| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
255
|
87/10/12 (18:45)
|
|
||
|
|
14
|
81
|
87/4/14 (01:53)
|
|
||
|
|
9
|
218
|
87/4/14 (01:46)
|
|
||
|
|
10
|
199
|
86/10/4 (13:37)
|
|
||
|
|
3
|
61
|
86/8/18 (21:00)
|
|
||
|
|
19
|
349
|
86/8/7 (11:56)
|
|
||
|
|
8
|
176
|
86/7/18 (21:02)
|
|
||
|
|
2
|
61
|
86/7/18 (18:26)
|
|
||
|
|
3
|
195
|
86/4/31 (19:51)
|
|
||
|
|
19
|
283
|
86/3/16 (13:12)
|
|
||
|
|
12
|
233
|
85/9/8 (20:48)
|
|
||
|
|
2
|
62
|
85/7/24 (17:55)
|
|
||
|
|
14
|
158
|
85/7/15 (20:25)
|
|
معجزه ای پر از نظم به نام انسان
هیچ یك از عملكردهای بدن شما تصادفی نیست. قلب شما تصادفی نمی طپد. ریه های شما تصادفی دم
و بازدم را انجام نمی دهد. معده شما تصادفی غذا
را هضم نمی كند. همه پزشكان می دانند كه مغز و سیستم عصبی این اعمال را هماهنگ می
كند، و نتیجه آن زندگی به جای مرگ است و سلامتی به جای بیماری.این مغز و سیستم
عصبی شما است كه سبب می شود قلب شما 72 بار در هر دقیقه، و 60 دقیقه در هر ساعت و
103680 بار در هر شبانه روز بزند و 4320 گالن خون را در تقریبا 100000 مایل رگهای
خونی پمپ كند، كه در نتیجه آن، اكسیژن و غذا به همه سلولهای بدن ( تقریبا 75-50
تریلون سلول) می رسد.
بدلیل دستور مغز و سیستم عصبی ، امروز شما می توانید 23040 بار نفس بكشید،
حدود ¼3 پاوند غذا را هضم نمایید، حدود 3 لیتر آب بنوشید ، با 4800 كلمه صحبت
نمایید، بیشتر از 600 ماهیچه را حركت دهید و میلیونها سلول مغری خود را به كار
بگیرید. هیچ كدام از اینها تصادفی نیست. سیستم عصبی كه اغلب سیستم مدیر نامیده می شود
همه عملیات بدن شما را مستقیم یا غیر مستقیم كنترل می نماید. این امر نشان می دهد
شما به جای مجموعه ای از اعضا ، یك مجموعه كامل و نظام مند هستید .
آشنایی با درمانهای مکمل - جایگزین
-
طب سنتی ایران
-
طب سنی هند
-
طب سنتی چین
-
هومیوپاتی
-
ناتوروپاتی (طبیعی درمانی)
درمانهای بر پایه بیولوژی
-
داروهای گیاهی
-
مکملهای غذایی
-
رژیمهای غذایی خاص
-
مگاویتامین تراپی
شیوههای دستکاری بدن - پایه
-
کایروپراکتیک
-
استئوپاتی
-
رولفینگ
-
روش الکساندر
-
فلدن کرایس
-
کرانیو ساکرال
-
ماساژ درمانی
-
رفلکسولوژی (بازتاب شناسی)
درمانهای انرژی
-
ریـــــــکی
-
درمان قطبی (پولاریتی)
-
شفای پرانیک
-
لمس شفابخش
-
تایچی چوان
-
چیکنگ
-
مگنت تراپی
-
کوانتم تراپی
-
هیپنوتیزم
-
مدیتیشن (مراقبه)
-
تجسم خلاق یا هدایت شده
-
شفای ذهنی
-
بیوفیدبک
-
هنر درمانی
-
موسیقی درمانی
-
یــــوگا
-
طب سوزنی
-
شفای معنوی به سبک برونو گرونینگ
-
سنگ درمانی
-
کینزیولوژی (علم حرکات کاربردی)
-
آروماتراپی
این درسته که وقتی منیت برود ریکی جریان می یابد ولی موضوع اصلی این نیست بلکه از شرایط ریکی کار کردن این است! در سیستم ریکی بنیانگذاری شده توسط اوسوءی برای هر فردی که آموزش ریکی می بیند پیروی کردن از چند اصل ضروری است.اصولی که فرد را به کنار گذاردن منیت خود دعوت می کند.در ریکی گفته می شود اگر "منیت" وارد کار شود "ریکی " عمل نمی کند.اینکه شما با چه روشی این منیت را توانسته ای کنار بگذاری مسئولیت خودت است حال با روشهای دون خوانی یا چیز دیگر.
اما نیاز به اتصال یا بهتر بگویم همسویی (attunment) در بیشتر سیستمهای درمانی برای این است که ما مشکل داریم وتنظیم چاکراها و عملکرد بدن انرژی ما دچار اختلال است و قادر نیستیم انرژی حیاتی کیهانی یا همان reikiرا دریافت کنیم .درست مانند یک رادیو که روی موج نیست.تا زمانی که تنظیم نباشد نمی تواند موج مورد نظرمان را دریافت کند اما با تنظیم مانند این است که اتصال با آن شبکه فرستنده برقرار شده.امواج رادیویی همیشه در فضا پراکنده هستند وهیچ اتفاق خاصی نیفتاده. فردی که یک شیوه زندگی درست داشته و ارتباطش را با طبیعت وکائنات حفظ کرده قادر است هر زمان با انرژی های موجود در هستی هم سو شود و از آنها استفاده کند.چنین فردی نیاز به گرفتن همسویی برای هیچ سیستم انرژی بخشی ندارد.
پیشنهاد می کنم ابحث های مفصل تر درباره ریکی را در یک تاپیک اختصاصی درباره ریکی مطرح کنیم و این بحث را منحصر به یک شیوه درمانی خاص نکنیم
نکته اساسی از ریکی که برام جالبه اینه که: ..... هنگامی که منیت برود ریکی جریان می یابد ..... (داخل همون مقاله داریوش بود)، مشابه با چیزی که کاستاندا می گوید: ... پس از مدتها کار بر روی منیت، منیت یکباره از بین می رود و در این لحظه است که از هسته عقاب کمک عظیمی به سوی ما جریان می یابد و خود را در حالی می بینیم که دنیا را با یک لبخند متین مشاهده می کنیم. (چه میشه کرد معیار برام شده کاستاندا و دون خوان
)
اما اگه کار اصلی بر روی منیت است، پس موضوع گرفتن اتصال و از این حرفها چیست؟ لطفاً اگه کسی بلده این موضوع رو کمی توضیح بده.
|
دوست عزیز,ویریا اگربرای شما شرط و شروط کم داشتن سیستم آموزشی درمان با انرژی ها جالب است باید بگویم از شروط یادگیری فرا درمانی این است که تو از هیچ سیستم درمانی دیگری استفاده نکنی و اگر با آن آشنایی آن را کنار بگذاری و اگر نه فقط یک فرادرمانگر باشی !!استفاده همزمان از چند شیوه درمانی در جلسه درمان برای یک فرا درمانگر ممنوع است و تقریبا یک نوع سختگیری غیر ضروری از خودشان نشان می دهند که توجیهی برای آن ندارند,اما سیستمی مانند ریکی با هیچ روش درمانی دیگر تداخل و مشکلی ندارد شما می توانی وقتی ریکی را یاد گرفتی برای انرژی دادن به خودت یا هر فرد دیگر هم از ریکی استفاده کنی هم از انرژیهای دیگر چون ریکی معتقد است درمان با انرژیهای طبیعی و کائنات صورت می گیرد و هیچکدام نه مضر است ونه مخل درمان.شاید برای مقایسه این سیستم ها این نکته توجه مرا بیشتر به خود جلب کرد. |
|
Homeopaty همیو پاتی یا همگون درمانی حدود سالهای 1800 میلادی درمان به روش همیو پاتی توسط یک پزشک آلمانی به نام ساموئل هانمن(samuel Hahneman) بنیانگذاری شد.اساس در این روش برخلاف پزشکی نوین که در آن داروهایی ضد عامل بیماری یا سرکوب کننده نشانه بیماری داده می شود ,استفاده از دارویی مشابه عامل بیماریزا وتشدید کننده علائم بیماری در فرد رایج است .درمانگران همیو پات معتقدند مشابه مشابه را درمان می کند.درست مانند استفاده از واکسیناسیون که میکروب ضعیف شده وارد بدن می گردد این درمانگران معتقدند بدن انسان برای سلامتی طراحی و خلق شده و خودش می تواند خود را درمان کند و کار درمانگر کمک به این فرایند است..ترکیبات دارویی مورد استفاده از منابع گیاهی و حیوانی و برخی از مواد معدنی مانند طلاو آرسنیک وفراورده های بافتی مانند زهر مدوز عروس دریایی وزهر مار است.این دارو ها به صورت تنتور در الکل وقرص و کپسول تهیه می شوند.نکته جالب توجه این است که غلظت این دارو ها در حد یک تقسیم بر ده به توان بیست هزار است!!!!!در حقیقت در این روش درمانی غلظت دارو به قدر ی کم است که هرگز نمی توان وجود این ماده شیمیایی را به روش های دارویی متداول بررسی و جستجو کرد.هومیو پاتی ادعا دارد که درمان در این روش بر اساس پزشکی مولکولی و انرژی های ملکول ها ست .این دارو ها که در افراد سالم می تواند نشانه ها و علائم شبیه بیماری را به وجود آورد می تواند با اصل درمان همگون با همگون بیماریهارا درمان کند. این شیوه درمانی از شیوه های کل نگر است و هرگز برای یک علامت یا چند علامت بیمار دارو تجویزنمی کند بلکه شرح حال مفصلی از تمام نشانه های بیماری در کل بدن فرد و اندامها و اعضاء مختلف او می گیرد و برای این مجموعه علایم در کل فقط یک نوع دارو تجویز می کند .بر اساس قوانین پزشکی متعارف و نوین محلولهای دارویی همیوپاتی نبایست هیچگونه اثر درمانی داشته باشند ولیکن ما شاهد اثر درمانی شگرف این روش وگسترش این شیوه درمانی در اکثر کشورهای جهان هستیم. |
جالبه، اگه ممکنه کمی بیشتر توضیح بدید، ظاهراً فرادرمانی نسبت به بقیه سیستمها شرط و شروط کمتری داره. و این فرادرمانگرها رو کجا می شه پیدا کرد.
|
| |
|
« آشنایی با فرادرمانی » فرادرمانی شاخهای از درمانهای مكمل میباشد و ماهیتی كاملاً عرفانی داشته، زیر مجموعهای از عرفان کیهانی (حلقه) به شمار میآید . در این شاخهی درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كیهانی (شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستی، روح القدس) متصل شده و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طریق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تیر كشیدن، ضربان زدن، تشنج و... اعضای معیوب و تنشدار بدن او مشخص شده و با حذف علایم، روند درمان آغاز میشود. نام فرادرمانی از آنجا بر روی این شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگری ناشی شده است. در این نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستی نگاه میشود نه صرفاً مشتی گوشت و پوست و استخوان. جهان انسان شد و انسان جهانی از این پـاكیــزه تـر نـبود كــلامــی در این نگرش، انسان مجموعهای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدلهای انرژی مختلف (چاکراها) کانالهای محدود و مسدود انرژی (کانالهای مطروحه در طب سوزنی)، حوزههای مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزهی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بینهایت اجزای تشکیل دهندهی ناشناختهی دیگر. در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همهی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار میگیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند. بنابراین، از این دیدگاه، برای درمان همه نوع بیماری میتوان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماریها را غیرقابل علاج بداند، زیرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکانپذیر میباشد. توضیح اینکه شبكه شعور كیهانی، مجموعه هوش و خرد و یا آگاهی حاكم بر جهان هستی است كه به آن آگاهی نیز گفته میشود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی میباشد. نظر به اینكه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بنابراین بعد زمان و مكان بر آن نیز حاكم نبوده و درمان به كمك این شبكه از راه دور و نزدیك امكانپذیر است. همچنین فاقد كمیت بوده و قابل اندازهگیری نیست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ایجاد انگیزشهایی در بدن بیمار، نقطهی اثر آن آشكار میشود. بنابراین، درمانگر نمیتواند از بابت قدرت آن، چیزی را به خود نسبت دهد. سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی. نکتهی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روشها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت میگیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی میکند تا حلقهای به نام حلقهی وحدت - حبل الله (که حلقهی بسیار هوشمندی میباشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین میگوید: سلسلهی موی دوسـت، حلقهی دام بلاســت هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بیطرفانه در این حلقه میباشد، درست مانند یک شاهد و نظارهگر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه میباشد. نکتهی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمیشود بلکه اجازهی درمانگری و تجهیز به لایهی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض میشود. به سعی خود نتوان پی به گوهر مقصود خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود (حافظ) در این مکتب، فرد از تمام تواناییها و قابلیتهای فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، (پس از تفویض اتصال و لایه محافظ به درمانگر،) اقدام به درمانگری مینماید و در این راستا برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روشهای خود هیپنوتیزم و... استفاده نمیشود. همچنین در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه میتواند از توانمندیهای معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از آنها است و از این اتصال میتوان در شناخت گنجهای درونی بهره برداری نموده و به روشن بینی (که به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی میباشد،) رسیده و زمینهی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و این خود میتواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا درد و بیماری شایستهی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری، نه تنها کارمایی(عکس العمل منفی) برای او به وجود نمیآورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز میباشد؛ خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماریها صرفاً ناشی از طرز فکر و بینشهای غلط او میباشد.
فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته میشود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم میباشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا میکند که به دنبال آن، زمینهی ایجاد تحولات درونی او را فراهم میسازد. ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی (شیخ بهایی) نکتهی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و... همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و... در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت عام الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همهی انسانها میباشد. بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب نویـد داد که عـام است، فیــض رحـمــت او (حافظ | |
یو می هو تراپیyu miho therapy
در میان روشهای درمانی شرقی که درمان روی بدن فیزیکی اعمال می شو یو می هو تراپی یا فشار مساژدرمانی جایگاه ویژه ای دارد. روش های درمانی یومیهو توسط دکتر سایجو ماسایوکی بنیان گذاری شد و تاریخی 25 ساله با حجم انبوهی از مقالات علمی پزشکی موید آن دارد.مجله MYR
از مجلات بین المللی انجمن جهانی یو می هو تراپیست که حاوی تحقیقات کلینیکی د راین زمینه می باشد.
یومی هو در قایسه با تاریخ پزشکی جهان که چند هزار سال قدمت دارد گسترشی چشمگیر داشته است.راز آن را باید در قابلیت و توانایی درمان کم نظیر انواع بیماری ها جستجو کرد که در میان آنها گاه بیماریهای لاعلاج با تشخیص پزشکی غربی دیده می شود.
یو می هو بر این باور است که علت بسیاری از بیماریها را باید در ریشه آن یعنی بر هم خوردن تعادل و قرینگی بدن انسان به ویژه در لگن خاصره جستجو کرد.این باور بدان معناست که در نزد فردی که دچار بر هم خوردگی و انحراف و جابجایی لگن خاصره شده شاهده عدم برابری طول پاها خواهیم بود که این خود تغییر مداوم مرکز ثقل بدن و انتقال وزن بر روی پاها، انحراف در ستون فقرات، (اسکلیوز و کیفوز)، جابجایی و تغییرات اندک انک ارگان های داخلی بدن ؟،اختلالات در سیستم اعصلب خودکار،سیستم گردش خون، سیستم لنفاوی، سیستم گوارشی، سیستم تنفسی، انقباضات عضلانی،خشکی مفاصل و بیماریهای مفصلی و بلاخره عدم تعادل در بیو انرژی و کاهش آن در بدن خواهیم بود.بنابراین به سادگی قابل درک است که این مشکلات و اختلالات خود عامل بزرگ انواع بیماری های گوناگون در بدن انسان است که به حوزه فیزیک ختم نمی شود و به روح و روان آدمی نیز چنگ می اندازد وآن را بیمار می کند.
یومی هو تراپی با بهره گیری از امتیازات و نقاط قوت روشها و تکنیکهای گوناگون درمان شرقی چون،ماساژ،طب فشاری، اصلاح مفاصل و استخوان بندی بدن با استفاده از جا انداختن آنها(مکتب پزشکی شائولین)و... توانسته است روش درمانی نوین و کم نظیری ارائه دهد.نتایج به دست آمده آنچنان مورد توجه است که به سرعت در بسیاری کشورها کلینیک یو می هو تراپی افتتاح شده و هر روز پذیرای بیماران بسیار ی هستند .حتی دولتهایی چند در اروپا این روش را به رسمیت شنخته اند.به دلیل دیدگاه کل نگر بودن این درمان بیماران بسیاری که برای درمان یک بیماری خاص مراجعه می کنند پس از طی طول درمان در کمال تعجب اظهار می دارند که همزمان بیماریهای دیگر آنها نیز بهبود یافته است.یو می هو تنها به عنوان یک روش درمانی شناخته نشده بلکه به عنوان طبی پیشگیر که در اتقاء سطح سلامتی و نشاط و شا دابی و افزایشانرژی حیاتی و قدرت خود درمانی بدن می کوشد،نیز از آن نام برده شده است.
آیور ودا: علم زندگی
آیورودا سیستم پزشكی سنتی هندوستان است. نگاه آیورودا به زندگی و به تبع آن سلامتی، متاثر از فلسفه سانكیا است. سانكیا كه یكی از شش دستگاه فلسفی هند محسوب می شود (در صورتی كه بتوان اصولا این شش دستگاه را فلسفه نامید) معتقد به ایجاد خلقت از طریق تاثیر شعور ازلی (پوروشا) بر ماده ازلی (پراكریتی) است. این خلقت از مراتب متعددی برخوردار است. هر سطح، منبعی برای ظهور سطح بعدی است. ماده ازلی در اولین تجلی در قالب پنج عنصر ظاهر می شود: خاك، آب، آتش، هوا و اثیر (فضا؟). از تركیب این عناصر، دوشاهای سه گانه (Dosha) به وجود می آیند (مفهوم دوشا تا حدی به مفهوم مزاج در طب سنتی ایرانی نزدیك است). دوشاهای سه گانه به قرار زیر هستند:
1- كافا دوشا: از تركیب عناصر خاك و آب تشكیل شده است. دوشایی است سرد و سنگین. افرادی كه این تیپ بدنی را دارا هستند، از نظر جسمی قوی بنیه و دارای استخوان بندی درشت هستند. اینان افرادی آرام با حافظه ای خوب هستند. مطالب را معمولا دیر ولی به صورت پایدار می آموزند. عموما مهربان هستند. ممكن است بر اثر عدم تعادل دوشای كافا (افزایش كافا) به افرادی ساكت، كند، وابسته و خسیس بدل شوند. با توجه به مكان استقرار دوشای كافا كه ریه است، این افراد بیشتر در معرض بیماریهای ریوی قرار دارند.
2-پیتا دوشا: از تركیب عناصر آب و آتش تشكیل شده است. دوشایی است گرم و تقریبا سنگین. افرادی با این تیپ بدنی، معمولا بدنی ورزیده و عضلانی و استخوان بندی متوسط دارند. افرادی گرم و پر حرارت، با ذهنی تیز و نكته سنج. راسخ در عقیده. طرفدارن پر شور. معمولا شوخ و سر حال. بر اثر عدم تعادل دوشای پیتا به افرادی خشن و ستیزه جو تبدیل می شوند. آمادگی ابتلا به بیماریهایی نظیر زخم معده و زخم اثنی عشر به دلیل استقرار دوشای پیتا در دستگاه گوارش در نزد این افراد بالاست.
3- واتا دوشا: از تركیب عنص هوا با عنصر اثیر تشكیل می شود. دوشایی است سرد وسبك. افرادی با این بدنی، معمولا بدنی نحیف و ریز نقش دارند. افرادی پر تكاپو و فعال با قدرت جذب سریع مطالب ولی ناپایدار. در اثر عدم تعادل دوشای پیتا به افرادی مضطرب با واكنشهای سریع و ترسوانه تبدیل می شوند. به علت جایگیری دوشای واتا در سیستم عصبی، عموما در معرض بیماریهای ناشی از افزایش واتا، از قبیل اظطراب و افسردگی هستند.
بایستی توجه داشت كه معمولا كمتر كسی به طور كامل از یك تیپ بدنی پیروی می كند و معمولا افراد، آمیزه ای از تیپهای گوناگون با نسبتهای مختلف هستند. در اینصورت نیز معمولا یك تیپ بدنی بر انواع دیگر غالب است.
از دیدگاه آیورودا، بیماریها به طور عمده از افزایش دوشای غالب ناشی می شوند. روند درمان شامل شناسایی دوشای غالب، شناسایی دوشای خارج ار تعادل (كه معمولا همان دوشای غالب است) و اتخاذ راهكارهایی جهت به تعادل رساندن این دوشا (از جمله فشار بر نقاط خاصی از بدن یا مارما آدی، گیاه درمانی، ورزش درمانی، تغییر در تغذیه و ...) است.
جهت مطالعه اصول اساسی روش درمانی آیورودا می توانید به كتاب ارزنده علم زندگی (راهنمای سلامتی كامل با طب آیورودای ماهاریشی) مراجعه فرمایید.
تای چی (مراقبه پویا) چیست؟ منبع: www.cam.ir
تای
چی یا یوگای چینی به معنی نهایت برتر است و نحوه جاری كردن چی یا نیروی
حیاتی در روان و جسم را به هنرجو آموزش میدهد . تای چی حاصل تركیب سه
فلسفه بودیسم ، تائوئیسم ، و كنفسیوس میباشد . تای چی هنر مراقبه فعال
است و در عصر حاضر یكی از مؤثرترین راههای رهایی از تنش و بازسازی روان و
جسم انسان امروز به شمار می آید . چون در عصر حاضر انسانها عادت به
فعالیت و حركت كرده اند ، برای آنها بسیار مشكل است كه در گوشه ای ، ساكت
و ساكن بنشیند و به خود بنگرند . ولی تای چی به عنوان هنر مراقبه فعال به
هنرجو یاد میدهد كه چگونه در حین فعالیت بتواند به نیروی درونی و جوهر
ابدی خود آگاه شده و بتواند در ژرفای وجود خود، تحقیق كند و گوهر وجودی
خویش را كه همانا آگاهی و روشنایی است صید كند .
تای چی از یك
سری حركات موزون و مواج ، حركات تنفسی ، تمركزی ، تجسمی و مراقبه های
خاص تشكیل شده ، كه به وسیله آنها هنرجو با شعور و هشیاری درونی خود
ارتباط برقرار كرده و میتواند كیفیتی برتر و متعالی تر را در زندگی عادی
و روزمره خود نمایان كند .
چاكراها یا مراكز انرژی كه در تای چی
مورد بررسی قرار می گیرد تمام چاكراهای اصلی به خصوص چاكرای تاج و چشم سوم
، چاكراهای فرعی دست و پا و سرچشمه انرژی ، تانتین می باشد . تای چی بخشی
از طب سنتی چینی است . در اصل نقاط درمانی طب سوزنی به گونه ای در حركات
تای چی گنجانده شده اند كه یك فرد به طور مستقل بتواند آنها را تحریك كرده
و فعالانه باعث شفای روان و بدن خود شود .
تای چی هنر شفای كل
نگری مانند یوگا ، هومیوپاتی ، انرژی درمانی و …… میباشد. در ضمن تای چی
برای عصر حاضر كه بسیار سریع و پرجنب وجوش است بسیار مناسب است و فرد حتی
در زندگی عادی روزمره مثلاً : جارو زدن ، رانندگی و … میتواند از آن
استفاده كند .
فلسفه تای چی بر چه اساسی استوار است؟
تای
چی كلاً بر چند اصل مانند : قانون یین و یانگ ، قانون انرژی هوشمند حیات
«چی » ، قانون تعادل ، قانون اتحاد ، قانون طبیعت ، «غلبه نرمی بر سختی »
، قانون عدد 3 «تثلیث » ، قانون ارتعاشات ، قانون خود هشیاری ، خویش
انضباطی ، خود شناسی ، قانون تسلیم ، قانون عدد 7 یا اكتاو ، قانون برتری
ذهن و رابطه متقابل آن با بدن ، تئوری وای دن و قانون روح و ….. استوار
است .
اكنون به بررسی چند اصل بنیادین تای چی میپردازیم :
1 - چی ، جوهر واحد هستی «Spirit , Vital force»
چی
به معنای هوا ، نیرو ، حركت و انرژی حیاتی است كه در اصل منظور همان انرژی
ذاتی یا انرژی اولیه و مطلق و یا جوهره ی حیات میباشد . این انرژی حیاتی
از مبدأیی واحد به بیرون انتشار می یابد و باعث زندگی و جان بخشیدن به هر
چیزی میشود . هستی هر چیز وهر كس وابسته به این انرژی حیاتی و واحد است
كه در زبانهای مختلف با نامهای مختلفی مانند ، كی یا ریكی در ژاپن ، نا
یا جان یا نیرو در پارسی ، روح الهی یا عشق الهی یا حی یا نور و …. در
عرفان اسلامی ، روح القدس یا كلمه در مسیحیت ، تائو در تائوئیسم ، پرانا
در علوم ودائی ، داما در بودیسم ، چی در چین ، انرژی هوشمند در علم ، ATP
در فیزیولوژی ، ناشناختنی در عرفان سرخپوستی و قانون جاذبه در فیزیك
مینامند .
این جریان هوشمند از چاكرای تاجی وارد بدن میشود و
از میان 7 چاكرای اصلی عبور میكند و باعث حیات انسان و هر موجود زنده
دیگری میشود . پس هر چه این جریان متعادلتر و قویتر باشد موجود سرحال تر
و قویتربودن میشود . در تای چی هنرجو نحوه تعادل ، بیشتر كردن و هدایت
این جریان را یاد میگیرد .
اعتقاد چینیان چنین است كه جریان چی
از سه طریق دریافت میشود : 1- آسمان «هوا و …» 2- زمین «غذا » 3- انرژی
جنسی و به طور مستمر در مسیرهای انرژی بدن انسان جاری است و هر گاه در
این جریان اختلالی به وجود آید یا مسیر آن مسدود شده و كلاً نا متعادل شود
بیماری به وجود میآید . تای چی و چی كونگ تكنولوژی شفاگری این فلسفه می
باشند كه به هنرجو آموزش می دهند كه چگونه چی را لمس كرده ، آنرا متعادل
كند.
