| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1889
|
5084
|
91/3/7 (11:41)
|
|
||
|
|
451
|
1673
|
91/3/4 (13:58)
|
|
||
|
|
112
|
355
|
90/9/19 (21:23)
|
|
||
|
|
353
|
1954
|
90/9/7 (13:20)
|
|
||
|
|
192
|
1695
|
91/3/5 (11:20)
|
|
||
|
|
167
|
651
|
91/3/5 (11:15)
|
|
||
|
|
408
|
1487
|
91/2/14 (16:48)
|
|
||
|
|
83
|
362
|
91/2/5 (19:46)
|
|
||
|
|
37
|
227
|
90/10/2 (22:38)
|
|
||
|
|
59
|
208
|
90/9/19 (07:58)
|
|
||
|
|
108
|
225
|
90/8/28 (09:54)
|
|
||
|
|
27
|
104
|
90/7/23 (18:27)
|
|
||
|
|
61
|
209
|
90/7/22 (23:54)
|
|
||
|
|
37
|
157
|
90/2/27 (19:56)
|
|
||
|
|
10
|
81
|
90/2/2 (13:26)
|
|
||
|
|
67
|
277
|
90/2/2 (13:15)
|
|
||
|
|
24
|
117
|
90/1/27 (09:58)
|
|
||
|
|
330
|
617
|
89/8/26 (11:54)
|
|
||
|
|
5
|
21
|
89/8/4 (11:25)
|
|
||
|
|
61
|
1165
|
89/7/11 (10:33)
|
|
قطع بی رویه درختان شهر کویری کرمان !
نارونها ایستاده می میرند
در حالی فضای سبز کرمان هم اکنون از لحاظ کمی و کیفی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست که اخیرا شهروندان کرمانی شاهد قطع بی رویه درختان در سطح شهر هستند. به گزارش خبرنگار مهر، طی ماههای اخیر به کرات مشاهده شده که درختان شهر کرمان که حتی برخی نزدیک به نیم قرن هم عمر داشته اند به دلایل مختلف، اعم از انجام پروژه های عمرانی در حال تخریب هستند کما اینکه در همین مدت پارکی که در سه راه احمدی شهر بود هم به طور کامل تخریب و درختان آن قطع شد.
مشاهده قطع درختان در شهر و شنیدن صدای اره های برقی این روزها به عادتی برای شهروندان تبدیل شده است هر چند گفته می شود شیوع آفت در درختان نارون شهر کرمان که پوشش اصلی فضای سبز را تشکیل می دهد دلیل اصلی افزایش قطع درختان است اما ادامه این روند موجب شده است خیابانهای کرمان به وضوح شاهد کاهش فضای سبز شهری آن هم در اقلیمی کویری باشند که هر درخت خود نشانه ای از حیات است.










و اما
اعتراض به قطع بی رویه درختان در کرمان
در اعتراض به قطع بی رویه درختان کرمان، یک هنرمند کرمانی در اقدامی نمادین
با اجرای طرحی مفهومی اعتراض خود را بیان کرد.















به گزارش خبرگزاری مهر؛ معاون دفتر بررسی آلودگی هوای سازمان محیط زیست گفت: تعویض لنت ترمزهای فرسوده با لنتهای وارداتی از چین که آغشته به ماده سرطانزای آزبست است مهمترین عامل تولید این ماده در هوا است. مسعود زندی با بیان این مطلب افزود: استفاده از آزبست در صنایع و به ویژه در صنعت خودروسازی که در حال حاضر در تمام دنیا به عنوان یک ماده سرطانزا و خطرناک معرفی شده توسط سازمان محیط زیست محدود شده است.
به گفته وی، در حال حاضر خودروسازان در لنت ترمز خودروهای نو از این ماده استفاده نمی کنند اما به دلیل ورود لنت ترمزهای آغشته به آزبست از کشور چین و استفاده از آنها در تعویض لنت ترمزهای خودروهای فرسوده این ماده وارد هوا می شود که بسیار خطرناک است. زندی افزود: در سال جاری در پی مکاتباتی که سازمان محیط زیست با اداره گمرک و وزارت بازرگانی داشته ورود هرگونه لنت یا جنس دیگری که آغشته به آزبست باشد از طریق قانونی ممنوع شده و محیط زیست به شدت با آن برخورد می کند.
