طبیعی خود بپردازد و در این میان وظیفه طبیب تنها اینست كه هر سدی را كه مانع این خود درمانی طبیعی شود را از سر راه بردارد. hippocrates بر این باور بوده كه جوهر و خمیر مایه زندگی و توانایی شفای طبیعی بدن منتجه از یك روح و روان زنده و سالم می باشد. این عقیده كه به vitalism یا نیروی حیاتی شناخته می شود، در سایر نوشته های باستانی نیز دیده می شوند. در قرن بیستم، عقیده دیگری بنام innate intelligence یا ذكاوت ذاتی جای باور vitalism (نیـروی حیـاتی) را گرفت. در یونـان بود كه ابـزار و وسـایل ابتدایی برای تـراكشن ستون فقرات و تصحیح و درمان در رفتگیها ابداع شد.
روشهای ابتدایی و اولیه manipulation (درمان با دست) در سراسر دنیا بكار می رفت تا زمانیكه Daniel david palmer (D.D) روش دقیق و اختصاصی و درست تنظیم كردن (adjust) ستون فقرات را كشف كرد. بعدها پسر او barlett Joshua palmer ( B.J ) روش قدیمی پدرش را به فلسفه، هنر و علم مدرن كایروپراكتیك كه امروزه با آن آشنا هستیم، تغییر و توسعه داد. D.D palmer تصور می كرد كه داروهای مورد استفاده معمول كه حتی بنظر خیلی هم موثر بوده اند، تنها قادر بودند كه در بسیاری موارد تنها علائم بیماری (نه علت) را درمان كنند و عوارض بسیاری برای بیماران داشته اند. او علاقه زیادی به یافتن علت اصلی بیماری و حذف و درمان آن از طریق روشهای طبیعی داشت.
D.D palmer در انتاریوی كانادا در سال 1845 بدنیا آمد. وقتی كه 20 ساله بود به ایالات متحده آمریكا رفت. در 18 سپتامبر 1895، D.D palmer اولین روش درمانی تنظیم ستون فقرات (adjustment) خود را اجرا نمود. تأثیر روشهای درمانی او غالباً اعجاب آور بودند، بطوریكه باعث شد او به مطالعات خود در مورد آناتومی و فلسفه رجوع كند تا ارتباط حیاتی ما بین ستون فقرات و سلامتی را بیشتر و بیشتر درك كند. او فهمید كه قادر است با تنظیم كردن ستون فقرات (adjustment)، جابجایی های ستون فقرات وbiomechanical intersegmental dysfanction subluxation را كه علت اصلی درد و شكایت بیماران می باشد را رفع كند. امروزه علم كایروپراكتیك، با تكیه دو اصل اساسی قابلیت فطری بدن در درمان خویش و توانایی دكتر كایروپراكتیك در تصحیح جابجایی ها (subluxation)، به رنج و درد بیماران پایان داده است. مبنای این علم بر پایه درمان طبیعی استوار بوده كه در هیچ روش درمانی دیگری شناخته شده نمی باشد و این علم یكی از قویترین و موثرترین روش های شفابخش در دنیای امروز شناخته شده است.
بعد از D.D palmer، پسر او B.J كه در سال 1881 بدنیا آمده بود، اعتبار زیادی در رابطه با گسترش و توسعه علم كایروپراكتیك كسب كرد و بعنوان نویسنده موفق و سخنران قابلی كه هواداران زیادی در سراسر دنیا داشت، شناخته شد. او فلسفه، علم و هنر كایروپراكتیك را در زمانیكه چیزی بیشتر در یك ساختار متزلزل شناخته نمی شد به صورت یك حرفه تخصصی در آورد، بطوریكه در سالهای 1920 تعداد دانشجویان این رشته به 2000 نفر می رسیدند.
B.J palmer بعنوان یك فرد بحث برانگیز، رویایی رك و صریح، پر انرژی و متعصب و خود رأی شناخته شده بود و در حقیقت تمامی این صفات متناسب با شخصیت او بوده اند. هیچكس به اندازه او سفر نكرده، هیچكس به اندازه او قوانین جدیدی در جهت اثبات حقانیت این حرفه و تخصص معرفی نكرده است. در سال 1926، او به ریاست انجمن بین المللی كایروپراكتیك president of international chiropractic association (ICA) انتخاب شد. او تا زمان مرگش در سال 1961 در این سمت باقی ماند.
هدف كایروپراكتیك (The chiropractic objective)
هدف اختصاصی كایروپراكتیك تصحیح در جابجایی های مهره ها subluxation و اختلال حركتی سگمنتال bjomechanical intersegmental dysfunction (BID) با روشی بی خطر و موثر می باشد. اصلاح در رفتگی تنها برای درمان بیمارانی كه علائم درد و بیماری را نشان می دهند، در نـظر گرفته نمی شود، بلكه این روش در مورد هر بیماری كه دچار subluxation مهره ها می باشد بكار می رود، علیرغم اینكه بیمار هیچگونه علائم بیماری و درد را نداشته باشد. این دكتر كایروپراكتیك است كه وجود این subluxation را تشخیص داده و با تنظیم (adjustment) ستون فقرات و تصحیح این جابجایی به بدن در راه درمان خویش كمك می كند.
بر خلاف اطلاعات نادرستی كه ممكن است در اختیار مردم گذاشته شده باشد، تنها وظیفه دكتر كایروپراكتیك (D.C) تنظیم كردن ستون فقراتی كه از حالت طبیعی خارج شده است، نمی باشد. بلكه او با این كار به بدن توانایی طبیعی خود را برای درمان این اختلال biomechanical intersegmental dusfunchion (BID)، باز می گرداند. در حین adjustment، مهره جابجا شده از حالت غیر طبیعی (گیر) خود خارج شده و اختلال عملكرد آن اصلاح می شود. ای تغییر حالت مهره باعث برانگیخته شدن قدرت طبیعی بدن در درمان خودش می شود. در این حالت است كه مهره ها به حالت تراز طبیعی خود بازگشته اند. هدف نهایی درمان كایروپراكتیك اصلاح این جابجایی ها، یا به عبارت دیگر درمان اختلال حركتی مهره ای (BID) می باشد. در حقیقت همین جابجایی های كوچك هستند كه به ایجاد بیماری و ناخوشی منجر می شوند و ممكن است سیستم ایمنی ما را تضعیف كنند. ستون فقرات ما از 24 استخوان كوچك بنام مهره تشكیل شده است. هفت عدد از این مهره ها در گردن، دوازده عدد آنها در ناحیه پشت، پنج عدد در قسمت كمر قرار دارند. این مهره ها روی هم قرار گرفته اند بطوریكه اگر از جلو به این ستون نگاه شود، خط مستقیمی دیده می شود.البته خیلی بندرت افرادی یافت می شوندكه ستون فقراتشان كاملاً صاف و بدون انحنا باشد. در بیشتر مردم ستون فقرات انحنای بسیار جزیی به راسـت یا چپ دارد و حتی ممكن است یك یا چند مهره از حالت طبیعی خود پیچ خورده (twisted) و یا چرخیده (rotated) باشند.

بیماری یا عدم تعادل (disease or dis-ease)
كلمه بیماری (disease) تركیبی است از ((dis)) و ((ease)) پیشوند ((dis)) بمعنای «دور از» و ((ease)) بمعنای «حالت تراز» می باشد. بنابراین ease– dis را می توان عدم تعادل و هماهنگی در سیستم بدن معنا كرد. هنگامیكه در موسیقی هماهنگی harmony وجود نداشته باشد، آهنگساز ناچار است كه نتها را طوری تنظیم (adjust) كند كه یكدیگر را تكمیل كرده و بتوانند با هم هماهنگی لازم را داشته باشند. این درست همان اتفاقی است كه در بدن پس از اصلاح و تنظیم جابجائی ها (subluxations) رخ می دهد، كه همانا بازگرداندن هارمونی و هماهنگی در بدن است بر خلاف موسیقی، كه در آن ناهمخوانی و ناهماهنگی بسرعت خود را نشان می دهد، در بدن انسان اثر آن در ابتدا واضح نمی باشد.
متأسفانه مشكل اساسی اینست كه این اختلال و یا به عبارتی عدم تعادل و هماهنگی الزاماً با درد همراه نمی باشد و می تواند بدون علائم واضح سلامتی بدن را به مخاطره بیندازد. همین باعث خواهد شد كه بتدریج سیستم ایمنی بدن دچار اختلال شده و توانایی زندگی سالم رفته رفته كاهش یابد.
دلایل این جابجایی ها (subluxations) بسیار زیاد هستند و اغلب غیر قابل اجتناب. این عارضه حتی ممكن است در هنگام تولد بوجود بیاید، خصوصاً اگر زایمان با مشكل مواجه شود و نیاز به استفاده از فور سپس باشد. در سالهای خطیر رشد و زمانیكه كودك نوپا می باشد و در حال یادگرفتن راه رفتن
دفعات زیادی زمین می خورد و همین ها می توانند مشكل ساز باشند. در سنهای بالاتر، این مشكلات می توانند در فعالیت های مختلف روزمره و همچنین در اثر ورزش بوجود بیایند.
در یك فرد بالغ، خیلی موارد می تواند باعث تضعیف ستون فقرات شده و در نتیجه آن subluxations بوجود بیاید. این موارد شامل حادثه های ورزشی، تصادفات رانندگی، زمین خوردگی، حالت غلط بدن، استرسهای احساسی و حتی حمل كیفها و ساكهای سنگینی در زندگی روزمره می باشد. اگر این موارد نادیده گرفته شوند و ستون فقرات بطور مرتب توسط دكتر كایروپراكتیك معاینه و كنترل نشود، درست مثل اینست كه ما بیماری را به بدن خود دعوت كرده ایم و بدن خود را سهواً از پا انداخته ایم.
فلسفه كایروپراكتیك (The philosophy of chiropractic)
كلمه فلسفه بطور معمول تصویری از یونانی های باستان یا محققان و دانشمندان پیر در كتابخانه های پر گرد و غبار باستانی را به ذهن ما می آورد، در حالیكه (فلسفه سلامت)، علم زنده ای است كه كیفیت زندگی را تحت تأثیر خود قرار می دهد. این فلسفه بما كمك می كند در مورد چگونگی رفتار با بدنمان تصمیمات درست و بجایی بگیریم.
در بیشترین موارد، پاسخ فرد به هر گونه علائم بیماری، مصرف قرصهای مختلف می باشد تا از شر درد خلاص شود. بطور مثال به محض برخورد با علائم سرماخوردگی، داروهای در دسترس مخصوص سرماخوردگی از داروخانه تهیه ومصرف می شوند. در صورت بالا رفتن وزن، فرد به سراغ قرصهای رژیم لاغری می رود، در صورت احساس خستگی و در حالت كم خـوابی بـاز هـم دارو مصرف می شود.
سیستم طبیعی بدن به صورتیست كه هر مشكلی در داخل بدن بوجود بیاید، علامتی از قبیل درد، كهیر و... بروز می كند. در این حالت است كه سیستم هشدار دهنده بدن بكار می افتد. درست مانند چراغ قرمز روی داشبورد ماشین شما، چنین علائمی به شما هشدار می دهند كه زمان كنترل مكانیسم داخلی فرا رسیده است. در دنیای طب معمولاً به این هشدارها بوسیله روش رفع علامت، پاسخ داده می شود و نه رفع علت آن و عقیده آنان بر این است كه بیرون، درون را مداوا می كند.
اگر شما دردی در ناحیه سر حس كنید، آیا بهتر نیست علت را بیابید و در صدد رفع آن بر بیایید یا فقط و فقط به سراغ داروهای ضد درد خواهید رفت. و تصور می كنید كه مشكل بر طرف شده، صرفاً به خاطر اینكه علامت آن از بین رفته است. واقعیت اینست كه سلامتی نشأت گرفته از درون انسان است. یك بدن سالم بطور طبیعی قادر به انجام هر كاری است كه از عهده دارو بر می آید، با این تفاوت كه بدن طبیعی عمل می كند و دارو، شیمیایی. علاوه بر این، بدن خود میداند كه چه زمانی برای شروع پروسه درمانی مناسب می باشد و چه موقع باید پروسه درمانی متوقف شود و مرحله بعد از آن یعنی مرحله نگهداری (maintenance) رجوع شود. فلسفه كایروپراكتیك بر این فرض بنا نها شده است كه دنیای هستی دارای نظم خاص خود می باشد و هیچ چیز در دنیای ما بی معنا و تصادفی و اتفاقی نیست. برای هر معلولی، علتی وجود دارد. ممكن است كه ما همیشه قادر به یافتن علت نباشیم، چه رسد به درك آن، اما آنچه مسلم است هیچ چیزی تنها شانسی و بدون علت اتفاق نمی افتد. ما این را باور داریم كه در دنیای هستی یك نظم هوشمندانه حاكم می باشد. یك نیروی راهنما در تمام امور هستی وجود دارد و بطور حتم این نیرو در بشر نیز یافت می شود و تنها بخاطر وجود چنین قدرت هوشمندانه ای است كه ما قادر به ارائه هستی و زندگی در این دنیا می باشیم. بدون آن، سیاره ما تلی از بقایای سنگها و صخره ها می بود.
حال باید این را بدانیم كه چنین اصلی معلول یك ایمان كوركورانه یا عقیده مذهبی دانشمندان، فیلسوفها و كایروپراكتورها نمی باشد، بلكه بر اساس شواهد فیزیكی تجربه شده در دنیای واقعی ما استوار می باشد. به پیرامون خود نگاه كنید. آیا این دنیای هستی می تواند معلول علتهای تصادفی و شانسی باشد؟ چطور بال پرندگان به این كاملی و زیبایی برای پرواز طراحی شده، با تمام جزئیات مربوط به آن. آیا اینكه ریشه های گیاهان به سمت پائین و ساقه و برگهای آنها بسمت بالا رشد می كنند، یك رویداد اتفاقی است؟ اگر دنیای هستی واقعاً اتفاقی بود حداقل چند گیاه یافت می شد كه ریشه خود را به بالا می فرستاد و ساقه و برگهای خود را در خاك مدفون می كرد. خورشید فقط بعضی روزها بطور اتفاقی طلوع می كرد و ما نمی توانستیم از دوباره اتفاق افتادن هیچ پدیده ای اطمینان داشته باشیم. تصور اینكه دنیای هستی بدون هیچ كنترل هشیارانه ای در عملكرد می باشد. مانند اینست كه قبول داشته باشیم اهرام ثلاثه مصر در اثر یك حادثه اتفاقی ریزش سنگ بوجود آمده اند.
