userinfo close

  ,

مهندس مهدی بازرگان


bazarganclub

تاسیس: 28 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نیما صفّار - معاونان
آزادی نه دادنی است نه گرفتنی بلکه یاد گرفتنی است
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
1
91/1/15 (01:21)
1
2
90/12/23 (20:01)
0
4
90/12/19 (19:44)
5
43
90/11/9 (12:52)
74
170
90/9/9 (10:08)
86
376
90/7/4 (03:31)
0
9
90/6/15 (15:04)
3
22
90/6/9 (21:47)
0
8
90/5/15 (16:22)
0
11
90/5/3 (12:05)
2
31
90/4/23 (02:48)
0
9
90/4/19 (19:38)
3
25
90/4/19 (17:40)
0
8
90/3/31 (21:17)
0
12
90/3/1 (21:18)
0
11
90/2/24 (13:18)
1
19
90/2/18 (21:13)
1
19
90/2/18 (21:01)
9
99
90/2/4 (21:03)
1
13
90/1/18 (23:04)

عنوان بحث

پویان فخرایی , fakhraie17
پویان فخرایی - 04:22 1385/10/26

تریبون آزاد

برای مباحث خارج از کارکرد کلوب
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سید مرتضا حسینی , sayyedmorteza
86
سلام به دوستان خوبم1.gif

كلوب محفل انتظار افتتاح شد

از همه ی دوستان و منتظران حضرت صاحب الزمان (ع) دعوت می شود كه به كلوب خودشون تشریف بیارن

لینك كلوب :

http://www.cloob.com/clubname/Mahfele_Entezar

همیشه شاد و سربلند باشید

16.gif16.gif16.gif
آرش ت , arash_patriot
آرش ت - 21:51 1390/01/17
85
درود. بس کنید تورو به آفریننده قسم. آقا چطور هنوز باید در خواب باشیم؟
چرا خائنینی مثل بازرگان یا سحابی یا ابراهیم یزدی که ملت و کشوری را به نابودی کشاندند حالا برای نسل نا آگاه آنها را آزادیطلب نشان دهیم؟
من هم وقتی دانشگاه بودم عکس این آقایان را به در و دیوار می چسباندند و واقعا خیال میکردم که اینها آزادی طلب بودند و ایران پرست.
آنزمان هیچ کتاب و رفرنسیدر دست نداشتم بفمم آیا حقیقت چیست.
من عاشق ایرانم هستم. برام فرقی نمیکنه طرف کی باشه.
کسی که به ملتی خیانت کنه اون اسمش خائنه. کسی که به ایران و ایرانی خیانت کنه اون خائنه.
9خود این ملی گراها میدونستند دارند چه بلایی سر مردم میارن اما فقط برای منافع شخصی خود کار کردند و ذره ای بفکر ایران نبودند.
حالا چرا باید همانند طوطی حرف گروهی مزدور را تکرار کنیم.
عزیزان بروید بخوانید روزنامه های آنزمان را که حتی همه بنفع این آقایان می نوشتند.
آنگاه قضاوت کنید بازرگان و سنجابی و همکارانشان ایراندوست بودند یا ایرانسوز؟
روی سخنم با کسانیست که میدانند این آقایان چه خیانتی به ایران کردند اما هنوز می خواهند روی این حقیقت ماله بکشند و آنان را آزادی طلب به جوانها نشان دهند. 

در پایان درود میفرستم بهمه ایرانیانی که  براستی ایران را دوست داشتند و می دارند و دشمنان ایران را دشمن

محمد رضا _ , 03041987
محمد رضا _ - 15:40 1388/06/4
84
پیشنهاد میکنم یه سری به این لینک بزنیدhttp://www.relaxcakes.com/index.php/1010110A/46226525b0e5251c9861c13474489c1fb5d7e449d1f7446c1846577256c347e2254135f6348c4ca0ca75fb9f56237578c550a5396956d3bb16422
علی ع , maktabeesfahan
علی ع - 22:29 1387/11/23
83

  star.gif حضرت آیت الله العظمی صانعی در گفتگو با روزنامه نیویورك تایمز:
جوانان دینی را می خواهند كه در آن از استبداد و خشونت خبری نباشد.

استفاده ابزاری از دین و مقدسات خلاف اندیشه امام است.

 

«تفاوت بارز انقلاب ایران با سایر انقلاب های بزرگ دنیا، آگاهی بسیار بالای ملت ایران است که این آگاهی هم چنان رو به رشد است»

 

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار «راجرکوهن» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز آمریکا و نویسنده اثر مشهور «قلبهای سنگ شده» ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشتند: «درست است که انقلاب های دنیا وقتی رهبر خود را از دست می دهند از میزان بالندگی آن کاسته می شود اما این انقلاب تفاوتهای بارز و آشکاری با سایر انقلابهای دنیا دارد که وجود این تفاوت ها رمز ماندگاری این انقلاب است. »

 

ایشان با اشاره به نقش دین و مذهب در حرکت و انقلاب مردم ایران فرمودند: «مهمترین عامل انقلاب مردم ایران دین و مذهب مردم بود لذا اگر بالندگی انقلاب بر اثر برخی شرایط کم شود اما اصل انقلاب و اصول آن می ماند و به تدریج عوامل مانع را کنار خواهد زد، چرا که مذهب یک عامل بسیار قوی و تاثیر گذار است. »

 

حضرت آیت الله العظمی صانعی با اشاره به آگاهی بسیار بالای مردم در جریان انقلاب اسلامی فرمودند: «یکی از تفاوتهای مهم انقلاب ایران با سایر انقلاب های دنیا آگاهی بسیار بالای ملت بود که این آگاهی همچنان رو به رشد است، لذا دین هم در جامعه ما دین همراه با آگاهی است. و اینکه گفته می شود دین در میان جوانان کاسته شده است یک اشتباه است؛ بله! آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار نباشد آن دین کم شده است.اما آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار است این دین روبه رشد است و علت آن این است که جوانان دینی را می خواهند که در آن از استبداد و خشونت خبری نباشد. »

 

شاگرد مورد علاقه حضرت امام در ادامه و با اشاره به سیره عملی حضرت امام و نفی استفاده ابزاری از دین در امور مملکتی فرمودند: «در اداره مملکت نباید از دین به عنوان یک ابزار بهره جست. امام (سلام الله علیه) مذهب را ریشه و اصل می دانست و هیچ گاه از دین و مقدسات استفاده ابزاری نمی كرد لذا اگر مجریان در هر کاری از مذهب استفاده ابزاری کنند، این یک اشتباه و خلاف اندیشه امام است.»

 

ایشان فرمودند: «در زمانی که حضرت امام در نجف حضور داشتند روزی از اطرافیان می خواهند که برای انجام امور منزل کارگری استخدام نمایند فردی را معرفی کردند و خدمت امام عرضه داشتند این آقا با تقوا است، زیارت عاشورا می خواند، خوب نماز می خواند و چه و چه. امام در پاسخ آنها فرمودند: ]«اینها همه خوب است، اما من کارگری می خواهم که خوب کار بکند و امورات محوله را به نحو احسن انجام دهد.[»

 

این مرجع عالیقدر افزودند: «مسلم است که همه امور دست خداوند است اما معنایش این نیست که همه امور را به خدا نسبت دهیم و به گردن دین بیندازیم، اداره مملکت فکر می خواهد، کارشناس می خواهد و به جای استفاده ابزاری از دین و مقدسات باید از نظر کارشناسان خبره و متعهد بهره جست.»

 

ایشان با گلایه از برخی اظهار نظرهای غیر کارشناسی در خصوص بحران اقتصادی جهان که دلیل اصلی آن را ظلم عنوان کرده اند، فرمودند: «خوب این بحران اگر وارد کشور ما بشود که ظاهراً اثراتش نمایان شده، معنایش این است که شما هم ظلم می کنید.»

 

ایشان تفاوت دیگر انقلاب ایران با سایر انقلابهای دنیا را مخالفت با ترور و خشونت عنوان کرد و فرمودند: «انقلاب ما انقلاب منطق و کلام و آگاهی بود نه انقلاب متکی بر سر نیزه و اسلحه، حضرت امام در تمام دوران مبارزه حرکت های مسلحانه را قبول نداشت و هیچ گاه اجازه ترور و مبارزه مسلحانه را نمی داد، لذا معتقدم اگر دنیا از این طرز بینش و تفکر امام حمایت می کرد امروز دنیا گرفتار گروههای تروریستی مثل القاعده و طالبان نبود.»

 

ایشان در ادامه و با اشاره به عوامل باز دارنده ی بالندگی انقلاب، بی توجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم را مضر به حال نظام توصیف کردند و فرمودند: «باید به اندیشه امام باز گردیم که می فرمودند: ]میزان رای ملت است.[»

 

آیت الله العظمی صانعی در پایان این گفتگو و در پاسخ به سوال راجر کوهن که پرسید: «آقای اوباما گفته است، دست ما برای مذاکره با ایران باز است، اکنون ایران نیز دستش را برای مذاکره با ایران باز کند، نظر شما در خصوص آینده روابط ایران و آمریکا چیست؟» فرمودند: «قدرتمندان زیاد شعار می دهند، باید ببینیم آیا عمل نیز می کنند؟ اما من معتقدم آمریكا اول باید دست های آسیب دیده در زمان قدرتهای سابق را ترمیم کند بعد از ما بخواهد كه برای مذاكره دستمان را دراز كنیم.»

 

ایشان افزودند:«سابقاً هم گفته ام، قدرتهای استعماری همه مانع دموکراسی در ایران بوده اند، همه منافع خودشان را می خواهند، آنها نفت ما را می خواهند نه نفع ما را.»

 

ایشان خطاب به نویسنده کتاب «قلبهای سنگ شده» فرمودند:«قدرتمندان قلبشان از سنگ است، مگر قدرتمندانی که با خدا هستند همانند امام (سلام الله علیه)، بزرگ مردی که آمد سنگ ها را قلب کند. »

اشکان    , ashkan53
اشکان - 10:13 1387/11/2
82
خیلی دوست دارم بدونم صاحب این عکسها الان کجان و چه میکنن؟ زمانی که این عکسها گرفته شده چه هدفی داشتن و به چه چیزی فکر میکردن! خیلی دوست دارم بدونم که این خانومای بدون روسری در حال فریاد زدن الان هنوز توی ایرانن؟ هنوز زنده ن؟ اون زمان بدون روسری فریاد میزدن و امروز که صاحب بالاترین زینت(حجاب) شدن هنوز هم فریاد میزنن؟ به هر حال… بگذریم! به همه اون جوانان سلحشور فریاد زن سالگرد انقلابشون رو تبریک میگم! امیدوارم تبریک صمیمانه یه نفر از نسل بعد انقلاب رو پذیرا باشن ! مبارکتون باشه!
پ.ن: روی عکسها کلیک کنید تا در اندازه بزرگتر ببینید…

http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/1.jpg
http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/2.jpg

http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/3.jpg

http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/4.jpg
http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/5.jpg

http://aghazade.files.wordpress.com/2009/01/6.jpg

برای سرنوشت کشورتان دعا کنید...


ممنون میشم اگه نظر بدید
 

 

کپی کردن مطالب با درج لینك زیر بلامانع است.

علی ع , maktabeesfahan
علی ع - 05:37 1387/10/17
81
مدیریت راهبردی در نهضت كربلا‌
    N25sahabi.jpg
نویسنده : عزت الله سحابی
دوشنبه 15 دی 1387
Mon 5 Jan 2009
 

درباره حركت یا قیام حسین‌بن‌علی(ع) تحلیل‌های همراه با ستایش، بسیار گفته و نوشته‌اند و این حركت امام را از منظر شجاعت، ایثار، حریت، جانفشانی همراه با مظلومیت در راه یك معبود و عرفان و فناء فی‌ذات‌الله، ستوده‌اند. اینها همه هست و تردیدی در آن نیست. وقتی یك قطعه جواهر درخشان در اختیار داریم، از هر طرف كه به آن بنگریم،‌تلا‌لو خاصی می‌یابیم اما می‌توان از منظرهای دیگر هم به آن نظر كرد تا جمع این نظرها حقیقت آن جواهر را بیشتر نمایان سازد. یكی از نظرگاه‌ها كه در رابطه با نهضت كربلا‌ می‌توان مطرح كرد، منظری است كه كمتر مورد توجه بوده؛ وجه مدیریت و عقلا‌نیت عجیب و نبوغآمیزی است كه در طراحی و برنامه‌ریزی و رهبری درازمدت راهبردی در حركت امام دیده می‌شود.

ماهیت قیام

ماهیت قیام امام حسین چه بود؟ برای احتراز از بیعت با یزید بود؟ آیا برای اجابت دعوت كوفیان و رهبری آنها و به‌اصطلا‌ح امروزین تشكیل یك حزب سیاسی رقیب بود؟ آیا یك شورش كور علیه وضع موجود و سلطه امویان و مروانیان بود؟ یا بنا به ادبیات امروز یك انقلا‌ب یا ثوره بود؟ اما در اقدامات و موضعگیری‌های امام در مراحل مختلف قیام، ابهاماتی وجود دارد یا دوگانگی‌هایی مشاهده می‌شود؛ آیا امام، می‌دانست كه كشته می‌شود؟ در این صورت چرا خانواده و اصحاب نزدیك و عزیز خود را همراه برد؟ ‌ چرا در راه كوفه، پس از خبر شهادت مسلم‌بن‌عقیل فرستاده و نماینده خود و نیز قاصد حامل پیام امام به مردم كوفه، به همراهان خود توصیه كرد كه بروید و مرا تنها بگذارید؟ چرا برعكس در سر راه كوفه از سران قبایل و سرشناسان عراقی دعوت به همراهی و شركت در حركت خود می‌كرد؟ چرا از ضحاك‌بن عبدالله مشرقی و رفیقش زهیربن قین با وجود امتناع شدید آنها یاری خواست و اصرار زیاد كرد تا آنجا كه ضحاك مشرقی حاضر شد فقط تا زمانی كه حس كند امام شكست خورده و امكان پیروزی وجود ندارد، در كربلا‌ بماند؟ چرا در شب عاشورا به همراهان خود اصرار كرد كه بروند ولی برعكس، حبیب بن‌مظاهر را برای یاری خواستن به قبیله بنی‌اسد فرستاد؟ این عملیات در ظاهر متناقض را از سر عدم ‌آگاهی به عاقبت كار این حركت انجام می‌داد یا همگی بر حسب یك پلا‌ن طراحی‌شده با اراده صورت می‌گرفت؟ همه این سوالا‌ت و ابهامات، در صورتی قابل پاسخ و توضیح و تبیین است كه بپذیریم پس از شهادت امام حسن(ع) و تعین امامت در شخصیت خود، تا پایان ماموریت یعنی بازگشت خانواده و اسرا به مدینه یك نقشه یا راهبرد بر این نهضت حاكم بوده است كه در تمام مراحل بر حسب مقتضیات مرحله‌ای حركت طبق آن نقشه كلی اجرایی شده است و این پلا‌ن یا نقشه كلی را من، مدیریت راهبردی در نهضت كربلا‌ می‌نامم.

