| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1889
|
5084
|
91/3/7 (11:41)
|
|
||
|
|
451
|
1673
|
91/3/4 (13:58)
|
|
||
|
|
112
|
355
|
90/9/19 (21:23)
|
|
||
|
|
353
|
1954
|
90/9/7 (13:20)
|
|
||
|
|
192
|
1695
|
91/3/5 (11:20)
|
|
||
|
|
167
|
651
|
91/3/5 (11:15)
|
|
||
|
|
408
|
1487
|
91/2/14 (16:48)
|
|
||
|
|
83
|
362
|
91/2/5 (19:46)
|
|
||
|
|
37
|
227
|
90/10/2 (22:38)
|
|
||
|
|
59
|
208
|
90/9/19 (07:58)
|
|
||
|
|
108
|
225
|
90/8/28 (09:54)
|
|
||
|
|
27
|
104
|
90/7/23 (18:27)
|
|
||
|
|
61
|
209
|
90/7/22 (23:54)
|
|
||
|
|
37
|
157
|
90/2/27 (19:56)
|
|
||
|
|
10
|
81
|
90/2/2 (13:26)
|
|
||
|
|
67
|
277
|
90/2/2 (13:15)
|
|
||
|
|
24
|
117
|
90/1/27 (09:58)
|
|
||
|
|
330
|
617
|
89/8/26 (11:54)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
89/8/4 (11:25)
|
|
||
|
|
61
|
1165
|
89/7/11 (10:33)
|
|
مجله ی ایرانشناسی
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
زانکه ایران دل زمین باشد
دل زتن به بود یقین باشد
<<نظامی گنجوی>>

کشور تاریخی و کهنسال ایران بموازات دیرینگی تاریخ خود فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها و زبانها و گویش های دیرینه ای نیز دارد.مسائلی مانند رقص ها بازیهای محلی هنرهای منطقه ای و آداب و رسوم و لهجه ها و مثل ها و ادبیات شفاهی متنوع که البته همگی آنها تحت تاثیر فرهنگ رسانه که شبیه فرهنگ تهران با زبانی نزدیک به گویش مردم تهران بوده قرار گرفته اند.شهری مانند تهران بواسطه ی مرکز بودن اقوام گوناگونی را در دوسده ی اخیر پذیرفته که همگی تحت تاثیر تجددخواهی فرهنگ یکدست و منطبق با زندگی مدرنی را اختیار کرده اند که از بسیاری فرهنگ ها و هنجار های بومی ایران بهره ای ندارد.اگرچه فرهنگ مردم تهران شایستگی ها و زیبایی های خود را دارد اما منطبق بر شرایط زندگی در تهران و کلانشهر هایی نظیر آن می باشد آن هم با روح تجدد.در فرهنگ رسانه ای هم همین فرهنگ تهران را تا اندازه ی زیادی ساده تر نموده اند و متاسفانه در بعنوان فرهنگ کلی ایرانی پذیرفته شده است و گویش فارسی رسانه که نزدیک به گویش تهرانی هاست و به نسبت از نظر واژگان و اصطلاحات و آداب فقیر تر هم هست (بعنوان گویش معیار شاید بایست همینگونه باشد) در برابر تمام لهجه ها عنوان "فارسی" را بدست آورده و فرهنگ ساده و کم وزنی که از طریق رسانه ها تبلیغ می شود "فرهنگ کلی ایرانی" و برای برخی هویت طلبان "فرهنگ فارسی یا فارس ها" قلمداد می شود.اگرچه به نظر بنده این شیوه ی تغییر فرهنگی آگاهانه و تعمدی نیست اما حذف شدن لهجه ها و گویش ها و زبان های بومی و در نتیجه آداب و رسوم و شیوه های فرهنگی بومی (که در فرهنگ رسانه جایی ندارند) ضربه ی جبران ناپذیری به پیکره فرهنگی کشور وارد می کند.همین خرده فرهنگ های بومی بودند که ادبیات و فرهنگ ایران را برای سالهای سال زنده نگهداشتند به نحوی که در دنیای آن روزگار از نظر فرهنگی ایران از مراکز مهم بشمار می رفت و فرهنگ ایرانی تمامی کشورهای اطراف را تحت تاثیر عمیق خود قرار داده بود.این شیوه ی ساده سازی فرهنگی غیر از ایجاد دلخوری میان مردم مناطق مختلف کشور به از میان رفتن این وزنه منجر خواهد شد.فرهنگی که یکبار امتحانش را در تاریخ پس داده و اگر فرهنگ تجددگرایی ما با شناخت عمیق از فرهنگ های کهنسال بومی کشورمان همراه باشد شاید بازهم نام ایران و فرهنگ ایران را در جهان بر سر زبان ها بیندازد.برای این مهم شناخت ما از کشور خودمان مردم و فرهنگ های بومی اش ضروری است...در این بحث ما می توانیم به معرفی یک بخش یا یک شهرستان یا یک حوزه ی فرهنگی در کشور بپردازیم یا یک سنت و گویش یا خرده فرهنگ را توصیف کنیم.
بنای تاریخی باغ دولت آباد در شهر یزد
به همراه تاریخچه
در یادگارهای استان یزد، نوشته ایرج افشار آمده است که مطالعه تواریخ قدیم یزد نشان می دهد که باغ های مهم و بزرگ و زیبا از قدیم ترین ایام در آنجا ساخته می شده و ذکر بسیاری از آنها در آن کتب موجود است. از جمله در تاریخ جدید یزد از سی باغ نام برده شده ولی افسوس که اثری از هیچکدام از آنها اکنون برجای نیست. باغ دولت آباد یزد از نمونه باغ های بزرگ ایران است که در سال 1160 هجری قمری توسط محمدتقی خان بافقی مشهور به خان بزرگ، سر سلسه خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر "دوره زندیه" بنا گردیده و در حدود ۲3۰ سال قدمت داشته و محل اقامت حاکم وقت و معاصر با شاهرخ میرزا و کریم خان زند بوده است.
بادگیر مرتفع و زیبای آن با ارتفاع 33 متر از سطح زمین بلندترین بادگیری است که تاکنون شناسایی شده است. خان بزرگ ابتدا قناتی با نام دولت آباد ایجاد کرد و سپس از آب آن قنات باغ دولت آباد را به وجود آورد. قنات تاریخی عظیم و مهم دولت آباد دارای قدمتی بیش از دویست سال است که از احداث پنج رشته قنات تشکیل شده است.
باغ دولت آباد از باغهای قدیمی شهر یزد در کشور ایران است. این مجموعه یادگاری است از دورههای افشاریه و زندیه که شامل عمارت سردر، ساختمان هشتی و بادگیر، عمارت بهشت آئین و تالار آینه، عمارت تهرانی، آب انبار دو دهانه و باغ ناصر است. فضای سبز باغ درختان میوه مانند انگور و سرو و کاج داشته و همچنین گلهای محمدی و سرخ نیز در باغ دیده میشوند.
درب اصلی این مجموعه در خیابان شهید رجایی قرار گرفته است و درب دیگری که در بلوار دولت آباد قرار دارد ورودی نداشته و تقریباً در دست مرمت و بازسازی است. به همین علت تردد از درب اصلی انجام میگیرد. هنگام ورود از یک هشتی نسبتاً بزرگ عبور میکنیم که محل ارائه و فروش صنایع دستی از قبیل سفال است. فضای داخلی باغ تقریباً سبز است و تا حدودی باغ فین کاشان را در ذهن بیننده تداعی میکند. با این تفاوت که باغ فین کاشان معمورتر جلوه میکند در حالی که باغ ناصر به رغم اینکه حتماً متولی دارد به نظر میرسد که از آبیاری خوبی برخوردار نیست و خشک دیده میشود.
روشنایی باغ در شب توسط لامپهایی که در داخل فانوس گذاشته شده و به فواصل معین در اطراف قرار گرفتهاند تامین میشود که منظره زیبایی را نیز ایجاد میکند. درهای ساختمان اصلی از چوب و به صورت کنده کاری دیده میشود و در داخل بنا اتاقهای متعددی قرار دارد که در اکثر این اتاقها حوضی قرار گرفته و درهای یکی از اتاقها که رو به حیاط و باغ باز میشود، با شیشههای رنگارنگ با طرحهای زیبا مزین شده که در هنگام وجود خورشید و پرآب بودن حوض منظره زیبایی از نقاط رنگی منعکس شده را بر روی حوض مرمرین به نمایش میگذارد. در یکی دیگر اتاقها بادگیر معروف دولت آباد قرار دارد که با ارتفاع زمین ۳۳ متر از زمین بلندترین بادگیر از نوع خود بوده و به خوبی کولر میتواند خنکی ساختمان را تامین کند.
