| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1889
|
5084
|
91/3/7 (11:41)
|
|
||
|
|
451
|
1673
|
91/3/4 (13:58)
|
|
||
|
|
112
|
355
|
90/9/19 (21:23)
|
|
||
|
|
353
|
1954
|
90/9/7 (13:20)
|
|
||
|
|
192
|
1695
|
91/3/5 (11:20)
|
|
||
|
|
167
|
651
|
91/3/5 (11:15)
|
|
||
|
|
408
|
1487
|
91/2/14 (16:48)
|
|
||
|
|
83
|
362
|
91/2/5 (19:46)
|
|
||
|
|
37
|
227
|
90/10/2 (22:38)
|
|
||
|
|
59
|
208
|
90/9/19 (07:58)
|
|
||
|
|
108
|
225
|
90/8/28 (09:54)
|
|
||
|
|
27
|
104
|
90/7/23 (18:27)
|
|
||
|
|
61
|
209
|
90/7/22 (23:54)
|
|
||
|
|
37
|
157
|
90/2/27 (19:56)
|
|
||
|
|
10
|
81
|
90/2/2 (13:26)
|
|
||
|
|
67
|
277
|
90/2/2 (13:15)
|
|
||
|
|
24
|
117
|
90/1/27 (09:58)
|
|
||
|
|
330
|
617
|
89/8/26 (11:54)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
89/8/4 (11:25)
|
|
||
|
|
61
|
1165
|
89/7/11 (10:33)
|
|

سلام
با توجه به اینکه سطح دانش و اگاهی مردم افزایش پیدا کرده اما متاسفانه شاهد ازدواجهای سطحی و نا موفق در جامعه هستیم و امار طلاق به دلایل مختلف در حال افزایش هست... همچنین شاهد برخی ازدواجها مثل ازدواج موقت یا صیغه هستیم که به قول بعضی ها برای دوری از گناهه اما به نظر من اصلا قابل قبول و پسندیده نیست ویه بهونه برای ارضای هوای نفسه که رنگ شرعی گرفته..........
خیلی دوست دارم نظر شما رو هم در مورد ازدواج دلایل موفقیت یا شکست و معضلات ان بدونم اگر مطلب علمی یا مقالاتی هم در این زمینه دارید در بحث قرار بدید
ممنون
|
ازدواجهای ناهمسان |
نگاهی به آمار طلاقهایی كه به فاصله نه چندان زیادی پس از ازدواج رخ میدهد، بیش از هرچیز بر این نكته گواهی دارد كه پایه ازدواجی كه با وزش اولین نسیم مخالف به لرزش درمیآیدو به همین سادگی فرومیریزد، از بنیان اشتباه بوده است چراكه در غیر این صورت دختر و پسری كه پیمان ازدواج را برای یك عمر بستهاند به این سادگی راضی به ابطال آن و خرابی آشیانهای كه با هزاران امید و آرزو ساختهاند نمیشوند. در سال ۱۳۶۵ در برابر هر ۳۴۰ هزار و ۳۴۲ ازدواج، ۳۵ هزار و ۲۱۱ طلاق در كشور ثبت شده است. این آمار در سال۱۳۷۵ به ۴۷۹ هزار و ۲۶۳ ازدواج در برابر ۳۷ هزار و ۸۱۷ طلاق و در سال ۱۳۸۱ به ۶۵۰ هزار و۹۶۰ ازدواج در برابر ۶۷ هزار و ۲۵۶ طلاق میرسد. در سال ۱۳۸۵ این روند با رشد بیشتری ادامه مییابد به طوری كه ازدواج ۲۲ درصد كاهش و طلاق ۱۲ درصد رشد مییابد. بنابر آمارهای رسمی در این سال ۷۸۸ هزار و ۲۳ مورد ازدواج و ۹۴ هزار و۴۰ طلاق ثبت شده است. بررسی این آمار و محاسبه شاخصهایی چون نسبت طلاق به ازدواج و یا نسبت طلاق به كل جمعیت نشاندهنده آن است كه این آمار طی سالهای مختلف با نوساناتی روبهرو بوده است. بررسی رقم مطلق طلاق طی سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۱ نشاندهنده افزایش آمار طلاق طی سالهای مورد بررسی است، اما محاسبه شاخصهای آماری نشان میدهد در سال ۱۳۶۵ شاخص طلاق با افزایش روبهرو بوده.سپس طی سالهای۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷ به تدریج كاهش مییابد و از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ این آمار مجدداً افزایش مییابد. همچنین آمار به دست آمده نشان میدهد كه ۴۰ درصد طلاقها بین سنین ۱۹-۲۶ سال و ۸۰ درصد آن تا سن ۴۵ سالگی رخ میدهد. از دید جامعهشناسان، طلاق پدیدهای است اجتماعی كه تنها با یك عامل پدید نمیآید و با یك عامل نیز از بین نمیرود. از جمله عواملی كه میتوانند در بروز طلاق نقش داشته باشند میتوان به علل متعددی از جمله فرهنگی، اجتماعی و تفاوتهای تربیتی،مذهبی، اقتصادی، سیاسی و علل زیستی اشاره كرد. گرچه افزایش طلاق با افزایش ازدواج رابطهای مستقیم دارد، ولی به صورت غیر مستقیم نوسانات شاخصهای طلاق تحت تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی و همچنین مسائل حقوقی است. بسیاری از زوجهایی كه در عمل، زندگی زناشویی آنان به بن بست رسیده است و به دلیل مسائل حقوقی قادر به جدایی نیستند، در حقیقت دچار طلاق پنهان شدهاند. در چنین خانوادههایی با وجود اینكه پدیده طلاق رخ نداده است، ولی در عمل این اتفاق افتاده است. به طوری كه زن و مرد فقط به صورت ظاهری زیر یك سقف زندگی میكنند و در بعضی موارد حتی این عالم ظاهری نیز وجود ندارد و زن و مرد با وجودی كه از همدیگر طلاق نگرفتهاند ولی هر كدام برای خود زندگی میكنند و اطلاق زندگی مشترك برای آنان مفهومی ندارد كه اگر بخواهیم این آمار را نیز به آمار فوق اضافه كنیم، به حتم بیشتر از میزانی است كه در حال حاضر وجود دارد. سؤالی كه اینجا مطرح میشود، این است كه چطور میتوان در یك جامعه سنتی، مدرن ازدواج كرد؟ حقیقت این است كه به طور صددرصد این امر از جهت روی دادن و دوام داشتن منتفی است، اما شاید تغییر نگرش خانوادهها و جوانان نسبت به این مسئله بتواند به هر دو طرف در حل آن كمك كند. نكتهای كه جوانان باید به آن توجه بیشتری داشته باشند، عامل معرفی درست همسر آینده به خانواده است پیش از آنكه به صورت سنتی به مراسم خواستگاری بروند. در شب خواستگاری فقط خصوصیات ظاهری و تا حدی وضعیت مادی افراد برای هم معلوم میشود، در صورتی كه بسیاری از كمالات و یا نواقص طرفین در چنین مجالس رسمی كاملاً پوشیده میماند. در این میان برخورد درست و منطقی با خانواده همسر آینده را نیز نباید فراموش كرد. بسیاری از جوانان از توجه به این نكته اساسی غافلاند و فكر میكنند همینكه آنها همدیگر را دوست دارند، دلیل قاطعی است كه میتوانند برای همدیگر ایدهآل باشند و با هم به خوشبختی برسند و بر همین اساس خانواده خود را تحت فشار قرار میدهند كه با خواست آنها موافقت كند و حتی تهدید میكنند كه اگر موافقت نكنند این كار را میكنم كه متاسفانه گاهی اوقات پارهای از این تهدیدات جامه عمل به خود میپوشد و حوادث ناخوشایندی نیز روی میدهد. البته زبان تهدید هیچگاه مورد تایید نبوده و نیست و كاری كه بر اساس تهدید انجام شود هیچگاه عاقبت خوشی نخواهد داشت. ضربالمثلی است كه میگوید: «سالی كه نكوست از بهارش پیداست» زندگی مشتركی كه با تهدید شروع شود، نمیتوان به ادامه و استحكام آن زیاد خوشبین بود. احترام به نظر و صلاحدید خانوادهها امری است اجتنابناپذیر كه هرگز به مفهوم تسلیم شدن بیچون و چرا در برابر آنان نیست. وقتی رفتاری از روی ادب، محبت و صداقت باشد حتی اگر مخالف نظر شما باشد، آن را میپذیرید و این امری است كه جوانان باید در هنگام اختلاف سلیقه با والدین آن را فراموش نكنند. نظر چند تن از جوانان و كارشناسان مسایل اجتماعی را در این زمینه جویا شدهایم. رویا یاراحمدی كارشناس مسائل اجتماعی میگوید: با توجه به اینكه ارائه اطلاعات از سوی خانوادهها به فرزندان بسیار حایز اهمیت است و به عبارتی دیگر مهمترین بستر در نهادینه شدن سنتها، آداب و رسوم فرهنگی به حساب میآید بهترین جایگاه برای رشد و تربیت انسان و شناخت زمینههای مختلف برای ازدواج جوانان بهخصوص دختران است، اما باید گفت كه متاسفانه خانوادهها در این باره بسیار كمكاری كردهاند و به كندی پیش رفتهاند. اولین مشكل و بزرگترین مسأله در ازدواج نداشتن شناخت ابعاد شخصیت زن و مرد از بعد انسانی است. در حالی كه ازدواج به عنوان مهمترین و اساسیترین تعبیر از زندگی همیشه بوده و خواهد بود، اما در جامعه كنونی با توجه به شرایط ویژه اقتصادی و اجتماعی شكل دیگری به خود گرفته است. با مطالعاتی كه در بین ۷۵۰ دانشآموز دوره متوسطه دختر در مركز مشاركت زنان به انجام رسیده است حتی میزان فاصله سنی بین زن و مرد ارتباط نزدیكی با موقعیت اقتصادی- اجتماعی خانوادهها دارد. دكتر غلامعباس توسلی جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران با تاكید بر تغییر ایدهآلها برای انتخاب همسر میگوید: ما در جامعهای زندگی میكنیم كه ساختار فرهنگی پایهای در فرهنگ اسلامی دارد، اما در سالیان اخیر تغییرات چنان چشمگیر است كه به سختی میتوان آنها را توجیه كرد. با توجه به دگرگونیهایی كه در سطح كلی كشور به انجام رسیده بهطور حتم آرمانهای تعیین ازدواج، هم از سوی مردان و هم از جانب زنان شكل تازهای به خود گرفته و مسایل اقتصادی در اینباره بهشدت مطرح است، بهطوری كه این عامل نقش بسیار تعیینكنندهای در ازدواج دارد و بیشتر فروپاشیها با در نظر گرفتن وجود كسری در ركن مهم زندگی یعنی اقتصاد خانواده صورت میگیرد. دكتر امانالله مقدم، آسیبشناس در این رابطه میگوید: تغییر الگوهای همسرگزینی خاص ایران نیست، بلكه در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. اما آنچه به نظر میرسد این است كه ارزشها و هنجارهای اجتماعی در ایران بهشدت در حال