اهداف نهضت

به طرح راهبردی درازمدت امام نمی‌توان دست یافت مگر آنكه با تشریح و تحلیل شرایط سیاسی - اجتماعی و اهداف امام در درون این شرایط، اصلی و فرعی آن اهداف را تشخیص دهیم. این نهضت معطوف به واقعه جنگ و سرانجام آتش‌بس یا صلح امام حسن(ع) با معاویه است. صلح امام حسن(ع) با شخصی چون معاویه كه دشمن سرسخت پدر و جد ایشان و بالا‌تر از آن، خصم به تمام معنای اسلا‌م و توحید بود اندكی ابهام‌آمیز است. به‌راستی صلح با چنین شخصی و تمام دار و دسته‌اش، آیا به‌معنای پذیرش و اقرار طرفین به واقعیت و حقانیت طرف دیگر نیست؟ صلح امام حسن(ع) با معاویه، نه از سر رضایت یا اقرار به حقانیت معاویه، بل به علت اضطرار بود. حقیقت آن است كه بعد از وقفه در جنگ صفین به علت شهادت امام علی(ع) یكباره مشاهده كردند كه لشكریان شام، تمام كوفه را اشغال كرده و بر تمام مراكز دفاعی و امنیتی آن تسلط یافته‌اند. از مشاهده این وضع، امام مجتبی به ضرورت یك آتش‌بس واقف شد. رفتار امام حسن(ع) با معاویه كه در بعضی تواریخ به صلح تعبیر شده، آتش‌بس بود با شرایط و تعهداتی از سوی معاویه؛ از جمله اینكه 1-‌وی تا پایان عمر خود خلا‌فت كشورهای اسلا‌می را داشته باشد ولی برای خود جانشینی تعیین نكند و امر مردم (حكومت) را به خودشان واگذار كند. 2-‌معاویه متعهد شد كه در تمام مدت آتش‌بس از هرگونه فشار و اذیت بر دوستداران علی(ع) و خانواده او پرهیز كند و مخصوصا بر نام حجربن عدی و رشید هجری تصریح شده بود. 3-‌اینكه در اختصاص وجوه شرعی یا (عطا) كه حق همه مومنان اولیه اسلا‌م بوده هیچ‌گونه تبعیضی نسبت به خاندان پیامبر و بنی‌هاشم اعمال نكند و 4- از هرگونه بدگویی و اتهام به علی(ع) و خاندان او پرهیز كند. اما معاویه مصمم بود كه به هیچ‌یك از شروط قرارداد آتش‌بس وفادار نبوده، بل كاملا‌ عكس آن عمل كند. وی نه فقط قصد سلطه بر تمامی بلا‌د اسلا‌می- كه در آنجاها طرفدارانی نداشت از جمله مكه و مدینه و كوفه - داشت و در راه خلا‌فت (بیعت) به سلطنت موروثی گام برمی‌داشت، از آن مهم‌تر، دغدغه اصلی‌اش، محو اسلا‌م و نام محمد(ص) بود. ‌

اما در راه تحقق اهداف معاویه دو مانع وجود داشت؛ یكی اینكه یزید كه قرار بود جانشین معاویه و حاكم مطلق بلا‌د اسلا‌می شود بسیار جلف، سبك‌مغز، فاسد و نابكار و فاقد وجهه در میان تمام مردمان حتی اشراف شام بود و دیگری وجود شخصیتی چون امام حسن(ع.) به‌عنوان ناظر و مراقب اعمال او مانع اول را با دادن جایزه و رشوه به برخی و فریفتن احساس مذهبی برخی دیگر، از پیش برداشت و مانع دوم، یعنی شخص امام مجتبی را هم با فریفتن همسر ایشان و مسموم ساختن امام از بین برد.

1-‌بعد از شهادت امام حسن(ع) و تعین امامت در وجود و شخصیت امام حسین(ع)، ایشان از یك طرف رفتار ظالمانه و ستمگرانه و عهدشكنی‌های آشكار معاویه را مشاهده می‌كرد و از سوی دیگر خود را متعهد به قرارداد آتش‌بس برادر با معاویه می‌یافت. لذا بدون اقدام به جنگ یا براندازی رژیم معاویه راه افشاگری و اطلا‌ع‌رسانی به جامعه و مردم در قالب نامه‌های انتقادی و اعتراض صریح به معاویه را در پیش گرفت.

2-‌در راه همین اقدام آگاهی‌بخش، با ارسال نامه‌ها و پیام‌های بسیار به تمام كسانی كه رسول خدا را دیده بودند و از نعمات صحابگی آن حضرت برخوردار بودند و نیز اولا‌د و تابعین بعدی آنها، دعوت به عمل آورد كه حدود 700 نفر در منا جمع شدند. امام برای آنها سخنرانی مفصلی كرد و گفت شما شاهدید كه این مرد قلدر با ما و شیعیان ما چه می‌كند، پس آنچه را در این مجلس به شما می‌رسد، در شهرها و بلا‌د خود برای مردم شرح دهید. سپس شمه‌ای از مناقب و فضایل پدر خود علی(ع) گفت و از همه حاضران تایید گرفت، آنگاه صحبت مفصلی درباره تكلیف شرعی و الهی و انسانی آنها و وجوب امر به معروف و نهی از منكر و كوتاه نیامدن در برابر ظالمان و عهد خداشكنان و نكوهش مسامحه و مصالحه با ستمكاران فاسق كه در حكم همكاری با آنها است گفت و یادآور شد كه خداوند فرمان جلوگیری از منكرات را به همه مردمان صادر كرده و شما كه نخبگان و صاحبان جاه و مقام در نزد مردم هستید، بیش از همه‌كس وظیفه مقابله با منكرات را دارید. و بالا‌خره آنها را نسبت به غفلت از این وظایف عمومی سرزنش كرد و اراده عمیق خود را بر قیام علیه ستم و ستمكاران اعلا‌م ‌نمود و آنها را باز سرزنش فرمود كه خداوند این قوم نابكار را بر شما و مردم مسلط نكرد، مگر به علت گریز شما از مرگ و دلخوشی‌تان به این زندگی چندروزه دنیا. (به علت پرهیز از تفصیل كلا‌م از درج همه سخنان امام خودداری می‌كنم) و سرانجام سخنان خود را چنین پایان می‌دهد: شگفتا از این وضع، چرا در شگفت نباشم كه زمین در تصرف مردی دغل و ستمكار است و باج‌گیری نابكار؛ حاكمی كه با مومنان مهربان نیست و ترحمی ندارد. خدا حاكم باشد در آنچه كه ما در كشمكش آنیم...> از آنچه در بالا‌ به اختصار آمد، كاملا‌ آشكار است كه امام قبل از قضایای پیشنهاد بیعت با یزید، خیال براندازی حكومت اموی یا انقلا‌ب را داشته و منتظر مرگ معاویه بوده و فرصت می‌جسته است. لذا باید ابتدای قیام امام را از همان دعوت عمومی صحابه و تابعین در منا دانست و با توجه به اینكه آگاهی دادن مردم به آنچه در كشورشان می‌گذرد در عین آنكه كار آسانی نبود ولی قدم اول در هر انقلا‌ب تاریخی است. مردمی كه در اثر سركوب شدید همراه با تبلیغات شبانه‌روزی جهنمی، سحر شده و به خواب رفته‌اند اول باید به‌وسیله نخبگان صاحب نفوذ و تاثیر بر افكار و دل‌های مردمان آگاهی‌بخشی شوند و تكانی بخورند. امام برای پایبندی به قراردادی كه امام حسن مجتبی با معاویه بسته بود، قیام علنی نمی‌كند و این پایبندی به قرارداد هم از اخلا‌قیاتی است كه قرآن و رسالت محمدی به مردم آموخته بودند. قدم بعدی كه اراده امام را بر قیام علیه نظام نابكار معاویه نشان می‌دهد، نوشتن نامه‌های اعتراضی و انتقادی صریح و تند به معاویه و سرزنش او به مناسبت عهدشكنی‌ها و فسق و فجور و دست‌درازی به اموال عمومی است. ‌

3-‌رویه‌های فوق كه صفت آگاهی‌بخشی برای انقلا‌ب به مردم را داشت در طول 10 سالی كه از شهادت امام مجتبی(ع) تا قیام كربلا‌ فاصله افتاد، مستمرا با تاكید و شجاعت تمام ادامه داشت تا اینكه زمان بیعت گرفتن معاویه برای ولیعهدی یزید فرارسید و این هنگام است كه فرصت آمادگی و قیام برای قدم نهایی انقلا‌ب فرا می‌رسد، در هر موقعیتی كه فرصت گفت‌وگو با اصحاب و خانواده خود می‌یابد سخن از مرگ می‌راند، قبل از سفر حج به زیارت مزار رسول خدا در مدینه می‌رود كه هم درددل‌های خود را بگوید و هم با جدش وداع كند. در همان زیارت روح پیامبر محبوب را به شهادت می‌طلبد كه او از منكرات یعنی ستم دستگاه معاویه و اینك یزید، نفرت دارد و معروف را كه طبق سنت رسول‌الله، همانا حاكمیت مردم است دوست می‌دارد و نیز معروف اساسی دیگر كه مورد عشق امام بود دفاع از اسلا‌م و نام محمد(ص) كه معاویه و بنی‌مروان قصد دفن كردن آن را داشتند، تا اسلا‌م نجات یابد و زنده و جاوید بماند.
به همین علت به هنگام ترك مدینه، در وصیت‌نامه‌ای كه به برادرش محمد حنفیه می‌نویسد، یادآور می‌شود كه من از سر سركشی و شرارت، یا فسادانگیزی و یا ستم، خروج نمی‌كنم، بل اینكه به همان اخلا‌ق و رفتاری عمل می‌نمایم كه جدم و پدرم بر‌آن تاكید داشتند. من قصدی جز اصلا‌ح در امت جدم ندارم.

این تصریحات اثبات می‌كند كه امام از همان هنگام ترك مدینه برای حج به مكه ولی ناتمام گزاردن حج و حركت به سمت كوفه، قصد (خروج) بر حاكمیت بنی‌امیه داشته ولی خروجی كه با سروصدا و جلب توجه مردمان حج‌گزار توام بوده تا آنها وقت بازگشت به وطن خود، مردم دیار خود را به قیام امام آگاه كنند و مردم هم به‌قدر وسع و اراده در قیام شركت كنند. (انقلا‌ب)

4-‌در همان اوان قبل از ترك مدینه كه از مرگ معاویه و استقرار یزید بر تخت فرمانروایی عالم اسلا‌م خبر یافت، در برخورد با مروان حكم كه به وی نصیحت)!( كرد كه با یزید بیعت كند تا هم دنیا و هم دینش حفظ شود! اعلا‌م می‌دارد كه <وعلی الا‌سلا‌م السلا‌م اذقد بلیت الا‌مه براع مثل یزید> یعنی با اسلا‌م وداع باید گفت اگر امت اسلا‌می به رهبری چون یزید مبتلا‌ شود. امام با این سخن، قصد خود را برای شروع انقلا‌ب آشكار می‌كند.

5-‌در همین ایام، مردم كوفه كه به هر حال، حكومت علی(ع) را دیده و وارث انقلا‌بی عظیم علیه عثمان شده و غلبه خاندان بنی‌امیه پس از شهادت امام علی(ع) و امام حسن(ع) را دیده بودند و آرزوی بازگشت به نظام علوی را داشتند، با هزاران امضا از امام دعوت كردند كه به كوفه بیاید و رهبری آنها را برعهده بگیرد. امام، پسرعموی خود مسلم‌بن‌عقیل را كه تربیت اسلا‌م حقیقی را در دامان اهل بیت فراگرفته و ایدئولوژی واقعی آنها را فهمیده و بدان دل داده بود، به نمایندگی یا سفارت خود به كوفه می‌فرستد تا هم دعوت كوفیان را پاسخی داده و هم كسب اطلا‌عات عمیق‌تری از وضع و حال سیاسی و اجتماعی جامعه كوفه، حاصل كرده باشد.

6- امام روز هشتم ذیحجه سال 61 از مكه خارج و به سمت كوفه رهسپار می‌شود، روزی كه هنوز مناسك حج تمام نشده است و معلوم می‌شود كه امام در این كار مقصد عالی‌تری از اتمام حج در سر داشته كه قبلا‌ به آن اشاره رفت، یعنی می‌خواهد خروجش صدادار و برانگیزاننده باشد. ‌

اتفاقا همان روز هشتم ذیحجه كه امام به‌رغم توصیه‌ها و دلسوزی‌های برخی از شیعیان و نیز توصیه همراه با تهدید مروان حكم در مدینه و آشكار كردن هدف اساسی خود (نفی یزید و بنی‌امیه) به سوی كوفه حركت كرد، روز شهادت مسلم ‌بن عقیل فرستاده امام و هانی بن عروه در كوفه، به فرمان عبیدالله زیاد بود اما امام از آن خبر نداشت ولی در عین بی‌اطلا‌عی از شهادت مسلم، به نامه خوشبینانه مسلم، اكتفا نمی‌كند و سوءظنی به خاندان بنی‌امیه و مروانیان دارد. به این جهت سخنانی می‌گوید و اقداماتی می‌نماید كه حاكی از عدم اعتماد او به كوفیان است. همچنین از شدت فریبكاری و نابكاری بنی‌امیه آگاه است، لذا برخلا‌ف خیلی از دوستداران كه سفر به كوفه را مقدمه رهبری امام می‌پنداشتند سخنانی می‌گوید كه قصد و نیت و تحلیل او از شرایط را آشكار می‌سازد. ‌

7- پیش از حركت از مكه، روز هشتم ذیحجه در میان مردم و جمعیت عظیم حجاج ایستاد و خطبه‌ای خواند: ... و اما بعد خط‌الموت علی ولد آدم مخطّ القلا‌ده علی جید الفتاه...

اما بعد، نقش مرگ بر گردن فرزندان آدم مثل نقش گردن‌بند بر گردن دختر جوان است...