كاربرد اصل چی به چه معناست؟
فردی كه چی را
در وجود همه شناخته باشد دیگر در مورد كسی خشونت ، نفرت نمی ورزد و جز عشق
نمی تواند بكند چون هر چه میكند با آن جریان هوشمند حیات برخورد میكند و
دیگر صورت آدمیان را نمی بیند بلكه جوهرة واحد آنها را می بیند وبه آن
احترام می گذارد و در جهت خدمت بر میآید . فردی كه خود را با جریان هستی
هماهنگ نكرده، مقاومت میكند و شكست می خورد ، مثلاً« با آلوده كردن زمین
و آسمان » و بعد داد سر میدهد كه این چه زندگی است و با این كار هر لحظه
خود را به نابودی نزدیكتر میكند ولی كسی كه به جریان هستی اعتماد میكند
هرلحظه از زندگی اش سرشار از سرور و موفقیت است .
تبدیل كردن انرژی منفی و فشار به انرژی مثبت ( قانون نوعی دیگر ) یعنی چه ؟
در تای چی كه فن آوری حكمت چین باستان است ، قاعده ای وجود دارد كه
میگوید : هر چه فشار بیشتری وجود داشته باشد شما بیشتر می توانید در جهت
منافع خود از آن استفاده كنید . اما چگونه ؟ طبق قاعده غلبه نرمی بر سختی
. مثلاً : آب را بنگرید چگونه سنگها را می شكافد و به جلو می رود و راه
خود را ادامه میدهد . در هنرهای رزمی شرق مانند جودو ، آیكیدو ، هاپكیدو
و …. هم از این قاعده به شكل دیگری استفاده می كنند . این اصل برای
استفاده در زندگی روزمره است . طبق این اصل انرژی منفی یا فشار همان انرژی
مثبت است «طبق فلسفه ین و یانگ » كه میتوان با یك برخورد درست و متعادل
آنرا تغییر داد و اینجاست كه شكست پلی میشود برای پیروزی . بر اساس قانون
نوعی دیگر یعنی نوعی دیگر برخورد كردن و نوعی دیگر دیدن و .. میتوان
وقایع را تغییر داد «مسأله مهم نیست ،طرز برخورد ما با مسئله مهم است »

روزگاری آب و باران به سیل بدل می شد و خانه ها و مزارع را ویران می كرد
ولی امروز سد بر آن زده اند و آنرا برای آباد كردن مزارع و … استفاده می
كنند . یك موج برای یك قایق كوچك میتواند ویران كننده باشد ولی برای یك
كشتی میتواند عاملی برای حركت باشد . یك مسأله و نیازمندی برای یك جوان
میتواند عامل توقف باشد وبرای دیگری میتواند باعث پیدا كردن راه های
خلاقانه جدید ویا یک اختراع نو باشد . یك غم میتواند برای یكی دیوان
شعر شود و برای دیگری مایع افسردگی .
كاربردهای شفاگری در تای چی چیست؟
پاكسازی و نیرودهی
به جسم و روان ، متعادل كردن انرژی ها ، تغییر كیفیت زندگی و نگرش ، سالم
سازی جسم و روان ، بهره وری بالاتر و بیشتر از قابلیت های ذهن و بدن و ….
تمرین 1 :
در یك حالت راحت بنشینید مثلاً : روی صندلی
راحتی ، ترجیحاً پشت بدون هیچ فشارو صاف باشد. كف دستها رو به آسمان و كف
پاها روی زمین . چند لحظه با چشمان بسته به تنفس عادی خود توجه كنید بدون
اینكه تغییری درآن بدهید . سپس سه نفس عمیق ، كند و طولانی بكشید . یكبار
از نوك سر تا پاهایتان را نگاه كنید و كل اعضا را شل كنید . چند لحظه در
این حالت بمانید و بعد ذكری را مثلاً هو ، ام ، الله و … را ترجیحاً بلند
و یا ذهنی بیان كنید .سپس سه بار ذهنی نیت كنید كه می خواهم با جریان
هوشمند حیات ارتباطی آگاهانه برقرار كنم و آن را در درون خودم تشخیص دهم .
در همین حال تجسم كنید كه یك نور سفید شفاف از نقطه ای در بالای سرتان
«چاكرای تاج» وارد بدنتان میشود از پشت سر و ستون فقراتتان عبور كرده
بدن را پر میكند و بعد از مدتی به صورتی خاكستری از كف پایتان خارج
میشود ، بعد از مدتی حس كنید كه هم نوری كه وارد میشود و هم كل بدنتان و
هم نوری كه خارج میشود سفید شفاف شد . به حالات بدن و احساسات خود توجه
كنید اگر احساس گرما یا سرما یا یا مور مور و … كردید بدانید اولین ارتباط
آگاهانه خود را با این جریان هوشمند برقرار كرده اید . درطی روز توجه تان
را به همین جریان بدهید كه از فرق سرتان وارد و از كف پایتان خارج میشود
. از او بخواهید كه شما را راهنمایی كند و به شما سرزندگی و شادی اعطا كند
.
تمرین 2 :
در یك حالت راحت بنشینید. تصور كنید یك
مایع شفاف آبی از فرق سرتان وارد بدنتان میشود و بدنتان باد میكند.
دستهایتان را به حالت خوش آمد گویی باز كنید . شما در حال تجربه حالت ین
هستید . حال احساس و تجسم كنید كه آن مایع شفاف ، تیره شده و از كف
دستهایتان خارج میشود و هر عدم تعادلی را كه دارید به خارج میبرد و بعد
دستها را در هم گره كرده و فشار دهید و بعد خود را گود كنید. شما در حال
تجربه حالت یانگ هستید حالا دراز بكشید ( ترجیحاً به پشت ) تمام بدن را
برای چند دقیقه منقبض كنید . پاها ، دستها و سر را بالا بیاورید و ناگهان
همه را شل كنید. به نقطه ای ما بین دو ابروتان توجه كنید زندگی خود را از
اول ببینید که چه فراز و نشیب های داشته اید .حالا كل زندگیتان را در یك
گوی سفید تجسم كنید .
درطی روز به چرخه ین و یانگ در همه چیز توجه
كنید و راجع به آن فكر كنید و نیت كنید و بخواهید دریچهای تازه از آن
برایتان باز شود .
تمرین 3 :
در یك وضعیت راحت دراز
بكشید . سه نفس عمیق بكشید و بدن خود را شل كنید . به نقطه مابین ابروان
خود توجه كنید . حادثه ای كه اخیراً برای شما پیش آمده و باعث نگرانی و
ناراحتی شما شده را به یاد آورید و حال از خود بپرسید آیا در برخورد با آن
می توانستم نوعی دیگر رفتار كنم ؟ حداقل 5 مورد را روی كاغذ بنویسید . آیا
نگرش من به مسأله غلط است و آیا می توانم نگرش دیگری به آن داشته باشم ؟
اگر نوعی دیگر برخورد می كردید آیا به خود فشار می آوردید و ناراحت می
شدید یا نه . در طی روز هر اتفاقی كه برایتان می افتد لحظه ای مكث كنید و
با خود فكر كنید آیا نوعی دیگر میتوانم برخورد كنم ، آیا نگرش من درست
است و آیا می توانم نگرش خود را تغییر دهم ؟ اگر نگرش شما درست بود آیا
ناراحت می شدید ؟ آیا شكست می خوردید یا نه ؟
برای تغییر در نگرش ،
شناخت و درك والاتری نیاز است كه با توجه مستقیم در زندگی بدست میآید پس
به جریان و وقایع روزمره دقت كنیدو اگر برای زندگی و خودتان ارزش قائل
هستید راجع به آنها ، نگرش خود ، طرز برخورد خود و قانون نوعی دیگر اندیشه
كنید .
برگرفته از كتاب بیداری اژدهای سفید نوشته ارنگ محسنی دانشجوی روانشناسی و شالبندمشكی تای چی ووشو شائولین
منابع فارسی :
1- تای چی چوان ، استوارت مك فارلین ، منوچهر البرزی ، مرضیه ذاكر ، انتشارات كلام شیدا
2- واژه نامه اكنكار ، پال توئیچل ، یحیی فقیه ، انتشارات سی گل .
3- ناگفته ها و نگفتنیهای انرژی درمانی ، رضا علیزاده ، انتشارات سحر .
4- سری كتابهای دانشگاهی پیام نور
5- تكنیكهای بین المللی تای چی چوان ، شكوفه دیوانی ، انتشارات سهاره .
6- پرورش انرژی حیاتی از طریق چی كونگ ، دكتر یانگ ، برگردان دكتر علیرضا بشارتی ، انتشارات فراروان .
منابع خارجی :
1- Shaolin China . unique Publications , Inc .1980
2- Chinese Qigong Massage, YMAA Publication center
3- The Root of chinese Qigong , Longevity & Enlightment YMAA Publication center .
|
|
||
|
بازتاب شناسی چیست؟ بازتاب
شناسی یا رفلكسولوژی یك هنر ظریف و شكلی از درمانهای شفابخش طب كل نگر است
و نباید آنرا با ماساژ كف دست و پا اشتباه گرفت بلكه یك نوع فشار درمانی
ویژه و معین می باشد. این رشته یك تكنیك قدیمی است و براین اساس پایهریزی
شده كه نقاط بازتابی (رفلكس) در روی كف دستها و پاها وجود دارند كه با هر
قسمت بدن اعم از عضله، عصب، غده و استخوان مطابقت دارند و فشار روی این
نقاط تورم یا احتقان را از بین میبرد و به آرامش اعصاب كمك میكند و این
آرامسازی اعصاب هم به نوبة خود انقباض عروقی را كاهش می دهد بطوریكه خون و
جریان عصبی با آزادی (راحتی) بیشتری جریان می یابند و در نتیجة بهبود
جریان خون، سموم نیز از بدن خارج میشوند.
عدم
تعادل بدن در طول جریان زندگی روزانه میتواند سبب شود كه پیامهای عصبی در
هر جای بدن مسدود (بلوكه) گردند و این بدان معنی است كه سرعت حركت پیامهای
عصبی به عضلات، اعضاء و غدد بدن تا حدودی كند میشود . دانش رفلكسولوژی در
جهت رفع این انسداد مسیرها و بهبود ارتباطات عصبی عمل میكند. همچنین
آزادسازی اندورفینها را در بدن افزایش می دهد و موجب افزایش سلامتی و نشاط
و "احساس خوب بودن" در فرد میگردد. غالباً
رفلكسولوژی را روی كف پا انجام می دهند، لیكن روی كف دست هم كاربرد دارد.
تقریباً در كف هر پا 7200 پایانة عصبی وجود دارد. همچنین هر پا شامل 26
استخوان كوچك، 114 لیگامان و 20 عضله میباشد كه توسط بافت همبندی، عروق
خونی و اعصاب به همدیگر متصل گشته و توسط پوست پوشیده شدهاند. این اجزاء
با دقت بسیار عالی با یكدیگر سازگار شده اند و این ساختمان پیچیده روی دو
قوس اصلی تعادل یافته است. قوس اول از پاشنه پا تا قاعده انگشت كوچك و قوس
دوم از پاشنه پا تا انگشت بزرگ (شست) امتداد می یابد. پاشنه
پا قسمتی است كه فشار وزن بدن ما را تحمل میكند و توسط لایههای محافظت
كنندة چربی برای جلوگیری از اصطكاك در بین استخوانها، در هر قدمی كه بر می
داریم، عایقكاری شده است. كف دست نیز كه مركب از 27 استخوان میباشد ممكن
است در رفلكسولوژی مورد استفاده قرار گیرد (دستها و پاها نیمی از
استخوانهای بدن را شامل می شوند). در طب شرقی، نظیر طب فشاری (Acupressure) و طب سوزنی (Acupuncture) دریافتهاند كه انرژی حیاتی یا Chi
از میان مریدینها یا مسیرهای انرژی (بخش طب سوزنی را برای توضیح بیشتر و
تصاویر مربوطه، ملاحظه نمائید) جریان می یابد و از مجموع 12 مریدین اصلی ،
6 عدد آنها در كف پا یافت میشود. در رفلكسولوژی ، اعتقاد بر این است كه پاها "macrocosm" یا یك نقشه كوچك از كل بدن هستند .یعنی تمام اعضاء و قسمتهای مختلف بدن روی آنها منعكس شده و نظم و ترتیب قرارگیری بخشهای بدن روی كف پاها دقیقاً مشابه نظم و ترتیب قرارگیری آنها در بدن است (تصویر) این بازتابها را میتوان روی كف پا، انگشتان و در طول كناره داخلی و خارجی پا، پیدا كرد. اگرچه
اكثریت مردم با پاهای سالم به دنیا میآیند ولی تخمین زده می شود كه
تقریباً در 80% بزرگسالان ، مشكلات پاها پیش خواهد آمد. گرچه مشكلاتی نظیر
میخچه، پینه و موارد مشابه را غالباً ناشی از كفشهای نامناسب میدانند و
لیكن اینها تنها بخشی از اختلالات هستند و بازتاب شناسی بر این باور است
كه مشكلات پاها با اختلالات درونی بدن مرتبط هستند. تاریخچه بازتاب شناسی چیست؟ تئوریهای گوناگونی در مورد منشأ رفلكسولوژی وجود دارد و مبدأ آن ممكن است: · طب شرقی در 5000 سال پیش باشد كه آن را با طب فشاری و سوزنی كه مسیر مریدنیها را دنبال میكند، متصل سازد. · مصر 2500 تا 2330 سال قبل از میلاد باشد . یك تصویر نقاشی شده كه در آرامگاه پزشكی مصری بنام Ankahar یافت شده بود نشان دهندة آن است كه رفلكسولوژی در این تاریخ نیز وجود داشته است. · سرخپوستان
آمریكا، بویژه سرخپوستان چروكی معتقدند كه این روش توسط اینكاها به ارث
گذاشته شده. چروكیها بر این باورند كه "پاها روی زمین راه میروند و از
این طریق، روح شما را به جهان متصل میگردانند" بهر حال آغاز و مبدأ آن هر جا كه بوده ، رفلكسولوژی ادامه پیدا كرد تا اینكه در اروپا و آمریكا رشد نمود و تكامل یافت. آقای Harry Bond در كتاب خود بنام "منطقة درمانی" در 1582 نحوة عمل رفلكسولوژی را بویژه در روی طبقه پادشاهی و مرفه جامعه مورد بحث قرار داد. آقای H. Head
نیز در 1890 مناطقی را روی پوست كشف كرد. وی متوجه شد چنانچه عضوی كه توسط
اعصاب به این ناحیه از پوست مرتبط میشود دچار بیماری گردد، این بخش پوست
، حساسیت بیشتری به فشار پیدا میكند. دكتر Ivan Pavlou (سالهای 1936- 1849) از رفلكسولوژی به عنوان پایهای برای تحقیق مشهورش بر روی بازتابهای وضعی استفاده نمود. دكتر A. Cornelius آلمانی در سال 1902 متوجه شد كه درد خود وی كه ناشی از یك عفونت بود بعد از فشار دادن كف پا تخفیف یافت. وی در كار پزشكی خود به تحقیق بر روی فشار كف پا ادامه داد. در ایالات متحده، دكتر ویلیام فیتزجرالد، در اوایل سال 1900 نشان داد كه میتواند جراحیهای كوچک را، بدون ناراحتی برای بیمارانش، با اعمال فشار بر روی كف دستهایشان انجام دهد. دكتر J. Riley، در سال 1919 كتاب "منطقه درمانی آسان شده" را منتشر كرد و در آن نمودارهایی با جزئیات كامل چاپ نمود. وی محل نقاط رفلكس در كف پاها را ترسیم كرده بود. خانم اونیس اینگهام (1974-1869) كه مادر بازتاب شناسی مدرن نامیده شده است از كارهایی كه در باب «منطقه درمانی» در گذشته انتشار یافته بود در درمانهای خود استفاده كرد و نقشه كل بدن را بر روی كف پاها تكمیل نمود. میراثی كه وی درخصوص رفلكسولوژی برجا گذاشته بود توسط Dwigt Byers برادرزاده وی تداوم یافت. وی انستیتوی بینالمللی رفلكسولوژی را در شهر «سن پترزبورگ» در روسیه راهاندازی كرده است.