دگرگونی است. «یاسمین- م» ۱۹ ساله میگوید: بخش عظیمی از ناخرسندی و نارضایتی و اضطراب پس از ازدواج ناشی از ناآگاهی در مسایل مربوط به اقتصاد خانواده است و این در حالی است كه اگر زن و مرد به اندازه كافی اطلاعات و آگاهی درباره زندگی زناشویی داشته باشند كمتر با مشكل مواجه خواهند شد. «سولماز-ك» میگوید: معمولاً دختران زودباورتر از پسران هستند. من خودم عاشق پسری شده بودم به نام رامین كه خود را عاشق سینهچاك من نشان میداد ولی با مخالفت خانوادهام مواجه شدم و چون خانوادهام به هیچ عنوان به این ازدواج رضایت نمیداد سرانجام تصمیم گرفتم بدون اجازه خانواده با او ازدواج كنم ولی خانوادهام نیز مرا طرد كرده و خانهای را كه قرار بود به عنوان جهیزیه به من بدهند از من پس گرفتند. وقتی رامین این موضوع را فهمید كه من دیگر خانهای ندارم كه او در آن زندگی كند، رفت و دیگر پیدایش نشد. البته من شانس آوردم كه این موضوع قبل از ازدواج برایم روشن شد. به هر حال ازدواج به عنوان مهمترین تصمیم در زندگی هر انسان، همیشه اضطرابهای خاص خود را به همراه دارد. یك تصمیم عجولانه میتواند سرنوشت زندگی جوانی را تباه و یا او را خوشبخت كند. جوانان باید بدانند كه خانواده در هر صورت خوشبختی آنها را میخواهد و اگر با تصمیم آنها مخالفت میكند دلایلی دارد كه آنها اكنون قادر به درك آن نیستند. در این شرایط بهترین كار آن است كه اتخاذ تصمیم برای مدتی به تعویق بیفتد. بعضی مواقع گذشت زمان بهتر از هر چیزی ممكن است حقایق را روشن سازد و یادآوری این نكته ضروری است كه تصمیم غیرعاقلانه و عجولانه معمولاً دردسرساز میشود و چهبسا ممكن است یك عمر پشیمانی به دنبال داشته باشد. |
| زاهدالدین سلگی |
|
از چت روم تا دادگاه خانواده |
| آشنایی اینترنتی دختر و پسری جوان که به ازدواج آنها منجر شده بود، عاقبت خوشی نداشت و پس از گذشت مدتی با جدایی آنها پایان یافت. صبح روز گذشته زنی به نام نسترن به شعبه ۲۶۶ مجتمع قضایی خانواده ونک مراجعه کرد و با ارائه شکوائیه یی خواستار جدایی از همسرش محمود شد. او به قاضی معافی گفت؛ چهار سال است که از شروع زندگی مشترکم با محمود می گذرد اما در این مدت یک روز خوش با او نداشتم. محمود قبل از ازدواج مرد خوش اخلاق و خوبی بود اما پس از اینکه زندگی مان را شروع کردیم بداخلاقی هایش را شروع کرد. خیلی سعی کردم او را تحمل کنم اما فهمیدم عصبی بودن محمود منشاء دیگری دارد. او گاهی خوش و سرمست بود و گاهی هم بداخلاق. پس از آنکه رفتارش را به دقت زیر نظر گرفتم فهمیدم شوهرم معتاد است. بعد از فهمیدن این موضوع تصمیم گرفتم از او جدا شوم اما برای این کار خیلی دیر شده بود چون من باردار بودم و نمی توانستم کاری انجام دهم. به ناچار صبر کردم. اما وقتی دخترم متولد شد با خودم گفتم شاید حضور این بچه بتواند زندگی مان را نجات دهد اما وضع هر روز بدتر شد. محمود که یک کارگاه کابینت سازی داشت به خاطر اعتیادش به کارهایش نمی رسید و پس از مدتی ورشکسته شد. تمام وقت او به مصرف مواد مخدر می گذشت. کم کم وضعیت مالی اش هم بحرانی شد. در چنین شرایطی تصمیم گرفتم هر طور شده از او جدا شوم. نسترن در پاسخ به سوال رئیس دادگاه که از او در مورد چگونگی آشنایی اش با محمود پرسید در حالی که سرش را پایین انداخته بود، گفت؛ آن زمان خام و بی تجربه بودم. قبل از ازدواج بیشتر اوقات فراغتم را با گشت و گذار اینترنتی و چت کردن سپری کردم. یک شب که طبق عادت آن زمانم در چت روم حضور داشتم با محمود آشنا شدم. مدتی از همین طریق با هم ارتباط داشتیم و سرانجام محمود از من خواستگاری کرد. من اطلاعات چندانی از او نداشتم و هرچه می دانستم براساس گفته های خودش بود. یک سالی بود که با هم چت می کردیم و من به محمود علاقه زیادی داشتم تا اینکه بالاخره با مهریه ۴۰۰ سکه بهار آزادی به عقد او درآمدم. اما نمی دانستم این آشنایی اینترنتی عاقبت خوشی ندارد. در پی اظهارات این زن قاضی معافی ضمن ثبت اظهارات او بررسی پرونده را به وقت دیگری موکول کرد |
در هر صورت هرزگی رو هر چی بنامی بده!
تا وقتی که تعهد بین دو طرف هست، چه در ازدواج موقت و دائم، همخانگی، دوستی ... هر چی اسمش رو بزاری خوبه!




|
اسرار ازدواج موفق |
اغلب خانم ها معتقدند که همواره نیاز به دوست های هم جنس خودشان دارند تا با آنها اموری که همسرانشان نمی توانند و یا دوست ندارند.چه کسانی گوش شنوای بهتری دارند؟ چند روز پیش از برگزاری مراسم جشن عروسی، یکی از دوستانم به من نصیحتی کرد که تا آخر عمر قدردان او خواهم بود. او به من گفت: "من با علی ازدواج نکردم که بهترین دوستم باشد، چرا که من یک دوست صمیمی داشتم!" شاید باورتان نشود، اما این گفته او تاثیر شگرفی بر روی من گذاشت و سبب شد تا احساس آرامش و آسایش پیدا کنم. من هم یک دوست صمیمی داشتم که از سه سالگی در تمام مراحل زندگی با هم بودیم. همیشه نگران بودم که آیا دوستی ما می تواند بدون مشکل در کنار زندگی مشترکم دوام داشته باشد، و درست زمانیکه دوستم به من این حرف را زد، فهمیدم که: "بله؛ می شود." اغلب خانم ها معتقدند که همواره نیاز به دوست های هم جنس خودشان دارند تا با آنها اموری که همسرانشان نمی توانند و یا دوست ندارند در آن شرکت کنند را انجام دهند - - شرکت در گپ های ماراتون، تاسف خوردن بر روی ناعدالتی های جزئی، حل مشکلات عدیده خود بر سر خرید کیف کتان یا شال پوست تمساح و امثال اینها - - معلوم نیست که این طبیعت خانم ها است با تربیت آنها، اما به هر حال خانم ها خیلی بیشتر از آقایون تمایل دارند تا زندگی خود را زیر میکروسکوپ قرار دهند. این بدان معنا نیست که آقایون هیچ تمایلی به در میان گذاشتن زندگی خود با دیگران ندارند، بلکه فقط به اندازه خانم ها دوست ندارند وارد جزئیات شوند. اگر تا کنون به نقشه های کامپیـوتری نـگاه کـرده بـاشید، متوجه خواهید شد که تـمـامی آنـها هـم شـامل کـلـیـد "zoom in " (درشت نمایی) و هم "zoom out " (کوچک نمایی) می باشند. خوب همسر من هر چند یک انسان فوق العاده است، اما ترجیح می دهد تصاویر را بدون بزرگ نمایی نگاه کند. اگر به خاطر دوست صمیمی ام "سارا" نبود، آنوقت او مجبور می شد تا هر روز به خاطر تصاویر درشت نمایی شده من از هر اتفاق خوب یا بد، و پیروزی یا شکست رنج بکشد. اگر بگویم که او مجبور نیست دست کم ۹۸% از این چیزها تحمل کند، بیراهه حرف نزده ام. بر طبق مطالعات و بررسی های فزاینده، اکثریت غریب به اتفاق خانم ها نیاز دارند حداقل یک دوست دختر داشته باشند تا به او تکیه کنند و این امر حقیقتاً زندگی مشترک آنها با همسرانشان را بهبود خواهد بخشید. با استناد به یک تحقیق دانشگاهی که بر روی خانم های ۲۰ تا ۴۰ ساله انجام شده است، می توان گفت که تقریبا ۹۰% از کل افراد تحت آزمایش اذعان داشتند که به طور کلی در مورد مشکلات روابط نامزدی با دوست های دختر خود صحبت می کنند. ۷۵% از خانم هایی که متاهل بودند نیز اظهار داشتند که زمانیکه به یک مشکل در زندگی مشترک برخورد می کنند، پیش از آنکه آنرا با همسر خود در میان بگذارند با دوستان صمیمی خود پیرامون آن مشکل بخصوص بحث می کنند. دکتر "استیسی الیکر" (جامعه شناس) که هدایت تحقیق فوق را به عهده داشت، اظهار می دارد که : "خانم ها معمولا شیوه های متفاوتی را برای کنار آمدن با مشکلات زناشویی امتحان می کنند. یکی از این تکنیک های فردی از این قرار است که با برشمردن خصوصیات مثبت همسر خود سعی در پوشاندن عیوب و اشتباهات آنها می کنند تا حتی الامکان از بروز هر گونه مشاجره و درگیری جلوگیری نمایند." خانم ها همچنین معتقدند که همدلی و انتقال فکر با دوستان صمیمی می تواند به آنها کمک کند تا با مواردی که به نظرشان در زندگی مشترک غیر قابل قبول است، بهتر کنار بیایند. یکی از دلایلی که موجب می شود تا خانم ها برای رفع مشکلات خود به دوست های دختر خود روی آورند این است که دیدگاه آقایون پیرامون مبحث "حل مشکل"، به طور کلی با دیدگاه خانم ها متفاوت است و تاکتیک های مردها عملا با شیوه های خانم ها در تضاد می باشد. خانم ها به راحتی می توانند با اندکی گفتگو به آرامش دست پیدا می کنند، اما اولین عکس العمل آقایون در خصوص رفع مشکل، پیدا کردن راه حل است. آنها پس از یافتن راه حل، سریعا بر طبق آن عمل می کنند. "سندی شیهی" متخصص ارتباطات و نویسنده معتقد است که "اگر شما به شوهرتان بگویید که با مادر خود دچار مشکل شده اید، او می خواهد بلافاصله مشکل شما را حل نماید، به همین دلیل شروع می کند به نصیحت کردن و شما هم اصلاً به او گوش نمی دهید و بالطبع او حق دارد که ناراحت شود. " در حقیقت می توان گفت که رفتار و واکنش های او تا حدی قابل درک است: او می بایست با شما و در کنار مشکلات شما زندگی کند، اما دوست های دخترتان