وی با بیان اینکه محیط زیست نمی تواند از ورود قاچاقی اجناس آغشته به این ماده جلوگیری کند تصریح کرد: مسئولان بایستی با پیگیری جدی مانع از ورود این ماده از مبادی غیرقانونی جلوگیری کنند. زندی با بیان اینکه خطوط تولید واحدهای صنعتی برای جایگزینی آزبست نیازمند سرمایه گزاری بسیار زیاد هستند تأکید کرد: با این وجود محیط زیست در جایگزین کردن این ماده خطرناک مصر است. قانون حذف آزبست از کلیه صنایع در سال 1377 تصویب شد و مقرر شد این ماده ظرف 7 سال یعنی تا سال 1385 از تمام واحد های صنعتی حذف شود اما بررسیهای اخیر شرکت کنترل کیفیت هوای تهران وجود این ماده خطرناک به میزان بالاتر از استاندارد در هوا را تأیید می کند که این امرنشان دهنده اجرا نشدن قانون مذکور و استفاده از آزبست در صنایع است.
زمانی نهچندان دور شیراز بهواقع شهر گل و بلبل بود، شهری كه قبل از دروازه قرآنش، بوی بهار نارنج و گل شببو، مشام هر مسافری را مینواخت و به پیشوازش میرفت، شهری كه امروز از درد دود، ترافیك و باغسوزی رنج میبرد. امروز سراسر شهر را كه بگردیم، جز نارنجستان قوام و باغ دلگشا و بعضی خانهها، كمتر بوی بهارنارنج معروف به مشام میرسد، برگهای درختان عطش تشنگی را تداعیكننده است و ظاهر باغهای قدیمی در گوشه گوشه شهر، با صدای بلند، فریادرسی را طلب میكنند.
در هر گوشه جهان، در هر كشور كوچك و بزرگی یك شهر گل و بلبل داریم، اما شیراز گل و بلبل، آرام آرام به خواب زمستانی فرو میرود و همه تقصیرها برگردن كج شده خشكسالی، سنگینی میكند. با وجود این كه چمن، گل و گیاه، طبق تعریف استاندارد، فضای سبز محسوب نمیشود و با وجودی كه مسوولان هم به این تعریف اشراف دارند، اما همچنان بلوارهای سبز و بوستانهای فاقد درخت، به سرانه فضای سبز اضافه میشود تا سرجمع با زحمت به عدد 9 مترمربع برسد، حال آن كه سرانه استاندارد فضای سبز در جهان قریب به 15 مترمربع است.
باغهای زیبای قصردشت كه روزی روزگاری نگین سبزی در میان قلب فارس بود، حالا تكهتكه شده و هر روز خبری از سوختن یا خشكاندن بخشی از این تن پاره پاره منتشر میشود. همین چند روز پیش آخرین خبرها حكایت از سوختن دو باغ داشت، سوختن 600 درخت، درخت نه نهال، كه باید سالهای سال عمر بهپایش بگذاریم تا درخت شود، درختانی كه بیش از بیست سال عمر دارند، درختانی كه روزی در گذشته نهچندان دور، ثمر میدادند و سایه و امروز سوزانده میشوند تا بهجایش تیرآهن و تیرچه بلوك بروید و ... حال مسوولان هرچه میخواهد فریاد كنند كه با باغسوزها مقابله میكنند و ....
این در حالی است كه فارس مدعی داشتن بیشترین جنگل در سطح كشور است و بارها مدیران این بخش فریاد برآوردهاند كه از نظر مساحت، میزان جنگلهای فارس از شمال ایران بیشتر است، اما در شیراز كه سیاحت كنی درختان تن سوخته و باغهای به خشكی مبتلا شدهاش، دلت را آتش میزند.