هوش ذاتی كه در نهاد و بنیاد هستی پیدا می شود. هنگامی كه برگهای یك گیاه بسوی نور خورشید می چرخند یا وقتی كه یك پرنده تا زمانی كه جوجه هایش از تخم بیرون بیایند، روی آنها می نشیند و یا زمانیكه كه بدن انسان می داند كه برای درمان و شفای خویش چه كند، قدرت واقعی هوش فطری دنیای هستی نمایان می شود. این هوش وذكاوت انسانی است كه میتواند اهرام ثلاثه را بسازد. لازمه خلق و نگهداری عجایب طبیعی كه پیرامون ما را فرا گرفته اند، حتی ذكاوتی بالاتر از این است در این همان هوش جهانی و دنیای هستی می باشد. درك چنین مفهومی برای ما انسانها مشكل می باشد و قادر نیستیم بفهمیم كه این قدرت از كجا پدید آمده و چگونه عمل می كند. تنها چیزی كه ما به آن اطمینان كامل داریم اینست كه چنین چیزی بنام هوش فطری دنیای هستی بایستی وجود داشته باشد و در غیر اینصورت هیچ چیز دیگر وجود خارجی نخواهد داشت. این هوش فطری است كه راهنمای ما در زمینه تطبیق با محیط افراد همان باشد و بدین وسیله است كه قادر به ادامه حیات هستیم. این همان قدرتی است كه برگهای یك گیاه كنار پنجره را بسوی نور می چرخاند. این گیاه را جابجا كنید و دوباره شاهد حركت برگها بسوی نور خواهید بود. این شما نیستید كه به گیاه می گوئید چه كند، این خود گیاه است كه می داند برای ادامه حیاتش به نور نیاز دارد و این هوش فطری گیاه به او می گوید. طپش قلب، هضم غذا، دفع مواد زائد، نبود گلبولهای سفید با عفونت در بدن همه و همه توسط این هوش فطری هدایت می شوند. اینها هیچكدام به یك نوزاد تعلیم داده نمی شوند. هوش فطری شما در حقیقت سازنده بدن سالم شماست، اگر وسایل كافی مثل انرژی یا مواد لازم برای این سازنده فراهم نباشد، سلامت بدست نخواهد بود.
جابجائی مهره ها یا اختلال حركتی بین مهره ای (vertebral subluxation or biomechanical intersegmental dysfunction)
در دنیای ما، عملكرد بدن انسان همیشه به بهترین نحو ممكن نمی باشد. مغز به سلولهای بدن پیام می فرستد و به آنها دستور می دهد كه در نقاط معین بدن چه اعمالی باید صورت گیرد. این پیام ها در سیستم پیچیده ای از اعصاب منتقل می شوند. در راه انتقال آنها می توانند تداخل كنند یا ممكن است مسیر انحرافی را طی كنند و یا در طی مسیر دچار كندی سرعت شوند و یا حتی راه خود را گم كنند. بیشتر این تداخلات در طول ستون فقرات رخ می دهد كه در حقیقت مركز فرماندهی سیستم اعصاب می باشد.
تمامی اعصاب كه از مغز خارج می شوند در طول كانال ستون فقرات كه از مهره ها تشكیل شده اند. رد می شوند. در طول مسیرشان شاخه های اعصاب از سوراخهایی كه در طول ستون فقرات وجود دارند خارج می شوند تا به مقصد نهایی خود برسند. گاهی اوقات یك یا چند مهره ممكن است از جای خود جابجا شده كه ما این عارضه را subluxations یا (BTD) می نامیم. هنگامی كه این جابجایی مهره اتفاق می افتد روی راه عبور عصب اثر گذاشته و آنرا تنگ می كند و در نتیجه جریان عصبی باعث می شود كه بدن پیام درست را از مغز دریافت نكرده و كارایی نرمال خود را از دست بدهد. بطور مثال وقتیكه یك ویروس بیماری زا به بدن حمله می كند، هوش فطری و ذاتی بدن شروع به فعالیت كرده و خود را برای مبارزه آماده می سازد و این اغلب به معنای اینست كه در بدن درجه حرارت بالا می رود كه تب بتواند به جنگ این متجاوز برود. اگر چنانچه اعصاب تحت فشار بوده و انتقال پیام عصبی دچار اختلال باشد و بدن كارائی لازم را دارا نباشد، توانائی بدن برای مبارزه با عفونت تضعیف خواهد شد.
مشاوره كایروپراكتیك (Chiropractic consultation)
معمولاً ویزیت اولیه دكتر كایروپراكتیك علاوه بر مشاوره و معاینه كامل ستون فقرات می باشد. دكتر كایروپراكتیك از ناحیه ستون فقرات شما معاینه كامل بعمل می آورد تا قادر باشد اختلالات بایومكانیكی یا جابجائی ها subluxations را تشخیص دهد.
ممكن است برای تشخیص كاملتر از وسایل و متدهای مختلفی استفاده شود. تمامی این تكنیكهای مختلف معاینه كه توسط دكتر كایروپراكتیك استفاده می شود بدون خطر، درد و عوارض می باشد.
علائم اختلالات بیومكانیكی و نامیزانی و كجی ستون فقرات در رادیوگرافی نمایان می شوند، در حالیكه ضایعات بافتها، اعصاب عضلات و دیسكها می توانند دیده نشوند. برای تشخیص بیشتر از MRI، ترموگرافی، E.M.G و سی تی اسكن، نیز استفاده می شود.
گزارش یافته ها (Report of findings)
پس از معاینه كامل، دكتر كایروپراكتیك تشخیص خود را به شما ارائه خواهد داد. در صورت داشتن عارضه بیومكانیكی و یا جابجائی subluxation دكتر آنرا با شما در میان گذاشته و میزان و خامت آنرا نیز توضیح خواهد داد.
دكتر شما در مورد چگونگی عارضه با شما صحبت كرده و برنامه درمانی كه لازم می باشد را برایتان طراحی خواهد كرد. این برنامه درمانی می تواند شامل تنظیم ستون فقرات، ورزشهای مخصوص و یا تغییر در سیستم روزمره زندگی باشد.
كار دكتر كایروپراكتیك درمان علائم نمی باشد بلكه وظیفه آنها یافتن علت بیماری كه همان جابجائی subluxation است و اصلاح آن می باشد.
در مراحل اولیه درمان، ممكن است چندین جلسه درمانی پیاپی نیاز باشد و در صورت بهبود، تعداد این جلسات كاهش یافته و برای بیمار دراین مرحله برنامه حفظ و نگهداری سلامت در نظر گرفته می شود.
نباید انتظار داشت كه جابجائی مهره ها (subluxations) فقط در چند جلسه درمان شوند. برای اطمینان از اینكه ستون فقرات به حالت درست خود بازگشته و تمام مهره ها در جای مناسب خود قرار دارند و عظلات و تاندونها نیز بدرستی عمل می كند، بایستی دكتر كایروپراكتیك به تعداد جلسات كافی روی بیمار كار كند.
در درمان كایروپراكتیك سه مرحله متفاوت موجود می باشد. مرحله اول فاز درمان فشرده می باشد. در این مرحله هدف دكتر كاهش استرس ناشی از تخریب در ستون فقرات و سیستم اعصاب می باشد. مرحله دوم، فاز دوباره سازی نام دارد كه در این مرحله در یك خط قرار گیری تنظیم ستون فقرات انجام شده، اما هنوز باید ستون فقرات كنترل شده قوی تر شده و قادر باشد كه مدت زمان طولانی تری در شرایط مناسب باقی بماند. مرحله سوم، فاز سلامت نام دارد. در این مرحله است كه دیگر ستون فقرات به اندازه كافی قوی شده كه قادر باشد در حالت میزان باقی بماند. این مرحله شبیه برنامه مرتب چك آب چشم هایتان توسط چشم پزشك یا چك آب دندانهایتان توسط دندانپزشك می باشد.
The adjustment
مهمترین و حساسترین قسمت كار دكتر كایروپراكتیك adjustment می باشد. adjustment ستون فقرات یك مانور تخصصی می باشد كه توسط دكتر كایروپراكتیك روی ستون فقرات یا اندامها انجام می شود تا اصلاح جابجایی مهره ها subluxation و درمان اختلال حركتی را برای بدن امكان پذیر سازد. برای adjustment كردن ستون فقرات طرق متفاوتی وجود دارد. اصولاً دكتر برای انجام یك adjustment دقیق از دستانش یا وسیله ای كه مخصوصاً برای این منظور طراحی شده استفاده می كند. پس از سالها تحصیل و آمـوزش در ایـن رشـته، هر دكتر كایروپراكتیك برای خود متدها و روش های خاصی را انتخاب كرده و در انجام آنها ماهر و زبردست شده است. روش انتخاب شده توسط دكتر بستگی به سن، سایز بیمار و همچنین چگونگی عارضه ستون فقرات دارد.
بیمار پس از گرفتن درمان adj، احساسی از راحتی و آرامش را خواهد داشت كه ممكن است از یك روز تا یك هفته ادامه یابد.
اغلب بیماران پس از گرفتن درمان adj خواب راحتتر و احساس انرژی بیشتر را تجربه می كنند. بعضی بیماران حتی پس از جلسه اول درمانی اظهار می دارند كه علائم درد و ناراحتیشان رفع شده در حالیكه بعضی دیگر هیچگونه پیشرفت سریعی را حس نمی كنند. اگر پس از جلسه اول هیچگونه بهبودی حس نكردید، نبایستی ناامید شوید، مطمئناً بهبود داخلی در حال پیشرفت می باشد كه معمولاً در ابتدا شما متوجه آن نمی باشید. احتمال كوفتگی عظلات پس از adj وجود دارد، درست مثل حس پس از ورزش نسبتاً سنگین. این حالت همیشه موقتی بوده و به آرامی از بین می رود.
Time to Heal
یكی از سئوالات اولیه ای كه بیشتر بیماران كایروپراكتیك می پرسند اینست كه: این برنامه درمانی تا چه زمانی بطول می انجامد؟
این سئوالی است كه معمولاً از دكتر طب پرسیده نمی شود. پاسخ اینست كه از دكتر كایروپراكتیك نمیتوان انتظار داشت مشكلاتی را كه در طول سالها بوجود آمده و روی هم جمع شده در یك ویزیت درمان كند.
دكتر شما سعی خواهد كرد كه با بررسی مشكل و برنامه ریزی برای درمان آن، طول درمان را برای شما تخمین بزند و این بستگی به سه مسئله دارد:
اولاً: دكتر شما بایستی نتایج آزمایشات و معاینات شما را بررسی كند.
دوماً: طول درمانی كه معمولاً برای بیمارانی با مشكل مشابه شما موثر واقع شده بررسی می شود.
سوماً: شرایط خاص شما نیز از قبیل سن، و خامت عارضه، سلامت عمومی، فاكتورهای ژنتیكی، استرسهای عاطفی و رژیم غذایی، بایستی در نظر گرفته شود.
تحصیلات كایروپراكتیك (Chiropactic education)
قبل از قبولی در این رشته، دانشجویان بایستی دوره ای از تحصیلات دانشگاهی (حداقل 4 سال) را در رشته های مربوطه گذرانده باشند.
در صورت قبولی در این رشته، 5 سال دوره كایروپراكتیك بایستی گذرانده شود. بعلاوه حضور در كلاسهای تئوری و عملی، هر دانشجو بایستی دوره خود را نیز بگذراند. كه در آن زیر نظر مستقیم استادان تخصص خود، به مداوای بیماران می پردازند.
در دوره بعدی آن معمولاً دانشجویان در بیمارستانها یا مطبها و كلینیكهای كایروپراكتیك زیر نظر متخصصین انجام وظیفه می كنند. در ایالات متحده 18 دانشگاه و در 6 كشور دیگر 8 دانشگاه كایروپراكتیك وجود دارد.
انجمن تحصیلات كایروپراكتیك the council of chiropractic education (CCE) یك مرجع قانونی می باشد كه مسئولیت آن معتبر شناختن دانشگاههایی است كه شرایط آن را داشته باشند. این انجمن در سطح بین المللی بخوبی شناخته شده می باشد. تنها دانشجویانی كه از دانشگاههای تأیید شده توسط این انجمن فارغ التحصیل شده باشند اجازه دارند كه در امتحانات بورد تخصصی كایروپراكتیك شركت كنند.
برای دریافت درجه دكترا، تمام دانشجویان موظف بودنـد در حـدود 1000 ساعـت كارآمـوزی در كلینیك تخصصی كایروپراكتیك را گذرانده باشند.
دكتران كایروپراكتیك همچنین دوره های آناتومی، تغذیه، تكنیكها و تفسیر رادیوگرافی و MRI را نیز می گذرانند. پس از فارغ التحصیلی و قبل از شروع به كار، دكتر كایروپراكتیك بایستی در امتحان بورد كه شامل چهار امتحان (سه امتحان كتبی و یك تست عملی) می باشد، شركت كنند.
در مرحله اول امتحانات كتبی، علوم پایه، در مرحله دوم و سوم تشخیص كلینیكی و در مرحله چهارم دانش و مهارت عملی فرد تحت آزمایش قرار می گیرد. علاوه بر این در امتحان عملی و مصاحبه اختصاصی كه توسط بورد انجام می شود، توانایی دكتر برای انجام وظایفش در كلینیك محك زده می شود.
در چه مواردی بایستی به دكتر كایروپراكتیك مراجعه كنم؟ (Why should I visit a chiropractic office?)
مشكلات دیسك (Disc problems)
بیماری دیسك كمر از جمله مواردی است كه
میتوان
به دكتر كایروپراكتیك
مراجعه نمود.

دیسكهای ستون فقرات دارای خون سازی ضعیفی می باشند و برای دریافت مواد مغزی و دفع مواد زائد، دیسكها وابسته به گردش مایع مفاصل می باشند. اگر به هر دلیلی ستون فقرات حركت طبیعی خود را از دست بدهند و این گردش مواد مختل شوند، سلامتی دیسك به خطر می افتد. یك دیسك سالم، درست مانند یك اسفنج خیس، قابل انعطاف می باشد و یك اسفنج خشك سخت و محكم بوده و می تواند براحتی ترك بر دارد و این علت آغاز اغلب مشكلات دیسكی می باشد.
محدوده حركت یا (سر خوردن) (slip) دیسكها بر خلاف تصور معمول، بسیار كم می باشد و علت آن طرز قرارگیری و اتصال دیسكها به مهره بالایی و پائینی خود می باشد.
به همین علت ضربه و صدمه به ستون فقرات می تواند باعث تورم، فتق و یا بدتر از همه باعث پارگی دیسك شود. این عارضه می تواند بسیار دردناك بوده و باعث فشار بر روی نخاع و ریشه های اعصاب شود.
