userinfo close

  ,

گیاهخواری


beveg

تاسیس: 13 مرداد 1388  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: یاشار منفرد - معاونان
جهان امروز با چالشهای جدی روبرو شده است: افزایش تولید گازهای گلخانه ای، آلودگی مرگبار هوا و آبها، ادامه »
جهان امروز با چالشهای جدی روبرو شده است:

افزایش تولید گازهای گلخانه ای، آلودگی مرگبار هوا و آبها، کمبود خوراک، بیماری های مهلکی مانند ایدز، تب برفکی، آنفولانزای خوکی و مرغی، نارسایی های قلبی، جهش های نامطلوب ژنتیکی، نسل کشی و خشونت و جنگهای بی پایان و .....!

اگر مردمان را پروای زندگی شاد و آرام است، بایستی به الگوی بازگشت به طبیعت، راستی و پیروی از قانون محبت یعنی عدم خشونت دست یازند. برای دست یافتن به این هدف، گیاهخواری بهترین راه و مناسب ترین وسیله است.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
10
129
91/2/27 (09:46)
30
275
90/2/26 (11:55)
196
1282
89/9/1 (15:25)
21
199
91/2/27 (09:44)
16
148
88/9/3 (16:06)
5
30
91/2/27 (09:49)
25
265
91/2/27 (09:45)
30
239
90/11/21 (19:34)
0
28
89/12/17 (21:29)
11
85
89/10/20 (15:08)
1
39
89/10/12 (00:50)
26
156
89/8/29 (22:20)
4
48
89/8/3 (22:31)
0
10
89/8/1 (18:39)
0
14
89/5/15 (04:06)
1
16
89/5/1 (12:12)
2
14
88/12/25 (10:25)
3
39
88/12/23 (18:42)
4
39
88/10/29 (16:47)
8
88
88/9/27 (11:58)

عنوان بحث

یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 01:36 1388/05/19

یگانگی همه جانداران!

 

 

با درود بر سروران گرامی.

 

 

 

 

 


 

اشعه خورشید به هنگام تجزیه و انکسار، متعدد و چند رنگ می شود. اگر کسی این پرتوهای پس از تجزیه را بدون توجه به حقیقت موجود در آنها بررسی کند، شاید آنها را پدیده هایی کاملا مستقل و متفاوت بپندارد، اما منبع همه این رنگها یکی است.


آب، با قرار گرفتن در دماهای گوناگون، صورتهای گوناگونی پیدا می کند، در یک دما یخ می زند، در یک دما مایع است و در یک دما تبدیل به گاز شده و از چشمان ما ناپیدا می شود! اما با وجود این تفاوت شگرف در صورت ظاهری ، حقیقت آب ثابت است ، به بیان دیگر آب در هر دمایی و با شرایط گوناگون، به صورتهای گوناگونی جلوه می کند!


به همین ترتیب ، اگر کسی بدون توجه به حقیقت ِ جان ، مردمان و جانوران و گیاهان را بررسی کند، ممکن است آنها را موجوداتی متفاوت، مستقل، و برتر و پست تر بپندارد.


منتها همه ما مدعی هستیم که از یک خدا یا یک حقیقت ساخته شده ایم، اگر چنین است تمام جانداران با هر صورت و شکل ظاهری که جلوه کنند ، اصولا باید یگانه  و جلوه ای از همان حقیقت باشند.
گاهی این حقیقت به صورت یک گیاه جلوه می کند و گاهی به صورت یک آهو و گاهی به صورت یک انسان! 

 

 

بنابراین همه جانداران در برخورداری از نیروی جان برابرند. منتها جانداران برای زیستن و بهزیستن، به نیروهای دیگری مانند روان و فروهر و خرد نیز نیازمند هستند. چون نیک بنگریم، در این همداد بزرگ، بهری که از خرد به مردمان رسیده است برترین بهره هاست، و نیروی ایشان با برخورداری از اندیشه و پذیرفتاری دانش و فرهنگ و رای، از همه جانداران گیتی برتر است.

اگر بهر خرد مردمان ، برترین بهره هاست، به همان نسبت، وظیفه آنان نیز بیشتر و سنگین تر است، همانگونه که در یک خانواده، برادر بزرگتر، وظیفه سنگین تری از برادر کوچکتر دارد اما حق هر دوی آنها برابر است!