شیراز امروز شهر دود و ترافیك است، شهری كه قرار است، زیر یكی از بوستانهای زیبایش، در كنار گوش باغهای قصردشت، در زیر زمین، پاركینگ بسازند! شهری كه مردان شورا و شهرداریاش وعده میدهند، "هركه بر بام چمنی بكارد، جایزه میگیرد"! اما نمیدانند كه گرفتن یارانهها، دست یاری مردمان این شهر را كه درختان مایملك شهرداری را روزگاران زیادی آب داده بود، كوتاه كرده است. گویی در این سالها فراموش كردهایم كه میتوان شمشادها را بلند كرد، رشد درختان را سرعت داد و آب را بهشیوههای مهندسی به درختان رساند و بهجای مقابله با خشكسالی میتوان آن را مدیریت كرد!
خاطرات پیرمردهای قصردشت را كه مرور میكنیم، از تدبیر پدرانشان در هنگامه خشكی و خساست آسمان میگویند، از میرآبهایی كه با اندیشههای مجرب خود، آب را آن گونه تقسیم میكردند كه هیچ باغی بیآب و ثمر نماند، اما امروز آنقدر خشكسالی را بزرگ كردیم كه دیگر توان مقابله با این غول خودساخته را نداریم و مدام كابوس خشكی را در خواب هم میبینیم.
یك سئوال از نگاه صاحبنظران مدیریت شهری بسیار مهم است، اینكه آیا راهكار بهتری از آنچه امروز انجام میدهیم، وجود دارد؟ و پشت این سئوال كمی جسارت و شجاعت در عمل، آنجا كه میدانیم اشتباه است، آنجا كه بعد از سالها متوجه میشویم باید كار دیگری میشد و نشد، آنجا كه... آیا از خود پرسیدهایم با این همه ظرفیت چرا شیراز نتوانسته جایگاه خود را حفظ كند و همچنان شهر گل و بلبل بماند؟
كاش ایمیل مدیران شهرداری را داشتیم تا عكسهایی كه دیروز برایمان میل شده بود را ارسال میكردیم، عكسهایی از مدیریت فضای سبز، از ایجاد شادابی با همان شمشاد و درختچههای كوتاه و زودرشد، دعا میكنیم كاش درختكاری حاشیه رودخانه خشك ادامه پیدا میكرد تا نفس شهر از این همه دود باز میشد و...
به گزارش ایسنا، یكبار دیگر آرشیو اخبار سالهای قبل را ورق بزنیم، در میان سطور فراوان اخبار شهرداری و فضای سبز شهری در شیراز، تلاش مسوولان را در خصوص ایجاد هكتارها فضای سبز كمربندی مطالعه كنید، كاری بزرگ كه قدم اولش محكم برداشته شد، اما متاسفانه رها شد! اگرچه مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری از طراحی سه پارک باباکوهی، نور و گلستان در ارتفاعات شهر، خبر میدهد، اما هنوز خبر امیدواركنندهای از ایجاد این پاركها در دست نیست. هیچ یك از مدیران شهرداری هیچوقت بابت درختانی كه خشكانده، سوزانده و بریده شدند، بازخواست نشدند، همین است كه مطمئن هستند اگر آتش بهجان تمام درختان شهر هم بیفتد، آنها همچنان شهرداران و مدیران چرخشی این شهر خواهند بود!
|
جنگلهای غرب به سمت استپی و علفزاری شدن پیش میروند. زاگرس؛ كویری و بیابانی میشود. جنگلهای شمال به سمت زاگرسی شدن پیش میروند. شاهد این مدعا؛ مرگ و میر دستهجمعی درختان، كوچ حیوانات و رفتارهای عجیب و غریب آنهاست. | ||||
|
تاریخ انتشار: ۲۳:۰۴ ۱۳۹۰/۴/۷ |
کد خبر: 114339 |
منبع: |
نسخه چاپی |
|
سیلهای سهمناك و مخرب شمال كشور در سالهای اخیر تنها یكی از مشهودترین و ملموسترین اثرات نابودی جنگلهای كشور است. جنگلهای ارزشمندی كه تنها نمونهی باقیمانده از جنگلهای هیركانی مربوط به دوران ژوراسیك است.
به گزارش ایلنا، این جنگلها كه زمانی وسعتشان به 3.7 میلیون هكتار میرسید، امروز در خوشبینانهترین حالت 1.7 میلیون هكتار وسعت دارند. حال و روز جنگلهای بلوط در غرب زاگرس نیز از جنگلهای شمال چندان بهتر نیست.
