| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1889
|
5084
|
91/3/7 (11:41)
|
|
||
|
|
451
|
1673
|
91/3/4 (13:58)
|
|
||
|
|
112
|
355
|
90/9/19 (21:23)
|
|
||
|
|
353
|
1954
|
90/9/7 (13:20)
|
|
||
|
|
192
|
1695
|
91/3/5 (11:20)
|
|
||
|
|
167
|
651
|
91/3/5 (11:15)
|
|
||
|
|
408
|
1487
|
91/2/14 (16:48)
|
|
||
|
|
83
|
362
|
91/2/5 (19:46)
|
|
||
|
|
37
|
227
|
90/10/2 (22:38)
|
|
||
|
|
59
|
208
|
90/9/19 (07:58)
|
|
||
|
|
108
|
225
|
90/8/28 (09:54)
|
|
||
|
|
27
|
104
|
90/7/23 (18:27)
|
|
||
|
|
61
|
209
|
90/7/22 (23:54)
|
|
||
|
|
37
|
157
|
90/2/27 (19:56)
|
|
||
|
|
10
|
81
|
90/2/2 (13:26)
|
|
||
|
|
67
|
277
|
90/2/2 (13:15)
|
|
||
|
|
24
|
117
|
90/1/27 (09:58)
|
|
||
|
|
330
|
617
|
89/8/26 (11:54)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
89/8/4 (11:25)
|
|
||
|
|
61
|
1165
|
89/7/11 (10:33)
|
|

امروزه اعتیاد به مواد مخدر به یک مشکل و معضل جدی در کل جهان تبدیل شده که ایران هم بی نصیب نیست و امار اعتیاد در بین جوانان به شدت رو به افزایش هست ...با اینکه قشر تحصیل کرده نسبت به گذشته افزایش یافته و اگاهی ها بالا رفته اما به همان نصب اعتیاد هم افزایش یافته...به نظر شما علتش چیه و مشکل از کجا اب میخوره؟؟؟ و چطور میشه روند افزایشی اعتیاد رو متوقف کرد؟؟؟
لطفا نظرات یا هر مطلبی که در این زمینه دارید در این بحث قرار بدید تا همه استفاده کنیم
ممنون
اعتیاد در بین کودکان و جوانان
گفت و گوی سوسن بهار با داریوش اقبالی
سوسن بهار: قبل از هر چیز، یک دنیا از شما داریوش عزیز به خاطر پذیرفتن این گفت و گو تشکر میکنم.
شما همیشه یک هنرمند پیشرو بودهای. ولی این کار اخیر و این حرکت انسانی و بزرگی که علیه اعتیاد شروع کردهای، با توجه به ابعادی که این مشکل در جامعهی ایران دارد، بسیار شایسته است. چرا که ما کمتر هنرمندانی داریم، که به عرصههای اجتماعی قدم بگذارند و تمام زندگی و وقت و انرژیشان را در این راه به کار بگیرند.
اگر جامعهی ما به این جا میرسید که آلوده شدن به اعتیاد را به رسمیت میشناخت، نه این که آن را اجازه بدهد و تشویق کند، بلکه اگر معتاد بودن یک انسان در خانواده این قدر محکوم نمیشد، آیا خود خانواده بهتر نمیتوانست کنترل داشته باشد؟ آیا بخشی از درغلطیدن به اعتیاد، بیشتر از سر ترس از بیان این موضوع و کمک خواستن از خود خانواده نیست؟ این سئوال همیشه در ذهن من بوده، که به عنوان والدین چگونه برخوردی به این مساله مناسب است؟ اگر جوانان این احساس امنیت را داشته باشند که بگویند به اعتیاد دچار شدهاند، آیا امکان بیشتر وجود ندارد که به آنها کمک کرد؟ تا این که خانوادهها معتاد را به عنوان انسانی که دیگر نه درکی دارد و نه فهمی و کلا نه هویت انسانی در نظر میگیرند. و این در حالی است که خیلیها چشم به روی بسیاری از جنایات میبندند، اما به معتاد که خود قربانی یک جنایت هست، به عنوان مجرم نگاه میکنند.
داریوش: شما اشارههای دقیقی به زوایای مختلف مسالهی بچهها و اعتیاد کردی. مسالهی فرهنگی هم البته در بین ما بسیار عمیق است و به قولِ دوستی این چاه خیلی عمیقه. ولی هست و این واقعیت را یک جامعه باید قبول کند. ما اصولا در جامعهی خودمان همیشه میخواهیم گناه را به گردن کس دیگری بیندازیم. مسالهی پنهان کاری را داریم. انکار را هم داریم. یکی از بزرگترین انکارهایی که در جامعهی ما میشود، مسالهی «بچهاس، پنهان کن نفهمه»، «بچهام معتاده، نذار کسی بفهمه»، «آبرومون میره»، همهی اینها در فرهنگ ایرانی هست. و مهم این است که راه کارهایی را باید مردم بپذیرند و برایش زحمت بکشند. ما میخواهیم بچههایمان چیزی که ما میخواهیم باشند، اما چنین چیزی امکان ندارد. بچه شخصیت خودش را دارد. ولی در محیطی که زندگی میکند و از آن تغذیه میکند، این که پدر و مادر به او چه میگویند، چگونه با او رفتار میکنند، بسیار مهم است. معمولا در جامعهی ما، پدرها وقتی که بچه به دام اعتیاد میافتد، دست به کار میشوند که آن موقع دیراست. ما در برنامههای تلویزیونی خودمان («آینه») به کَرات این را میگوییم، که پدر و مادرها باید بفهمند که چگونگی برخورد به مسالهی اعتیاد، علم است. من هشت سال است، که در مسیر بهبودیام و هفت سال است که در این رابطه کار میکنم. نمیشود فقط بگوییم، که «خب میخواست نکشد، چرا کشید؟»، باید برویم دلایل کشیدنش را بفهمیم و بدانیم چه عواملی باعث شده، که بچه به اعتیاد کشیده بشود.
بچهها قربانیان جامعهای هستند، که به آنها بی توجهی کرده است. این قربانیان، همانهایی هستند که فردا در زندانها خواهند بود؛ که فردا باند قاچاق چیان خواهند شد. و روز به روز هم متاسفانه در سرزمین ما آمارش دارد بالا میرود. دلایلش بی توجهی و درست برخورد نکردن هست. ما همیشه در برنامههایمان میگوییم پیش گیری مهمتر از درمان است. مثال را همیشه من بر این میگذارم، که من سربازی بودم رفتم به یک جنگی در این جنگ شکست خوردم. و بیماری اعتیاد مرا فتح کرد. ولی اگر از نوجوانی به من میگفتند، پدر و مادر این آموزش را میداشتند، یاد گرفته بودند که اعتیاد فقط مسالهی مواد مخدر نیست و دهها شاخهی دیگر دارد که یکی از آنها مواد مخدر است، یک مسالهی روحی روانی است، پنج درصد جسمی و نود و پنج درصد روحی روانی است، شاید این اتفاق نمیافتد.
بچه ازکجا تغذیه میشود؟ از جامعه. من همیشه دلم میخواهد این را بگویم، که باید آشکارا با بچههایمان صحبت کنیم و پنهان کاری نکنیم. کاری کنیم بچههایمان در رابطه با مسالهی اعتیاد بدانند، راجع به مسایل اخلاقی بدانند. ما میگوییم باید با بچههایمان صحبت کنیم. من آموختم، که بگذارم بچهام با من صحبت کند. اگر ده دقیقه وقت داریم، که صحبت کنیم به عنوان پدر و پسر. این ده دقیقه را من یک دقیقه صحبت میکنم و او نه دقیقه. اما معمولا در فرهنگ ما، ما نه دقیقه صحبت میکنیم و بچه یک دقیقه.
بچهها آسیب پذیرترین افراد یک جامعه هستند. بی دفاعترین، بی گناهترین. بعضی مواقع بچهگی نمیکنند. بچهگیشان سرکوب میشود، احساسشان سرکوب میشود.
ما با چند انجمن کودکان کار در ارتباط هستیم. در رابطه با پیش گیری از اعتیاد، باهاشان هم کاری میکنیم. تلاشمان را میکنیم، که بتوانیم کمک رسان باشیم. موقعی که پای صحبت اینها مینشینیم، میبینیم بچه از سه سالهگی رفته کار. این بخش، این قشر کودکان، قربانیان جامعه هستند. و جای تاسف زیاد است، که جامعه به اینها به عنوان کودک نگاه نمیکند. کودکی که غذا ندارد، لباس ندارد، کودکی که مجبور است کار کند، خب بازی به چه دردش میخورد؟ درس به چه دردش میخورد؟ اینها از توی زیاله دانیها خوراکشان را پیدا میکنند. قوانین کودکان را زیر پا گذاشتن، قُصور دولت است.
کودکان کار، کودکان کار خیابانی، و دختران فراری، زیاد میشوند. باید ریشهها را پیدا کنیم. بی توجهی مسئولین؛ راه کارها را ندانستن؛ انکار کردن؛ پنهان کردن؛ اینها دارد آن جامعه، نسلهای آیندهی آن سرزمین، را متلاشی میکند. ما همیشه میگوییم، که ما نسل سوخته هستیم. اما اینها نسل بیمار خواهند بود. پس کی به داد اینها باید برسد؟ از یک طرف دولت بسیار قُصور کرده، بسیار ظلم کرده در حق کودکان، از طرف دیگر جامعه هم مسئول است. حالا ما چه کار میتوانیم برای بچههای سرزمینمان بکنیم؟ به عنوان یک انسان، به عنوان کسی که آن حس انسانی در ما هست، باید توجه کنیم انسان دیگری هم هست. واقعیت در آن سرزمین این است که آن همه بدبختی دارد، چه بهتر که مردم آستین بالا بزنند. چه بهتر که مردم بروند این سازمانها را ببینند. بچهها را حمایت کنند. نگذارند بچهها به کار اجباری بروند. به خانوادهها کمک کنند. از ان. جی. اوهای مختلف دفاع و حمایت مادی و معنوی کنند.
سوسن بهار: کودکان ایران را من همیشه فراموش شدهترین کودکان جهان نامیدهام. چرا که ایران تنها کشوری در جهان است، که قوانینی مستقیما علیه کودکان دارد. یعنی علی رغم پذیرفتن کلیهی کنوانسیونهای حقوق کودک، تحت نام کنوانسیونهای تطبیقی، همان کنوانسیونها را زیر پا میگذارد. اولین این قوانین هم مادهی 1210 قانون مدنی ایران هست، که دختر بچههای نه ساله را بالغ به حساب میآورد و اجازهی ازدواج میدهد. ما قوانین تنبیه فقهی داریم، که حتا اگر کودکی در اثر تنبیه پدر کشته شد، پدر میتواند با پرداخت جریمه نقدی یا ده روز حبس معاف شود و یا اصلا مورد مجازات قرار نگیرد. قوانین نشان دهندهی پرنسیپهای یک جامعهاند، وقتی که در قوانین فقهی، شرعی و مدنی، چنین بندهایی علیه کودکان وجود دارد، طبیعی است که ما به ازای عملی آن در جامعه هم خشونت و بی حرمتی نسبت به کودکان است. سئوالی که من این جا از شما دارم، این است که اکثرا در تعریفها و در کارهای تحقیقی دربارهی این مساله در ایران به جای این که بگویند جامعه آسیب رسان است، به این جوانان و کودکان به عنوان آسیب اجتماعی برخورد می کنند. چقدر این بچهها از جامعه آسیب دیدهاند، تا این که به جامعه آسیب رسانده باشند؟ اگر بپذیریم که در درجهی اول جامعه به این جوانان و کودکان آسیب رسانده است، پس خانواده میتواند قدری گارانتی کند، مصونیت بدهد که آن جامعهی بیمار به بچه آسیب نرساند. و این گارانتی را من محبت میدانم. شما نقش عشق و محبت را در چه حد میبینی؟ بیان عشق و ابراز محبت مستقیم به بچه، به یک جوان، چقدر اهمیت دارد؟ آیا محبت کردن به کودک و جوان برای پیش گیری از درغلطیدن به انواع آسیبهای اجتماعی کمک میکند؟ یا این که به قول فرهنگ ما، بچه را «لوس» میکند و برای خطاکاری آماده میسازد؟
داریوش: چیزی که من میدانم، این است که شخصیت کودک تا سه چهار سالهگی شکل میگیرد. ولی بچه تا زمانی که پدر و مادر دارد، در هر سنی احتیاج به عشق دارد. طبیعتا از طفولیت باید به کودک با عشق برخورد شود. باید به او توجه شود. بعضیها فکر میکنند توجه به بچه، یعنی این که برای بچه اسباب بازی بخرند. لباس نو بخرند. وقتی این جور بچههای در ناز و نعمت بزرگ شده، معتاد میشوند، پدر و مادرها تعجب میکنند و میگویند ما که از خانوادههای خوب هستیم، ما که آدمهای متمولی هستیم، ما که چیزی کم نداشتیم، چرا بچهی ما معتاد شده؟ ما باید نیازهای کودک را بشناسیم. اگر بچهی سه ساله و نیمهی من به نزدم میآید و من به او بی توجهی میکنم، او واکنش من را میبیند و همان عکس العمل را نشان میدهد. این خطای من است، بازدهی عمل من است. نتیجتا عشق این وسط نقش موثر و حساسی دارد. باید بدانیم این عشق را چگونه نسبت به بچههایمان به وجود بیاوریم. ایثار را ما باید در هر صورت بکنیم. ولی نوع ایثار باید آگاهانه باشد، باید آموزش دیده باشد، به خصوص دراین دوره زمانه که همهی اطلاعات را خانوادهها میتوانند از طریق رسانهها و اینترنت و از طریق گروههای مختلفی که در این راستا دارند کار میکنند، داشته باشند. در خارج از ایران هیچ رسانهای نیست، که چند تا روان شناس نداشته باشد. میتوان به آنها مراجعه کرد. اما نگاه جامعهی ما در داخل، اگر بخواهیم از خارج جدایش کنیم، نسبت به رفتن به نزد روان شناس منفی است. حتا در خارج هم که این دید بهتر است، ولی باز میبینید پنهان کاری وجود دارد. وقتی که اسم رفتن به نزد روان شناس میآید، بعضیها میگویند من که دیوانه نیستم، نیاز به روان شناس ندارم. ولی من فکر میکنم به مرور و با تکرار مکررات، با سمینارهای مختلف، میتوان کاری کرد که جامعه دست از انکار بردارد و بداند که احتیاج به کمک دارد. نه بعد از این که بچهاش به دام اعتیاد افتاد، کمک بخواهد. درست قبل از وقوع حادثه باید آماده باشد، که چگونه باید برخورد کند. متاسفانه زمینه برای رشد آسیبها فراوان است. اختاپوسی شده و افتاده روی این جامعه و دارد آن را میبلعد. و تا آن جا که به مسئولین برمیگردد، ما با انکار کردن و پنهان کاریشان مواجه هستیم. آن عشقی که داریم میگوییم حتا در طبقههای مختلف اجتماعی وجود دارد. عشق چیزی است که به طبقه ربط ندارد، پدیدهای است که در وجود هر انسان باید وجود داشته باشد تا بتواند تقدیم کند. اما یک کلاف سردرگمی در آن مملکت وجود دارد، که هر وقت به آن فکر میکنم، اذیت میشوم. با خودم میگویم، خدایا چه کار باید کرد برای این جوانان، برای نسل آینده؟ آن جا هم باز من مشکل دارم، چون پدر و مادرهایی که خودشان آسیب دیدهاند، نمیتوانند آن ایثار را که باید نسبت به کودکانشان بکنند.
سوسن بهار: تصویر غم انگیزی هست. اما یک نقطهی عطف، یک نقطهی روشن هم این است که شما شروع کردهای و این کار را به خصوص در مورد کودکان میکنی. میدانی که در خارج از ایران کمتر صحبتی از کودکان میشود. از زنان، کارگران و جنبشهای اجتماعی فراوان صحبت به میان میآید، اما از کودکان نه. حتا در رابطه با جنبش کارگری از کودکان کار حرفی زده نمیشود. به گفتهی معاونت وزارت کار جمهوری اسلامی، همین چند سال پیش، کودکان در بیست و سه نوع رشتهی کار اشتغال داشتهاند. به لحاظ قانونی کار در این گونه رشتهها را ممنوع کردهاند. اما نکته قابل توجه این است، که این ممنوعیت برای کودکان زیر پانزده سال است که در کورههای آجرپزی، شیشه پزی، قالی بافی و... کار میکنند. در مورد ایران مطمئن نیستم، اما در سطح جهانی میدانم که مثلا در کامبوج و تایلند و ویتنام به بچههایی که در صنعت کشتی رانی و ماهی گیری به کار مشغولند، مواد مخدر میدهند تا ازشان کار بکشند. پارسال که برای رژه علیه تجارت کودکان هندوستان بودم، با یک سری از بچهها مصاحبه کردم. اینها در کارخانهی کبریت سازی، فشفشه و ترقه سازی، معدن سنگ، تراش الماس و... کار کرده بودند. میگفتند، کارفرما تریاک را در چای یا در عرق حل میکرد و به بچههای ینج و شش و هفت ساله میداد که بیشتر کار کنند. خود به کار کشیدن کودکان یک جنایت است، که جامعهی ما انجام میدهد و مبتلا کردن این کودکان به مواد مخدر یک جنایت مضاعف.
به هر حال، آن چیزی که مهم است بیان این مسایل است. به خصوص از طرف آدمهایی که آتوریتهی معنوی در جامعه دارند، مثل شما. هزاران گل نثار شما.
داریوش: ممنونم. من هم از شما سپاس گزارم. جای تاسف است، واقعا دلم میسوزد، دلم میخواهد انسانهای هر چه بیشتری به کمک کودکان بشتابند. پیام من این است که مردم ما، حتا الان که در خارج از ایران هستیم، باید یک سرباز در این راه باشند. یک نفر میتواند دو ساعت وقتاش را در هفته صرف این فعالیت کند، دیگری یک روز. یکی توانایی مالی دارد و میتواند کمک کند. و این مهم است، با اینهاست این که زندگی معنا پیدا میکند. حقیقت گریزی را باید قبول کنیم. بعضیها حقیقت گریزند، بعضیها پنهان میکنند، انکار میکنند. و به نظر من، انسانی که انکار میکند یک بیمار است؛ انسانی که پنهان کار است، زیر سقف خانهی خودش از زنش دارد چیزی را پنهان میکند یک بیمار است. و خوشا به حال انسانهایی که رسیدهاند به درجهای از سعادت انسانی که مشکلاتشان را به رسمیت بشناسند و خودشان را در آینه بینند و بیایند وسط میدان، بیایند پهلوی مردم و بگویند تنهایی خوب است، اما بدون مردم زندگی کردن جهنم است.