![]()
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید
سبک معماری بنای تاریخی باغ دولت آباد یزد















آثار هنری بكار رفته در این بنای تاریخی



چشمه باداب سورت واقع در شهرستان ساری، بخش چهاردانگه، دهستان پشت كوه، روستای سورت، حد فاصل روستاهای اروست و مال خاست واقع در استان مازندران است. چشمه های اسرار آمیز سورت مشتمل بر دو چشمه با آب های كاملا متفاوت از لحاظ رنگ، بو و مزه می باشند. یكی از چشمه ها دارای آبی بسیار شور می باشد و دارای استخر آبی كوچكی است كه عمدتا در تابستان برای آب تنی استفاده می شود و برای درمان دردهای كمر، پا و روماتیسم و امراض پوستی سودمند است و چشمه دیگر كه در مجاورت این چشمه قراردارد دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی و كمی ترش مزه است كه بصورت دائمی و نشتی می باشد و در اطرف دهانه چشمه كمی رسوب اكسید آهن نشسته است.
آب های رسوبی این دو چشمه در مسیر خود از بالای كوه به پائین طی هزاران سال دهها حوضچه كوچك بسیار زیبا در رنگ های نارنجی و زرد و قرمز و در اندازه های مختلف ایجاد كرده اند كه اسراری از دنیای مستور و پوشیده طبیعت بكر و دل انگیز را به نمایش گذاشته است. دیدار از چشمه و حوضچه های باداب سورت خستگی را از جان گردشگران بیرون می کند و چشمان کنجکاو و حقیقت جو در کنکاش مناظر طبیعی جنگلی و کوهستانی پیرامون تا دوردست ها مبهوت و خیره می ماند. خیال انگیزترین صحنه های منطقه به هنگام طلوع و غروب خورشید است که تلالو نور خورشید در حوضچه ها و انعکاس نور آنها همراه با سایه روشن طبیعت اطراف جلوه های تحسین برانگیز از موهبت خداوندی را به جلوه گری می گذارد که این چشم اندازهای چشم نواز هیچگاه از روح و ذهن فراموش نمی شود و بارها و بارها طبیعت دوستان را به تماشای خود فرا می خواند.
چشمه باداب سورت از نوع ژئوپارك محسوب شده و همزمان با آخرین چین خوردگی البرز در پلیوستوسن و پلیوسن (دوران چهارم زمین شناسی) شكل گرفته است. این چشمه در ارتفاع 1841 متری از سطح دریا واقع شده و از جهت شمال ارتفاعات و تپه های پوشیده از جنگل های سوزنی برگ، از جهت جنوب دره مشرف ارتفاعات از جهت شرق ارتفاعات پوشیده از گیاهان بوته ای و درختچه و از جهت غرب معدن سنگ های تزئینی احاطه كرده است. اطراف چشمه نیز پوشیده از درختچه های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل های سوزنی برگ است.
مردم منطقه به دلیل گوگردی بودن این چشمه كه برای امراض پوستی كاملا مفید می باشد از وجود این چشمه آگاهی كافی دارند و از آن به عنوان سرشور یاد می كنند. به گفته ساكنان منطقه آنها برای شفا یافتن از امراض پوستی خود با آب چشمه حمام می كنند اما بدلیل اینكه دمای آن تنها مقدار كمی از دمای محیط بالاتر است برای گرم كردن آن از داغ كردن سنگهای موجود در اطراف چشمه و گذاردن آنها در داخل آب چشمه استفاده می نمایند. در ایران این اثر بی نظیر بوده و فقط در آسیا در كشور تركیه چشمه ای به نام پاموکاله که تا حدی شبیه باداب سورت است ولی بصورت رسوبات نمكی و فقط به رنگ سفید هست وجود دارد.
در ضمن پس از دماوند که بعنوان نخستین اثر میراث طبیعی ایران به ثبت رسیده، مجموعه زیبا و دیدنی چشمه های آب معدنی باداب سورت که از شگفت انگیزترین شاهکارهای طبیعت است نیز بعنوان دومین اثر میراث طبیعی کشور ثبت ملی شده است.
گاهشمار تمام سنگی 2500 تا 3000 ساله
یکی از افتخارات ناشناخته ایران زمین
بنایی با معماری خاص در "نقش رستم" در استان فارس وجود دارد كه از زمان حمله اعراب به ایران به اشتباه آن را "كعبه زرتشت" نام نهاده اند. کعبه زرتشت در زمان هخامنشیان و به احتمال زیاد در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ساخته شده است. این بنا که با خصوصیات ظاهری یک مکعب مستطیل شکل است، دارای تنها یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است. تا سال ۱۳۱۶ شمسی، یک سوم پایینی بنا در زمین دفن شده بود و تنها در این سال و با آغاز کاوشهای باستانشناسی بود که مشخص گردید که بنا در سه سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است. همچنین در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا میدهد. این ساختمان تماماً از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شده است.

تصویر بنای معروف به کعبهٔ زرتشت در نقش رستم
در دیوار داخل این ساختمان لغت "کعبه" حکاکی شده است. در کتابهای زرتشتی آمده است که حضرت زرتشت "زاراتشترا" در این محل، نیایش میکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسی پهلوی گرفتند. همانطور که در زمان داریوش کبیر به كشور "عمان" امروزی "مکه" میگفتند؛ بنابراین كلمه مكه نیز فارسی است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتی نوشته شده است که زرتشت در این رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردین از محلی شروع میشود که اولین اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال یکبار نوروز از ایران شروع میشود. آخرین باری که نوروز از ایران شروع شد، 300 سال پیش بود. در سال 1387، نوروز از پاریس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نیویورک شروع شد. در سال 1389 هم نوروز از محلی بین آلاسکا و هاوایی شروع شد.
از زمان حمله اعراب به ایران تا به امروز، یعنی قرن بیست و یكم میلادی، كاربرد و تعریف واقعی این بنا كشف نشده بود. آن زمان فكر میكردند كه هر دینی باید برای خود بُتكده یا عبادتگاهی داشته باشد، برای همین فكر كردند این بنا هم مركزیت یا كعبه زرتشتیان است و این در حالیست که درباره کاربرد این بنا، نظرات گوناگونی ابراز شده است و متاسفانه دانشمندان تاکنون کاربرد بی شک و تردید آن را کشف نکردهاند ولی بخشی از کاربردهایی که به این بنا منسوب شده است، چنین اند:
- آرامگاه همیشگی داریوش که بعدها انصراف پیدا کرده است
- آرامگاه موقت (فقط تا پوسیده شدن اجساد)
- جایگاه آتش مقدس (آتشگاه)
- جایگاه نگهداری اوستا و کتب دینی
- جایگاه پرچمهای شاهی و اسناد حكومتی یا محل گنجینه دربار
کاربرد این بنا در دوره هخامنشی هرچه بوده، به نظر میرسد که بنا در دوران ساسانی و بخصوص اردشیر به اوج اهمیت رسیده است. در این دوران سه سنگ نوشته مستقل بر روی سکوهای بنا ایجاد شده است که اطلاعات گسترده ای در خصوص ساسانیان ارائه میکند. اما پژوهشگر ایرانی "رضا مرادی غیاثآبادی" كه تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته است، نتیجه كشف خود را در كتابی به نام "نظام گاهشماری در چارطاقیهای ایران" توسط انتشارات " نوید شیراز" به چاپ رسانده و راز این بنا را منتشر كرده است. غیاثآبادی با تحقیقات خود ثابت كرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفتهترین، دقیقترین و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان است. این در حالیست كه تا قبل از این بنا هم "چارطاقیها" در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوهای بسیار ساده اما دقیق و حرفهای بر عهده داشتند.
تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط میتوانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص كنند و حتی با سال خورشیدی هم تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتیان با استفاده از این بنا میتوانستند بسیاری از مناسبتها و جشنهای سال را روز به روز دنبال كنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند.
بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح كشور (به تصور آتشكده) یا به طور كامل تخریب شده و یا تغییر كاربری داده شده است. ولی خوشبختانه تعدادی هم مانند چارطاقی "نیاسر" و چارطاقی "تفرش"، سالم مانده و برای ما و نسلهای بعدی باقی ماندهاند.
متأسفانه بنای "كعبه زرتشت" با آن كه تقریباً سالم باقی مانده است به ثبت میراث جهانی سازمان ملل نرسیده است! حتی سازمان میراث فرهنگی هم این بنا را همراه بناهای عجایب هفتگانه جدید (كه برج ایفل هم یكی از كاندیداها بود) پیشنهاد نداد! جالب اینجاست که حتی با كشف راز این بنا هم هیچگونه انعكاس و جنجالی به پا نشد!
این بنا، یك گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است كه باید سازندگان آن از بسیاری از نكات علمیِ جغرافیایی، نجومی، سال كبیسه، انحراف كره زمین نسبت به مدار خورشید، تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی، مسیر گردش زمین به دور خورشید و... را در 2500 تا 3000 سال پیش، در دوران حكومت هخامنشیان آگاه میبودند. حال آنكه خیلی از آنها را مانند كروی بودن كره زمین و گردش زمین به دور خورشید را در چهارصد سال اخیر در اروپا كشف كردند و به نام خودشان ثبت كردند! اما خود شما قضاوت کنید که در معرفی و اهمیت بخشیدن به آثار بزرگ تاریخی كشور عزیزمان ایران کوتاهی شده است.