بسیاری از كارشناسان با روند فعلی تخریب پیشبینی میكنند كه تا چند سال دیگر جنگلهای زاگرس در غرب كشور؛ جای خود را به بیابان بدهند.
به راستی چه بر سر جنگلهای ما آمد؟ چه عامل یا عواملی موجب شد تا وداع همیشگی ما با جنگلهای بینظیرمان اینقدر زود فرا برسد؟!
اسدالله كریمی(محقق و كارشناس مركز تحقیقات جنگلهای گرگان)، در این رابطه میگوید: هر كدام از انواع بهرهبرداری از جنگلها مدنظر باشد؛ چه صنعتی چه توریستی چه فقط زیباشناسی یا حتی اكولوژیكی؛ بستگی به سیاست كلان یك كشور دارد. در واقع مدیران ارشد یك كشور براساس توانشان برای این كار برنامهریزی میكنند.
او ادامه داد: جنگلهای ما بهصورت بالقوه توان بهرهبرداری صنعتی را نیز دارند كه در آن شكی نیست. البته همهی جنگلهای كشور چنین ظرفیتی ندارند. به این معنا كه؛ اگر كل جنگلهای شمال 1 میلیون و نهصد هزار هكتار باشد، كمتر از نصف آن توان بهرهبرداری صنعتی را دارند. اما موضوع اینجاست كه ما در بهرهبرداریهایمان افراط میكنیم.
وی افزود: اگر یك درخت از جنگلهای ما حذف شود باید بهجای آن چندین نهال كاشته شود تا آیندهی اكوسیستم را تامین كند. ضمن اینكه در مناطقی كه توان و پتانسیل جنگل كم است، بایستی جنگل را به سمت بهرهبرداریهای حفاظتی، توریستی و اكوتوریسمی سوق داد و بحث تفرج را نیز در آن مدنظر قرار داد.
او با ابراز تاسف از درهم شدن مسایل اصلی و زیربنایی با سیاست حتی در حوزهی جنگلداری اظهار داشت: متاسفانه در بهرهبرداری از جنگلها تنها دیدگاه اقتصادی درنظر گرفته میشود و تنها به بهرهبرداری چوب از این منبع طبیعی اندیشیده میشود.
این كارشناس امور جنگلها؛ در واكنش به گفتهی برخی مسوولان مبنی بر اینكه 10 سال به جنگلها استراحت بدهیم نیز گفت: به فرض هم كه 10 سال استراحت بدهیم؛ بعد چه میشود؟ بعداز آن دوباره بهرهبرداری اقتصادی از این منابع را ادامه بدهیم؟!
او ادامه داد: جنگل بهطور مستمر تولید خود را دارد، اگر طوری برنامهریزی كنیم كه میزان برداشتمان از میزان تولید جنگل كمتر باشد ضمن آنكه مسایل زیستمحیطی و استفاده از جادههای جنگلی مناسب و كم كردن دام در جنگل را مدنظر قرار دهیم، به اعتقاد بسیاری از كارشناسان؛ جنگلهای ما مجدد این توان را دارد كه دوباره خود را بازیابی كنند.
كریمی درعین حال اذعان كرد كه؛ بحث بهرهبرداری اقتصادی از جنگل میتواند مطرح باشد. ما جنگل صنعتی هم داریم اما اینكه ما در بهرهبرداری یا بهرهبرداری نكردن از جنگل افراط كنیم؛ به كلی غلط است.
او افزود: اگر بهرهبرداریهای ما كاملا فنی و علمی باشد؛ استفاده از جنگلها میتواند ادامه پیدا كند ضمن اینكه درآمدزایی و اشتغالی كه ایجاد میشود، میتواند در حفاظت از سایر جنگلها به ما كمك كند.
اما هادی چپادلیری(رییس انجمن جنگلبانی) نظر دیگری در این زمینه دارد و معتقد است؛ جنگلهای ما دیگر توان بهرهبرداری را ندارد.
او ضمن انتقاد از روند بهرهبرداری از جنگلها در كشور میگوید: بهرهبرداری بیرویه؛ این اكوسیستم بینظیر را درمعرض خطر جدی نابودی قرار داده است.