راه کار این است، که بیاییم در کنار این کودکانی که فردا خدای ناکرده در زندانها خواهند بود و قاچاق چیها آنها را به باندهای مواد مخدر خواهند کشاند، بایستیم و به آنها کمک کنیم. چه بسا فرزند من. هیچ کسی نمیتواند بگوید، که این مسالهی فرزند من نیست. نه این کار را نکنید، من همیشه بیماری اعتیاد را یک هیولای جهانی میبینیم که مثل موریانه، خیلی موذیانه، پایههای خانه را میخورد. ما باید از خودمان آغاز کنیم و ببینیم چگونه انسانی هستیم و چه کاری برای این کرهی خاکی میخواهیم بکنیم.
سوسن بهار: داریوش جان یک دنیا ازشما متشکرم. مصاحبه برای جوانهاست. من مدتهاست سئوالاتی را در «داروگ» طرح کردهام و از همهی بزرگترها هم میپرسم. یکی از سئوالها این است، به نظر تو عشق چه رنگی است؟ این را دیگر باید در بُعد هنرمندانه پاسخ بدهی، که شادی آفرین هم باشه. حتما شنیدهای در ترانهای میگن: مشکی رنگ عشقه.
داریوش: نه والا، اون شاعر یک مقدار گرفتاری قافیه داشته. من عشق را یک کریستال میبینیم. یک کریستال بسیار حساس، که با یک تلنگر میشکنه. عشق را باید در رابطهی انسانها توی دست نگه داشت و نگذاشت که بشکنه. در رابطهی دو نفر، مثل این است که این کریستال را انگار در دست گرفتهاند و روی یک طناب راه میروند.
سوسن بهار: آخرین سئوال من این است، که به عنوان هنرمند سه نسل چه پیامی در زمینهی هنری برای جوانان داری؟ به خصوص که الان وارد یک کار اجتماعی و انسانی وسیع شدهای، به نظرت جوانان چطور میتوانند قدم بردارند در این گونه زمینهها که هم به خودشان کمک شود و هم آنها به سهم خودشان بتوانند به جامعه کمک کنند؟ اصلا شان نزول هنر را امروز با توجه به این شرایط خفقانی که به قول شاملو و صدای زیبای خودت، روزگار غریبی است، چه میبینی؟
داریوش: قطعهای هست که میگوید: هنرمندی که انسان نباشد، هنرمند نیست. انسانی که هنرمند است، نگرشش به جهان مقداری احساسیتر هست، آسیب پذیرتر هست. همیشه گفتهام، اگر ما از عشق میخوانیم، از محبت میخوانیم، از اتحاد و هم بستگی میخوانیم، در عمل هم باید اینها را انتقال بدهیم. یک سازمان دهی باید باشد، قلبهای ما باید به هم نزدیک باشد. بسیاری از ترانههایی که اخیرا میشنوم، همش منفی برخورد میکنند. درسته که از احساسات سرچشمه گرفتهاند، ولی نباید زندگی را این قدر منفی دید. زندگی دیدگاهای زیبایی هم دارد. ترانههای ما باید این زیباییها را هم منتقل کنند به مردم. یعنی باید شمعی باشند برای روشنی بخشیدن به یک جامعه. هنرمند حکم شیپورچی جامعه را دارد. در صف اول است و همه میبینندش و از او توقع دارند. امیدوارم هنرمندهای جوان، انسان دوست باشند، کمک رسان باشند، یاری دهنده باشند. حتما هم این طور خواهند بود. چون اگر غیر از این باشند، شنوندههای خوبی نخواهند داشت.
سوسن بهار: یک دنیا ازت متشکرم. من میتوانم تا صبح از شما بپرسم و شما زیبا جواب بدهی، ولی به خاطر خستگی و کارهایی که فردا در پیش داری، سئوالاتم را تمام میکنم.
داریوش: من هم از شما و حضورت در این عرصهی مهم متشکرم.
به نقل از: «داروگ»، نشریهی جوانان، شمارهی پنج، ژوئیه 2008
جولای ۲۰, ۲۰۱۱
كانون مدافعان حقوق كارگر- یكی از تاثیرات مشخص نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی، گسترش رفتارهای نابهنجار در میان جامعه و شیوع ناامنی اجتماعی است. رفتارهای ناهنجار شامل بزهكاری، قتل، جنایت و دزدی و اعتیاد و نیز عدم امنیت اجتماعی است كه به طور مستقیم ریشه در به سامان نبودن ساختارهای اقتصادی دارد. گسترش بیكاری، فقر، تعطیلی مراكز تولیدی، رشد بیسابقهی تورم و گرانی و دست یافتن به یك زندگی مناسب انسانی را هر روز رویاییتر میكند و نا امیدی را در بخشهای مختلف جامعه گسترش میدهد.
در حالی كه در جامعه عده ای به ثروت های افسانه ای دست می یابند و هر روز كاخها و آسمانخراشهای بیشتری سربر میآروند و نیز آخرین مدلهای اتومبیلها و گرانترین آنها در دست عدهای خاص خودنمایی میكند، هر روز شاهد فقیرتر شدن و كم شدن در آمد اكثریت قریب به اتفاق مردم هستیم. طرحهای اقتصادی دولتمردان، یكی پس از دیگری به جای كم كردن فاصلهی طبقاتی، هر روز به بیشتر شدن این فاصله دامن میزند و بیشتر شدن این فاصله سبب گسترش هرچه بیشتر رفتارهای نابهنجار برای فرار از مشكلات موجود میشود. هرچند گسترش اعتیاد، دزدی، تجاوز و قتل و... بیشتر دامنگیر طبقات فرودست میشود و بیشتر اقشاری را در بر میگیرد كه آسیبهای بیشتری از بیكاری و فقر گریبان آنان را گرفته است، اما همگان میدانند كه گسترش این نابهنجاریها امنیت اجتماعی را، حتی برای آنان كه درآمدهای كلان دارند، به ارمغان نمیآورد. آنان كه گمان می كنند با پولدار شدن و انباشت سرمایه، با كاخهای بزرگ و ماشینهای آخرین مدل، میتوانند به امنیت اجتماعی دست یابند، به سرعت متوجه این مساله خواهند شد.
تحقیق ذیل در زمینه اعتیاد نشان میدهد كه این بلای خانمانسوز تا چه میزان به ناامنی در جامعه دامن زده و سود پرستی نظام سرمایه داری تا چه میزان، جان انسانها را به مخاطره انداخته و صاحبان قدرت نیز به صورت نظارهگر بی تفاوت آن در آمدهاند.
****
چرا خانوادههای كارگری ایران، به ویژه جوانان در این خانوادهها، در جوامع شهری شهرهای بزرگ، به شدت – و تأكید میكنم به شدت– در معرض آسیبهای اجتماعی، به ویژه مصرف موارد مخدر، قرار دارند؟
1- آخرین برآوردهای من در میانهی سال 1386، در آخرین دورهای كه به عنوان پژوهشگر و استاد اقتصاد در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اجازهی كار داشتم، مصادف بود با اولین تهاجم مواد مخدر صنعتی جدید (غیر افیونی) و نه البته اولین ورود و معرفی آن در ایران. این مواد عبارتند از قرصهای روانگردان، به خصوص متاآمفتامینها (كه به قرص نشئه یا اكستازی معروفاند)، شیشه (كه ساخته شده از انواعی دیگر از قرص های روانگردان، قرصهای ضد حساسیت، قرصهای قوی اعصاب و آرام بخشها و همانند آنها و عبور دادنشان از گاز متان و به دست آوردن برادههایی به اندازهی عدس لوبیا و به شكل بلوری و بیرنگ) كراك كه تركیبی از هروئین و متاآمفتامینها است و در آخر، شماری از قرصهای مسكن بسیار قوی. مصرفكنندگان و معتادان این مواد در سال 1385 نسبت به مصرفكنندگان مواد افیونی (تریاك، شیره مرفین و هروئین) خیلی زیاد نبودند.
برآوردهای من برای سال 1386 در مورد معتادان به مواد افیونی 85/2 میلیون نفر بود. برآورد نیروی انتظامی 5/1 میلیون نفر بود، كه البته از حدود ده سال پیش از آن و تا كنون نیز حرف مرد یكی است و همان 5/1 میلیون نفر است و گویا از میان معتادان كسی نمرده است– كه میزان مرگ و میر آنها بسیار بالاتر از متوسط و سن متوسط آنان حدود 40 سال است– و اگر كسی فوت كرده یا شفا یافته، گویا درست به همان مقدار نیز بر شمار معتادان افزوده شده است. این آمارها همانند بسیاری از آمارهای رسمی، صحیح نیستند.
واقعیت این است (و گواهی تقریباً همهی پژوهشگران داخلی و خارجی نیز در ایران همین است) كه شمار معتادان مواد افیونی رشد فزایندهای– دستكم تا سال 1386– داشته است. از سال 1386 به بعد باید كاهشی در میزان رشد سالیانه یا حتی توقف در این افزایش و احتمالاً و تبدیل شدن آن به رشد منفی پیش آمده باشد. چرا؟ قطعاً نه به خاطر اصلاح امور اجتماعی از حیث آسیب مواد مخدر، بلكه به خاطر جایگزین شدن سریع مواد مخدر صنعتی به جای مواد افیونی. از آن سال به بعد، تولید و واردات مواد صنعتی مخدر به سرعت رشد كرد و از آنجا كه حمل و نقل و نگهداری و مصرف آن سریعتر و آسانتر است، موجب جذب تازهآمدگان به این قلمروی تازه گشودهی شیطانی مواد و حتی تبدیل بخشی از مصرفكنندگان مواد افیونی به مصرفكنندگان مواد صنعتی شده است.
برآورد دقیق یا نسبتاً دقیقی از شمار مصرفكنندگان مواد صنعتی، با طبقه بندی تصادفی، تفریحی، تفننی و دائمی در دست نیست. (من این برآورد را برای مواد افیونی در سال 85-1384 انجام داده بودم) برآورد من از رقم 500 تا 600 هزار نفر مصرفكننده مواد مخدر صنعتی كه تقریباً 300 هزار نفر از آنان مصرفكنندگان دائمیاند، حكایت دارد.
خطرات ناشی از مصرف این مواد شامل تحریكشدگی و دست زدن به كارهای خطرناك و جنابتآمیز، به ویژه در مورد شیشه، بسیار بالاتر از مواد افیونی به خصوص تریاك است. این دو، یعنی تریاك و شیشه از حیث آثارشان نقطه مقابل یكدیگرند. خطر مرگ و پایین آمدن سن متوسط معتاد و سن شروع در مورد كراك بسیار جدی است، معتادان به كراك پس از مدتی با فلج و سیاه شدن استخوانهای پا و لگن و از هم پاشیدگی عضلانی رو به رو میشوند. شستشوی جنازهی معتادان به كراك در غسالخانه مسألهساز است. زیرا توأم با فروپاشیدگی اجزای بدن متوفی است. (غسالخانههای رسمی در این مورد هشدار داده و از كسان متوفی خواستهاند كه موضوع اعتیاد آنها را قبلاً اطلاع بدهند).
به این ترتیب اگر در كل جامعه این چنین شمار معتادان و نسبت آنها به كل جمعیت بالا و فزاینده است، طبیعی و قابل انتظار است كه این بیماری مهلك اجتماعی، دامن خانوادههای كارگری را نیز بگیرد.
***
2- بررسیهای متعدد من و خیلی از استادان و پژوهشگرانی كه در داخل و خارج، همكار مورد تأیید و مرجع من بودهاند، نشان دادهاند كه اعتیاد همانند همهی آسیبهای اجتماعی، فرزند نابسامانی و نابهنجاری اجتماعیاست. (و این دو با یكدیگر تفاوت دارند). اما این حرف كلی، زمانی معنا و مفهوم پیدا میكند كه بدانیم نابسامانی و نابهنجاری از كدام منشأ بیرون میآیند. حتماً این را هم بدانیم كه چه بسا مسائل و آسیبهای اجتماعی كه به نوعی منشأ فردی و خانوادگی و بدآموزیای دارند كه چندان و به طور مستقیم به ریشههای اجتماعی بر نمیگردد. بحث من این است كه عمدهی مسایل و آسیبهای اجتماعی به نابسامانی و نابهنجاری اجتماعی مربوط میشوند. اما در عمیقترین تحلیل، این دو وضعیت خودشان، بیشتر، محصول تضادها و شرایط جامعهی طبقاتی و كاركردهای ویژه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و آموزشی آنند– نه اینكه همیشه هم بتوانیم آن را بیفاصله و بیوابسته به این تضادها و شرایط مربوط كنیم. بررسی مسألهی خطیر مواد مخدر را نباید در مسیر بررسی مكانیكی طبقاتی قرار دهیم. گرچه جنبههای متفاوت دیگری نیز برای گسترش بیماری اجتماعی مواد مخدر وجود دارد، اما در آخرین تحلیل و به طور اساسی، این بیماری از نابسامانیها و نابهنجاریهای اجتماعی و آن نیز از تضادها و كاركردهای طبقاتی بیرون میآیند.
تعارضها و تضادهای طبقاتی در بسیاری از جوامع، شامل جوامع كمتر توسعه یافته، از طریق پدیدهی فقر و محرومیت است كه كاركرد خود را در آسیبها (و در بحث ما مواد مخدر) بازتاب میدهند. در ایران، بنا به بررسیهای من بیشترین شمار معتادان تازه آمده (با كمیت شمار معتادان هر سال منهای شمار معتادان سال قبل، منهای معتادان فوت شده، در همان سال) رابطهی همبستگی با فقر و محرومیت و تبعیض (كه با میزان بیكاری، درآمد سالانه و موقعیت اجتماعی ارزیابی میشوند) داشتهاند. به عبارت سادهتر، این فقر و بیكاری و محرومیتكشیدگی است كه شمار زیادی از آدمها را به وادی لهشدگی، تحقیر و احساس عجز میكشاند و شماری از آنها را نیز برای فرار از رنجهای اقامت در این وادی، به مصرف مواد میكشاند.
درست است كه مصرف مواد در جوامع دارا و در میان اقشار دارا و طبقهی متوسط مرفه (به ویژه جوانان) به ناداری و فقر مربوط نمیشود، اما میتواند به احساس فروخوردهی تبعیض و تحقیر فردی و به هر حال به نابسامانی اجتماعیای كه فرد را به نوعی، به گریز از جامعه میكشاند و برتریجویی ناكامشده او را به قلمر خیالپردازی ناشی از مصرف مواد میبرد و آنجا تشفی میدهد، مربوط باشد.
در میان "داراها" میل به پرمصرفی میتواند زمینهساز رفتن به سمت انواع رفتارهای جنسی غیراخلاقی و مصرف مواد برای خوشگذرانی (به ویژه كوكائین كه در كنار ماری جوانا و حشیش، به عنوان مواد غیر صنعتی غیر افیونی شناخته میشوند) باشد. "نادارها" و محرومان اجتماعی پایینتر از طبقهی متوسط، اگر به سمت مواد غیر افیونی میروند، حشیش را ترجیح میدهند، حتی در آمریكا كه حشیش نسبتاً گران است، زیرا این ماده نسبت به كوكائین ارزانتر است.
نظام تربیتی اجتماعی نولیبرال، فرد را مجاز میدارد كه برای خوشباشیگری خود، هر كاری را میخواهد بكند و خود را از طریق مصرفهای ویژه ممتاز، لوكس و گران، برتر از جامعه كند، مگر آنكه قوانینی كه به هر حال برای حراستهای اجتماعی ضروری میشوند، آنها را از این كار باز دارند. تازه، حتی با وجود این قوانین نیز، داراها و اقشار برتر اجتماعی میتوانند كارهای خود را لاپوشانی كنند. در ایران، شماری از داراها در گذشته به تریاكهای ممتاز (سناتوری) معتاد بودند و در پای منقل، معاملات پولی و مالی و زمین بازی خود را انجام میدادند. شاید هنوز نیز چنین باشد، اما بیتردید این گونه مصرف كاهش یافته است. داراها عادتهای مصرفی دیگری دارند كه در خارج از كشور محقق میشود. نبودن فرهنگ والاتر، البته، موجب آن است كه مصرفهای افراطیای چون پرخوری، ارضای پر تنوع تمناهای جنسی، انحرافهای جنسی، قماربازیهای گسترده و باز، مصرفهای نمایشی در زمینهی مسكن و پوشاك و اتومبیل و موبایل و جز آن، معمولاً جای ارضای خاطر از دیدن دلخوشیهایی آثار نقاشی، رفتن به اپرا و كنسرت و اختصاص وجه برای امور انساندوستانهی بیچشمداشت را بگیرد. چنین شرایطی میتوانند زمینه را برای مصرف مواد مخدر، به ویژه در نوع كمضرر آن، برای داراها فراهم آورند.
در بررسیهای خود یافتهام، فقر و تبعیض و بیكاری، از اصلیرین عوامل و مسئول در حدود 75 درصد از مقدار گسترش مواد است. اما آن 25 درصد بقیه را میتوان بر حسب انحرافهای شخصی به دلایل اجتماعی به ویژه در جوانان، نابسامانی و تحقیرشدگی – گرچه نه از نوع اقتصادی– فروپاشی اجتماعی، پر مصرفی و جز آن توضیح داد.
اما بیاییم به موضوع مورد بحث خودمان نزدیكتر شویم. بخش اعظم كارگران، یعنی در حدود 60 درصد از آنان، قطعاً زیر خط فقر به سر میبرند (یعنی خط درآمد خالص ماهانه 4/1 میلیون تومان درآمد خانوار، برای خانوار 4 نفری در سال 1390كه شامل هزینهی مسكن هم میشود). 20 تا 30 درصد دور و بر این خط یا كمی بالاتر و در حدود 10 تا 20 درصد در بالاتر از آن قرار دارند. اما حداقل دستمزد در حدود 330 هزار تومان است كه با احتساب بن، متوسط یك ماه دریافتی برای عیدی و متوسط هزینهی احتمالی نهار و ایاب و ذهاب (كه محدود به شمار كمی از كارگران است) در سال به حدود 485 هزار تومان میرسد. در مثل، كارگران خدماتی و درآمد ناخالص روزانهی معادل 15 هزار تومان دارند، اگر توانسته باشند كار ثابتی بیابند. شمار زیادی از آنان بیمه ندارند (تازه مگر بیمه تأمین اجتماعی چه گلی به سر آنان میزند، وقتی فقط 10 تا 15 درصد از هزینههای درمانی فرد بیمه شده و خانوادهاش را میپردازد).