 

 

این است که در این جستار می خواهیم نشان دهیم، نیروی خرد و اندیشه برتر در مردمان ، تنها وظایف آنها را افزایش می دهد نه حق آنان از جهان را ، زیرا خداوند همه چیز را برای همگان آفریده است، نه همه چیز را برای انسان! بنابراین حق همه جانداران برابر، اما توانایی و وظایف آنها گوناگون است.

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پدرام رحیمی , pedramrahimi2
پدرام رحیمی - 09:46 1391/02/27
10
کافیه شبیه ترین جانور به انسان یعنی شامپانزه رو ببینین که فرم دندان و ناخنش ظاهراً برای میوه خوردنه ولی به خوبی میمونهای کوچکتر رو شکار میکنن و فیلمهای مستندش هم بارها از تلوزیون ایران و نشنال ژئوگرافی پخش شده.

شما در طبیعت هیچ وقت دودوتا-چهارتا نداری. ظاهر حیوانی مثل خرس گوشتخواره ولی عین گوسفند علف میچره و همه چیزخواری میکنه. یا گراز که رفتگر جنگله تمام حیوانات نیمه جان یا مُرده روی میخوره. گونه انسان هم از اساس همه چیزخواره، نه گیاهخواره نه گوشتخوار، همه چیزخواره.
همه چیزخوار بودن یعنی طیف وسیعی از انرژی های محیط رو از خود عبور دادن و نشانه تکامل و پیشرفته. یعن راندمان بیشتر در استفاده از انرژی های محیط. سعی کردم ساده توضیح بدم. گیاهخواری عوارض وحشتناکی در عقب ماندن رشد مغز جنین انسان داره.

نکته های زیست شناختی در رد رژیم گیاهخواری:
1. معده انسان حاوی آنزیم هضم پروتئین حیوانی است. و این دلالت بر گوشتخواری گونه انسان در طبیعت داره. چیزی که در شامپانزه ها هم هست و در واقع اسمش همه چیزخواریه. ساکنان قطب شمال و اسکیموها هم چیزی غیر از گوشت نمیخورده اند.
2. انسان تنها موجودی روی زمین است که بیشترین غدد دفع عرق را در بدن خود دارند و موهای کمتری در سطح بدن. امروز ما میدانیم که این سازگاری تنها به دلیل شکارچی بودن انسانها صورت گرفته چون قدرت تعقیب بیشتری را بدون داغ شدن بدن فراهم میکنند. انسانهای اولیه وقت زیادی را برای تعقیب شکار زخمی صرف میکردند.
3. نوزاد تمام گیاهخواران بعد از تولد کامل به دنیا می آیند و بلافاصله روی پای خود می ایستند تا بتوانند از دستِ دشمن گوشتخوار بگریزند. بطوریکه آهوی دو روزه از اسب بالغ تندتر میدود! اما اگر دوران بارداری گوشتخواران طولانی شود، قادر به تعقیب شکار نخواهند بود و به همین دلیل نوزاد گوشتخوران ناقص به دنیا می آیند. کور و کچل و شل. خوب، نوزاد انسان شبیه به کدامیک است؟

یکی از تعالیم زرتشتی اینه:
گاوها را پرستاری کنید. گاوها به دلیل اینکه شخم میزدند، و از شیر و کود اونها بهره های فراوان می بردند، واقعاً مهم بودند. اما همین تعالیم به شکلی تحریف شده به هندوها خورانده شد تا جایی که گاو را بپرستند! پرستش به جای پرستاری!
در ادامه چنین تفکری بود که انگلیسها گاوهای هندوها را به بهانه بهتر چریدن به مزارع خود بردند و از کارخانه های کالباس خودشون سر در آوردن.
از لحاظ زیستی تمام گوشتخواران دارای رشد بیشتری در بخش خاکستری مغز به نام کورتکس هستند. این بخش میزان خطرپذیری، تحور ، هوش و شجاعت رو تعیین میکنه. طبیعیه مردمی که کمتر گوشت بخورن، بیشتر تابع استعمار میشن.
این موضوع از طریق فرنگ رفته ها و تحصیل کرده های خارج هم القا میشه و کتابهایی به فارسی نوشته اند از جمله اسرار خوراکی ها.
فروغ  , az1887
فروغ - 22:26 1390/05/31
9

 

من از آن کار خیر بیزارم که روم جانور بیازارم*****زنده ای را کنم شکم پاره تا شکم پر کند شکم باره
                                                                                                                                     

                                                                                                                                     (بایزید بسطامی)

ساحل دریا , fateme_64
ساحل دریا - 23:55 1388/08/11
8

او میگوید :در باغی حاضر آمدیم به مهمی دینی.مرغکی بر سر من همی پرید.بر طریق غفلت از راه عبث او را بگرفتم و در دست میداشتم.