چیادلیری در واكنش به گفتهی برخی مسوولان در دادن فرصت استراحت 10 ساله به جنگلها و عدم بهرهبرداری از آنها گفت: استراحت 10 و 20 ساله برای بازسازی جنگلها كافی نسبت بلكه اگر بخواهیم بهصورت موثر اقدامی در جهت بازسازی این منابع انجام دهیم باید 150 سال از جنگلهایمان برداشت نكنیم تا دوباره توان قبل را بازیابند. حتی این پروسهی زمانی؛ حداقل زمان لازم برای احیای دوبارهی این منابع است.
او توضیح داد: توان رویشی جنگلهای ما در اكثر نقاط حدود دو مترمكعب است اما درحال حاضر نزدیك به 8 متر مكعب از جنگلهایمان برداشت كردهایم، یعنی 4 برابر توان رویش جنگلهایمان.
رییس انجمن جنگلبانی بازهم این فرصت 150 ساله را برای بازسازی جنگلها كافی نمیداند و تصریح میكند: متاسفانه عمق فاجعه و خسارتهای وارده فراتر از این بحثهاست. برای نمونه قطع یك درخت با عمر 500 سال چگونه قابل جبران است؟!
او از روند فعلی مدیریت در حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها انتقاد و تاكید میكند: حتی اگر بهرهبرداری نیز صورت نگیرد؛ مدیریت بر جنگلها حتما باید وجود داشته باشد یعنی دخالتها و بهرهبرداریهای ما از این منابع نباید منجر به تولید چوب در جنگل شود و هدف مدیریتی ما در این حوزه باید پرورش جنگل باشد.
چیادلیری با اعلام اخبار تاسفبار از وضعیت جنگلهای غرب كشور یادآور میشود: بهرهبرداری از جنگلهای غرب به هیچ عنوان نباید صورت گیرد. با روند فعلی تخریب در این جنگلها؛ شك نكنید كه این منابع خداداد تا چند سال دیگر به بیابان تبدیل میشود. درحال حاضر جنگلهای غرب درگیر روندی شدهاند كه به سمت استپی و علفزاری شدن پیش میرود. زاگرس نیز به تدریج كویری و بیابانی میشود. جنگلهای شمالی كه از نوع جنگلهای هیركانی هستند نیز دارند به سمت زاگرسی شدن پیش میروند و روزبهروز زوال آنها نزدیكتر میشود.
او شاهد این مدعا را مرگ و میر دستهجمعی درختان، كوچ دستهجمعی حیوانات و رفتارهای عجیب و غریب در حیوانات دانست و توضیح میدهد: خشك شدن هزار هكتار درخت در غرب كشور نشان میدهد جنگلهای ما به سرعت به سمت نابودی پیش میروند.
چیپادلیری دوباره تاكید میكند: بهرهبرداری از جنگلهای شمالی كشور نیز به هیچ عنوان نباید حتی برای تولید چوب اتفاق بیافتد چون این منابع به هیچوجه توان تولید چوب را ندارند.
او میگوید: برداشتهای بیرویهی چندین برابر ظرفیت جنگلها در سالهای گذشته بدون مدیریت و وارد كردن تكنولوژیهای بهرهبرداری كه با اقلیم كشورمان سازگار باشد، باعث شده تا صدمات شدید و جبرانناپذیر به منابع طبیعی وارد شود.
رئیس انجمن جنگلبانی درمورد ارزش جنگلهای شمال نیز چنین میگوید: جنگلهای شمال كشور ازنظر سطح در برابر سایر جنگلهای دنیا وسعت قابل توجهی ندارد حتی شاید از نشنال پارك كانادا نیز كوچكتر باشد. اما آنچه جنگلهای كشور ما را ارزشمند ساخته، قدمت این جنگل و كهنسالی درختان آن است كه متاسفانه ما با بهرهبرداریهای بدون ملاحظه؛ این قدمت را نیز از بین بردهایم.
اگر مدتها پیش یک عکس در فضای وب کابوس زیرآب رفتن پاسارگاد را در اثر احداث سد سیوند به واقعیت تبدیل کرد، این روزها عکسهای تهیه شده از بارندگیهای مداوم بر سر مجموعه جهانی تخت جمشید و آبگرفتگی سطح محوطه بار دیگر موجب نگرانی دوستداران میراث فرهنگی برای حیات این مجموعه شده است.