نرخ بیكاری بسیار بالاست. من زمانی از 17-16 درصد صحبت میكردم و حالا از 19-18 درصد. آن زمان اقتصاد دانان بازارگرای افراطی و وابستگان به سرمایهداران و قدرتمندان، مرا به اغراقگویی متهم میكردند (و در روزنامههای اقتصادی ارگان سرمایهداری ایران، علیه آن مینوشتند). حالا مجلس در همین نظام جمهوری اسلامی، به جای رقم 65/4 میلیون بیكار، كه من برآورد كرده بودم، از 7/5 میلیون بیكار (و نرخ بیكاری 22 درصدی) صحبت میكند. لابد اقتصاد دانان وابسته میگویند شاید علت این است كه هنوز به قدر كافی، خصوصیسازی نشده، بیمهها از بین نرفته و فشار بیكاری زیاد نشده است.
واضح است كه این چنین فقر و بیكاری و محرومیت كه متوجه كارگران كشور شده است، آنان و جوانانشان را طعمه و در معرض آسیبپذیریهای اجتماعی، به ویژه مواد مخدر قرار میدهد. آنها نه از شكم سیری و آثار فرهنگی و اجتماعی جامعهی طبقاتی، بلكه از آثار مستقیم اقتصادی آن به دام میافتند. حاصل اعتیاد و هزینههای آن بر بستر فقر خانواده، البته نكبت مكرر است و گرایش به سمت سلسلهای از بزهكاریهای دیگر برای تأمین هزینههای اعتیاد.
***
3- چهار سال پیش (در حدود اوایل تابستان 1386) بهای هر گرم تریاك 2090 تومان بود و بهای هر گرم شیشه چیزی بیش از 21 هزار تومان. اینها قیمتهای متوسط خیابانی در چند مكان تهراناند: صادقیه، آزادی، امام حسین، مولوی، هلال احمر. امروز (تیر 1390) با همان روش نمونهگیری، بهای هر گرم تریاك 4100 تومان و بهای هر گرم شیشه 6200 تومان است. چهار سال پیش یک گرم شیشه معادل ده گرم تریاك بود. در موقع نوشتن این مقاله، یک گرم شیشه معادل یک و نیم گرم تریاك است. امروز تقریباً هشتاد درصد شیشه در ایران تولید میشود. در انبارهای متروكه، در جاهایی كه به عنوان كارگاهها یا انبارهای صنعتی به صورت سوله ساخته شده و دور از چشماند و نیز در خانههای پراكنده در روستاهای اطراف شهرها یا باغهای كنار شهر، سابقهی كشف و دستگیری زیاد بوده است. (با این وصف در مورد این ماده نسبت كشفیات به مصرف، كمتر از ده درصداست). ساختن شیشه آسان شده است، خیلی از قاچاقچیان مواد یا تازهكارها آن را یاد گرفتهاند، مواد اولیه آن هم فراوان در بازارهای مخفی موجود است.
با آنكه خشكسالی امسال در افغانستان، میزان تولید در سال زراعی 2010-2009 را (كه دو سال پیش از آن در یكی از نقاط اوج و برابر با حدود 6500 تن تریاك بود) پایین آورد، اما قیمت تقریباً بالا نرفت، زیرا موجودی انبارها به بازارها سرازیر شدند. به هر حال افزایش 40 درصدی بهای تریاك هم در بازار مصرف ایران در فاصلهی 4 سال گذشته، با توجه به نرخ متوسط تورم در ایران (كه بر اساس آمار رسمی، شاخص بهای كالاها و خدمات مصرفی سالانه معادل 16 درصد و در طول 4 سال معادل 85 درصد برآورد میشود) نشان میدهد كه تریاك به طور نسبی ارزان شده است و شیشه ارزانتر. گرچه درآمد خانوار كارگری كه به دلایل عمومی در معرض آسیب است، به قیمت ثابت، كاهش یافته است، اما وقتی پای اعتیاد به میان میآید، این كاهش درآمد خانوادهی كارگری، از هزینهی اعتیاد نمیكاهد، هرچند میتواند معتادان و جوانان را به انواع بزهكاری برای تأمین هزینهی مواد بكشاند. ارزانی نسبی مواد صنعتی هم، تمایل به مصرف آن را زیاد میكند. حاصل آنكه بر بنیاد فقر و بیكاری و آسیبهای رایج اجتماعی و جایگزین شدن مواد مخدر صنعتی به جای تریاك، دام و تلهی بیشتری برای خانوادههای كارگری ایجاد شده است.
***
4- بخش عمدهی كارگران غیر كشاورز ایران در كلان شهرها و شهرهای بزرگ ایران كار میكنند، اما در محلههای فقیر نشین و حاشیهای سكونت دارند. گرچه آسیب مواد مخدر، تمام رگ و پی جامعه را فراگرفته است، اما محلههای بسیار آسیبپذیرتر، همان محلههای فقیر و بافتهای فرسودهاند. در تهران، محلههای صابونپز خانه، باغ آذری، بافتآباد، فلاح، پشت ترمینال جنوب، خزانه، یافت آباد، خاك سفید (باقیمانده محله)، جنوب شهر ری، جادههای خاوران و چند جای دیگر و نیز شهرهای رباطكریم، میانآباد، ملارد، مارلیك، سرآسیاب، جادههای خاوران، پاكدشت و جاهای دیگری كه در كنارشان روستاهای سكونتگاهی زیادی هم وجود دارد، از مكانهای فقیرنشین و در همان حال آسیبزده از حیث مواد مخدرند. بخش عمدهی كارگران، به ویژه كارگران غیر ماهر و یا بامهارت كم، در واحدهای كوچك و متوسط در همین محلهها یا در نزدیكی آنها ساكناند.
در چنین محلههایی از امكانات فراغتی و تفریحی و فرهنگی و ورزشی، كه برای خانوادهها جذاب باشد، كمتر خبری است. (گرچه برخی نوسازیها و احداث اماكن عمومی در بعضی جاها انجام شده است، ولی بسیار محدود است). خانهها كوچك و فرسودهاند. كوچهها و معابر تنگ و آلوده به فاضلاب و آبهای سطحیاند. مغازهها و مراكز خدماتی و مركز محلهها وجود ندارد یا محقرانهاند. در زمستانهای سرد و تابستانهای داغ، كودكان و نوجوانان، در كوچه پس كوچههای این محلههای تنگ و باریك و غمزده پراكندهاند و در كنارشان معتادان، فروشندگان مواد مخدر و بزهكاران و آسیبدیدگان به كار خود و بد آموزیهایشان مشغولاند.
مدارس نیز در چنین محلههایی از آسیب به دور نیستند و البته در سطح و قد و قوارههای محلههای فقیرنشین، و نه اعیاننشین، مسایل و انحرافها را در خود جای میدهند. مواد گران كه در مدارس شمال شهر تهران رایج است، در اینجا خود را به مواد ارزانتر و ناپاكتر و ناخالصتر و خطرناكتر و كشندهتر میدهد. فرار از مدرسه و افت تحصیلی، به طرز آشكاری بالاتر از متوسط تهران و متوسط شمال و شمال غرب این شهر است. آمار پروندهها، احضارها و دستگیریها توسط پاسگاههای انتظامی محلههای مزبور، از بزهدیدگی شدید این محلهها حكایت دارند. آمار طبقهبندی شدهای برای فرزندان كارگران در اختیار ندارم، اما میدانم كه آنها در این میان، از قربانیان اصلیاند.
***
5- در خانوادههای كارگری، به خصوص كارگران ردهی پایین درآمدی، فرزندان از مراقبت و راهنمایی و سرپرستی والدین محروم یا محرومترند. والدین باید بیشتر كار كنند تا هزینهی زندگی را درآورند. سواد و آگاهی آنان پایین است و بنابراین از الزامها و موازین تربیتی، اطلاع چندانی ندارند. فرزاندان نه از حیث مكانی و نه از حیث فرهنگی و نه از حیث آموزشی، آنقدر كه شایستهی یك انسان و حقوق انسانی است، برخوردار نمیشوند –گرچه در اكثریت خانوادهها اصل شرافت كار و كارگری به مقدار زیادی، مسئولیت و تعهد و شناخت درونزا برای فرزندان خانواده فراهم میآورد– اما چه بسا این مقدار، در برابر سپاه شیطانی فساد و نكبت و آسیب اجتماعی، دوام نمیآورد.
***
6- همیشه در بررسی و كاوش مسایل اجتماعی و اقتصاد كلان مقیاس، باید جای پای فساد، زد و بند، رشوهخواری، دار و دستهسازی (و باندهای مافیایی) و گروههای سازمان یافته تولید و واردات و توزیع مواد مخدر را بجوییم. مهمتر از همه، باید نقش و برنامههای ویژه یا سهلانگاریهای عمدی یا روش های نادرست مبارزه دولتها را به حساب آوریم. واضح است كه اگر مواد مخدری در كار نباشد، معتادی هم در كار نخواهد بود. اما بسنده كردن به اینگونه برخورد، خیلی سادهانگارانه است، زیرا میتوان با تعبیری دیگر بحث را ادامه داد و گفت تا زمانی كه جامعه معتاد و نیازمند به فرار از دردها یا واقعیتها و تحمیلها را میزاید، مواد مخدر در انواع و اقسام آن نیز تولید و عرضه میشود. اما در واقع، لاینحل شدن و بیچارگی و گستردگی دردهای اجتماعی جوامع سرمایهداری پیشرفته و ناپیشرفته و مستقل و وابسته است كه این موجهای پی در پی و جدید مواد مخدر را پدیدار میسازد و به جان جوامع و مردم قربانی و جوانان معصوم میاندازد.
بنابراین در نظر گرفتن سمت تقاضا به تنهایی كافی نیست، همانطور كه توجه كردن لبهی اصلی تحلیل به سمت عرضه (و عناصر و دار و دستههای مواد مخدر از سطح كوچه تا خیابان و شهر و تمام كشور و منطقه و جهان) برای یافتن نظریههای كاربردی كفایت نمیكند.
برقرار ماندن و گسترش آسیب اجتماعی مواد مخدر، امروز به كاركرد تمامیت سیستم اجتماعی نابسامان مربوط میشود. این نابسامانی برای گروههای محروم و ساكن در محلههای فقیر نشین و بر حسب جوامع، با فرهنگها و سوابق و شرایط مختلف، تبلور و كاركرد عملی متفاوتی دارد. در جوامع و محلههای سكونتی كارگری و فقیرنشین، عرضهكنندگان مواد عمدتاً خود معتاد و فروشندگان خرده پا و به اصطلاح "شاگردند". آسیبدیدگان و قربانیان به نوبهی خود، به خردهفروشان و پخشكنندگان بیماری اجتماعی اعتیاد تبدیل میشوند.
***
7- چاره چیست؟ به نظر من، معتادان به طور كلی و عمدتاً، خود، قربانی و بیمارند. اما این بیماری هم مسری (نه از نوع واگیری عفونی، بلكه واگیری اجتماعی) است و هم از سرمنشأ نابسامانی و نابههنجاری اجتماعی، دامن میگسترد. بیماری را شاید به طور فردی بتوان در مطب و مراكز ترك اعتیاد و سمزدایی و سپس در گروههای انای (یا ناشناسهای معتاد) مداوا كرد، اما این چارهی اصلی درد نیست. بخشی از جامعهشناسان و روانشناسان در نظام اندیشگی بووژوایی، همین طور یك سره در حال مداوایند – چنانكه برای فقر هم چنین میكنند– و از ارتباطهای جهانی و انجمنهای دنیایی و دانش بشری در رشته و كار خود سخنها به میان میآوردند و جای پای خود را محكم میكنند. اما آفت اعتیاد، به ویژه در میان لایههای محروم اجتماعی، بیوقفه و فزاینده، قربانی میگیرد. عدهای هم از جامعهشناسان و روانپزشكان و روانشناسان حرفهای بر آنند كه در جامعهی آزاد و لیبرال، هركس مسئول كار خودش است. اگر كسی میخواهد مواد مصرف كند، بكند و اگر خواست یا خواستند، برای مداوا نزد ما بیایند، میتوانند بیایند و هزینهاش را هم بدهند. به این ترتیب، زیر عنوان آزادی، برای آسیبهای انسانكش، كه جیب این حرفهایها و دار و دستههای مافیایی را پر میكنند، مجوز صادر میشود.
چارهی كار برای جامعه، از نظر من، اقدامهای پیگیر و همه جانبهی ریشهای (رادیكال) است. باید به ریشههای درد، از سوی نظامی به واقع مردمگرا و مشاركتی، با عزم سیاسی خلل ناپذیر، حمله شود. حمله به گرایشهای مصرف مواد و آفت و آسیب اعتیاد از یك سو، با حمله به ریشههای آسیبساز از سوی دیگر، در ساختن جامعهای بهنجار (و درستتر بگویم روز به روز بهنجارتر) میسر میشود. پیروزی كار، یك روز و یك سال نیست؛ زمان میبرد و ارادهی جمعی میطلبد. اما نه با پند و موعظه و ارادهگرایی خوشدلانهی بیپشتوانه. جامعه باید بهطور همه جانبه به سمت سلامت، یعنی رفع تبعیض، افزایش حرمت انسانی، ایجاد خدمات رفاهی و فرهنگی و ارزشی، جایگاهدهی والا به جوانان، فقرزدایی، برابری طلبی گستردهی جنسیتی، قومی و عقیدتی، امنیت اجتماعی، آموزش همگانی و آنچه جامعهی مردم سالار نامیده میشود، حركت كند. سمت تقاضا، باید به جامعهشناسان و متخصصان و درمانگران مستقل، و سمت عرضه، به پلیس مردمی واگذار شود و مداومت سیستمی و روش اصلاح و حركت و اصلاح در كار باشد.
اما كارگران: مبارزهی كارگران برای سلامت اجتماعی خود و خانوادهشان، از مبارزه آنها برای تشكلهای صنفی و مدنی، آگاهی و رهایی، جدا نیست. بخشی از مبارزه صنفی، دموكراتیك و سیاسی كارگران، باید به خطر آسیبها اختصاص یابد. امید داشتن به تربیت خوب در خانه و مدرسه و پندهای تلویزیونی كافی نیست. باید مبارزهی علیه بدبختیها و فلاكتهای محلهای، فقر سكونتی، محرومیتهای رفاهی برای همگان به ویژه جوانان، جزیی از مبارزات كارگری باشد. به گمان من، آگاهی بخشی و تشكل، آنسان كه این آفتِ نظام بهرهكشانه و تبعیض آمیز را در مركز توجه خود قرار دهد، در كنار تشكلهای اصلی كارگری و سیاسی، از ابزارهای محكمتری در مقایسه با تمام تجربههای پیشین است، چه برای آموزش و پیشگیری، چه برای اصلاح محیط، چه برای درمان و چه برای ستیز با عوامل آسیبساز. بنگاههای بشر دوستانه و سازمانهای مداوای گروهی، سمزداییهای با پشتوانه و دامنهدار، كه در سالهای اخیر ثمربخشی نسبی اما بسیار ناكافی خود را نشان دادهاند، باید بخشی از فعالیت اجتماعی و سازماندهی خود انگیختهی كارگری نیز باشند.
این فعالیتها نباید ذرهای از تكلیف دولت برای سالمسازی جامعه بكاهند، بلكه برعكس، باید آن را شتاب دهند. اما نكتهی بسیار مهم و حیاتی و الزامی دیگر، این است كه همهی این مبارزهها، باید وجهی جدی در مبارزه علیه فساد و بیعملی دولتی داشته باشد.
در این میان، بار اصلی تلاش و مبارزه برای آگاهی و تشكل میتواند و باید بر عهدهی زنان باشد. زنان، مربیان و عاشقان واقعی فرزندانشان هستند. هرچند بخش بزرگی از آنان، زیر ستم روزگار وامانده شدهاند، اما باز هم امید به آنان است. آنان باید دست از یأس و پناه بردن به مواضع خیالی و خرافی بردارند و همگام با مصلحان ریشهگرای اجتماعی، به ایجاد تشكلهای آگاهی، پیشگیری، درمان و مبارزهی اجتماعی، اقدام کرده و این تشكلها را بر حسب موقعیت جغرافیایی و تكالیف در سلسله مراتبهای مشاركتی و مردمی قرار دهند. آنان نباید تنها به عزیزان قربانی شدهی خود، بلكه به همهی قربانیان كوچه و برزن و محله و شهر و وطن و جهان بیندیشند. آنان قدم به قدم با استواری و با فریادهای رساتر برای درمانجویی و علیه عوامل و ریشههای این درد مشترك بشری، در گروه های مستقل مردم پایه، متشكل و فعال شوند. آنها باید خیلی از راهكارها را خود بجویند و بیابند و اجرا كنند. از هم اكنون، باید چند هم درد را در میان محله، فامیل، دوستان و همكاران بیابند، دور هم جمع شوند و بحث را آغاز كنند.