كار دكتر كایروپراكتیك در این زمینه كمك به بازگرداندن حركت و قرار گیری بهتر مفاصل ستون فقرات می باشد. عملكرد بهتر ستون فقرات به كاهش تورم و التهاب كمك كرده و در نتیجه پروسه آهسته التیام بافت اطراف آغاز شود.
دیسك یك بالشتك غضروفی است كه لایه هایی از بافت فیبری آنرا متشكل نگاه داشته است. هر دیسك بعنوان یك اتصال دهنده، جدا نگهدارنده و گیرنده ضربه برای ستون فقرات عمل می كند. در حالت سلامت، این دیسكها هستند كه كمك به چرخش و خم شدن بدن می كنند.
اختلال حركتی بین مهره ای(Biomechanical intersegmental dysunction)
1) سگمنت های بالا و پائین: (به مجموعه دو مهره و دیسك بین آنها و مفاصل و رباطهای مربوطه یك سگمنت segment گفته می شود) اگر یك سگمنت بدرستی عمل نكند، استرس ناشی از آن به سگمنتهای متصل به آن وارد شده و منجر به اختلال حركتی شدیدی می شود.
2) اختلال سگمنتی می تواند باعث جابجایی مركز ثقل طبیعی ستون فقرات شود. این جابجایی خود باعث فشار روی مهره و دیسك شده كه در طولانی مدت باعث بیماری تخریب كننده. دیسك شود.
(degenerative disc disease)
3) اختلال در عملكرد دو سگمنت به روی محدوده حركتی نرمال آنها اثر گذاشته و همین باعث اختلال در دریافت مواد تغذیه ای توسط دیسك شده و در نهایت باعث تخریب زودرس دیسك میشود.
4) اختلال مزمن در عملكرد سگمنتال می تواند باعث ناراحتیهای دیسكی (discopathy) و در نتیجه درگیری عصب (nerve entrapement) بشود.
درد كمر (Lower back pain)
بیشتر اعصابهای حس درد ستون فقرات از مفاصل بین مهره ای یعنی همان دو انگشت قفل شده بهم (interlocking fingers) در پشت هر مهره قرار دارند. سطح معمولاً صافی كه این مفاصل روی آنها می چرخند، می توانند زبر و ناصاف و یا ملتهب و متورم شوند. در مورد درد كمر علتهای متفاوتی ممكن است دخیل باشند. طرز نشستن غلط و یا بلند كردن اشیاء با روش نادرست، خم شدن ناجور، ضربه و یا ناهنجاریهای ارثی ستون فقرات، هر كدام می تواند علت كمر درد باشند.

روش دكتر كایروپراكتیك كمك به بازگرداندن حركت نرمال و پوزیشن طبیعی قسمتهای صدمه دیده ستون مهره ها از طریق تكنیكهای تخصصی (adj) می باشد.
سهولت و موفقیت بالای این روش با مدارك متعدد و تحقیقهای بی شمار و به بسیاری بیماران كمك كرده است كه از روشهای ریسكی درمانی اجتناب كنند.
عصب سیاتیك بزرگترین و طولانی ترین عصـب بـدن می باشند كه قـطر آن اندازه انـگشت شسـت دسـتتان می باشد و در پشت پاهای شما قرار دارند.
هنگامیكه این اعصاب توسط التهاب و تورم بافت نرم مجاور آن تحت تأثیر قرار می گیرند و تحریك می شوند، دكترها آنرا معمولاً عارضه سیاتیك می خوانند.
یكی از علتهای اصلی درد سیاتیك اختلال حركتی سگمنتال می باشد كه این خود می تواند بعلت بیرون زدگی یافتق دیسك بین مهره ای بوجود آمده باشد.
ریشه عصب سیاتیك در قسمتی كه از نخاع خارج می شود، می تواند به همین علت تحریك شده یا تحت فشار قرار بگیرد. نتیجه آن می تواند درد شدید تیر كشنده در یك یا هر دو پا باشد.
روش متداول در طب تجویز داروی ضد درد یا تسكین دهنده عضلات و یا فیزیوتراپی و در نهایت جراحی است. در حالیكه روش درمانی كایروپراكتیك استفاده از (adj) دقیق و كنترل شده برای برداشتن فشار از روی ساختمان ستون فقرات می باشد. سیاتیك هم مثل بسیاری دیگر از بیماریها كه از ستون فقرات ن
|
|
||
|
کایروپراکتیک (Chiropractics)چیست ؟
| |||
![]()
![]()

ریكی چیست؟
ریكی (Rei-Ki ) یك روش طبیعی برای دستیابی به آگاهی و آرامش و نیز یک تكنیك درمانی می باشد كه در آن انرژی شفابخش از طریق دستها به بدن و حوزه انرژی خود فرد و یا به شخصی كه دریافت کننده معالجه می باشد هدایت می شود .ریكی از نظر احساسی و معنوی در بدن تعادل ایجاد می كند واین قابلیت موجب می شود كه بدن به صورت طبیعی بتواند خود را درمان كند.
نام ریكی در اصل ژاپنی می باشد و مشتق از دو كلمه ری(Rei) به معنی آگاهی و انرژی كیهانی و كی(Ki) به معنی آگاهی و انرژی فردی است. كی در واقع همان انرژی حیاتی و معادل چی(Chi) در پزشكی سنتی چین یا پرانا در طب سنتی هند (آیورودا) است .كسانی كه از ریكی استفاده می كنند می پندارند كه این انرژی، بطورآگاهانه بر تمام سطوح زندگی تاثیر می گذارد و بدین ترتیب، جنبه ای کل نگر دارد.
تاریخچه ریکی چیست؟
خاستگاه و سرچشمه ریكی هنوز كاملا مشخص نیست ولی اینگونه استنباط می شود كه از تجارب درمانی مربوط به راهبان قدیمی در تبت سرچشمه گرفته است. ریكی در سالهای اولیه قرن بیستم در ژاپن توسط استاد میكائو اسوئی - ادیب روحانی و مدرسی كه علم شفا را درژاپن و تبت آموخته بود- معرفی شد.
درمان ریكی به عنوان سبک اسویی نامیده شد و بسط و گسترش پیدا كرد و امروزه به وسیله جمع كثیری به عنوان پایه و اساس معالجات انرژی در نظر گرفته شده است. سیستم اسویی در سال 1930 توسط خانم هاوایو تاكاتا( ژاپنی – آمریكایی) كه استادی ریكی را از یکی ازشاگردان استاد اسویی به نام دکتر هایاشی دریافت كرده بود به هاوایی برده شد.پس از تدریس ریكی برای چند سال او این شیوه دستیابی به تعادل را را در سال 1970 در قاره آمریكا گسترش داد.


یک جلسه درمانی ریکی به چه صورت است؟
طرفداران ریكی بر این عقیده اند كه وقتی " كی " شخصی مسدود می گردد ، بیماری می تواند پیشرفت كند.هنگامی که شخص ریكی دهنده دستان خود را به آرامی بر روی بدن شخص یا بافاصله از بدن او قرار می دهد ، كمك می كند تا انسدادهای انرژی حیاتی برطرف شده و به انرژی شفابخش اجازه داده شود تا آزادانه در بدن شخص حركت كند.تعدادی از محققین معتقدند كه این حالت عمیق آرامش و تمدد اعصاب در حین و بعد از جلسه ریكی مربوط به رها سازی آندروفینها (واسطه شیمیائی طبیعی ضد درد)در بدن می باشد .
كسانی كه تحت معالجه با ریكی قرار گرفته اند ، اظهارمی دارند كه ریكی ذهن را پاک و شفاف و حواس مربوط به آگاهی را قدرتمندتر می كند. همچنین با كمك كردن به افراد برای آزاد سازی احساسات محصور شده باعث آزادسازی استرسی می شود که خود موجب بیماری بوده است .
دریافت ریكی موجب حسی لطیف و آرامش بخش می شود ( بسیاری از افراد حتی در زمان دریافت ریکی به خواب می روند).از آنجا که ریکی در اصل یك رویکرد تعادل بخشی معنوی می باشد ،شاید پیش از آغاز جلسه، شخص ارائه دهنده ریکی ترجیح دهد كه مدتی را در سكوت و مدیتیشن بگذراند و در مورد این جریان سیال كیهانی كه به سمت فرد انتقال می یابد تفكر كند .فرایند ایجاد تعادل و آرامش، به صورت دو طرفه هم برای ارائه دهنده ریكی و هم برای گیرنده ریكی قابل لمس است و معالجه گر اغلب بعد از جلسه احساس شارژ شدن و همچنین شادابی در خود دارد.
معمولا در خلال انجام ریكی لباس كامل می پوشید و در یك اتاق راحت و گرم بر روی صندلی یا تخت ماساژ قرار می گیرید.شاید شخص درمانگر در ابتدا با حركت دست در فاصله چند سانتی متری ، بدن شما را اسكن كند تا از محل دقیق نقاط انسداد انرژی آگاه شود. یك درمانگر خوب كسی است كه به آسانی با احساس دستهایش ( احساس گرما یا ضربان) در هنگام قرار گرفتن در محل های انسداد، آنها را تشخیص دهد.هر نقطه ای كه در آن انسداد انرژی باشد محل تمركز درمان می باشد.
خواه انسداد انرژی موجود باشد یا نباشد، درمانگر به آهستگی و با اسلوبی خاص با نگاه داشتن دست بر روی نقاط مختلف بدن شامل سر و گردن ، گلو ، قفسه سینه ،شكم ، پاها و پشت تنه كار درمان را آغاز می كند.این لمس ملایم و یا نگهداشتن دست با فاصله از بدن بیمار در هر نقطه از 3 تا 5 دقیقه (برای نقاط دارای اشكال حتی گاهی تا 20 دقیقه)تا مادامیكه انرژی جاری است نگهداشته می شود
.
ریكی نباید به عنوان یک روش جایگزین طب رایج استفاده شود.به هر صورت تعداد زیادی از درمانگران و بیماران این معالجه را یك درمان الحاقی موثر برای رهایی ازدرد و بیماریهای مزمن یافته اند.یك مطالعه مختصر نشان داده است كه ریكی یك درمان کمکی موثر برای كاهش درد با تاثیری مشابه با مواد تسكین دهنده درد شبه مخدر می باشد.
به علت اینكه درمان بدون لمس هم در ریكی انجام می شود ، در مواردی كه لمس بدن بیمار ممكن است دردآور باشد (مانند سوختگی های شدید یا مرحله بهبود بعد از جراحی )یا بنا به ملاحظات شرعی از تماس دست با بدن فرد دریافت کننده ریکی پرهیز گردد ، ریكی می تواند بسیار كمك كننده باشد.
با پاکسازی محل های دچارانسداد و كمك به اینكه شخص احساس كند كه قویتر، پر انرزی تر و آرامتر شده است می توانیم شخص را از فشارهای عصبی و دیگر مشكلات روانی رها كنیم.همچنین مشخص شده كه برای كاهش فشار روانی بیمارانی كه در حال معالجه بیماریهای سرطان و ایدز هستند، بسیار موثر می باشد.
آموزش ریکی شامل چه مراحلی است؟
بطور معمول آموزش در ریكی شامل سه مرحله می باشد.شما می توانید از مرحله یك تامراحل بعدی با توجه به رشد درونی خودتان ترقی داشته باشید![]()
مرحله اول ریكی معمولا دریك سمینار در دو روز آخر هفته برگزار می شود كه در آن تاریخچه ریكی تدریس می شود و همسویی با انرژی شفا بخش نیز صورت می گیرد.این مرحله شامل دریافت چهار همسویی از طرف استاد ریكی می باشد (این همسویی ارتعاش کارآموزان را تنظیم می كند و بنابراین انرژی بیشتری می تواند در بدن جریان پیدا كند). شرکت کنندگان در این دوره آموزشی همچنین در مورد وضعیتهای دست در تمام قسمتهای بدن درسهایی را فرامی گیرند.بعد از دریافت اولین مرحله آموزش ، فرد قادر خواهد بود تا پس از طی یک دوره 21 روزه پاکسازی ذهن و جسم ، به خود، بستگان و دوستانش ریكی بدهد .
كلاس مرحله دوم ریكی نیز یک روز طول می كشد و برای افرادی كه حداقل 21 روز تا بطور ایده آل دو ماه از كلاس مرحله اول آنها گذشته است و به تاثیر ریکی در رشد و تحول خود و اطرافیان ایمان آورده و مشتاق ادامه راه می باشند، قابل استفاده خواهد بود .در این مرحله، کارآموزان با فراگیری "نمادهای ریکی" یاد می گیرند كه چگونه میزان انرژی دستان خود را به یکباره چندین برابر نمایند،عمق تاثیر ریکی را افزایش دهند ، به پاکسازی روانی و انرژتیک مکانهای کار و زندگی اقدام کنند ، به مكانهای دور برای فامیل و دوستان و بیماران انرژی شفابخش را ارسال نمایند (شفا از راه دور). آنان همچنین یاد می گیرند كه چگونه با ضمیر نا خود آگاه خود و دیگران و کل جهان هستی ارتباط موثرتری برقرار كنند.
كلاس مرحله سوم برای کسانی برگزار می گردد که مصمم هستند راه شفابخشی معنوی و تمرینات فردی را با جدیت و توان بیشتر انجام دهند. در این مرحله نمادهای پیشرفته تری جهت رشد آگاهی و افزایش عمق تاثیر درمانها آموخته می شود . همچنین مراقبه پیشرفته ریکی ، جراحی در سطح انرژی و کار با شبکه کریستالی کوارتز به شرکت کنندگان آموزش داده می شود.
مرحله نهائی ریکی (استادی ریكی) تنها ویژه معدود افرادی است که با انضباط، انجام مداوم تمرینات فردی و درمانهای ریکی بر روی سایرین و تحقیق و مطالعه در مورد این رشته ،شایستگی خود را برای دریافت این مرحله پر اهمیت به اثبات رسانیده باشند و تنها برای كسانی كه حداقل یكسال از مرحله سوم ریكی آنها گذشته است قابل استفاده می باشد.كسانی كه در این مرحله آموزش می بینند طی یک دوره همراهی با استاد و همکاری و کارآموزی در برگزاری کلاسهای ریکی ، به تدریج شرایط لازم را برای آموزش دادن ریكی به دیگران كسب می كنند و برای پذیرش تعهد آموزش صحیح و کامل آموخته های خود به دیگران ،آماده می گردند.