به گزارش مهر، در روزهایی که بر میزان بارندگیها در استان فارس افزوده شده است، آب باران مجموعه تاریخی تخت جمشید را که هنوز فکری برای راه اندازی راههای فاضلاب آن نشده فرا گرفته است. شواهد نشان می دهد هر بار که میزان بارندگی ها در این استان زیاد شود، آب باران داخل محوطه تاریخی و بدون سقف تخت جمشید جمع میشود. این در حالی است که تخت جمشید اولین محوطه تاریخی دارای سیستم فاضلاب بوده است.
فرسایش مداوم، رشد گلسنگها، ترکخوردگی و شکستگی سنگها و کتیبههای تاریخی از عوارض رطوبت و راکد ماندن آب در بخشی از محوطه تاریخی تخت جمشید است که چند سال پیش در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده بود. کامیار عبدی، باستان شناس در این باره به خبرنگار مهر گفت: در زمان ساخت تخت جمشید، سیستم فاضلاب هم تعبیه شد تا در چنین مواقعی آب به خارج محوطه برود و یکجا جمع نشود اما بسیاری از این راهها اکنون بسته است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در سالهای اخیر بخش کمی از راههای فاضلاب پاکسازی شد و همچنان بسیاری از این راهها را خاک و زباله گرفته است بنابراین احیای سیستم آب و فاضلاب تخت جمشید یکی از اولویتهای مهم ساماندهی وضعیت آن است که باید با یک برنامه ریزی صحیح هرچه سریعتر انجام شود.
وی تاکید میکند که لازم است هیئتی رسمی در محوطه تخت جمشید حاضر شده و سیستم فاضلاب آن را احیا کنند تا آب باران و نزولات جوی بتواند از سفرههای زیر زمینی به بیرون محوطه برود. وی افزود: باید مشکلات این مجموعه آسیب شناسی، اولویت بندی و بررسی شود که کدام قسمتها باید فورا مرمت شود و یا در کدام بخشها می توان از تخریب بیشتر جلوگیری کرد.
این پژوهشگر گفت: شنیدهام که بخش عمده ای از محوطه را به دلیل تخریبها و آسیبهایی که به آنها وارد می شود، بستهاند تا گردشگران به آن محوطهها نروند منتهی تا به حال به یاد ندارم برنامه کلان و بلند مدتی برای مرمت تخت جمشید پیش بینی شده باشد.
استاد کالج دارتموت در ایالات متحده با بیان اینکه بارها دیدهام که پایه ستون و شالی ستونها ترک خورده و در حال ریزش است گفت: کارشناسان حاضر در مجموعه تازه بعد از اینکه می بینند ستونی ترک خورده برای مرمت آن اقدام میکنند.
مرگ دریاچه ( فرودین 90 ارومیه )
روزگاری اینجا محل شنا بود ولی حالا چی جز شوره زار چیزی نمونده است

دردسرهای تازه برای سنگهای تخت جمشید
به گزارش مهر، برخی از دوستداران میراث فرهنگی خبر داده اند که در برخی از ماههای سال کشاورزان ساقه های گندم موجود در زمینهای کشاورزی در اطراف مجموعه تخت جمشید را می سوزانند. هر چند زمان سوختن ساقه های گندم طولانی نیست اما در همین زمان کوتاه هم دوده های پخش شده در هوا روی سنگهای محوطه تاریخی تخت جمشید می نشیند و فضای آلوده ای برای گردشگران این مجموعه ایجاد می کند.
مهدی رهبر، از اساتید باستان شناسی در پاسخ به این اظهارات در گفتگو با مهر بیان کرد: این دوده ها فضای نامناسب و زشتی را برای گردشگران در مواقعی از سال ایجاد می کند.
وی افزود: نشستن دوده ها بر سنگها و جرز دیوارهای تخت جمشید تمیز کردن محوطه و بناها را مشکل می کند. بنابراین اگر سازمان میراث فرهنگی امکان جلوگیری از سوختن ساقه های گندم در زمینهای کشاورزی را ندارد مقامات دولتی می توانند چاره ای بیندیشد.