|
بغضهای ترامادولی |
متن زیر نوشتهای است که توسط نگارنده و از طریق روبهرو شدن با دانشجویان و جوانان بسیاری که در دام مخدرهای جدید افتادهاند، نگاشته شده است.این مطلب برای تأثیرگذاری بیشتر، با نثر متکلم وحده و داستانگونه روایت شده است شش ماه پیش بود که با او آشنا شدم. احتمالا از نوع واژههای به کار رفته در تیتر، دریافتهاید که را میگویم؟! درست حدس زدید؛ ترامادول، این مسکن خانمانسوز که در به واقعیت پیوستن این صفت ـ خانمانسوزی ـ سالهاست شانه به شانه تریاک پیش میرود و ورطه هولناکی ساخته که هزاران هزار انسان معصوم ـ و بیشک ابله ـ را با خود به کام آن کشیده است. ۲۱ ساعت است که از تصمیم هولناکم میگذرد. ۲۱ ساعت پیش، پس از شش ماه به این نتیجه رسیدم که کمکم باید از این حالت مخوف و بیریشه، از این زمزمه تلخی که زندگیام را فرا گرفته و روز به روز من را با تمام داشتههای اندکم به قعر نابودی میبرد، فاصله بگیرم. خشاب دهتایی هفتتیر مرگبارم را که شش تا از گلولههای آن را در مدت دو روز در مغزم، درست در مرکز همه فعالیتهای ذهنیام خالی کرده بودم، از جیب درآوردم و در جوی آب کنار خیابان انداختم. ساعت دو نیمهشب است. خوابم میآید. همه خوابیدهاند. صدای آرام نفس کشیدنشان را میشنوم. انگار سالهاست که خوابیدهاند. انگار هیچگاه بیدار نبودهاند، اما من، من در حالی که تکیه دادهام به دیوار سرد اتاق، دارم به نمیدانم کجا فکر میکنم. دراز که میکشم، انگار همه قطارهای عالم از میان استخوانهایم میگذرند. انگار یک گله از اشباح سنگدل با چکشی به جانم افتادهاند و هی میزنند. انگار میخ روی ماهیچههای پاهایم گذاشتهاند و دارند میکوبند. سرم درد نمیکند، اما انگار همه گردابهای عالم دارند توی سرم میچرخند. سردم است و انگار هیچ پتوی گرمی نمیتواند حتی اندکی گرمم کند. خوابم میآید اما به محض اینکه دراز میکشم، شانههایم شروع میکند به تیر کشیدن. درد از یک جای نامعلوم شروع میشود و پس از آنکه همه استخوانهایم را زیر پا گذاشت، ناپدید میشود. انگار دارند استخوانهایم را میتراشند. در ذهنم همه رنگها سیاه شدهاند. نه آیندهای میتوانم برای خودم متصور شوم و نه گذشتهای را به یاد میآورم. همه چیز در یک توده مه غلیظ محو شدهاند. به خودم گفتم، دستکم بگذار بنویسم. شاید اینگونه کمی شانههایم خالی شوند و نبضم منظمتر بزند. دانشجو بودم. از آن دانشجوهای همیشه مشروط که روزنامه اعلام قبولی، حکم آزادی را برایشان بازی میکند؛ آزادی از زندان زیبایی به نام «خانواده». پیش از ورود به دانشگاه دوستان بسیاری نداشتم. راستش را بخواهید اصلا دوستی نداشتم. تمام روابطم خلاصه میشد در «خانواده». پدرم همیشه از اینکه خواسته یا ناخواسته به گودالهای تاریک و عمیق جامعه سقوط کنیم، میترسید. همیشه به فکرمان بود. تنها مشکل اینجا بود که به جای اینکه دست ما را بگیرد و ببرد لب گودالها و مثلا بگوید: «ببین پسرم، این گودال اعتیاده، حواست باشد در آن نیفتی» یا مثلا بگوید: «عزیزم، این گودال دزدی و دروغ است، مواظب باش یکباره پایت نلغزد و در آن پرت نشوی!» تنها با کشیدن یک حصار نازک دور ما، خیال خودش را راحت کرده بود. بیچاره پدرم، چقدر سعی کرد فرزندان معتبر و سالمی به جامعه تحویل دهد. ولی افسوس ... ! شش ماه پیش، نخستین قرص، من را با خودش به دنیای توهمات کاذب برد. دنیا برایم شد بهشت زیبای مصنوعی و من فرشته کاغذی این فردوس قلابی. هرچه بیشتر گذشت، بیشتر به لحظات ناب ولی بیمعنی زندگی نزدیکتر میشدم. آن روزها تازه سیگاری شده بودم. پس از خوردن قرص، در کمتر از یک روز، دو پاکت سیگار دود کردم. متأسفانه کسی که قرص را به من معرفی کرده بود، مهمترین مؤلفه زشت و بدترکیب آن یعنی «اعتیاد» را به من گوشزد نکرد. شب روزی که برگه ترامادولم تمام شد، هولناکترین شب عمرم بود. زمین و زمان را چنگ میزدم. فریاد میکشیدم بیآنکه کسی صدایم را بشنود. فردای آن شب، به نزدیکترین داروخانه مراجعه کردم و با پرداخت تنها پانصد تومان، یک برگه ترامادول صد خریدم. تمام سلولهایم دارند زار میزنند. صدای گریه آنها را از کیلومترها آنطرفتر میتوان شنید. خوابم میآید. ساعت چهار صبح است. همچنان دارم برای بیرون آمدن از باتلاق غلیظی که دچارش شدهام و تا گردن در آن فرو رفتهام، دست و پا میزنم. اعتراف می کنم این پنجمین بار است که قصد کردهام اعتیاد را ترک کنم و هر بار بیش از دو روز نتوانستهام دوام بیاورم. حالا به تجربه دریافتهام که باید تا ده روز درد و تا سالها زجر بیامان را تحمل کنم. میدانید که چه میگویم. گودالی که این داروی در دسترس در جسم پدید میآورد، تقریبا پس از ده روز پر میشود، ولی امان از حفرههای عمیقی که در روانت ایجاد میکند. حفرههای سرد و نمور که معلوم نیست به کجا ختم میشوند. ترامادول، این داروی دورگه ـ رگهای نجاتبخش و رگهای ویرانگر ـ انسان را به یک فراموشی ابدی میکشاند. تو را میبرد تا لبه پرتگاهی که گور توست و آن وقت اگر دیر به خودت بیایی، سقوط میکنی. آسمان کمکم دارد رنگ به چهره میگیرد. صدای پای خورشید را از پشت شیشه پنجره میشنوم. صبح شده است. انگار اعصابم را کوبیدهاند به دیوار و هزار تکهاش کردهاند. باید مواظب باشم پای کسی نرود روی خردههای برندهاش. حوصله هیچکس را ندارم. الان ۲۷ ساعت است که دارم درد میکشم. امیدوارم این بار به آسمان آبی پیوند بخورم. |
| صادق جلایی |
|
علائم مصرف مواد مخدر در جوانان و نوجوانان |
تشخیص رفتارهای آشکار دوره نوجوانی از رفتارهای ناشی از مصرف مواد مخدر دشوار است. زیرا بسیاری از این تغییرات کاملاً شبیه به هم هستند. چنانچه والدین و اعضای موثر خانواده نسبت به نشانگان و علائم اولیه مصرف مواد در جوانان و نوجوانان حساس و هوشیار باشند، می توانند در بسیاری از موارد مانع از وخیم تر شدن اوضاع و انحطاط کامل جوان شوند. مهمترین این علائم عبارتند از: ۱) انزواطلبی، خستگی و بی تفاوتی نسبت به خانواده و ارزش های حاکم بر آن. ۲) خشونت، پرخاشگری و قانون شکنی. ۳) عدم تمایل به صحبت و مشورت با والدین و نزدیکان. ۴) کاهش نمرات درسی و بی علاقگی نسبت به درس و آموزش. ۵) نداشتن فعالیت های جسمی _ ورزشی. ۶) کاهش اعتماد به نفس، خویشتن داری و ثبات درونی. ۷) تغییرات شدید خواب (بی خوابی، خواب آلودگی، خوابیدن در طول روز، کابوس دیدن و...). ۸) تغییرات شدید در عادات غذا خوردن (بی اشتهایی، کم خوراکی، پرخوری و...). ۹) عدم تمایل به برقراری رابطه دوستی با سایر هم سالان. ۱۰) کاهش توان تحمل و بردباری در برابر مشکلات. ۱۱) عدم پذیرش مسئولیت و ضعف در تصمیم گیری. ۱۲) عدم تمرکز بر مسائل، فراموشی و بی توجهی. ۱۳) قرمزی چشم ها و آب ریزش بینی. ۱۴) نیاز شدید به پول اضافی (برای خرید مواد) و رفتارهای غیرمسئولانه (بزهکاری و دزدی از خانه). ۱۵) بی توجهی به ظاهر و آراستگی. |
|
دروغ بزرگی به نام ترک یک هفته ای اعتیاد! |
چندی قبل «محمدرضا جهانی» جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر از اختصاص ۲۰۰ میلیارد ریال از بودجه ۵۸۰ میلیارد ریالی ستاد مبارزه با موادمخدر برای پیشگیری و درمان اعتیاد خبر داده و اظهار داشته بود: درمانهای کوتاه مدت راه حل جدی برای درمان اعتیاد نیستند و از زمان آغاز درمان اعتیاد در کشور، تمرکز درمان به استفاده از دارو بوده است به رغم اهمیت بسیار درمانهای غیردارویی، از روان درمانی و مشاوره معتادان برای پیشگیری از عود غفلت شده است. در چند سال اخیر وعده های فریبنده ترک اعتیاد از طب سوزنی گرفته تا داروهای گیاهی زینت بخش صفحات روزنامه های کثیرالانتشار این کشور شده است و شبکه های ماهواره ای نیز به این جریان اصرار دارند، این در حالی است که تبلیغات ترک اعتیاد با عناوین تضمینی بدون درد و بدون بازگشت غیرمجاز و غیرعلمی است. کارشناسان موادمخدر معتقدند که گسترش این درمانهای غیرمجاز ترک اعتیاد عوارض زیادی را در افراد به وجود می آورد و از دست دادن امید، عدم حمایت خانواده و از دست دادن سرمایه از مهمترین عوارض این گونه درمانهای ترک اعتیاد در جامعه است. آنان می گویند، عناوین چشمگیر این نوع درمانها عامل امیدواری فرد معتاد و خانواده او نسبت به درمان می شود و فرد معتاد فکر می کند هر زمانی که تصمیم بگیرد به راحتی می تواند در طول یک هفته اعتیاد را ترک کند، در حالی که این گونه نیست. پایین بودن سطح آگاهی افراد و عدم اطلاع رسانی مناسب در زمینه عوارض روشهای ترک اعتیاد عامل گسترش روش ترک اعتیاد با عناوین تضمینی بدون درد و بدون بازگشت در سطح جامعه بوده است. اگر چه سازمان بهزیستی اقدام به انتشار فهرست مراکز ترک اعتیاد مجاز کشور کرده است، اما همچنان درمانهای غیرمجاز ترک اعتیاد مشکلات زیادی را برای مردم به وجود می آورد و آنان در پیچ و تاب تبلیغات رنگارنگ این مؤسسات گرفتار می شوند. ● ترک اعتیاد، طرح درمان می خواهد حمید رضا طاهری سرپرست کلینیک مشاوره و روان درمانی مرکز ملی مطالعات اعتیاد در مورد روشهای درمان اعتیاد می گوید: واقعیت این است که با پیشرفتهای جهانی که در علم و به خصوص علوم روانپزشکی، علوم اعصاب و روانشناسی اتفاق افتاده است اعتیاد هم مانند خیلی از بیماریهای دیگر قابل درمان است و اگر افراد وابسته به موادمخدر به مراکز درمانی معتبر مراجعه کنند به طور حتم قادر به بازیابی سلامت خود و ترک کامل موادمخدر خواهند شد. وی می افزاید: چنانچه افراد به مراکز دارای مجوز که مورد تأیید وزارت بهداشت باشند، مراجعه کنند حتماً در درمان خود بسیار موفق خواهند شد و یکی از اصول مهم در درمان اعتیاد این است که هیچ درمان واحدی برای افراد وابسته به موادمخدر وجود ندارد، بلکه درمانهای متعددی وجود دارد که فرد باید با تلاش و ممارست، نسبت به به کارگیری آنها اقدام کند. هیچ گاه هیچ فرد وابسته به موادی نمی تواند با اولین اقدام درمانی از اعتیاد نجات پیدا کند و باید چند اقدام درمانی را برای چند ماه به کار گیرد. در درمانهای علمی ابتدا فرد از جهات گوناگون مورد ارزیابی قرار می گیرد، اقدامهای لازم شناسایی می شوند و بعد این اقدامها انجام می شوند و در نهایت برنامه درمانی فرد مورد پایش قرار می گیرد. باید برای فرد وابسته به موادمخدر یک طرح درمان وجود داشته باشد. درمانهای جامع و موفق درمانهایی است که برای هر فرد یک طرح درمان نوشته شود. طرح درمان در واقع سند یا نسخه ای است که در آن نوع مشکل، اهدافی که باید به آنها رسید و فعالیتی که مراجعه کننده و درمان گر باید انجام دهند در آن نوشته شده است. طرح درمان باید مطابق با نیاز بیمار باشد تا به نتایج خوبی برسد. متأسفانه در بسیاری از مراکز درمانی از یک روش و فرمول برای درمان تمام بیماران مصرف کننده موادمخدر استفاده می شود که صحیح نیست. هر چند تشخیص بیماری همه افراد ممکن است اعتیاد باشد، اما این بیماری منشأ و علل گوناگونی دارد که باید به دقت بررسی شوند و با توجه به علل ایجاد بیماری و ارزیابی کامل فرد طرح درمانی نوشته و اجرا شود. ● کوتاه ترین زمان درمان: شش ماه او در مورد آگهی های ترک اعتیاد چند ساعته یا چند روزه اعتیاد یادآوری می کند: وقتی دوره وابستگی به موادمخدر در مدت زمان طولانی اتفاق می افتد به هیچ وجه نمی توان در مدت زمان کوتاهی فرد را از اعتیاد نجات داد. چنین آگهی هایی بیشتر برای جلب افراد و دریافت هزینه های زیاد است که نتایج مطلوبی نیز به همراه ندارند. از نظر درمان کامل یک فرد بیمار، شامل درمان وی از ابعاد مختلف جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی است که زمان نسبتاً زیادی را لازم دارد و نمی توان در عرض چند ساعت یا چند روز فردی را که وابستگی شدید به مصرف موادمخدر دارد، تغییر کلی داد. کوتاه ترین زمان مورد نیاز برای درمان کامل یک فرد وابسته به موادمخدر حدود ۶ ماه است. او در مورد شکست معتادان در درمان می گوید: این شکستها خود به آسیب رسانی به عزت نفس و اعتماد به نفس در فرد منجر می شود و این شخص کم کم به این نتیجه می رسد که نمی تواند فرد مفیدی باشد. فرد وابسته به موادمخدر چون در بسیاری از مراحل و قسمتهای زندگی خود با شکست مواجه شده است، در مرحله ترک موادمخدر نیز احساس شکست و عدم موفقیت را به همراه دارد و به همین طریق این شکست را دوباره به سایر مسایل زندگی تعمیم می دهد. این افرد به طور معمول بدون مراجعه به مراکز درمانی و ترک اعتیاد خود شروع به کم کردن مصرف موادمخدر و ترک آن می کنند، اما چون زمینه های شکست را بارها تجربه کرده اند کمتر موفق به ترک موادمخدر می شوند و دوباره به سمت مصرف آن گرایش پیدا می کنند. وی می افزاید: سه مدل مشاوره درمان بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون است و درمانهای کوتاه مدت اعتیاد که هم اکنون جزو اصول درمان مؤثر محسوب می شوند، راه حل جدی برای درمان نیستند. وی تأکید می کند: نتیجه پژوهشهای انجام شده بر روی ۹۲ نفر از معتادان تحت درمان با متادون نشان می دهد که تعیین کمترین حد مشاوره یعنی ۱۵ دقیقه در ماه، درمان دارویی استاندارد با انجام یک روز مشاوره در ماه و انجام حداکثر درمان با بیشترین حد مشاوره خانوادگی و روانپزشکی از مدلهای بررسی شده در این راستاست. ● ترک کردن مواد جدید بسیار سخت تر است شیشه اعتیاد نمی آورد، اکس وابستگی ندارد، ریتالین را هر وقت دلت خواست بخور، کراک مورفین تریاک را می شوید و ترکش خیلی آسان. اینها مهمترین شعارهای تبلیغاتی فروشندگان موادمخدر و توهم زا هستند، آنان تلاش می کنند پیش از هر چیز به مشتریان شان بقبولانند که این مواد مانند موادمخدر سنتی وابستگی ایجاد نمی کنند و هیچ خطری ندارند. دکتر هومان نارنجی ها، مدیر کل دفتر پیشگیری از اعتیاد ستاد مبارزه با موادمخدر با رد کردن چنین ادعاهایی می گوید: شیشه، کراک، اکس و ریتالین هم مانند سایر مواد می توانند وابستگی ایجاد کنند و اتفاقاً در مقایسه با مواد سنتی مانند تریاک و هروئین، عوارض به مراتب شدیدتری دارند و درمان شان هم بالطبع خیلی سخت تر است. وی می افزاید: باورهای غلطی درباره مواد اعتیادآور جدید رایج شده اند که از سوی فروشندگان این مواد برای بازاریابی ساخته و پرداخته شده اند، در حالی که این مواد گاهی قوی تر از موادمخدر سنتی هستند و اعتیادآوری بالاتری هم دارند. به طور مثال، مقدار مورفین موجود در کراک ایرانی، از مورفین هروئین موجود در بازار قدیم به مراتب بیشتر است، در نتیجه وابستگی بیشتری به وجود می آورد و درمانش بسیار سخت تر از درمان وابستگی به تریاک خواهد بود. باور رایج دیگری می گوید که شیشه و اکس و ترکیبات مشابه آنها اعتیادآور نیستند، در حالی که این مواد هم مانند سایر مواد، وابستگی ایجاد می کنند. به طور مثال درمان معتادان به شیشه بسیار دشوار است، زیرا اختلالات روان پزشکی، جنون و افسردگی های شدید غیرقابل برگشت و مقاوم به درمان در این بیماران به چشم می خورد. وی یادآوری می کند: امروز برای ترک دادن یک معتاد به مواد محرک شیمیایی جدید وجود گروهی از متخصصان لازم است که فرآیند طولانی و توان فرسای درمان را پیش ببرند و دیگر مانند گذشته روشهای بدون دارو یا مدلهای سقوط آزاد جوابگو نیست. امروز درمان گران برای درمان افراد معتاد دچار مشکلات مضاعفی می شوند، چرا که مواد جدید علاوه بر تأثیرات جسمانی آثار روانی مخرب و گاه جبران ناپذیری را به وجود می آورند. در گذشته، معتادان به تریاک شاید تنها مشکل روانی که تجربه می کردند افسردگی بود ولی معتادان به شیشه، کراک، اکس و سایر مواد اعتیادآور نو ظهور، دچار انواع بیماری ها و اختلالات روان پزشکی می شوند، چون این مواد که اغلب مشتقات آمفتامین هستند، در دراز مدت سیستم عصبی را به قدری تخریب می کنند که عوارض روانی مانند افسردگی های شدید. اختلالات اضطرابی، مالیخولیا و جنون، آزار دیگران، تهاجم و اسکیزوفرنی از نتایج اجتناب ناپذیر آن است. ● مهلت به مراکز ترک اعتیاد فرید براتی سده، مدیر دفتر پیشگیری و امور اعتیاد سازمان بهزیستی چندی قبل اعلام کرده بود که سازمان بهزیستی به مراکز ترک اعتیاد سراسر کشور سه ماه مهلت داده است تا نسبت به معرفی و ثبت مشخصاتشان اقدام کنند. بر این اساس تمامی مراکز درمان و ترک اعتیاد در سراسر کشور مکلفند تا با مراجعه به مراکز سازمان بهزیستی مکان، نوع فعالیت و مشخصات کارشناسانشان را اعلام کنند و چنانچه مرکزی نسبت به معرفی و ثبت مشخصاتش اقدام نکند با همکاری ستاد مبارزه با موادمخدر کشور از ادامه فعالیتش جلوگیری و تعطیل خواهد شد. وی اظهار داشته: وظیفه ساماندهی مراکز و کمپهای ترک و درمان اعتیاد از سوی ستاد مبارزه با موادمخدر بر عهده سازمان بهزیستی گذاشته شده است و بر اساس این وظیفه سازمان بهزیستی شناسایی این مراکز را انجام خواهد داد. وی تأکید کرده: آیین نامه تأسیس، مدیریت و نظارت بر مراکز درمان و بازتوانی کوتاه مدت تیپ Bمصرف کنندگان مواد نسبت به وضع مقررات و چگونگی شرایط لازم برای تأسیس و ادامه کار این مراکز اقدام کرده است. |