با
وجود آنكه مقالات داستان گونهای در زمینة رفلكسولوژی وجود دارد ولی تعداد
اندكی گزارش مبتنی بر تحقیقات و مطالعات علمی نیز در این زمینه وجود دارد،
كه در مجلات مستقل به چاپ رسیدهاند تا متخصصین علوم سلامتی را قادر سازند
كه در زمینة تأثیر رفلكسولوژی تصمیم آگاهانهای بگیرند. مطالعات قلیلی در
كشورهای غیر انگلیسی زبان انجام گرفته است و ترجمة انگلیسی كاملی از این
تحقیقات در دست نیست تا تجزیه و تحلیل مطمئنی را از متدولوژی (روش شناسی)
كار تحقیقی انجام شده ارائه کند. بعلاوه گزارشاتی كه در كتاب "Grey Literature"
آمده است نشان میدهد كه رفلكسولوژی میتواند درمان موثری باشد. اما این
مطالعات هم كوچك هستند و در آنها به میزان كافی از جزئیات متدولوژی كار
انجام شده، گزارشی ذكر نشده است. مسئله
انتخاب روش تحقیق مناسب برای تصمیمگیری در مورد اثر بخشی رفلكسولوژی باید
مورد نظر قرار گیرد. همكاری بین رفلكسولوژیست ها و محققین با تجربه
مسئلهای است ضروری تا بتوان مطالعات پر كیفیت مورد نیاز برای تصمیمگیری
در مورد میزان تأثیر بازتاب شناسی را انجام داد. مجمع تحقیقاتی طب مكمل كه
در سال 1983 بنیان گذاشته شده ،كمكهای مالی، علمی و پشتیبانی را از
متخصصین طب مكمل كه در این زمینه تحقیقاتی را انجام میدهند بعمل میآورد.
مطالعاتی كه در زمینة رفلكسولوژی انجام می شود میبایست بخوبی توسط مجلاتی
كه در دسترس اكثر متخصصین قرار دارند چاپ شوند. البته به عقیدة لین (1996)
مطالعه و تحقیق بصورت "دوسوكور" در زمینة رفلكسولوژی كار بسیار مشكلی است
چون عنصر روانتنی در هر فردی خاص خود اوست. نظرات موافق (Pro): · Falcco و Oleson
در 1993 یك آزمون "كنترل با دارونما" كه برای تحقیق در مورد توانایی
رفلكسولوژی برای كاهش "آشفتگی قبل از قاعدگی" انجام داده بودند گزارش
نمودند كه در نتیجة این مطالعه، 35 نفر از افراد به میزان معنی داری نسبت
به گروه كنترل، كاهش علائم پیش از قاعدگی را نشان دادند و این نتایج در
بررسی 2 ماه بعد نیز باقیمانده بود. این مطالعه بعدها توسط Vickers و همكاران در سال 1996 به دلیل كیفیت تحقیق، مورد انتقاد قرار گرفت. · Kovaks
و همكاران در 1993 "یك آزمون دوسوكور" با استفاده از رفلكسولوژی برای
درمان كمردرد انجام دادند. آنان بهبود قابل ملاحظهای در درد، انقباضات
عضلانی و سهولت حركت در گروه تحت درمان را گزارش كردند و اكثریت بیماران
توانستند مصرف داروهای مسكن تجویز شده توسط پزشك را قطع كنند و در طی دورة
تحقیق نیز بدون علامت باقی ماندند. · Dobbs
در سال 1985 استفاده از رفلكسولوژی در مراقبت از 7 بیمار مبتلا به سرطان
كه در فاز انتهایی بیماری قرار داشتند را توصیف نمود. گزارشات فردی وی
براین موضوع اشاره داشت كه تمامی بیماران احساس كرده بودند كه كیفیت
زندگیشان با رفلكسولوژی بهتر شده بود و این بهبودی صرفاً نتیجة رفلكسولوژی
نبود بلكه به دلیل افزایش ارتباط و تماس بیماران با متخصصین رفلكسولوژی
بود. · McGrath , Motha
در سال 1994 مطالعهای را بر روی 64 خانم باردار برای تعیین اثر
رفلكسولوژی بر روی زایمان انجام دادند. نتایج نشان دهندة آن بود كه درمان
رفلكسولوژی منجر به كاهش زمان زایمان و نشانههای جسمی تجربه شده توسط
مادران باردار، گشته بود. این مطالعه، اگر چه با نتایج مثبتی همراه بود
ولی در آن از گروه كنترل استفاده نشده بود. نظرات مخالف (CON): · Ibsen , Sorenson (در 1993) نگرانی خود را در مورد بیماران دیابتیكی كه برای زخم و عفونت پا درمان شده بودند، اظهار كردند. آنان یك گزارش موردی (Case report)، در
مورد یك بانوی دیابتیك درمان شده با بازتاب درمانی را كه بعداً مجبور شدند
پایش را قطع كند، منتشر نمودند. انجام این كار توانست زندگی راحتتری را
برای این خانم فراهم آورد. در این تحقیق تمایل نادرست به استفاده از بازتاب درمانی به عنوان تنها درمان برای این بیمار مبتلا به بیماری مزمن، مطرح شد. موارد استفاده از رفلكسولوژی برای درمان یا بهبودی چیست؟ رفلكسولوژی
تمامی گروههای سنی از نوزادان تا افراد مسن را میتواند درمان كند. بازتاب
درمانی میتواند بیشتر برای متعادل سازی كل بدن استفاده شود تا برای بهبود
و شفای اختلالات خاص، لیكن با كاربرد مناسب، بازتاب درمانی میتواند قدرت
شفابخشی خود بدن را افزایش دهد. افرادی كه بازتاب درمانی را انجام میدهند
پیشنهاد میكنند كه درمان هفتگی رفلكسولوژی میتواند اكثریت مشكلات را در
ابتدا متوقف كند و احتمال یك بهبودی سریع را زیاد كند. بازتاب درمانی گردش
خون به نواحیای از بدن را افزایش می دهد كه جذب مواد مغذی و حذف مواد
زائد را زیادتر میكنند. همچنین رفلكسولوژی دارای اثرات زیر میباشد: 1- متعادلسازی تمام سیستمهای یازدهگانه بدن، بطوریكه بدن بتواند خود را شفا دهد. 2- موجب تحریك آن نواحی از بدن و ذهن كه عملكرد صحیح ندارند و آرام سازی نواحی پرفعالیت میشود. 3- دیدگاه
ذهنی مثبت را تقویت می کند (تندرستی عبارتست از هماهنگی فعل و انفعال
انرژیها در داخل بدن، افكار منفی و احساسات منفی جریان آزادانه این
انرژیها را محدود كرده و سبب تورم و احتقان آنها در بدن میگردد كه اگر
تصحیح نشوند سرانجام بصورت بیماری تظاهر میكنند). 4- بیرون
كردن و رفع احساسات سركوب شده ناشی از فشارها و استرس، آرام سازی بدن و
تغییر وضع زندگی (متخصصین این رشته بر این باورند كه 85% تمام بیماریهای
امروزی بشر به نوعی مرتبط با استرس است). 5- آرامش بدن (آرا مسازی بدن). 6- با افزایش آزادسازی اندورفینها به كنترل درد كمك میكند. 7- عملكرد سیستم ایمنی را افزایش داده و جریان لنفاتیك را بهتر میكند. 8- تندرستی بدن را در حالت متعادل نگه می دارد. 9- سطوح تمركز را افزایش می دهد. 10- گردش خون و جریان عصبی را بهبود میبخشد. 11- در نواحی احتقان كه معمولاً بصورت درد احساس میشوند، موجب احساس رهایی میگردد. واكنشهای احتمالی كه ممكن است پس از درمان رفلكسولوژی اتفاق بیافتد کدام است؟ 1- افزایش
ادرار. از آنجا كه كلیهها تحریك میشوند، ادرار بیشتری تولید میشود و
این ادرار به دلیل سموم بیشتری كه دارد، ممكن است تیرهتر بوده و بوی
تندتری داشته باشد. 2- تعداد دفعات حركات رودهای بیشتر میشود. 3- تشدید
وضعیت پوستی، بویژه در مواردی كه سركوب شده باشند و تعریق شدید همراه با
خارج شدن سمومی كه از طریق منافذ پوستی كف پاها، آزاد می شوند. 4- بهبود قوام پوست و تركیب نسجی آن همراه با بهتر شدن جریان گردش خون كه موجب بهبود قوام و تركیب نسجی پوست میشود. 5- ترشحات غشاءهای مخاطی در بینی، دهان و برونشها افزایش می یابد. 6- تغییرات الگوی خواب، مثلاً خواب بیشتر یا عمیقتر یا خواب آشفته. 7- سرگیجه یا حالت تهوع. 8- بروز موقت بیماری كه قبلاً سركوب شده بوده، بدلیل اینكه بدن فرآیند طبیعی شفای خود را آغاز میكند. 9- افزایش ترشحات تناسلی بانوان. 10- احساس تب. 11- خستگی یا افزایش انرژی. 12- سر دردها. 13- افسردگی و تمایل شدید به گریهكردن. این واكنشها به عنوان بخشی از درمان ارزیابی میگردند و اغلب بیانگر این است كه سموم از بدن پاك و ترمیم و شفا حاصل میشود. در طی یك جلسه رفلكسولوژی چه اتفاقی میافتد؟ اصولاً متخصصین بازتاب درمانی اجازه طبابت یا تشخیص بیماری را ندارند. ویزیت شامل مراحل زیر است: 1- تهیه
تاریخچه فردی دقیق با در نظر گرفتن جزئیات انجام میشود كه شامل سوال از
مشكل اصلی بیمار، داروهایی كه دریافت میكند (شامل ویتامینها و داروهای
گیاهی)، طول مدت مشكل بیمار، تاریخچه سلامتی و اینكه آیا بیمار تحت درمان
پزشكی هست یا خیر. داریوش ک - 20:16 1385/07/9 8 مکانیسم ایجاد بیماری از دیدگاه ریکی اگر انرژی فردی صرفا میتوانست کیفیتی خوب و مثبت داشته باشد، در اینصورت ما
در دنیای بسیار متفاوتی زندگی میکردیم ولی از آنجا که در واقعیت، انرژی فرد تحت
تاثیر ذهن او قرار میگیرد، میتواند بسته به نیت درونی و یا ماهیت فکر انسان،
نتایج منفی یا مثبت به بار آورد. بنابراین انرژی فردی که متاثر از ذهنیات شخص است،
تا حد بسیار زیادی مسئول سلامت یا بیماری اوست. در حالت طبیعی، کارکرد صحیح اندامها و اعضای بدن انسان وابسته به انرژی مثبتی
است که توسط ذهن ناخودآگاه ایجاد و هدایت میگردد اما همین ذهن ناخودآگاه قادر است
انرژی فردی منفی نیز بوجود آورد. افکار نامطلوب و منفی در ارتباط با خود، انرژی کی شخصی را به صورت منفی و بیمار گونهای تحت تاثیر
قرار میدهند. در این حالت کی منفی در
اطراف ارگانهای بدن، چاکراها و حوزه انرژی اطراف انسان (هاله) مستقر میشود و با
کند نمودن فعالیتهای طبیعی بدن فیزیکی و کالبدهای انرژی، در نهایت ایجاد بیماری
میکند. در واقع بیماریها و اختلالات عملکرد اعضای بدن، عمدتا ناشی از همین انرژی
فردی با خصوصیات نامطلوب و منفی است. شفاگران که به علت حساس بودن نسبت به هاله
انرژی افراد قادر به درک اختلالات آنها هستند، غالبا انرژی منفی را به شکل لکهها
و یا ابرهای تیرهای در داخل یا اطراف بدن گزارش میکنند که جریان طبیعی انرژی
فردی سالم را مختل نموده است. با از میان برداشتن کی
منفی، انرژی کی طبیعی قادر خواهد بود
دوباره به جریان بیافتد و به این انرژی منفی هم میتواند شارژ سادهای از انرژی
داشته باشد که در این صورت به راحتی قابل برداشته شدن است و هم ممکن است از شارژ
قدرتمند و برنامهریزی پیچیدهتری برخوردار باشد که برطرف کردن و حذف آن را مشکلتر
میسازد. گاهی تشخیص این انرژی منفی به راحتی امکانپذیر نیست چرا که تمایل به
پنهان شدن دارد و گاهی اوقات علیرغم ظاهر طبیعی، تاثیرات نامطلوب خود را به صورت
مخفیانه برجای میگذارد. این انرژی منفی از افکاری ناشی میشود که از ذهن ناخودآگاه و حتی ذهن خودآگاه
انسان سرچشمه میگیرد و پس از ترکیب با انرژی فردی، برای کارکرد حوزههای مختلف
وجود شامل جسم، احساسات و هیجانها و همینطور ذهن او تاثیر میگذارد. بنابراین از
همین جا میتوان به اهمیت داشتن یک تصویر ذهنی مثبت از خود و لزوم رها کردن کلیه