مرغکی دیگر بیامد و بالای سر من بانگ میکرد.صورت بستم که مگر مادرش است یا جفت.پشیمان شدم و او را از دست خود رها کردم.اتفاق را او خود مرده بود.به غایت دلتنگ گشتم و بیماری آغاز کرد.مدت یک سال در آن بیماری بماندم.یک شب مصطفی را علیه السلام به خواب دیدم.

گفتم:یا رسول الله!یک سال است تا نماز از قیام به قعود آورده ام و ضعیف گشته و بیماری اثری عظیم کرده است.

گفت سبب آنست که که شکت عصفورمنک فی الحصره.بنجشکی(گنجشکی) از تو شکایت کرد.عذر خواستن فایده نمی دارد!!!

بعد از آن گربه ای در خانه ما بچه آورده بود و من در آن میان بیماری تکیه زده بودم و تفکر میکردم.ماری دیدم که بیامد و بچه این گربه در دهان گرفت.

من عصای خود بر سر مار انداختم.بچه گربه را از دهان بینداخت تا مادرش بیامد و بچه خویش بر گرفت.من در آن ساعت بهتر شدم و روی به صحت نهادم و نماز به قیام باز بردم.آن شب مصطفی را علیه السلام به خواب دیدم.

گفتم: یا رسول الله! امروز تمام به حال صحت باز آمدم.گفت: سبب آن بو د  که شکرت منک هره فی الحضره.گربه ای در حضرت از تو شکر گفت.

شاد باشید.

(تذکره الولیا_ذکر شیخ ابوبکر واسطی)

یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 23:12 1388/06/8
7

 

 

نقل است که به جهت قوت، شیخ قدری غله، از قدس آورده بود و آن را تخم ساخته و در زمینهای مباح بکشتندی و به قدر حاجت، قوت شیخ و مریدان از آن بودی. چه آنکه شیخ عهد کرده بود تا زنده است گوشت نخورد.

روزی مرغی بیامد و بر دست شیخ نشست. شیخ فرمود : این مرغ چون از من ایمن است بر دست من می نشیند ، باز گفته اند روزی آهویی بیامد و از میان مردمان بگذشت تا به خدمت شیخ رسید، شیخ دست مبارک بر سر آهو بمالید و گفت : قصد ما کرده است. پس خادم را فرمود تا آهو را ببَرد و در صحرا رها سازد.

 

{تذکرة الاولیا- ذکر شهریار کازرونی}

 

 


یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 23:10 1388/06/8
6

 

 

نقل است روزی رابعه بر کوهی رفته بود. نخجیران و آهوان گرد آمدند و در وی نظاره می کردند. ناگاه حسن بصری پدید آمد. همه برمیدند! حسن چون آن بدید، متغیر شد و گفت : ای رابعه! چرا از من رمیدند و با تو انس گرفتند؟ رابعه گفت : تو امروز چه خوردی؟ گفت : پیه آبه. گفت : تو پیه ایشان خورده ای! چگونه از تو نرمند؟

 

{ تذکرة الاولیا- ذکر رابعه عدویه، عارف بزرگ ایرانی }

 


 

یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 22:40 1388/06/8
5

 

 

داستانی از الهی نامه عطار نیشابور ، درباره حقوق جانوران :

 

                        --------------------------

 

 

 

 

ز مرغ خانگی بازی بـر آشـفـت       --         به مرغ خانگی آنگه چـنین گــفــت :


که مردم داردت تیمار  ِ خــانــه        --         دمـــی نـگـذاردت بــی  آب  و  دانــه