|
۹سال دارم، ۱۰ سال است معتادم! |
۹ سال دارد و بزرگترین آرزویش این است كه ترك كند. هر روز مثل تمام همكلاسی هایش ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می شود، روپوش و مقنعه اش را می پوشد، كوله اش را می اندازد و راه می افتد تا ساعت ۷ صبح در مدرسه باشد.وقتی به خانه برمی گردد، خیلی روزها حال خوبی ندارد، دست و پایش سست می شود، دلش درد می گیرد، قلبش تیر می كشد اما به روی خودش نمی آورد. بعد از این كه مشق هایش را نوشت، برنامه كودك را تماشا می كند و به جمع دوستانش می پیوندد تا در كنار آنها زخم های كودكی اش را فراموش كند. او درد می كشد، اما از این درد خوشحال است، چون به بزرگترین آرزویش نزدیك و نزدیكتر می شود، همان روز كه كاملاً ترك خواهد كرد و این بزرگترین انگیزه اوست، تا تمام گذشته اش را فراموش كند. عاطفه،علیرغم آنكه قد كشیده اما فقط ۹ سال دارد و بزرگترین آرزویش این است كه ترك كند. ●بازی زندگی عجیب است و دیدنی. درست است كه هیچ یك از ما نمی توانیم تصمیم بگیریم كه به دنیا بیاییم یا نه، اما وقتی به دنیا آمدیم می توانیم تصمیم بگیریم چگونه زندگی كنیم و این تصمیم مهمی است، به ویژه اگر بر سرنوشت دیگران تأثیر بگذاریم و به خصوص اگر یكی از آنها فرزندمان باشد كه خودمان تصمیم گرفته ایم در كنار ما باشد، مثل ما یا بهتر از ما. «عاطفه» از آن دست دخترانی است كه وقتی خیلی كوچك بود، حتی قبل از این كه پا به دنیا بگذارد، همان موقع ها كه دنیایش به كوچكی رحم مادر بود، دستان سرنوشت برای او طرح عجیبی از زندگی را كشید. مادرش ۱۶ ساله بود، خیلی جوان تر از آن كه آلوده به تریاك شود اما زندگی در خانه پدری كه سالهای سال معتاد بود، كافی بود تا او را با مواد مخدر آشنا كند. وقتی كه ازدواج كرد به خود این اطمینان را داد كه زندگی دیگری خواهد ساخت. یك خانه امن، در كنار همسری كه زخمی از اعتیاد به جان ندارد اما گویی سرنوشت او با اعتیاد گره خورده بود و او نه انگیزه ای برای رفتن داشت و نه پایی برای برگشتن. می خواست با همه چیز بسازد، حتی اگر همسرش در تك اتاقی كه زندگی می كردند در كنار او در جمع دوستان و مهمانانش تریاك بكشد. آن قدر تحمل كرد تا یك روز به خود آمد و دید، معتاد شده است. یك اتفاق ساده، یك بیماری مقطعی كه او را واداشت تا برای رهایی از این درد موقت خود را اسیر یك درد دائمی كند. بار اولی كه استفاده كرد باورش نمی شد كه معتاد می شود، تصمیمش این بود تا همان یك بار را استفاده و فردا برای معالجه به پزشك مراجعه كند. حالش خوب شد، اما فقط برای چند روز و درد دوباره به سراغش آمد و دوباره به سراغ تریاك رفت و این روش آن قدر تكرار شد كه بدون استفاده از مواد نمی توانست، قدم از قدم بردارد. در همین سالها، «عاطفه» وارد زندگی شان شد، اما موجودی كه می توانست منشأیی باشد برای تحولاتی عمیق، انگیزه ای باشد برای برداشتن گامهای بزرگ، بدون انتخاب خود همگام با آنها شد؛ در بازی عجیبی كه پیروز نهایی آن هیچ یك از آنها نبودند. « عاطفه» كه به دنیا آمد، یك نوزاد طبیعی بود مثل همه نوزادانی كه همزمان با او در آن شب تاریك به دنیا آمدند و هریك به دنبال سرنوشت خود رفتند. «عاطفه» یك نوزاد طبیعی بود، مثل همه نوزادانی كه حق داشتند گریه كنند، بی تابی كنند و خواسته هایشان را این طور به اطرافیان بفهمانند، اما گویی مهر سكوت او ماده ای بود كه برای اولین بار واكنش«عاطفه» نسبت به آن تند بود و باورنكردنی. اما باید خو می گرفت، به آن نیاز پیدا می كرد، مثل شیر مادر تا اطرافیان به ویژه پدر باور كنند او كودك بی آزاری است. «عاطفه»، بزرگ و بزرگتر شد، دندان درآورد، قدم برداشت، كلمه «مامان»و«بابا» را بر زبان آورد، شروع به دویدن كرد، شیرین زبانی، بازی و شادی كرد، اما تا وقتی كه دردهایش شروع نمی شد. آن موقع این غزال گریزپای تبدیل به موجود زخم خورده ای می شد كه دردش را فقط با مادرش درمیان می گذاشت. اما مادری كه خود زخم خورده است، چه دارویی برای تسكین این درد دارد، غیر از ...؟ حالا عاطفه بزرگ شده است، شاید قد و قواره اش از یك دختربچه ۹ ساله كوچكتر باشد، اما پشت این چهره معصوم، این همه ناز دخترانه و در كنار زیبایی هایی كه می تواند در یك دختربچه مثال زدنی باشد، روح بزرگی نهفته كه مسائل را بسیار عمیق تر از آنچه توقع می رود، درك می كند و این انگیزه قوی برای ترك كه سرانجام منجر به تشویق مادرش برای ترك شده، ناشی از همین اراده ای است كه شاید برای خیلی از كودكان هم سن و سال او مفهومی نداشته باشد. « عاطفه » می فهمد، خیلی چیزها را می فهمد، به همین دلیل است كه در زندگی به دنبال مقصر نیست، او می داند كه در حال حاضر و در چنین شرایطی كه به سر می برد، چاره ای ندارد جز این كه تحمل كند. همه چیز را، حتی دردی كه گاهی او را از پا می اندازد و نمی گذارد در كنار دوستانش، شادی هایش را به تماشا بگذارد. اما هیچ یك از این واقعیت های تلخ باعث نشده كه او نسبت به درس و مدرسه و معلم بی علاقه شود، كارنامه اش را كه می بینم تعجب می كنم كه متعلق به زمانی است كه او بعد از استفاده از مواد، ساعتها می خوابیده یا اگر بیدار بوده یا حوصله نداشته یا بدنش آن قدر در رنج بوده كه تحملش از دختربچه های در آن سن و سال بعید به نظر می رسد. اما حالا بعد از گذشت كمتر از دو ماه از شروع درمانش وضعیت جسمی و روحی او بسیار بهبود یافته است. دكتر علی فرهودیان، روانپزشك جمعیت آفتاب، همان مركزی كه در حال حاضر عاطفه و مادرش تحت نظارت كمیته ترك اعتیاد مشغول به گذراندن دوره درمان خود هستند. می گوید:« روزی كه عاطفه و مادرش برای ترك به این مركز مراجعه كردند، نكته جالبی كه طی معاینات به آن برخوردم، این بود كه او انگیزه بسیار بالایی داشت و خیلی مایل بود كه علائم ترك را تحمل كند. او كاملاً متوجه تفاوت خود با دوستانش بود و وجود برخی وابستگی ها باعث ناراحتی او می شد و تا به حال، روش درمانی كه از طریق كاهش داروی مخدر اتخاذ كرده ایم به خوبی جوابگو بوده است.» ●هر روز مثل همكلاسی هایش ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می شود، روپوش و مقنعه اش را می پوشد، كوله اش را می اندازد تا ساعت ۷ در مدرسه باشد.وقتی به خانه برمی گردد مشق هایش را می نویسد، برنامه كودك را تماشا می كند و به دوستانش می پیوندد تا در كنار آنها شادی هایش را به تماشا بگذارد. او ۱۰ سال دارد و به بزرگترین آرزویش رسیده و كاملاً ترك كرده است. |
| ف - عباسی |
ستاد مبارزه با مواد مخدر به استناد گزارش سال 84 سازمان مدیریت و برنامه ریزی، اعلام میكند كه زیان مالی ناشی از مصرف مواد مخدر در كشور، سالانه هشت هزار میلیارد تومان است. این رقم ناظر بر گردش دایره وسیعی است كه نقطه مركزین دایره، گذر محموله مواد مخدر از مرزهای ایران به داخل كشور است و آنچه كه بر محیط این دایره قرار میگیرد، نابودی یك«جان» است.
جانی كه باید مولد و شهروند و «باقی» میبود. اگر برگهای كتاب سیاه اعتیاد را كمی پیشتر ورق بزنیم و بخواهیم كه خوانش را از مقدمه و فهرست آغاز كنیم، به سطوری میرسیم كه از تولید مواد مخدر در خاك همسایه، افغانستان، خبر میدهد.
كشوری كه با وجود گرفتاری در فقر اقتصادی و فرهنگی و مجادلات پیوسته سیاسی، در یك عرصه یكهتاز بوده كه تولید 90درصد از مواد مخدر بر پایه تریاك مصرفكنندگان جهان را به نام خود ثبت كرده است. گردش مالی حاصل از تولید مواد مخدر افغانستان، سالانه 65میلیارد دلار برآورد شده كه از این رقم، 400 میلیون دلار بهدست كشاورزان افغان میرسد و باقی، در میان اعضای شبكه گسترده این تجارت سیاه تقسیم میشود.
سود حاصل از ورود مواد مخدر به داخل خاك ایران، توزیع و فروش و ترانزیت آن به سایر كشورهای دنیا اما از ارقام محرمانهای است كه ستاد مبارزه با مواد مخدر آن را افشا نمیكند اما نگاه اجمالی به گزارش «اقتصاد مواد مخدر در ایران» كه به قلم «حمید خدا بندهلو» (مدیر زندان مركزی همدان) منتشر شده حاكی از آن است كه: «گردش مالی مواد مخدر در ایران در سال 83، 29درصد درآمد ملی و سه چهارم درآمدهای نفتی را شامل میشده است.»
این گزارش، زیان وارده به اقتصاد ایران در سال 83 را 99 هزار و 472 میلیارد ریال برآورد كرده كه بابت خرید و مصرف مواد مخدر، كاهش بهرهوری مصرفكنندگان و توزیعكنندگان، هزینه دولت در كاهش تقاضا و مقابله با عرضه مواد و هزینه درمان و كنترل آسیبهای اجتماعی ایجاد شده است.
باید به این ارقام و اعداد، بهطور خاص و جداگانه افزود كه از سالهای آغازین دهه 60 كه مبارزه با مواد مخدر در ایران بهصورت حكم و دستور جاری شد تا امروز، بیش از سه هزار و 700 مامور و مسوول انتظامی در مبارزه با مواد مخدر، جان خود را بر سر حذف تجارتی نهادند كه سود حاصل از آن هیچ رحم و مروتی را پایدار باقی نمیگذارد. مهندس «طه طاهری»، قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر، در گفتوگو با «همشهری ماه»، سیمای اعتیاد در ایران را ترسیم كرده است.
وضعیت فعلی مصرف مواد مخدر در كشور چگونه است؟
برآورد ما براساس ارزیابی سریع RSA سال 86 نشان میدهد كه هر سال حدود 600 تن مواد مخدر بر پایه تریاك در كشور مصرف میشود. البته اگر مصرف مواد مخدر صنعتی كه بر پایه تریاك و مورفین نیست را هم اضافه كنیم، عدد متفاوتی خواهیم داشت اما هنوز تعداد مصرفكنندگان مواد مخدر صنعتی را اضافه نكردهایم و تا پایان اسفند ماه، عدد مصرف كل كشور را با این احتساب و افزایش اعلام خواهیم كرد. آمارهای اولیه نشان میدهد كه مصرف مواد مخدر سنتی، مهار شده اما در بخش مصرفكنندگان مواد مخدر صنعتی، با عدد افزایشیافتهای مواجه هستیم. بااینحال جمعیت فعلی مصرفكنندگان وابسته، یك میلیون و 300 هزار نفر است و مصرف تریاك، همچنان اولویت نخست مواد مصرفی بوده و حدود 40درصد از معتادان تریاك مصرف میكنند. حدود 30درصد مصرفكنندگان، به كراك و هرویین اعتیاد دارند و مصرفكنندگان شیشه هم حدود 20درصد از جامعه آماری را تشكیل میدهند.
مصرف شیشه از سال 84 در كشور شیوع پیدا كرد اما بروز آن در سال 80 بود. نمونههایی از مصرف شیشه در سالهای 81 و 82 بروز داشت اما از سال 84 شایع شد و بیشترین میزان مصرف هم، امسال گزارش شده و حدود 21درصد معتادان اعلام كردهاند كه شیشه مصرف میكنند.
یعنی 21درصد به رقم قبلی مصرفكنندگان شیشه افزوده شده؟
خیر. معتادان جدید، اعتیاد خود را با مصرف شیشه آغاز كردهاند و مصرفكنندگان هرویین یا تریاك هم با تغییر الگوی مصرف، به شیشه گرایش پیدا كردند. این ارقام، پایه تصمیمگیری و محاسبات ما برای برنامهریزی در حوزه مواد مخدر در برنامه پنجم توسعه است و بسیار باعث نگرانی است كه مصرفكنندگان مواد سنتی، به مواد صنعتی گرایش پیدا كردهاند زیرا عوارض این مواد بسیار متفاوت است.
رقم بازگشت و پاكی معتادانمان چقدر است؟
ماندگاری بر پاكی برای مصرفكنندگان سنتی ما حدود 30 تا 40درصد است؛ یعنی از 100 نفر معتاد به مواد مخدر سنتی كه برای ترك اقدام میكنند، حدود 40 نفرشان پاك میمانند. تمام تلاش ما در برنامه پنجم توسعه این است كه این نرخ را حفظ كرده و میزانش را افزایش دهیم كه برای موفقیت، باید روشهای پرهیزمدار را در كشور توسعه دهیم. دو روش برای ترك اعتیاد وجود دارد. روش دارومدار كه فرد با استفاده از دارو و تجویز پزشكی به پاكی میرسد و مواد مخدر را ترك میكند اما وابستگی او به دارو كه ممكن است متادون یا تنتور اپیوم باشد، حفظ میشود. این داروها عوارض نداشته و فرد میتواند بدون هیچ تغییری در چهره ظاهری، به اشتغال و زندگی خود ادامه دهد. اما روش درمانی كه در برنامه چهارم توسعه بسیار موفق بود، روش پرهیزمدار است؛ یعنی فرد، نه بهواسطه دریافت و مصرف دارو، بلكه با طی كردن یك پروتكل رواندرمانی به پاكی میرسد كه عموم سازمانهای مردمنهاد در حوزه درمان اعتیاد، بر این روش استوار هستند و با روشهای اجتماعمدار و گروه همسالان و همسانان به درمان میپردازند و فرد تا زمانی كه در دایره این جمع قرار گرفته، در فكر و خیال مصرف مواد مخدر نیست.
چه میزان مواد مخدر وارد ایران شده و چه میزان ترانزیت میشود؟
البته بروز آفت در مزارع افغانستان در سال جاری، میزان تولید را بهشدت كاهش داد و از 12 هزار تن تولید در سال گذشته، حدود هشت هزار تن كاسته شد.
سال گذشته 12 هزار تن تولید كرد اما 12 هزار تن هم دپو داشت.
بله و كشفیات سال گذشته نیروهای مقابلهكننده ایران هزار و پنجاه تن اعلام شده است. درحالیكه از ابتدای سال جاری تا امروز، میزان كشفیات 230 تن بوده و همین كاهش كشفیات نشان از كاهش تولید در افغانستان، شدت انسداد مرزهای شرقی و كاهش ورود مواد به داخل كشور دارد زیرا در مدت مشابه سال قبل و تا این ماه، كشفیات ما حدود 800 تن بود. البته انسداد مرزها، تنها دلیل كاهش ورود مواد مخدر نیست بلكه توزیع مواد مخدر هم تقسیم شده و مرزهای تاجیكستان و ازبكستان و پاكستان هم فعال شدهاند. حدود 30درصد از تولید به سمت تاجیكستان و ازبكستان و بیش از 40درصد به سمت پاكستان میرود و حدود 30درصد هم به داخل ایران میآید كه یا از مرز افغانستان – ایران یا از مرز پاكستان – ایران وارد شده است. از این 30درصد ورودی كه در سال گذشته سه هزار تن بوده، حدود 600 تن در داخل ایران مصرف شده، 1000 تن كشف شده و باقی، حدود 1500 تن ترانزیت شده است. بنابراین، ایران همچنان یكی از محورهای اصلی ترانزیت مواد مخدر به دنیاست كه تلاش میكنیم این مرزها را سامان دهیم و آخرین محدودهای كه انسداد قطعی آن اجرا میشود مرز جالق تا سراوان است كه دو هفته قبل در وزارت كشور مورد تایید قرار گرفت و بودجه آن هم تامین شده است و باید به سرعت، این مسیر را به سمت جنوب مسدود كنیم. بودجههای مرزی هم باید در جای خودش هزینه شود تا اثربخش باشد. كانالها را باید بهموقع لایروبی كنیم و مسیرهایی كه بر اثر حوادث طبیعی پر شده و تغییر كرده یا معبرها و كانالها و سیم خاردارهایی كه تخریب شدهاند باید بهطور مرتب مورد بازنگری و بهسازی و بازسازی باشند. امروز به منطقه مرزی پاكستان رسیدهایم كه باید سریعتر بسته شود و انسداد بقیه نقاط مرزی هنوز ضرورت ندارد و فعلا باید با بودجهای كه تخصیص یافته، بر معبرهایی كه ورود مواد از آنها صورت میگیرد متمركز باشیم.
آیا110 میلیارد تومان بودجه انسداد مرزی تخصیص داده شده است؟
متاسفانه 110 میلیارد تومان برای انسداد كل مرزها در نظر گرفتهاند.
برای انسداد و كنترل هشت هزار كیلومتر مرز آبی و خاكی؟
كل مرزها. درحالیكه تمام تلاش ما این بود كه این 110 میلیارد فقط برای انسداد مرز شرقی باشد. به هر حال، تصمیم مسوولان بوده است. توصیه ما این است كه در مرز با افغانستان و پاكستان باید نقاط در اولویت را سریعتر سامان دهیم. نقاطی كه تردد به آسانی صورت گرفته و کمتر كنترلی وجود دارد. اما این میزان ورود، میزان ورود تریاك بود. مساله مهم، ورود هرویین به داخل ایران است.