افکار و احساسات منفی از ذهن، پی برد. همه ما در طول زندگی، بارها و بارها در معرض میلیونها فکر و احساس از سمت
دیگران قرار میگیریم، این افکار و احساسات، بسته به اینکه تا چه حد نسبت به آنها
پذیرا باشیم، بر ما تاثیر میگذارند. در سالهای اولیه زندگی، قابل تشبیه به کتاب
بازی هستیم و به این دلیل برایمان مشکل است تصمیم بگیریم کدام افکار و احساسات را
بپذیریم و کدامها را رد کنیم. اما از طرفی در طی همین سالهاست که زیر ساختار
شخصیت ما پایهریزی میشود و به طور معمول در این دوره، بیش از هر عامل دیگری، تحت
تاثیر قدرتمند والدینمان هستیم. همچنین انواع برنامهریزی ذهنی را از جانب
تلویزیون، معلمین مدرسه و تجارب زندگیمان دریافت میکنیم. این مفاهیم اولیه در ذهن
ناخودآگاه ما ثبت و مستقر میگردد و زمینهای میشود برای ایجاد الگوی خاص انرژی
فردی مثبت یا منفی که در هاله انرژی، چاکراها و کالبدهای لطیفتر شکل میگیرد. این
اگر نیز به نوبه خود به طور مستقیم در وضعیت سلامت ما و نیز تمامی آنچه انجام میدهیم
یا تجربه میکنیم، تاثیر میگذارد. سایرین نیز میتوانند انرژی کی منفی را
به حوزه انرژی ما القا نمایند. آنها حتی به صورت ناخواسته و ناخودآگاه، هنگامی که
افکار منفی و تیرهای نسبت به ما دارند، این تاثیر را بر ما میگذارند. در نتیجه
عدهای از ما که نقاط ضعفی در هاله انرژی یا چاکراهای خود داریم، از این القا
نامطلوب تاثیر میپذیریم. انرژی منفی مورد نظر که نام رایج آن "ارتعاشات بد"
میباشد، ممکن است تاثیری موقت بر جای بگذارد. اما چنانچه فرد دریافت کننده، ضعیف،
آسیبپذیر و دارای پذیرش بالایی برای جذب انرژی منفی باشد یا اگر خدای ناخواسته
انرژی منفی به عمد و با قدرت بیشتری فرستاده شده باشد (که بعدها نتایج بسیار
نامطلوبی برای شخص ارسال کننده انرژی به دنبال خواهد داشت)، در چنین شرایطی، حتی
ممکن است تاثیر بیماریزای آن دائمی باشد. ذهن و حوزه انژیهای ظریف ما، همینطور از کارماهایمان که نتایج افکار و اعمالمان
در گذشته میباشند، تحت تاثیر قرار میگیرد. همچنانکه در زندگی به پیش میرویم، بر
اساس بذر کارماهایی که در وجود ما کاشته شده است، با شرایط، موقعیتها و افرادی
روبرو میشویم که از بار کارمایی ما میکاهند یا بر آن میافزایند. برآیند این
تاثیرات همواره در حوزه انرژی و چاکراهای ما حضور دارد و در حال تاثیر گذاری بر
سرنوشت ماست و طبعا نوع این تاثیر بستگی به ماهیت کارماها و مثبت یا منفی بودن
انرژیهای فردی حاصل از آنها دارد. بنابراین به عنوان جمعبندی باید گفت افکار منفی که از ذهن خود فرد، تجربیات
گذشته و یا حتی از ذهن سایر افراد منشا میگیرد، با جذب و تولید انرژی فردی منفی و
ایجاد محدودیت و انسداد در حوزه انرژی و چاکراهای فرد باعث تهدید سلامت ارگانهای
بدن او میشوند و در نهایت در وی ایجاد بیماری میکنند. شفاگران در مقابله با چنین تاثیری، کی
مثبت را به کل حوزه انرژی، چاکراها و ارگانهای تحت تاثیر کی منفی و افکار و احساسات وابسته ب آن ارسال میکنند
و با نیت آزادسازی آنها از موضع درگیر و به جریان انداختن انرژی طبیعی، سلامت از
دست رفته را به هاله و بدن فیزیکی بیمار باز میگردانند. این فرآیند، صرف نظر از تنوع روشهای شفابخشی و تکنیکهای خاص هر روش، فرآیندی
است که در سراسر دنیا در طی جلسات درمانی و همینطور در طی مسیر رشد معنوی به وقوع
میپیوندد. البته تردیدی نیست که هر چه توکل و ایمان فرد شفاگر به پروردگار قویتر
و خلوص نیت او بیشتر باشد، برکات و تاثیرات حاصله نیز چه در حوزه فردی وی و چه در
مورد بیمار فزونتر خواهد بود. به امید روزی که یکایک هممیهنان عزیزمان با درک عمیقتر علل ریشهای و مکانیسم
ایجاد بیماری (فشارهای عصبی، الگوهای ذهنی نادرست، افکار منفی، عادات ناسالم در
تغذیه، وضعیتهای بدن و برقراری ارتباط، عدم مراقبت از خود و بیتوجهی به زبان
گویای درون که کوچکترین عدم تعادل در حوزه وجود انسان را به او متذکر میشود) و
شناخت راههای سالم زیستن، ضمن پیشگیری از بروز بیماری، با پذیرش مسئولیت نسبت به
گوهر تعادل و سلامت که نعمتی بی بدیل از جانب ذات پرمهر پروردگار است، برای شفای
ذهن و جسم خود به نحوی موثر گام بردارند و چاره را تنها در بیرون از خود جستجو
نکنند. ترجمه و اقتباس: دکتر کیارش ساعتچی برگرفته از کتاب: جوهره ریکی منبع: بازنویسی از سایت http://www.iranreiki.com داریوش ک - 16:05 1385/07/9 7 معرفی کوتاه ریکی ریکی یک روش درمان طبیعی برای دستیابی به آ رامش، تعادل و سلامت ذهن و جسم است که بر همسویی با انرژی حیاتی کیهانی تمرکز دارد. استاد میکائو اوسوئی یک فیلسوف و مردی روحانی بود که استفاده از هنر درمان و انتقال این انرژی حیاتی کیهانی را کشف کرد. دکتر اوسوئی پس از دوره ای طولانی از مدیتیشن و روزه معنوی، قابلیت انتقال انرژی ریکی را بدست آورد . او همچنین به دیگران کمک می نمود که مانند کانالی برای انرژی عمل کنند. ریکی چیست و چه نمی باشد ریکی درسراسر دنیا با سرعت در حال گسترش است اما اکثر مردم هنوز درباره اینکه ریکی چیست سردرگم هستند. در متن حاضر ریکی به دو صورت زیر توصیف شده است. - یک سیستم آرامش بخش و متعادل کننده است که انرژی حیاتی کیهانی را انتقال می دهد: این سیستم اصالتا" توسط استاد میکائو اوسویی در حوالی سال 1900 میلادی در ژاپن گسترش یافت. - مفهوم لغوی: Rei به معنای دانش معنوی وKi به معنای انرژی می باشد. بنابراین Reiki به معنای انرژی معنوی می باشد. بعضی از مردم واژه Reiki را به عنوان فعل استفاده می کنند به عنوان مثال در : . I will Reiki him چیزی که آنها می گویند این است که I will give Reiki to him یعنی من به او ریکی خواهم داد. ریکی برای همه مفید است. هر فردی با هر سن یا هر بیماری می تواند ریکی دریافت کند. حتی کودکان تازه به دنیا آمده یا افرادی که پایان زندگی خود را سپری می کنند می توانند از آرامشی که ریکی برای آنها فراهم می کند بهره مند گردند. ریکی چیست ؟ به طور خلاصه ریکی آنچه را که شما نیاز دارید به شما می دهد. خواه این نیاز رهایی از تنش، تقویت انرژی، یا هر دو این ها باشد. برای کمک به درک کامل اینکه ریکی چه چیزی به شما ارزانی می دارد، در زیر برخی از واژه هایی که برای توصیف ریکی به کار می رود، آمده است: - لطیف: دریافت ریکی خوشایند و آرامش بخش است. - بی ضرر: ریکی، تنها می تواند نتایج مثبت داشته باشد. - ذاتی: شما به هیچ وسیله و ابزاری نیاز ندارید. - شفابخش: هدف ریکی بالاترین میزان شفا می باشد. - متعادل کننده: ریکی سطوح انرژی شما را متعادل می سازد. - آرامش بخش اعصاب: مهم ترین دلیل استفاده از ریکی احساس خوشی ناشی از آرامش عمیق می باشد. - نیرو بخش: اگر شما فاقد انرژی باشید، ریکی به شما نیروی تازه ای می بخشد. ریکی چه چیزی نمی باشد ؟ دانستن اینکه ریکی چه چیزی نیست به همان اندازه مهم است که ریکی چیست. - ریکی یک مذهب نیست: ریکی کاملا" غیر مذهبی است. شما می توانید به هر دینی بپردازید ( یا هیچ کدام ) و همچنان از ریکی استفاده کنید و بهره مند شوید. بنیان گذار ریکی، میکائو اوسویی تحت تاثیر مذاهب کشورش، آیین بودا و آیین شینتو، قرار گرفته بود. اما ریکی به هیچ دینی وابسته نیست و اکنون افراد با مذاهب و اعتقادات مختلف، جزو درمانگران ریکی هستند. ریکی پدیده نوظهوری نمی باشد. - ریکی ماساژ یا بازتاب درمانی (reflexology) نیست: ریکی یک روش شفابخشی از طریق انرژی است و شفا بخشی آن، به واسطه عملکرد دستها روی بدن ( دستکاری بدن )، نمی باشد. ریکی متفاوت از ماساژ و بازتاب درمانی است. اما گاهی اوقات با دیگر هنرهای شفابخش، بخصوص بازتاب درمانی اشتباه گرفته می شود. تمایز مذهب/ معنویت: معنویت، اعتقاد و ایمان در ارتباط شما با الهیت است. هدف از پیشرفت معنوی، بهبود بخشیدن این ارتباط و مشاهده الوهیت در درون خود و پیرامونتان می باشد. مذهب راهنمایی است که به شما نشان می دهد چگونه خود را از لحاظ معنوی پرورش دهید. مذهب به شما می گوید که الهیت چیست و متن ها ( دعاها )، مکان های مخصوص عبادت و راهنمایانی برای حمایت از شما معرفی می کند. ممکن است شما پیرو دینی باشید ولی ارتباط معنوی قلبی نداشته باشید. ریکی امکانات رشد معنوی را فراهم می نماید. اهمیت ندارد که پیشینه مذهبی شما چیست. شما متوجه خواهید شد که در ریکی اصول بامعنا بوده، و هیچ تعارضی با مذهب شما ندارند. در حقیقت ریکی باید ارتباط معنوی شخصی شما را ارتقاء دهد. سیمای معنوی ریکی، شما را قادر به انجام موارد زیر می سازد: -اتصال به مبداء: شما از نماز و مراقبه برای ارتباط با خداوند یا قدرت برتری که به آن اعتقاد دارید استفاده می کنید. ارتباط معنوی، منبع بی پایانی از انرژی ریکی را فراهم می کند. -کانال انتقال انرژی برتر: انرژی شفا دهنده ریکی از درمانگر نمی باشد، این انرژی از طرف خداوند یا انرژی برتر، به واسطه درمانگر انتقال می یابد. -حفظ سلامت معنوی: همچنان که شما سلامت جسمانی خود را به وسیله غذای مغذی، هوای تازه و ورزش حفظ می نمایید، به حفظ سلامت روحانی خود نیز نیاز دارید. نماز، مراقبه، اوقات آرام و تمرینات معنوی (انجام اعمال خوب) می توانند در این رابطه کمک کنند. ریکی اسباب معنوی زیر را بکار می گیرد: اصول ریکی، مراقبه، نمادها و مناجات ریکی در خدمت پزشکی رایج ریکی یک روش درمانی مؤثر از طب انرژی است که با به کارگیری انرژیهای ظریف و از راه قرار دادن دستها در حوزة انرژی بیومغناطیسی انسان ، باعث ایجاد تعادل و افزایش قدرت بدن جهت درمان و التیام خود می گردد . ریکی به عنوان شیوه ای قدرتمند از طب ارتعاشی ، می تواند با برقراری مجدد تعادل و هماهنگی از دست رفته در حوزة بیومغناطیسی ، آن هم در عمیقترین سطوح ارتعاشی ، ریشة اصلی بیماری را هدف قرار داده و با بر طرف کردن آن منجر به بهبودی بیمار گردد . ریکی همچنین مقاومت عمومی بدن را نسبت به استرس و فشار عصبی بالا می برد . در طی جلسة