در تمام این خطبه سخن از مرگ و شهادت است. سخن از اشتیاق فراوان به ملا‌قات اسلا‌فش پیامبر (ص) و پدرش علی مرتضی، حمزه و جعفر و مادرش فاطمه همچون اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف است. سخن از مشاهده بدنش در بیابان‌های كربلا‌، پاره‌پاره شده به وسیله گرگان بیابان است و می‌گوید برای من شهادتگاهی تعیین شده است كه رو به آنجا می‌روم و این سخنان را در حالی می‌گوید كه روز قبل نامه‌ای از مسلم بن عقیل رسیده بود كه مردم، همه با شمایند و جز تو را به خلا‌فت و امامت نمی‌شناسند و جز تو را به زمامداری نمی‌پذیرند، پس هرچه زودتر بشتاب و بیا. در این وضع به حسب ظاهر وضعیت امام بسیار مناسب می‌نمود و غالب مردم و دوستان چنان می‌پنداشتند كه به زودی با قیام كوفیان به رهبری حسین‌بن‌علی، یزیدبن معاویه و همه امویان سرنگون می‌شوند؛ در حالی كه خود امام، وضع را در كوتاه‌مدت دیگرگونه می‌بیند و این حدت نظر و معرفت عمیق او را نسبت به شرایط روزگار و كینه و فریبكاری امویان و مروانیان می‌رساند. ‌

8- در همان ایام حج، در عین بی‌اطلا‌عی از شهادت مسلم، به قیام فرضی كوفیان اكتفا نمی‌كند و به قصد عمومی نمودن و مردمی و سراسری كردن قیام خود، از همان مكه نامه‌هایی برای پنج نفر روسای بزرگ بصره می‌نویسد و از آنها طلب یاری و مشاركت در قیام علیه بنی‌امیه و بنی‌مروان می‌نماید. این عمل نشان می‌دهد كه تنها به برانگیختن كوفیان اكتفا ندارد، می‌خواهد یك قیام یا شورش سراسری در عراق به راه بیندازد. ‌

9- در همین سفر یعنی از مكه به كوفه كه راه نسبتا درازی است، امام اقداماتی می‌نماید كه برنامه درازمدت (استراتژیك) وسیع و فراگیرتر از رهبری كوفیان را به خوبی آشكار می‌سازد و ضمنا رفع ابهامات كرده و به سوالا‌تی كه در بخش‌های اولیه این مقاله برشمردیم پاسخ می‌دهد.

1-9- در سر راه كوفه، در منزلگاه‌های خاصی كه به مركزیت قبایل معروف و نسبتا بزرگ عراق شهره بودند، توقف می‌كند و از سران یا روسای قبایل معروف دعوت به همراهی و مشاركت در ماموریت خودش می‌نماید، در میان این قبایل نام سه نفر به چشم می‌خورد كه هریك سرگذشتی خاص داشتند و نقش بزرگی در نهضت امام حسین بازی كردند. انتخاب و شناسایی این سه نفر با توجه به اینكه هر سه از خونخواهان عثمان بودند و در شورش (انقلا‌ب) مدینه كه به قتل عثمان منجر شد در سپاه معاویه علیه امام علی(ع) شركت كرده بودند، حائز اهمیت و معرف كمال عقلا‌نیت امام، در مردم‌شناسی و معرفت عمیق نسبت به توانایی‌های افراد مورد شناسایی و گزینش یاران دست‌اولش است. عقلا‌نیتی كه روی همگانی كردن انقلا‌ب خود و كشاندن همه مردم عراق و سپس شام به مبارزه علیه بنی‌امیه و بنی‌مروان متمركز بود. نفر اولی، عبیدالله بن حر جعفی از روسای اشراف قبایل عراق است. همین عبیدالله به علت مشاركت در سپاه خونخواهان عثمان كه معاویه در 25 سال قبل به راه انداخته بود، با حكومت عبیدالله زیاد در كوفه روابطی حسنه داشت و در روز عاشورا، در سپاه ابن سعد و نیز در قصر دارالحكومه هم، به هنگام آوردن اسرای اهل بیت از كربلا‌ به كوفه حضور نداشت. عبیدالله زیاد نسبت به غیبت او سوءظن پیدا كرد و فرستاد تا او را به دارالحكومه آوردند. حاكم كوفه، روی به او كرد كه دیروز كجا بودی؟ در مراسم ما حضور نداشتی؟ عبیدالله بن حر جعفی در پاسخ گفت بیمار بودم، ابن زیاد به او گفت تنت بیمار بود یا دلت كه گوشه‌چشمی به دشمنان ما داشتی؟! بعد ابن زیاد لحظاتی به امور و اشخاص دیگر مشغول می‌شود. ابن حر جعفی از غفلت ابن‌زیاد استفاده كرده و روی اسب خود می‌پرد و با سرعتی تمام به سمت كوفه می‌رود و در خانه یكی از یاران محرمش مخفی می‌شود و از همان‌جا با مختاربن ابوعبیده ثقفی رابطه برقرار كرده و در قیام مختار شركت كرده، موجبات فرار ابن زیاد را با لباس مبدل فراهم می‌كند. او اینچنین توانا و صاحب‌ایمان و ارادت به اهل بیت بود.

نفر دوم ضحاك‌بن عبدالله مشرقی است كه او هم از بزرگان و سران قبایل عراق است و قطعا شهادت او، قبایل زیادی را به صحنه انقلا‌ب امام و قیام همگانی عراق علیه بنی‌امیه و بنی‌مروان می‌كشاند. ضحاك مشرقی در مقابل اصرار زیاد امام، رضایت می‌دهد تا لحظه‌ای كه حس كند شكست امام قطعی است در صحنه بماند ولی از آن لحظه صحنه درگیری را ترك كند. در روز عاشورا حوالی ظهر كه تقریبا همه یاران امام شهید شده، دو سه نفر بیشتر باقی نمانده بودند و شهادت امام هم در آن شرایط تنهایی و سپاه 20 هزار نفری ابن سعد قطعی به نظر می‌رسید، ضحاك به امام گفت كه گاه وعده من فرا رسیده، امام می‌گوید آری ولی نگران به سلا‌مت رهیدن تو از این محاصره هستم، ضحاك می‌گوید نگران نباش، كاری می‌كنم. او ضمن فرار از میان لشكریان ابن‌سعد و به خاك افكندن چند نفر از سپاه ابن‌سعد به جای قبیله خود به كوفه می‌رود و خانه به خانه در میان كوفیان شرح كامل وقایع كربلا‌ را بیان می‌كند و درواقع نقش اطلا‌ع‌رسانی وقایع تاسوعا و عاشورا و برخورد با سپاه حربن یزید ریاحی و سرانجام پشیمانی حر از شركت در لشكر عمر بن سعد و مبارزه با امام و فرار او و پیوستن به امام و سرانجام شهادت پرجلا‌ل او و همه وقایع تا ظهر آن روز عاشورا را برای مردم كوفه تشریح و توصیف می‌كند و منبع اصلی تمام روایت‌های تاریخ عاشورا از آن تاریخ همان ضحاك مشرقی است.

نفر سوم زهیر بن قین است. این زهیر دوست ضحاك مشرقی بود و از مكه به سوی كوفه با كاروان خود تقریبا همراه كاروان امام بود ولی به‌شدت مواظب بود كه با امام برخوردی پیدا نكند. به این جهت در هر منزلی كه امام توقف می‌كرد، او با سرعت می‌راند و هر جا امام در حال حركت بود، او توقف و استراحت می‌كرد تا سرانجام در یكی از منازل نزدیك كوفه كاروان او با كاروان امام مصادف می‌شود. امام كسی را به سراغ زهیر می‌فرستد. زهیر در رفتن به نزد امام تردید یا تامل می‌كند ولی همسرش به او می‌گوید، شخصی چون حسین بن علی فرزند زهرا، به دنبال تو می‌فرستد و تو دریغ می‌داری؟! سبحان‌الله، چه مانعی دارد كه نزد وی شرفیاب شوی و سخن او را بشنوی و بازآیی. گفتار این زن كه نامش دلهم دختر عمرو بود روی زهیر موثر افتاد و او نزد امام رفت و اندكی بعد با چهره‌ای كه آثار شادمانی و روشنی ضمیر از آن هویدا بود بازگشت و دستور داد تا خیمه او را به خرگاه امام ملحق كنند. معلوم نیست كه در آن ملا‌قات كوتاه، بین امام(ع) و زهیر چه گذشت و امام به او چه گفت كه زهیر به‌كلی منقلب شد كه بعدا ذكر شدت وفاداری او به امام(ع) را خواهم آورد. اما همین خانم كه اثرش، تعالی شوهرش، زهیر از درجه فراری از امام حسین به مقامی بود كه در ظهر عاشورا، بعد از نماز ظهر، امام او را به‌عنوان فرمانده جناح راست جنگی سخت با لشكریان ابن‌سعد منصوب می‌كند و بسیاری را به خاك می‌افكند و آنگاه دستی به شانه امام می‌زند و می‌گوید: <قدم پیش بنه، ای هدایت‌یافته هدایتگر دیگران، امروز به دیدار جدت رسول‌الله و برادر و پدرت و عمویت جعفر و حمزه سیدالشهدا خشنود می‌شوی.> زهیر از آن مقام اولیه به این سعادت یقینی می‌رسد كه به شخص امام دلداری می‌دهد. او به آن درجه از یقین رسیده بود كه دیگر هیچ حادثه‌ای قادر به افزایش یقین و ایمان او نبود. ‌

2-9- عمل دیگر امام در راه مكه به كوفه، برخورد با لشكر حر بن یزید ریاحی است. حر طبق دستور عمر سعد امام را مخیر به پذیرش بیعت با یزید یا عدم ورود به كوفه می‌نماید و امام مقاومت شدید می‌كند. در این برخورد است كه امام آن حدیث معروف منقول از رسول خدا را اعلا‌م می‌دارد كه <من رای سلطانا جائرا، مستحلا‌ لحرام الله ناكثا لعهد الله یعمل فی عباد الله بالجور و العدوان و لم یغیر علیه بفعل او بقول، علی الله ان یدخله مدخله> هر كس زمامدار جائری را ببیند كه حرام‌های خدا را حلا‌ل می‌كند (استبداد و تعدی به حقوق مردم) عهد خدا را می‌شكند و در بین بندگان خدا با گناه و تجاوز عمل می‌كند و با عمل یا قول علیه او نشورد بر خداوند است كه او را به همان جایی كه آن حاكم را وارد می‌كند، وارد سازد (جهنم.) این حدیث نقل شده به وسیله امام از پیامبر اكرم، در واقع اعلا‌م آشكار قصد و نیت و برنامه خود یعنی شورش علیه بنی‌امیه در برابر لشكر مامور همان حاكمیت است. ‌

10- انتخاب و ملا‌قات و اصرار بر همراه كردن آن سه نفر مذكور 1- عبیدالله بن حر جعفی 2- ضحاك بن عبدالله مشرقی و 3- زهیر بن قین بجلی، به رغم مخالفت و حتی پرهیز آنها (دو نفر اخیر) از ملا‌قات با امام و اصرار امام نسبت به دعوت آنها با توجه به توانایی‌ها و هنرمندی‌هایی كه آن سه نفر در جریان جنگ روز عاشورا و فردای آن روز نشان دادند به یك گزینش الهامی یا معجزه‌آسا می‌ماند ولی در این مقاله ما را قصد عدم اتكا به معجزه و اتفاق است. گزینش این سه نفر به چیزی جز عمق نظر و اطلا‌ع امام از شخصیت‌های موثر در قیام و در عقلا‌نیت و تدبیر عالی شخص امام، برای مشاركت دادن عموم مردم و قبایل عراق (من جمله بصره) قابل تعبیر و توجیه نیست. به عبارت دیگر شخص امام كه طراحی استراتژی براندازی رژیم اموی - مروانی را برعهده گرفته بود، در مراحل متوالی و گوناگون پیشرفت حركت خود،‌شایستگی و صلا‌حیتی عالی را اثبات می‌كند.

‌ 11- در تمام مراحل پیشبرد و اجرای این برنامه درازمدت غیر از پایبندی دقیق به مقتضیات حركت و مراحل آن امر دیگری مورد نظر و پایبندی شدید امام بود و آن اخلا‌ق و رعایت آموزه‌های اخلا‌قی اسلا‌م و مكتب محمدی است.

اولا‌: پایبندی به رضایت تمام شركت‌كنندگان در حركت كرد. در مراحل مختلفی حتی در شب عاشورا گفتن اینكه شما می‌توانید بروید و مرا تنها بگذارید، حاكی از آن است كه با وجود ایمان كامل به راه و حركت خود نمی‌خواهد شركت در این حركت را به كسی تحمیل كند و كاملا‌ مراقب رضایت و شوق كامل آنها است.

ثانیا از همان لحظه شهادت برادر، امام حسین(ع) به قرارداد آتش‌بس ایشان با معاویه پای‌بند و پافشار است. وفای به تعهدات، حتی با دشمنان جدی، از اخلا‌قیات اسلا‌م و قرآن است.

ثالثا باز این هم از اخلا‌قیات اسلا‌م و قرآن است كه شما مومنین حتی در شدیدترین درگیری‌ها و تخاصمات با دشمنان‌تان فقط می‌توانید با <عمل> آنها مبارزه و مخالفت كنید، حق نفرت و كینه‌توزی نسبت به اشخاص و عاملا‌ن به نزاع با خودتان نداشته و برعكس، وظیفه دلسوزی و مهربانی و حتی كمك به افراد مزبور را دارید. تمام موارد فوق نشان می‌دهد كه مقابله سپاه كوچك امام حسین با سپاه عظیم ابن‌زیاد و ابن سعد ضمن اینكه درگیری حق و باطل از نظر مواضع و برنامه‌های درازمدت بود، برخورد و مقابله دو اخلا‌ق نیز بود؛ اخلا‌ق توحید و خداپرستانه و عارفانه با اخلا‌ق دنیاپرستانه و قدرت‌پرستانه. به این علت است كه امام حسین علا‌وه ‌بر شهید نامدار تاریخ بودن سرور و سید شهیدان تاریخ نیز نامیده شده است. ‌

توفیقات و آثار حركت امام

در ضمن تشریح اهداف نهضت امام نشان دادیم كه ایشان درصدد آن بود كه شهادتش در این كارزار تنها یك شهادت ساده و تك‌نفره و جان‌نثارانه نباشد، بل همراه با صدا و تاثیر تاریخی و برانگیختن توده‌های عظیم عراق و شام برای براندازی رژیم اموی- مروانی می‌باشد. اینك به توفیق در این انگیزش توده‌ای، در این حركت كه درواقع پیروزی استراتژی امام بر استراتژی معاویه- مروان بود می‌پردازیم:

1- بعد از دعوت صحابه پیامبر و تابعین در منا و سخنان واضح و آشكار و همراه با سرزنش مخاطبان بازتاب صدا و آهنگ این حركت در تمام دیار و بلا‌د اسلا‌می آن روزگار آغاز شد. ‌

2- با گزینش سه نفر (عبیدالله حر جعفی و ضحاك مشرقی و زهیر بن قین) و نیز نامه‌نویسی به پنج نفر سران اصلی و نامدار بصره، عملا‌ تمام مشاهیر و مردمان عراق به نهضت پیوستند؛ به طوری كه قیام مردم بصره علیه ابن زیاد چنان باصلا‌بت بود كه ابن زیاد با همه درنده‌خویی و خباثتی كه داشت از همان‌جا با لباس مبدل فراری شد و به شام پناه برد. ‌
3- متعاقب روز عاشورا و اطلا‌عاتی كه ضحاك مشرقی به كوفیان رسانده بود قیام‌های توابین آغاز شد كه تا سال‌ها ادامه یافت. این حركات همه با شعار <یا لثارات الحسین> صورت گرفت، قیام‌های زید و امثال او نیز چنین بود.