تولید هرویین افغانستان حدود 700 تن در سال بوده. آیا این رقم تغییر كرده؟
سال قبل، حدود 380 تن تولید داشته و عدد امسال را هنوز نداریم. سال گذشته حدود 10 تن از این میزان تولید، در افغانستان مصرف شده. 150 تن به پاكستان، حدود 105تن به ایران و حدود100 تن هم به ازبكستان ترانزیت شده كه حدس میزنیم مجموع ورود هرویین به ایران با احتساب میزانی كه از پاكستان هم به كشور ما ترانزیت شده حدود 140 تن باشد كه عدد سنگینی است. البته به استناد گزارش سازمان ملل، با وجود آنكه ما در جوار تولیدكننده هرویین قرار داریم اما مصرف هرویین در ایران بسیار كم است.
چون كراك جایگزین شده.
بله. از كل تولید هرویین افغانستان، حدود 23درصد به ایران قاچاق میشود و 16درصد به تركیه میرود و 9درصد به آمریكا و 8درصد به چین فرستاده میشود. بیشترین میزان هرویین هم به اروپا و روسیه و كشورهای شمال فرستاده میشود كه بالاترین مقدار مصرف را با بیشترین تلفات دارند زیرا پروتكلهای درمانی ندارند. سالانه 70 هزار معتاد به هرویین در روسیه جان میدهند. عدد ما در ایران این نیست. مصرف هرویین در ایران كنترل و مهار شده اما كراك تولید شده در داخل كشور، بهدلیل غلظت و خلوص 10 برابری هرویین فشرده، بیشترین تلفات را میگیرد.
از مرزهای اروپا هیچ نگرانی ندارید آن هم درحالیكه سردار حسینآبادی، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر درباره ورود مواد مخدر جدیدی مثل كنتاگون از سمت اروپا هشدار داده بود؟
نمونههایی از این مواد مشاهده شده و مافیای جهانی هم برای ترانزیت انبوه این مواد فعال است و ما هم این آمادگی را ایجاد كردهایم كه با این مواد مقابله كنیم. برای هر كدام از این مواد جدید هم دستگاه مقابلهكننده بلافاصله هشدار میدهد. شیشه هم دچار همین وضعیت بود. نمونههایی را مشاهده كردیم و قیمت هم بسیار بالا بود. شاید در آینده مبتلا به موادی شویم كه امروز فقط اسمش را میشنویم. اما این مواد جدید هنوز به مرحله بروز و شیوع نرسیدهاند و سیاستهای تبلیغی ما هم این نیست كه اعلام كنیم. زیرا تبلیغ باعث ولع به جستوجو و مصرف میشود، پس بهشدت پرهیز میكنیم.
هر سال 160 هزار نفر معتاد میشوند. میخواهید معادل این تعداد را تحت درمان قرار دهید؟
160 هزار نفر را باید در پاكی نگهداریم. امروز 600 هزار نفر تحت درمان قرار دارند. تا پایان برنامه پنجم توسعه باید یك میلیون و 200 هزار معتاد را تحت درمان قرار دهیم و اجازه ندهیم كه این تعداد وارد شده به چرخه درمان، بازگشت مجدد به اعتیاد داشته باشند. در پی این هستیم كه با اجرای طرح جامع پیشگیری اولیه از اعتیاد كه برای اولین بار در ایران آغاز شده، از نرخ بروز اعتیاد بكاهیم و 160 هزار نفر ورودی سالانه را به 150 هزار یا 140 هزار نفر كاهش دهیم. به نظر، این اتفاق ممكن است زیرا تا امروز در ایران برای پیشگیری اقدامی صورت نگرفته و هیچ سرمایهگذاری برای اقدامات پیشگیری و كاهش بروز اعتیاد انجام نشده است.
طرح جامع پیشگیری. همان طرحی كه 13 میلیارد تومان بابت اجرای آن به 13 دستگاه دولتی بودجه دادهاید.
بله.
اما سردار حسینآبادی گفت كه این طرح امسال اجرایی نمیشود چون زیرساختهای اجرا فراهم نشده است.
طرح را اجرا كردیم. این طرح ربطی به دستگاه مقابلهكننده ندارد. بخشی از اجرای آن، وظیفه دستگاه مقابلهكننده است و از این بودجه هم رقمی كه به ناجا داده شده برای اجرای پیشگیری در جمعیت سربازان وظیفه و محلهها بوده است. اما اجرای طرح در تمام استانهای كشور آغاز شده. بیش از هشت كنگره پیشگیری در حال برگزاری است. تمام نخبگان دانشگاهی مراكز موثر در پیشگیری از اعتیاد، شامل مسوولان و دستاندركاران حوزه فرهنگ عمومی و دانش آموزی و دانشجویی و محیطهای كار و محلات و صاحب نظران رسانههای دیداری و شنیداری و تصویری هم مداخله كردهاند. فعلا در حال تشریح سند، علت تصویب آن، اهداف و اجرای آن در 5 سال اول هستیم. تا پایان امسال 6600 مربی را برای اجرای این سند تربیت میكنیم. تا الان بیش از 1000 مربی آموزش دیدهاند و این، گام نخست ما بود. زیر ساخت یعنی همین كه این كار در حال انجام است. سند یعنی زیر ساخت. سند در ستاد مبارزه با مواد مخدر به تصویب رسیده. این سند برنامه عمل جمهوری اسلامی ایران برای جمعیت سالم كشور است.
برای 68 میلیون نفر؟
دقیقا 68 میلیون نفر. جمعیت سالم در گروه سنی 15 تا 65 سال را هدف قرار دادیم كه ابتلای به اعتیاد هم در این جمعیت شكل میگیرد تا اجازه ندهیم كه این جمعیت وارد اعتیاد شوند و مصرفكنندگان احتمالی آینده باشند. اجرای طرح آغاز و وظایف دستگاه ها هم مشخص شده. البته بودجه برای این حجم هدف ناكافی است اما سعی كردیم از بودجه فرهنگی استانها هم استفاده كنیم.
پس این باور را قبول دارید كه دسترسی به مواد مخدر در ایران بسیار آسان است؟
این واقعیت بسیار تلخی است كه در ایران دسترسی به مواد مخدر آسان است. بخشی از این تسهیل به بیتاثیر بودن مجازاتها بازمیگردد دلیل دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران و قرار گرفتن در جوار بزرگترین تولیدكننده و مسیر ترانزیت است. دلیل سوم، برنامههای ماست. برنامههای مقابله باید اثربخش باشد. این مطالبه جدی مردم بوده كه توزیع مواد مخدر نباید این اندازه آسان و سهل باشد.
مجازاتها باید آنقدر اثربخش باشد كه توزیعكننده جسارت توزیع نداشته باشد و ریسك و هزینه آنقدر نازل نباشد كه توزیعكننده، بعد از طی یك مجازات اندك، مجدد به چرخه توزیع بازگردد. مجموعهای را در ستاد طراحی كردیم و نقاط ضعف مقابله و برخورد قضایی را استخراج كردیم. اولین اقدام، جداسازی محكومان مواد مخدر از زندانهای عمومی كشور بود. طبق ماده 42 قانون مبارزه با مواد مخدر به قوه قضائیه اجازه داده شده تا بخشی از محكومان مواد مخدر را در شرایط خاص سخت و عاصی نگهداری كند.
به این مفهوم كه محكومان مواد مخدر نباید مشمول تسهیلات خاص برای عفو باشند یا از امكانات ویژه گذران زندگی در زندان بهره ببرند و امكان تحمل حبسهای سنواتی پی در پی همراه با مرخصیهای متمادی و تبدیل اعدام به حبس ابد و حبسهای میانمدت و عفو برای این محكومان به صفر برسد. این تاكیدات طی سال گذشته اجرا شد. و به همین علت تعداد زندانیان در حوزه مواد مخدر یكباره افزایش پیدا كرد و 40 هزار زندانی بر مجموع زندانیان افزوده شد.
مهم، راهاندازی پنج اردوگاه بود كه بتوانیم حدود 40 هزار محكوم مواد مخدر را در آنجا نگهداری كنیم تا بار زندانهای عمومی كم شود و در این مراكز هم برنامه خاصی برای طبقهبندی این زندانیان و تاثیر مجازات بر آنها اجرا كنیم. فردی كه تناژ مواد مخدر حمل كرده نباید در زندان زندگی مرفهی داشته باشد بلكه باید در شرایطی باشد كه تادیب شود و همراه با كار و عبرت آموزی و آموزش و شرایطی متفاوت از سایر زندانیان داشته باشد. این شرایط در تمام كشورها بوده و در قانون جدید مبارزه با مواد مخدر ایران هم دیده شده. یك قانون بسیار مترقی و بازدارنده به شرط آنكه اجرا شود. قانون، طی سنوات گذشته در این بخش اجرا نشده و به همین سبب جسارت قاچاقچیان مواد مخدر برای شروع مجدد فعالیت افزایش داشته است. اگر فردی كه یك تن مواد مخدر حمل كرده، زندانی شد و مجازات را تحمل كرد، به چه علت با تناژ دیگری دستگیر میشود؟ چون قانون اجرا نشده و مجازاتها بازدارنده نبوده است. امروز لایحه عفو و آییننامه مرخصی زندانیان مورد بازنگری قرار گرفته و سختگیریها در حال اجراست. وحدت رویه هم مد نظر قرار گرفته، به این معنا كه حكم یك زندانی مواد مخدر در سیستان، مغایرتی با جرم مشابه در گیلان نداشته باشد.
این وحدت رویه مجازات را اثربخش میكند. با چنین نگاهی قانون را در مجمع تشخیص مصلحت نظام اصلاح كردیم و قانون هم ابلاغ شده. مهم، این بود كه قانون مبارزه با مواد مخدر باید اصلاح میشد تا مجازاتها اثربخش شود. درباره شیشه هیچ ماده قانونی نداشتیم و همین فقدان هم سبب شد كه مصرف در كشور شیوع پیدا كرده و ایران را به تولیدكننده شیشه دنیا تبدیل كند و كاهش شدید قیمت تا یك سی و پنجم اتفاق بیفتد.
ماده محركی كه خاص اغنیا بود تبدیل به مادهای شد كه فرد با 2000 تومان هم میتوانست آن را تهیه كند. قیمت شیشه از هر كیلو 130 تا 160 میلیون تومان، به شش میلیون تا چهار میلیون تومان كاهش پیدا كرد. این كاهش قیمت هم ظرف مدت یك سال و نیم گذشته و بهدلیل تولید شیشه در داخل كشور اتفاق افتاد. چرا تولید در داخل شكل گرفت؟ زیرا قانون در این بخش ناقص بود.
بزرگترین قاچاقچیان شیشه از زندان آزاد شدند بدون آنكه اموالشان مصادره شود. در قانون جدید، برای حامیان مالی و پشتیبانی و سر شبكههای قاچاق مواد مخدر كه قاچاق را مدیریت میكنند هم جرم و مجازات سنگین و چند برابر دیده شده است. شیشه هم در زمره هرویین قرار گرفته و تكلیفش محرز شده كه اگر این قانون اجرا شود، یكباره شاهد كاهش تولید و جسارت در تجارت این ماده در داخل ایران خواهیم بود و البته وجهه جمهوری اسلامی را در خارج از كشور ارتقاءخواهیم داد. زمانی برای ما از آسیای شرقی مواد مخدر میفرستادند و پایه مصرف مواد مخدر، آسیای شرقی بود؛ مالزی، اندونزی و تایلند.
همان مثلث طلایی.
بله. اما امروز ما برای آنها مواد مخدر میفرستیم و بیش از 100 ایرانی در زندانهایشان هستند كه بهدلیل قاچاق مواد دستگیر و محكوم شدهاند.
سردار احمدیمقدم همیشه میگفت كه سرعت قاچاقچیان خیلی زیاد است و ترفندهای آنها بسیار بیشتر از پلیس ایران است. به نظرتان نمیآید كه سرعت ایران در اصلاح قوانین و مقابله كند است؟
بله. این اشكال جدی وارد است كه سرعت برخورد و همسانسازی قوانین نسبت به سرعت پیشرفت شبكههای مافیایی مواد مخدر سنتی و صنعتی بسیار كم است. نمیگویم كه جلوتر باشیم. اما باید همسان باشیم. شبكه جرم سازمانیافته همیشه از مقابلهكننده با او جلوتر است. پیچیدگی شبكه قاچاق یعنی اینكه فردی كه مواد مخدر را از مرز شرقی كشور میآورد 25 دستگاه موبایل در كیفش دارد و برای تماس با هر استان برای انتقال مواد مخدر از یك دستگاه موبایل استفاده میكند و آن دستگاه را دور میاندازد كه سیستمهای كنترل و مقابله نتوانند او را شناسایی كنند.
قاچاقچی ای كه برای عبور از مسیر ترانزیت در هر مرحله از یك اتومبیل جدید و یك پوشش زندگی و تجاری و حملونقل و جاسازی جدید استفاده میكند به مراتب از شبكه مقابلهكننده جلوتر است. اما با تمام این پیچیدگیها، نیروهای مقابلهكننده ما توانستند به این شبكهها ضربه بزنند و كشف روزانه مواد مخدر اتفاقی نیست.
اشاره كردید كه استانداران مسوول مبارزه با مواد مخدر در استان ها شدهاند.
طبق قانون، استانداران، رئیس شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استانها هستند.
طبق قانون یا تصمیم دبیر كل جدید ستاد مبارزه با مواد مخدر؟
طبق تاكید قانون ستاد مبارزه با مواد مخدر.
زمانی كه سردار احمدیمقدم دبیر كل ستاد بود آیا فرماندهان نیروی انتظامی مسوول مبارزه با مواد مخدر استانها نبودند؟
آنها دبیران شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان هستند. با آمدن آقای نجار به ستاد، مسوولیت استانداران جدیتر شده است و استانداران باید پاسخگوی وضعیت اعتیاد در استانهایشان باشند زیرا رئیس این شوراها هستند.
اما مبارزه با مواد مخدر یك امر انتظامی است.
اشتباه همین است كه فكر میكنیم مبارزه با مواد مخدر یعنی مبارزه با بخش سیاه و بخش پلیسی قصه.
اما قاچاق مواد مخدر یك جرم سازمانیافته است.
مبارزه با مواد مخدر یعنی مبارزه همه جانبه با مواد مخدر. جلوگیری از بروز اعتیاد، پیشگیری، آموزش، مقابله با توزیع مواد و دسترسی به مواد مخدر، تشدید مجازاتها و اثربخشی و بازدارندگی، كاهش آسیب اعتیاد و درمان و حمایتهای اجتماعی در دایره مقابله با مواد مخدر قرار میگیرد. پنج ركن درهم تنیده كه مانند پنج چرخ دنده هستند.
معتاد را دستگیر كنیم اما اگر نتوانیم او را درمان كنیم، به چرخه مصرف بازمیگردد. توزیعكننده را دستگیر كنیم اما اگر مكانی برای نگهداری و بازتوانی او نداشته باشیم، به چرخه توزیع بازمیگردد. به همین دلیل از مبارزه همهجانبه حرف میزنیم. باید نگاهمان را از نگرش انتظامی محض تغییر دهیم تا بتوانیم مبارزه با مواد مخدر را در كشور سامان دهیم. اعتیاد در ایران جرم است اما معتاد یك بیمار است كه باید به او توجه كنیم.
نباید در سایر بخش ها برخورد انتظامی داشته باشیم؟
صددرصد. باید برخورد انتظامی قطعی و سخت قانونی صورت بگیرد كه نمیگیرد. اما معتاد باید در بخش درمان و بازتوانی قرار بگیرد.
اگر درمان و بازتوانی مد نظر است چرا بودجه درمان سازمان بهزیستی كه از سوی ستاد میآمده در سال 89 كاهش داده میشود؟
سازمان بهزیستی سال گذشته 400 میلیون تومان بودجه درمان از ستاد مبارزه با مواد مخدر گرفته كه این رقم در سال جدید 40میلیون تومان كاهش داشته و 360میلیون تومان بوده است.
طی 10 سال گذشته، بودجههایی به سازمان بهزیستی داده شده كه باید برای تامین اماكن و اردوگاه نگهداری معتادان صرف میشد اما سازمان بهزیستی تغییر كاربری ایجاد كرده و مجانین و زنان خیابانی را در آنجا نگهداری میكند. اگر تمام تلاشها بهخاطر 40 میلیون تومان معطل مانده است، چرا سازمان بهزیستی نمیگوید كه سال گذشته چند میلیارد به بودجهاش اضافه شد؟ و چرا نمیگوید كه استانداران از بودجههای استانی كمكهای میلیاردی به این سازمان دادهاند؟ چرا پاسخگوی كمكاری در توسعه درمان و كاهش آسیب و نظارت نیست؟ چرا كمپ غیرمجاز ترك اعتیاد ایجاد میشود؟ چه نظارتی بر كمپهای مجاز وجود دارد؟ چرا امكانات و بودجههایی كه در سنوات گذشته دریافت كرده در اختیار واحدهای غیرمسوول در ترك اعتیاد قرار داده است؟
وزارت بهداشت هم اعلام كرده كه بهدلیل كاهش بودجهای كه از ستاد مبارزه با مواد مخدر دریافت كرده، حمایت از معتادان نیازمند را قطع میكند.
كاهشی نبوده و سعی كردیم بودجه سال قبل را تامین كنیم. سازمان بهزیستی هم بودجه كمكی از ما میگیرد و باید از بودجههای خودش در این بخش هزینه كند چون مسوول كاهش آسیب اعتیاد است.اما سازمانهای دیگر هم در این زمینه مسوولیت دارند.
سازمانهای دیگر هم مسوولیت دارند. مسوول درمان در این كشور بر اساس قانون وزارت بهداشت است. كه بودجهاش در سال جدید كاهش داشته.بودجه را كم نكردیم. بودجه سال قبل را تامین كردیم. ستاد مبارزه با مواد مخدر تابع بودجه عمومی كشور است. بودجه سال 89 ستاد 78میلیارد تومان بوده كه تا امروز حدود 57درصد بودجه را گرفتهایم. وزارت بهداشت، مسوول درمان است و نمیتواند بگوید كه وظیفه درمان را انجام نمیدهد چون ستاد بودجه نداده است. بودجه ستاد، بودجه كمكی است.