دره ستاره ها با قدمت حدود 2 میلیون سال، كه بر اثر فرسایش خاك، سنگ و ماسه ناشى از باد و باران و رگبارها به وجود آمده است، شاهكار كم نظیر طبیعت در جزیره زیباى قشم است. قدمت دره ستاره ها مربوط به دوره زمین شناسى سنوزوئیك (حدود 2 میلیون سال) است.
ضلع شمالى جزیره قشم در نزدیكى روستاى بركه خلف، عارضه زمین شناسى عجیب خود را به نمایش گذاشته است. بنا به تحقیق آنوبانینى؛ اهالى محل عقیده دارند ستاره اى از آسمان افتاده و اشكال عجیبى را از خاك و سنگ و ماسه پدید آورده است.
از شهر قشم كه به سمت ساحل جنوبى آن حركت كنید به روستاى "بركه خلف" مى رسید. روستاى بركه خلف در فاصله 5 كیلومترى از ساحل جنوبى جزیره قرار گرفته است. در شمال این روستا یكى از زیباترین جلوه هاى فرسایش در جزیره قابل مشاهده است. اهالى منطقه به این روستا استاره كفته (گاهى هم استار افتیده) مى گویند. اما، نام دره ستاره ها براى این پدیده كم نظیر زمین شناسى جا افتاده است. ادامه راه، جاده خاكى است كه شما را به دره ستاره ها مى رساند. نوشته زیر به طور دقیق متن تابلوى راهنماى نصب شده در محل دره ستاره هاست!
دره ستاره ها كه اهالى بومى به آن ستاره افتاده یا استاره كفته نیز مى گویند از زیباترین جلوه هاى فرسایش در جزیره پهناور قشم است اهالى معتقدند پس از فرو افتادن ستاره اى در این محل و بر اثر ضربه اى سهمگین، خاك از زمین بالا آمده و به هر شكلى كه بوده خشك شده و چنین اشكالى پدید آمده است. برخى از اهالى معتقدند با تاریك شدن هوا این دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است اما تاكنون صحت چنین چیزى به اثبات نرسیده است.
به دلیل شكل ویژه این دره و انواع حجم ها و پدیده هاى فرسایش موجود در آن وزش بادهاى تند و گردش هوا در لابلاى ستون ها و حفره هاى موجود در دره تولید صدا مى كند و به دلیل این صداهاست كه اهالى معتقدند با تاریك شدن هوا این دره محل آمد و شد ارواح و اجنه است و بنابر این از ورود به آن در شب خوددارى مى كنند. بر اساس یك افسانه قدیمى جزیره نشینان، دره ستاره ها را شب هنگام محل آمد و شد ارواح و اجنه مى دانند كه این باور از نظر علمى هنوز اثبات نشده است.
ویژگى ها و دیدنى هاى دره ستاره ها سبب شد این دره به عنوان بخشى از ژئو پارك جزیره قشم جزو آثار طبیعى در سازمان یونسكو به ثبت برسد. ژئو پارك قشم با آثار زیباى طبیعى و تاریخى تنها ژئو پارك منطقه خاورمیانه است. زیبایى دره ستاره ها در شب هاى مهتابى در لحظاتى كه سكوت همه جا را فرا گرفته و آسمان و ستاره ها در نزدیكى زمین احساس مى شوند، دو چندان است. در گوشه و كنار ستون ها و دره ستاره ها راه هاى تنگ، باریك و گاه پهن و وسیع وجود دارد كه با نظم خاص خود چشم هر بیننده اى را خیره مى كند.
دره ستاره ها و دره چاه كوه پدیده اى شگفت از فرسایش سنگ هاى رسوبى زمین است. دره ستاره ها كه به گمان افراد بومى، در آن ستاره افتاده است و شب ها جن دارد، بسیار دیدنى است و مشابه این اشكال زمین شناسى یا ژئومرفولوژى را ما تنها در آمریكا مى بینیم. كه توریست هاى بسیارى را مى توانند به خود جذب کنند.
دره یا تنگه چاه كوه دره اى به عمق 100 متر نمایش دیگرى از فرسایش سنگ هاى رسوبى است. گنبد و غارهاى نمكى در جنوب جزیره قشم قرار دارند و در یك جاده خاكى ما را به آنجا مى رساند كه دسترسى به آن مشكل است، لایه هاى نمك كه مربوط به دوره هاى جدید زمین شناسى هستند در برخورد با گسل هاى پوسته زمین بالا آمده و گنبدهاى نمكى را به وجود آورده اند. در داخل این گنبدهاى نمكى، غارهاى نمكى قرار دارد. غار نمكى شماره 3 قشم با 6 هزار متر طول، بزرگترین غاز نمكى جهان شناخته شده است. درون این غار رودخانه اى مارپیچ به عمق یك متر با استلاكتیت و استلاگمیت هایى اعجاب آور انسان را به شگفتى وا مى دارند.
دره ستاره ها در واقع یك ناحیه فرسایش یافته از سوى آب هاى سطحى، رگبارهاى فصلى و تندبادها است. فلات اولیه كه هنوز در بخش شمالى به صورت كم و بیش دست نخورده باقى مانده، در ارتفاع بین 7 تا 10 مترى از كف دره قرار دارد و جنس آن ماسه سنگ با سیمان آهكى سست و پر از پوسته هاى فسیلى است. مخروط هاى نوك تیز، ستون ها و ستونك هاى فرسایشى، آرك ها و تیغه ها و دیواره هاى نوارى از جمله بخش هایى هستند كه در این دره مشاهده مى شوند. به دلیل سست بودن جنس لایه ها، مى توان انتظار داشت كه پس از هر بارندگى شدید (كه به ندرت اتفاق مى افتد) تغییرات محسوسى در مورفولوژى دره صورت پذیرد.
آنچه مشخص است این است كه این اشكال در اثر فرسایش باد و باران و رگبارهاى فصلى پدید آمده است؛ البته بازدید از دره ستاره ها در شب هاى مهتابى جاذبه اى خاص دارد، بویژه در آن لحظه كه سكوت همه جا را فرا گرفته و آسمان و ستاره ها با نزدیكى خاصى به زمین احساس مى شوند. در هر صورت براى رفاه حال بازدیدكنندگان و گردشگران در ابتداى سال 85 به دستور مدیرعامل منطقه آزاد قشم و با همت معاونت سیاحتى و گردشگرى سازمان و كمك اهالى و شوراى اسلامى روستاى بركه خلف راه دسترسى به دره ترمیم و براى ایجاد امكانات رفاهى و بهداشتى اقداماتى صورت پذیرفته است.
منظره هاى این دره واقعاً قشنگ و جالب هستند. در گوشه و كنار ستون ها و كنگره ها با اشكال متنوع و جالب به چشم مى خورند و بین اینها راه هاى تنگ و باریك و گاهى پهن و وسیع وجود دارد. علاوه بر این شكاف ها و سوراخ هاى بزرگ و كوچكى هم ایجاد شده اند كه ممكن است این تصور را ایجاد كنند كه موجودى عجیب و غریب در دل آن تاریكى ها زندگى مى كند. با وجود این اشكال و طرح هاى عجیب بیخود نبوده كه در شبهاى تاریك مردم فكر مى كردند اشباح و اجنه در این دره رفت و آمد مى كنند!
در این دره زیبا احجام و شکل های خارق العاده ای را می توان دید. اگر در عکسها دقت بفرمائید اشکالی مانند دو دست در حالت قنوت و یک خرس که در حال بالا رفتن از کوه است و یک جفت جغد را کنار هم می توانید ببینید.
گندم بریان تپه ای به مساحت ۴۸۰ كیلومتر مربع است كه از گدازه های سیاهرنگ آتشفشانی پوشیده شده است. این تپه به عنوان گرمترین نقطه كره زمین از سوی پروفسور پرویز كردوانی معرفی شده است كه دمای آن در سایه در تابستان به ۶۷ درجه سلیسوس می رسد و در حقیقت قطب گرمایی كره زمین بشمار می رود. گرمترین نقطه موجود در كره زمین با دمای نزدیك به 70 درجه در سایه که در دشت لوت ایران واقع شده است.
دیدن این ایمیل برای همه دوستداران ایران و طبیعت گردی جالب خواهد بود. قبلا" کلیاتی راجع به گرمترین نقطه موجود در کره زمین که در ایران واقع شده را شنیده بودم ولی چیز بیشتری نمیدانستم، لیکن در این ایمیل اطلاعات بیشتری راجع به این موضوع خواهیم دید و شاید ترغیب شویم که ما هم سری به این نقطه بزنیم. به جایی که در واقع گرمترین نقطه زمین است.
دكتر پرویز كردوانی، بیابانشناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه گندم بریان در دشت لوت كه در 80 كیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است، منطقهای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه میشود. به گفته وی این منطقه همچنین پستترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب میشود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است.