میزان تاثیر ریکی در بهبود سلامت افراد تا چه حد است؟
تجربیات متعدد درمانگران ریکی و افرادی که دریافت کننده انرژی ریکی بوده اند در سراسر جهان ، گویای این واقعیت است که ریکی ظرف مدت چند دقیقه موجب آرامش عمیق و سریع ، رهائی الگوهای فکری نا متعادل ، احساس شادابی و سرزندگی ،رفع خستگی ، تمایل به ابراز احساسات سرکوب شده درونی نظیر بغض و گریه (و متعاقب آن احساس سبکی) ، احساس رهائی ، وانهادگی و کاهش درد می گردد و همراه بودن آن چه به صورت تمرینات روزانه خود درمانی و چه بصورت دریافت ریکی از کانال (درمانگر) ریکی ، موجب آرامش پایدار ، بهبود روابط بین فرد و اطرافیان ، افزایش ایمان به خداوند و تسلیم به مشیت الهی و قوانین طبیعت ، تحریک نیروی عشق انسانی و منبع عظیم شفا در درون انسان می شود. .
تاثیر ریکی بر انسان ، تاثیری کل نگر و همه جانبه است.بدین معنا که نه تنها بر جسم ، بلکه بر ذهن و روان و احساسات و روح بشر نیز تاثیر گذار است. ریکی نه تنها شیوه ای از شفای طبیعی ، که مهمتر ا زآن ، راهی برای شناخت عمیقتر خویش و جهان هستی برای نزدیکتر شدن به خداوند است.
با استناد به صدها و بلکه هزاران تجربه و نمونه بارز در سراسر جهان ، ریکی بدون دخالت در آموزه های دینی انسانها، باورهای دینی مردم دنیا را در چند دهه گذشته قویتر نموده است و علیرغم ساده بودن آموزه هایش ، انسان را به سوی تعادل،تواضع ، آرامش و زندگی باتکیه بر نیروی لایزال عشق الهی رهنمون می گردد و انسان بی پشتوانه و بیمار را به انسانی سالم و متعادل ، با ایمان و پذیرای هر دین و آئین آسمانی که دارد بدل می کند.
در درمان با شیوه ریکی به چه نکاتی باید توجه داشت؟
ریكی برای هر مشكل سلامتی به عنوان درمان مقدماتی پیشنهاد نمی شود و ترجیحا درمان متمم و مکمل برای اقدامات پزشکی رایج و معالجات قبلی كه انجام شده است می باشد
ریكی برای درمان شكستگی استخوان ؛ دردهای حاد یا هر وضعیتی كه كمكهای فوری را طلب می كند به عنوان تنها درمان پیشنهاد نمی شود بلکه بهتر است به موازات مراجعه به پزشک انجام گیرد .یك درمانگر ریكی متعهد و راستین ، به هیچ عنوان بیمار خود را از جستجوی پزشک برای درمان دلسرد نمی كند.
پیوندها:
http://www.cloob.com/club.php?id=3270
تحقیقات جدید پیرامون تاثیر ریکی بر تعادل حوزه
انرژی به عنوان شاخص مهم سلامت 24/03/1384
از حدود یکسال پیش، برای نخستین بار در ایران، بررسی علمی
تاثیر روشهای طبیعی جهت تکمیل درمانهای طب رایج، توسط تیم پزشکی مرکز طب مکمل و جایگزین
ایران (دکتر میترا حاجی زاده، دکتر فرید نیک بین، دکتر کیارش ساعتچی) با
بهره گیری از به روز ترین فناوری تصویربرداری علمی از حوزه انرژی انسان (Human
Bioenergy Field) آغاز شده است.
تاکنون موثر بودن تمرینات ریکی، مراقبه،
تمرینات تنفسی یوگا، سنگهای دارای خواص شفا بخش و... در ایجاد تعادل و هماهنگی در
حوزه انرژی انسان همگام با افزایش ارتعاشات و محتوای انرژی این حوزه، بارها به
صورت بالینی به اثبات رسیده است.

توجیه علمی انرژی رِیکی
در حال حاضر، مهمترین
دیدگاه برای فرمول بندی کردن نحوه عملکرد ریکی، میدانهای الکترومغناطیسی حاصله از کلیه
موجودات زنده است. پروفسور جیمز اوشمن (James Oschman
Ph.D).در کتاب اخیر
خود به نام “ مبانی علمی طب انرژی بخشی” Energy
Medicine, The Scientific Basis") “( به این موضع
شگفت انگیز اشاره میکند. البته حضور و انتشار جریانهای الکتریکی در بدن انسان، از
مدتها پیش به یک حقیقت علمی تبدیل شده است. این جریانها که در مسیر سیستم عصبی حرکت
میکنند، یکی از راههای خود تنظیمی بدن برای رسیدن به تعادل و هماهنگی لازم
محسوب میشوند. به عبارت دیگر پیامهای عصبی که از مغز منشاء میگیرند، از طریق سیستم
عصبی که با تمامی بافتهای بدن در ارتباط میباشد به کلیه اعضا و اندامها رسیده و
موحب تنظیم فعالیتهای بدن میشوند.
از سوی دیگر الکتریسیته
قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و مویرگهای خونی که مجموعاً بیش از 50000
مایل ( هر مایل معادل 1609 متر) درازا دارند به سایر قسمتهای بدن منتشر میگردد. این
راه، دومین مسیر ( البته به صورت فرعی) برای جاری شدن جریانهای الکتریکی به حساب
میآید. این جریانها نه تنها در داخل سلولها بلکه در اطراف همه سلولهای بدن
انتشارمی یابند. از طرفی بسیاری از سلولها، حاوی کریستالهایی به فرم مایع میباشند.
این کریستالهای زنده، در غشاهای سلولی، غلاف های میلین اعصاب و بسیاری از
نقاط دیگر به طور پراکنده یافت میشوند. تمامی کریستالها، هنگامی که به نوعی تحت
فشار قرارگیرند، در پاسخ واکنشی تحت عنوان « تأثیرات پیزوالکتریک» از
خود نشان خواهند داد. به همین ترتیب، کریستالهای مایع درون سلولهای بدن
انسان نیز به طور مداوم در حال تولید جریانهای الکتریکی همگرایی میباشند که
همانند لیزر، فرکانسهای حاصله از آنها در محدوده مشخصی قرار دارد. این ارتعاشات لیزر
مانند قادرند علاوه بر حرکت در درون بدن، به محیط اطراف نیز منتشر شوند. این واقعیت،
تداعی کننده تأثیرات بالقوه شفا دهنده کوبش بر روی طبل است. هنگامی که فشارهای کوبشی
حاصل از ضربان طبل به بافتهای بدن انسان میرسد، جریانها و میدانهای الکتریکی
آهنگین ( ریتمیک ) خاصی دربدن ایجاد میشود که بطور مستقیم درفعالیت بیولوژیک آن
بافتها تأثیرمی گذارد.
دومین محیط از سیستم
عصبی بدن انسان، غلاف عصبی ( پری نوریوم) نام دارد که متشکل از یک لایه بافت
همبندی و پوشاننده سیستم عصبی است. رابرت بکر(
Robert o. Becker ) در مجموعهای از مقالات
به شرح این موضوع پرداخته است : "بیش از نیمی از سلولهای مغزی را
سلولهای پری نوریال تشکیل میدهند. پری نوریوم که توسط امواج مغزی کنترل میشود
با تأثیر بر جریانهای الکتریکی، مستقیماً در فرایند شفابخشی دخالت دارد. هرگاه یکی
از قسمتهای بدن دچار آسیب میگردد، سیستم پری نوریال در آن موضع خاص، نوعی پتانسیل
الکتریکی به وجود میآورد که اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه میسازد
و ثانیاً سلولهای بازسازی کننده نظیر گلبولهای سفید خون، فیبرو بلاستها و ماکروفاژها
را به محل مورد نظر جذب مینماید و در نهایت همگام با ترمیم یافتن ضایعه، پتانسیل
الکتریکی موضع نیز تغییر مییابد. سیستم پری نوریال، همچنین نسبت به میدانهای
مغناطیسی بیرونی بسیار حساس و پاسخگو است."
هنگامی که جریان الکتریکی
از داخل یک جسم هادی الکتریسیته عبور میکند، یک میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم
تشکیل میگردد. به همین نحو، جریانهای الکتریکی که در درون بدن انسان در حرکت میباشند
نیز در داخل و اطراف بدن، میدانهای مغناطیسی خاصی به نام میدانهای بیومغناطیسی
(Biomagnetic Fields)به وجود میآورند.
دکتر جان زیمرمن (Dr. John Zimmerman) در
دانشکده پزشکی دانشگاه کلرادو در شهر Denverایالات متحده. به
منظور درک بهتر نحوه عملکرد بدن وتشخیص عمیقتر بیماریها
، با استفاده از دستگاهی به
نام (Super Conducting Quantum Interference
Device) SQUID یا دستگاه فوق هادی با
تداخل کوانتومی ) اقدام به اندازه گیری دقیق میدانهای بیومغناطیسی بسیاری از اعضای
بدن، از جمله مغز و قلب نموده است.
قلب دارای میدان
مغناطیسی پرقدرتی است که تا فاصله 15 فوتی ( هر فوت معادل 48/30 سانتیمتر ) ادامه
دارد. مغز و کلیه ارگانهای بدن نیز دارای میدانهای بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند
که آنها را احاطه نموده و با یکدیگردر تعامل میباشند. هرارگان، فرکانس ویژه خود
را دارد که بیانگر وضعیت سلامت آن است. اما در شرایط بیماری، این فرکانس دچار تغییرمی
شود. مجموعه تمامی میدانهای بیومغناطیسی بدن، تشکیل یک میدان بیومغناطیسی تجمع یافته
بزرگ را میدهد که بدن انسان را احاطه مینماید و در واقع بسیار مشابه با همان پدیدهای
است که هاله Aura) ) نامیده میشود. به این
ترتیب، میدان بیومغناطیسی مورد نظر میتواند یکی از اجزای مهم هاله قلمداد شود، گر
چه که ممکن است ابعاد دیگری نیز در این مقوله دخیل باشند.
میدانهای بیومغناطیسی
انسان با میدانهای مشابه در اطراف او نظیر میدانهای بیومغناطیسی سایر انسانها در
تعامل متقابل است. این اصل در علم فیزیک، القاء
( (Induction نامیده
میشود وبه این معنی است که هر میدان
مغناطیسی میتواند باعث القای تغییراتی در قدرت و نیز فرکانس جریانهای الکتریکی در
جسم هادی مر بوط به میدان مغناطیسی مجاور خود ( در اینجا بدن انسان دیگر ) گردد.
به همین منوال. میدان بیومغناطیسی یک فرد هم قادر است از طریق فرایند القاء،
تأثیراتی را بر روی میدان مغناطیسی فرد دیگرچه از نظرذهنی_روانی ( دگرگونی
در احساس سلامت، میزان احساس خوشایند او...) و چه از لحاظ جسمی (کیفیت عملکرد
ارگانها و بافتهای بدن وی)، بگذارد.
آگاهی از این اصل. از
یک سو تعریف مناسبی را از واژه مصطلح شخصیت مغناطیسیMagnetic
Personality) ) خاص هر انسان، برایمان
ارائه میدهد و از سوی دیگر، نحوه ایجاد تأثیرات درمانی مستقیم یک انسان بر روی
انسان دیگر را به صورت علمی توجیه میکند.
تا به اینجا دریافتیم
که از دیدگاه علمی، وجود یک انسان به محدوده پوست او ختم نمی
شود بلکه به فضای اطراف او نیز گسترش مییابد. تا بحال همه ما هنگامی که حضور فرد
دیگری را بدون دیدن او در نزدیکی خودمان احساس کرده ایم، بر این واقعیت صحه
گذاشته ایم، اما امروزه این مقوله به عنوان یک اصل علمی پذیرفته و ثابت شده است.
دستها نیز توسط میدان
مغناطیسی مخصوص به خود احاطه میشوند. بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یک
فرد شفاگر( Healer)در حین
انجام درمان نشان میدهد که این میدان به وضوح قوی تر از میدان مغناطیسی
دستان افراد معمولی است. در این بررسی از یک مغناطیس متر ساده، شامل دو عدد سیم پیچ
80 هزار دور متصل به یک تقویت کننده استفاده شد و نتیجه حاصله، گویای این
واقعیت بود که دستانِ فردِ شفاگر دارای میدانی با قدرت 002/0 گاس (gauss ) بود که هزار
بار قوی تر از هر میدان مغناطیسی دیگری است که از بدن انسان به بیرون امتداد مییابد.
فرکانس این میدان نیز متغیر ( بین 3/0 تا 30 هرتز) و عمدتاً در محدوده 8 ـ 7 هرتز
در نوسان بود. انرژی شفادهنده دستها حداقل تا حدودی توسط سیستم پری نوریال ایجاد
میشود. این سیستم همان طور که قبلاً توضیح داده شد، رشته های عصبی را پوشانیده و در
بدن به عنوان مسیری برای هدایت جریانهای الکتریکی تحت کنترل تالاموس مغز، عمل میکند.
پارهای از شواهد حاکی
از این است که سایر فرمهای انرژی به غیر از نوع بیومغناطیسی نظیر امواج مادون
قرمز، مایکروویو و بعضی دیگر از پرتابهای فوتونی نیز از دستها خارج شده، تأثیرات
درمانی خود را در سیستمهای بیولوژیک ( زیست شناختی ) بدن به دنبال دارد. این
دستاورد با تئوری متافیزیکی(و کل نگر) رایج مبنی بر اینکه بیماری ابتدا در
هاله انرژی یا میدان بیو مغناطیسی انسان ایجاد شده و سپس در جسم فیزیکی بروز میکند،
کاملاً هماهنگ و مطابق است.
هنگامی که شفاگر،
دستان خود را به منظور درمان در مجاورت یک عضو غیر سالم قرار داده، شروع به
شفابخشی میکند، میدانِ مغناطیسی خارج شده از دستان او که به مراتب قویتر از میدانِ
مغناطیسی حاصل از عضو بیمار میباشد، با دربرداشتن فرکانسهای طبیعی و سلامت بخش
مورد نیاز آن عضو، تأثیر درمانی خود را آغاز میکند و نهایتاً با مکانیسمِ القایی،
فرکانسِ طبیعی را به عضو بیمار بازمی گرداند. این تنظیمِ فرکانس، به نوبه خود بر
جریانهای الکتریکی سلولها و سیستمِ عصبی عضوِ مربوطه و همینطور فعالیتِ بیولوژیک
آن عضو تأثیر میگذارد و به این ترتیب، درمان صورت میگیرد.
تحقیقات به عمل آمده
نشان میدهد که فرکانسهای شفابخش برای بافتهای مختلف بدن عبارتند از : فرکانسِ
معادلِ دو هرتز برای رشته های عصبی، فرکانسِ معادلِ هفت هرتز برای استخوانها، فرکانسِ
معادلِ ده هرتز برای رباطها و فرکانسِ معادلِ پانزده هرتز برای مویرگها.