یعنی ستاد میتواند كمك هم نكند؟
میتواند كمك هم نكند اما چون این دستگاهها اعضای ستاد هستند بودجه با حضور رئیسجمهوری مصوب، توزیع و ابلاغ میشود. اگر قرار باشد این انتقادات ناپخته را بشنویم حرف برای گفتن بسیار است كه خیلیها باید پاسخ دهند. ما جزییات ارزیابی عملكرد استانی تمام دستگاهها را داریم و میدانیم كه چگونه در بعضی مواقع انحرافاتی پیش آمده است.ما قصد مچ گیری نداریم
در گزارشها آمده كه استان كرمان رتبه دهم مصرف را دارد یا در هشت استان شرقی بیشترین كشفیات انجام میشود. كدام استانها از بابت توزیع، ورود یا مصرف وضعیت بحرانی دارند؟
استانهای شرقی و جنوبی كشور محل ورود مواد مخدر است. هر چه به استانهای میانی نزدیك میشویم، ورود كم شده اما مصرف افزایش مییابد. ما با سه وجه ورود، كشفیات و مصرف مواجه هستیم و جا نمایی مصرف باجانمایی ورود مواد مخدر متفاوت است.
آیا بهخاطر همسایگی با افغانستان كه شرایط خاصی را برای ما ایجاد میكند، ممكن است در ایران دپوی مواد مخدر داشته باشیم؟چرا در افغانستان دپوی مواد مخدر داریم؟
چون تولید آنجاست.تولید آنجاست و امنیت تولید و دپو هم توسط قاچاقچیان تامین میشود. در ایران چگونه امنیت دپوی مواد مخدر تامین می شود؟ پلیس ما با گروههای قاچاق درگیر میشود و آخرین عملیات ما، هفته گذشته بود كه شهید هم دادیم. در افغانستان اینگونه نیست.
یعنی پلیس افغانستان میتواند یكی از بازوهای قاچاق باشد؟
ما چنین اتهامی نمیزنیم اما به هر جهت، مبارزهای كه در ایران صورت میگیرد و روزانه، شهید و مجروح در حوزه مواد مخدر داریم فضایی را ایجاد میكند كه امكان دپو در این كشور وجود نداشته باشد. شاید بارانداز داشته باشیم. یعنی مواد مخدر در مسیر ترانزیت و تا زمان جاسازی و جابجایی، مدت كوتاهی در یك انبار یا منطقه كویری كرمان و یزد یا منطقه كوهستانی سیستان و بلوچستان تجمیع شود.
دپوی تولید داخل هم امكان ندارد؟
به هیچ وجه. تولید مواد مخدر سنتی كه در داخل كشور ممكن نیست. حتی اگر زمینی به وسعت 100 متر هم كشت شده باشد مردم، ما را مطلع میكنند و ما هم با ابزارهای اندازهگیری سالانه، متوجه میشویم كه چه مادهای و در كدام منطقه و در چه مساحتی در حال كشت است. از اسفند ماه هر سال، تمام استانهای تحت مظان كشت بهشدت كنترل میشوند.
كدام استانها؟
استانهایی مثل فارس یا ارومیه كه این محصول میتواند به عمل بیاید. پس كشت در داخل كاملا منتفی است.
اما مواد مخدر صنعتی در آزمایشگاهها تولید شده و میتوانند دپو شوند.
مواد مخدر صنعتی توسط داروهای شیمیایی آزمایشگاهی و درمانی، با راهاندازی یك شبكه آزمایشگاهی و در فضایی به وسعت دو یا سه متر تولید میشود كه به آشپزخانه خانگی موسوم است و یك كارشناس علوم آزمایشگاهی یا شیمی با فرمولی كه شاید در اینترنت هم پیدا شود، میتواند این مواد را تولید كند. علت بروز یكباره مواد مخدر صنعتی هم، آسانی انتقال دانش آن بود. این مواد تولید و دپو میشود اما حجم آن چقدر است؟ ما تناژ تریاك كشف میكنیم. كل مواد مخدر صنعتی كه در آخرین عملیات در فرودگاه كشف شد، حدود 150 كیلو شیشه جاسازی شده بود.
اشاره كردید كه قرار است تا پایان برنامه پنجم توسعه، تمام معتادان تحت پوشش درمان قرار بگیرند.
بله. یعنی با یك پروتكل درمانی، شناسایی و وارد میشوند و تحت پوشش قرار میگیرند.
فكر میكنید تا پایان برنامه پنجم چه تعداد معتاد داشته باشیم؟
باید تا پایان برنامه پنجم توسعه بتوانیم یك میلیون و 200 هزار معتاد را تحت این پوشش قرار دهیم. البته پیشبینی ما برای 950 هزار نفر است كه فكر میكنیم با دو برنامه جهشی میتوانیم تعداد اضافه را هم پوشش دهیم و مصرفكنندگان وابسته را تحت پوشش پروتكلهای درمانی قرار دهیم.
یعنی تا پایان برنامه پنجم توسعه در ایران یك میلیون و 200هزار معتاد وابسته داریم؟
امروز هم همین تعداد هستند.
تا پایان برنامه پنجم توسعه هم رقم همین است؟
باید این رقم بماند. عدد اعتیاد تا پایان برنامه پنجم توسعه باید به 950 هزار نفر كاهش پیدا كند. ما نمیگوییم كه تعداد معتادان افزایش نداشته بلكه به همان میزان كه وارد چرخه اعتیاد شدهاند، به همان تعداد هم تحت درمان قرار گرفتند و پاك شدند و پاك ماندند. اسامی معتادانی كه پاك شده و پاك ماندهاند در اختیار ماست.
سال 86 ارزیابی سریع اعتیاد انجام شده و تعداد معتادان را یك میلیون و 200 هزار نفر اعلام كرده. هر سال 160هزار نفر وارد اعتیاد میشوند. نباید این عدد را اضافه كنیم؟
به هیچ وجه. چرا امروز ایدز از طریق مصرف مواد مخدر در ایران كنترل شده؟ آیا بروز اعتیاد كاهش یافت؟ پروتكلهای كاهش آسیب اعتیاد را اجرا كردیم. امروز هم میگوییم كه یك میلیون و 200 هزار نفر معتاد داریم. این عدد یا درست است یا نادرست كه به نظر ما، مقرون به صحت است. این رقم را باید تا پایان برنامه پنجم توسعه به 950 هزار نفر برسانیم. یعنی 300هزار نفر كم شوند. توجه كنید. 300 هزار نفر از عدد اعتیاد كم كنیم و بیرون بیاوریم.
فكر میكنید با ارزان شدن مواد مخدر این اتفاق میسر است؟
مواد مخدر ارزان نشده. شیشه ارزان شده ولی قیمت تریاك پنج برابر افزایش داشته.
مصرفكننده جدید ما با مواد صنعتی معتاد میشود.
بله. با مواد صنعتی معتاد میشود. به چه علت در رسانه ملی برنامه «شوك» را پخش میكنیم و نشان میدهیم كه پدر معتاد، سر فرزندش را بریده است؟ به چه علت هنجار اجتماعی و روح و روان جامعه را اینطور خدشهدار و ملتهب و نگران میكنیم؟ چون میخواهیم حجم این تهدید را به مردم نشان دهیم. باید پیشدستی كنیم.
این زنگ خطر نیست كه هشت سال قبل، با تریاك و هرویین یا حشیش معتاد میشدند و امروز، با كراك و شیشه اعتیاد را شروع میكنند؟
اینكه اعتیاد با چه مادهای آغاز شود به ما بستگی ندارد. بستگی به محیط اولیه مصرفكننده دارد كه او را تحت این القائات روانی قرار داده كه اگر این ماده را مصرف كند میتواند لذت ببرد و بهخاطر ناهنجاریهای اجتماعی و روانپریشی و روانشناختی خودش آرامش پیدا كند و مشكلات جسمی و جنسیاش را حل كند یا به سرخوشی برسد و قوای بیداری در شب امتحان را افزایش دهد. تمام این باورها اشتباه است. اما باید دید كه كدام باور اشتباه نقش پررنگتری در بروز اعتیاد دارد. به نظر میرسد كه باورهای مثبت ظاهری باعث گرایش به مصرف محركها میشود. درحالیكه چنین باورهایی در مصرف مواد مخدر سنتی جایی ندارد. تریاك مصرف میشود تا فرد، به رخوت و بیخیالی برسد.
اما تغییر بعضی زیرساختها هنوز از عهده شما و كارشناسان شما خارج است. بهعنوان مثال، بیكاری به این آسانی قابل حل نیست.
به هیچ وجه اعتقاد نداریم كه بیكاری علت مصرف مواد مخدر است.
یكی از علل هم نیست؟
به هیچ وجه. بزرگترین انحراف در مبارزه با مواد مخدر همین است كه بیكاری بهعنوان علت اصلی اعتیاد معرفی شده است.
فرد بیكار، وقت آزادش را به مصرف مواد میگذراند.
اوقات فراغت میتواند زمینهساز مصرف مواد مخدر باشد. فرد بیكار یعنی فردی كه شغل و درآمد ندارد. 75درصد از مصرفكنندگان مواد مخدر شاغل بودهاند. آخر خط اعتیاد، بیكاری و از دست دادن شغل و كانون خانواده است. اما اوقات فراغت میتواند باعث شود كه فرد برای گذران وقت، به دام جمعیتهای ناسالم بیفتد. این اتفاق هم ربطی به زیرساخت ندارد. یك امر تربیتی و آموزشی است كه به نگرش فرد بازمیگردد. باید به او یاد بدهیم كه اوقات فراغتش را با ورزش پر كند.
در سازمانهای بینالمللی شایع است كه ایران با توجه به جمعیت جوان كشور، اولین مصرفكننده مواد مخدر در جهان است. این ادعا را قبول دارید؟
خیر. اینطور نیست. هر سال 70 هزار نفر بر اثر مصرف هرویین در روسیه میمیرند. ما در ایران چنین وضعیتی نداریم.
البته این گزارشها تاكید داشته كه مصرف مواد در ایران به نسبت جمعیت جوان كشور محاسبه شده است.
حتی اگر نسبت جمعیت مصرفكننده هم مد نظر باشد، افغانستان یك میلیون و 700 هزار معتاد دارد كه جمعیت كشورش یك ششم ایران است. عدد اعتیاد ما یك میلیون و 200 هزار نفر است.
البته تمام مزارع كشت مواد مخدر هم در افغانستان است.
این، دلیلی است كه باعث بروز اعتیاد شده. از منظر تحلیل و آمار، ما چنین ادعایی را قبول نداریم. ممكن است در مصرف تریاك، اولین كشور دنیا باشیم.
و مواد بر پایه تریاك؟
خیر. مصرف تریاك. اما در مصرف هرویین رتبه اول نیستیم. روسیه، كشورهای شمال، اروپا و چین در رتبههای قبل از ما هستند.
حتی با وجود مصرف كراك؟
حتی با وجود مصرف كراك، اولین مصرفكننده هرویین دنیا نیستیم. هیچ سازمانی همچنین ادعایی نداشته و این ادعا مبنای آماری ندارد.
سال 83 برآورد شد كه مواد مخدر در ایران 99 هزار میلیارد ریال به اقتصاد كشور ضربه زده است. دبیر كل سابق ستاد هم سال 87 اعلام كرد كه مردم ایران روزانه دو هزار و 100 میلیارد تومان بابت مواد مخدر متضرر میشوند و دولت هم سالانه 600 میلیارد تومان برای مبارزه و مقابله با مواد مخدر هزینه میكند. آیا گزارشی از بار مالی مواد مخدر برای ایران دارید؟
برای محاسبه خسارت مالی، باید ارقام را تبدیل كنیم. اعداد خسارات از بابت تجارت غیرقانونی، فروش، توزیع، مصرف مواد مخدر، آسیبهای اجتماعی و درمان آنها، ازهم پاشیدگی كانون خانواده و نرخ طلاق، نرخ جرم و جنایت در این حوزه، نرخ مجازاتها و هزینه نگهداری زندانیان و همینطور، آنچه در بخش مقابله هزینه میشود، ارقام جداگانهای است. دولت سالانه 600 میلیارد تومان هزینه میكند اما خسارت ناشی از طلاق و از هم پاشیدگی خانواده و از بین رفتن اشتغال چقدر است؟
سردار احمدیمقدم گفت كه این عدد هم روزانه 2100 میلیارد تومان است.
من مبنای استخراج این عدد را نمیدانم اما محاسبه ما رقم 8000میلیارد تومان در سال را بهدست داد كه جمع هزینههای مربوط به قاچاق، توزیع، مقابله، درمان، ازهم پاشیدگی خانواده، از بین رفتن اشتغال و از بین رفتن جمعیت مولد كشور و سربار شدن آنها و سایر آسیبهای اجتماعی در این حوزه را در برمیگرفت و این عدد در سال 84 برآورد شد.
به استناد گزارش سازمان ملل، پلیس ایران و دستگاه مقابله ایران، پاكترین دستگاه مقابله در دنیاست.
پلیس و نیروی انتظامی؟
پلیس، نیروی انتظامی، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و بسیج.
در سطوح دولت چطور؟
دولت مداخلهای در مقابله ندارد.
در ورود و خروج مواد چطور؟
شیوه دیگری وجود ندارد. بیشترین و سختترین مجازات در ایران شامل كارمندانی است كه در یك پرونده مواد مخدر تبانی داشته باشند. چه در نیروی انتظامی، چه در سپاه، چه در وزارت اطلاعات و چه در قوه قضائیه بدون استثنا تا مرز اعدام پیش میروند. اجرا هم شده. اما بهدلیل حرمت بیان نمیكنیم.
پس اتفاق افتاده.
بله. موارد نادری اتفاق میافتد. مثلا ماموری وسوسه شده و پولی گرفته است. اما مشخص میشود كه مواد مخدر از كجا آمده. این مامور هم به سختترین مجازات محكوم شده و اجرا هم میشود بنابراین، كمترین تخلف در حوزه این نیروها بوده و این شایعه را رد میكنیم. بعید هم میدانم كه کسی چنین اظهاراتی مطرح كرده باشد.
اما این شایعه مطرح بود.
ما این شایعه را بهشدت رد میكنیم. امروز اگر نقض غیرقانونی یك حكم اتفاق بیفتد و حكم اعدام یا حبس ابد یا 15 سال حبس، به 10 سال حبس تبدیل شده باشد، مثل عقاب بالای سر آن پرونده هستیم. كارشناسانی كه در نقض غیرقانونی احكام مداخله كنند و آن نقض احكام به قطعیت تبدیل شود پاداش میگیرند. اگر در این قصه پاكدستی از بین برود نمیتوانیم جلودارش باشیم. این شایعه را بهشدت نفی میكنیم و اگر گزارش مستندی دارید، تا لحظه آخر پای كار هستیم.
هشدار درباره ورود یک روانگردان جدید به کشور
محمد خادمی اظهار داشت: ماده جدید روانگردان مفدورن از سال ۲۰۰۸ شایع شده و از طریق اینترنت و در بستههای یك كیلویی و با نام تجاری نمك و گیاه دارویی به فروش میرسد.وی ادامه داد: از اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی مصرف ماده روانگردان مفدرون به صورت قابل توجهی افزایش یافت و حتی در برخی موارد به طور كامل جایگزین اكستازیها نیز شد.دادستان شهرستان نایین خاطرنشان كرد: مفدورن نام دیگر متیلمتكاتینون از مشتقات گروه كاتینون و یك ماده روانگردان است.وی افزود: متاسفانه این دارو و ماده روانگردان از طریق اینترنت با اسامی دیگری همچون Cristalius ،BUBBLES ،MCAT و MeowMeow نیز عرضه و به فروش میرسد كه در این زمینه نیازمند توجه و هوشیاری بیشتر مردم و جامعه در این ارتباط است.خادمی اضافه كرد: سوداگران و قاچاقچیان این مواد مخدر و روانگردان متاسفانه این مواد را تحت علایم تجاری و ماركهای مربوط به بستههای نمك، غذای گیاهی یا نسل بعدی پژوهش شیمیایی تولید كرده تا با سهولت بیشتر به انتقال و توزیع آن پرداخته و سبب فریب ماموران كنترل و بازرسی مبارزه با مواد مخدر در مجاری نظارتی شوند.وی تصریح كرد: با توجه به اینكه عامل فعال در این ماده روانگردان MDMA است، تاثیرات و عوارض جانبی این ماده روانگردان شبیه قرصهای اكستازی برآورد میشود.معاون اجرایی ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر شهرستان نایین تاكید كرد: ماده روانگردان مفدورن به صورت كپسول، قرص یا پودر سفید رنگ در بازار عرضه شده كه نحوه مصرف آن از طریق بلعیدن، استنشاق از طریق بینی و یا تزریق است.وی با اشاره به ضرورت توجه بیشتر خانوادهها به جوانان و كنترل رفتار آنان ادامه داد: این مواد مخدر و روانگردان در واقع واسطههای شیمیایی مغز را تحت تاثیر قرار داده و احساس افسردگی و ضعف فرد را تبدیل به احساس آزادی، بیخیالی و سرخوشی و نشاط مفرط كاذب میكند و تاثیرات ظاهری آن كاهش اشتها، ایجاد تپش قلب، افزایش دمای بدن و نیز آسیب به بخشهای حافظه كوتاه مدت مغز است.رئیس ستاد حفاظت اجتماعی شهرستان نایین تاكید كرد: این ماده مخدر و روانگردان بر رفتار، عملكرد و ادارك فرد مصرف كننده اثرات مخربی بر جای گذاشته و در طولانی مدت و با افزایش مصرف، فرد وابستگی شدیدی به آن پیدا میكند كه حتی ممكن است به مصرف دیگر مواد مخدر منتهی شود و حتی عوارض ناگوارتر و شدیدتری بر جای گذارد.وی تاكید كرد: این مواد بر خلاف تصور عدهای، اعتیادآور و بسیار خطرناك به شمار میروند و لزوم هوشیاری خانوادهها و جامعه در برابر این داروها ضروری است.
پنج هزار نوجوان تهرانی، مصرفکننده حشیش و الکل
ایلنا: حسین ابراهیمیمقدم با اشاره به انجام پژوهشهای روانشناختی روی پنج هزار کودک و نوجوان تهرانی 10 تا 19 سال، که به مواد مخدر اعتیاد دارند تاکید کرد: یکی از فراوانترین اختلالاتی که این نوجوانان به آن مبتلا بودند، بیشفعالی در دوران کودکی بوده به طوری که خانوادهها باید با تشخیص علائم بیشفعالی در کودکانش در این زمینه با روانشناس مشورت کنند تا در صورت لزوم با رفتار درمانی یا دارودرمانی درمان شوند.