كردوانی معتقد است كه در گندم بریان، در منطقهای بهطول 200 كیلومتر و عرض 150 كیلومتر هیچ موجود زندهای زندگی نمیكند و شرایط بهگونهای است كه امكان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد.
گواه كردوانی بر این موضوع این است كه در تحقیقات خود مشاهده كرده است كه گاو و گوسفند مردهای كه توسط كامیونهای عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند بلكه فقط در اثر حرارت خورشید خشك شده بودند. به گفته وی این موضوع نشان میدهد كه در این منطقه حتی باكتری هم امكان حیات ندارد.
كردوانی اضافه كرد: در نزدیكی گندم بریان پدیدههای طبیعی بسیار زیبایی از جمله كلوتهای بیابان لوت قرار دارد. این كلوتها رشته دالانهای موازی هستند كه بر اثر باران و باد شدید به مرور زمان ایجاد شده است و ارتفاع دیوارههای آنها به 200 متر میرسد.
دكتر كردوانی گفت: پیش از اعلام میزان گرمای گندم بریان گمان میشد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با 7/57 درجه سانتیگراد حرارت، گرمترین منطقه كره زمین باشد اما امروز مشخص شده است كه گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67 درجه سانتیگراد در سایه، گرمترین نقطه كره خاكی است.
"گندم بریان" یا "ریگ سوخته" در ۸۰ كیلومتری شمال شهر شهداد در كویر لوت واقع است و به دلیل نداشتن جاده و راه مشخص دستیابی به آن به سختی و تنها با همراهی تعداد معدودی كه آشنا به مسیرها هستند امكان پذیر است. این تپه هم از لحاظ زمین شناسی و هم به عنوان یك جاذبه گردشگری نیاز به بازشناسی و معرفی بیشتر دارد و باید زمینه دستیابی آسانتر علاقمندان به آن نیز فراهم شود. دمای هوا از آبان تا فروردین در این نقطه از كره زمین قابل تحمل و طبیعی است و تنها در همین فرصت است كه می توان به سفر به گندم بریان فكر كرد.
كویر شهداد بخشی از كویر لوت به شمار می رود. سرزمینی با پدیده ها و شگفتی های ناشناخته كه می تواند پنجره ای نو به صنعت طبیعت گردی ایران بگشاید. كویر، تنها یك اقلیم و جغرافیا نیست، خوب كه بنگریم تن پوش فرهنگ و تاریخ را هم بر تن لوت و عریانش می بینیم. كویر با آسمان پرستاره، سكوت، شب های آرام، طلوع و غروب های زیبا، ســراب فریبنده، كلوت های افسانه ای شهر مانند كه به قصرهای شكوهمند می مانند در كنار محوطه های باستانی و طعم شیرین پرتقال و رطب های خرمای بزمانی شهداد برای همه افراد با سلایق و ملیت های متفاوت جذاب است. در كنار جاذبه های یاد شده، رود دایمی شور با بــــــلورهای زیبای نمك، تپه گندم بریان، گدار باروت، نمك های تخم مرغی شكل، منطقه بدون حیات و باكتری عمق كویر، بوته های گز(نبكا ) در حاشیه آن، زیبایی كویر را صد چندان كرده اند. جایی كه همچون سیاره های ناشناخته نیاز به كشف و شناسایی بیشتر دارد.
شب كویر هم كه خیال انگیز و توصیف نشدنی است چنـــــانكه در هیچ جای دیگری نمی توان شب های سرمه ای و پرستاره را این چنین تجربه كرد. شــــب كه بر كویر چتر می گسترد می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری. اینجا آسمان و زمین بهم نزدیك ترینند. هر چه روزها آسمان و خورشید پرفروغش به نامهربانی بر زمین سوخته و تفتیده كویر گرما و آتش می پاشند شب ها اما به جبران آن، گویی با مهربانی تمام فاصله ها را از میان برمی دارند و آسمان ستاره های زیبایش را به سخاوت تمام به زمین می بخشد. بخش شهداد با ۲۴ هزار كیلومتر مربع وسعت ۳۰ هزار نفر جمعیت و ۲ نقطه شهری در ۹۵ كیلومتری شمال شرق كرمان در همسایگی كویر لوت واقع است.

در 25 کیلومترى شمال غربى مشهد در حاشیه غربى جاده مشهد - طوس، بنایى ناشناخته و پر رمز و راز قرار دارد. بقعه «هارونیه » بنایى است مکعب شکل و آجرى که در قلب دشت طوس واقع گردیده است.
این بنا از نظر عظمت، قطر پایه ها، قدرت ایستایى در کف و گنبد داراى معمارى خاص است و توجه به این نکته که هارونیه یگانه اثر برجاى مانده از شهر باستانى طوس است، اهمیت آن را مشخص تر مى سازد.


گنبد هارونیه :
تنها اثر بر جای مانده از توس قدیم بنای آجری است معروف به گنبد هارونیه که در دهه های اخیر به همت انجمن اثار ملی و میراث فرهنگی خراسان مرمت و باز سازی شده است مردم این بنا را زندان هارونیه می نامند و در متون وسفر نامه ها از آن مسجد توس آرامگاه و خانقاه غزالی نام برده شده است. هارونیه كه احتماﻷ مدرسه یا خانقاهی مربوط به سدﺓ هشتم میباشد سنگ یادبودی بنام محمد غزالی در وسط محوطه كارگذاشته شده است. چون آرامگاه « امام محمد غزالی » در توس می باشد و محل آن دقیقاً روشن نیست ، در مجاورت این بنا به یادبود این دانشمند ، سنگ مزاری نصب شده است . این ساختمان زیر زمینی دارد كه عقیده عمومی مردم این است كه به عنوان زندان از آن استفاده می شده است. تحقیقات اخیر نشان داده که هارونیه صرفا آرامگاه یا خانقاهی است گه در سده های هفتم یا هشتم هجری هم پهلو با یک بنای مذهبی دیگر و بر روی خرابه های ابنیه کهن ساخته شده است این بنا مشتمل بر یک فضای وسیع مربع گنبد دار به ارتفاع حدود25 متر و وسعت 12*12 متر است در انتهای بنا سه حجره با اتاقک با تزئیناتی شامل گچبری قرار دارند تزدینات خارجی آن منحصر به قابهای عمودی وستون نماهای طرفین ورودی می باشد.راه پله هایی دارد كه می توان به طبقه دوم بنا رفت فعلاً آن را بسته اند ولی در دوران كودكی من باز بود و طبقه دوم را نیز چند بار دیده ام فضای بسیار كوچكی دارد. محل جدیدی كه به تازگی در این محوطه توسط باستان شناسان پیدا شده ، می گویند مدرسه یا مسجد بوده است.

معمارى بنا
بناى هارونیه کلا آجرى است و هیچ گونه تزئین کاشى در آن به کار نرفته است، این بنا به صورت چهار ضلعى است که ابعاد آن در اضلاع مختلف به علت وجود قناسى نابرابر است. ابعاد آن به ترتیب ضلع شمالى 5/19 متر، ضلع جنوبى 20 متر، ضلع شرقى 28 متر، ضلع غربى 29 متر است. ارتفاع گنبد از کف بنا 26 متر، ارتفاع ایوان 21 متر، ارتفاع گنبد کوچک قسمت شمالى 11 متر، طول و عرض گنبدخانه 12×12 متر و ارتفاع کمر پوش بنا از کف 9 متر است. داراى یک ورودى در سمت جنوب با سردر فوق العاده رفیع بدون تزئینات کاشى و تماماً آجر است و گنبدخانه اى که در سطح وسیعى پوشیده است.


در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خیجه و ماماتین بعد از روستای گنبد لران، کوهی آتشین وجود دارد که از گذشته های دور تاکنون شبانه روز می سوخته است، مردم محلی به این کوه "تشکوه" می گویند.
به گزارش خبرنگار مهر، تشکوه در شرق شهرستان رامهرمز در فاصله 6 کیلومتری روستای ماماتین در جاده رامهرمز ــ ابوالفارس واقع شده است. به گفته کارشناسان زمین شناسی دلیل شعله ور شدن آتش کوه گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق زمین به سطح است. گازهای هیدرکربوری از لایه های مختلف زمین عبور می کنند و از هر درز و شکافی در سطح زمین به بیرون شعله ور می شوند به طوری که در شب نور سوختن این گاز بیشتر دیده می شود.
روشنی آتش این کوه در تاریکی شب جلوه زیبایی به منطقه می دهد به گونه ای که تا به حال توانسته گردشگران زیادی را در ساعات شب به سوی خود بکشاند. مسئله قابل توجه برای گردشگران این است که در مجاورت این آتش کوه به دلیل وجود گاز متصاعد شده در هوا نمی توان آتش دیگری روشن کرد. جالب این است که گردشگران برای رسیدن به این منطقه از مردم استان کمک می گیرند چون هیچ تابلویی برای نشان دادن این جاذبه گردشگری و نفتی خوزستان وجود ندارد.