بیوک رییسی در گفت و گو با سبزپرس در پاسخ به اینکه تا کنون چه اقداماتی صورت گرفته گفت:ما یک برنامه انتقال آب از حوزه را به سمت دریاچه داشتیم. اما مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی توضیحات بیشتری از چگونگی برنامه انتقال آب نداد.
او در پاسخ به پروژه بارو کردن ابرها گفت: باروکردن ابرها 3 بار انجام شد که یک بار بارش موفق داشتیم.مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی در پاسخ به اینکه آیا این روش موفق بوده گفت: این روش بعد از مطالعات نهایی و اجرا شده است و ما تنها بر اجرای آن نظارت داریم و باید از مسئولان وزارت نیرو در این باره بپرسید.
او همچنین در پاسخ به اینکه آیا برنامه هایی که مصوب شده با این روش کند اجرایی می تواند موثر باشد، گفت: مسئول این پروژه آقای نظری هستند و ایشان باید به این سوالات پاسخ دهند.
مردی در لباس سبز، چهره ای سوخته، دستانی زمخت و پینه بسته و چشم هایی پر از گلایه.سینه ای پر از خاطره.چندین بار که در جنگل و کوه پای در بیغوله نهاده بودم به دادم رسید.آری او یک محیطبان بود.
40 روز پیش «سعید پرهام» محیط بان جوان استان خراسان شمالی در منطقه حفاظت شده «گلول و سرانی» شیروان به ضرب گلوله ژ-3 به شهادت رسیده بود.
سبز پرس بار دیگر جامعه ی زیست محیطی کشور را سوگوار کرد:محیطبانان کشور «صابر الله داد» همکار جوان خود را روز گذشته (چهارشنبه) در منطقه شکار ممنوع «مک سرخ»در سیستان و بلوچستان از دست دادند.
چه ناجوانمردانه محیطبانان ما جان خویش را از دست می دهند.بارها محیطبانان را در دامان طبیعت دیده ام که چگونه روزهایشان را شب و به امید فردایی دیگر می کوشند.در سرما داخل کانکس هایی که از فرط سرما خواب به چشمان آدمی نمی آید.
آنجا آنها چنین اند و در سویی دیگر برخی بر سر قدرت در تکاپو.بند محافظه کاری ذهنمان بیش از این اجازه نوشتن نمی دهد چون می دونم که الان عده ای از نوشتنمان ناراحت می شوند .اما حقیقت این است و سیل حقیقت با هیچ سدی در یکجا بند نمی شود.
طی اقدامی نادر و بی سابقه و در داخل محدوده
شهر سنندج بیش از سه هزار و 400 اصله درخت مثمر و غیرمثمر قطع شد.
طی اقدامی نادر و بی سابقه در داخل محدوده شهر سنندج بیش از سه هزار و 400 اصله
درخت مثمر و غیرمثمر قطع شد تا میزان فضای سبز در مرکز استان کردستان کاهش یابد.
روز گذشته و بدون هماهنگی با شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر سنندج و با حکم
قضایی، اداره کل اوقاف و امور خیریه استان کردستان اقدام به قطع این درختان مثمر در
نزدیکی یکی از پارک های شهر سنندج کرد که این اقدام مورد اعتراض تعدادی از مسئولان
شهرداری و اعضای شورای شهر نیز قرار گرفت.

در نزدیکی پارک ملت شهر شهر سنندج و روبروی ساختمان
اداری محیط زیست استان کردستان زمینی به مساحت بیش از پنج هکتار که در آن درختان
مثمر و غیرمثمر با عمر بیش از 15 سال وجود داشت روز گذشته و با توجه به حکم مرجع
قضایی استان قطع شدند.
مالکیت زمین مورد نظر در اختیار اداره کل اوقاف و امور خیریه استان کردستان بوده
است که طی سال های گذشته عده ای افراد سودجو با کاشت درخت آن را تصرف می کنند و بعد
از مطرح شدن این پرونده در مرجع قضایی اداره کل اوقاف و امور خیریه موفق به دریافت
حکم باپس گیری این زمین می شود.

از سال 84 تاکنون چندین حکم در خصوص رفع خلعیت از این
زمین صورت می گیرد و به گفته یکی از مسئولان شهرداری آخرین حکم، قطع 698 اصله درخت
را در این زمین صادر کرده بود که متاسفانه روز گذشته و بدون هماهنگی با شهرداری
سنندج شمار بیشتری درخت در این محل قطع شد.