مجبور نیستند با شما و در کنار مشکلات خصوصی تان زندگی کنند؛ اما به هر حال راه و روش حل مشکل توسط یک دوست دختر، کاملا متفاوت است و مسلماً برای خانم ها نتیجه بهتری را در بر دارد. "شیهی" معتقد است: "دوست دختر از شما دلجویی کرده و با شما اظهار همدردی می نماید و می گوید: " آره متوجه می شوم. من خودم هم یک چنین مشکلی را با مادرم داشتم." با این گفتگوها شما فرصت لازم را به دست می آورید و می توانید با فراخ بال بر روی مشکل خود تمرکز کرده و بالاخره خودتان راه حل مناسب را پیدا کنید و مشکل را همانطور که می خواهید حل کنید." به نفع ما اما دوستی میان بانوان تنها به ایجاد آرامش و دلجویی محدود نمی شود. این امر همچنین سلامت ذهنی و جسمی خانم ها را نیز تامین می کند. دکتر "شیلی تیلور" روانشناس و استاد دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس تحقیق جامعی را در سال ۲۰۰۰ بر روی استرس انجام داده است. او در طی مطالعات خود، تئوری پردازی کرده است که خانم ها زمانیکه خودشان و یا دوستانشان در درد سر می افتند، گرایش ذاتی به "مراقبت و همراهی" دارند؛ اما آقایون درست بر عکس آنها هستند و یکی از گزینه های "جنگیدن یا فرار کردن" را انتخاب می کنند. این واکنش خانم ها در نتیجه آزاد شدن هورمن "آکس توسین" ایجاد می شود که ماهیت آرام بخش دارد. یکی از دلایل دیگری که سن خانم ها نسبت به آقایون بیشتر است، همین میل به دوست یابی و درد دل کردن و نهایتاً تجربه استرس کمتر می باشد. بر اساس تحقیقات در دست اجرای پرستاران دانشگاه هاروارد، هر چه تعداد دوست های یک خانم بیشتر باشد، ناراحتی های فیزیکی او در زمان کهولت کمتر می شود. به طور مستدل می توان گفت که خانم ها به وضوح قدرت "دوستی" را کشف کرده اند. به همین دلیل است که در هر کجا از اداره، و جلسه های مدرسه گرفته تا مسجد و پارک به سمت هم کشیده می شوند و با یکدیگر طرح دوستی می ریزند. خانم ها در مورد همه چیز با هم تبادل اطلاعات می کنند؛ چه در مورد سطحی ترین مسائل (کدام آرایشگاه می تواند زیباترین مانیکور را انجام دهد) و چه در مورد مسائل جدی تر(تجهیزات پزشکی کدام بیمارستان پیشرفته تر است ). آقایون به اندازه ما خانم ها نیازمند ارتباطات اجتماعی نیستند. دکتر "الیکر" می گوید: "آنها به اندازه خانم ها تمایل ندارند در مورد زندگی خصوصی شان با دیگران صحبت کنند و احساسات خود را با کسی در میان بگذارند." و از آنجایی که به اندازه خانم ها نیاز به پرستاری و مراقبت ندارند به همین دلیل زماینکه از آنها یک چنین درخواست هایی داشته باشید ممکن است گیج شده و احساس آزردگی نمایند، و یا اینکه تصور کنند خانم ها بیش از اندازه نیازمند و محتاج هستند. دکتر "الیکر" در ادامه صحبت های خود اضافه می کند که نه تنها آقایون بدشان نمی آید خانم ها برای درد دل و دلجویی به دوستان دختر خود اتکا کنند؛ بلکه ای امر موجبات خوشحالی آنها را نیز فراهم می آورد. در این قسمت مثالی مشابه از جمیله و شوهرش نیما را برایتان بازگو می کنیم. نیما از موقعی که موقیت شغلی اش در خطر افتاده بود به شدت عصبی و عبوس شده بود. او برای ۳۰ سال متخصص بازدید از سرویس های پستی بود و ناگهان از کار بی کار میشود. جمیله می گوید: "زمانیکه او به سن ۴۵ سالگی رسید، شرکت شخص دیگری را به جای او جایگزین کرد و او به جایی رسیده بود که باید بسته های پستی را در حیاط خلوت خاک می کرد." آنها به نیما پیشنهاد بازنشستگی زودتر از موعد دادند، او اگر میتوانست ۱۰ سال دیگر نیز کار کند، حقوق بازنشستگی بیشتری دریافت می کرد. وی تصور می کرد که درست زمانیکه مشکلات اقتصادی خانواده اش بیش از اندازه شدید شده از کار بی کار شده، اما جمیله مخالف او بود: "خودم در یک شرکت بیمه کار میکردم، اما یک دختر هم داشتیم که به مدرسه غیر انتفاعی می رفت و در کنار آن خرج و مخارج زندگی را نیز باید پرداخت می کردیم که کار را برای مشکل تر می کرد." در همین زمان جمیله با یکی از دوستان صمیمی خود قرار ملاقات نهار گذاشت. در این روند او به خوبی توانست خود را از نظر روحی تخلیه کامل نماید. بدینوسیله او به خوبی درک کرد که نیما در این شرایط تا چه حد ناراحت بوده و دچار احساس پستی و پوچی شده است. دوستش به او پیشنهاد کرد که بر روی یک کاغذ بنویسد که اگر به طور مثال نیما ۱۰ سال دیگر هم در آن شرکت کار می کرد چه اتفاقی ممکن بود بیفتد. او این کار را انجام داد و نتیجه واقعا شگفت انگیز بود؛ هزینه بازنشتگی دردی را دوا نمی کرد و از آنجایی که صحبت های او تماما بر پایه استدلال های منطقی شکل گرفته بودند و احساسات و عواطف در آن نقشی بازی نمی کردند، نیما آنها را پذیرفت و تصمیم گرفت تا از نو شروع به کار کند. جمیله به نیما گفت که تمام مدت قصد داشته همین حرف ها را به او بزند، اما طریقه انتقال آنها را نمی دانسته، و دوستش کمک کرده تا بتواند با آرامش کامل این مسئله را به همسزش منتقل کند. پس از مدتی نیما در شغل جدید خود به موفقیت های تازه ای دست پیدا کرد و سپس برای ادامه تحصیل فرزندشان به شهر دیگری نقل مکان کردند. جمیله تا آخر عمر از دوستش قدردان خواهد بود که در دوران متطلاطم زندگی و در سخت ترین شرایط ، توانسته بود به او کمک کند و زندگی اش را از خطر نابودی نجات دهد. لازم به ذکر است که با جود تمام حمایت هایی که فرد از سوی دوستان خود دریافت می دارد، هیچ گاه نباید نقش حامی و محافظ همسر خود را در زندگی به دست فراموشی بسپارد. " امی یولسون " رواندرمانگر مشهور نیویورک معتقد است که: " اگر خانم ها بیش از اندازه به این مسئله عادت کنند که برای حل مشکلات زناشویی خود همواره به دوستان مونث خود روی آورند، این احتمال وجود دارد که دیگر هیچ گاه تمایلی به مطرح کردن و درمیان گذاشتن مشکلات با همسر خود نداشته باشند". این عمل به دلایل مختلف، صحیح نیست. چنین واکنشی شما را به طور حتم از صمیمت لازم در زندگی مشترک دور خواهد کرد. حال چون آنها مرد هستند به این معنا نیست که به هیچ وجه قادر به درک شرایط روحی خانم ها نیستند. اگر آقایون هم به درستی توجیه شوند که همسرانشان نیاز دارند تا با آنها در مورد مشکلات خود صحبت کنند، مطمئنا وقت و توجه لازم را در اختیار آنها قرار می دهند و بدون شک با پی گیری این روش، صمیمت میان آنها نیز بیش از پیش افزایش پیدا خواهد کرد. خیلی مشکل است اگر بخواهیم میان دوست های دختر وهمسرانمان تفاوت قائل شویم و تنها یکی از آنها را به عنوان بخش اصلی زندگی خود بپذیریم. زمانیکه با مشکلات شدیدی درگیر هستید خیلی خوب است که احساسات خود را با دوستان صمیمی در میان بگذارید، اما در عین حال به کسی نیاز دارید که از پشت شما را حمیات کند، به همین دلیل لازم است که در تمام مراحل زندگی هر دوی آنها را در کنار خود داشته باشید |
|
انتخاب عاقلانه،زندگی عاشقانه |
خانواده مهمترین نقش را در سعادت جامعه دارد و حصول به این سعادت به دو عامل مشخص بستگی دارد:۱) آگاهی- توانایی و سلامت خانواده ها ۲) آگاهی- توانایی و سلامت مدیران ارشد اجتماعی اگر این دو وجود داشته باشد، جامعه به سعادت می رسد، در غیر اینصورت خیر. آموزش نردبان تکامل انسانی است و اگر آموخته های فرد را از وی بگیرند، موجودی ناتوان، ذلیل و مفلوک خواهد بود. در این میان آموزش ازدواج به افراد جامعه جهت شکل دادن خانواده ای سالم از اهمیت بسزایی برخوردار است. برای آموختن رانندگی باید ۲۰-۱۰ ساعت آموزش رانندگی ببینید، یک کتاب آیین نامه را امتحان بدهید، این در شرایطی است که سخت گیری ها را پشت سر بگذارید و در مقابل آیا برای کاری که میلیون ها میلیون برابر از رانندگی پیچیده تر، دشوارتر و حساس تر است، ما به اندازه رانندگی ۲۰ ساعت که هیچی، آیا ۲۰ دقیقه یا ۲۰ ثانیه آموزش دیده ایم؟ فقط به مردها گفته اند که گربه را دم حجله بکشید و به خانمها گفته اند که به آقایان هرگز اعتماد نکنید و نگذارید پیراهنشان دو تا شود. این تنها آموزشی است که در سطح جامعه وجود دارد، آن وقت می خواهیم این دو نفر را با خوش بینی، با تعارف و با ایده آل نگری زیر یک سقف بفرستیم، نتیجه اش این می شود که بنا به گزارش های موجود از هر ۱۱۰ هزار ازدواج،۱۰ هزار تای آن حتما طلاق است. دشوار است که بگوییم ۹۰ هزار تای آن هم طلاق روانی بین انسان ها حادث است، یعنی اکثریت خانواده ها ادای خانواده را در می آورند، چون برای زندگی مشترک آموزش ندیده اند. یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ما در حال حاضر، رشد وحشتناک جمعیت است، به طوری که تا چند سال پیش آمارها گویای این بوده که در ایران هر ۲۹ سال، جمعیت ۲ برابر شده است در حالی که در اروپا هر ۳۲۰ سال، جمعیت ۲ برابر شده است! حال فرض کنیم اگر ما به افراد بیاموزیم یک ازدواج سنجیده انجام دهند، اصلاً بعضی از دلایل تولید بچه آنها کاهش می یابد، چون گروهی از مردم که ازدواج سنجیده ندارند، برای پر کردن خلاء های عاطفی،احساسی و ارتباطی خودشان ناچار تولید انسانی می کنند، تولید بی مسئولیت،ناآگاهانه، بدون پشتوانه، بی منطق و... نتیجه اش این است که که ما می بینیم پیوسته به دلیل کثرت جمعیت، تحصیل، ازدواج، مسکن و درمان همه با مشکل مواجه می شود که از ازدواج های نسنجیده ناشی می شود. از سوی دیگر آیا ما به عنوان گواه در پیرامون خود مشاهدات خوبی داشته ایم که الگو قرار دهیم؟ آمار نشان میدهد که ما خانواده های خوشبخت زیادی نداریم، ازدواج های سنجیده در پیرامون ما کم بوده است که لااقل ما با روش مشاهده ای آن را یادگیری نمائیم و از آن روش استفاده کنیم. نتیجه اش آن چیزی است که ما می بینیم و خیلی غم انگیز است. همچنان که گفتیم، اگر ازدواجی بر پایه منطق و سنجیدگی نباشد، اولین رخداد نامناسب آن نارضایتی زن و مرد است و هر گاه نارضایتی ارتباطی بین زن و مرد پیدا شد، آن موقع فضای خانواده ناامن می شود، فضای خانواده همراه با اضطراب و موجب احساس بدبینی در فرزندان آنها می شود. هر که در زندگی یک لیست از بردها و باخت هایش دارد، هر کسی را دیدیم که به لیست باخته های خود توجه می کند، آدم منفی نگری است، این گمان را می بریم که از یک فضای غیر مناسب و غیر صمیمی خانوادگی بیرون آمده است. پس موقعی که زن و مرد احساس رضایتمندی نداشتند، فضا ناامن و اضطراب آفرین می شود، بدبینی به وجود می آید که خود اینها بسیار راحت فرد را به طرف اعتیاد، خودکشی، بزهکاری و بیماری های روانی سوق می دهد. پس علت طلاق نسل بعدی را به راحتی میتوان در ازدواج نادرست نسل قبل آن جستجو کرد. این دختر یا پسرها میراث دار بدبینی زندگی خانوادگی خواهند بود و درست عمل نخواهند کرد. ازدواج درست آنگاه صورت می گیرد که مبتنی بر این مطلب باشد: انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه . متاسفانه ما کمتر شاهد این هستیم که انتخاب ها عاقلانه باشد و بیشتر انتخاب ها احساسی است. برای اینکه ما به یک ازدواج موفق دست پیدا کنیم، ابتدا باید به یک سری پیش نیازها توجه کنیم: یکی از آنها رشد عاطفی فرد است، افراد باید به یک استقلال عاطفی رسیده باشند تا بتوانند ازدواج کنند، به دلیل اینکه خانواده های ما از این مطلب بی خبرند، بچه ها را تربیت مسموم می کنند. خیلی مواقع مادری دخترش را بغل می کند و می گوید: زهرا جان اگر تو یک روزی از پیش من بروی، من می میریم ولی این مادر می داند به هر حال روزی زهرا خواهد رفت ولی با این پیامی که به دخترش داد، یک نرم افزار ذهنی منفی برای او می شود و روزی که او ازدواج کرد و به شهر دیگری رفت، پیوسته این اضطراب او را آزار خواهد داد، هر هفته می خواهد به تهران بیاید و یا هر روز می خواهد تلفن بزند، زندگی او به دلیل نرم افزار نادرستی که در اختیار او گذاشته شده است، به هم خواهد ریخت. در صورتی که مادر میتواند به بچه اش بگوید: وقتی تو رفتی، من از خبر خوشبختی و موفقیت و سودبخشی تو خوشحال خواهم شد، سعی کن خبرهای خوب به من برسانی. به هر حال هیچ دختر و پسری با خانواده خودش زندگی نخواهد کرد ولی می بیند که عکسش عمل می شود که نتیجه این تربیت را من در برخوردهای مشاوره ای می بینم، می پرسم که چرا ازدواج نمی کنی؟ گروهی از خانمها می گویند: مرد مناسبی پیدا نمی کنم، می گویم مرد مناسب تو کیست؟ می گوید کسی باشد که آدم بتواند به او تکیه کند. من خیلی حیرت می کنم چون پی می برم این خانم به یک عصای زیر بغل احتیاج دارد، چرا به او نیاموخته اند مستقل باشد، می گویم: خانم تنها کسی که باید به او تکیه کنید خود شما هستید، الف: به لحاظ فیزیکی،روی پای خودت ب: به لحاظ روانی، روی شخصیت، توانایی ها،اعتماد به نفس و عزت نفس خودت. فقط روی این دو می توانی حساب کنی. ● احساس مسئولیت: کسی آنگاه باید ازدواج کند که واقعاً در خودش توانایی پذیرش مسئولیت دیگران را داشته باشد، بتواند خشم خود را کنترل کند،آدم وقت شناسی باشد، عنصر دگر خواهی در او وجود داشته باشد، بتواند به حقوق واقعی شریک زندگیش توجه بنماید، که همگی اینها نشانه هایی از رشد اجتماعی فرد است. در صورتی که می بینیم افراد در ازدواج پیوسته در راستای هدف های شخصی خود گام بر می دارند، این موضوع به من اجازه می دهد که بگویم: خانواده خوشبخت آنگاه دست یافتنی است که مرد پیوسته به این بیندیشد که چه کنم که زنم خوشحال شود، در این دو صورت هر کدام همدیگر را خوشحال خواهند کرد، ولی در زندگی های کنونی ما می بینیم که هر کسی در فکر خوشحال کردن خودش است، در نتیجه به جای اینکه به هم نزدیک شوند، از هم دور می شوند. الگوهای خوشبختی که از دهان خیلی ها می شنویم، غم انگیز است. می بینیم که می گویند: فلان خانم زن خوشبختی است، زن موفقی است.چرا؟ چون شوهرش اجازه ندارد بدون اجازه او آب بخورد. این خیلی غم انگیز است، این چیزی است که ما به آن می گوییم دیکتاتوری، سالها میلیون ها نفر در دنیا جانشان را از دست دادند تا با چنین اندیشه هایی مبارزه کنند ولی برای گروهی از خانم های ما این یک الگوی زن موفق است. ما نمی شنویم بگویند فلان خانم زن خوشبختی است چون سالم ترین، زیباترین و منطقی ترین ارتباط را با شوهرش دارد، هرگز نمی شنویم که فلان خانم، زن موفقی است زیرا، رقیب شوهرش نیست بلکه رفیق اوست. جلوی پای شوهرش را نمی گیرد بلکه زیر بغلش را می گیرد و... مرد باید به یک رشد شخصیتی مناسب رسیده باشد تا جایی که بداند رفتارهای بعدی او چه تاثیری در دیگران و جامعه خواهد داشت. خانواده ناخوشبخت محصولش، خفاش شب می شود و دیگران آسیب بیشتری نسبت به خانواده خود او می بینند، بنابراین بایستی پیشاپیش این نکته را درک کند. برای ازدواج، شخص باید از یک تندرستی و سلامت روانی برخوردار باشد، آن گونه که یک آدم عصبی، مشکل دار و روان پریش، هرگز و هرگز نمی تواند یک خانواده خوشبخت، یک پدر خوشبخت یا یک مادر خوشبخت را باعث شود. برای اینکار پیشنهاد من این است که افراد باید یک دوره خودشناسی را ببینند، بویژه برای کسانی که رشته شان علوم انسانی است، این مسئولیت سنگین تر از کسانی است که فنی- مهندسی یا کشاورزی و... است.در این راستا نخست من باید خودم برای خودم شناخته شوم. من چه کسی هستم؟ چه مشکلاتی دارم؟ چرا این گونه آرزوها و یا خواست هایی دارم؟ به طور معمول، رهبری رفتار انسان به این عوامل وابسته است: حال اگر میل نداریم که به یک کلاس خودشناسی برویم، یا نزدیک متخصص یا مشاور برویم، می توانیم خودمان روحیه سنجی بکنیم. به این صورت که ببینیم اگر ما از فردی رنجیده شویم، دلخور شویم، مشکل پیدا کنیم، چکار باید بکنیم؟ در پی تلافی و انتقام بر می آییم؟ در پی پرونده سازی، توهین و اذیت بر می آییم؟ از او قهر می کنیم، دوری می گزینیم یا اینکه به دنبال این می گردیم که نقش خود را در این اتفاق نامناسب بجوئیم؟ یا از چه راهها و مکانیزم هایی می توانیم این بحران را حل کنیم؟ اگر به این نتیجه رسیده ایم که در عفو قدرتی است که در انتقام نیست، رهبری رفتار ما را عقل و منطق داشته است ولی اگر پی انتقام، پرونده سازی، جعل و زدن آسیب بودیم، رفتار ما را عقده ها و عنادهای ما به عهده دارد که نیاز به درمان داریم. بدون داشتن آگاهی از وضع خودمان، به عنوان خودشناسی، نه می توانیم خود را خوشبخت کنیم و نه دیگران را باید این مساله را با خودمان روشن کنیم تا بتوانیم به زندگی بهتری برسیم. در یک ازدواج موفق که انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه است، نخستین زن و مرد باید به هم یک کشش عاطفی داشته باشند، یعنی پذیرش مقدماتی ،طرف دیگر قضیه که بسیار بسیار با اهمیت است، تناسب ها به گونه ای است که ازدواجی موفق خواهد بود که از سویی کشش های لازم بین مرد و زن وجود داشته باشد و از سوی دیگر تناسب ها برقرار خواهد شد. ۱) در یک ازدواج موفق نخست زن و مرد بایستی از یک سلامت روانی نسبی برخوردار باشند که در بسیاری از موارد این گونه نیست، که در این رابطه در شماره های بعدی بیشتر توضیح داده خواهد شد. ۲) کشش لازم در اینجا گفتنی است که در سه زمینه اگر کشش و علاقه کافی وجود نداشته باشد، کار به جایی نخواهد رسید: الف) تحصیل ب) ازدواج ج) اشتغال ▪ افزون بر اینها به تعدادی همانندی یا تناسب نیاز است: ۱) همانندی در اندیشه است که نمود بیرونی آن را می توان در تعریف خوشبختی، زندگی خوب و ارتباط دلخواه و بیان مهمترین آرزوها( به عنوان هدف های زندگی) و معرفی نشانه های همسر دلخواه و در پایان تعریف بسیار اختصاص و ویژه فرد از تعریف زندگی Life definition مشاهده نمود. اگر هر دو نفر بدون سانسور ترس و شرم و نگرانی این مطالب را بگویند و بنویسند