ریکی , مراجع یا بیمار , موجی از آرامش را دریافت می کند و با رسیدن به حالت آرمیدگی[1] , فعالیت دستگاة عصبی خودکار (اتونوم) او تنظیم می شود که این تأثیر ، به طور مستقیم به کاهش استرس فرد منجر می گردد . افزایش ترشح اندورفین و تقویت سیستم ایمنی بدن نیز به نوبة خود به کاهش احساس درد و ارتقاء سلامت بیمار کمک مؤثری می نماید . ریکی یک روش سلامتبخشی کل نگر به حساب می آید که درمان و ارتقاء سطح سلامتی فرد را در تمامی ابعاد مد نظر قرار می دهد و به همین دلیل با توجه به همه جانبه بودن و گستردگی فرایند بهبودی ، غالباً نمی توان پیش بینی کرد که علایم خاص یک بیماری به چه سرعتی و ظرف چه مدت برطرف می شوند. علایم حاد ( که مدت کمی از شروع آنها می گذرد) عموماً به سرعت به درمان پاسخ می دهند ولی درمورد بیماریهای مزمن در بیشتر موارد نیاز به گذشت حداقل سه یا چهار جلسة کامل ریکی خواهد بود تا بتوان درمورد معیارهای بهبود بالینی به قضاوت پرداخت . نکتة بسیار مهم اینکه ریکی همانند سایر روشهای طب مکمل همانگونه که از نام کلی این روشها برمی آید ، جهت تقویت و گسترده تر کردن روند درمان , افزایش آگاهی درونی بیمار از ماهیت و علت واقعی بیماری ، تحریک نیروی عظیم شفابخش در درون او و آماده سازی بیمار برای پذیرش بیشتر و بهتر درمانهای طب رایج و اعمال جراحی ، به کار می رود و به هیچ عنوان جایگزین پزشکی رایج و مدرن به حساب نمی آید . درواقع ترکیب ریکی به عنوان یکی از رشته های طب مکمل ( و کل نگر) با پزشکی , در کنار یکدیگر , قدرتمندترین و جامع ترین درمان را برای بیمار به ارمغان می آورد . بدون شک آرمان مشترک جامعة پزشکی و درمانگران کل نگر نیز چیزی جز این نیست که بیماری ، درد و رنج بیماران را به کمک پروردگار عمیقاً و در کوتاهترین زمان ممکن ریشه کن کرده ، به طور همزمان شاهد رضایت بیمار و احساس آرامش و سلامتی او در تمامی ابعاد و اصلاح و تغییر در الگوهای ذ هنی ونحوه نگرش بیمار به جهان اطراف که لازمة درمان و شفای واقعی و دائمی است ، باشند . سالهاست که توجه آگاهانه به این موضوع مهم و در عین حال متعالی در سراسر جهان و به ویژه کشورهای پیشرفته ازنظر بهداشت و درمان ، موجی نوین از بکارگیری درمانهای طب کل نگر و مکمل را در کنار پزشکی رایج و مدرن برای بیماران فراهم نموده است . امروزه در نقاط مختلف دنیا تعداد روزافزونی از پزشکان ، پرستاران و سایر ارائه دهندگان خدمات بهداشتی ، به همراه درمانگران ریکی , چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی و در قالب برنامه های مدون و دقیق ، درمانهای مربوط به طب انرژی را به موازات مراقبتها و درمانهای پزشکی کلاسیک به بیماران و پرسنل بیمارستانها عرضه می نمایند . در طی سالهای اخیر در ایالات متحدة آمریکا ، ریکی به طور فزاینده ای در مراکز بهداشتی و درمانی نظیر؛ مراکز پزشکی خانواده ، اورژانسها ، اتاقهای عمل جراحی ، بخشهای زنان و زایمان ، واحدهای مراقبت نوزادان ، بخشهای اطفال ، واحدهای مراقبت از بیماران HIV/AIDS ، بخشهای مربوط به بستری بیماران دریافت کنندة اعضاء پیوندی ، درمانگاههای روانپزشکی ، سراهای سالمندان و معلولین و مراکز توانبخشی و نوتوانی , به بیماران و نیازمندان ارائه می گردد . درحال حاضر ، ریکی در این مراکز برای طیف وسیعی از مشکلات و بیماریها بکار می رود که از آن جمله می توان از سرطان ، انواع دردها ، ناباروری ، اختلالات دژنراتیو عصبی ، سندرم خستگی مفرط ، در خود ماندگی ذهنی و نیازهای ویژه نام برد . فهرست کامل 22 مرکز معتبر و شناخته شده مورد نظر که بیمارستان دانشگاهی جرج واشنگتن نیز از آن جمله می باشد . َ ریکی به سه فرم مختلف درمراکز بهداشتی درمانی و بیمارستانها ، به موازات اقدامات طب رایج ، در اختیار جامعه قرار می گیرد : درمان بیماران و پرسنل مراکز ، توسط درمانگران ریکی . آموزش مرحلة اول ریکی به پرسنل پزشکی جهت مراقبت فردی و خوددرمانی ونیز کاربرد آن برای مؤثرتر و دلپذیرتر نمودن اقدامات پزشکی رایج برای بیماران . برگزاری دوره های آموزشی ریکی مرحلة اول در بیمارستانها به منظور آموزش بیماران و اعضای خانوادة آنان و همینطور ارائه دهندگان خدمات بهداشتی . آموزش خوددرمانی با ریکی به بیماران , از یک سو باعث کاهش عوارض جانبی ناشی از درمانها و مداخلات پزشکی رایج می گردد و از سوی دیگر بیماران را با صرف هزینه ای معقول و منصفانه به مهارتی ساده و درعین حال مؤثر مجهز می نماید تا بتوانند بر درد ، اضطراب و بی خوابی خود غلبه کنند . تجربه نشان می دهد بیمارانی که از چنین مهارتی بهره مند باشند ، با پروتکلهای طب رایج و پرسنل پزشکی ارائه دهندة آنها ، همکاری به مراتب بهتر و مؤثرتری دارند . برای مثال ، افراد آلوده به ویروس HIV و یا مبتلا به سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS) به دنبال یادگیری خوددرمانی با ریکی ، با رضایت و استقبال بیشتری خود را به درمانهای دارویی طب رایج می سپارند و از مزایای آن بیشتر بهره مند می شوند . ازجمله مزایای دیگر ریکی ، کاهش میزان مورد نیاز دارو است . گزارشات حاکی از آن است که خصوصاً افراد مبتلا به دیابت ، بلافاصله پس از شروع جلسات ریکی ، با دریافت مقادیر کمتری دارو تحت نظارت پزشک معالج خود ، ازنظر قند خون متعادل باقی مانده اند و در واقع نیاز آنان به دارو کمتر شده است . در بررسیهای دیگر ، میزان نیاز بیماران سرپایی HIV/AIDS به داروهای روانپزشکی نیز پس از یادگیری خوددرمانی با ریکی ، کاهش یافته است و روانپزشکان معالج آنان قادر بوده اند درمان روانپزشکی را با مقادیر پایین تر دارو ادامه دهند . تجربیات نشان می دهد که ریکی همچنین یک تکنیک مؤثر برای کاهش استرس و فشار عصبی است که می تواند به راحتی و با اطمینان , با طب رایج ادغام گردد چرا که در ریکی نه تنها از داروها یا اقدامات دستکاری کننده (Manipulative measures) ـ که درمورد بعضی از بیماریها احتمال ایجاد عوارض و مخاطرات ناشناخته ای را به بیمار تحمیل می کند ـ استفاده نمی شود بلکه پروتکل درمانی این روش نیز انعطاف پذیر است و می توان آنرا هم با نیازهای بیمار و هم با شرایط خاص او از لحاظ پزشکی ، مطابقت داد . ریکی را می توان برای حمایت از اقدامات مداخله گری که به وفور در طب رایج مورد استفاده قرار می گیرد و غالباً برای بیمار ناخوشایند و دردناک می باشد نیز به کار برد . ریکی در این شرایط در یک بیمار هوشیار ، باعث احساس خوشایندی از آرامش می گردد و به دنبال آن بیمار احساس راحتی و همکاری بیشتری با ارائه دهندگان اقدامات و مراقبتهای پزشکی پیدا می کند . نتیجة چنین تأثیری ، کاهش عوارض جانبی ناشی از مداخلات تشخیصی و درمانی پزشکی رایج ( ازجمله جراحیها و … ) است . پرسنل پزشکی و پرستاران اظهار می دارند که از ارائة ریکی به بیماران خود احساس خوشایندی داشته و از اینکه ابزاری در اختیار داشته اند که توسط آن رنج ، درد و ناراحتی بیماران را در طی اقدامات دردناک تشخیصی یا درمانی ، به حداقل رسانیده اند یا برای مثال بی قراری و ناراحتی کودکی را برطرف نموده اند ، احساس رضایت و قدردانی بسیار داشته اند . ریکی روش مؤثری برای درمان و کنترل درد نیز به شمار می آید . گرچه تحقیقات انجام شده در این مورد تاکنون محدود بوده ، اما نتایج بسیار امیدوارکننده ای گزارش شده است . برای مثال درسن ( Dressen)و سینگ(Sing) پس از مطالعه بر روی 120 نفر از بیماران مبتلا به درد و بیماری مزمن که به طور تصادفی انتخاب شده بودند ، اظهار داشتند که ریکی نه تنها برای کاهش درد ، افسردگی ، اضطراب و استرس بیماران به عنوان روشی مؤثر با دوام طولانی مدت اثر می کند ، بلکه موجب تغییراتی مطلوب در شخصیت و میزان اعتقاد و ایمان آنان به خداوند می گردد. پاملا مایلز(Pamela Miles) بنیانگذار انستیتوی توسعة درمانهای مکمل ( IACT) و مسئول برنامه ریزی تحقیقات و کاربرد ریکی در بیمارستانها و مراکز درمانی شمال شرقی ایالات متحدة آمریکا وگالا ترو (Gala True) محقق و دانشمند مجری بخش پزشکی مرکز سیاستگذاری خدمات بهداشتی آلبرت انیشتن در فیلادلفیا ، در مقالة مفصلی که به طور مشترک در شمارة مخصوص مارس و آوریل 2003 ویژه نامة " درمانهای جایگزین" ارائه داده اند ، ضمن بررسی تاریخچه و تئوری ریکی , به طور مفصل به موضوع کاربرد ریکی در کنار طب رایج در سراسر ایالات متحدة آمریکا پرداخته و اظهار می دارند که گرچه تاکنون چندان تحقیقات مفصل و صددرصد استانداردی دربارة تأثیرات بالینی ریکی صورت نپذیرفته و مطالعات موجود خالی از کاستی هایی از دیدگاه علم آمار پزشکی نبوده اند ، اما عموم بیماران و خانواده های آنان به همراه پزشکان و پرسنل مراکز درمانی و بیمارستانها و حتی سیاستگذاران بهداشتی درمانی ایالات متحدة آمریکا ، براساس تجربه , عملاً به راحتی متقاعد شده اند که برای سهولت بیشتر و مؤثرتر شدن امر درمان ، همزمان با صرف هزینه های کمتر در سطح کلان جامعه ، به کارگیری روشهای درمانی کل نگر و مکمل نظیر ریکی راه حلی مناسب و عملی به نظر می رسد . منبع: http://www.cam.ir پیام در تاریخ 85/7/9 ویرایش شده است. داریوش ک - 17:18 1385/07/9 6 تحقیقات جدید پیرامون تاثیر ریکی بر تعادل حوزه
انرژی به عنوان شاخص مهم سلامت 24/03/1384
از حدود یکسال پیش، برای نخستین بار در ایران، بررسی علمی
تاثیر روشهای طبیعی جهت تکمیل درمانهای طب رایج، توسط تیم پزشکی مرکز طب مکمل و جایگزین
ایران (دکتر میترا حاجی زاده، دکتر فرید نیک بین، دکتر کیارش ساعتچی) با
بهره گیری از به روز ترین فناوری تصویربرداری علمی از حوزه انرژی انسان (Human
Bioenergy Field) آغاز شده است. تاکنون موثر بودن تمرینات ریکی، مراقبه،
تمرینات تنفسی یوگا، سنگهای دارای خواص شفا بخش و... در ایجاد تعادل و هماهنگی در
حوزه انرژی انسان همگام با افزایش ارتعاشات و محتوای انرژی این حوزه، بارها به
صورت بالینی به اثبات رسیده است.