غیر از تشکوه در نزدیکی شهر صنعتی امیدیه و منطقه آغاجاری نیز کوهی وجود دارد که مردم محلی آن را کوه سوخته می نامند. از لابه لای خاک و سنگهای کوه سوخته زبانه های آتش بیرون می آید و دود سیاهی را راهی آسمان می کند. این دود باعث می شود تا فضای اطراف چشمه های آتش این کوه نیز سیاه رنگ به نظر برسد.
کوه سوخته کوچکتر از تشکوه است. رنگ سیاه کوه آن را از سلسله جبال اطرافش مجزا کرده است. در قله کوه در اثر زمین لغزش یا رانش زمین شکاف عمیقی وجود دارد که دهانه اصلی خروج گاز بوده و آتش از درون آن شعله ور است.
کوه سوخته امیدیه به دلیل شکل و شمایل ظاهری و آثار و شواهد هیدروکربوری در سطح زمین یک اثر ژئوتوریسمی ارزشمند و گرانبها در حوزه زمین شناسی است که نه تنها برای زمین شناسان بلکه برای همه علاقمندان به طبیعت جذاب و دیدنی به نظر می رسد.
تشکوه و کوه سوخته از نظر مباحث زمین شناسی بسیار با اهمیت و مورد مطالعه کارشناسان این حوزه است و اکنون تشکوه که بیشتر در میان مردم شهرت دارد به یکی از جاذبه های عجیب گردشگری استان خوزستان تبدیل شده است.
![]()
حتما بخوانید تا بدانید چه بر سر ایران آمده!

این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.
به نقل از ایران الایو.
|
شهر سوخته اما پیشرفته |
شهر سوخته در۵۶کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده استاین شهر در۳۲۰۰سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است .
«کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است.
شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیهی فاضلاب بوده است .
اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است .
بر مبنای یافتههای باستان شناسان شهر سوخته۱۵۱هکتار وسعت دارد.
برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.
کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال
این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند.
قدیمی ترین تخته نرد جهان
از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
مخترع انیمشین در جهان ما بوده ایم نه چینی ها
نخستین انیمیشن جهان
باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از محوطههای تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونهای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته است در 5 حرکت، بزی را طراحی كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذیه می کند.
حاصل انیمیشن و باز سازی آن بروی کامپیوتر
به گفته این باستانشناس، بز از جمله حیواناتی است كه در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و میتواند با یك حركت جهشی به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوختهای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر كردن جهش این بز شده است.
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شئ یافت شده، میتوان از سفال با امضای سفالگر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همهگانی همچون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کورههای سفالگری، کورههای ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قابهای چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.
قدیمی ترین تاس جهان :
به نقل از:ایران الایو
عباس آباد بعنوان یکی از مناطق گردشگری در استان مازندارن می باشد . متاسفانه بعلت عدم مدیریت صحیح بر این منطقه تمام پتانسیل های آن شناسایی نشده است . این در حالی است که عباس آباد جدا از طبیعت زیبا دارای آثار تاریخی و ارزشمند از دوره صفویه می باشد که در صورت توجه می تواند به یکی از زیبا ترین مناطق گردشگری ایران تبدیل شود .
در 9 کیلومتری بهشهر در میان جنگلهای دهکده التپه، آثار و عمارات و راههایی به چشم می خورد که مربوط به بقایای باغ تاریخی عباس آباد بهشهر در دوره شاه عباس کبیر است.دسترسی به این بنا با جاده باریک آسفالته ای صورت میگیرد که در 4 کیلومتری خارج بهشهر به جاده اصلی ساری-گرگان متصل میشود و پس از عبور از دل جنگل و دهکده زیبای التپه سرانجام وارد این مجموعه میگردد.آثار به جا مانده از این مجموعه متشکل از محوطه سازی ها، صفه سازی ها، باغ ها، حمام، برج و باروها و جاده های سنگفرشی است که اعضای این مجموعه را به هم متصل مینماید.
این کاخ در زمان آبادی از مشهور ترین باغهای صفوی بوده است که ابنیه مختلف آن با توجه به موقعیت استثنائی آن که از یک طرف به دریا و از طرف دیگر به جنگل دید دارد آنرا به یک مجموعه بی نظیر بدل ساخته است. متاسفانه وضعیت خاص محیطی این مجموعه به علاوه بی توجهی که پس از دوران صفوی نسبت به آن صورت گرفته است، باعث تخریب بسیار این مجموعه شده است و رویش درختان در دل بناهای آن و ریزش برگها آن را در زیر خروارها خاک مدفون ساخته است. در سالهای اخیر هم حفاریهای غیر مجاز باعث تخریب مضاعف آن گردیده است.
بناهای موجود در مجموعه عباس آباد
با کاوش های صورت گرفته مشخص شد که بناهای موجود در این مجموعه از این قرار است:
1- سد و برج کنترل جریان آب
2- بنای داخل دریاچه مصنوعی که احتمالا پایه ای برای کاخ روی آن بوده است.
3- برج های دیده بانی دو گانه به فاصله 175 متر در شرق دریاچه
4- محوطه سازی شمالی
5- صفه و محوطه سازی جنوبی
6. حمام مجموعه در جهت غرب صفه سازی شمالی
دریاچه و سد
شاه عباس دریاچه ای در وسط دره ای عمیق با بستن سدی محکم ایجاد نمود که آبهای زمستانی را از اطراف و با کمک کانال هایی جمع آوری و در تابستان به مقدار زیادی اراضی برنجکاری را مشروب می سازد . در برج کنترل آب دریچه هایی در ارتفاع های گوناگون تعبیه شده که با کشیدن آنها آب برای دهکده های اطراف فرستاده میشود.میتوان گفت که در حال حاضر با توجهی که در کیفیت ساخت آن شده و نیز با مرمت های صورت گرفته و شاید توجه اهالی سالمترین بنای کل مجموعه همین سد و برج باشد.
بنای میان آب
این بنا که با مصالح آجر و ساروج در میانه آب واقع شده در اصل پایه ای برای کاخی بوده که اکنون اثری از آن موجود نیست. شاهد این مدعا صفحه 157 کتاب عباسنامه است که در مورد این مجموعه است :
'' شاه عباس دوم پس از گردش و شکار به اشرف رفت و در عباس آباد هم توقف کرد.
گمشتگن در دور و اطراف دریاچه دایره وار با بهترین وجهی چوب بندی و نرده کردند و آن حدود را نیز به بهترین وجهی زینت دادند و بر کنار دریاچه ای که از آب زلال سرشار بود، چراغهایی چیده و از فروغ و روشنایی آن بر صفای آب افزودند. شاه به جزیره (ساختمان وسط استخر ) رفت و در تالار نیای خود به بزم و شادمانی نشست ... '' این کاخ با پل چوبی معلقی به صفه سازی شمالی متصل می شده است.
صفه سازی شمالی
این صفه سازی ها بر روی تپه ای با ارتفاع 30 متر از کف استخر و به شکل پلکانی ایجاد گردیده است که در بالاترین نقطه سکوی مرکزی را تشکیل میدهد.این سکو ها به احتمال قوی و با توجه به جای ستونهای سنگی موجود، زیر سازی کاخی با سازه چوبی بوده که اکنون از میان رفته است.نحوه شکل گیری این صفه ها و جوی های آب در داخل آنها باغسازی ایرانی را جلوه گر میسازد.این جویها با حرکتی که بر روی صفه ها دارند و تشکیل آبشار ها و حوضهای گوناگون مناظری بدیع و چشم نواز را تشکیل میدهند. آبرسانی به صفه مرکزی که آب بقیه صفه ها را تامین میکند از طریق لوله های سفالین که اصطلاحا تنبوشه نامیده میشوند، از چشمه های اطراف که آب آنها بر این سکو سوار بوده است صورت می گرفته، و پس از آن آب از حوض مرکزی در سراسر باغ به حرکت در می آمده است.
صفه سازی جنوبی
هنوز بخشهای زیادی از صفه سازی جنوبی در زیر خاک مدفون است اما با پیدا شدن حوض های آب و کفسازی آن میتوان حدس زد که این بخش شبیه صف سازی شمالی بوده است. اما آنچه مشخص است آن که این بخش هرگز اهمیت بخش شمالی را نداشته و موقعیت آن نیز آن را به فضایی دست دوم تبدیل کرده بوده است.
حمام
آب سکوی مرکزی در پائین ترین ارتفاع به حمام مجموعه در غرب کاخ شمالی می رسیده است.حمام این مجموعه کوچک اما دارای خصوصیات سنتی حمام های گذشته است.انتقال آب در آن از طریق تنبوشه ها و از داخل دیوارهای ضخیم خشتی آن صورت میگرفته است. همچنین مسیر خروج دود از تون آن کاملا در زیر کف حمام پیچیده بود تا گرمای دود کاملا جذب فضا شود و بیهوده هدر نرود.از داخل این حمام کاشی هایی با نقشهای متداول آن دوران و با رنگهای لاجوردی، فیروزه ای و زرد یافت شده است.
