userinfo close

  ,

باشگاه اندیشه


bashgah_andishe

تاسیس: 7 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پروچستا پروچستا - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
101
90/7/18 (16:00)
7
58
90/6/15 (12:32)
1
21
90/6/13 (10:16)
4
16
90/6/13 (10:02)
3
17
90/6/12 (12:59)
9
30
89/11/19 (13:49)
4
21
89/8/26 (21:33)
3
12
88/11/4 (01:01)
5
12
88/11/4 (00:27)
0
16
87/9/29 (20:18)
5
24
87/3/25 (14:36)
0
11
86/8/30 (23:28)
1
14
86/5/11 (09:17)
1
29
86/2/26 (19:43)
0
9
85/12/26 (20:44)
0
15
85/12/24 (13:51)
0
6
85/9/11 (06:43)
0
8
85/8/10 (08:27)
1
18
85/7/28 (08:45)
2
38
85/6/30 (10:00)

عنوان بحث

فرزان معصومی , farzan7
فرزان معصومی - 23:16 1384/12/26

مغز یا قلب؟

کدوم بهتر انسانو راهنمایی میکنه فکر یا احساس؟
مغزتونو بیشتر دوست دارین یا قلبتون؟
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
امیر  روشنیده ااا  یانی لوید رایت  ااا , amirsphinx
4
نقل قول از : گیاه

دل و عقل دو بال پرواز پرنده ای هستن که انسان می نامندش!

نه بدون دل می شه زندگی کرد و نه بدون عقل.

اینها هر کدوم بدون هم لنگ هستن.

با نظر آذین مخالفم... اینکه آدم دلش رو در تصمیماتش دخیل کنه معنیش اشتباه نیست. درواقع اشتباهات رو تقصیر دل نباید انداخت. اشتباهات به خاطر استفاده ی مفید نکردن از عقل و دل ، هردو هست.

اون عقلی که دستورش این باشه که به دل توجه نکنیم و تک بعدی زندگی کنیم ، ماحصل یه اندیشه ی نادرست بوده. وگرنه عقل باید به همه ی ابعاد هستی توجه کنه و آدم تک بعدی نسازه.

 

کاملا موافقم
گیاه  , maaavara
گیاه - 01:21 1388/11/4
3

دل و عقل دو بال پرواز پرنده ای هستن که انسان می نامندش!

نه بدون دل می شه زندگی کرد و نه بدون عقل.

اینها هر کدوم بدون هم لنگ هستن.

با نظر آذین مخالفم... اینکه آدم دلش رو در تصمیماتش دخیل کنه معنیش اشتباه نیست. درواقع اشتباهات رو تقصیر دل نباید انداخت. اشتباهات به خاطر استفاده ی مفید نکردن از عقل و دل ، هردو هست.

اون عقلی که دستورش این باشه که به دل توجه نکنیم و تک بعدی زندگی کنیم ، ماحصل یه اندیشه ی نادرست بوده. وگرنه عقل باید به همه ی ابعاد هستی توجه کنه و آدم تک بعدی نسازه.

 

آذین ث , sherlock_holmes
آذین ث - 07:36 1385/01/5
2
من همیشه سعی کردم به قلبم توجه نکنم . تو این دنیایی که ما توش زندگی می کنیم قلب و احساس جایی نداره البته این به اون معنی نیست که با چشم بسته خشونت اعمال کنیم ولی با فکر کارهای درست رو می شه درست تر انجام داد. کارهای زیادی رو بدون توجه به قلبم انجام دادم نمیگم که اونا اشتباه بود نه!!!! ولی آدم تبدیل می شه به یه روبات که به طور اتوماتیک فقط به باید ها و نباید ها عمل می کنه. همه اطرافیانم می گفتن چه دختر خوبیه همه کارارو خوب و درست و حساب شده انجام میده ولی بعد از یه مدت قلبم مثل سنگ شد. دیگه نتونستم غم و شادی رو تشخیص بدم دیگه زندگی اطرافیانم برام مهم نبود آخرشم افسردگی گرفتم . البته الان بهتر شدم چون اجازه دادم بعضی از اتفاقهایی که نباید میافتاد بیافته با اینکه می دونم بعضی از کارا اشتباه هستن اما اجازه دادم به زندگیم وارد بشن واسه اینکه انسان باید اشتباه کنه و من تبدیل شده بودم به روباتی که اشتباه نمی کرد.!!!!
سوکلماه اینشوشیناک , sukkalmah
1
این فقط یک نظر است(!):
هیچ کدام! من معمولا سعی میکنم ادبیات معمولی که در عرف برای این جور مسائل استفاده می شه را استفاده نکنم زیرا هر چند شاید در ظاهر و اول کار درست و زیبا بنظر بیاید ولی در مراحل پیچیده زندگی یعنی انجایی که قراراست از فهم خود برای توصیف روابط بغرنج موجود در عرصه های علمی و فرهنگی و اجتماعی استفاده کنیم کم می آورد.
مغز مجموعه از نرون ها ست و قلب یک تکه گوشت پرخون. البته موضوع کمی در مورد فکر و احساس فرق می کنه. مشکل بزرگ از دوگانه بودن معنای احساس سرچشمه می گیره: احساس از یک طرف به معنای تاثیر پذیری ما از محرک های مادی بیرونی است که در مواقعی به واکنش ما به محرک های غیر مادی هم سرایت داده می شود بطوری که اگر زمانی فردی از نمایش فیلم گریان می شد همه او را "احساساتی" می خوانند(که این خود بحث کشداری دارد). اما از طرف دیگر احساس به درک عمومی ما از کل مسائل آنگونه که نسبتا شهودی باشد هم اشاره دارد البته این تعریف بسیار گنگ است و در واقع خود "احساس" در این معنا هم همین اندازه گنگ.
اگر دل و دماغ این را داشته باشیم که رابطه فکر و احساس به این معنای دوم را خوب تحلیل کنیم می بینیم که این دو چندان متمایز از هم نیستند. در واقع احساس در این معنا که ممکن است وجدان، ندای درون، دل یا هر چیز دیگری نامیده شود این هم خالی از تعمق تحلیل و لم و بم کردن عقلایی نیست. (نمی خوام در فلسفه برم اما اگر بحث کنیم خواهیم دید که فقط بحث دو سنت مختلف در تفکر است دو سنتی که بیشتر گرفتار سنت خود بوده اند تا گفتگوی با یکدیگر برای دگرسانی به وضعیتی جدید).

پیروز باشید
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.