توجیه علمی انرژی رِیکی در حال حاضر، مهمترین
دیدگاه برای فرمول بندی کردن نحوه عملکرد ریکی، میدانهای الکترومغناطیسی حاصله از کلیه
موجودات زنده است. پروفسور جیمز اوشمن (James Oschman
Ph.D).در کتاب اخیر
خود به نام “ مبانی علمی طب انرژی بخشی” Energy
Medicine, The Scientific Basis") “( به این موضع
شگفت انگیز اشاره میکند. البته حضور و انتشار جریانهای الکتریکی در بدن انسان، از
مدتها پیش به یک حقیقت علمی تبدیل شده است. این جریانها که در مسیر سیستم عصبی حرکت
میکنند، یکی از راههای خود تنظیمی بدن برای رسیدن به تعادل و هماهنگی لازم
محسوب میشوند. به عبارت دیگر پیامهای عصبی که از مغز منشاء میگیرند، از طریق سیستم
عصبی که با تمامی بافتهای بدن در ارتباط میباشد به کلیه اعضا و اندامها رسیده و
موحب تنظیم فعالیتهای بدن میشوند. از سوی دیگر الکتریسیته
قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و مویرگهای خونی که مجموعاً بیش از 50000
مایل ( هر مایل معادل 1609 متر) درازا دارند به سایر قسمتهای بدن منتشر میگردد. این
راه، دومین مسیر ( البته به صورت فرعی) برای جاری شدن جریانهای الکتریکی به حساب
میآید. این جریانها نه تنها در داخل سلولها بلکه در اطراف همه سلولهای بدن
انتشارمی یابند. از طرفی بسیاری از سلولها، حاوی کریستالهایی به فرم مایع میباشند.
این کریستالهای زنده، در غشاهای سلولی، غلاف های میلین اعصاب و بسیاری از
نقاط دیگر به طور پراکنده یافت میشوند. تمامی کریستالها، هنگامی که به نوعی تحت
فشار قرارگیرند، در پاسخ واکنشی تحت عنوان « تأثیرات پیزوالکتریک» از
خود نشان خواهند داد. به همین ترتیب، کریستالهای مایع درون سلولهای بدن
انسان نیز به طور مداوم در حال تولید جریانهای الکتریکی همگرایی میباشند که
همانند لیزر، فرکانسهای حاصله از آنها در محدوده مشخصی قرار دارد. این ارتعاشات لیزر
مانند قادرند علاوه بر حرکت در درون بدن، به محیط اطراف نیز منتشر شوند. این واقعیت،
تداعی کننده تأثیرات بالقوه شفا دهنده کوبش بر روی طبل است. هنگامی که فشارهای کوبشی
حاصل از ضربان طبل به بافتهای بدن انسان میرسد، جریانها و میدانهای الکتریکی
آهنگین ( ریتمیک ) خاصی دربدن ایجاد میشود که بطور مستقیم درفعالیت بیولوژیک آن
بافتها تأثیرمی گذارد. دومین محیط از سیستم
عصبی بدن انسان، غلاف عصبی ( پری نوریوم) نام دارد که متشکل از یک لایه بافت
همبندی و پوشاننده سیستم عصبی است. رابرت بکر(
Robert o. Becker ) در مجموعهای از مقالات
به شرح این موضوع پرداخته است : "بیش از نیمی از سلولهای مغزی را
سلولهای پری نوریال تشکیل میدهند. پری نوریوم که توسط امواج مغزی کنترل میشود
با تأثیر بر جریانهای الکتریکی، مستقیماً در فرایند شفابخشی دخالت دارد. هرگاه یکی
از قسمتهای بدن دچار آسیب میگردد، سیستم پری نوریال در آن موضع خاص، نوعی پتانسیل
الکتریکی به وجود میآورد که اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه میسازد
و ثانیاً سلولهای بازسازی کننده نظیر گلبولهای سفید خون، فیبرو بلاستها و ماکروفاژها
را به محل مورد نظر جذب مینماید و در نهایت همگام با ترمیم یافتن ضایعه، پتانسیل
الکتریکی موضع نیز تغییر مییابد. سیستم پری نوریال، همچنین نسبت به میدانهای
مغناطیسی بیرونی بسیار حساس و پاسخگو است." هنگامی که جریان الکتریکی
از داخل یک جسم هادی الکتریسیته عبور میکند، یک میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم
تشکیل میگردد. به همین نحو، جریانهای الکتریکی که در درون بدن انسان در حرکت میباشند
نیز در داخل و اطراف بدن، میدانهای مغناطیسی خاصی به نام میدانهای بیومغناطیسی
(Biomagnetic Fields)به وجود میآورند.
دکتر جان زیمرمن (Dr. John Zimmerman) در
دانشکده پزشکی دانشگاه کلرادو در شهر Denverایالات متحده. به
منظور درک بهتر نحوه عملکرد بدن وتشخیص عمیقتر بیماریها
، با استفاده از دستگاهی به
نام (Super Conducting Quantum Interference
Device) SQUID یا دستگاه فوق هادی با
تداخل کوانتومی ) اقدام به اندازه گیری دقیق میدانهای بیومغناطیسی بسیاری از اعضای
بدن، از جمله مغز و قلب نموده است. قلب دارای میدان
مغناطیسی پرقدرتی است که تا فاصله 15 فوتی ( هر فوت معادل 48/30 سانتیمتر ) ادامه
دارد. مغز و کلیه ارگانهای بدن نیز دارای میدانهای بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند
که آنها را احاطه نموده و با یکدیگردر تعامل میباشند. هرارگان، فرکانس ویژه خود
را دارد که بیانگر وضعیت سلامت آن است. اما در شرایط بیماری، این فرکانس دچار تغییرمی
شود. مجموعه تمامی میدانهای بیومغناطیسی بدن، تشکیل یک میدان بیومغناطیسی تجمع یافته
بزرگ را میدهد که بدن انسان را احاطه مینماید و در واقع بسیار مشابه با همان پدیدهای
است که هاله Aura) ) نامیده میشود. به این
ترتیب، میدان بیومغناطیسی مورد نظر میتواند یکی از اجزای مهم هاله قلمداد شود، گر
چه که ممکن است ابعاد دیگری نیز در این مقوله دخیل باشند. میدانهای بیومغناطیسی
انسان با میدانهای مشابه در اطراف او نظیر میدانهای بیومغناطیسی سایر انسانها در
تعامل متقابل است. این اصل در علم فیزیک، القاء
( (Induction نامیده
میشود وبه این معنی است که هر میدان
مغناطیسی میتواند باعث القای تغییراتی در قدرت و نیز فرکانس جریانهای الکتریکی در
جسم هادی مر بوط به میدان مغناطیسی مجاور خود ( در اینجا بدن انسان دیگر ) گردد.
به همین منوال. میدان بیومغناطیسی یک فرد هم قادر است از طریق فرایند القاء،
تأثیراتی را بر روی میدان مغناطیسی فرد دیگرچه از نظرذهنی_روانی ( دگرگونی
در احساس سلامت، میزان احساس خوشایند او...) و چه از لحاظ جسمی (کیفیت عملکرد
ارگانها و بافتهای بدن وی)، بگذارد. آگاهی از این اصل. از
یک سو تعریف مناسبی را از واژه مصطلح شخصیت مغناطیسیMagnetic
Personality) ) خاص هر انسان، برایمان
ارائه میدهد و از سوی دیگر، نحوه ایجاد تأثیرات درمانی مستقیم یک انسان بر روی
انسان دیگر را به صورت علمی توجیه میکند. تا به اینجا دریافتیم
که از دیدگاه علمی، وجود یک انسان به محدوده پوست او ختم نمی
شود بلکه به فضای اطراف او نیز گسترش مییابد. تا بحال همه ما هنگامی که حضور فرد
دیگری را بدون دیدن او در نزدیکی خودمان احساس کرده ایم، بر این واقعیت صحه
گذاشته ایم، اما امروزه این مقوله به عنوان یک اصل علمی پذیرفته و ثابت شده است. دستها نیز توسط میدان
مغناطیسی مخصوص به خود احاطه میشوند. بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یک
فرد شفاگر( Healer)در حین
انجام درمان نشان میدهد که این میدان به وضوح قوی تر از میدان مغناطیسی
دستان افراد معمولی است. در این بررسی از یک مغناطیس متر ساده، شامل دو عدد سیم پیچ
80 هزار دور متصل به یک تقویت کننده استفاده شد و نتیجه حاصله، گویای این
واقعیت بود که دستانِ فردِ شفاگر دارای میدانی با قدرت 002/0 گاس (gauss ) بود که هزار
بار قوی تر از هر میدان مغناطیسی دیگری است که از بدن انسان به بیرون امتداد مییابد.
فرکانس این میدان نیز متغیر ( بین 3/0 تا 30 هرتز) و عمدتاً در محدوده 8 ـ 7 هرتز
در نوسان بود. انرژی شفادهنده دستها حداقل تا حدودی توسط سیستم پری نوریال ایجاد
میشود. این سیستم همان طور که قبلاً توضیح داده شد، رشته های عصبی را پوشانیده و در
بدن به عنوان مسیری برای هدایت جریانهای الکتریکی تحت کنترل تالاموس مغز، عمل میکند.