درهنگامیکه شفاگر به
منظور یافتن نواحی نامتعادل و گرفتار در یک بیمار، به اسکن نمودن بدن او میپردازد،
فرایند القای میدانهای بیومغناطیسی در جهت معکوس اتفاق میافتد. در این شرایط،
شفاگر کف یک یا دو دست خود را در فاصله چند سانتیمتری بدنِ بیمار به آرامی حرکت میدهد
و درهمین حال به احساسی که درکفِ دستِ او ایجاد میشود توجه میکند ( اسکن بیوسن
). در این حین، میدان بیومغناطیسی بیمار تغییراتی را در میدانِ کفِ دستِ شفاگر ایجاد
میکند و این تغییرات توسط شفاگرحس میشود و به این ترتیب او قادر خواهد بود نواحی
دچار عدم تعادل و تحت فشار را در میدان بیومغناطیسی بیمار تعیین نماید.
یکی از ویژگیهای
منحصر به فرد رِیکی این است که برای انجام آن باید ابتدا توسط استاد، یک جلسه
همسویی Attunement)) برای
شفاگر برگزار گردد. همچنین برای انجام رِیکی نیازی به ذهنِ آگاهِ شفاگر نیست، بلکه
انرژی رِیکی خود به خود جریان مییابد و به هیچ عنوان از انرژی شخصی فردِ شفاگر
استفاده نمی کند.
حال ببینیم فرایند همسویی و درمان در رِیکی
چگونه صورت میپذیرد. همسویی میتواند ابعادی نهفته از درون هر یک از ما را که
دارای درک بالاتری از کلیت وجود، سلامت و شفای واقعی است، بیدار نماید. با توجه
به اینکه آگاهی، از فضایی ورای ذهن هوشیار ما منشاء میگیرد، میتوانیم چنین نتیجه
گیری کنیم که سرچشمه آگاهی در واقع همان منشاء اَبَر هوشیارِ درونِ وجود ماست. از
سوی دیگر، با دانستن اینکه رِیکی از انرژی فردِ شفاگر نمی کاهد، به این نتیجه میرسیم
که پدیده همسویی در واقع انرژی متفاوتی را نسبت به آنچه برای فعالیتهای
روزمره مان استفاده میکنیم، فعال میسازد. همه ما انسانها پتانسیلهای نهفتهای داریم
که در اکثریت افراد غیر فعال است و نیاز به بیدار شدن دارد. اَبَرهوشیاری
میتواند عملکرد تالاموس و سیستم پری نوریال را به نحوی هدایت کند که انرژی رِیکی
را ایجاد و آنرا از طریق دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتلا برساند. با بیان
ساده ترمی توان انرژی رِیکی را مجموعهای ویژه از انرژی بیومغناطیسی و سایر
انرژی هایی دانست که ذهن اَبَرهوشیار، کیفیت آنها را دقیقاً متناسب با نیازِ عضوِ
مبتلا که در زیرِ دستانِ شفاگر قرار دارد، تعیین نموده و فرایند درمان را
آغاز و تکمیل مینماید.
احتمالاً درمان از
راه دور بواسطه امواجِ اسکالر (
ٍScalar Waves : امواج
الکتریکی با پایداری بالا که میتوانند بدون نیاز به سیم برق و بدون تبعیت از
معادله ریاضی انتشار امواج با سرعتی معادل یک و نیم برابر سرعت نور در فضا
حرکت کنند. کشف این امواج، دستاوردی مهم و نوین در فیزیک مدرن بشمار میآید )صورت میگیرد. هنگامی که دو میدان مغناطیسی متمایز، دارای فرکانسی
کاملاً مشابه بوده و دقیقاً از فاز خود خارج باشند، نهایتاً یکدیگر را حذف میکنند،
اما این حذف متقابل، تأثیرات آن دو میدان را از بین
نمی برد، بلکه پتانسیل آنها همچنان موجود است و این پدیده منجر به ایجاد
امواج اسکالر میگردد که برخلاف امواج مغناطیسی ( که
با الکترونها در ارتباطند ) با هسته اتمها د رتعامل قرار میگیرند. این امواج نه
تنها توسط قفسهای الکتزیکی فارادی Faraday Cages [1] یا سایر موانع شناخته شده متوقف نمی شوند،
بلکه خود را بدون کوچکترین افت انرژی و با همان قدرت اولیه (صرفنظر از بعد
مسافت)، به هدف مورد نظر میرسانند. همچنین ثابت شده است که امواج مورد نظر،
با تأثیر بر روی بافتهای زنده بیولوژیک، روند ترمیم و درمان را تسریع
مینمایند. بنابراین ممکن است همانطور که دکتر جیمز اوشمن معتقد است امواجِ اسکالر،
منشاء بنیادینِ درمان و ترمیم در بدن موجودات زنده باشند.
علیرغم اینکه تئوریهای
حاضر، تا حدودی توجیه کننده مکانیسم درمان از طریق شفابخشی میباشند، هنوز یک
جنبه از شفا بخشی و کار فراطبیعی (معنوی) به
صورت رازی بزرگ باقی مانده است. تولید میدانهای بیومغناطیسی و امواجِ اسکالر
ر
وابسته به جسم فیزیکی انسان و یا دستگاههای فیزیکی است، در حالیکه بسیاری از
شفاگرهای روحی، برای دریافت و هدایت انرژی، با موجوداتی متعالی تر، که فاقد هر
گونه جسم فیزیکی میباشند ارتباطی مستقیم
برقرار میکنند. از دیدگاه علمی نه تنها مکانیسم ایجاد انرژی توسط این موجودات، بلکه
حتی وجود آنها نیز، قابل توجیه نمی باشد. لذا هنوز برای درک عمیق تر شفابخشی
و طبیعت آگاهی، زمینه های تحقیقاتی گستردهای در پیش روی علم نوین قرار دارد.
بافتهای زنده بدن که
متشکل از ملکولها و اتم ها هستند، مستقیماً در اتصال و تأثیرپذیری از تمامی نیروهای
موجود در طبیعت میباشند. همگام با تکامل موجودات زند ه، نیروهای مختلف، اعم از نیروهای
شناخته شده و نیروهای مرموز و ناشناخته برا ی عملکرد بدن با یکدیگر ترکیب شده اند
و طبیعتاً با مطالعه موجودات زنده و به ویژه انسان، فرصتی بسیار خوب برای درک عمیق
ترین و مرموز ترین نیروهای کیهانی به ما عطا خواهد شد. این شانس برای ما وجود دارد
که همگام با پیشرفت تحقیقات علم بشری در مورد شفاگری و عوالم روحی، کشفیات حیرت
آوری به وقوع بپیوندد که با گسترش آگاهی ذهن ما انسانها، تحولی متعالی را برای
ادامه حیات بر روی کره زمین برایمان به ارمغان آورد.
- منابع و مآخذ
مقاله:
- Bouligand,Y.:”Liquid
Crystals and their Analogs in Biological Systems.”, Liquid Crystals,
solid State Physics , 14-1978 , pages 259-294.
- Becker R.O.:”Evidence for a PrimitiveDC Electrical
Analog System Controlling Brain Function.”, Subtle Energies ,
2(1)-1991 , pages 71-88.
- Cohen D. , Edelsack E.A.,.Zimmerman
J.E.: “Magnetocardiograms Taken inside a Shielded Room With a
Superconducting Point-Contact Magnetometer.” , Applied Physics Letter,
16-1970 , pages 278-280.
- Smith C.W.:“Biological Effects of
Weak electromagnetic Fields.” , Bioelectrodynamics and Biocommunication,World
- Kusaka C. ,NakazatoS. Et al:”Detection
of Extraordinary Large Biomagnetic Field Strength From Human Hand.” , Acupuncture
and Electro Therapeutics Research International Journal,1992, ,pages 17,75-94.
- Andersen P.Andersson S.A.:”Physiological
basis of the Alpha Rhythm” , Appleton-Century Crofts,
- Frohlich H.:”Coherent Electric
Vibrationsin Biological Systems and the Cancer Problem.” , IEEE
Transactions on Microwave Theory and Techniques MTT, 26-1978, pages 277-285.
- Sisken
B.F., Walker J.:”Therapeutic Aspects of Electromagnetic Fields For Soft
Tissue Healing.” , Electromagnetic Fields: Biological Interactions and
Mechanisms.Advances in Chemistry series 250.American Chemical Society,
-
Rein G.”Biological Effects of Quantum Fields and Their Role in the
Natural Healing Process.” , Frontier Perspectives, 7(1)-1998, pages
16-23.
-
Oshmann J : “EnergyMedicine-The Scientific Basis”, Chrchill
Livingstone Edinburgh , 2000 ,page 206.
منبع: www.cam.ir
معرفی کوتاه ریکی
ریکی یک روش درمان طبیعی برای دستیابی به آ رامش، تعادل و سلامت ذهن و جسم است که بر همسویی با انرژی حیاتی کیهانی تمرکز دارد. استاد میکائو اوسوئی یک فیلسوف و مردی روحانی بود که استفاده از هنر درمان و انتقال این انرژی حیاتی کیهانی را کشف کرد. دکتر اوسوئی پس از دوره ای طولانی از مدیتیشن و روزه معنوی، قابلیت انتقال انرژی ریکی را بدست آورد . او همچنین به دیگران کمک می نمود که مانند کانالی برای انرژی عمل کنند.
ریکی چیست و چه نمی باشد
ریکی درسراسر دنیا با سرعت در حال گسترش است اما اکثر مردم هنوز درباره اینکه ریکی چیست سردرگم هستند. در متن حاضر ریکی به دو صورت زیر توصیف شده است.
- یک سیستم آرامش بخش و متعادل کننده است که انرژی حیاتی کیهانی را انتقال می دهد: این سیستم اصالتا" توسط استاد میکائو اوسویی در حوالی سال 1900 میلادی در ژاپن گسترش یافت.
- مفهوم لغوی: Rei به معنای دانش معنوی وKi به معنای انرژی می باشد. بنابراین Reiki به معنای انرژی معنوی می باشد.
بعضی از مردم واژه Reiki را به عنوان فعل استفاده می کنند به عنوان مثال در : . I will Reiki him چیزی که آنها می گویند این است که I will give Reiki to him یعنی من به او ریکی خواهم داد.
ریکی برای همه مفید است. هر فردی با هر سن یا هر بیماری می تواند ریکی دریافت کند. حتی کودکان تازه به دنیا آمده یا افرادی که پایان زندگی خود را سپری می کنند می توانند از آرامشی که ریکی برای آنها فراهم می کند بهره مند گردند.
ریکی چیست ؟
به طور خلاصه ریکی آنچه را که شما نیاز دارید به شما می دهد. خواه این نیاز رهایی از تنش، تقویت انرژی، یا هر دو این ها باشد.
برای کمک به درک کامل اینکه ریکی چه چیزی به شما ارزانی می دارد، در زیر برخی از واژه هایی که برای توصیف ریکی به کار می رود، آمده است:
- لطیف: دریافت ریکی خوشایند و آرامش بخش است.
- بی ضرر: ریکی، تنها می تواند نتایج مثبت داشته باشد.
- ذاتی: شما به هیچ وسیله و ابزاری نیاز ندارید.
- شفابخش: هدف ریکی بالاترین میزان شفا می باشد.
- متعادل کننده: ریکی سطوح انرژی شما را متعادل می سازد.
- آرامش بخش اعصاب: مهم ترین دلیل استفاده از ریکی احساس خوشی ناشی از آرامش عمیق می باشد.
- نیرو بخش: اگر شما فاقد انرژی باشید، ریکی به شما نیروی تازه ای می بخشد.
ریکی چه چیزی نمی باشد ؟
دانستن اینکه ریکی چه چیزی نیست به همان اندازه مهم است که ریکی چیست.
- ریکی یک مذهب نیست:
ریکی کاملا" غیر مذهبی است. شما می توانید به هر دینی بپردازید ( یا هیچ کدام ) و همچنان از ریکی استفاده کنید و بهره مند شوید. بنیان گذار ریکی، میکائو اوسویی تحت تاثیر مذاهب کشورش، آیین بودا و آیین شینتو، قرار گرفته بود. اما ریکی به هیچ دینی وابسته نیست و اکنون افراد با مذاهب و اعتقادات مختلف، جزو درمانگران ریکی هستند. ریکی پدیده نوظهوری نمی باشد.
- ریکی ماساژ یا بازتاب درمانی (reflexology) نیست:
ریکی یک روش شفابخشی از طریق انرژی است و شفا بخشی آن، به واسطه عملکرد دستها روی بدن ( دستکاری بدن )، نمی باشد. ریکی متفاوت از ماساژ و بازتاب درمانی است. اما گاهی اوقات با دیگر هنرهای شفابخش، بخصوص بازتاب درمانی اشتباه گرفته می شود.
تمایز مذهب/ معنویت:
معنویت، اعتقاد و ایمان در ارتباط شما با الهیت است. هدف از پیشرفت معنوی، بهبود بخشیدن این ارتباط و مشاهده الوهیت در درون خود و پیرامونتان می باشد.
مذهب راهنمایی است که به شما نشان می دهد چگونه خود را از لحاظ معنوی پرورش دهید. مذهب به شما می گوید که الهیت چیست و متن ها ( دعاها )، مکان های مخصوص عبادت و راهنمایانی برای حمایت از شما معرفی می کند.
ممکن است شما پیرو دینی باشید ولی ارتباط معنوی قلبی نداشته باشید.
ریکی امکانات رشد معنوی را فراهم می نماید. اهمیت ندارد که پیشینه مذهبی شما چیست. شما متوجه خواهید شد که در ریکی اصول بامعنا بوده، و هیچ تعارضی با مذهب شما ندارند. در حقیقت ریکی باید ارتباط معنوی شخصی شما را ارتقاء دهد. سیمای معنوی ریکی، شما را قادر به انجام موارد زیر می سازد:
-اتصال به مبداء: شما از نماز و مراقبه برای ارتباط با خداوند یا قدرت برتری که به آن اعتقاد دارید استفاده می کنید. ارتباط معنوی، منبع بی پایانی از انرژی ریکی را فراهم می کند.
-کانال انتقال انرژی برتر: انرژی شفا دهنده ریکی از درمانگر نمی باشد، این انرژی از طرف خداوند یا انرژی برتر، به واسطه درمانگر انتقال می یابد.