تالاب عباس آباد بهشهر
این دریاچه در ارتفاع 400 متری از سطح دریا در جنوب شرقی بهشهر میان جنگل قرار گرفته است و به دلیل ساخت و سازهایی كه شاه عباس در اطراف آن انجام داد، به نام عباس آباد معروف گشته است.



به گزارش مهر در آبعلی، حفظ ابنیه تاریخی و اهمیت به آثار باستانی از جمله مواردی است که این روزها حتی کشورهایی با تمدن چند صد ساله نیز بدان روی آورده اند و دیده می شود در کشوری تازه متمدن با بزرگنمایی چند تخته سنگ کنار هم چیده شده برای خود تمدن مصنوعی عظیمی ساخته و آن را به رخ سایر ملل می کشند.
در کشور ما از این گونه آثار باستانی به وفور یافت می شود و آنقدر مصادیق تمدن کهن پارسیان و نسل آریایی در تمامی اسناد ملی و مجامع جهانی به ثبت رسیده که شاید اشاره به آنها از حوصله این گزارش خارج باشد اما این نمادهای فرهنگی ارزشمند گاه با بی مهری و فراموشی مسئولان مواجه شده و به سوی نابودی سوق داده می شوند.
یکی از این آثار فراموش شده، هتل آبعلی است که قدیمی ترین بنای بتنی کشور و نخستین مهمانسرای ایران به سبک مدرن است.
هتل آبعلی بنایی تاریخی در 45 کیلومتری پایتخت و بر فراز شهر آبعلی از بخش رودهن و شهرستان دماوند قرار دارد که در سال 1312 و با بهره گیری از طرح معماری دو مهندس روسی و آلمانی به شکل یک کشتی مسافری احداث شد.
این بنا پس از تکمیل کاخ مبارک آباد در دهه اول قرن 20 ساخته شد که در آن 80 پله از ابتدای ورودی خیابان تا طبقه فوقانی به شکلی تعبیه شده که فرد سوار بر اسب می تواند از نقطه ورودی تا طبقه انتهایی را بدون مشکل طی کرده و بازگردد.
ارتفاع و پهنای هر پله که توسط اساتید هنر سنگ تراشی و گچبری بومی همچون: سید میرون ، رضا درویش و مهدی سنگتراش و از سنگ های طبیعی ساخته شده، 25 سانتیمتر است ولی درازایی حدود هفت متر دارد که بدین ترتیب افراد بسیاری می توانستند در مسیر راهروی این هتل بدون ایجاد مزاحمت برای یکدیگر و به راحتی عبور و مرور کنند.
علاوه بر فضای داخلی هتل مذکور فضای بیرونی این بنا نیز قابل تحسین است. باغاتی زیبا دارای درختان کهنسال و سر به فلک کشیده که هر گردشگر یا رهگذری را به سوی خود می خواند.
هتل آبعلی در حال تخریب است
البته شهر آبعلی و هتل 75 ساله آن همچون بیشتر نقاط شمال شرق استان تهران به دلیل آب و هوایی مطبوع و داشتن قابلیت های فراوان اکوتوریسمی درطول تاریخ با علاقه شدید شاهان، شاهزادگان، نزدیکان دربار، گردشگران خارجی و مستشاران کشورهای استعمارگر روبرو بوده و به همین جهت نام «آه» بدلیل جریان و سرچشمه گیری رودخانه ای به همین نام بر آن نهاده شده بود که تدریجا به آبعلی تغییر یافت و امروزه نام آبعلی بیشتر به گوشمان آشناست.
اما این روزها از تن رنجور نخستین سازه بتنی کشور صدای استقامت شنیده نمی شود و از سوی چند نگهبان دست رد به سینه اهالی و گردشگران زده شده و از بازدید صاحبان اصلی آن ممانعت به عمل می آید.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران نیز تنها به ثبت این اثر در ردیف آثار ملی و نصب تابلویی بسنده کرده است که این روزهاحتی همین تابلو نیز سر کج کرده و صفحه زنگ زده این تابلو بجای نشان دادن مشخصات هتل آبعلی از قصه پرغصه 30 سال بی توجهی سخن می گوید.
.
اثری ملی در گیرودار دو سازمان دولتی
عضو شورای شهر آبعلی نیز پیرامون هتل آبعلی خاطرنشان کرد: حدود دو سال پیش نشستی با حضور مسئولان بنیاد، میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران و مسئولان محلی شهر آبعلی در خصوص در شرف تخریب بودن هتل آبعلی تشکیل شد.
رضا اسماعیلی از تخریب بخشهای مختلف هتل آبعلی خبر داد و گفت: این هتل در سال 1382 به عنوان اثر ملی ثبت شده است اما عملا فعالیتی در مسیر مرمت این هتل 75 ساله صورت نگرفته و بنای مذکور به صورت نیمه مخروب رها شده است.
این مسئول با گلایه از بی توجهی صورت گرفته در خصوص این اثر اظهار داشت: این هتل تا 15 سال پیش نیز به عنوان محلی برای برگزاری مراسم، جشنواره و همایش های مختلف استفاده می شد اما پس از مالکیت بنیاد، برای هتل آبعلی کاربری اردوگاهی تعیین شد و اجازه استفاده عموم سلب شد و توسط نگهبانانی از ورود افراد ممانعت به عمل آمد.
خارج شدن هتل آبعلی از سامانه گردشگری نگران کننده است
اسماعیلی بیان داشت: در سال های پیش از انقلاب، هتل آبعلی با توجه به فضای فرهنگی اقشار خاص و صاحب قدرت آن زمان دارای شرایط فرهنگی نامناسبی بود که در تمام نقاط کشور نیز این امر وجود داشت به همین جهت نباید ابزار را به دلیل اشتباه کاربری بلااستفاده گذاشت.
اسماعیلی با اشاره به سایر توانمندی های توریستی شهر آبعلی یادآور شد: اگر هتل آبعلی به شکل مطلوب گذشته خود بازگردد باتوجه به وجود قابلیت های اکوتوریسمی این شهر نظیر پیست اسکی، هزار دشت و دشت مشاء می توان آبعلی را مقصد سفر پایتخت نشینان دانست زیرا مهمترین دغدغه مسافران برای ماندن در آبعلی فقدان مکانی مناسب جهت اسکان است.
عضو شورای شهر آبعلی وضعیت کنونی این هتل را نگران کننده خواند و گفت: وضعیت کنونی هتل آبعلی از جهات مختلفی مانند تخریب تدریجی بنا، بلااستفاده ماندن در راستای خدمات عمومی و خارج شدن آن از سامانه گردشگری منطقه نگران کننده است.
وی از خارج شدن بسیاری از امکانات داخلی هتل آبعلی در چند سال گذشته خبر داد و عنوان کرد: در چند سال اخیر بسیاری از وسایل و امکانات موجود در داخل هتل به نقاط دیگر انتقال یافته که برخی از این جابجاییها بدون حضور کارشناسان امر انجام شده و در نهایت تخریب اثر مربوطه را به دنبال داشته است.
این مسئول با بیان اینکه مسئولان محلی با جدیت پیگیر این امر خواهند بود، خاطرنشان کرد: مسئولان محلی و شورای شهر آبعلی با توجه به خواست و نگرانی مردم به جهت در معرض تخریب قرار گرفتن هتل آبعلی، پیگیری لازم را به انجام رساندند که به همان نشست دو سال پیش انجامید اما تاکنون هیچ اقدام عملی خاصی از سوی بنیاد صورت نگرفته است.
رضا اسماعیلی افزود: ثبت یک اثر در ردیف آثار ملی، تعلق آن بنای تاریخی را به مردم اعلام می کند و ثبت هتل آبعلی نیز بر حق استفاده عمومی مردم شهر آبعلی که مالکان اصلی آن محسوب می شوند، تاکید دارد.
شهر دو هزار و641 نفری آبعلی در 50 کیلومتری شمال شرق استان تهران و در بخش رودهن از توابع شهرستان دماوند قرار دارد.
مراسم عروسی در هزاوه؛زادگاه امیرکبیر
در باره گذشته هزاوه در فرهنگ اعلام جغرافیایی ایران آمده است: «این قصبه از قراء قدیمی، دارای چشمه سارهای متعدد و آبهای گوارا، تاکستانهای فراوان و هوای نشاط آور است و مولد مردان بزرگ مانند امیرکبیر و مرحوم میرزا بزرگ قائم مقام و میرزا ابوالقاسم قائم مقام می باشد. این قصبه در گذشته اهمیت زیاد داشته و یکی از آبادترین آبادیهای فراهان و مسکن جماعتی از اشراف و بزرگان و علما بوده است.»
هزاوه در شمال غربی اراک به فاصله 15 کیلومتر قرار دارد و مراسم زناشویی خاص خود را دارد که در زیر می خوانیم:
اجازه شوهردادن دختر با پدر و مادر است و هر کس را آنان انتخاب کنند، دختر قبول می کند. معمولاً دختر و پسر همدیگر را می شناسند زیرا اغلب در یک محله و با هم بزرگ می شوند اما پس از نامزدی از دیدار یکدیگر منع می شوند و اگر میهمانی نیز بین دو خانواده پیش آید دختر را از شرکت در میهمانی منع می کنند تا برخوردی بین او و پسر به وجود نیاید.