پارهای از شواهد حاکی
از این است که سایر فرمهای انرژی به غیر از نوع بیومغناطیسی نظیر امواج مادون
قرمز، مایکروویو و بعضی دیگر از پرتابهای فوتونی نیز از دستها خارج شده، تأثیرات
درمانی خود را در سیستمهای بیولوژیک ( زیست شناختی ) بدن به دنبال دارد. این
دستاورد با تئوری متافیزیکی(و کل نگر) رایج مبنی بر اینکه بیماری ابتدا در
هاله انرژی یا میدان بیو مغناطیسی انسان ایجاد شده و سپس در جسم فیزیکی بروز میکند،
کاملاً هماهنگ و مطابق است. هنگامی که شفاگر،
دستان خود را به منظور درمان در مجاورت یک عضو غیر سالم قرار داده، شروع به
شفابخشی میکند، میدانِ مغناطیسی خارج شده از دستان او که به مراتب قویتر از میدانِ
مغناطیسی حاصل از عضو بیمار میباشد، با دربرداشتن فرکانسهای طبیعی و سلامت بخش
مورد نیاز آن عضو، تأثیر درمانی خود را آغاز میکند و نهایتاً با مکانیسمِ القایی،
فرکانسِ طبیعی را به عضو بیمار بازمی گرداند. این تنظیمِ فرکانس، به نوبه خود بر
جریانهای الکتریکی سلولها و سیستمِ عصبی عضوِ مربوطه و همینطور فعالیتِ بیولوژیک
آن عضو تأثیر میگذارد و به این ترتیب، درمان صورت میگیرد. تحقیقات به عمل آمده
نشان میدهد که فرکانسهای شفابخش برای بافتهای مختلف بدن عبارتند از : فرکانسِ
معادلِ دو هرتز برای رشته های عصبی، فرکانسِ معادلِ هفت هرتز برای استخوانها، فرکانسِ
معادلِ ده هرتز برای رباطها و فرکانسِ معادلِ پانزده هرتز برای مویرگها. درهنگامیکه شفاگر به
منظور یافتن نواحی نامتعادل و گرفتار در یک بیمار، به اسکن نمودن بدن او میپردازد،
فرایند القای میدانهای بیومغناطیسی در جهت معکوس اتفاق میافتد. در این شرایط،
شفاگر کف یک یا دو دست خود را در فاصله چند سانتیمتری بدنِ بیمار به آرامی حرکت میدهد
و درهمین حال به احساسی که درکفِ دستِ او ایجاد میشود توجه میکند ( اسکن بیوسن
). در این حین، میدان بیومغناطیسی بیمار تغییراتی را در میدانِ کفِ دستِ شفاگر ایجاد
میکند و این تغییرات توسط شفاگرحس میشود و به این ترتیب او قادر خواهد بود نواحی
دچار عدم تعادل و تحت فشار را در میدان بیومغناطیسی بیمار تعیین نماید. یکی از ویژگیهای
منحصر به فرد رِیکی این است که برای انجام آن باید ابتدا توسط استاد، یک جلسه
همسویی Attunement)) برای
شفاگر برگزار گردد. همچنین برای انجام رِیکی نیازی به ذهنِ آگاهِ شفاگر نیست، بلکه
انرژی رِیکی خود به خود جریان مییابد و به هیچ عنوان از انرژی شخصی فردِ شفاگر
استفاده نمی کند. حال ببینیم فرایند همسویی و درمان در رِیکی
چگونه صورت میپذیرد. همسویی میتواند ابعادی نهفته از درون هر یک از ما را که
دارای درک بالاتری از کلیت وجود، سلامت و شفای واقعی است، بیدار نماید. با توجه
به اینکه آگاهی، از فضایی ورای ذهن هوشیار ما منشاء میگیرد، میتوانیم چنین نتیجه
گیری کنیم که سرچشمه آگاهی در واقع همان منشاء اَبَر هوشیارِ درونِ وجود ماست. از
سوی دیگر، با دانستن اینکه رِیکی از انرژی فردِ شفاگر نمی کاهد، به این نتیجه میرسیم
که پدیده همسویی در واقع انرژی متفاوتی را نسبت به آنچه برای فعالیتهای
روزمره مان استفاده میکنیم، فعال میسازد. همه ما انسانها پتانسیلهای نهفتهای داریم
که در اکثریت افراد غیر فعال است و نیاز به بیدار شدن دارد. اَبَرهوشیاری
میتواند عملکرد تالاموس و سیستم پری نوریال را به نحوی هدایت کند که انرژی رِیکی
را ایجاد و آنرا از طریق دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتلا برساند. با بیان
ساده ترمی توان انرژی رِیکی را مجموعهای ویژه از انرژی بیومغناطیسی و سایر
انرژی هایی دانست که ذهن اَبَرهوشیار، کیفیت آنها را دقیقاً متناسب با نیازِ عضوِ
مبتلا که در زیرِ دستانِ شفاگر قرار دارد، تعیین نموده و فرایند درمان را
آغاز و تکمیل مینماید. احتمالاً درمان از
راه دور بواسطه امواجِ اسکالر (
ٍScalar Waves : امواج
الکتریکی با پایداری بالا که میتوانند بدون نیاز به سیم برق و بدون تبعیت از
معادله ریاضی انتشار امواج با سرعتی معادل یک و نیم برابر سرعت نور در فضا
حرکت کنند. کشف این امواج، دستاوردی مهم و نوین در فیزیک مدرن بشمار میآید )صورت میگیرد. هنگامی که دو میدان مغناطیسی متمایز، دارای فرکانسی
کاملاً مشابه بوده و دقیقاً از فاز خود خارج باشند، نهایتاً یکدیگر را حذف میکنند،
اما این حذف متقابل، تأثیرات آن دو میدان را از بین
نمی برد، بلکه پتانسیل آنها همچنان موجود است و این پدیده منجر به ایجاد
امواج اسکالر میگردد که برخلاف امواج مغناطیسی ( که
با الکترونها در ارتباطند ) با هسته اتمها د رتعامل قرار میگیرند. این امواج نه
تنها توسط قفسهای الکتزیکی فارادی Faraday Cages [1] یا سایر موانع شناخته شده متوقف نمی شوند،
بلکه خود را بدون کوچکترین افت انرژی و با همان قدرت اولیه (صرفنظر از بعد
مسافت)، به هدف مورد نظر میرسانند. همچنین ثابت شده است که امواج مورد نظر،
با تأثیر بر روی بافتهای زنده بیولوژیک، روند ترمیم و درمان را تسریع
مینمایند. بنابراین ممکن است همانطور که دکتر جیمز اوشمن معتقد است امواجِ اسکالر،
منشاء بنیادینِ درمان و ترمیم در بدن موجودات زنده باشند. علیرغم اینکه تئوریهای
حاضر، تا حدودی توجیه کننده مکانیسم درمان از طریق شفابخشی میباشند، هنوز یک
جنبه از شفا بخشی و کار فراطبیعی (معنوی) به
صورت رازی بزرگ باقی مانده است. تولید میدانهای بیومغناطیسی و امواجِ اسکالر
ر
وابسته به جسم فیزیکی انسان و یا دستگاههای فیزیکی است، در حالیکه بسیاری از
شفاگرهای روحی، برای دریافت و هدایت انرژی، با موجوداتی متعالی تر، که فاقد هر
گونه جسم فیزیکی میباشند ارتباطی مستقیم
برقرار میکنند. از دیدگاه علمی نه تنها مکانیسم ایجاد انرژی توسط این موجودات، بلکه
حتی وجود آنها نیز، قابل توجیه نمی باشد. لذا هنوز برای درک عمیق تر شفابخشی
و طبیعت آگاهی، زمینه های تحقیقاتی گستردهای در پیش روی علم نوین قرار دارد. بافتهای زنده بدن که
متشکل از ملکولها و اتم ها هستند، مستقیماً در اتصال و تأثیرپذیری از تمامی نیروهای
موجود در طبیعت میباشند. همگام با تکامل موجودات زند ه، نیروهای مختلف، اعم از نیروهای
شناخته شده و نیروهای مرموز و ناشناخته برا ی عملکرد بدن با یکدیگر ترکیب شده اند
و طبیعتاً با مطالعه موجودات زنده و به ویژه انسان، فرصتی بسیار خوب برای درک عمیق
ترین و مرموز ترین نیروهای کیهانی به ما عطا خواهد شد. این شانس برای ما وجود دارد
که همگام با پیشرفت تحقیقات علم بشری در مورد شفاگری و عوالم روحی، کشفیات حیرت
آوری به وقوع بپیوندد که با گسترش آگاهی ذهن ما انسانها، تحولی متعالی را برای
ادامه حیات بر روی کره زمین برایمان به ارمغان آورد.
- منابع و مآخذ
مقاله: - Bouligand,Y.:”Liquid
Crystals and their Analogs in Biological Systems.”, Liquid Crystals,
solid State Physics , 14-1978 , pages 259-294. - Becker R.O.:”Evidence for a PrimitiveDC Electrical
Analog System Controlling Brain Function.”, Subtle Energies ,
2(1)-1991 , pages 71-88. - Cohen D. , Edelsack E.A.,.Zimmerman
J.E.: “Magnetocardiograms Taken inside a Shielded Room With a
Superconducting Point-Contact Magnetometer.” , Applied Physics Letter,
16-1970 , pages 278-280. - Smith C.W.:“Biological Effects of
Weak electromagnetic Fields.” , Bioelectrodynamics and Biocommunication,World
- Kusaka C. ,NakazatoS. Et al:”Detection
of Extraordinary Large Biomagnetic Field Strength From Human Hand.” , Acupuncture
and Electro Therapeutics Research International Journal,1992, ,pages 17,75-94. - Andersen P.Andersson S.A.:”Physiological
basis of the Alpha Rhythm” , Appleton-Century Crofts, - Frohlich H.:”Coherent Electric
Vibrationsin Biological Systems and the Cancer Problem.” , IEEE
Transactions on Microwave Theory and Techniques MTT, 26-1978, pages 277-285. - Sisken
B.F., Walker J.:”Therapeutic Aspects of Electromagnetic Fields For Soft
Tissue Healing.” , Electromagnetic Fields: Biological Interactions and
Mechanisms.Advances in Chemistry series 250.American Chemical Society, -
Rein G.”Biological Effects of Quantum Fields and Their Role in the
Natural Healing Process.” , Frontier Perspectives, 7(1)-1998, pages
16-23. -
Oshmann J : “EnergyMedicine-The Scientific Basis”, Chrchill
Livingstone Edinburgh , 2000 ,page 206. منبع: www.cam.ir داریوش ک - 23:30 1385/07/8 5
ریكی چیست؟ تاریخچه ریکی چیست؟ خاستگاه و سرچشمه ریكی هنوز كاملا مشخص نیست ولی اینگونه استنباط می شود كه از تجارب درمانی مربوط به راهبان قدیمی در تبت سرچشمه گرفته است. ریكی در سالهای اولیه قرن بیستم در ژاپن توسط استاد میكائو اسوئی - ادیب روحانی و مدرسی كه علم شفا را درژاپن و تبت آموخته بود- معرفی شد.
یک جلسه درمانی ریکی به چه صورت است؟ دریافت ریكی موجب حسی لطیف و آرامش بخش می شود ( بسیاری از افراد حتی در زمان دریافت ریکی به خواب می روند).از آنجا که ریکی در اصل یك رویکرد تعادل بخشی معنوی می باشد ،شاید پیش از آغاز جلسه، شخص ارائه دهنده ریکی ترجیح دهد كه مدتی را در سكوت و مدیتیشن بگذراند و در مورد این جریان سیال كیهانی كه به سمت فرد انتقال می یابد تفكر كند .فرایند ایجاد تعادل و آرامش، به صورت دو طرفه هم برای ارائه دهنده ریكی و هم برای گیرنده ریكی قابل لمس است و معالجه گر اغلب بعد از جلسه احساس شارژ شدن و همچنین شادابی در خود دارد. معمولا در خلال انجام ریكی لباس كامل می پوشید و در یك اتاق راحت و گرم بر روی صندلی یا تخت ماساژ قرار می گیرید.شاید شخص درمانگر در ابتدا با حركت دست در فاصله چند سانتی متری ، بدن شما را اسكن كند تا از محل دقیق نقاط انسداد انرژی آگاه شود. یك درمانگر خوب كسی است كه به آسانی با احساس دستهایش ( احساس گرما یا ضربان) در هنگام قرار گرفتن در محل های انسداد، آنها را تشخیص دهد.هر نقطه ای كه در آن انسداد انرژی باشد محل تمركز درمان می باشد. . آموزش ریکی شامل چه مراحلی است؟
كلاس مرحله دوم ریكی نیز یک روز طول می كشد و برای افرادی كه حداقل 21 روز تا بطور ایده آل دو ماه از كلاس مرحله اول آنها گذشته است و به تاثیر ریکی در رشد و تحول خود و اطرافیان ایمان آورده و مشتاق ادامه راه می باشند، قابل استفاده خواهد بود .در این مرحله، کارآموزان با فراگیری "نمادهای ریکی" یاد می گیرند كه چگونه میزان انرژی دستان خود را به یکباره چندین برابر نمایند،عمق تاثیر ریکی را افزایش دهند ، به پاکسازی روانی و انرژتیک مکانهای کار و زندگی اقدام کنند ، به مكانهای دور برای فامیل و دوستان و بیماران انرژی شفابخش را ارسال نمایند (شفا از راه دور). آنان همچنین یاد می گیرند كه چگونه با ضمیر نا خود آگاه خود و دیگران و کل جهان هستی ارتباط موثرتری برقرار كنند. كلاس مرحله سوم برای کسانی برگزار می گردد که مصمم هستند راه شفابخشی معنوی و تمرینات فردی را با جدیت و توان بیشتر انجام دهند. در این مرحله نمادهای پیشرفته تری جهت رشد آگاهی و افزایش عمق تاثیر درمانها آموخته می شود . همچنین مراقبه پیشرفته ریکی ، جراحی در سطح انرژی و کار با شبکه کریستالی کوارتز به شرکت کنندگان آموزش داده می شود. مرحله نهائی ریکی (استادی ریكی) تنها ویژه معدود افرادی است که با انضباط، انجام مداوم تمرینات فردی و درمانهای ریکی بر روی سایرین و تحقیق و مطالعه در مورد این رشته ،شایستگی خود را برای دریافت این مرحله پر اهمیت به اثبات رسانیده باشند و تنها برای كسانی كه حداقل یكسال از مرحله سوم ریكی آنها گذشته است قابل استفاده می باشد.كسانی كه در این مرحله آموزش می بینند طی یک دوره همراهی با استاد و همکاری و کارآموزی در برگزاری کلاسهای ریکی ، به تدریج شرایط لازم را برای آموزش دادن ریكی به دیگران كسب می كنند و برای پذیرش تعهد آموزش صحیح و کامل آموخته های خود به دیگران ،آماده می گردند. میزان تاثیر ریکی در بهبود سلامت افراد تا چه حد است؟ تجربیات متعدد درمانگران ریکی و افرادی که دریافت کننده انرژی ریکی بوده اند در سراسر جهان ، گویای این واقعیت است که ریکی ظرف مدت چند دقیقه موجب آرامش عمیق و سریع ، رهائی الگوهای فکری نا متعادل ، احساس شادابی و سرزندگی ،رفع خستگی ، تمایل به ابراز احساسات سرکوب شده درونی نظیر بغض و گریه (و متعاقب آن احساس سبکی) ، احساس رهائی ، وانهادگی و کاهش درد می گردد و همراه بودن آن چه به صورت تمرینات روزانه خود درمانی و چه بصورت دریافت ریکی از کانال (درمانگر) ریکی ، موجب آرامش پایدار ، بهبود روابط بین فرد و اطرافیان ، افزایش ایمان به خداوند و تسلیم به مشیت الهی و قوانین طبیعت ، تحریک نیروی عشق انسانی و منبع عظیم شفا در درون انسان می شود. . تاثیر ریکی بر انسان ، تاثیری کل نگر و همه جانبه است.بدین معنا که نه تنها بر جسم ، بلکه بر ذهن و روان و احساسات و روح بشر نیز تاثیر گذار است. ریکی نه تنها شیوه ای از شفای طبیعی ، که مهمتر ا زآن ، راهی برای شناخت عمیقتر خویش و جهان هستی برای نزدیکتر شدن به خداوند است.
با استناد به صدها و بلکه هزاران تجربه و نمونه بارز در سراسر جهان ، ریکی بدون دخالت در آموزه های دینی انسانها، باورهای دینی مردم دنیا را در چند دهه گذشته قویتر نموده است و علیرغم ساده بودن آموزه هایش ، انسان را به سوی تعادل،تواضع ، آرامش و زندگی باتکیه بر نیروی لایزال عشق الهی رهنمون می گردد و انسان بی پشتوانه و بیمار را به انسانی سالم و متعادل ، با ایمان و پذیرای هر دین و آئین آسمانی که دارد بدل می کند.
در درمان با شیوه ریکی به چه نکاتی باید توجه داشت؟ ریكی برای هر مشكل سلامتی به عنوان درمان مقدماتی پیشنهاد نمی شود و ترجیحا درمان متمم و مکمل برای اقدامات پزشکی رایج و معالجات قبلی كه انجام شده است می باشد پیوندها: http://www.cloob.com/club.php?id=3270 پیام در تاریخ 85/7/9 ویرایش شده است.
| |||