4- با مرگ ناگهانی و اتفاقی یزید، فرزندش معاویه بن یزید از پذیرش خلا‌فت (سلطنت موروثی) سر باز زد. این امتناع یا ناشی از عدم تمایل فرزند یزید به ادامه رفتار و استراتژی معاویه و یزید بوده و یا از اثر مشاهده شورش سراسری توده‌های عراق و زمزمه‌های قیام مردم شام به‌رغم تبلیغات جهنمی 40 ساله معاویه و یزید در اثر برخورد و سخنان امام سجاد و زینب(ع) در بازار و مسجد دمشق و نیز در مجلس یزید و افشاگری‌های آنها بود و این هر دو احتمال نتیجه مستقیم استراتژی امام حسین بود. با مرگ یزید، رژیم اموی از صحنه روزگار حذف شد و از آن پس كه مروانیان به قدرت رسیدند تا 70 سال، یك روز هم آرامش و سكوت جامعه اسلا‌می را تجربه نكردند. مروان حكم و عبدالملك بن مروان و ولید بن عبدالملك و دیگران همواره درگیر جنگ و شورش‌های متوالی و گسترده بودند تا اینكه با قیام ابومسلم خراسانی و ابراهیم امام (از بنی‌العباس) مروانیان نیز به كلی از صحنه روزگار حذف شدند و درواقع استراتژی امام حسین به تحقق و پیروزی نهایی و قطعی رسید. ‌

5- در شهر كوفه، از همان روز بعد از عاشورا كه كاروان اسرای بازمانده امام حسین وارد كوفه شد و مردم از آنها می‌پرسیدند كه شما كه هستید و پاسخ كاروانیان كه <نحن اساری آل‌محمد> ما اسیران خاندان محمد(ص) هستیم زمزمه‌های آهسته و سپس آشكار مردم آغاز شد. هر شب در خانه‌ای طرفداران اهل بیت جمع شده و با هم و با افراد جدیدی كه به آنها می‌پیوستند عهد و سوگند قیام برای دادخواهی حسین بن علی و یارانش می‌گرفتند. این جلسات منجر به آن شد كه پس از شورش بصره و فرار ابن زیاد با فرمان یزید، عمروبن حریث، مشاور و معاون ابن زیاد به والی‌گری كوفه منصوب شد ولی هیجان و قیام مردم كوفه او را نپذیرفتند و به خروج از كوفه مجبور ساختند. ‌

6- متعاقب اخراج عمروبن حریث در میان اشراف و سران قبایل كوفه و عراق برای تعیین جانشین او و درواقع تحمیل او بر دستگاه یزید، افرادی نامزد شدند. یكی از آن افراد نامزد، عمربن سعد، فرمانده سپاه ابن زیاد در كربلا‌ بود. با انتشار خبر نامزدی ابن سعد در كوفه، زنان كوفه به طور جمعی به خیابان‌ها ریختند و فریاد می‌كشیدند كه عمربن سعد را همان بس كه فرزند زهرا را كشته، حالا‌ می‌خواهد بر ما حكومت كند؟! جمعیت عظیم زنان كوفه كه به وسیله مردانی شمشیر به دست محافظت و حمایت می‌شدند، موفق شد كه نام ابن سعد را از نامزدان حكومت بر كوفه حذف كنند. ‌

7- در همان زمان مردم در مسجد كوفه جمع شده و اولین مجلس یادبود و بزرگداشت امام حسین و یاران باوفا و شهیدش را برپا داشتند و این بیش از آنكه جنبه عزاداری و تعزیه داشته باشد، صورت بزرگداشت امام حسین و تایید خط و راهبرد او را داشت. ‌

8- با مرگ یزید و اختتام دوره سیاه امویان كه حذف اسلا‌م و دفن نام محمد(ص) را در افق خود داشتند، گرچه دوران سركوب و خفقان در رژیم مروانیان ادامه یافت ولی تبلیغات ضداسلا‌می و دشمنی با خاندان پیامبر تخفیف یافت تا دوران جدید بنی‌العباس كه اگرچه ضدمحمد(ص) و دین محمد نبودند ولی خفقان و سركوب‌شان به علت خشونت كمتر نسبت به امویان دوران طولا‌نی‌تری از حاكمیت را تجربه كردند. ‌

9- روی هم رفته می‌توانیم ادعا كنیم كه استراتژی امام حسین یك راهبرد موفق و نائل‌شده به اهداف خود بوده و می‌توانیم با كمال اطمینان آن را یك استراتژی پیروز بنامیم و این پیروزی مدیون مدیریت و عقلا‌نیت كامل امام در رهبری این راهبرد بود. ‌

اطلا‌عات این مقاله از كتاب <بررسی تاریخ عاشورا> اثر مرحوم دكتر ابراهیم آیتی و مخصوصا مقدمه فاضلا‌نه آن به قلم مرحوم علی‌اكبر غفاری مدیر كتابفروشی صدوق، اخذ شده است.

منبع : اعتماد ملی


علی ع , maktabeesfahan
علی ع - 17:16 1387/09/25
80
نظر آیت ا... منتظری درباره خدمت سربازی

فردا: اصولاً اجبار افراد به سربازی برخلاف میل و رضایت آنان کار صحیحی نمی‌باشد.

اخیراً متن استفتائی از آیت‌الله منتظری در برخی سایت‌ها منتشر شده که ایشان سربازی اجباری را صحیح ندانسته‌اند.

گفتنی است در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بنا بر قانون اساسی فرماندهی کل قوا یکی از مناصب خاص رهبری است و اجرای تصمیمات نسبت به اصل، کیفیت و کمیت سربازی نیز تنها با اجازه ایشان اعمال می شود.
 
در پاسخ به سوال یک جوان 24 ساله از ایشان آمده است: من نمی‌خواهم در جمهوری اسلامی زندگی کنم. ولی برای خروج از کشور باید 2 سال عمر خود را برای سربازی دولتی که هیچ نیازی به آن ندارم وقف کنم. بنده که نمی‌خواهم در ایران زندگی کنم چرا باید 2 سال عمر خویش را تلف کنم؟ آیا بهتر نیست با دریافت هزینه‌ای اجازه خروج از کشورم را صادر نمایند. نظر شما در این مورد چیست؟

آیت‌الله منتظری در پاسخ نوشته‌اند:

ایراد شما تا حدی به جا است. اصولاً اجبار افراد بر سربازی برخلاف میل و رضایت آنان کار صحیحی نمی‌باشد. و اگر نیاز به سرباز باشد باید در مقابل وقتی که از آنان تلف می‌شود امتیازی در شأن آن قرار داده شود، تا افراد با رغبت و رضایت به سربازی بروند و در هنگام نیاز کشور بتوانند از کشور دفاع نمایند.

علی ع , maktabeesfahan
علی ع - 14:19 1387/06/27
79

چهره زنانه فقر

مهرانگیز کار - سه شنبه 26 شهریور 1387 [2008.09.16]

در جوامع بحران زده و گرفتار تورم و گرانی دشوار است به یک موضوع خاص اولویت بخشید و دیگر مشکلات ‏را در رده های بعدی قرار داد. ایران امروز چنان در بحران اقتصادی و بی عدالتی فرو رفته که ناگزیر اولویت ها ‏را باید در همین مجموعه جستجو و رده بندی کرد. در این مجموعه چهره زنانه فقر بسی کریه، زشت و نامتناسب ‏با کرامت انسانی و حیثیت ملی است و از شعارهای حاکمیت که همواره بر شخصیت خانگی زن اصرار می ورزد ‏بسیار دور است. در این مجموعه پبدا کردن راه حل برای چهره زنانه فقر، اولویت است. چهره زنانه فقر ‏مشخصاتی دارد که چنانچه زود به فریادش نرسند ایران می شود یک مورد مثال زدنی از کشورهای مسلمان که ‏در آن قدیم ترین شغل زنانه تنها راه ادامه زندگی و امرار معاش بخشی از جمعیت زنان کشور می شود. جمعیتی ‏که به دلایل گوناگون در بازار کار جای بسیار کوچکی دارد.‏

ایران کشوری است ثروتمند. آثار سوء مدیریت در استفاده درست از این ثروت را می توان به طور کلی در تداوم ‏اقتصاد تک محصولی مشاهده کرد و نمونه های آن را در فقری که با افزایش ثروت دولت ایران رابطه معکوس ‏داشته است مثال آورد. به نسبتی که درآمد نفتی بالا رفته فقر عمیق تر شده است. دست وارد کنندگان همواره باز ‏بوده تا برخی فعالیت های تولیدی که میراث پیش از انقلاب و یا در مواردی محصول بعد از انقلاب است، تعطیل ‏بشود. وقتی کالای وارداتی از برکت روابط وارد کننده با عوامل فساد اقتصادی ارزان تر به دست مشتری می ‏رسد، تولیدکننده داخلی که کالای مشابه به بازار عرضه می کند چگونه می تواند سر پا باقی بماند؟ تولیدکننده در ‏کار خود وا می ماند و حقوق کارگران پرداخت نمی شود. با تعطیل مراکز تولید یا پایین افتادن ظرفیت تولید این ‏مراکز بر تعداد بی کاران کشور افزوده می شود. بر تعداد کودکان خیابانی یا کودکان کار افزوده می شود. بر تعداد ‏زنانی که همدست باندهای تبهکار می شوند افزوده می شود. بند زنان زندان ها پر و خالی می شود، اما چهره ‏زنانه فقر تکان نمی خورد. بلکه بیشتر فربه می شود.‏

چهره زنانه فقر ده ها زاویه دارد. گاهی چهره زنانه فقر به انگیزه عشق مادری و تأمین رزق و روزی بچه ها به ‏فحشا می گراید. عوامل فساد اقتصادی زیر پای جمع بزرگی از مادران را خالی کرده اند و دیگر بهشت را آنجاها ‏نمی توان جستجو کرد. جمع بزرگی از مردان که به موجب شرع و قانون "نان آور" خانواده هستند بی کار و خانه ‏نشین شده اند. زنان دردمند آنها گاهی فقط یک راه برای ادامه زندگی دارند که در همان راه دستگیرشان می کنند، ‏به زندان شان می برند، شلاق شان می زنند و به دست بی ترحم فقر و تنهایی رهاشان می کنند تا دیگربار جرم را ‏تکرار کنند. ‏

آنچه در حق چهره زنانه فقر در ایران روا می دارند درست در نقطه مقابل اعتقادات اسلامی است که اکنون ابزار ‏تبلیغات جناحی شده است. راه حل را باید در بخش مسئولیت دولت ها جستجو کرد و از این حیث کارنامه دولت ها ‏را بررسید. به بودجه هایی که دولت ها در سه دهه اخیر به مجالس شورای اسلامی برده اند باید نگاه کرد. در ‏مقایسه با افزایش قیمت نفت درصدی از بودجه که به بهبود چهره زنانه فقر اختصاص دارد ناچیز است و گاهی در ‏حد هیچ. گاهی تلاش شده با راه اندازی متعه خانه ها و مراکز صیغه چهره زنانه فقر را مخفی کنند یا ساده لوحانه ‏بر آن مهار بزنند و مشروعیت بدهند. می دانیم با این گونه برنامه ریزی ها کاری از پیش نبرده اند. اینک تلاش ‏می ورزند ضرورت تنظیم سند رسمی برای عقد موقت (صیغه) را به کلی منتفی سازند، که این شیوه هم کمک می ‏کند به بالا رفتن نرخ فحشا زیر پوشش یک سند دست نویس که در بسیاری موارد قلابی است. ‏

ورود به بحث مسئولیت دولت ها این پرسش را پیش رو می گذارد که دولت ها برای اشتغال زنان و پر کردن ‏اوقات فراغت آنان چگونه بودجه بندی کرده اند؟ آیا به نسبت جمعیت زنان غیرماهر و جوان کشور این بودجه در ‏حدی بوده و هست که به زنان فرصت حرفه آموزی یا مثلا به آنها شانس بدهند تا ورزش کنند، با کامپیوتر بازی ‏کنند، برقصند، آواز بخوانند، ساز بزنند، کتابخوانی داشته باشند و...؟ اگر پاسخ منفی است به خوبی می توان ریشه ‏های آسیب پذیری زنان و بالا رفتن تعداد کودکان رها شده در خیابان ها را به سوء مدیریت دولت ها نسبت داد. ‏وقتی زنان امکانات لازم برای حرفه آموزی ندارند و شرع و قانون تأکید دارد بر اینکه زنان باید "نفقه خور" باقی ‏بمانند تکلیف زنی که نان آور از دست می دهد، نان آورش بیکار و خانه نشین می شود، معتاد یا متواری می شود، ‏زندانی می شود، طلاقش می دهند یا طلاق می گیرد یا شوهر به سهولت زن دیگری را سر سفره خانواده می ‏نشاند، یا زنی که اساسا شوهر نمی کند روشن است. اگر این زن حرفه ای نیاموخته باشد، چندتایی بچه گرسنه هم ‏توی خاک و خل دنبال نان خشک بگردند، چه سرنوشتی پیش رو دارد؟ انصاف بدهید و با صدای بلند از خود انتقاد ‏کنید و بگویید در این ماجراهای تلخ که همه امکانات و فرصت ها به دزدان و همکارانشان داده شده و آنها چهره ‏زنانه فقر را تنها گذاشته اند تا به شبکه های فحشا و توزیع مواد مخدر و سرقت بپیوندند، گناهکار اصلی مدیران و ‏برنامه سازانی هستند که نفع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح داده اند.‏

چهره زنانه فقر از آن دلخراش تر است که تصویر شد . چهره افراد، گروه ها و سازمان هایی که عوامل ایجاد این ‏وضعیت هستند دیری است برای کارگردانی مدیریت جامعه ای که فقر زنانه در آن عامل افرایش نرخ فحشا شده ‏است، مخدوش است. اینان صلاحیت ندارند و مشروعیت از دست داده اند. ‏

منبع روز

علی ع , maktabeesfahan
علی ع - 10:14 1387/06/21
78


 

4930_1225.pjpeg

دکتر سید صادق طباطبایی

 

4930-b.jpg?3474446
نام کلوب :دکتر سید صادق طباطبای۠ی
تاسیس : 19 فروردین 1384

دکتر سید صادق طباطبایی


جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 14:13 1387/03/19
77

فیلم افشاگری دبیر كمیته تحقیق و تفحص قوه قضاییه و

http://www.archive.org/details/efshaghari

متن پیاده شده از فیلم

 http://manshoma.wordpress.com/2008/06/06/افشاگری-عباس-پالیزدار-در-دانشگاه-بوعل/

 

متن پیاده شده در كلوب هواداران نهضت آزادی تاپیك خبر نیز موجود می باشد.