و در کنار هم قرار دهند تا حدود زیادی همسویی در اندیشه آنها روشن می شود. از دیگر هماننندی ها: ۲) همانندی نسبی ۳) همانندی های طبقاتی ۴) همانندی ایدئولوژیک ۵) همانندی ساختار خانوادگی ۶) همانندی ظاهری ۷) همانندی کاری(شغلی) ۸) همانندی تحصیلی ۹) همانندی شخصی ۱۰) همانندی هیجانی و در این راستا مراجعه به مشاور و روانشناس و انجام مشاوره ازدواج بسیار بسیار ضروری و سودمند خواهد بود. گرفتاری بسیار بزرگ ما در این است که آخرین داوری خود را در نخستین نگاه انجام می دهیم. یعنی انتخاب مان در اینصورت عاقلانه نیست بلکه احساسی است زیرا اگر در نخستین نگاه فرد را به لحاظ احساسی پسندیدیم، ▪ دو رویداد نادرست پدید می آید: ۱) ایرادهای او را نادیده می گیریم ۲) برای رسیدن به او خود را آنگونه در کوتاه مدت نشان می دهیم که واقعاً نیستیم تا موردپسند او قرار گیریم. بنابراین اگرما از زندگی تعریف اصلاح شده ای داشته باشیم و با مشاورمان در زمینه طرح ذهنی همسردلخواهمان به جمع بندی مناسبی رسیده باشیم، جذب کسی خواهیم شد که متناسب باورها، ارزش ها، شخصیت و مجموعه توانایی ها می باشد یعنی مکملمان در آن صورت خواهد شد که به زندگی خواهیم رسید. یعنی یار هم می شویم، نه بار هم و نه تنها در کنار هم همینطور پیوسته از سوی نقطه بیگانگی به سوی نقطه یگانگی حرکت می کنیم شریک زندگی عشقی و جنسی هم می شویم نه تنها زن و شوهر می مانیم. روز به روز به هم نزدیک می شویم در صورتی که در یک انتخاب نادرست این پیامدها را می توان انتظار داشت: ۱) عادت ۲) تحمل ۳) بی تفاوتی ۴) تنفر ۵) انتقام |
| دکتر مسعود غفاری |
|
دلایل بد برای ازدواج |
بـعضی اوقات افراد دم بخت به دلایل عجیب و غریبی ازدواج می کنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد بخصوصی در سر دارند. آیا شما هم تحت فشار هسـتـیـد کـه هرچه زودتر ازدواج کنید؟ پس بهتر است نگاهی هم به این «دلایل بد» برای ازدواج بیندازید؛ ۱) ازدواج کردن فقط به خاطر پول؛ فــرض کنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد؛ کـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نیست که با آدمی که کاملا بی پول اسـت و هـیچ قــصدی هم ندارد که در آیـنـده در تامین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کنید، مگر آنکه حـاضـر باشید روزی ۱۸ ساعت با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تامین کنید. اما ازدواج کردن با یک نفر تنها به خاطر پول، صـرف نـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریبا همواره اشتباه است. ۲) ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدین؛ وقـتـی وضـعیت در خانه پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شـود. تعجبی ندارد که خیلی ها این راه گریز را انتخاب می کـنـند، اما معمولا این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می انـدازد! یکی دو سال دیگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنـهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن وقـت مـمـکـن است شریک زندگی تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد. ۳) علاقه والدین شما به فرد مورد نظر؛ البـتـه جـای تـعــجب دارد که والـدین شـمــا واقعا همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال های آینده، زمانی که آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد. ۴) عادت به رابطه دراز مدت؛ هنگامی کـه دو نفر پس از مدتی آشنایی، تـصـمـیـم ازدواج با یکدیگر می گیرند، اشکالی نـدارد، امـا چـه وقـت اجـبـار به دلیل «عـادت مـحـض» خـطرناک می شـود؟ زمــانی که دو نفر که با یکدیگر ازدواج کرده اند و بعد از یکدیگر طلاق گرفته اند، ( و به هم عادت کرده اند) تصمیم بگیرند دوباره شانس خودشان را امتحان کنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست کارساز نبوده باشد بار دوم نیز کارساز نخواهد بود. ۵) خواهان فرزند بودن؛ بله، «بچه دار شدن» قوی ترین محرک برای بسیاری از افراد در ازدواج است، اما آیا شما حاضرید فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست؛ زمانی که بچه ها بزرگ می شوند و دنبال زندگی خودشان بروند شـما مجددا با آن فرد خواهید بود. هیچ کس کامل نیست، امـا حـداقل کسی را برگزینید که بتواند برای فرزندانتان پدر یا مادر خوبی باشد؛ همـچـنـین خود شـما به وی علاقه داشته باشید و برایش احترام قائل باشید. در غـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مدنظر قرار دهید مثلا کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرید. ۶) کسی که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته؛ معمولا اینگونه ازدواج ها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه درازمدت نخواهد بود. ایـن سناریو را در نظر بگیرید؛ فردی که شخصی را می یابد که حاضر است به همسر یا نامزد خـود خیانت کند، مسـلـما رابطه آنها استحکامی نخواهد داشت. زیـرا کسی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد. ۷) یافتن یک ناپدری یا نامادری برای فرزندتان؛ اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید به شما تبریک می گوییم، اما اگر تردید دارید دست نـگـه داریـد. داشتن یـک نـامـادری یـا ناپدری بی رحم، برای فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از اینکه فقط یک پدر یا مادر دلسوز و مهربان بالای سرش باشد. ۸) فشار اجتماعی؛ تمام دوستان شما ازدواج کرده اند، اما شما هنوز مجرد هستید...امـا مطمئن باشید که تا الان یکی دوتای آنها طلاق گرفته اند! پس، خودتان باشید. هنگــامی که خاله شما در مورد اینکه آیا تصمیم به ازدواج دارید یا نه از شما سوال می کند، توجهی نکنید. بهتر است تنها باشید تا اینکه با کسی ازدواج کنید که سبب بـدبـخـتـی شـمـا گــردد. هیچ گاه تنها به خاطر آنکه متاهل شوید معیارهای خود را پایین نیاورید. |
| روزنامه کارگزاران |
|
آیا از ازدواج کردن هراس دارید؟ |
با رشد ۴۰ درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین ۷۰ – ۸۰ سالگی و یـا شاید گـاهی ۹۰ سالگی عمر مـی کنــند، ازدوج و تشکیـل زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به وحشـت می اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان را نیز معین نمایید، می توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر؛● مراحل ۱) ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز می ترسید. بیشتر افراد از خود ازدواج نمی ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می کند، در ذهن خود مجسم کنید. ۲) ترس هایتان را مخاطب قرار دهید. اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه کرده اند و تنها به این دلیل که آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمی توانید نتیجه بگیرید که در زندگی مشترکتان موفق نمی شوید. اگر احساس می کنید که ممکن است در نهایت کارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را که می توانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یک برگ کاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنه هایی که باعث ایجاد ترس در شما می شود را مجسم کنید و سپس به این مطلب فکر کنید که برای بهبود اوضاع چه قدمی می توانید بردارید. ۳) مشورت بخواهید. از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرف هایشان به این نکته هم اشاره می کنند: "همیشه سعی می کنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید. ۴) تصمیم بگیرید که آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میکنید و یا اینکه او فقط شما را انتخاب کرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین کاری می نمایند؟ شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلکه از ازدواج با این شخص بخصوص می ترسید. یک نکته بدیع این است که هیچ گاه به فکر کسی نباشید که بتوانید با او زندگی کنید، بلکه دنبال کسی بگردید که بدون او قادر به زنگی نباشید. ۵) ببینید که کدامیک از جنبه های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. ممکن است که شما با قبول تعهد نسبت به یکدیگر وارد رابطه شوید و رابطه تان بدون اینکه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا کند. دقت کنید که در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب که وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میکند، صادق باشید بهتر می توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر. ۶) هیچ لزومی ندارد که هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترک خود را در صلح و آرامش کامل سپری کنید. شما یک انسان کامل نیستید و شریکتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، آنگاه هیچ گاه نمی توانید ازدواج کنید چرا که هیچ کس قادر به زندگی کردن با یک چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می کنند و زمانیکه مشاهده می کنند که اوضاع کمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر کرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی می افتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید. ۷) برای زندگی خود برنامه ریزی کنید. پیش از ازدواج بنشینید و تکلیف خودتان را با خودتان معلوم کنید. آیا بچه می خواهید؟ چند تا؟ چه کسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما کار می کنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز می کنید؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چه کسی مسئول چه کاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون می رود، آیا خانم هم می تواند چنین کاری را انجام دهد؟ شاید مطرح کردن این سؤالات قدری مشکل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را کم نمی کند، و شما موظفید که آنها را با کسی که قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی کنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست کرده اید، دیگر نیازی نیست که شرایط را برای خودتان سخت تر کنید. در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی کرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می سازد. ● نکات سه دلیل عمده طلاق را پول، سکس و فرزندان تشکیل می دهند. پیش از مواجهه با این مشکلات ببینید که آیا به اندازه کافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشترکاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریک زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشکلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید که پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یکدیگر رابشناسید و مسائل مبهم کمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا می کند. مخالفت در هر رابطه ای کاملاً طبیعی است. این امر یکی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف می توانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی که می توانید به حرف های طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور کنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظر های شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید. دقت داشته باشید که تمام ازدواج ها موفق نیستند. نمیتوان اظهار کرد که انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب کرد. در نظر داشته باشید که اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمی دهد که فرد دیگری وارد زندگی مشترکتان شود، این احتمال وجود دارد که تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی که اهمیت دارد این است که خودتان ترجیح می دهید چگونه زندگی کنید. سعی کنید حتماً پیش از تشکیل زندگی مشترک برای مشاوره های پیش از ازدواج به یک مشاور مراجعه کنید. اطلاعات و گفتگوی رک و پوست کنده زیر نظر یک شخص سوم حرفه ای، می تواند به شما کمک کند که تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید. در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فکر کنید و پیرامون آنها با شریک خود گفتگو کنید. به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فکر کنید. به این مطلب فکر کنید که می توانید با کسی که دوستش می دارید زندگی کنید. ببینید که چقدر خوش شانس هستید که حق ازدواج کردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند که چنین حقی از آنها سلب شده است. به آثار فعالیت های جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فکر کنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این کار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان کاسته می شود. این اصل که سکس در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوج ها کمک می کند که نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس کنند که برای یکدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند. این امر به شما کمک می کند که ارزش های موجود در رابطه را بهتر دریافت کنید و ترس های خارجی را به کمترین میزان خود کاهش دهید. ● توجه اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این کار ممکن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است که رابطه تان بعدها که ازدواج کردید به هم بخورد... هر کاری که می کنید، هیچ گاه زمانیکه احساس می کنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این کار را انجام دهید، وارد زندگی مشترک نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما می شود. |
|
چی بگیم تو خواستگاری |
قبل از تصمیم قطعی ، یک یا چند جلسه را حتماً جهت صحبت و گفتگو با طرف مقابلتان بگذارید ، این کار را حتماً انجام دهید، چون اطلاعات زیادی را به دست خواهید آورد و همچنین حرفها و نظرات خود را بیان خواهید کرد . اما در جلسهٔ گفتگو از چه مسائلی صحبت می کنید ؟جلسهٔ گفتگو جای دل دادن و دل سپردن نیست ، بلکه جایی است که بایستی« قول سدید» داشته باشید ، حتماً می پرسید قول سدید یعنی چه ؟قول سدید حداقل چهار ویژگی در کلام و کلمات دارد و یک ویژگی هم در لحن بیان دارد . شفافیت ، مستدل بودن ، و واقعیت داشتن از خصوصیات کلام و قاطعیت در لحن کلام ، عناصر تشکیل دهندهٔ قول سدید هستند . ● شفافیت : کلمات گر چه هر کدام کاربردهای متفاوتی دارند، اما هر کدام بار معنایی و احساسی متفاوت از هم را در درون خود دارند، افراد ذهن خوان و قلب بین نیستند تا بدانند که در درون ما چه می گذرد . ما در پشت پردهٔ کلمات قرار داریم ، آنها کلمات را می بینند نه ما را و غالباً کلمات را تجزیه و تحلیل می کنند نه نیتهای درونی ما . بنابراین به هنگام گفتگو از هر گونه کلی گویی ، پراکنده گویی ، ابهام گویی اجتناب کنید . ● مستدل بودن : مطالبتان را با دلایل منطقی و محکمه پسند بیان کنید ، اگر آرزویی ، برنامه ای ، هدفی و خواسته ای را دارید دلایل خودتان را کاملاً بیان کنید ، مستدل و منطقی صحبت کردن دیگران را نیز به فکر فرو می برد تا بیشتر در مورد حرفهای شما فکر کنند ، اگر خواسته های منطقی دارید با منطق آنها را بیان کنید تا تصور نشود که شما خیلی متوقع هستید. ● واقعیت داشتن : به هنگام گفتگو از واقعیتها بگوئید ، از آمال و آرزوها و توهمات بی اساس و خیالی دوری کنید،خیالبافی هایتان راکناربگذاریدو ازمسائل ملموس درزندگی صحبت کنید، همان هایی که وقتی می خواهید زندگی را شروع کنید، وجود آنها را بیشتر از تمامی خیال هایتان حس خواهید کرد . ● اهمیت داشتن : از مسائل مهم صحبت کنید ، از همهٔ آنچه که در یک زندگی اهمیت زیادی دارند صحبت به میان آورید ، وقت خود را صرف مسائل پوچ و بی اهمیت نکنید ، بچه گانه صحبت نکنید ، صحبت از اینکه چه رنگی را دوست دارید ، چه غذایی را دوست دارید بی اهمیت است . این حرفهای کودکانه را کنار بگذارید و به مسائلی بپردازید که نشانهٔ رشد فکری و روحی و بلوغ شما باشد. ● قاطعیت : اگر بحث تشکیل یک زندگی است ، پس لازم است که قاطع باشید . هر گونه مسامحه ، سهل انگاری ممکن است فرجام ناخوشایندی را به همراه داشته باشد . اگر برای آینده خود برنامه هایی دارید لازم است همه آنها را به هنگام گفتگو به روشنی هر چه تمام بر زبان آورید. درباره تمامی مسائل وضعیت فکری و روحی ، وضعیت اقتصادی ، سبک زندگی ، برنامه های آینده ، اعتقادات و … بحث و تبادل نظر کنید ، نگذارید مسئله ای مبهم بماند ، اگر در مورد مسئله ای بحث کردید و به اختلاف رسیدید تا تکلیف آن را مشخص نکردید ، آن را رها نکنید . در هنگام صحبت ، خود را همانگونه که هستید عرضه دارید و همین دقت را در مورد طرف مقابلتان به کار ببرید. هنگام تنظیم قرار داد ازدواج ، همه در خواستهای قلبی خود را که بالندگی و رشد و استقلال فردی را تضمین می نماید با طرف دیگر در میان بگذارید و در صورت توافق آن را امضاء نمائید ، باید خاطر نشان سازیم که انتظارات و توقعات شما از ازدواج باید کاملاً منطقی و معقول باشد( ۲). آدم کم رو گرسنه از سر سفره بلند می شود . یادتان باشد به هنگام انتخاب همسر حجب و حیای نامعقول را کنار بگذارید چرا که باعث محرومیت و ایجاد دردسر در زندگی می شود ، به هنگام تصمیم گیری ، تنها خودتان تصمیم بگیرید و به خاطر دیگران خود را در آتش بیندازید . |
| تبیان |
اگر با خانواده همسر مشکل دارید...