شهردار سنندج در گفتگو با خبرگار مهر در سنندج اظهار داشت: متاسفانه در این حرکت که
بدون هماهنگی با شهرداری انجام شده بود بیش از سه هزار و 400 اصله درخت قطع شد که
این عمل مورد اعتراض ماست و می شد که با برگزاری نشست های کارشناسی این مشکل را
بدون این کار هم حل کرد.

مهدی حسام شریعتی افزود: وجود این میزان فضای سبز در
شهر سنندج یک نیاز ضروری بود و شهرداری آمادگی داشت تا به شیوه های قانونی این مشکل
را برطرف کند.
در حال حاضر سرانه فضای سبز با احتساب پارک های جنگلی در شهر سنندج حدود پنج متر
مربع است که تنها حدود نیمی از میانگین کشوری است.

هر چند که این حکم اجرا و روز گذشته این میزان درخت در مرکز استان کردستان که در حال حاضر با پدیده ای به نام آلودگی هوا دست پنجه نرم می کند، قطع شد ولی به نظر می رسد که باید با هماهنگی بین بخشی و همچنین تعامل بین ادارات و سازمان های دولتی از وقوع حوادث تلخ و ناگوار این چنین به شدت جلوگیری شود.
برای نخستین بار در کشور،سازههای عبور و مرور حیات وحش در ارسباران احداث شد
مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی گفت: سازههای عبور و مرور حیات وحش برای نخستین بار در کشور در جاده "کلیبر ـ جانانلو" این استان احداث شد.
بیوک رئیسی پیش از ظهر یکشنبه در حاشیه تجلیل از فعالان زیست محیطی آذربایجان شرقی گفت: مسیر این جاده در منطقه ضربهگیر حفاظت شده ارسباران و چسبیده به مرز واقع شده و در بسیاری از نقاط، مسیر گذار حیات وحش را به دو قسمت تقسیم میکند.
وی با اشاره به حساسیتهای ویژه منطقه حفاظت شده ارسباران و شکنندگی زیستگاههای واقع شده در مسیر جاده و همچنین توجه نهادهای زیست محیطی بینالمللی به ارسباران به عنوان ذخیرهگاه زیست کره، بر لزوم اعمال دقیق ضوابط زیست محیطی و استفاده از تجارب و الگوهای جهانی در احداث جاده مذکور تاکید کرد.
وی اضافه کرد: در کشورهای توسعه یافته در صورت جادهکشی از داخل مناطق حساس زیست محیطی باید سازههای ویژهای برای عبور و مرور حیات وحش در دو طرف ایستگاه ایجاد شود که نمونه این کار در کشورهای پیشرفتهای همچون آلمان، هلند، آمریکا و استرالیا به وفور به چشم میخورد.
رئیسی با اشاره به ساخت نخستین سازه های روگذر جاده ای کشور در ارسباران تشریح کرد: برابر هماهنگی های به عمل آمده با مجری پروژه، توافق لازم برای احداث شش سازه روگذر حیات وحش به طول 800 متر در مسیرهای گذار حیات وحش به عمل آمده است.
وی اضافه کرد: مکانیابی و جانمایی سازههای این طرح توسط کارشناسان مجرب محیط زیست استان انجام شده است.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی همچنین استفاده از کانالهای آبراهههای واقع در زیر جاده را به عنوان سازه زیرگذر حیات وحش ممکن دانست و افزود: البته لازم است با اندکی تغییرات در کانالهای مذکور و ایجاد فنس کشی برای هدایت حیات وحش به طرف کانال از سازههای موجود به صورت دو منظوره بهرهبرداری شود که این اقدام به طور چشمگیری از تلفات حیات وحش در جاده مذکور جلوگیری خواهد کرد.
رئیسی گفت: سازههای روگذر و زیرگذر حیات وحش سازههایی با پوشش طبیعی مطابق با جنس و توپوگرافی زیستگاه و منطقه هستند که به لحاظ هم شکلی با محیط پیرامون ، حیات وحش به راحتی از آن برای گذار و عبور به دو طرف زیستگاه قطع شده، استفاده میکنند.