نگه می دارد از اعدات پیوست        --         که تــا بــر تـو نیابد دشمنی دســت


وفای توست مردم را همیشه         --         تو را جز بی وفایی نیست پــیــشه


تو پیوسته ز مردم می گریزی          --         چنین بد عهد از بهر چــه چــیــزی؟


چو مرغ خانگی بشنود این راز          --          زفان بگشاد و گفت ای بی خبر باز


اگر یک ره فــرود آیــی به بازار          --          نبینی بـــاز  ِ کشته سرنگون سار


ولی صد مرغ بینی سـر بـریده         --          به پای آویخته   ،   سینه دریـــده


وفای آدمی گر این چنین است         --          از آن بیزار گشتم این یقین است


چه گر این ساعتم می پرورد نیک      --           برای کشتنم می پــرود لــیــک


تـو این را گر وفــا دانــی جفــا بــه      --           بسی کین از چنین مهر و وفا به



 

یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 22:34 1388/06/8
4

گرامیداشت جانوران در ایران باستان و بر شمردن حقوق آنان از جهان :

 

 

 

 

 

درود بر چهارپایان ، سخن خوش از برای چهار پایان ، خوراك از برای چهارپایان ، چراگاه از برای چهارپایان ، كشت و ورز برای چهارپایان

 ( یسنا 10 پاره 20 )

 

آنكس كه چهارپا را به راستی بپرورد و با رادی و دهش و مهربانی با او رفتار كند ، سرپرست و نگاهبان آذر اهورامزداست.

(یسنا 58 - پاره 3 )

 

منش های آفریده شده را می ستاییم ، دین سوشیانتها را می ستاییم ، روان چهارپایان را می ستاییم ، روانهای چهارپایان بیابانی را می ستاییم ، جانوران آبی ، خزندگان و پرندگان ، فروهر های جانوران را می ستاییم.

(فروردین یشت - كرده 22 - بند 74 )

 

 

 

 

در فرگرد 48 از ارداویراف نامه ، ویراف پس از دیدن شكنجه شدن روان مردی دروند در آن جهان ، آگاه می شود كه :

 

این روان آن مرد دروند (پیرو دروغ) است كه در گیتی خوراك از سگ شبانان و سگ پاسبان بازداشت و آنها را زد و كشت....

 

 

 

و در همان كتاب در فرگرد 15 به پاداش برای كسانی كه به جانوران نیكی كرده اند اشاره می رود :‌

 

و دیدم روان شبانان كه در گیتی ، چهارپای و گوسفند بپروردند و از گرگ و دزد و مردمان نگاه داشتند و به هنگام ، آب و گیاه و خورش دادند و از سرما و گرمای سخت نكاه داشتند و به هنگام بر آنان جانور نر هشتند!

مراد حافظ طبیعت سبز , morad_loo
3

 

موجودات زنده از مولکولهای بی‌جان ساخته شده‌اند، هنگامی که این مولکولها بطور جداگانه و تک تک مورد مطالعه قرار گیرند، از همه قوانین فیزیکی و شیمیایی شناخته شده ، پیروی می‌کنند. در حالی که موجودات زنده صفاتی دارند که تجمع ساده مواد مختلف با یکدیگر فاقد آن است.

یکی از خواص جانداران این است که در نهایت پیچیدگی ، نظم و ترتیب خاص دارند، در زیر به خواص مشترک همه موجودات زنده اشاره می شود :

 

 

 

تقسیم بندی وظایف

-----------------------


هر یک از ترکیبات موجود در جانداران دارای نقش و وظیفه مشخصی است این اصل نه تنها در مورد اجزای مختلف سلولی مانند هسته ، غشای سلول و... صادق است بلکه درباره تک تک مولکولهای کوچک و بزرگ مانند اسیدهای آمینه ، پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک و ... نیز صدق می‌کند

 

توانایی مبادله انرژی

----------------------

 
جانداران قادرند انرژی را از محیط زیست بگیرند و پس از تغییراتی برای ساخت اجزا خود بکار برند و یا آن را برای حفظ وجود و رشد خود استفاده کنند. به علاوه این انرژی صرف انجام کارهای مکانیکی مانند حرکت نیز می‌شود. در مقایسه با جانداران ، مواد بیجان در اثر کسب انرژی مانند حرارت و روشنایی تجزیه شده و به مولکولهای بی‌جان دیگری تبدیل می‌شوند.