-حفظ سلامت معنوی: همچنان که شما سلامت جسمانی خود را به وسیله غذای مغذی، هوای تازه و ورزش حفظ می نمایید، به حفظ سلامت روحانی خود نیز نیاز دارید. نماز، مراقبه، اوقات آرام و تمرینات معنوی (انجام اعمال خوب) می توانند در این رابطه کمک کنند. ریکی اسباب معنوی زیر را بکار می گیرد:
اصول ریکی، مراقبه، نمادها و مناجات
ریکی در خدمت پزشکی رایج
ریکی یک روش درمانی مؤثر از طب انرژی است که با به کارگیری انرژیهای ظریف و از راه قرار دادن دستها در حوزة انرژی بیومغناطیسی انسان ، باعث ایجاد تعادل و افزایش قدرت بدن جهت درمان و التیام خود می گردد .
ریکی به عنوان شیوه ای قدرتمند از طب ارتعاشی ، می تواند با برقراری مجدد تعادل و هماهنگی از دست رفته در حوزة بیومغناطیسی ، آن هم در عمیقترین سطوح ارتعاشی ، ریشة اصلی بیماری را هدف قرار داده و با بر طرف کردن آن منجر به بهبودی بیمار گردد . ریکی همچنین مقاومت عمومی بدن را نسبت به استرس و فشار عصبی بالا می برد . در طی جلسة ریکی , مراجع یا بیمار , موجی از آرامش را دریافت می کند و با رسیدن به حالت آرمیدگی[1] , فعالیت دستگاة عصبی خودکار (اتونوم) او تنظیم می شود که این تأثیر ، به طور مستقیم به کاهش استرس فرد منجر می گردد . افزایش ترشح اندورفین و تقویت سیستم ایمنی بدن نیز به نوبة خود به کاهش احساس درد و ارتقاء سلامت بیمار کمک مؤثری می نماید .
ریکی یک روش سلامتبخشی کل نگر به حساب می آید که درمان و ارتقاء سطح سلامتی فرد را در تمامی ابعاد مد نظر قرار می دهد و به همین دلیل با توجه به همه جانبه بودن و گستردگی فرایند بهبودی ، غالباً نمی توان پیش بینی کرد که علایم خاص یک بیماری به چه سرعتی و ظرف چه مدت برطرف می شوند. علایم حاد ( که مدت کمی از شروع آنها می گذرد) عموماً به سرعت به درمان پاسخ می دهند ولی درمورد بیماریهای مزمن در بیشتر موارد نیاز به گذشت حداقل سه یا چهار جلسة کامل ریکی خواهد بود تا بتوان درمورد معیارهای بهبود بالینی به قضاوت پرداخت .
نکتة بسیار مهم اینکه ریکی همانند سایر روشهای طب مکمل همانگونه که از نام کلی این روشها برمی آید ، جهت تقویت و گسترده تر کردن روند درمان , افزایش آگاهی درونی بیمار از ماهیت و علت واقعی بیماری ، تحریک نیروی عظیم شفابخش در درون او و آماده سازی بیمار برای پذیرش بیشتر و بهتر درمانهای طب رایج و اعمال جراحی ، به کار می رود و به هیچ عنوان جایگزین پزشکی رایج و مدرن به حساب نمی آید . درواقع ترکیب ریکی به عنوان یکی از رشته های طب مکمل ( و کل نگر) با پزشکی , در کنار یکدیگر , قدرتمندترین و جامع ترین درمان را برای بیمار به ارمغان می آورد . بدون شک آرمان مشترک جامعة پزشکی و درمانگران کل نگر نیز چیزی جز این نیست که بیماری ، درد و رنج بیماران را به کمک پروردگار عمیقاً و در کوتاهترین زمان ممکن ریشه کن کرده ، به طور همزمان شاهد رضایت بیمار و احساس آرامش و سلامتی او در تمامی ابعاد و اصلاح و تغییر در الگوهای ذ هنی ونحوه نگرش بیمار به جهان اطراف که لازمة درمان و شفای واقعی و دائمی است ، باشند .
سالهاست که توجه آگاهانه به این موضوع مهم و در عین حال متعالی در سراسر جهان و به ویژه کشورهای پیشرفته ازنظر بهداشت و درمان ، موجی نوین از بکارگیری درمانهای طب کل نگر و مکمل را در کنار پزشکی رایج و مدرن برای بیماران فراهم نموده است . امروزه در نقاط مختلف دنیا تعداد روزافزونی از پزشکان ، پرستاران و سایر ارائه دهندگان خدمات بهداشتی ، به همراه درمانگران ریکی , چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی و در قالب برنامه های مدون و دقیق ، درمانهای مربوط به طب انرژی را به موازات مراقبتها و درمانهای پزشکی کلاسیک به بیماران و پرسنل بیمارستانها عرضه می نمایند .
در طی سالهای اخیر در ایالات متحدة آمریکا ، ریکی به طور فزاینده ای در مراکز بهداشتی و درمانی نظیر؛ مراکز پزشکی خانواده ، اورژانسها ، اتاقهای عمل جراحی ، بخشهای زنان و زایمان ، واحدهای مراقبت نوزادان ، بخشهای اطفال ، واحدهای مراقبت از بیماران HIV/AIDS ، بخشهای مربوط به بستری بیماران دریافت کنندة اعضاء پیوندی ، درمانگاههای روانپزشکی ، سراهای سالمندان و معلولین و مراکز توانبخشی و نوتوانی , به بیماران و نیازمندان ارائه می گردد .
درحال حاضر ، ریکی در این مراکز برای طیف وسیعی از مشکلات و بیماریها بکار می رود که از آن جمله می توان از سرطان ، انواع دردها ، ناباروری ، اختلالات دژنراتیو عصبی ، سندرم خستگی مفرط ، در خود ماندگی ذهنی و نیازهای ویژه نام برد . فهرست کامل 22 مرکز معتبر و شناخته شده مورد نظر که بیمارستان دانشگاهی جرج واشنگتن نیز از آن جمله می باشد .
َ
ریکی به سه فرم مختلف درمراکز بهداشتی درمانی و بیمارستانها ، به موازات اقدامات طب رایج ، در اختیار جامعه قرار می گیرد :
درمان بیماران و پرسنل مراکز ، توسط درمانگران ریکی .
آموزش مرحلة اول ریکی به پرسنل پزشکی جهت مراقبت فردی و خوددرمانی ونیز کاربرد آن برای مؤثرتر و دلپذیرتر نمودن اقدامات پزشکی رایج برای بیماران .
برگزاری دوره های آموزشی ریکی مرحلة اول در بیمارستانها به منظور آموزش بیماران و اعضای خانوادة آنان و همینطور ارائه دهندگان خدمات بهداشتی .
آموزش خوددرمانی با ریکی به بیماران , از یک سو باعث کاهش عوارض جانبی ناشی از درمانها و مداخلات پزشکی رایج می گردد و از سوی دیگر بیماران را با صرف هزینه ای معقول و منصفانه به مهارتی ساده و درعین حال مؤثر مجهز می نماید تا بتوانند بر درد ، اضطراب و بی خوابی خود غلبه کنند . تجربه نشان می دهد بیمارانی که از چنین مهارتی بهره مند باشند ، با پروتکلهای طب رایج و پرسنل پزشکی ارائه دهندة آنها ، همکاری به مراتب بهتر و مؤثرتری دارند .
برای مثال ، افراد آلوده به ویروس HIV و یا مبتلا به سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS) به دنبال یادگیری خوددرمانی با ریکی ، با رضایت و استقبال بیشتری خود را به درمانهای دارویی طب رایج می سپارند و از مزایای آن بیشتر بهره مند می شوند .
ازجمله مزایای دیگر ریکی ، کاهش میزان مورد نیاز دارو است . گزارشات حاکی از آن است که خصوصاً افراد مبتلا به دیابت ، بلافاصله پس از شروع جلسات ریکی ، با دریافت مقادیر کمتری دارو تحت نظارت پزشک معالج خود ، ازنظر قند خون متعادل باقی مانده اند و در واقع نیاز آنان به دارو کمتر شده است .
در بررسیهای دیگر ، میزان نیاز بیماران سرپایی HIV/AIDS به داروهای روانپزشکی نیز پس از یادگیری خوددرمانی با ریکی ، کاهش یافته است و روانپزشکان معالج آنان قادر بوده اند درمان روانپزشکی را با مقادیر پایین تر دارو ادامه دهند .
تجربیات نشان می دهد که ریکی همچنین یک تکنیک مؤثر برای کاهش استرس و فشار عصبی است که می تواند به راحتی و با اطمینان , با طب رایج ادغام گردد چرا که در ریکی نه تنها از داروها یا اقدامات دستکاری کننده (Manipulative measures) ـ که درمورد بعضی از بیماریها احتمال ایجاد عوارض و مخاطرات ناشناخته ای را به بیمار تحمیل می کند ـ استفاده نمی شود بلکه پروتکل درمانی این روش نیز انعطاف پذیر است و می توان آنرا هم با نیازهای بیمار و هم با شرایط خاص او از لحاظ پزشکی ، مطابقت داد .
ریکی را می توان برای حمایت از اقدامات مداخله گری که به وفور در طب رایج مورد استفاده قرار می گیرد و غالباً برای بیمار ناخوشایند و دردناک می باشد نیز به کار برد . ریکی در این شرایط در یک بیمار هوشیار ، باعث احساس خوشایندی از آرامش می گردد و به دنبال آن بیمار احساس راحتی و همکاری بیشتری با ارائه دهندگان اقدامات و مراقبتهای پزشکی پیدا می کند . نتیجة چنین تأثیری ، کاهش عوارض جانبی ناشی از مداخلات تشخیصی و درمانی پزشکی رایج ( ازجمله جراحیها و … ) است . پرسنل پزشکی و پرستاران اظهار می دارند که از ارائة ریکی به بیماران خود احساس خوشایندی داشته و از اینکه ابزاری در اختیار داشته اند که توسط آن رنج ، درد و ناراحتی بیماران را در طی اقدامات دردناک تشخیصی یا درمانی ، به حداقل رسانیده اند یا برای مثال بی قراری و ناراحتی کودکی را برطرف نموده اند ، احساس رضایت و قدردانی بسیار داشته اند .
ریکی روش مؤثری برای درمان و کنترل درد نیز به شمار می آید . گرچه تحقیقات انجام شده در این مورد تاکنون محدود بوده ، اما نتایج بسیار امیدوارکننده ای گزارش شده است . برای مثال درسن ( Dressen)و سینگ(Sing) پس از مطالعه بر روی 120 نفر از بیماران مبتلا به درد و بیماری مزمن که به طور تصادفی انتخاب شده بودند ، اظهار داشتند که ریکی نه تنها برای کاهش درد ، افسردگی ، اضطراب و استرس بیماران به عنوان روشی مؤثر با دوام طولانی مدت اثر می کند ، بلکه موجب تغییراتی مطلوب در شخصیت و میزان اعتقاد و ایمان آنان به خداوند می گردد.
پاملا مایلز(Pamela Miles) بنیانگذار انستیتوی توسعة درمانهای مکمل ( IACT) و مسئول برنامه ریزی تحقیقات و کاربرد ریکی در بیمارستانها و مراکز درمانی شمال شرقی ایالات متحدة آمریکا وگالا ترو (Gala True) محقق و دانشمند مجری بخش پزشکی مرکز سیاستگذاری خدمات بهداشتی آلبرت انیشتن در فیلادلفیا ، در مقالة مفصلی که به طور مشترک در شمارة مخصوص مارس و آوریل 2003 ویژه نامة " درمانهای جایگزین" ارائه داده اند ، ضمن بررسی تاریخچه و تئوری ریکی , به طور مفصل به موضوع کاربرد ریکی در کنار طب رایج در سراسر ایالات متحدة آمریکا پرداخته و اظهار می دارند که گرچه تاکنون چندان تحقیقات مفصل و صددرصد استانداردی دربارة تأثیرات بالینی ریکی صورت نپذیرفته و مطالعات موجود خالی از کاستی هایی از دیدگاه علم آمار پزشکی نبوده اند ، اما عموم بیماران و خانواده های آنان به همراه پزشکان و پرسنل مراکز درمانی و بیمارستانها و حتی سیاستگذاران بهداشتی درمانی ایالات متحدة آمریکا ، براساس تجربه , عملاً به راحتی متقاعد شده اند که برای سهولت بیشتر و مؤثرتر شدن امر درمان ، همزمان با صرف هزینه های کمتر در سطح کلان جامعه ، به کارگیری روشهای درمانی کل نگر و مکمل نظیر ریکی راه حلی مناسب و عملی به نظر می رسد .
منبع: http://www.cam.ir
مکانیسم ایجاد بیماری از دیدگاه ریکی
اگر انرژی فردی صرفا میتوانست کیفیتی خوب و مثبت داشته باشد، در اینصورت ما
در دنیای بسیار متفاوتی زندگی میکردیم ولی از آنجا که در واقعیت، انرژی فرد تحت
تاثیر ذهن او قرار میگیرد، میتواند بسته به نیت درونی و یا ماهیت فکر انسان،
نتایج منفی یا مثبت به بار آورد. بنابراین انرژی فردی که متاثر از ذهنیات شخص است،
تا حد بسیار زیادی مسئول سلامت یا بیماری اوست.
در حالت طبیعی، کارکرد صحیح اندامها و اعضای بدن انسان وابسته به انرژی مثبتی
است که توسط ذهن ناخودآگاه ایجاد و هدایت میگردد اما همین ذهن ناخودآگاه قادر است
انرژی فردی منفی نیز بوجود آورد. افکار نامطلوب و منفی در ارتباط با خود، انرژی کی شخصی را به صورت منفی و بیمار گونهای تحت تاثیر
قرار میدهند. در این حالت کی منفی در
اطراف ارگانهای بدن، چاکراها و حوزه انرژی اطراف انسان (هاله) مستقر میشود و با
کند نمودن فعالیتهای طبیعی بدن فیزیکی و کالبدهای انرژی، در نهایت ایجاد بیماری
میکند.
در واقع بیماریها و اختلالات عملکرد اعضای بدن، عمدتا ناشی از همین انرژی
فردی با خصوصیات نامطلوب و منفی است. شفاگران که به علت حساس بودن نسبت به هاله
انرژی افراد قادر به درک اختلالات آنها هستند، غالبا انرژی منفی را به شکل لکهها
و یا ابرهای تیرهای در داخل یا اطراف بدن گزارش میکنند که جریان طبیعی انرژی
فردی سالم را مختل نموده است. با از میان برداشتن کی
منفی، انرژی کی طبیعی قادر خواهد بود
دوباره به جریان بیافتد و به این انرژی منفی هم میتواند شارژ سادهای از انرژی
داشته باشد که در این صورت به راحتی قابل برداشته شدن است و هم ممکن است از شارژ
قدرتمند و برنامهریزی پیچیدهتری برخوردار باشد که برطرف کردن و حذف آن را مشکلتر
میسازد. گاهی تشخیص این انرژی منفی به راحتی امکانپذیر نیست چرا که تمایل به
پنهان شدن دارد و گاهی اوقات علیرغم ظاهر طبیعی، تاثیرات نامطلوب خود را به صورت
مخفیانه برجای میگذارد.