مراسم نامزدگیران نیز در هزاوه وجود دارد یعنی وقتی صحبتهای مقدماتی میان دو خانواده انجام شد و توافق حاصل شد مراسم نامزدگیران را با دعوت فاملیهای دو طرف در خانه عروس برگزار می کنند و معمولاً با شیرینی و میوه از میهمانان پذیرایی می شود و خانواده داماد نیز حلقه نامزدی و هدایایی برای عروس می برند. هدیه بردن به خانه عروس با توجه به طولانی بودن دوران نامزدی تنها در سالهای آخر انجام می شود.
از کارهای جالب دوران نامزدی، بردن باغ اسپارکن (اِسپار یعنی بیل زدن و شخم کردن زمین) از طرف خانواده داماد برای خانواده عروس است. یعنی در سالهای آخر نامزدی در فصل بهار که زمان باغ اسپار است عده ای کارگر توسط خانواده داماد اجیر می شوند و به باغ متعلق به خانواده عروس فرستاده می شوند و خرج باغ اسپارکنها را نیز خانواده داماد می پردازد.
هدیه هایی هم که به خانه عروس فرستاده می شود یکی به مناسبت شب چله بزرگ (شب اول زمستان) است که شامل طلا و یا لباس برای عروس و میوه هایی نظیر هندوانه و پرتقال و شیرینی و آجیل می باشد.
یکی هم شب عید نوروز است که روغن و گوشت و برنج همراه هدیه ای برای عروس می فرستند. در شب عید فطر هم میوه و شیرینی مناسب فصل و هدیه فرستاده می شود. هر بار نیز معمولاً هدیه ها را در چند مجمعه قرار داده و توسط کارگر یا پسران فامیل به خانه عروس می فرستند.
در دوران نامزدی خانواده داماد، خانواده عروس را میهمان می کنند که غیر از عروس همه افراد خانواده دعوت را می پذیرند و به خانه داماد می روند و گاهی نیز خانواده عروس، خانواده داماد را میهمان می کنند که در آن زمان نیز عروس خود را از نظر داماد پنهان نگه می دارد.
مهریه را نیز وقتی عروسی نزدیک می شود، تعیین می کنند. بیشتر خانواده های عروسها ترجیح می دهند برای دخترشان مهریه ملکی بگیرند؛ یعنی باغ یا خانه و صحبت میان مردهای خانواده در این مورد جریان می یابد تا به توافق برسند. جهیزیه دادن به دختر از طرف خانواده او متداول است و معمولاً وسایل زندگی برای حداقل دو نفر به او داده می شود.
برای خرید وسایل عروس معمولاً پدر و مادر داماد و خود داماد و پدر و مادر عروس و در بعضی خانواده ها (اخیرا) خود عروس به بازار می روند و به خرید لباس و لوازم آرایش و طلا می پردازند. بدیهی است که این وسایل با پول داماد خریداری می شود. در هزاوه نیز لباس و کفش و کیف عروس سفید است.
در هزاوه به عروس خیلی سخت می گیرند؛ یعنی پدر و مادر، اجازه دیدن داماد را در دوران نامزدی و حتی پس از انجام مراسم عاقد نیز به او نمی دهند. گاهی ممکن است دختری که به مردی خارج از روستای هزاوه و به غیر از بستگان خود شوهر کرده، تا شب عروسی داماد را نمی بیند.
معمولاً جیهزیه عروس را داماد و پدر عروس از اراک می خرند و فردای روز عروسی آن را به خانه دخترشان می فرستند. ضمنا برای خواهران داماد نیز پیراهن می خرند؛ یعنی اگر داماد چهار خواهر داشته باشد چهار قواره پیراهنی نیز باید برای آنها بخرد و این هدیه ها را موقع بردن عروس به خانه داماد می برند. هر چند نفری نیز که در بردن جهیزیه ها کمک می کنند از طرف داماد هدایایی می گیرند و معمولاً هر کس بارش سنگین تر باشد هدیه اش نیز گران قیمت تر خواهد بود.
آرایش عروس، شب قبل از عروسی انجام می شود که بیشتر همان وقت که برای خرید وسایل عروسی به اراک می روند او را نیز به آرایشگاه می برند. اگر عروس را با خود به خرید نبرند باید شب قبل از عروسی توسط خانم بنداندازی که در هزاوه هست آرایش شود. برخی هم ترجیح می دهند عروس را توسط خانمهای باسلیقه فامیل آرایش کنند.
شب قبل از عروس بران، مراسم حنابندان انجام می شود که حنا را از خانه داماد، خویشاوندان نزدیک او به خانه عروس می برند و ابتدا یکی از کسانی که با حنا رفته است و از سایرین بزرگتر یا برخوردار از احترام بیشتری است هدیه ای که معمولاً پول می باشد به عروس می دهد و سپس این کار انجام می شود. یک پسربچه کمی از حنای دست عروس را می قاپد و فرار می کند با این امید و باور که فرزند اول عروس پسر شود. معمولاً در هزاوه دو نوع حنا درست می کنند. یکی حنای خالص برای عروس و دیگری حنای مخلوط با آرد که برای صرفه جویی و جهت استفاده اطرافیان که تعدادشان زیاد است، آب می گیرند و این حنا کمرنگ تر است.
در کنار ظرف حنای مخصوص عروس مقداری نقل و نخودچی هم می ریزند تا وقتی او حنا را در دست می گیرد، نقل و نخودچی و کشمش و پول خرد را نیز روی سر او بپاشند.
صبح روز بعد از حنابندان عده ای از خانه داماد برای حمام بردن عروس به خانه او می روند و با زدن دایره (دف) شادی کنان او را به حمام می برند. پس از بازگشت از حمام در خانه عروس به خرج داماد به همه میهمانان ناهار داده می شود و مراسم شادی باز هم با زدن دایره که می شود گفت تنها وسیله شادی و جشن اهالی است و فقط در جلسه های زنانه استفاده می شود، همراه با پایکوبی ادامه پیدا می کند.
در اتاقی که مراسم عقد انجام می شود یک سفره پهن شده و در آن پنیر و سبزی و نان و گردو و ماست و قرآن و آینه و گاه نیز یک ظرف آب که داخل آن کمی گندم و جو ریخته اند قرار داده می شود که بعدا از آب این ظرف برای بریدن چله استفاده می شود. (چله عارضه ای است که به هر کس بیفتد اثر خاصی در او به جای می گذارد مثلاً اگر به زن زائو چله بیفتد پس از آن آبستن نمی شود) عروس را نیز پس از مراسم عقد برای آنکه از چله درآید، زیر ناودان رو به قبله می برند و از این آب، روی سرش می ریزند. البته قبلاً سر او را با پلاستیک یا پارچه ای ضخیم می پوشانند که خیس نشود و کسانی هم که به آنها چله افتاده است کمی از این آب را می برند و روی سر خود می ریزند تا از چله درآیند.
برای آنکه کسی نتواند بخت عروس و داماد را ببندد، یکی از بستگان ضمن اجرای مراسم عقد قفلی را در اتاق عقد می برد و قفل می کند و هنگامی که عروس و داماد به حجله می روند این قفل را باز می کنند.
قندساییدن روی سر عروس نیز در اتاق عقد رسم است که برای این کار کله قند پای سفره عقد را تکه می کنند و دو تکه آن را روی سر عروس به هم می سابند. قسمتی از این قند را به کسی که آنها را روی سر عروس می سابد، می دهند و رسم بعضی هم چنین است که مقداری از این قندها را می کوبند و با آن برای عروس کاچی درست می کنند که این کار را معمولاً مادر عروس در روز دوم عروسی انجام می دهد و به آن برشت دوروک یا زیره جوش می گویند.
هنگام اجرای مراسم عقد کسانی که طلاق گرفته اند یا بدبختیهایی دارند نباید در اتاق باشند و بخصوص کسانی که قندها را می سابند، نباید دو شوهره شده و یا طلاق گرفته و یا شوهرانشان مرده باشند.
موقع اجرای مراسم عقد وقتی عاقد می خواهد از عروس بله بگیرد یکی از افراد نزدیک فامیل داماد باید به او زیرزبانی بدهد و معمولاً مبلغی پول یا سکه ای طلا می دهند تا عروس بله بگوید.
عصر همان روز چند نفر از مردان که فامیل نزدیک عروس و داماد هستند، بازوهای عروس را گرفته و او را به خانه داماد می برند که البته این کار نیز ترتیبی دارد. ابتدا دختر توسط پدر و عموی خود از خانه خارج شده و همراه با صلوات افرادی که همراهش هستند تا حد معینی که خانواده عروس، حد خود می دانند می آید و سپس پدر و عموی داماد، عروس را تحویل گرفته و او را تا در خانه داماد می برند و به خانمها می سپارند و مردها به داخل خانه نمی روند. در آنجاست که زدن دایره و شادی خانمها شروع می شود، تا وقتی که نوبت به حجله رفتن عروس و داماد می رسد. وقتی عروس به نزدیکی خانه داماد می رسد رسم بر این است که داماد پیش آید و یک انار یا یک عدد سیب سرخ را به طوری که از بالای سر عروس بگذرد پرتاب کند.