 

عمل همانند سازی

--------------------------------


مهمترین خاصیت جانداران ، عمل همانند سازی بسیار دقیق آنهاست که می‌توان آن را از مشخصات انحصاری جاندارن دانست. در مقایسه با جاندارن ، تجمع مواد بی‌جان شناخته شده هیچگونه همانند سازی را از خود نشان نمی‌دهند. به این معنی که مواد بی‌جان نمی‌توانند ماده‌ای را ایجاد کنند که از لحاظ شکل و ساختمان داخلی همانند خود باشد.

 

 

بیوشیمی پدیده حیات

-----------------------------------


اگر بپذیریم که جانداران نیز مانند اجسام بی‌جان از تعداد زیادی مولکولهای شیمیایی ساخته شده‌اند، پس علت وجود اختلاف ذکر شده بین ماده جاندار و بی‌جان چیست؟ چرا ماده جاندار دارای آنچنان خصوصیاتی است که با مجموعه خواص ساده مواد سازنده آن توجیه پذیر نیست؟ مولکولهای سازنده ماده جاندار از همه قوانین فیزیکی شیمیایی شناخته شده در مورد ماده بی‌جان پیروی می‌کنند. ولی افزون بر این ، پیوند بین مولکولها در جانداران از اصول دیگری نیز پیروی می‌کند که آنها را بطور کلی "منطق مولکولی حیات" می‌نامند. این اصول الزاما شامل قوانین فیزیکی و یا نیروهای ناشناسی نبوده ، بلکه همان قواعد کلی هستند که بر ماهیت ، اعمال و پیوندهای مولکولهای خاصی که در موجودات زنده یافت می‌شوند، حکمفرمایی کرده و به آنها این امکان را می‌دهند که به خود سازمان داده و همانند سازی کنند.

 

 

بیومولکولها

--------------------


بیشتر ترکیبات سازنده جانداران از مواد آلی کربن‌داری تشکیل شده‌اند که در آنها کربن نسبتا احیا شده است و بیشتر بیومولکولها دارای ازت هستند. پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک مولکولهای بسیار پیچیده‌ای هستند که تنها ساختمان تعدادی از آنها شناخته شده است. در انسان حدود پنج میلیون نوع پروتئین مختلف وجود دارد که اگر با سه هزار نوع پروتئین موجود در یک باکتری مقایسه کنیم، گر چه عمل بعضی از آنها شبیه یکدیگر است ولی از نظر ساختمانی با یکدیگر تفاوت دارند.

بیست اسید آمینه مختلف که پروتئینها را می‌سازند و 4 نوکلئوتید مختلف که اسیدهای نوکلئیک را می‌سازند در تمام جاندارن ساختمان یکسانی دارند. مولکولهای ساده‌ای که مصالح ساختمانی مولکولهای بزرگ هستند، هر یک وظایف مختلف دیگری را نیز در جاندار بر عهده دارند. مثلا اسیدهای آمینه برای ساختن هورمونها ، آلکالوئیدها و پورفیرین و... استفاده می‌شوند. مونوکلئوتیدها علاوه بر شرکت در ساختار اسیدهای نوکلئیک در حمل انرژی شرکت کرده و نقش کوآنزیمی نیز دارا هستند. در سیر تکامل جانداران مصالح ساختمانی طوری انتخاب شده‌اند که قادر باشند وظایف مختلفی را در یک جاندار بر عهده بگیرند.

 

تولید و مصرف انرژی در متابولیسم

--------------------------------------


سلولها و موجودات زنده وابسته به منبع دائمی انرژی هستند تا با تمایل شدید موجود در ماهیت یک سیستم برای تخریب شدن و رسیدن به کمترین سطح انرژی ، مقابله نماید. ذخیره و بیان اطلاعات نیاز به مصرف انرژی دارد و بدون آنها ، حتما ساختمانهای دارای اطلاعات ، نامنظم و بی‌معنی می‌شوند. واکنشهای سنتیک که در داخل سلول رخ می‌دهند، نیاز به دادن انرژی دارد. سلولها مکانیسمهای بسیار کارآمدی را برای جفت نمودن انرژی حاصل از نور خورشید یا سوختها با بسیاری از فرآیندهای مصرف انرژی در داخل خود ایجاد نموده‌اند.