این انرژی منفی از افکاری ناشی میشود که از ذهن ناخودآگاه و حتی ذهن خودآگاه
انسان سرچشمه میگیرد و پس از ترکیب با انرژی فردی، برای کارکرد حوزههای مختلف
وجود شامل جسم، احساسات و هیجانها و همینطور ذهن او تاثیر میگذارد. بنابراین از
همین جا میتوان به اهمیت داشتن یک تصویر ذهنی مثبت از خود و لزوم رها کردن کلیه
افکار و احساسات منفی از ذهن، پی برد.
همه ما در طول زندگی، بارها و بارها در معرض میلیونها فکر و احساس از سمت
دیگران قرار میگیریم، این افکار و احساسات، بسته به اینکه تا چه حد نسبت به آنها
پذیرا باشیم، بر ما تاثیر میگذارند. در سالهای اولیه زندگی، قابل تشبیه به کتاب
بازی هستیم و به این دلیل برایمان مشکل است تصمیم بگیریم کدام افکار و احساسات را
بپذیریم و کدامها را رد کنیم. اما از طرفی در طی همین سالهاست که زیر ساختار
شخصیت ما پایهریزی میشود و به طور معمول در این دوره، بیش از هر عامل دیگری، تحت
تاثیر قدرتمند والدینمان هستیم. همچنین انواع برنامهریزی ذهنی را از جانب
تلویزیون، معلمین مدرسه و تجارب زندگیمان دریافت میکنیم. این مفاهیم اولیه در ذهن
ناخودآگاه ما ثبت و مستقر میگردد و زمینهای میشود برای ایجاد الگوی خاص انرژی
فردی مثبت یا منفی که در هاله انرژی، چاکراها و کالبدهای لطیفتر شکل میگیرد. این
اگر نیز به نوبه خود به طور مستقیم در وضعیت سلامت ما و نیز تمامی آنچه انجام میدهیم
یا تجربه میکنیم، تاثیر میگذارد.
سایرین نیز میتوانند انرژی کی منفی را
به حوزه انرژی ما القا نمایند. آنها حتی به صورت ناخواسته و ناخودآگاه، هنگامی که
افکار منفی و تیرهای نسبت به ما دارند، این تاثیر را بر ما میگذارند. در نتیجه
عدهای از ما که نقاط ضعفی در هاله انرژی یا چاکراهای خود داریم، از این القا
نامطلوب تاثیر میپذیریم. انرژی منفی مورد نظر که نام رایج آن "ارتعاشات بد"
میباشد، ممکن است تاثیری موقت بر جای بگذارد. اما چنانچه فرد دریافت کننده، ضعیف،
آسیبپذیر و دارای پذیرش بالایی برای جذب انرژی منفی باشد یا اگر خدای ناخواسته
انرژی منفی به عمد و با قدرت بیشتری فرستاده شده باشد (که بعدها نتایج بسیار
نامطلوبی برای شخص ارسال کننده انرژی به دنبال خواهد داشت)، در چنین شرایطی، حتی
ممکن است تاثیر بیماریزای آن دائمی باشد.
ذهن و حوزه انژیهای ظریف ما، همینطور از کارماهایمان که نتایج افکار و اعمالمان
در گذشته میباشند، تحت تاثیر قرار میگیرد. همچنانکه در زندگی به پیش میرویم، بر
اساس بذر کارماهایی که در وجود ما کاشته شده است، با شرایط، موقعیتها و افرادی
روبرو میشویم که از بار کارمایی ما میکاهند یا بر آن میافزایند. برآیند این
تاثیرات همواره در حوزه انرژی و چاکراهای ما حضور دارد و در حال تاثیر گذاری بر
سرنوشت ماست و طبعا نوع این تاثیر بستگی به ماهیت کارماها و مثبت یا منفی بودن
انرژیهای فردی حاصل از آنها دارد.
بنابراین به عنوان جمعبندی باید گفت افکار منفی که از ذهن خود فرد، تجربیات
گذشته و یا حتی از ذهن سایر افراد منشا میگیرد، با جذب و تولید انرژی فردی منفی و
ایجاد محدودیت و انسداد در حوزه انرژی و چاکراهای فرد باعث تهدید سلامت ارگانهای
بدن او میشوند و در نهایت در وی ایجاد بیماری میکنند.
شفاگران در مقابله با چنین تاثیری، کی
مثبت را به کل حوزه انرژی، چاکراها و ارگانهای تحت تاثیر کی منفی و افکار و احساسات وابسته ب آن ارسال میکنند
و با نیت آزادسازی آنها از موضع درگیر و به جریان انداختن انرژی طبیعی، سلامت از
دست رفته را به هاله و بدن فیزیکی بیمار باز میگردانند.
این فرآیند، صرف نظر از تنوع روشهای شفابخشی و تکنیکهای خاص هر روش، فرآیندی
است که در سراسر دنیا در طی جلسات درمانی و همینطور در طی مسیر رشد معنوی به وقوع
میپیوندد. البته تردیدی نیست که هر چه توکل و ایمان فرد شفاگر به پروردگار قویتر
و خلوص نیت او بیشتر باشد، برکات و تاثیرات حاصله نیز چه در حوزه فردی وی و چه در
مورد بیمار فزونتر خواهد بود.
به امید روزی که یکایک هممیهنان عزیزمان با درک عمیقتر علل ریشهای و مکانیسم
ایجاد بیماری (فشارهای عصبی، الگوهای ذهنی نادرست، افکار منفی، عادات ناسالم در
تغذیه، وضعیتهای بدن و برقراری ارتباط، عدم مراقبت از خود و بیتوجهی به زبان
گویای درون که کوچکترین عدم تعادل در حوزه وجود انسان را به او متذکر میشود) و
شناخت راههای سالم زیستن، ضمن پیشگیری از بروز بیماری، با پذیرش مسئولیت نسبت به
گوهر تعادل و سلامت که نعمتی بی بدیل از جانب ذات پرمهر پروردگار است، برای شفای
ذهن و جسم خود به نحوی موثر گام بردارند و چاره را تنها در بیرون از خود جستجو
نکنند.
ترجمه و اقتباس: دکتر کیارش ساعتچی
برگرفته از کتاب: جوهره ریکی
منبع: بازنویسی از سایت http://www.iranreiki.com
|
|
|||||||||||
|
بازتاب شناسی چیست؟ بازتاب
شناسی یا رفلكسولوژی یك هنر ظریف و شكلی از درمانهای شفابخش طب كل نگر است
و نباید آنرا با ماساژ كف دست و پا اشتباه گرفت بلكه یك نوع فشار درمانی
ویژه و معین می باشد. این رشته یك تكنیك قدیمی است و براین اساس پایهریزی
شده كه نقاط بازتابی (رفلكس) در روی كف دستها و پاها وجود دارند كه با هر
قسمت بدن اعم از عضله، عصب، غده و استخوان مطابقت دارند و فشار روی این
نقاط تورم یا احتقان را از بین میبرد و به آرامش اعصاب كمك میكند و این
آرامسازی اعصاب هم به نوبة خود انقباض عروقی را كاهش می دهد بطوریكه خون و
جریان عصبی با آزادی (راحتی) بیشتری جریان می یابند و در نتیجة بهبود
جریان خون، سموم نیز از بدن خارج میشوند.
عدم
تعادل بدن در طول جریان زندگی روزانه میتواند سبب شود كه پیامهای عصبی در
هر جای بدن مسدود (بلوكه) گردند و این بدان معنی است كه سرعت حركت پیامهای
عصبی به عضلات، اعضاء و غدد بدن تا حدودی كند میشود . دانش رفلكسولوژی در
جهت رفع این انسداد مسیرها و بهبود ارتباطات عصبی عمل میكند. همچنین
آزادسازی اندورفینها را در بدن افزایش می دهد و موجب افزایش سلامتی و نشاط
و "احساس خوب بودن" در فرد میگردد. غالباً
رفلكسولوژی را روی كف پا انجام می دهند، لیكن روی كف دست هم كاربرد دارد.
تقریباً در كف هر پا 7200 پایانة عصبی وجود دارد. همچنین هر پا شامل 26
استخوان كوچك، 114 لیگامان و 20 عضله میباشد كه توسط بافت همبندی، عروق
خونی و اعصاب به همدیگر متصل گشته و توسط پوست پوشیده شدهاند. این اجزاء
با دقت بسیار عالی با یكدیگر سازگار شده اند و این ساختمان پیچیده روی دو
قوس اصلی تعادل یافته است. قوس اول از پاشنه پا تا قاعده انگشت كوچك و قوس
دوم از پاشنه پا تا انگشت بزرگ (شست) امتداد می یابد. پاشنه
پا قسمتی است كه فشار وزن بدن ما را تحمل میكند و توسط لایههای محافظت
كنندة چربی برای جلوگیری از اصطكاك در بین استخوانها، در هر قدمی كه بر می
داریم، عایقكاری شده است. كف دست نیز كه مركب از 27 استخوان میباشد ممكن
است در رفلكسولوژی مورد استفاده قرار گیرد (دستها و پاها نیمی از
استخوانهای بدن را شامل می شوند). در طب شرقی، نظیر طب فشاری (Acupressure) و طب سوزنی (Acupuncture) دریافتهاند كه انرژی حیاتی یا Chi
از میان مریدینها یا مسیرهای انرژی (بخش طب سوزنی را برای توضیح بیشتر و
تصاویر مربوطه، ملاحظه نمائید) جریان می یابد و از مجموع 12 مریدین اصلی ،
6 عدد آنها در كف پا یافت میشود. در رفلكسولوژی ، اعتقاد بر این است كه پاها "macrocosm" یا یك نقشه كوچك از كل بدن هستند .یعنی تمام اعضاء و قسمتهای مختلف بدن روی آنها منعكس شده و نظم و ترتیب قرارگیری بخشهای بدن روی كف پاها دقیقاً مشابه نظم و ترتیب قرارگیری آنها در بدن است (تصویر) این بازتابها را میتوان روی كف پا، انگشتان و در طول كناره داخلی و خارجی پا، پیدا كرد. اگرچه
اكثریت مردم با پاهای سالم به دنیا میآیند ولی تخمین زده می شود كه
تقریباً در 80% بزرگسالان ، مشكلات پاها پیش خواهد آمد. گرچه مشكلاتی نظیر
میخچه، پینه و موارد مشابه را غالباً ناشی از كفشهای نامناسب میدانند و
لیكن اینها تنها بخشی از اختلالات هستند و بازتاب شناسی بر این باور است
كه مشكلات پاها با اختلالات درونی بدن مرتبط هستند. تاریخچه بازتاب شناسی چیست؟ تئوریهای گوناگونی در مورد منشأ رفلكسولوژی وجود دارد و مبدأ آن ممكن است: · طب شرقی در 5000 سال پیش باشد كه آن را با طب فشاری و سوزنی كه مسیر مریدنیها را دنبال میكند، متصل سازد. · مصر 2500 تا 2330 سال قبل از میلاد باشد . یك تصویر نقاشی شده كه در آرامگاه پزشكی مصری بنام Ankahar یافت شده بود نشان دهندة آن است كه رفلكسولوژی در این تاریخ نیز وجود داشته است. · سرخپوستان
آمریكا، بویژه سرخپوستان چروكی معتقدند كه این روش توسط اینكاها به ارث
گذاشته شده. چروكیها بر این باورند كه "پاها روی زمین راه میروند و از
این طریق، روح شما را به جهان متصل میگردانند" بهر حال آغاز و مبدأ آن هر جا كه بوده ، رفلكسولوژی ادامه پیدا كرد تا اینكه در اروپا و آمریكا رشد نمود و تكامل یافت. آقای Harry Bond در كتاب خود بنام "منطقة درمانی" در 1582 نحوة عمل رفلكسولوژی را بویژه در روی طبقه پادشاهی و مرفه جامعه مورد بحث قرار داد. آقای H. Head
نیز در 1890 مناطقی را روی پوست كشف كرد. وی متوجه شد چنانچه عضوی كه توسط
اعصاب به این ناحیه از پوست مرتبط میشود دچار بیماری گردد، این بخش پوست
، حساسیت بیشتری به فشار پیدا میكند. دكتر Ivan Pavlou (سالهای 1936- 1849) از رفلكسولوژی به عنوان پایهای برای تحقیق مشهورش بر روی بازتابهای وضعی استفاده نمود. دكتر A. Cornelius آلمانی در سال 1902 متوجه شد كه درد خود وی كه ناشی از یك عفونت بود بعد از فشار دادن كف پا تخفیف یافت. وی در كار پزشكی خود به تحقیق بر روی فشار كف پا ادامه داد. در ایالات متحده، دكتر ویلیام فیتزجرالد، در اوایل سال 1900 نشان داد كه میتواند جراحیهای كوچک را، بدون ناراحتی برای بیمارانش، با اعمال فشار بر روی كف دستهایشان انجام دهد. دكتر J. Riley، در سال 1919 كتاب "منطقه درمانی آسان شده" را منتشر كرد و در آن نمودارهایی با جزئیات كامل چاپ نمود. وی محل نقاط رفلكس در كف پاها را ترسیم كرده بود. خانم اونیس اینگهام (1974-1869) كه مادر بازتاب شناسی مدرن نامیده شده است از كارهایی كه در باب «منطقه درمانی» در گذشته انتشار یافته بود در درمانهای خود استفاده كرد و نقشه كل بدن را بر روی كف پاها تكمیل نمود. میراثی كه وی درخصوص رفلكسولوژی برجا گذاشته بود توسط Dwigt Byers برادرزاده وی تداوم یافت. وی انستیتوی بینالمللی رفلكسولوژی را در شهر «سن پترزبورگ» در روسیه راهاندازی كرده است.