جهت دسترسی به متن بر روی بنر زیر كلیك كنید.

 

30962_8876.gif

 

در صورت تمایل این پیام را برای مطالعه دیگران ارسال فرمایید.

با تشكر

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 03:10 1386/12/7
76

به نام خدا

28/11/1368

سرکار خانم دكتر ستاره درخشش،

مجری محترم بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا

با سلام

بازگشت به تماس‌ تلفنی سرکار و درخواست مصاحبه به مناسبت سال‌روز پیروزی انقلاب اسلامی 1357، ضمن اظهار تشکر به خاطر توجهی كه نشان دادید، بدینوسیله توضیح می دهم كه علت عدم پذیرش درخواستتان، به تصمیم شورای مرکزی نهضت آزادی ایران به عنوان اعتراض به سیاست ها و مشی كلی ناظر بر مواضع آن رسانه و عملكرد برخی هم‌كاران جنابعالی باز می گردد.

همان‌طور که استحضار دارید، طی دو سال گذشته، فشار حاكمان تمامیت خواه ایران 
بر فعالان سیاسی و اجتماعی داخل كشور، از جمله حزب ما ، به نحو بی‌سابقه‌ای شدت یافته است. تا آنجا که امسال حتی از برگزاری مراسم سنتی سال‌روز تاسیس 
نهضت آزادی ایران و سیزدهمین سالگرد درگذشت دبیر كل فقید آن شادروان مهندس مهدی بازرگان در حسینیه ارشاد جلوگیری شد. محدودیت های اطلاع رسانی نیز به شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی، شاید مصلحت ظاهری این بود كه برای استفاده از هر امكان رسانه‌ای و از هر نوع ابزار اطلاع‌رسانی، از دعوت و درخواست شما استقبال می‌کردیم. اما مشی و باور سیاسی نهضت آزادی ایران در طول سالیان دراز فعالیت و مبارزه‌ی مستمر برای تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملتمان و پاسداری از استقلال میهن عزیزمان، هرگز این نبوده است که از هر وسیله وامكانی برای دستیابی به هدفهایمان استفاده کرده ، آن را توجیه کنیم.

متاسفانه شیوه‌ی اطلاع‌رسانی تلویزیون صدای آمریکا از محدوده‌ی تعاریف پذیرفته شده برای یک رسانه‌ی خبری خارج شده است. بنا بر استانداردهای رایج اطلاع‌رسانی، شأن یک رسانه‌ی خبری، حفظ بی‌طرفی در انتقال و پخش مطالب و اخبار است که با رفتار رسانه‌ی ارگان یک حزب سیاسی – ایدئولوژیک تفاوت دارد.

در مقام پاسخ‌گویی ممکن است استدلال شود که " صدای آمریکا " رسانه‌ی دولت آمریکاست و با بودجه‌ی آن دولت، اداره می شود و سیاست‌های دولت آمریکا تلاشی در راستای پنهان‌سازی مخالفت و ضدیت خود با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ندارد. و صدای آمریکا لاجرم رسانه‌ای‌ است با اولویت‌های معین در راستای نظرات و برنامه‌های دولت آمریکا و غیر از این هم نباید انتظار داشت. در پاسخ به این ایراد باید گفت كه آیا دولت آمریكا علاوه بر خصومت با نظام جمهوری اسلامی ایران، اصراری دارد كه سیاست‌های خود را در تعارض با باورهای عمومی و منافع ملی ملت شریف ایران نیز معرفی كند؟

نهضت آزادی ایران حداقل در دو محور زیر، سیاست‌گزاری حاكم بر دولت آمریكا و رسانه‌ی تلویزیون صدای آمریكا را در تعارض با منافع ملی ایران ارزیابی می‌كند:

نخست: اسلام‌ستیزی

مخالفت با سیاست‌ها و عملکرد مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران، یک مساله و استفاده از امکانات رسانه‌ای و میدان دادن به کسانی که به باورها و اعتقادات میلیون‌ها ایرانی توهین می‌کنند، مسئله دیگری است. من هیچ‌گاه در شان انسانی و در چارچوب باورهای دینی خود نمی‌یابم كه درباره باور‌های دینی شما و همکارانتان تفتیش كنم. بنا بر بدیهی‌ترین اصول مندرج در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، هر کس در انتخاب دین و راه و روش زندگیش آزاد است، از سوی دیگر نیز، مبانی اندیشه‌ی دمكراتیك، ما را به پذیرش این اصل، متعهد می‌سازد كه هیچ کس حق ندارد كه به بهانه‌ی اختلافات فکری و سیاسی فردی ، گروهی یا بین‌دولتی، به باورها و اعتقادات دیگران توهین روا دارد، مضافا آن كه كسانی كه مورد توهین واقع می‌شوند، اكثریت مطلق جمعیت كشوری با سابقه‌ی تمدنی شش هزار ساله مانند ایران باشند. بنابراین، ایراد و اعتراض ما، تنها متوجه سیاست‌های اسلام‌ستیزانه‌ی " صدای آمریکا " نیست، بلکه در واقع به سیاست‌های اسلام‌ستیزانه‌ی دولت آمریکا است. البته در این جا مخاطب من مسوولان و مجریان تلویزیون صدای آمریکا هستند. باید توجه داشت كه سیاست‌ها و برنامه‌های اسلام‌ستیزانه‌ی خارجی ، عملا به نفع گروه‌های، تمامیت‌خواه و محافظه‌کار حاكم در ایران تمام شده است و می‌شود. زیرا آنها كه خود را متولی ومدافع دین خدا می‌دانند، از سیاست‌ها و عملكردهای دین‌ستیز‌انه رسانه های خارجی، برای توجیه رفتارها یشان نسبت به منتقدان داخلی بهره‌برداری می‌کنند. ما دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای، مذهبی و قومی را در تعارض با منافع و مصالح ملی کشورمان ارزیابی می‌كنیم. خرد سیاسی و تجربه‌ی تاریخی حداقل یكصد سال گذشته‌ی این سرزمین، حكم می‌كند كه تنها با تغییر حكومت‌ها فرآیند تحقق دمكراسی تقویت نمی‌شود و از این رو مخالفت و اعتراض ما به سیاست‌ها و عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی ایران به این معنا یا با این هدف نیست که آن‌ها با هر وسیله‌ی ممکن بروند و گروه دیگری بر سر كار بیاید و همین نوع کارها را انجام دهد. هدف ما تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملتمان و حفظ استقلال کشورمان است که اصیل‌ترین آرمان‌های انقلاب جنبش مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و انقلاب اسلامی 1357 نیز بوده است.

دوم: عدم رعایت بی‌طرفی

نکته‌ی دوم این که، یک رسانه‌ی جمعی نباید در پخش اطلاعات و ارایه‌ی خدمات خبری به مخاطبانش، به ابزاری برای تسویه حساب های فردی و گرو‌هی تبدیل شود. متاسفانه، در كارنامه‌ی برنامه‌سازان " صدای آمریکا " بارها، دیده شده است كه آرا و مواضع سیاسی افرادی را علیه افراد و گروه‌های دیگر به طور یكسویه منتشر کرده‌است ، بی‌ آن كه بیان‌گر دفاعیات و یا اعلام نظرهای طرف مقابل باشند و یا حتی فرد مدعی را ملزم به ارایه‌ی سند و مدرك كنند. به عنوان نمونه، چندی پیش در " صدای آمریکا " گفته شد که مهندس بازرگان شخصا دستور بستن دانشگاه‌ها را صادر کرده بود. این یک ادعای بی‌پایه است و هیچ حقیقتی در آن وجود ندارد. مصاحبه شونده‌ی محترم درآن برنامه، در زمره کسانی است كه از آغلز نسبت به مهندس بازرگان و دولت موقت نظر موافق و مثبتی نداشت. البته، مخالف بازرگان بودن قابل درک است، ولی تحریف تاریخ چرا؟ این مدعی اگر واقعا سندی برای اثبات ادعایش دارد، آن‌ را منتشر كند.

نمونه‌ی دیگر پخش كردن ادعاها و ناسزاهای برخی از هواداران " پهلوی‌ها "، در مورد اعدام تیمسار رحیمی، فرماندار نظامی تهران در روزهای انقلاب، است . اگر صدای آمریکا، لازم دیده است ، نظرات و مواضع مخدوش و ساختگی یک گروه سیاسی را که پیرامون رویدادی تاریخی منتشر كند، بی‌طرفی و انصاف در اطلاع رسانی به مخاطبان حکم می‌کند كه توضیحات کسی را که به ناحق مورد زشت‌ترین حملات و در واقع ترور شخصیت قرار گرفته است، برای شنوندگان و بینندگان برنامه هایش پخش كند و داوری نهایی را به صاحبان اصلی کشورمان، یعنی ملت ایران، وا گذارد. تبدیل یک رسانه‌ی خبری به ابزار تسویه حساب‌های سیاسی شخصی یا گروهی، موجب بی اعتباری آن رسانه می شود. بدیهی است كه برای رسانه‌ای با امكانات صدای آمریكا حتی چنان‌چه فرد مورد توهین حاضر به مصاحبه‌ی مستقیم با آن رسانه نباشد، به جهت روشن‌ ساختن برخی ابهامات تاریخی، بسیار آسان است كه به طور غیر مستقیم و البته منصفانه، پاسخ‌های فرد را از سایر منابع تهیه كند و در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و در این موارد نیز تا كنون توضیحات فراوانی از سوی اینجانب ارایه شده است و همچنین اطلاعات زیادی از برخی اسناد و نشریات نهضت آزادی ایران قابل استخراج است.

پخش گزارشهای ساختگی که پایه آنها بر دروغ و تهمت بنا نهاده شده باشد سودی به حال سازندگان و پخش‌کنندگان آنها ندارد. یک ضرب المثل فارسی می‌گوید:  
" چراغ کذب را نبود فروغی ". اگر قرار بود كه کسی یا گروهی با دروغ گویی، تهمت و پرونده سازی به جایی می‌رسید یا بقای قدرتی تضمین می شد، تاریخ شاهد فروپاشی و نابودی هیچ‌ یک از نظام‌های استبدادی مدعی مردم محوری نبود. کسانی که خود را  
" پهلوی طلب " می‌دانند و نه " مشروطه‌خواه "، در قبال اعتراف محمد رضا شاه که خطاب به مردم ایران گفت"صدای انقلابتان را شنیدم"، چه پاسخی دارند. اما گویی این مدعیان هنوز آن را نشنیده اند و باور نکرده‌اند.

واقع امر آن است كه حاكمیت جمهوری اسلامی ایران طی این سی سال گذشته در تحقق آرمان‌های انقلاب 1357 عملكرد موفقی نداشته است، اما این موضوع، اصل انقلاب را كه مبتنی بر خواست ملی اكثریت مطلق ایرانیان و ناشی از مشكلات نظام پهلوی و بحران‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی آن دوران بود، نمی‌تواند زیر سوال ببرد. این كه حاكمان امروز چه می‌كنند، مساله‌ای قابل طرح است اما این كه از یاد ببریم و یا بی‌توجه باشیم كه عملكرد حاكمیت در نظام سابق چه بود و حتی شاه برخلاف نص قانون اساسی مشروطه، حكومت می‌كرد و نه سلطنت و مجالس شورای ملی فرمایشی ایجاد می‌كرد، تشكیلات مخوف ساواك مستقیما زیر نظر ایشان اداره می‌شد و هر صدای مخالفی را در هم می‌شكست و سركوب می‌كرد و صدها معظل دیگر كه بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد، امروز نه تنها دردی از طرفداران نظام پهلوی را حل نمی‌كند كه ملت ایران را از دستیابی به حقایق مسلم تاریخی باز می‌دارد و چنان‌چه تاریخ را چراغ راه آیندگان بدانیم، با لاپوشانی مشكلات گذشته و توجیه حاكمیتی كه تا بدان‌جا فاسد بود و خودكامگی روا داشت كه ملت ایران را یك‌پارچه، علیه خود برانگیخت، ملت ایران را در تاریكی و ناآگاهی‌ای قرار داده‌ایم كه در تصمیم‌گیری‌های بعدی نیز نتواند درست گام بردارد و بدیهی است كه این مشی نیز برخلاف مصالح و منافع ملی ایران است.

چنین رفتار هایی از سوی " صدای آمریکا " ممکن است موجب جلب توجه برخی از افراد شود و دل خیلی از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند، اما در دراز مدت محصولی در راستای منافع ملی، تقویت فرآیند دمكراسی و تحقق حقوق و آزادی‌های اساسی ملت ما نخواهد داشت.

در خاتمه، امیدوارم كه سركار به این تذكرات خیرخواهانه توجه بفرمایید و به همکارانتان نیزتجدید نظر در دیدگاه ها و روش‌ها را توصیه کنید.

با احترام

ابراهیم یزدی

 

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 22:35 1386/12/2
75

موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همكاری فرهنگسرای ابن سینا همایش امام موسی صدر؛ سرشار از مفاهیم راهگشا را برگزار می‌كنند.