رسم است توسط کسانی که برای بردن عروس به خانه او می روند با بوته های خشک آتشی برافروخته شود و موقع حرکت عروس نیز به طرف خانه داماد، همسایه ها برای احترام گذاشتن به خانواده های عروس و داماد در مسیر او آتش روشن کنند.
کار دیگری که همسایه ها انجام می دهند انداختن قواره پارچه روی سر عروس است. یعنی وقتی عروس را می برند از در خانه هر کس که رد می شود به نشانه احترام یک تکه پارچه روی سر او می اندازند. موقع انداختن این پارچه ها اطرافیان مواظب هستند که تاج و آرایش عروس خراب نشود و هر پارچه ای را که می اندازند اطرافیان عروس برمی دارند و فردای روز عروسی در میان هر پارچه تکه ای نبات یا کمی شیرینی می گذارند و آن را به خانه صاحب پارچه باز می گردانند.
اگر دایره ای را که برای اجرای برنامه های شاد عروسی استفاده می کنند از کسی قرض گرفته باشند وقت تحویل دادن مقداری نبات و شیرینی در آن می ریزند.
عروس وقت حرکت باید با پای راستش قدم بردارد و وقتی هم که وارد خانه داماد می شود، ابتدا باید پای راستش را به داخل خانه بگذارد و در موقع رفتن به حجله گاه نیز همین کار را انجام دهد.
عروس را که می برند دو نفر از نزدیکان او مانند خواهر و خاله او نیز به خانه داماد می روند و تا پایان مراسم در آنجا می مانند و بعد خبر آن را برای مادر عروس می برند که البته اگر آنها که خبر می برند نسبت به خانواده عروس غریبه باشند یعنی از نزدیکان او مانند خواهر یا خاله و یا عمه اش نباشند پس از آوردن خبر داماد شدن داماد، از طرف مادر عروس هدیه ای می گیرند.
نکته های دیگری نیز وجود دارد که مربوط به حجله خانه است از جمله: کفش عروس را باید داماد از پایش درآورد، داماد که وارد حجله می شود عروس باید بلند شود تا غمش بریزد، عروس باید پایش را روی پای داماد بگذارد و فشار دهد.
قبل از آنکه عروس را ببرند، پدر او چادرش را سه بار دور سر او می چرخاند و می گوید هفت تا پسر یک دختر؛ یعنی آرزو می کند فرزندش در طول زندگی خود دارای هفت پسر و یک دختر شود. البته اگر پدر عروس بیش از یک زن گرفته باشد این کار را عموی او یا پدربزرگ او که یک زن بیشتر نگرفته است انجام می دهد.
وقتی داماد به خانه عروس می رود و روی تخت می نشیند یک پسربچه را در آغوش او می گذارند و معتقدند این کار باعث می شود فرزند اول او پسر باشد. موقع بردن عروس، جلو او آینه و چراغ می گیرند که معمولاً چراغ آن چراغ توری است.
روز عروسی قبل از بردن عروس، داماد به اتفاق چند تن از دوستان خود به امامزاده سلطان احمد(ع) می رود و پس از زیارت و گفتگو با دوستان متأهل خود به خانه عروس می رود، که به آن دامادگردش می گویند. در خانه عروس برای داماد تخت زده می شود و در جلو آن آینه و گل و قابهای شیرینی و میوه می گذارند و داماد و همراهانش پس از خوردن شربت و شیرینی از خویشان عروس خداحافظی می کنند و می روند. داماد هنگام بردن عروس که عصر همان روز انجام می شود به خانه عروس نمی آید بلکه در خانه خود منتظر می ماند.
سومین روز عروسی مراسم دامادسلام در خانه پدر عروس برگزار می شود و این اولین میهمانی است که عروس و داماد در آن شرکت می کنند. معمولاً با توجه به وضع مالی خانواده عروس در این میهمانی عده ای از افراد هر دو خانواده دعوت دارند که برای افراد نزدیک به داماد مثل برادرها، خواهرها و زن برادرهای او هدایایی در نظر گرفته می شود که بیشتر ممکن است لباس باشد یعنی پیراهن و جوراب و ... که برای خود داماد و پدر و مادر او معمولاً هدیه های گرانبهاتری در نظر می گیرند. مثلاً برای داماد یک قواره پارچه کت و شلواری هدیه مناسبی محسوب می شود.
مراسم روز هفتم مربوط به هدیه دادن است که در برخی از مناطق دیگر به پاتختی معروف است. روز هفتم عروسی، فامیلهای نزدیک دو خانواده قبل از ظهر به خانه عروس می روند و ناهار را در خانه آنها می خورند و مراسم هدیه دادن نیز در این روز انجام می شود که معمولاً افراد فامیل پول و لوازم خانه به عروس و داماد می دهند. البته فامیلهای عروس بیشتر وسیله زندگی که عروس با آنها سر و کار دارد و فامیلهای داماد پول که به درد داماد بخورد. برخی از خانواده های وابسته به داماد نیز بهتر می دانند روز هفتم را برای خانواده های وابسته به عروس بگذارند و خود یکی از روزهای قبل از هفتم، هدیه خود را می دهند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: هزاوه، زادگاه امیرکبیر، محمدجواد ضیغمی، ص115 ـ 105
كلوت را بزرگترین شهر كلوخی دنیا می دانند. در بیابان لوت و در فاصله چهل كیلومتری شمال شرقی شهداد و در مساحتی بیش از ۱۱هزار كیلومتر مربع (به عرض متوسط۸۰ كیلومتر و طول متوسط ۱۴۵كیلومتر)، ناهمواری های خاصی به نام كلوت ها وجود دارد كه بزرگترین عوارض طبیعی و كلوخی دنیا و نیز منحصر به فردترین عارضه كویر است و از دور به شهری بزرگ می ماند با ساختمان های كوتاه و بلند. |

این آبشار در بهار دارای طبیعتی سرسبز و بسیار زیباست این آبشار در دره ای بین کوه چهل و یک و سالن کوه قرار دارد همچنین منطقه گرپه در آن نزدیکی است
برای رسیدن به آبشار شوی دو مسیر وجود دارد : مسیر اول از سمت منطقه سردشت دزفول و پیر چل و مسیر دوم از طریق ایستگاه راه آهن تله زنگ شهرستان اندیمشک می باشد در نزدیکی این آبشار, آبشار بزرگ دیگری وجود دارد که گاه از آن به آبشار دوم شوی یاد می شود که به دلیل عمق مناسب نسبت به آبشار اصلی و بی خطر بودن آن جای مناسبی برای شنا است .
بهترین زمان برای رفتن به شوی
به دلیل اینکه شوی در حد فاصل لرستان و خوزستان قرار گرفته است دراواخر بها ر و تابستان هوای گرمی دارد ولی در ارتفاعات و در پای آبشار هوا خنک وسرد است ولی چون چندین ساعت تا رسیدن به محل آبشار پیاده روی لازم است و ین مسیر در میانه روز هوای گرمی دارد بنا براین بهترین زمان برای رفتن به شوی همان ابتدای بهار و ایام عید است ضمن اینکه در این موقع از سال این منطقه بسیار سرسبز و زیباست. یکی از خصوصیات آبشار شوی این است که تا چند صد متری آبشار هیچ نشان و خبری از آبشار نیست وبعد از عبور از یک پیچ در منطقه ای کوهستانی با شیبهای تند و پرتگاههای فراوان به یکباره از پیچی عبور می كنید و آبشاری فوق العاده زیبا و با شكوه را در برابر خود می بینید و این هم شاید یكی دیگر از چشم بندی های طبیعت است كه شكوه خود را به یكباره به نمایش می گذارد . نسیم خنكی كه از سمت آبشار می وزد و اولین عكس هایی كه به یادگار از این آبشار می گیرید تمامی خستگی راه را از تن شما می گیرد.

بکر ماندن منطقه شوی
شاید یکی از دلایل عمده که باعث شده است آبشار شوی بکر و دست نخورده باقی بماند سختی مسیرراه آن است زیرا اولا این محل جاده اتومبیل رو ندارد وفقط از طریق قطار یا جاده های کوهستانی از شمال خوزستان باید به این منطقه رفت ثانیا خود مسیر هم طولانی است وتنها باید پیاده یا حد اکثر با قاطر پیموده شود وجود پرتگاههای صخره ای در بخشی از مسیر راه همه از عواملی است که باعث شده تعداد کمی بتوانند به این محل بروند و همچنان پاک و نسبتا تمیز باقی بماند .
منبع:مرکز گردشگری عمی -فرهنگی دانشجویان ایران