خانواده در میان ما ایرانی ها از ارزش و منزلت خاصی برخوردار است و حتی در زمان ازدواج سعی داریم محبت و عنایت و توجه خود را علاوه بر والدین خویش به والدین همسر هم مبذول کنیم . در بسیاری مواقع به دلیل محبتی که در روابط ایجاد می شود حتی بسیاری از افراد پدر و مادر همسرشان را هم مانند پدر و مادر خود خطاب قرار می دهند و احترام لازم را برای آنها قایلند. اما کم هم نیستند عروس و داماد هایی که هم چنان با مشکلات و مسایل متعددی در رابطه با خانواده همسرشان مواجهند و راه حل های موفق را در این میان نمی دانند. اگر پس از سپری شدن زمانی کافی همچنان خانواده همسر نمی توانند ازدواج شما را در واقعیت بپذیرند و انتظارات آنها در این رابطه جدید تغییر نکرده باید راهکار های دیگری را امتحان کنید . گاه برای رفع مشکل نیاز به صراحت داریم. منظور از صراحت از بین بردن احترام های موجود در روابط نیست. بلکه داشتن توان این کار است که توقعات خود را به صورت واضح و روشن همراه با بذل محبت و احترام به اطرافیان خود گوشزد کنید و خواسته های خود را مطرح نمایید.
شخصیت ماجراجو: زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتی میدهند كه سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمیشوند، آنها در لبه ها زندگی میكنند، با محدودیت ها میستیزند و جان خود را به مخاطره میاندازند. برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها میگویند اگر خطری نباشد سودی هم در كار نیست.اكثر این افراد تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجـتـمــاعــی قــرار نـمیگـیــرنــد و بــه ارزشهـای خــود مــعــتـــــقــــدنــــد. آنـــــهــــا بـــه راحــتــی بــه فعالیتهای پرخطر تن میدهند و میگویند زندگی باید مـخـاطـره آمـیز باشد. این افراد در زندگی استقلال دارنــد وآنقــدرهــا نـگــران دیـگـران نیستند و معتقدند هر كس در قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد كردن برخوردارند و به راحتی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود میخرند. به سیاحت و سیر و سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند.
همسر مناسب شخصیت «ماجراجو»:ماجراجوها اكثراً طالب همسران كم توقعی هستند كه از خود زیاد مایه بگذارند. اشخاص آمیخته به شخصیتهای نمایشی، از خود گذشته و وظیفه شناس ، برای همسری ماجراجوها مناسب هستند.
شخصیت پرشور: پرشورها، شخصیت بسیار قدرتمندی دارند، آنها در درون خویش بیش از هرگونه شخصیتی احساس توانمندی میكنند و میتوانند بدون ترس از شكست، مسئولیت های بزرگ را پذیرا شوند. آنها با قدرت، اختیار و مسئولیت، راحت هستند و به مقررات توجه زیادی دارند، به شدت منضبط هستند. آنها قوانین را وضع میكنند و دیگران را ملزم به رعایت قوانین مینمایند. پرشورها هر كاری را كه برای تحقق هدفهایشان لازم باشد انجام میدهند و شدیداً هدف گرا هستند. شجاعت از دیگر خصوصیات شخصیتی این افراد است و عمل و ماجرا را دوست دارند. آنها در ابراز وجود كردن مهارت دارند.
همسر مناسب شخصیت «پرشور»: پرشورها، باید پادشاه و ملكه زندگی خود باشند. زنان و مردان " پرشور" خواهان همسرانی قابل اطمینان ، " پذیرنده" ، قدرتمند، مستقل و با عزت نفس هستند. مناسب ترین همسران پرشورها ، مهر طلب ها، از خود گذشته ها و حساس ها میباشند، مشروط بر آنكه شدت این ویژگی در آنها در حد اعتدال باشد. اگر شما شخصیتی پرشور دارید از ازدواج با اشخاصی كه ویژگی های شخصیتی مراقب یا متلون دارند، اجتناب كنید ضمناً نمایشی ها كه اسباب حسادت شما را فراهم میكنند و یا " با اعتماد به نفس ها" كه دستور كاری از آن خود دارند مناسب شما نیستند. زنان پرشور نیز به دلیل میل به سلطه جویی و استیلا طلبی بهتر است با مردان مهر طلب ازدواج كنند.
شخصیت متلون: شخصیتهای متلون به راحتی با تغییرات احساسی كنار میآیند. متلونها در روابط خود گرم و صمیمیهستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست. هـیـچ ارتـبـاطـی دسـت كـم گـرفـتـه نـمیشـود. ایـن افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون ها مبتكر هستند و میتوانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق كنند. آنها كنجكاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند. آنها دوست دارند فرهنگها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه كنند و در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان میدهند. آنها به لحاظ احساسی، فعال و واكنشی هستند و درهــــــر رابـــطــــــه ای بــــــا تـــمــــــام وجـــــود ظـــــاهـــــر مـــــیشـــــونـــــد ودر دور كردن نظر خود از واقعیت های دردناك مهارت دارند. متلون ها میخواهند خوش و تجربههای جدید داشته باشند. آنها هر چیزی را امتحان میكنند. از ریسك كردن نمیترسند. این افراد بسیار متوقع هستند، آنها میخواهند دنیای خود را از شما پر كنند. آنها به ندرت حاضرمیشوند خود را به خاطر شما تعدیل كنند. هر چه شخصیت " متلون" بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر میشود.
همسر مناسب شخصیت «متلون»: " متلون ها " ، به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیك احتیاج دارند كه در ضمن به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون ها را جلب میكنند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگیهای شخصیت متلون برخوردار هستید باید كسی را به همسری برگزینید كه آرام، با ثبات و تاحدی رمانتیك باشد.
شخصیت جدی: جدیها، اشخاصی خشك و جدی هستند و بــرای ابــراز احسـاسـات جـایـی بـاقـی نمیگـذارنـد. آنهـا از توانمندیهای خود مطلع هستند، اما در ضمن محدودیتهای خود را نیز میشناسند. آنها گرفتار خود بزرگ بینی نمیشوند و خود را مسئول اعمال خویش میدانند. این شخصیت ها، متفكر، تحلیلگر و ارزیاب هستند و قبل از هر اقدامیآن را در ذهن خود میپرورانند و سبك ، سنگین میكنند. جدی ها دیگران را دائماً ارزیابی میكنند. آنها در ارزیابی دیگران به اندازه ارزیابی خود اهمیت قائل میشوند. این افراد مسائل را پیش بـیـنـــی میكـنـنــد و وقـتــی اتـفــاقــات ناخوشایند رخ میدهد برای روبرو شدن بـــــا آنــهــــا آمــــادگــــی لازم را دارنــــد. جدی ها ادب را رعایت میكنند واگر احسـاس كننـد نسبـت بـه دیگـران بی ادبی كرده اند یا كاری را از روی بی فكری انجام داده اند بسیار ناراحت میشوند.
همسر مناسب شخصیت «جدی»: جدیها، طالب همسرانی هستند كه به شدت پذیرا باشند و آنها را آن طور كه هستند قبول كنند. مناسب ترین همسر برای جدی ها " مهر طلب " ها هستند. جدی با جدی نیز میتواند كنار بیاید زیرا هر دو از دنیا ، درك و برداشت مشابهی دارند؛ اما احتمالاً بهتر است " جدی ها " كسانی را به همسری برگزینند كه در زمینه های اجتماعی قوی تر باشند. " ماجراجوها " " متلون ها " و "نمایشی ها" شخصیتهای مناسبی برای همسری جدیها نیستند.
همسر مناسب شما چه شخصیتی باید داشته باشد؟ (شخصیت شناسی)
شخصیت وظیفه شناس: وظیفه شناسها به اصول اخلاقی پایبند هستند و تا كارشان را درست و تمام انجام ندهند، آرام نمیگیرند. آنها به خانواده خود وفادارند و از مقامات مافوق اطاعت میكنند. كار زیاد، ویژگی بارز این گونه شخصیتی است. وظیفه شناس ها موفقیت طلب هستند، هیچ پزشك، وكیل، دانشمند یا مقام اداری موفق بدون برخورداری از این ویژگی شخصیتی نمیتواند در كارش موفقیتی كسب كند.
همسر مناسب«وظیفه شناسها»: اشخاص وظیفه شناس، اغلب افرادی كه احساسات خود را بروز دهند مانند شخصیتهای نمایشی را میپسندند. از سوی دیگر وظیفه شناسها، ماجواجوها و كسانی را كه ریسك میكنند، دوست دارند. اشخاص به نسبت "جدی" و "حساس" نیز احتمالاً با استقبال وظیفه شناسها روبرومیشوند. شخصیت وظیفه شناس، با افراد " پرشور" و یا " مراقب " هـمـخوانی ندارد و شخصیت "فارغ البال" (بی خیال) آنها را ناراحت میكند.
شخصیت دارای اعتماد به نفس بالا: اینها افرادی شاخصند و معمولاً رهبران، ستارگان و جاذبان بخش های عمومیو حقوقی جامعه را تشكیل میدهند. حرمت نفس جادویی و اعتماد به نفس كه ویژگی این گونه شخصیت است روِیاها را به پیروزی ها و موفقیت های چشمگیر تبدیل میكند.