به گزارش خبرگزاری فارس موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همكاری فرهنگسرای ابن سینا ششم اسفند همایش «امام موسی صدر؛ سرشار از مفاهیم راهگشا» را در محل دانشكده الهیات دانشگاه تهران برگزار می‌كنند.
بنابر این گزارش در این مراسم حجت الاسلام سید باقر خسروشاهی از طرف موسسه امام موسی صدر، اسقف اعظم سیبوه سركسیان اسقف اعظم ارامنه، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی، محمود سریع‌القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی، محمدمهدی مظاهری استاد دانشگاه سوربون و معاون فرهنگی دانشگاه آزاد، سید جواد میری جامعه شناس و استاد پژوهشگاه علوم انسانی و سید محمدصادق طباطبایی سخنرانی خواهند داشت.


این همایش یك روزه دوشنبه 6 اسفندماه در دانشكده الهیات دانشگاه تهران برگزار می‌شود و فیلم و كلیپ‌هایی از فعالیت‌های امام موسی صدر در لبنان به نمایش گذاشته می‌شود.

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 01:54 1386/11/13
74
2049
12/11/86

راهكاری برای تقویت حاكمیت ملت و استقلال كشور

ارزیابی واكنش‌ها به پیشنهاد نظارت بین المللی بر انتخابات

    یا ایها الذین ءامنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا  (احزاب / 70)

ای مومنان! از خدا پروا كنید و سنجیده و استوار سخن گویید.

ملت شریف ایران،

نهضت آزادی ایران در بیانیه‌ی تحلیلی شماره 2044 مورخ 10/10/86 با عنوان "ضرورت نظارت بین المللی برای تضمین آزادی و سلامت انتخابات" مواضعی را مطرح و اعلام كرد كهتا كنون، بازتاب و واكنش‌های گسترده‌ای‌ در پی داشته است. اگر چه ماهیت و چه بسا انگیزه‌های متفاوتی را در این واكنش‌ها می‌توان سراغ گرفت، در نظرهایی كه در مخالفت با آن بیانیه ابراز شده است، سه محور اساسی حایز اهمیت می‌باشد. محور اول این كه نظارت بین المللی بر انتخابات در تعارض با اصل حاكمیت ملی  
و نقض استقلال و دخالت در امور مملكت ارزیابی می‌شود. محور دوم این كه نظارت بین‌المللی بر انتخابات در كشورهایی كه دچار التهابات سیاسی و آشوب‌های داخلی هستند و خود قادر به حل آنها نیستند مطرح و اعمال می‌گردد. محور سوم این كه مطرح كردن ضرورت نظارت بین‌المللی توهین و جسارت به ملت ایران تلقی می‌شود. البته به این نكته نیز باید توجه داشت كه اظهاركنندگان نظرات گفته شده برای اثبات ادعاهایشان یا پاسخ‌گویی به مفاد بیانیه‌ی مذكور، دلیل و مستندی عرضه نكرده‌اند. چون به نظر می‌رسد كه توجه به این واكنش‌ها و بررسی آن‌ها می‌تواند در تبیین وواكاوی بیش‌تر مطلب، موثر واقع شود، نهضت آزادی ایران با انگیزه‌ی پاسخ‌گویی و روشن‌تر ساختن مبانی پیشنهادش برای شما هم‌میهنان عزیز، كه تنها صاحبان اصلی این سرزمین می‌باشید، دادن توضیحات بیشتر درباره‌ی مساله ضرورت نظارت بین‌المللی و تعهدات دولت ایران را لازم می‌داند.

در آغاز، به طور خلاصه اعلام می‌كنیم كه انگیزه و هدف اصلی از ارایه‌ی پیشنهاد یادشده، ارتقای كیفیت و اعتبار انتخابات و ابراز علاقه‌مندی و احترام برای استقلال و آزادی كشور و ملت ایران بوده و با توجه به عضویت ایران در اتحادیه‌ی بین‌المجالس و تایید بیانیه این اتحادیه درباره انتخابات آزاد و عادلانه، مصوب اجلاس مارس 1994، كه با حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران1 ـ كه در آن اجلاس شركت داشتند ـ و برخی دیگر از اسناد قانونی بین‌المللی مطرح شده است و از این رو نباید خارج از چارچوب فعالیت‌های درون نظام مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد. علاوه بر این، در چندین كشور بزرگ، باثبات، مستقل و حتی انقلابی، از جمله انگلستان، روسیه، اوكراین، تركیه، مالزی، پاكستان، نیكاراگوئه و فلسطین ـ كه طی آن حماس به پیروزی رسید ـ نظارت بین‌المللی به درخواست و توافق دولت‌های آنها انجام گرفته است و چنین نظارتی نه تنها نقض حاكمیت ملی و دخالت در امور داخلی یا اهانت و بی‌احترامی به آنها تلقی نشده است، بلكه موجبات ثبات و اعتبار بیشتر دولت‌های درخواست كننده را فراهم آورده است.

اینك، با تفصیل به تشریح مبانی حقوقی و قانونی و دلایل این پیشنهاد می‌پردازیم.

الف: نظارت بین‌المللی و اصل حاكمیت ملی

برخی بر این باورند كه " نظارت بین‌المللی در انتخابات یك كشور به معنای دخالت نیروهای بیگانه 
در امور داخلی بوده و در تعارض با اصل حاكمیت ملی و استقلال كشور است." در پاسخ باید توجه داشت كه:

  1. نهادها و اسناد بین‌المللی متعددی پیرامون نظارت بین المللی بر انتخابات كشورها وجود دارد. از آن جمله می‌توان به بیانیه‌ها، اصول و مقررات بین‌المللی، مانند "بیانیه اصول نظارت بین‌المللی بر انتخابات ، معیارها و تعهدات بین المللی در زمینه‌ی حق انتخابات دموكراتیك، سند كپنهاگ وبیانیه اتحادیه بین‌المجالس راجع به انتخابات آزاد و عادلانه" ‌اشاره كرد. یك نكته‌ی بسیار مهم این است كه این اسناد در دوران پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق تدوین شده‌اند. توجه جهانی به انتخابات آزاد و عادلانه در این دوره از آن رو است كه اولا، در دوران پس از جنگ سرد، اعتبار " حاكمیت ملی "، كه در منشور سازمان ملل متحد به عنوان یك اصل آمده است، با میزان " حاكمیت ملت " در هر كشور رابطه مستقیمی یافته است، ثانیاً، در شرایط كنونی جهان، كه اولویت‌های اقتصادی به عامل اصلی و تعیین كننده در روابط بین‌المللی تبدیل شده است، ثبات سیاسی درازمدت بر اساس دموكراتیزه شدن نظام‌ها سنجیده می‌شود. از این رو، راهكار نظارت بین‌المللی بر انتخابات، به عنوان معیار تحقق حاكمیت ملت، بیش از پیش مورد توجه جامعه‌ی جهانی قرار گرفته است، تا آنجا كه بسیاری، از نظام‌های سیاسی به منظور جلب اعتماد جهانی به سرشت دموكراسی در كشورشان، داوطلبانه از نهادهای بین‌المللی برای نظارت 
    بر انتخابات دعوت می‌كنند. بنا بر مفاد صریح " بیانیه اصول نظارت بین‌المللی بر انتخابات "، اگر چه سازمان‌ها، احزاب و گروه‌های سیاسی غیر دولتی می‌توانند چنین درخواستی را مطرح و بیانیه‌ی مذكور را امضا كنند، حق دعوت برای نظارت بر انتخابات در انحصار دولت‌ها است. از سوی دیگر، لازم به یادآوری است كه بیانیه یاد شده، كه در 27 اكتبر 2005 در سازمان ملل متحد به ثبت رسید، به امضای 21 سازمان و نهاد بین‌دولتی و سازمان‌های بین‌المللی غیردولتی ـ از جمله اتحادیه‌ی بین‌المجالس، كه مجلس شورای اسلامی ایران هم عضو آن می‌باشد، رسیده است و سال‌ها پیش از آن هم، اتحادیه‌ی بین‌المجالس، در نشست سال 1993، سیاست نظارت بر انتخابات به وسیله این اتحادیه را به اتفاق آرا تصویب كرده بود.

‌در بند 1 "بیانیه اصول نظارت بین‌المللی بر انتخابات "آمده است: "انتخابات دموكراتیك راستین بازتاب حق حاكمیت می‌باشد كه به مردم یك كشور تعلق دارد، مردمی كه اقتدار و مشروعیت یك دولت بر اساس اراده‌ی آزادانه آنها بنیان گذاشته می‌شود. حقوق شهروندان در رأی دادن و انتخاب شدن در انتخابات دوره‌ای دموكراتیك راستین در مقیاس جهانی به عنوان حقوق بشر پذیرفته شده است." مفاد این بند علاوه بر آن كه به وسیله اعضای اتحادیه بین‌المجالس، ازجمله ایران امضا شده است، با اصل 56 قانون اساسی ایران، كه در آن تصریح شده است : " حاكمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته است. هیچ‌كس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب كند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد" مطابقت دارد.

در بند 3 همان بیانیه آمده است : " نظارت بین‌المللی بر انتخابات یعنی جمع آوری سیستماتیك، جامع و دقیق اطلاعات مربوط به قوانین، فرآیند‌ها و نهادهای درگیر در اجرای انتخابات و دیگر عوامل مرتبط با فضای عمومی انتخابات، بررسی بی‌طرفانه و كارشناسانه این اطلاعات و نتیجه گیری درباره كیفیت فرآیند انتخابات، با بالاترین استانداردها برای سنجش دقت اطلاعات و ارزیابی بی‌طرفانه آن‌ها. "

‌در بند 8 بیانیه آمده است كه: " نظارت بین‌المللی بر انتخابات می‌تواند از طریق هیات‌های یگانه یا هیات‌های ویژه مشترك یا هیات‌های هماهنگ شده به اجرا گذاشته شود."

در بند 9 بیانیه تصریح شده است كه: " نظارت بین‌المللی بر انتخابات باید با احترام به حق حاكمیت كشوری كه انتخابات در آن‌جا در جریان است و رعایت حقوق بشر مردم آن كشور صورت گیرد. هیات‌های نظارت بین‌المللی بر انتخابات باید به قوانین و همچنین مقامات ملی آن كشور احترام بگذارند." بالاخره، نظارت بین‌المللی هنگامی میسر است كه ( به موجب بند 12 اعلامیه ) كشوری كه انتخابات در آن برگزار می‌شود دعوت‌نامه صادر كند یا تمایل خود را به پذیرش هیأت نظارت كننده، قبل از انتخابات، نشان دهد و علاوه بر تمایل دولت، پذیرش همه رقبای عمده سیاسی انتخابات برای نظارت نیز ضروری است.

  1. بنا بر دلایل و مستندات پیش‌گفته، نهضت آزادی ایران بر این باور است كه مطرح كردن ضرورت نظارت بین‌المللی بر انتخابات نه‌تنها، به هیچ‌وجه، نشان از نقض استقلال و حاكمیت ملی نداشته است، بلكه مبتنی بر تعهدات بین‌المللی دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران و بر اساس ظرفیت‌ها و سازوكارهای مندرج در قانون اساسی ایران صورت گرفته است. بدیهی است كه مفهوم نوین "حاكمیت ملی"، در فضایی فراتر از باورها و نظریه‌‌های كلاسیك حقوقی قابل بررسی است. امروزه، دیگر كسی تردید ندارد كه حكومت‌ها و دولتها مقید و محدود به چارچوب‌های داخلی و بین‌المللی شده اند. در بعد داخلی، حكمرانی مقید به رعایت اصول قانون اساسی و هنجارهایی است كه از جمله‌ می‌توان به حقوق ملت و نظم عمومی اشاره كرد. در بعد بین‌المللی، از یك سو، التزام هر دولت به حقوق ملت از شاخص‌های لازم حاكمیت ملی و استقلال سرزمینی محسوب شده است و از سوی دیگر، با توجه به شكل‌گیری جامعه‌ی جهانی، دولت‌ها به موجب اسناد و قراردادهای گوناگون بین‌المللی به پای‌بندی به یك رشته تعاملات و ارزش‌های بین‌المللی متعهد شده‌ و علاقه‌مندی نشان داده‌اند. تمایلی كه برخی از كشورها، از جمله دولت جمهوری اسلامی ایران، برای ورود به سازمان تجارت جهانی ( W.T.O ) از خود نشان می‌دهند یا اعزام نماینده به سازمان ملل متحد، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و مانند آنها، از جمله اموری محسوب می‌شوند كه محدودسازی حیطه‌ی‌عملكرد حاكمیت داخلی را موجب می‌شوند، اما كسی بر ضرورت این گونه روابط تردیدی ندارد. همان‌گونه كه همكاری دولت ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و پذیرش نظارت آن نهاد بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران و یا پذیرش نظارت بین المللی در انتخابات فدراسیون فوتبال ایران نه تنها هیچ زیانی برای نظام و ملت ایران در بر نداشته و نافی استقلال و حاكمیت ملی دانسته نشده، بلكه به اعتمادسازی بین‌المللی انجامیده است، پذیرش نظارت بین‌المللی بر فرآیند انتخابات نیز می‌تواند حاوی چنین فایده‌ای باشد. از سوی دیگر، پذیرش نظارت آژانس بین‌المللی و دادن اجازه‌ی بازدیدهای مكرر به ناظران آژانس، كه دارای ملیت‌های گوناگون اروپایی، آفریقایی، آمریكایی و آسیایی هستند، و یا نظارت فدراسیون بین المللی فوتبال هیچ گاه به معنای نقض حاكمیت ملی و استقلال كشور تلقی نشده است. اگر دولت ایران ـ كه به عنوان عضو اتحادیه بین‌المجالس، اصل نظارت بین‌المللی را پذیرفته و امضاء كرده است ـ به سلامت، آزادی و عادلانه بودن انتخاباتی كه برگزار می‌كند اعتماد دارد، نه‌تنها نباید از مطرح شدن موضوع نظارت بین المللی برافروخته شود، بلكه به عكس باید از آن استقبال كند.

در بند 4 بیانیه اتحادیه بین المجالس آمده است: " كشورها باید اقدامات تقنینی و غیر تقنینی لازم را به موجب روند قانون اساسی خود انتخاب كنند تا طبق تعهدات خود در حقوق بین‌الملل، حقوق و چارچوبی نهادین برای انتخابات ادواری، واقعی، آزاد و منصفانه تضمین كنند."