این مشاور خانواده با اعلام اینکه این تحقیق به بررسی آثار روانشناختی و فیزیولوژیکی مصرف الکل و حشیش در نوجوانان میپردازد افزود: بر اساس مشاهدات این تحقیق، مصرف زیاد الکل، مستی، آشفتگی حرکتی ـ شناختی، مشکلات قلبی، تنفسی و خطرات دیگری برای سلامتی دارد و مصرفکنندگان اغلب مشکلات مربوط به تهوع، خستگی، اختلال در حل مسئله، قضاوت، عدم تعادل، تحرکپذیری، مشکلات ضربان قلب، تکلم مغشوش و در موارد کمی نیز اغما گزارش دادهاند.
ابراهیمیمقدم استاد دانشگاه تصریح کرد: الکل منطقهای به نام تشکیلات تورینهای (مشبک) را که نزدیک پایهی مغزاست درگیر میکند و عملکرد گیرندههای گلوتامین را تحت تاثیر قرار میدهد به طوریکه مصرف الکل باعث مسدود شدن گیرندههای فوق و کم شدن گلوتامین و نیز کاهش استرس موقت و آرمیدگی میشود.
این روانشناس در مورد مصرف حشیش نیز گفت: مصرف مقدار متوسط آن آثار مسمومیت خفیف پدیدآورده و نوجوانان چند ثانیه پس از استعمال آن حالت خارش، گیجی، و منگی احساس کرده و ده تا 30 دقیقه پس از مصرف نیز احساس کاهش اضطراب داشتند اما به تدریج از نظر حرکات تکلم و توانایی حل مسئله کند میشوند که کندی در پاسخهای حرکتی و شناختی میتواند توانایی افراد را در انجام دادن فعالیتهای پیچیده ذهنی مانند انجام تکالیفشان مختل کند.
ابراهیمیمقدم با اعلام اینکه پیش آگاهی نوجوانان برای درمان، یک پیش آگهی خوبی نیست افزود: اکثر نوجوانان درگیر مواد مخدر، مشکلات مرتبط در زمینه مسایل تحصیلی، کشمکشهای خانوادگی، آشفتگیهای هیجانی و قانونی را نشان میدهند و بزرگترین اختلال رفتاری در بین نوجوانان مشکل بیشفعالی در دوران کودکی است.
این مشاور خانواده ادامه داد: مطابق با این پژوهش 35 تا 40 درصد از نوجوانان مبتلا به اختلال سوءمصرف مواد مخدر، مشکلات سلوک را نشان میدهند و حدود 90 درصد نیز مشکلات مقابلهای مانند بیاعتنایی و یا مخرب را نشان میدهند.
او با اشاره به مشکلات افسردگی در این نوجوانان یادآور شد: 25 تا 50 درصد از نوجوانان مطابق با پژوهشها مشکل افسردگی داشتند و اکثر آنها مواد یا سایر داروها را ابتدا برای مقابله با افسردگی مصرف نمیکنند و اختلالات خلقی بعد از شروع اختلالات مصرف مواد پدید میآید.
به گفته این روانشناس، 10 تا 40 درصد از نوجوانان در این تحقیق، اختلال، اضطراب و افسردگی را همزمان با هم بروز میدهند. ابراهیمیمقدم از انتشار کتابی به منظور ارایه تحقیق فوق در زمینه اعتیاد کودکان و نوجوانان و اختلالات آنها خبر داد و با اعلام اینکه این تحقیق مربوط به پنج هزار کودک و نوجوان درگیر مواد مخدر در تهران بوده گفت: 75 درصد از آنها پسر و 15 درصد دیگر دختر بودهاند.
قانونی که همیشه از مواد مخدر عقب است
خبر آنلاین: هرچند که سالهاست از قوه قضاییه گرفته تا ستاد مواد مخدر و نیروی انتظامی درحال اندیشیدن چارهای برای مقابله با قاچاقچیان موادمخدر هستند، اما با وجود اینها و به خاطر واردشدن موادمخدر جدید به کشور در سالهای اخیر، هنوز هم بسیاری از قضات دادگستری و فرماندهان نیروی انتظامی از جای خالی قانونی که سازندگان و قاچاقچیان این مواد را به سزای اعمالشان برساند، گله میکنند.
قانون فعلی مبارزه با موادمخدر با عنوان «قانون تشدید مجازات قاچاقچیان موادمخدر» در دهه 70 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید. در این قانون برخی مصادیق رایج موادمخدر در آن سالها مانند تریاک، حشیش و هروئین مورد اشاره قرار گرفتهاند و به همین دلیل برخی حقوقدانان معتقدند که مجازاتهای مقرر در این قانون، نمیتواند برای تاجران و فروشندگان موادمخدر جدید به کار گرفته شود.
نظرات این حقوقدانان، پیش از این بارها از سوی جامعه حقوقی مورد تأکید قرار گرفته است با این حال کمتر کسی به فکر بازنگری جامع در قوانین مبارزه با مواد مخدر افتاده است.
یکی از برنامههایی که در تقویمکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام ثبت شده تصویب کلیات قانون جدید مبارزه با مواد مخدر است. در این کلیات که بازنگری در «قانون تشدید مجازات قاچاقچیان موادمخدر» بررسی شده به موارد جدید مواد مخدر نیز مانند شیشه، کراک، بنگ، چرس، گراس، شیره سوخته و یا تفاله تریاک اشاره شده است و البته با وجود اتمام بررسی این قانون در مجمع، هنوز به دولت برای اجرا ابلاغ نشده است.
این کار به دلیل پیشنهاد و درخواست دادستانی کل کشور صورت میگیرد. به گفته معاون قضایی دادستانی «یکی از مهمترین پیشنهادهای اصلاحی از طرف دادستان کل کشور، شمول مواد روانگردان و به تبع آن، شمول قانون مبارزه با موادمخدر بر مواد رونگردان است.»
هماکنون برای مبارزه با مواد روانگردان و مواد مخدر جدید به قوانین و مقرراتی استناد میشود که در مقایسه با مقررات کیفری حاکم بر موادمخدر از شدت کمتری برخوردار است همچنین رسیدگی به پروندههای مربوط به مواد رونگردان از صلاحیت دادگاههای انقلاب خارج است و در محاکم عادی مورد رسیدگی قرار میگیرد.
با وجود اینکه در تمام این سالهایی که حقوقدانان و برخی قضات دادگستری نسبت به بسته بودن دست قانون برای تصمیمگیری در مورد افراد فعال در حوزه مواد مخدر جدید انتقاد میکنند، در چندوقت اخیر و با توجه به ورود روزافزون موادمخدر جدید به کشور، برخی از مسئولان انتظامی کشور در این مورد لب به سخن گشودهاند.
یکی از این مسئولان، سردار حمید رضا حسینآبادی، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر است که در چندمصاحبه پی در پی درمورد قانون جدید مبارزه با مواد مخدر صحبت کرده و در اظهارنظر جالبی ضمن انتقاد از کمبود جای زندانها برای برخورد با شبکههای اصلی و خرده فروشان مواد مخدر و بخصوص موادمخدر جدید، گفته است که پلیس مواد مخدر آمادگی دارد 30 تا 40 هزار نفر از مواد فروشان خرد را به اردوگاههای کار اجباری بفرستد.
او در حالی این موضوع را مطرح کرده که در قانون جدید، سخنی در این مورد به میان نیامده است. آنطور که مسئولان نیروی انتظامی میگویند، در قانون جدید که در حال حاضر در مجمع تشخیص مصلحت نظام منتظر ابلاغ شدن است، به مسئله روانگردانها و پیش سازهای مواد توجه جدی شده و مجازات قاچاقچیان و افراد اصلی باندهای قاچاق تشدید شده است. طبق این قانون افرادی که در مبادی ورودی و خروجی کشور با مواد مخدر دستگیر شوند اگر خارجی باشند برگشت داده میشود و اگر ایرانی باشند، ممنوع الخروج شده و گذرنامهاشان توقیف میشود و به مراجع قضایی معرفی میشوند.
بر اساس اصلاحیه جدید قانون مبارزه با مواد مخدر، معتاد مجرم است مگر اینکه گواهینامه تحت درمان داشته باشند و زندان جای مناسبی برای مجازات معتادانی که در خرید و فروش مواد نقشی ندارند نیست و این افراد به درمان اجباری محکوم میشوند.
طبق قانون جدید همکاری پلیس و اطلاعات ایران با پلیس و اطلاعات کشورهای همسایه برای شناسایی و انهدام باندهای قاچاق مواد مخدر تقویت میشود.
رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا با اعلام استفاده کشورهای خلیجفارس و عربی از مواد مخدر جدیدی به نام «کنتاگون» که از اروپا وارد میشود، گفته است که « در حال حاضر مصرف کننده این مواد مخدر در کشور دیده نشده است اما ممکن است همانگونه که تا سه سال پیش میگفتیم مصرف کننده شیشه در کشورنداریم اما امروز شیشه یک نوع تهدید محسوب میشود در آینده هم شاهد مصرف «کنتاگون» باشیم.»
این گفته این مسئول انتظامی را شاید باید انتقادی به تعلل برای ابلاغ قانون جدید مبارزه با مواد مخدر دانست؛ قانونی که طبق شنیدهها اصلاحش مراحل نهایی خود را طی کرده و قرار است در روزهای آینده به دستگاه قضایی و دولت ابلاغ شود.

1- سیگار كشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدیدی رو كسب كنید.
2- وقتی سیگار بكشین یه سرفه هایی میكنین به خدا همچین سر تون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد.
3- اونایی كه سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن كه روابط عاطفی عمیقی با چای و نسكافه پیدا كردن.
4- اگه سیگاری بشین برای مواقع بیكاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری، بیزاری، بیذاتی، بیماری، سیرابی، لیوانی، خوشحالی، ناراحتی و سایر مواقع بهترین امكان رو در اختیار دارین.
5- اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید و زیادی از نوع خفن دودی پیدا كنین.
6- وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میكنین كه از بس دوستتون دارن شما رو به شكل شیرینی میبینن و درك نوع دوستی به شما بسیار عمیق تر خواهد بود.
7- اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین.
8- وقتی سیگاری بشین، میتونین توی مسابقه جهانی ترك سیگار شركت كنین و كلی پول به جیب بزنین.
9- اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیك نیك میرین موقع روشن كردن آتیش میتونین روش روشن كردن كبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یك قهرمان ملی معرفی كنید.
10- اگه سیگاری بشین با سوپری سر كوچتون بیشتر رفیق میشین طوری كه اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه.
11- اگه مخفیانه سیگار بكشین میتونید با كوچه پس كوچه های اطراف خونه، پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی كه تا حالا زیاد بهشون توجه نكردین یا لازم نیست اسمی ازش برده بشه بیشتر آشنا بشین.
12- وقتی مخفیانه سیگار میكشین با ادوكلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای p.k، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و احساس می كنید (البته خودتون) به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل شدین.
13- هرچه بیشتر سیگار بكشین راحت تر میتونین از شر پولهایی كه توی جیبتون سنگینی میكنه راحت بشین.
14- اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ كه هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی كنین و مشكل آلودگی هوا آنچنان آزارتون نمیده.
امیدوارم قضیه رو زیاد جدی نگرفته باشید چون در این مقوله (سیگار كشیدن) نه تنها اصلا فوایدی یافت نمیشه بلكه جز انواع و اقسام مضرات چیزی دیگه عاید نخواهد شد. یه نگاهی به تصاویر زیر بندازید و تو رو خدا با چشم باز نگاه کنید و بخاطر داشته باشید كه :
ادعای بزرگی، به بزرگ منشی و كام گرفتن
از لحظات ناب و ارزشمند زندگیست... نه کام گرفتن از سیگار بینوا !
|
علائم اعتیاد چیست؟ |
هنگامی که شما دچار اعتیاد هستید، مثلاً در مصرف الکل، موادمخدر، سیگار شما (از نظر فیزیکی و یا روانی) به این مصرف وابسته هستید و با عدم مصرف آن علائم ترک و یا تحمل در شما ظاهر میگردند. تحمل به معنای آن است که نیاز به میزان بسیاری از ماده مورد نظر میباشد تا به تأثیرات دلخواه و مطلوب بتوان رسید. علائم ترک، عکسالعملهای نامطلوب فیزیکی (بدنی) هستند که با کاهش دادن ماده مخدر و یاعدم مصرف آن بهوجود میآیند. این علائم شامل تهوع، دردهای عضلانی، تب، مشکلات تمرکز، بیخوابی، نگرانی و رویاهای ناخوشایند هستند. اما ممکن است افرادی نیز که علائم تحمل و یا ترک را نشان نمیدهند به مصرف مواد وابسته باشند. آنها بهطور مکرر و بدون دستیابی بهموفقیت سعی در کاهش و یا کنترل مصرف ماده مخدر دارند و یا آن را برای مدت طولانیتر و بیشتر از آنچه قصد دارند مصرف میکند. دستیابی به ماده مخدر، مصرف آن و بهبودی از تأثیرات مصرف آنها مستلزم صرف زمان بسیاری میباشد. آنها (افراد معتاد) از فعالیتهائی مانند کار کردن، مدرسه و یا دانشگاه رفتن و یا ارتباط اجتماعی چشمپوشی کرده و یا این فعالیتها را کاملاً متوقف میسازند. یکی از ویژگیهای اعتیاد و وابستگی، عدم توانائی برای کنترل مصرف و یا توقف آن است. در این مورد فشاری خاص و احساس نیازی غیر قابل مقاومت برای مصرف مواد وجود دارد. برای تشخیص اعتیاد در فرد، باید ویژگیها و شرایط خاصی در شخص مودر نظر وجود داشته باشد که این شرایط را سازمان بهداشت جهانی تعریف نموده است. شرایط زیر بهعنوان شرایطی که فرد را معتاد معرفی میکند در نظر گرفته شدهاند. اگر فقط چند مورد آنها را داشته باشید، معتاد و وابسته در نظر گرفته خواهید شد: ▪ تحمل (نیاز به مقدار بیشتر تا تأثیرات را احساس کند). ▪ وابستگی روحی - روانی (تمایل به مصرف، که شدت آن از کم تا زیاد متغیر است). ▪ علائم ترک (دچار شدن به تمامی عکسالعملهای فیزیکی بعد از توقف مصرف). ▪ مصرف مادهمخدر و یا نشان دادن رفتارهای خاص باری کاهش علائم ترک. ▪ تلاشهای ناموفق برای کنترل مصرف و یا رفتار. ▪ صرف زمانی طولانی برای مصرف و داشتن رفتارهای ناشی از وابستگی و یا صرف زمان برای بهبودی در مصرف و یا رفتارهای خاص وابستگی. ▪ تأثیرات مخرب ناشی از مصرف بر روی خود معتادین و افراد پیرامون آنها (مشکلات کاری، تحصیلی، بحث و مجادله با افراد، بیماری و اختصاص زمان کمتر به امور تفریحی و معمول). ▪ استفاده مکرر و با مقادیری بیشتر از آنچه تصمیمگیری شده است. ▪ ادامه مصرف حتی در صورت آگاهی از تأثیرات مخرب آن. منبع http://web۴health |
|
روشهایی برای ترک سیگار |
| شکی نیست که کشیدن سیگار و مصرف تنباکو برای سلامتی انسان مفید نیست، اما چرا با این حال روزانه صدها هزار نفر به سبب کشیدن سیگار جان خود را از دست میدهند؟ در مقابل این واقعیتهای آشکار، افراد سیگاری معمولا اینگونه پاسخ میدهند : "کشیدن سیگار برای ما یک عادت شده!" شاید این جواب، جوابی منطقی نباشد، چون همانطور که سیگار کشیدن میتواند تبدیل به یک عادت شود، سیگار نکشیدن نیز میتواند نوعی عادت باشد. گرچه این موضوع را نباید فراموش کرد که ترک یک عادت و یا روی آوردن به عادتی دیگر کار سادهای نیست. افراد سیگاری این موضوع را باید در نظر بگیرند که مصرف دخانیات نه فقط برای خود بلکه برای افراد پیرامون خود نیز ضرر دارد. پس حداقل با ترک سیگار به سلامت دوستان، همکاران، خانواده و افراد پیرامون خود ضرر نرسایند. ▪ استفاده از تمرکز و نیروی فکری با تمرکز و استفاده از نیروی درونی خود میتوانید عادت به سیگار کشیدن را به عادت سیگار نکشیدن تبدیل کنید. توجه کنید که اگر قصد چنین کاری را دارید باید با استفاده از نیروی فکری و تمرکز به مقابله با آن بروید. بعضیها ورزشهای روحی مانند یوگا را حتی برای ترک سیگار پیشنهاد میکنند. برخی از کارشناسان و متخصصین حتی گوش دادن به آهنگهای شاد یا آرام و meditative را توصیه میکنند، چرا که تمایل به استعمال سیگار در بیشتر مواقع هنگامی صورت میگیرد که سیستم عصبی انسان ضعیف میشود. ▪ کاهش مصرف با برنامهریزی با برنامه ریزی دقیق میتوانید آرام آرام به نکشیدن سیگار عادت کنید. مثلا اگر روزی ۱۵ نخ سیگار میکشید سعی کنید تا با یک برنامهریزی چهار ماهه سیگار را کنار گذارید. بدین صورت که ماه اول روزی ده تا سیگار بکشید ماه دوم آنرا به پنج نخ در روز کاهش دهید و ماه سوم نیز روزی یک نخ بکشید. ماه چهارم نیز هر سه روز یکبار یک عدد بکشید تا در ماه پنج بطور کامل به نکشیدن آن عادت کنید. ▪ کوتاه کردن حجم سیگار یکی از روشها، برش و کوتاه کردن اندازه و مقدار سیگار است. اگر نمیتوانید تعداد سیگار را کم کنید و یا این موضوع برای شما بسیار سخت است، سیگارهای خود را با استفاده از قیچی کوتاه کنید و یا پس از روشن کردن آنها را پیش از اتمام خاموش کنید. برای برنامهریزی اینکار میتوانید ماه اول یک سوم از هر سیگار را ببرید، ماه دوم آنرا نصف کنید و ماه سوم دو سوم آنرا قیچی کنید. ماه چهارم نیز سعی کنید هر دو یا سه روز یکبار یک نصفه سیگار بکشید. ▪ استفاده از محصولات ترک سیگار استفاده از محصولات ترک سیگار نیز میتواند ایده خوبی باشد. اما توجه کنید که قبل از استفاده یک محصول حتما در رابطه مصرف آن با پزشک خود مشاوره کنید، چون برخی از محصولات میتوانند عوارضی با ضرر بیشتر برای شما داشته باشند. محصولاتی مثل چسب ترک سیگار، آدامس ضد سیگار، آمپول ترک سیگار و سیگار ترک سیگار، محصولاتی هستند که برای ترک سیگار استفاده میشوند و در اکثر مواقع نیز جواب میدهند. معمولا تاثیر این محصولات برروی سیستم عصبی است و باعث میشوند تا میل به سیگار در انسان کاهش یابد. Health Magazine , health.com |