همسر مناسب «با اعتماد به نفسها»: "با اعتماد به نفس" نیاز دارد كه همیشه شماره یك باشد. این را به عنوان یك منش شخصیتی در او بپذیرید. برای جلب توجه او، به وی توجه كنید. عشق و محبت و وفاداری شما برای او بسیار مهم و با ارزش است. مراقب باشید عزت و حرمت نفس خود را در گرو محبت و توجه او قرار ندهید، خود را بی قید و شرط دوست بدارید و توجه داشته باشید كه او گهگاه به شما نزدیك میشود و بعد فاصله میگیرد. این موضوع به ویژه بعد از ایجاد رابطه بیشتر به چشم میخورد. تعادل احساسی خود را حفظ كنید و بی جهت نتیجه گیری شتابزده نكنید كه دیگر همسرتان شما را دوست ندارد. به احتمال زیاد مشغله ذهنی پیدا كرده است. اگر لازم است با همسر " با اعتماد به نفستان" رویارویی كنید، تنها احساستان را با او در میان بگذارید، نظرتان را بگویید ولی درباره او داوری نكنید، توجه داشته باشید كه برای او مورد انتقاد قرار گرفتن دشوار است. وقتی نگرش ها و احساسات خود را با همسرتان در میان میگذارید به او امكان میدهید كه شما را بهتر درك كند و از بروز اختلافات بعدی جلوگیری نماید.
شخصیت مِهر طلب : "مهرطلب" موجودی علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما كسی را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او نسبت به خود پیدا نمیكنید. تیپ مهر طلب برای جلب محبت دیگران تلاش فراوان میكند. مثلاً تمام وقت، پول و انرژی خود را مصرف میكند ولی آن را به حساب سخاوتمندی و فداكاری میگذارد، در یك مسابقه جرات جلو افتادن از حریف را ندارد و انگار یك دست نامرئی مانع حركت، جلو افتادن و موفقیت او میشود. گاهی وقت ها شخصیت های مهر طلب اگر یك مقدار عصبی باشند و تحت اضطراب قرار بگیرند آن وقت مشكل پیدا میكنند. محبت همه كس ، خواه یك رهگذر ناشناس، برای او اهمیت حیاتی دارد و یك بی اعتنایی مختصر یا یك لبخند مهرآمیز و صمیمانه میتواند حالت روحی او را از این رو به آن رو گرداند یا اصولاً دیدش را نسبت به زندگی تغییر دهد. در ازای جلب محبت، حاضر است هر بهایی بپردازد و مهمترین بهایی كه میپردازد گذشتن از استقلال رای و آزادی است. او با هم بودن را خیلی ترجیح میدهد و تنهایی را دوست ندارد. " مهر طلب ها" به دیگران متكی هستند و از آنها به خوبی خط میگیرند. هنگام تصمیم گیری نظرات دیگران را میپرسند و به توصیه آنها عمل میكنند.
همسر مناسب برای «شخصیت مهر طلب»: زنان و مردان "مهر طلب" میتوانند با سایر گونههای شخصیتی كنار بیایند. آنها به خوبی میتوانند نیازهای همسرشان را تشخیص دهند و به رفع آنها اقدام نمایند اما اشكالاتی نیز دارند. "مهر طلب" گوش شنوا دارد و سر به زیر است و در این شرایط ترجیح میدهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصیت " مهرطلب "، باید مواظب باشد كه با گونه اختلال شخصیتی " سادیسمی" یا " ضد اجتماعی " طرف نشود؛ این اشخاص به راحتی میتوانند موجب رنجش و آزار شخصیت مهرطلب را فراهم سازند. احتمالاً برای شخصیت مهر طلب ، شخصیت وظیفه شناس، همسر خوبی میشود. شخصیت های " مهر طلب " و " پرشور" هم به خوبی با هم كنار میآیند.
ویژگیهای شخصیت حساس : حساسها آشناها را به ناآشناها ترجیح میدهند. آنها با عادت، تكرار و یكنواختی، سازگاری دارند. آنها به نظر دیگران درباره خودشان عمیقاً توجه دارند و برایشان بسیار مهم است كه دیگران راجع به آنها چگونه میاندیشند.در ارتباط با دیگران بسیار محتاطانه عمل میكنند و از قصاوت عجولانه خودداری میورزند. شخصیت حساس، به معنای واقعی كلمه راعی ادب است. حساسها اگر بدانند از آنها چه انتظاری میرود، چه باید بكنند و چگونه با دیگران تماس برقرار نمایند. در حد عالی خود ظاهر میشوند. آنها به سادگی افكار خود را با دیگران ، حتی با كسانی كه به خوبی آنها را میشناسند، در میان نمیگذارند.
همسر مناسب شخصیت «حساس»: وظیفه شناسها ، با اعتماد به نفس ها و نمایشیها میتوانند همسر مناسبی برای " حساس ها " به حساب آیند. شخصیت " ماجراجو" بدترین گونه شخصیتی برای همسر حساس است، زیرا از خطر و ماجواجویی استقبال میكند.
شخصیت فارغ البال: مردان و زنان فارغ البال بیشتر با ویژگیهای زیر شناخته میشوند؛ آنها حق مسلم خود میدانند كه هر طورمیخواهند از زندگی لذت ببرند. آنها به آسایش و راحتی خود بها میدهند. برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و میخواهند خوشبختی را جستجو كنند.فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتارمیكنند. آنچه لازم است را ارائه میدهند و حاضر نیستند از این حد فراتر روند.آنها در برابر هر فشاری كه آن را غیر منطقی بدانند، مقاومت میكنند و حاضر نیستند بیش از حد وظیفه و مسئولیت خود، كاری صورت دهند.زنان و مردان " فارغ البال" با زمان برخورد راحت دارند. آنها زیر فشار زمان قرار نمیگیرند. برای آنها عجله كار بی موردی است. این اشخاص آسان گیر و خوشبین هستند و معتقدند كاری كه باید بشود، میشود.فارغ البال ها، تحت تأثیر مقام بالا دست قرار نمیگیرند و معتقدند كه به اندازه هر شخص دیگری خوب هستند و حق دارند از بهترین زندگی ها برخوردار باشند.
همسر مناسب شخصیت «فارغ البال»: فارغ البال ها به همسری فهیم و از خود مایه گذار احتیاج دارند. او قبل از خود به نیازهای دیگران نمیاندیشد و برای راضی كردن دیگران راه درازی نمیرود ولی میخواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر " فارغ البال" باید از خود گذشته و مهرطلب باشد. فارغ البال اغلب با "مراقب" سازگار است. ولی با " نمایشی" و " متلون" همخوانی ندارد. شخصیت "ماجراجو" مانند فارغ البال به شادی و خوشی علاقه مند است. اما فارغ البال میخواهد، قانونگذار باشد؛ " ماجراجو" هم كه استاد شكستن قانون است. به همین دلیل این دو گونه شخصیتی با هم همخوانی ندارند. اگر میخواهید در كنار یك شخصیت فارغ البال زندگی راحتی داشته باشید سعی كنید در شادی های " فارغ البال" شریك شوید؛ در فعالیت ها و تفریحات او مشاركت كنید؛ از وی به خوبی مراقبت كنید؛ زندگی را سخت نگیرید و واقع بین باشید. زندگی با فارغ البال به از خود گذشتگی بیشتری احتیاج دارد. به جای این كه بخواهید جنبههای منفی اش را تغییر دهید، سعی كنید بیشتر به جنبه های مثبت وی توجه نمایید.
آسیبهای اجتماعی به مرحله هشدار رسید
خبر آنلاین: طلاق و آمار رو به فزونی هرروزه اش در راس آسیبهای اجتماعی قرار گرفته و به دنبال آن معضل زنان و کودکان خیابانی و اعتیاد خودنمایی میکنند؛ آسیبهایی که به گفته اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس به مرحله هشدار رسیده اند. در این خصوص، صمد فدایی نماینده استان کرمانشاه و شهرستان سنقر کلیایی و عضو کمیسیون اجتماعی، رئیس کمیته آسیبهای اجتماعی و عضو کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی در میزگردی در خبر گفت: ما در سال 1388 حدود 13 % رشد طلاق را در کشور داشتیم و به تناسب آن یک در صد رشد ازدواج را شاهد هستیم و 15% رشد آسیبهای اجتماعی در کشور را بطور سالانه داشتیم؛ در کنار این آمارها موارد دیگری هم داشته ایم مانند افزایش سن ازدواج، کاهش سن بلوغ جنسی، کاهش سن فرار از خانه و کاهش سن اعتیاد.
فدایی با بیان اینکه امروز حدود 6 میلیون زن مطلقه در کشور داریم افزود: از هر چهار ازدواج در سال 1388 یک مورد به طلاق رسیده است. متاسفانه این ها زنگ خطری برای جامعه ما هستند. در این باره ما دو نهاد و موسسه را میشناسیم به نامهای بهزیستی و شهرداری که به صورت مستقیم با پدیده زنان خیابانی درگیر هستند.
عضو کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی ضمن اظهار این که "این عدم پذیرش بهزیستی از مسئولیتش قابل قبول نیست" گفت: در همه دنیا یکی از کارهای مهم بهزیستی سامان دادن به این نوع آسیبهاست و این دلیل نمی شود که به خاطر وسیع بودن حوزه کاری از مسئولیتهای دیگرش شانه خالی کند. شناخت و مقابله با اسیبهای اجتماعی در حوزه زنان یکی از مهمترین وظایف سازمان بهزیستی است. در همه دنیا شهرداریها پا به پای بهزیستی ها این مسوولیت را به انجام میرسانند و بخشی از اعتبارات و بودجه سالانه خودشان را دراین بخش هزینه میکنند؛ البته شهرداریها در تهران هم طرح تاسیس خانه های ریحانه را داشتند اما چرا این طرح به انجام نرسید؟ به هر حال ما باید برای زنان خیابانی هم برنامه داشته باشیم. بهزیستی در این خصوص باید برنامه بدهد و در پی توانمندسازی و اشتغال این زنان باشد. اگر این اتفاق نیفتد ما همچنان شاهد آنچه که اکنون میبینیم خواهیم بود.