ب: نظارت بین‌المللی و وضعیت سیاسی كشور

در یك گروه از واكنش‌ها موضوعاتی عنوان شده است كه پرداختن به آنها می‌تواند مفید باشد. مثلاً گفته‌اند: " نظارت بیگانگان بر انتخابات برای كشورهای عقب مانده‌ای كه دچار آشوب داخلی و التهاب سیاسی شدید هستند، مطرح می‌شود." یا این كه : "معنای نظارت بین‌المللی این است كه ما امكان و توان نظارت برانتخابات را نداریم و به قیم جهانی نیاز داریم."

نظارت بین‌المللی بر انتخابات مختلف، الزاماً در كشورهای عقب مانده، كه دچار آشوب‌ها و التهابات سیاسی شده باشند، صورت نمی‌گیرد. نظارت بین‌الملل بر انتخابات یك كشور نظارت به معنای فقدان امكانات و توان داخلی برای نظارت بر انتخابات در آن كشور نیست و به هیچ‌وجه معنای قیمومیت ندارد. همان‌گونه كه گفته شد، در سال‌های اخیر، در چندین كشور جهان نظارت بین‌المللی بر انتخابات آنها صورت گرفته است. نیازی به توضیح ندارد كه نه هیج یك از آن كشورها فاقد امكانات بوده‌اند و 
نه می‌توان آنها را كه اكثرا دارای اقتصاد صنعتی پیشرفته و وضعیت پایدار سیاسی هستند، عقب مانده  
یا دچار تشنجات سیاسی بر شمرد . هنگامی كه رییس جمهور كشورمان اعلام كرد كه ایران آماده نظارت بر انتخابات آمریكا است به این معنا نبود كه چون آمریكا دچار آشوب‌های داخلی و التهابات سیاسی شده است و دولت آن توان و امكان نظارت را ندارد نیازمند به نظارت و قیمومیت ایران است.

پ : نظارت بین‌المللی و توهین به ملت

برخی از منتقدان، مفاد بیانیه‌ی یادشده و مطرح كردن ضرورت نظارت بین‌المللی را توهین به ملت دانسته‌اند. در پاسخ باید یادآور شویم كه تعریف حقوقی " توهین " را قانون مجازات اسلامی تبیین و مشخص كرده است. البته، با آن كه در قانون مذكور مصادیقی از توهین بیان شده است، مطلبی زیر عنوان "توهین به ملت" به چشم نمی‌خورد. از این رو، عباراتی مانند " توهین به ملت" یا "جسارت به ملت" فاقد وصف قانونی است. اما در تبیین كلی توهین، موضوع به دلالت عرف واگذار شده است2. از این رو، به نظر می‌رسد مطرح كردن ضرورت نظارت بین‌المللی ـ كه براساس تعهدات رسمی بین‌المللی دولت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است ـ نه تنها توهین به ملت ایران نیست، بلكه در راستای پاسداری ازحقوق بنیادین این ملت شریف قرار دارد.

ت : واكنش‌های دیگر

1- در گروه دیگری از واكنش‌ها داوری شده است كه : " نظارت بین‌المللی فاید‌ه‌ای ندارد، امكان‌پذیر نیست و نمی تواند پیامد مثبت داشته باشد. " برخی نیز پا را از این فراتر نهاده، طرح موضوع از سوی نهضت آزادی ایران را" خام اندیشانه برآمده از نادیده گرفتن منطق قدرت در جمهوری اسلامی" دانسته‌اند. نهضت آزادی ایران بر این باور است كه قبول این منطق، به معنای پذیرفتن اصلاح‌ناپذیری نظام است. نهضت آزادی ایران، با توجه به مشی اصلاح طلبی آن، پیامدهای چنین نگرشی را منفی و به زیان منافع و امنیت ملی و تمامیت سرزمینی كشورمان ارزیابی می‌كند و از این رو، با درایت و دقت، هركاری را كه در چارچوب منافع ملی و ظرفیت‌های قانونی تشخیص دهد، در راستای ایفای وظایف ملی و دینی انجام خواهد داد، اگر چه در مراحلی ظاهراً فایده زودرس بر آن مترتب نباشد یا هزینه‌های سنگینی هم در پی داشته باشد.

2- برخی از گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی، كه هیچگاه در انتخابات شركت نمی‌كنند، نظارت بر انتخابات را بلاموضوع دانسته و گفته‌اند كه نظارت برای آن گرو‌ها و احزابی مطرح است كه اصل نظام را قبول دارند و در انتخابات شركت می‌كنند. در پاسخ به این دسته از منتقدان و معترضان باید بگوییم، همان‌طور كه در نشریه تحلیلی آمده است، نهضت آزادی ایران شكست جنبش اصلاح طلبی را خلاف منافع و مصالح ملی ارزیابی می‌كند و گذار از وضعیت نامطلوب كنونی به یك وضعیت مطلوب پایدار را تنها با تغییرات تدریجی، آرام و قانون‌مند مفید و مطلوب دانسته و با توجه به ساختار و آرایش نیروهای سیاسی درون قدرت در جمهوری اسلامی ایران امكان‌پذیر می‌داند.

3- در واكنش به مفاد بیانیه نهضت آزادی ایران و عدم ضرورت نظارت بین المللی بعضی از معترضین 
و منتقدین گفته اند كه در ساختار حقوقی نظام ایران ساز و كارهای لازم برای انتخابات سالم وجود دارد. از جمله آقای موسوی لاری، وزیر كشور در دولتقبل گفته است كه پیشنهاد نهضت آزادی ایران  
" توهین به ملت، جامعه و فرهیختگان ایران است كه ما در داخل نتوانیم مشكلات خود را حل كنیم و ناظر از خارج بیاوریم. در حالی كه ما سازكارهای قانونی لازم برای انتخابات سالم را داریم و نیازی به ناظر خارجی و بین المللی نداریم ".در پاسخ به ایشان باید یادآور شویم كه اولاً، نظارت بین‌المللی بر انتخابات ربطی به توانایی مردم و فرهیختگان ندارد. دوم این كه اگر بنا بر نظر آقای موسوی لاری، كه انتخابات مجلس هفتم زیر نظر و مدیریت ایشان برگزار شد، سازوكارهای قانونی لازم برای انتخابات سالم را داریم، چرا از آنها استفاده نشد ؟ آیا انتخابات مجلس هفتم واقعاً سالم و عادلانه بود ؟ مگر آقای لاری و جریان سیاسی‌ای كه ایشان بدان تعلق دارد، بارها به آن معترض نشدند؟ پس چرا ایشان، در كسوت وزیر كشور دولت اصلاحات و مجری رسمی انتخابات، از این سازوكارها استفاده نكردند ؟ معاون محترم وزیر كشور و سرپرست ستاد انتخابات كشور در دولت اصلاحات، در مصاحبه‌های گوناگون و در شكایت از شورای نگهبان به مراجع قضایی، تخلفات زیادی را یادآور شده است كه همه از مصادیق عدم سلامت انتخابات می‌باشند. اگر امكان استفاده از این سازوكارها موجود بوده است، چه دلیلی وجود داشت كه یك كاندیدای برجسته درانتخابات ریاست جمهوری ـ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نایب رییس وقت مجلس خبرگان رهبری ـ شكایتش از انحرافات و كارهای خلاف و عدم سلامت انتخابات را به جای در میان گذاشتن با مردم، محرمانه به پیشگاه خداوند ببرد، یا نامزد برجسته دیگری صراحتاً اعلام كند كه در ظرف مدت كوتاه خواب صبح‌گاهی ورق برگشت و تغییرات شگرفی در آرا ظاهر شد. متاسفانه،  
آقای موسوی لاری اشاره‌ای به سازوكارهای قانونی مورد نظرشان نكرده‌اند.

آقای مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز در واكنش به طرح ضرورت نظارت بین‌المللی گفته است: " البته ادعا نمی‌كنیم كه هیچ نقصی در برگزاری انتخابات نداریم. اما این توان و امكان را داریم كه با استفاده از قوانین و سازوكارهای داخلی، نواقص را رفع كنیم و رهنمودهای امام راحل (ره ) در سال‌های گذشته و مقام معظم رهبری در شرایط كنونی در زمینه حل مشكلات راهگشا بوده و هست."

اگر چه آقای انصاری هم به سازوكارهای قانونی مورد نظرش اشاره نكرده است، نقش مقام رهبری را یادآور شده است. آقای انصاری به خوبی می‌داند كه اعضای شورای نگهبان در مواردی به رهنمودهای مقام رهبری توجه لازم نداشته‌اند. به عنوان مثال، در انتخابات مجلس هفتم، هنگامی كه شورای نگهبان صلاحیت بیش از نیمی از داوطلبان انتخابات را به بهانه " عدم احراز صلاحیت " رد كرد رؤسای دو قوه، یعنی رییس جمهوری و رییس قوه مقننه، مشتركاً در نامه‌ای از مقام رهبری درخواست كردند كه برای پایان دادن به بحران انتخابات، نام تمام رد صلاحیت شدگان به وزارت اطلاعات داده شود و حرف آخر را آن نهاد بزند. مقام رهبری كتباً با این پیشنهاد موافقت كردند و اجرای آن را به شورای نگهبان دستور دادند. اما شورای نگهبان آن را اجرا نكرد. چرا ؟ اشكال در كجا بود ؟ آیا اعضای محترم شورای نگهبان خود را موظف به اجرای دستور مقام رهبری، كه منصوب ایشان بودند، نمی‌دیدند؟ چرا رییس جمهور، رییس مجلس و وزیر كشوروقت، به‌رغم این كوتاهی، انتخابات را برگزار كردند ؟

نهضت آزادی ایران، با وجود تناقضات جدی در ساختار حقوقی قانون اساسی، بر این باور است كه التزام و تعهد به اجرای صادقانه قانون می‌تواند به بسیاری از نابسامانی‌های كنونی پایان دهد. اما مشكل از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد كه قانون گریزی مسوولان كشور فراگیر شده است. در ارتباط با انتخابات، شورای نگهبان خود را فراتر از قانون اساسی و قانون انتخابات می‌داند و فراقانونی عمل می‌كند. به عنوان مثال، قانون اساسی تمام شهروندان را در برابر قانون یكسان می‌داند. مفهوم وجود این اصل در قانون اساسی این است كه اگر فردی چنین تشخیص دهد كه تخلفی از قانون و مقررات، حتی توسط مقام رهبری، صورت گرفته است حق دارد كه به دادگاه شكایت كند و دادگاه نیز موظف به رسیدگی خواهد بود. در حكومت علی بن ابیطالب (ع) چنین عمل می‌شد. اما گویا شورای نگهبان، چنین باوری ندارد. در انتخابات گوناگون، به ویژه از مجلس دور چهارم شورای اسلامی به بعد، هیأتهای نظارت و شورای نگهبان به رغم مصوبه‌ی مجمع تشخیص مصلحت نظام ـ كه نهادها را ملزم به ارایه‌ی دلایل 
و مستنداتشان به رد صلاحیت شدگان كرده است ـ و با وجود درخواست‌های كتبی نامزدهای 
رد صلاحیت شده، از اجرای این وظیفه‌ی قانونی خودداری ورزیده‌اند. هنگامی كه در انتخابات پیشین ریاست جمهوری دبیر كل نهضت آزادی ایران، آقای دكتر ابراهیم یزدی، كه ایشان را به بهانه" سوء شهرت در حوزه انتخابیه، عدم اعتقاد به اسلام و محكومیت به ارتداد" رد صلاحیت كرده بودند، علیه شورای نگهبان به دادسرای انتظامی ویژه‌ی كاركنان دولت شكایت كرد، شورای نگهبان نه تنها حاضر به اعزام نماینده برای حضور در دادگاه و ارایه مستندات رد صلاحیت نشد، بلكه در واكنش به دادگاه دبیرشورای نگهبان طی نامه‌ای به ریاست قوه قضاییه، دادگاه را به خاطر قبول شكایت و ارسال احضاریه برای شورای نگهبان مورد خطاب و عتاب قرار داد ( روزنامه شرق 7/8/1383 به نقلازخبرگزاری فارس). شورای نگهبان‌، بخشی از قوه مقننه است و به موجب اصل تفكیك قوا مجاز به مداخله در امور قضایی 
و خودداری از اجرای دستور مقام قضایی نیست. افزون بر این، قاضی به قبول همه شكایات و رسیدگی به آنها، براساس اصل 34 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، الزام دارد. همچنین، یادآور می‌شویم كه وفق ماده 71 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور كیفری، قضات و دستگاه قضایی مكلف به پذیرش تمام شكایات، اعم از كتبی و شفاهی، هستند و در ماده‌ی 597 قانون مجازات اسلامی استنكاف از دادرسی جرم دانسته شده است. متاسفانه، این سازوكارهای قانونی تاكنون، هیچ‌گاه كارساز نبوده است

آقای مرعشی، سخنگوی محترم حزب كارگزاران سازندگی، در زمره افراد دیگری هستند كه به وجود این نوع سازوكارها اشاره‌ كرده‌اند. ایشان در مصاحبه مورخ 1/11/86 با خبرنگار روزنامه اعتماد ملی وجود نهادهایی همچون رهبری، روحانیت ،مرجعیت و مجلس خبرگان را برشمرده‌اند. در مورد عدم اجرای دستور مقام رهبری در انتخابات مجلس هفتم توضیحاتی داده شد. در مورد مجلس خبرگان رهبری، با آن كه از كارایی یا تمایل این نهاد به حل مشكلاتی مانند مشكلات انتخابات سابقه و تجربه‌ای در دست نیست، قانون اساسی ، وظیفه‌ِی نظارت بر رهبری را بر عهده آن نهاد قرار داده است. بدیهی است كه این وظیفه، نظارت بر مجموعه‌های زیر نظر و منصوب رهبری را هم به طریق اولی شامل می‌شود. از آنجا كه 
نهضت آزادی ایران اعتقاد به استفاده از همه ظرفیتهای قانونی برای پیشبرد اصلاحات و تحقق حاكمیت ملت (مردم‌سالاری) دارد، این نظر را قابل تأمل می‌داند. اگر هیچ سازوكاری تاكنون نتوانسته است مشكل را حل كند، به نظر می‌رسد كه مجلس خبرگان رهبری شاید بتواند عملكرد شورای نگهبان را با مقام رهبری مطرح سازد.