 

 

انتقال اطلاعات بیولوژیک

-----------------------------------

 
برای ادامه حیات گونه‌های بیولوژیک ، لازم است که اطلاعات ژنتیکی مربوط به آنها به شکل پایداری حفظ شده و همچنین این اطلاعات بتوانند در همان زمان با کمترین اشتباه بیان گردند. ذخیره کارآمد و بیان صحیح پیام ژنتیکی ، گونه‌های خاص را مشخص نموده، آنها را از یکدیگر متمایز نموده و تداوم آنها را در طی نسلهای متوالی تضمین می‌نماید. ماهیت و ساختمان سه بعدی ماده ژنتیکی ، DNA، از جمله کشفیات اصلی و سرنوشت ساز بیولوژی قرن 20 می‌باشد. توالی داکسی ریبونوکلئوتیدها در این پلیمر خطی ، دستورات لازم برای ایجاد سایر اجزا سلولی را کد نموده و در هنگام تقسیم سلولی ، قالبی را برای تولید مولکولهای DNA مشابه جهت انتقال به سلولهای دختر ، فراهم می‌آورد.

 

 

توالی خطی DNA پروتئینهایی را با ساختمان سه بعدی کد می‌نماید.

-----------------------------------------------------------------------------------------


اطلاعات موجود در DNA به صورت یک توالی خطی (یک بعدی) از زیر واحدهای نوکلئوتیدی کد می‌شوند. ولی بیان این اطلاعات منجر به ایجاد یک سلول سه بعدی می‌گردد. این تغییر از یک بعد به سه بعد در دو فاز رخ می‌دهد. یک توالی خطی داکسی ریبونوکلئوتید در DNA از طریق ساختن RNA ، تولید پروتئنی با توالی اسیدآمینه‌ای خطی مرتبط می‌نماید. این پروتئین به شکل سه بعدی خاصی تا می‌گردد که توسط توالی اسیدآمینه‌ای آن تعیین شده و اساسا توسط واکنشهای متقابل غیر کووالان تثبیت می‌گردد.

 

 

 

گامهای پیشرفت اخیر بیوشیمیایی به سمت شناخت فرایندهایی نظیر تنظیم بیان ژن ، تمایز سلولی ، ارتباطات بین سلولی و فعالیت عصبی فوق‌العاده سریع بوده و در حال سریعتر شدن می‌باشند. موقعیت روشهای بیوشیمیایی در حل و تعریف مجدد این مسائل این امید را ایجاد می‌نماید که پیچیده‌ترین اعمال تکامل یافته‌ترین موجودات را بتوان نهایتا در سطح مولکولی شرح داد.

 

شاید پیشرفت در بیولوژی قرن 21 ، درک این موضوع باشد که برای تمامی تنوع موجود در دنیای بیولوژی ، یک یگانگی و سادگی اساسی در حیات وجود دارد.

 

 

یاشار منفرد , agha_yashar
یاشار منفرد - 11:38 1388/05/19
2

 

 

یگانگی و پیوند میان مردمان و جانوران در اندیشه بوسعید میهنه (ابوسعید ابولخیر) عارف بزرگ ایرانی :

 

                          -----------------------------------------------

 

 

 

 

یکی عـــابـــد گــذر می کرد نـــاگــاه                      --                     بزد سنــگـی سگــی را بــر سر راه

 

چو زخم سنگ بر دست سگ افـتــاد                      --                     سگ آمــد در خروش و در تـگ افتاد

 

بـه پیش بــوسعـیـد آمــد خروشـــان                      --                     به خاک افتاد دل از کــیــنه جوشان

 

به عابد گفت شیخ، ای بی صفا مرد                       --                    کسی بــا بــی زبانی این جـفا کرد؟

 

نمی دانی که بر که می زنی سنگ؟                      --                     تــو با او بــوده ای در اصل همــرنگ

 

نــه از یــک قالبی بــا او بــه هم تو ؟                      --                     چرا از خــویـش می داریش کــم تــو؟

 

که سگ گرچه به صورت ناپسند است                    --                     ولیکن در صــفــت جــایش بلند است

 

چو سگ از قـالب قـدرت جدا نـیـست                     --                      فزونی جستنت بر سگ روا نـیـست!

 

 

 

                         { حکایتی از بوسعید میهنه ، به نقل از  الهی نامه عطار نیشابوری }

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.