با
وجود آنكه مقالات داستان گونهای در زمینة رفلكسولوژی وجود دارد ولی تعداد
اندكی گزارش مبتنی بر تحقیقات و مطالعات علمی نیز در این زمینه وجود دارد،
كه در مجلات مستقل به چاپ رسیدهاند تا متخصصین علوم سلامتی را قادر سازند
كه در زمینة تأثیر رفلكسولوژی تصمیم آگاهانهای بگیرند. مطالعات قلیلی در
كشورهای غیر انگلیسی زبان انجام گرفته است و ترجمة انگلیسی كاملی از این
تحقیقات در دست نیست تا تجزیه و تحلیل مطمئنی را از متدولوژی (روش شناسی)
كار تحقیقی انجام شده ارائه کند. بعلاوه گزارشاتی كه در كتاب "Grey Literature"
آمده است نشان میدهد كه رفلكسولوژی میتواند درمان موثری باشد. اما این
مطالعات هم كوچك هستند و در آنها به میزان كافی از جزئیات متدولوژی كار
انجام شده، گزارشی ذكر نشده است. مسئله
انتخاب روش تحقیق مناسب برای تصمیمگیری در مورد اثر بخشی رفلكسولوژی باید
مورد نظر قرار گیرد. همكاری بین رفلكسولوژیست ها و محققین با تجربه
مسئلهای است ضروری تا بتوان مطالعات پر كیفیت مورد نیاز برای تصمیمگیری
در مورد میزان تأثیر بازتاب شناسی را انجام داد. مجمع تحقیقاتی طب مكمل كه
در سال 1983 بنیان گذاشته شده ،كمكهای مالی، علمی و پشتیبانی را از
متخصصین طب مكمل كه در این زمینه تحقیقاتی را انجام میدهند بعمل میآورد.
مطالعاتی كه در زمینة رفلكسولوژی انجام می شود میبایست بخوبی توسط مجلاتی
كه در دسترس اكثر متخصصین قرار دارند چاپ شوند. البته به عقیدة لین (1996)
مطالعه و تحقیق بصورت "دوسوكور" در زمینة رفلكسولوژی كار بسیار مشكلی است
چون عنصر روانتنی در هر فردی خاص خود اوست. نظرات موافق (Pro): · Falcco و Oleson
در 1993 یك آزمون "كنترل با دارونما" كه برای تحقیق در مورد توانایی
رفلكسولوژی برای كاهش "آشفتگی قبل از قاعدگی" انجام داده بودند گزارش
نمودند كه در نتیجة این مطالعه، 35 نفر از افراد به میزان معنی داری نسبت
به گروه كنترل، كاهش علائم پیش از قاعدگی را نشان دادند و این نتایج در
بررسی 2 ماه بعد نیز باقیمانده بود. این مطالعه بعدها توسط Vickers و همكاران در سال 1996 به دلیل كیفیت تحقیق، مورد انتقاد قرار گرفت. · Kovaks
و همكاران در 1993 "یك آزمون دوسوكور" با استفاده از رفلكسولوژی برای
درمان كمردرد انجام دادند. آنان بهبود قابل ملاحظهای در درد، انقباضات
عضلانی و سهولت حركت در گروه تحت درمان را گزارش كردند و اكثریت بیماران
توانستند مصرف داروهای مسكن تجویز شده توسط پزشك را قطع كنند و در طی دورة
تحقیق نیز بدون علامت باقی ماندند. · Dobbs
در سال 1985 استفاده از رفلكسولوژی در مراقبت از 7 بیمار مبتلا به سرطان
كه در فاز انتهایی بیماری قرار داشتند را توصیف نمود. گزارشات فردی وی
براین موضوع اشاره داشت كه تمامی بیماران احساس كرده بودند كه كیفیت
زندگیشان با رفلكسولوژی بهتر شده بود و این بهبودی صرفاً نتیجة رفلكسولوژی
نبود بلكه به دلیل افزایش ارتباط و تماس بیماران با متخصصین رفلكسولوژی
بود. · McGrath , Motha
در سال 1994 مطالعهای را بر روی 64 خانم باردار برای تعیین اثر
رفلكسولوژی بر روی زایمان انجام دادند. نتایج نشان دهندة آن بود كه درمان
رفلكسولوژی منجر به كاهش زمان زایمان و نشانههای جسمی تجربه شده توسط
مادران باردار، گشته بود. این مطالعه، اگر چه با نتایج مثبتی همراه بود
ولی در آن از گروه كنترل استفاده نشده بود. نظرات مخالف (CON): · Ibsen , Sorenson (در 1993) نگرانی خود را در مورد بیماران دیابتیكی كه برای زخم و عفونت پا درمان شده بودند، اظهار كردند. آنان یك گزارش موردی (Case report)، در
مورد یك بانوی دیابتیك درمان شده با بازتاب درمانی را كه بعداً مجبور شدند
پایش را قطع كند، منتشر نمودند. انجام این كار توانست زندگی راحتتری را
برای این خانم فراهم آورد. در این تحقیق تمایل نادرست به استفاده از بازتاب درمانی به عنوان تنها درمان برای این بیمار مبتلا به بیماری مزمن، مطرح شد. موارد استفاده از رفلكسولوژی برای درمان یا بهبودی چیست؟ رفلكسولوژی
تمامی گروههای سنی از نوزادان تا افراد مسن را میتواند درمان كند. بازتاب
درمانی میتواند بیشتر برای متعادل سازی كل بدن استفاده شود تا برای بهبود
و شفای اختلالات خاص، لیكن با كاربرد مناسب، بازتاب درمانی میتواند قدرت
شفابخشی خود بدن را افزایش دهد. افرادی كه بازتاب درمانی را انجام میدهند
پیشنهاد میكنند كه درمان هفتگی رفلكسولوژی میتواند اكثریت مشكلات را در
ابتدا متوقف كند و احتمال یك بهبودی سریع را زیاد كند. بازتاب درمانی گردش
خون به نواحیای از بدن را افزایش می دهد كه جذب مواد مغذی و حذف مواد
زائد را زیادتر میكنند. همچنین رفلكسولوژی دارای اثرات زیر میباشد: 1- متعادلسازی تمام سیستمهای یازدهگانه بدن، بطوریكه بدن بتواند خود را شفا دهد. 2- موجب تحریك آن نواحی از بدن و ذهن كه عملكرد صحیح ندارند و آرام سازی نواحی پرفعالیت میشود. 3- دیدگاه
ذهنی مثبت را تقویت می کند (تندرستی عبارتست از هماهنگی فعل و انفعال
انرژیها در داخل بدن، افكار منفی و احساسات منفی جریان آزادانه این
انرژیها را محدود كرده و سبب تورم و احتقان آنها در بدن میگردد كه اگر
تصحیح نشوند سرانجام بصورت بیماری تظاهر میكنند). 4- بیرون
كردن و رفع احساسات سركوب شده ناشی از فشارها و استرس، آرام سازی بدن و
تغییر وضع زندگی (متخصصین این رشته بر این باورند كه 85% تمام بیماریهای
امروزی بشر به نوعی مرتبط با استرس است). 5- آرامش بدن (آرا مسازی بدن). 6- با افزایش آزادسازی اندورفینها به كنترل درد كمك میكند. 7- عملكرد سیستم ایمنی را افزایش داده و جریان لنفاتیك را بهتر میكند. 8- تندرستی بدن را در حالت متعادل نگه می دارد. 9- سطوح تمركز را افزایش می دهد. 10- گردش خون و جریان عصبی را بهبود میبخشد. 11- در نواحی احتقان كه معمولاً بصورت درد احساس میشوند، موجب احساس رهایی میگردد. واكنشهای احتمالی كه ممكن است پس از درمان رفلكسولوژی اتفاق بیافتد کدام است؟ 1- افزایش
ادرار. از آنجا كه كلیهها تحریك میشوند، ادرار بیشتری تولید میشود و
این ادرار به دلیل سموم بیشتری كه دارد، ممكن است تیرهتر بوده و بوی
تندتری داشته باشد. 2- تعداد دفعات حركات رودهای بیشتر میشود. 3- تشدید
وضعیت پوستی، بویژه در مواردی كه سركوب شده باشند و تعریق شدید همراه با
خارج شدن سمومی كه از طریق منافذ پوستی كف پاها، آزاد می شوند. 4- بهبود قوام پوست و تركیب نسجی آن همراه با بهتر شدن جریان گردش خون كه موجب بهبود قوام و تركیب نسجی پوست میشود. 5- ترشحات غشاءهای مخاطی در بینی، دهان و برونشها افزایش می یابد. 6- تغییرات الگوی خواب، مثلاً خواب بیشتر یا عمیقتر یا خواب آشفته. 7- سرگیجه یا حالت تهوع. 8- بروز موقت بیماری كه قبلاً سركوب شده بوده، بدلیل اینكه بدن فرآیند طبیعی شفای خود را آغاز میكند. 9- افزایش ترشحات تناسلی بانوان. 10- احساس تب. 11- خستگی یا افزایش انرژی. 12- سر دردها. 13- افسردگی و تمایل شدید به گریهكردن. این واكنشها به عنوان بخشی از درمان ارزیابی میگردند و اغلب بیانگر این است كه سموم از بدن پاك و ترمیم و شفا حاصل میشود. در طی یك جلسه رفلكسولوژی چه اتفاقی میافتد؟ اصولاً متخصصین بازتاب درمانی اجازه طبابت یا تشخیص بیماری را ندارند. ویزیت شامل مراحل زیر است: 1- تهیه
تاریخچه فردی دقیق با در نظر گرفتن جزئیات انجام میشود كه شامل سوال از
مشكل اصلی بیمار، داروهایی كه دریافت میكند (شامل ویتامینها و داروهای
گیاهی)، طول مدت مشكل بیمار، تاریخچه سلامتی و اینكه آیا بیمار تحت درمان
پزشكی هست یا خیر. داریوش ک - 23:20 1385/07/9 10 تای چی (مراقبه پویا) چیست؟ منبع: www.cam.ir
روزگاری آب و باران به سیل بدل می شد و خانه ها و مزارع را ویران می كرد
ولی امروز سد بر آن زده اند و آنرا برای آباد كردن مزارع و … استفاده می
كنند . یك موج برای یك قایق كوچك میتواند ویران كننده باشد ولی برای یك
كشتی میتواند عاملی برای حركت باشد . یك مسأله و نیازمندی برای یك جوان
میتواند عامل توقف باشد وبرای دیگری میتواند باعث پیدا كردن راه های
خلاقانه جدید ویا یک اختراع نو باشد . یك غم میتواند برای یكی دیوان
شعر شود و برای دیگری مایع افسردگی .
پیمان ابروان - 22:23 1385/08/13 11
آیور ودا: علم زندگی آیورودا سیستم پزشكی سنتی هندوستان است. نگاه آیورودا به زندگی و به تبع آن سلامتی، متاثر از فلسفه سانكیا است. سانكیا كه یكی از شش دستگاه فلسفی هند محسوب می شود (در صورتی كه بتوان اصولا این شش دستگاه را فلسفه نامید) معتقد به ایجاد خلقت از طریق تاثیر شعور ازلی (پوروشا) بر ماده ازلی (پراكریتی) است. این خلقت از مراتب متعددی برخوردار است. هر سطح، منبعی برای ظهور سطح بعدی است. ماده ازلی در اولین تجلی در قالب پنج عنصر ظاهر می شود: خاك، آب، آتش، هوا و اثیر (فضا؟). از تركیب این عناصر، دوشاهای سه گانه (Dosha) به وجود می آیند (مفهوم دوشا تا حدی به مفهوم مزاج در طب سنتی ایرانی نزدیك است). دوشاهای سه گانه به قرار زیر هستند: 1- كافا دوشا: از تركیب عناصر خاك و آب تشكیل شده است. دوشایی است سرد و سنگین. افرادی كه این تیپ بدنی را دارا هستند، از نظر جسمی قوی بنیه و دارای استخوان بندی درشت هستند. اینان افرادی آرام با حافظه ای خوب هستند. مطالب را معمولا دیر ولی به صورت پایدار می آموزند. عموما مهربان هستند. ممكن است بر اثر عدم تعادل دوشای كافا (افزایش كافا) به افرادی ساكت، كند، وابسته و خسیس بدل شوند. با توجه به مكان استقرار دوشای كافا كه ریه است، این افراد بیشتر در معرض بیماریهای ریوی قرار دارند. 2-پیتا دوشا: از تركیب عناصر آب و آتش تشكیل شده است. دوشایی است گرم و تقریبا سنگین. افرادی با این تیپ بدنی، معمولا بدنی ورزیده و عضلانی و استخوان بندی متوسط دارند. افرادی گرم و پر حرارت، با ذهنی تیز و نكته سنج. راسخ در عقیده. طرفدارن پر شور. معمولا شوخ و سر حال. بر اثر عدم تعادل دوشای پیتا به افرادی خشن و ستیزه جو تبدیل می شوند. آمادگی ابتلا به بیماریهایی نظیر زخم معده و زخم اثنی عشر به دلیل استقرار دوشای پیتا در دستگاه گوارش در نزد این افراد بالاست. 3- واتا دوشا: از تركیب عنص هوا با عنصر اثیر تشكیل می شود. دوشایی است سرد وسبك. افرادی با این بدنی، معمولا بدنی نحیف و ریز نقش دارند. افرادی پر تكاپو و فعال با قدرت جذب سریع مطالب ولی ناپایدار. در اثر عدم تعادل دوشای پیتا به افرادی مضطرب با واكنشهای سریع و ترسوانه تبدیل می شوند. به علت جایگیری دوشای واتا در سیستم عصبی، عموما در معرض بیماریهای ناشی از افزایش واتا، از قبیل اظطراب و افسردگی هستند. بایستی توجه داشت كه معمولا كمتر كسی به طور كامل از یك تیپ بدنی پیروی می كند و معمولا افراد، آمیزه ای از تیپهای گوناگون با نسبتهای مختلف هستند. در اینصورت نیز معمولا یك تیپ بدنی بر انواع دیگر غالب است. از دیدگاه آیورودا، بیماریها به طور عمده از افزایش دوشای غالب ناشی می شوند. روند درمان شامل شناسایی دوشای غالب، شناسایی دوشای خارج ار تعادل (كه معمولا همان دوشای غالب است) و اتخاذ راهكارهایی جهت به تعادل رساندن این دوشا (از جمله فشار بر نقاط خاصی از بدن یا مارما آدی، گیاه درمانی، ورزش درمانی، تغییر در تغذیه و ...) است. جهت مطالعه اصول اساسی روش درمانی آیورودا می توانید به كتاب ارزنده علم زندگی (راهنمای سلامتی كامل با طب آیورودای ماهاریشی) مراجعه فرمایید. پیام در تاریخ 85/8/13 ویرایش شده است. آناهیتا . - 07:08 1386/03/20 12
سیدطاها ... - 11:46 1386/06/19 13
ویریا پایار - 22:49 1386/06/19 14 جالبه، اگه ممکنه کمی بیشتر توضیح بدید، ظاهراً فرادرمانی نسبت به بقیه سیستمها شرط و شروط کمتری داره. و این فرادرمانگرها رو کجا می شه پیدا کرد. آناهیتا . - 15:21 1386/07/25 15
| ||||||||||||