در یكی از اسناد بین المللی پذیرفته شده آمده است:" تحكیم دموكراسی مستلزم وجود نهادی است كه جریان انتخابات را به‌صورتی مستقل و درست اداره كند و عملكرد وی در نظر تمام نامزدها و احزاب حاضر در انتخابات كاملا منصفانه جلوه كند." ( نشریه‌ی انتخابات آزاد و منصفانه در حقوق و رویه‌ی بین المللی). مشروح مذاكرات مجلس بررسی پیش‌نویس قانون اساسی در سال 1358 نیز نشان می‌دهد كه نهاد شورای نگهبان دقیقا به همین منظور در قانون اساسی پیش‌بینی و طراحی شده است. اما متاسفانه، شورای نگهبان از مسیر بی‌طرفی و انصاف خارج و به یك نهاد دخالت كننده در انتخابات تبدیل شده است.

ملت شریف ایران،

نهضت آزادی ایران بر این باور است كه اگر نظارت استصوابی شورای نگهبان ـ به گونه‌ای كه تاكنون اعمال شده است ـ لغو شود و انتخابات سالم، آزاد و عادلانه برگزار گردد، ضرورت نظارت بین المللی منتفی خواهد بود. اما اگر این راه پیموده نشود، همان‌گونه كه نتایج رسیدگی‌های هیات‌های اجرایی انتخابات مجلس هشتم نشان می‌دهد، نظارت بین‌المللی راهكاری قانونی برای تداوم جنبش اصلاحات و مبارزات قانونی و مسالمت‌آمیز سیاسی خواهد بود. متاسفانه، به‌رغم اعتراضات فراوان، نه تنها رویه شورای نگهبان تا كنون تغییری نیافته است، بلكه حاصل چنین دخالت‌هایی منجر به روی كار آمدن دولتی شده است كه در انتخابات مجلس هشتم، كه حتی یك گام جلوتر از شورای نگهبان به رد گسترده صلاحیت داوطلبان بر اساس گرایشهای سیاسی آنان پرداخته، این هزینه‌‌‌ی سنگین را از دوش هیات‌های نظارت منصوب شورای نگهبان برداشته است. (گل بود به سبزه نیز آراسته شد.)

در پایان اعلام می‌كنیم كه انگیزه‌ِی نهضت آزادی ایران از مطرح كردن نظارت بین‌المللی بر انتخابات ایران از یك سو، ارتقای كیفیت و اعتبار انتخابات و از سوی دیگر، نگرانی عمیق از مخاطرات پیش روی كشورمان بوده است. طرح این موضوع پیامی است برای كسانی كه در طول 29 سال پس از پیروزی انقلاب در مسئولیت‌های گوناگون تجربه اندوخته اند و انتظار می‌رود كه بدانند و توجه كنند كه اگر وضعیت و روندهای كنونی، چه در قلمرو انتخابات و چه در سیاست‌های اقتصادی و امنیتی، ادامه یابد و حاكمان تمامیت خواه حاضر نشوند رفتارها و سیاست‌هایشان را بازنگری و اصلاح كنند، آینده بسیار مبهمی پیش روی ملت و كشورمان قرار خواهد داشت. وما ارید الا الاصلاح ما استطعت.

نهضت آزادی ایران


1پروفسور گای‌اس. گودوین گیل: انتخابات آزاد و منصفانه در حقوق و رویه‌ی بین‌المللی، مترجمان: دكتر سید جمال سیفی و دكتر سید قاسم زمانی، موسسه مطالعات و پژوهش‌های حقوقی، نشر شهر دانش، زمستان


2 دكتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، «ترمینولوژی حقوق» صفحه 182، چاپ دوم و دكتر ابراهیم پاد: حقوق كیفری اختصاصی، جرایم بر علیه اشخاص، صص 341-339


جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 20:09 1386/11/10
73

گزارش صدور مجوز چاپ كتاب "روشنفكر دینی و چالش های جدید" 

**********************************************

كتاب فوق چاپ شده و در كتاب فروشی ها قابل دسترسی است

**********************************************

1-حدود سه سال پیش ، در اواخر دوره وزارت آقای مسجد جامعی ، مجموعه ای از مقالات و سخنرانی های اینجانب پیرامون روشنفكری دینی ، تحت عنوان " روشنفكری دینی و چالش های جدید " برای چاپ توسط انتشارات كویر ، به وزارت ارشاد جهت صدور مجوز چاپ ، تسلیم شد .

2- تغییر دولت و سپس وزیر ارشاد ، صدور مجوز را به تعویق انداخت . با روی كار آمدن وزیر جدید، مسئولان مربوطه با صدور مجوز چاپ كتاب اینجانب نه تنها مخالفت بلكه از اعلام كتبی و رسمی آن با ذكر دلایل نیز خودداری كردند .

3- اینجانب در 1-6-85 طی نامه سر گشاده ای به وزیر محترم ارشاد با توضیح مراتب ، درخواست صدور مجوز چاپ كتاب خود را تكرار كردم ، و چون هیچ واكنشی و جوابی در یافت نكردم ، ناچار به دادگاه متوسل شدم .

4- در تاریخ 9-8-85 شكایت كیفری خود را از وزیر(اقای صفار هرندی) و مدیر كل امور كتاب و كتابخوانی فرهنگ و ارشاد اسلامی(اقای مجید حمیدزاده) به دادسرای عمومی ویژه كاركنان دولت ، تسلیم نمودم و جناب آقای محمد علی دادخواه نیز وكالت اینجانب را در این پرونده به عهده گرفتند.(شماره پرونده 234-10 ب -85). پس از مراجعه به دادسرا و پیگیری شكایت ، نهایتا ، پرونده به شعبه 10 بازپرسی ارجاع شد .در بازپرسی برای بازپرس توضیح دادم كه وزارت ارشاد نه مجوز چاپ می دهد ، نه دلایل آن را ابلاغ می كند . برای رسیدگی به این شكایت بازپرس وزیر و مدیر كل ارشاد را احضار كرده اما وزیر از حضور در بازپرسی خودداری كرد . بازپرس به مدیر كل ابلاغ می كند كه باید دلایل عدم صدور مجوز را به ناشر یا مولف اطلاع دهد .

5- شعبه 10 بازپرسی ، در رسیدگی به این شكایت ، ابتدا قرار منع تعقیب وزیر ارشاد را صادر كرد ، بدون آن كه به اصل شكایت ، یعنی صدور مجوز چاپ كتاب بپردازد . وكیل محترم اینجانب ، به این قرار اعتراض كرد و شعبه 1059 به این اعتراض رسیدگی و در 16-11-85 نظر شعبه 10 بازپرسی را متاسفانه تاییدكرد.

6- پیرو دستور بازپرس ، مدیر كل ا مور كتاب و كتاب خوانی وزارت ارشاد طی نامه محرمانه ای در 21-9-85 ، به ناشر اطلاع می دهد كه اشكالاتی در بعضی از صفحات كتاب وجود و این كه : " در صورت تمایل پس از اصلاح قسمت های مورد نظر ، درصفحات 58،197،213،215 مراتب جهت طرح مجدد درهیات مربوطه و اخذ تصمیم به این اداره كل اعلام شود " انتشارات كویر در 27-9-85 مراتب را عینا به اطلاع اینجانب می رساند . اینجانب در تاریخ 28-9-85 ، طی نامه ای به ناشر ،رفتار خلاف قانون وزارت ارشاد را كه طبق ماده 570 قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود ، متذكر می گردد . ناشر محترم این نامه را در 23-10-85 برای وزارت ارشاد ارسال می نماید .

7- با پیگیری وكیل اینجانب ، و بازپرس شعبه 10 ، در تاریخ 19-1-86 مدیر كل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به نامه مورخ 1-6-85 اینجانب به وزیر ارشاد ، یك كپی از نامه ای را كه مدیر كل امور كتاب و كتابخوانی برای معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد ارسال گردیده بود ، می فرستد در این نامه مجددا به طور كلی نوشته شده است كه مطالب چهار صفحه از كتاب محل ایراد است .در 25-1-86 در پاسخ به این نامه مجددا خواستم تا مدیر كل مربوطه توضیح دهد كه مطالب مورد اعتراض چیست كه باید اصلاح شود . اما باز هم جوابی داده نشد . در 28-5-86 طی نامه ای به وزیر ارشاد مسئولیت های قانونی ایشان را یاد آور شدم و درخواست خود را مجددا مطرح ساختم .

8- با پیگیری انتشارات كویر و جناب آقای دادخواه وكیل اینجانب ، بالاخره مدیر كل ارشاد در مهر ماه 86 مطالبی را كه در صفحات چهار گانه كتاب به نظر آنان باید حذف شوند ، به اطلاع ناشر رسانید . اگر چه عمل وزارت ارشاد با هیچ یك از موازین قانونی انطباق ندارد ، با وجود این با مشورت ناشر و وكیل حقوقی ، با حذف مطالبی كه موجب حساسیت مسئولان سانسور كتاب در وزارت ارشاد شده است موافقت كردم .

9- مطالب سانسور و حذف شده از متن كتاب ، توسط وزارت ارشاد به شرح زیر است .

1/9- از صفحه 64 :

-« مسئله دیگر كه نیاز به تجدید نظر اساسی دارد ، نظریه سیاسی ولایت فقیه است .نمی خواهم در اینجا وارد بحث آن شوم ، زیرا نیاز به یك بحث و بررسی مستقل دارد تا نشان داده شود كه این نظریه به هیچ وجه منشا قرآنی ندارد و با آرمان های انقلاب اسلامی نیز مباینت دارد و مسئله آفرین است . لابد صحبت های اخیر علامه سید حسین فضل الله را خوانده اید ،او به ولی امر مسلمین جهان ایراد می گیرد و می گوید مسلمین جهان در انتخاب رهبر كه مشاركت نداشته اند و برادران اهل تسنن این ولایت را قبول ندارند . پس فقط برای شیعیان است .در مورد شیعیان نیز ، شیعیان لبنان و عراق و كویت و پاكستان در انتخاب مداخله ای ندارند . این فقط برای ایرانیان است . بنابراین وی فقط ولی امر شیعیان ایران است ، آن هم قشری خاص . غرض از طرح این موضوع ، بررسی ولایت فقیه نیست ، بلكه نشان دادن ضرورت یافتن پاسخ های مناسب برای مسائل جدی و جدید است .»

2/9- از صفحه 205:

-«به عبارت دیگر حكومت مذهبی یعنی حكومت روحانیون بر ملت . آثار طبیعی چنین حكومتی استبداد است . زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین می داند و در چنین صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند . یك زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم می داند . به اعتبار این كه روحانی است و عالم دین ، نه به اعتبار رای و نظر و تصویب جمهور مردم . و بنا براین یك حاكم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیكتاتوری فردی است . چون خود را سایه و نماینده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و از هیچ گونه ستم و تجاوزی تردید به خود راه نمی دهد بلكه رضای خدا را در آن می پندارد . گذ شته از آن ، برای مخالف ، برای پیروان مذاهب دیگر ، حتی حق حیات نیز قائل نیست . آن ها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دین و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل خدایی تلقی می كند »

3/9- از صفحه 221:

-«اما امروزه به بركت دو دهه تجربه بعد از انقلاب ، همه این نیروها به این جمع بندی رسیده اند كه مشكل امروز ایران سلطه بیگانگان نیست ، نه استعمار است و نه امپریالیسم ؛ بلكه استبداد است . همه نگران هستند كه اگر استبداد سابقه دار بومی ریشه كن نشود ، سلطه استیلای خارجی ، كه بر اثر انقلاب اسلامی بهمن 1357 ، از بین رفته است ، بار دیگر به صورت دیگری برگردد . همه این نیروها ، كم و بیش پذیرفته اند كه قدرت های خارجی ، برای كسب امتیازهای ویژه و تامین مطامع خود ، به رغم مصالح و منافع ملی ما ، از دریچه یا دروازه حكومت تمامیت خواه و انحصارگر و استبدادی ، با نام و نشان ،جدید وارد می شود .»

4/9- از صفحات 222و 223:

«دو دهه حكومت سنت گرایان به نام خدا و دین با بن بست های سیاسی ، اقتصادی ، معرفتی و تاریخی روبرو شده است و نیاز به تغییر در همه احساس می شود .در این میان ، شرایط سیاسی – اجتماعی جامعه ما حاكی از آن است كه به رغم بیست سال سركوب نیروهای ملی و ملی – مذهبی ، به خصوص تشكل های سابقه دار با نام و نشان ، بار دیگر ضرورت ها ، رسالت خاصی را بر عهده این نیرو ها قرار داده است كه انجام آن از عهده یك تشكل به تنهایی بر نمی آید و بدون گفتمان و مفاهمه و بدون پشت سر گذاشتن پیش داوری های بی اساس و غیر موجه و یا با اساس و موجه باقی مانده از گذ شته های دور یا نزدیك ، امكان پذیر نیست .»

وزارت ارشاد در صدور مجوز چاپ كتاب ها بطور كاملا سلیقه ای عمل می كند و معتقد و ملتزم و پای بند به هیچ قانونی و مقرراتی نیست . اصل صدور مجوز چاپ ، یك رویه بر جای مانده از دوران استبداد سلطنتی در ایران است . چنین رویه ای نه در تاریخ ایران سابقه دارد و نه در هیچ یك از كشور های غربی . در كشوری كه رهبران آن دائم بر تهاجم فرهنگی می كوبند ، ایجاد محدودیت برای چاپ كتاب و كتابخوانی و كتاب فروشی و كتاب نویسی به فاجعه ای منجر شده است كه با آن روبرو هستیم ؛ تیراژ كتاب ها به زحمت به 1000 نسخه می رسد و ناشرین یكی پس از دیگری ورشكست می شوند . و این خیانت بزرگی است به فرهنگ این ملت . به این ترتیب بود كه كتاب اینجانب " روشنفكری دینی و چالش های جدید " بعد از سه سال اجازه چاپ دریافت كرد و منتشر شد .

با سپاس فراوان از مدیریت انتشارات كویر

جعفر گنجی , jafar_ganji
جعفر گنجی - 11:29 1386/10/26
72
مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی روشنفکران دینی

مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی روشنفکران دینی امسال با سخنرانی :‌دکتر یزدی؛‌مهندس میثمی،‌دکتر ثقفی و دکتر کدیور برگزار می شود

 

سه شنبه 25 دی 1386
Tues 15 Jan 2008
 

 

 

مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی روزهای پنجشنبه و جمعه در منزل مهندس صباغیان واقع در پاسداران، خیابان شهید اخوان، خیابان ساقدوش،‌گلستان دوم پلاک 116 برگزار می شود.

در این مراسم روز تاسوعا ‌دکتر یزدی؛ و مهندس میثمی و روز عاشورا نیز ‌دکتر ثقفی و دکتر کدیور سخنرانی خواهند نمود.



http://mizanews.com/default.asp?nid=3117
 
 
 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.