نام کلوب :پدر بزرگ و مادر بزرگ
نام انگلیسی : bnbnvhggc
تاسیس : 29 مهر 1384
40 عضو ، 11 بحث ،

پدر بزرگ و مادر بزرگ

تبلیغات

__
عنوان بحث
احترام به همه والدین تنی
5 اسفند 85 - 21:16

 

پدربزرگ با پدر و مادربزرگ با مادر هیچ فرقی نداره و خیلیا بهر دلیل بجای پدر و مادر خودشون با پدبزرگ و مادربزرگشون زندگی كردن و پیش اونا بزرگ شدن

اگه قرار باشه هر كس به پشت سرش نگاه كنه تا بدونه نسلش به چند پدربزرگ و مادربزرگ به عقب برمی گرده چند نفر می شن؟

ما معمولا دو پدربزرگ و دو مادربزرگ خودمونو می شناسیم اونم به این خاطر كه احتمالا اونارو دیدیم؟ اما بقیه شون چی؟

چطور می شه به همه والدین خودمون احترام بذاریم و محبت كنیم؟ آیا این لزوم و اثری داره؟

 

 

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
8
8 مهر 1386 ساعت 11:35

نهم مهر ماه « روز سالمند » مباركباد!

به فرهنگسرای سالمند و آسایشگاه سالمندان سری بزنید

 

7
1 مهر 1386 ساعت 13:52

چند چیز باعث مى شود كه در روز قیامت انسان وحشت نكند از جمله:

 احترام مومن سالخورده!

چند چیز موجب ذلت و خوارى است از جمله:

بى احترامى به سالخوردگان و پیران!

 

6
31 شهریور 1386 ساعت 12:45

در این ماه خوب رمضون به یاد همه درگذشته های خوب و والدین بزرگمون به عنوان ثمره های اونا باشیم

به یاد درگذشتگانی هم كه كسی و ثمره ای ندارن باشیم: این حسنه مأجوری هست كه بهش توصیه شده!

انشاا- كه هیچكس بی ثمر و منقرض نباشه!

 

5
29 خرداد 1386 ساعت 11:20

http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/behar_j1/beha1004.htm

امام محمد باقر(ع ) نقل مى فرماید:
در میان بنى اسرائیل ، عابدى به نام جریح بود. او همواره در صومعه اى به عبادت مى پرداخت .
روزى مادرش نزد وى آمد و او را صدا زد، او چون مشغول عبادت بود به مادرش پاسخ نداد، مادر به خانه اش بازگشت . بار دیگر پس از ساعتى به صومعه آمد و جریح را صدا زد، باز جریح به مادر اعتنا نكرد. براى بار سوم باز مادر آمد و او را صدا زد و جوابى نشنید.
از این رفتار فرزند دل مادر شكست و او را نفرین كرد.
فرداى همان روز، زن فاحشه اى كه حامله بود نزد او آمد و همان جا درد زایمانش گرفت و بچه اى را به دنیا آورده و نزد جریح گذاشت و ادعا كرد كه آن بچه فرزند نامشروع این عابد است .
این موضوع شایع شد و سر زبان ها افتاد. مردم به یكدیگر مى گفتند: كسى كه مردم را از زنا نهى مى كرد و سرزنش مى نمود، اكنون خودش زنا كرده است .
ماجرا به گوش شاه وقت رسید كه عابد زنا كرده است . شاه فرمان اعدام عابد را صادر كرد. در آن هنگام كه مردم براى اعدام عابد جمع شده بودند، مادرش آمد و وقتى او را آن گونه رسوا دید، از شدت ناراحتى به صورت خود زد و گریه كرد.
جریح به مادر رو كرد و گفت :
- مادرم ساكت باش ! نفرین تو مرا به اینجا كشانده است ، و گرنه من بى گناه هستم .
وقتى كه مردم این سخن را از جریح شنیدند به عابد گفتند:
- ما از تو نمى پذیریم ، مگر اینكه ثابت كنى این نسبتى كه به تو مى دهند دروغ است .
عابد (كه در این هنگام مادرش دیگر از او نارضایتى نداشت ) گفت :
- طفلى را كه به من نسبت مى دهند، پیش من بیاورید!
طفل را آوردند و او با زبان واضح گفت :
- پدرم فلان چوپان است .
به این ترتیب ، پس از رضایت مادر، خداوند آبروى از دست رفته عابد را بازگردانید، و تهمت هایى كه مردم به جریح مى زدند برطرف شد.
پس از آن ، جریح سوگند یاد كرد كه هیچ گاه مادر را از خود ناراضى نكند و همواره در خدمت او باشد.

 

4
21 فروردین 1386 ساعت 23:24

 

تنهایی والدین چه در این دنیا چه در دنیای بعد چیزیه كه فكرو مشغول می كنه

من فكر می كنم همیشه و همه جا چیزیكه باعث انزوای آدما می شه فقط و فقط اخلاقشونه!

این مهم نیس كه ما تو زندگی پدربزرگ یا مادربزرگ نداشتیم - مهم نیس كه آدمای چشمگیری نبودن - مهم نیس كه الان بیمار و از نظر مالی در مضیقه هستن - ... مهم اینه كه اونارو بخوبی و مهربونی بشناسیم - به وظیفه شناسی و تلاش برا ایفای نقشی كه داشتن - مهم اینه كه هیچ كس دل دیگری رو نشكنه مخصوصا برا بزرگتری - مهم اینه كه والدین همیشه روابط سالمی با همه فرزنداشون داشته باشن تا هم همیشه تو یادا بمونن هم درس خوبی برا اونا باشن ...

 

3
14 فروردین 1386 ساعت 23:50

 

در داستانای دینی اومده كه فردی رو دیدن كه به گله از جد چهلم خود متوسل به عرش شده

پرسیدن موضوع چیه؟ گفتن این فرد از جد چهلم خودش از طریق ارث صفت بدی رو دریافت كرد كه حالا پس از اتمام عمر و مرگ پابند و دردسر او شده - او هم به عرش متوسل شده كه بخاطر تقصیری كه بانی او جدش بوده معطل و تنبیهش نكنن ...

درختی سر به آسمون می زنه و می باله و درختی روی زمین و در لجنزار جون می گیره - بیایین برای درگذشتگان طلب عفو كنیم و از خدای بزرگ بخواهیم كه مارو در ریشه كن كردن صفات بدی كه گرفتم یا داریم باعث می شیم كه شكل بگیرن كمك مون كنه!

 

2
20 اسفند 1385 ساعت 20:57

 

احترام به والدین احترام به گذشته و آینده خودمونه: برگ از شاخه خودش جدا نمی شه ...

 

1
16 اسفند 1385 ساعت 00:00

 

گفته شده كه ذكر خیر درگذشتگان و اهدا هدایایی به والدینی كه دیگه تو این دنیا نیستن باعث خوشحالی اونا و نوعی ثوابه

و مساله اینه كه اونا از اعمال و نیات خوب و بد ما اثر می گیرن و بی خبر نمی مونن! تصورش چقد جالبه كه برا نیای چندم یه نفر هدیه ای تو اون دنیا ببرن و وقتی بپرسه این از كجاس؟ بگن یكی از فرزندات كه الان تو دنیاس به یاد تو فرستاده!

من فكر كنم از خوشحالی اون هدیه رو تو اون دنیا بهمه نشون بده: حتی اگه یه برگ سبز باشه!

 

__