| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
23
|
46
|
87/4/11 (19:13)
|
|
||
|
|
6
|
46
|
87/2/24 (13:06)
|
|
||
|
|
14
|
24
|
86/11/13 (20:34)
|
|
||
|
|
9
|
32
|
86/7/22 (20:00)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
86/7/7 (22:08)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
86/5/21 (01:43)
|
|
||
|
|
4
|
17
|
86/5/7 (07:58)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/4/29 (03:07)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
86/3/9 (11:40)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
86/3/4 (08:19)
|
|
عنوان بحث باروخ دوبندیت اسپینوزا 13 فروردین 86 - 10:02 | |
اسپینوزا یهودی قرن هفدهمی او از جامعه ی یهود اخراج شد و زندگیش را از طریق صیقل زدن شیشه عدسی گذرانید . او معتقد است که فقط یک جوهر وجود دارد که همانا خداوند است . توجیهات فلسفی او به شکل قواعد هندسی عرضه شده است تعاریف و اصولی را عرضه میکند که بر مبنای انها قضایا و برهان ها را استخراج مینماید . چون عقیده داشت که جوهر واحد همان خداوند است لذا برخی گفته اند که وی دچار دلمشغولی خداوند بود. اما به همان دلیل سایرین وی را یک مادیگرا و لامذهب دانسته اند اینان میگفتند که اگر همه چیز تجلی پروردگار باشد در این صورت خدا یعنی جهان ماده اما باید یاداور شد که اسپینوزا عقل را برای کشف خیر واقعی به کار برده و از ان طریق از یک شادمانی مستمر و عالی برای رفتن به سوی ابدیت دم زده است
| |
پاسخ ها8 28 فروردین 1386 ساعت 19:13 | |
به نظر من خدای اسپینوزا طبیعت است چنانچه خود او هم در این زمینه نوعی اصرار میورزد البته باید تصوری از یهوه خدای یهود را نیز در برداشت او از جوهری که خداوند میخوند در نظر داشت همچنین شرایط خاص اجتماعی و فرهنگی اروپا را در قرن هفدهم که به ایجاد چنین خدایی در ذهن اسپینوزا یاری رساند و البته واضح است که خدای اسپینوزا خدای شریعت یهود و یا کلی تر خدای دین نیست خدایی است که اسپینوزا با رویگردانی از اندیشه های ابن میمون یهودی که شریعت یهود را با فلسفه عقلی جدید نوعی توجییه میکد و همچنین اقبال خود اسپینوزا به جریان نواندیشی اروپا بدان دست یافت
|
7 27 فروردین 1386 ساعت 20:29 | |
شکر خدا(حالا فرقی نمیکنه خدای اسپینوزا یا ...) یه تکونی خوردیم ولی خواهش میکنم بیشتر بحث کنین, مقالات رو بزاریم تو قسمت خودش بهتره;) نیما جان شروع خوبی بود ولی اگه نظر خودتم با دوستان در میون بزاری بحث داغ تر و جالب تر میشه پیشاپیش مرسی... |
6 26 فروردین 1386 ساعت 23:59 | |
خانم محمدی پیشنهاد میکنم بحث های قبلی رو یه نگاه بندازید . شاید جواب تونو پیدا کردید . خدای اسپینوزا مسلما فاصله ی زیادی داره با خدای ادیان . اگر خدای آئین یهود شخصی ست با تفوق و سیطره ی عالم شمول که با موسی کشتی میگیرد ، خدای اسپینوزا - یا همون جوهر - کلیتی ست " ساکت " و شامل همه ی صفات با دو صفت غالب و ... . اسپینوزا اونو با دو برهان اصلی در قیاس با طبیعت قرار میده و از این دو برهان نتیجه میگیره که این خدای ساکت و واجد نهایت شعورها چیزی جز طبیعت نیست .
|
5 26 فروردین 1386 ساعت 06:00 | |
شاید اسپینوزا نماد واقعی کسی بود که فلسفی می اندیشید . و یک فیلسوف دنبال کشف انچه هست میرود نه انچه باید باشد . بدون لغت بازی بدون اصرار و بدون تعصب . |
4 26 فروردین 1386 ساعت 05:55 | |
نقل قول: که فقط یک جوهر وجود دارد که همانا خداوند است . چرا فکر میکنید جوهری که اسپینوزا گفت همون خدا بود؟ |
3 26 فروردین 1386 ساعت 03:21 | |
خانم سعدلو حرفی برای گفتن ندارن؟کلوب خیلی سوتو کور شده |














راستش علاقه ی خاصی به ایشون دارم اما هرچه سعی میکنم نمیتونم به این راحتی بگم ملحد بوده بی دین بوده یا نه یک یهودی و ....