userinfo close

  ,

صلح و دوستی


barishclub

تاسیس: 3 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ساناز صمدی - معاونان
گاه باید تنها نگاه کرد...لبخند زد و فریاد کرد های مردم بیایید مهربان باشیم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1889
5084
91/3/7 (11:41)
451
1673
91/3/4 (13:58)
112
355
90/9/19 (21:23)
353
1954
90/9/7 (13:20)
192
1695
91/3/5 (11:20)
167
651
91/3/5 (11:15)
408
1487
91/2/14 (16:48)
83
362
91/2/5 (19:46)
37
227
90/10/2 (22:38)
59
208
90/9/19 (07:58)
108
225
90/8/28 (09:54)
27
104
90/7/23 (18:27)
61
209
90/7/22 (23:54)
37
157
90/2/27 (19:56)
10
81
90/2/2 (13:26)
67
277
90/2/2 (13:15)
24
117
90/1/27 (09:58)
330
617
89/8/26 (11:54)
5
21
89/8/4 (11:25)
61
1165
89/7/11 (10:33)

عنوان بحث

آیدین فروغی , sangesabor_1362
آیدین فروغی - 20:36 1388/05/11

عدالت اجتماعی و مبارزه بافقر

در این بحث به اراائه مقالاتی پیرامون عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر خواهیم پرداخت
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 18:27 1390/07/23
27


با سه هزار میلیارد تومان چه کارها که نمیشه کرد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در ابتدا خبر کوتاه بود: "اختلاس سه‌هزار میلیارد تومان توسط یک نفر از بانک‌های ایران" ! گرچه این فساد مالی در ابتدا آنقدر عجیب و غیرقابل باور بود و با انکار و تکذیب های برخی افراد این ناباوری را دوچندان می کرد ولی با تأیید مسئولان بانکی کشور همگان را در شوک فرو برد که چطور امکان سوء استفاده گروه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا از ابزارهای تأمین مالی بانکی بوجود آمده و چگونه یک نفر توانسته در چنین حجم گستردهای از منابع کشور اختلاس کند؟!

بگذریم که هنوز ابعاد این موضوع به طور كامل منتشر نشده و مشخص هم نیست که از کی این پروژه آغاز گردیده و مهمتر اینکه چگونه لو رفته است. اما از چگونگی این اختلاس کم سابقه و بزرگ که بگذریم با نگاهی مقایسه‌ای و برای درک عمق فاجعه می‌توان چرتکه ای ساده انداخت و فهمید کهبا 3.000.000.000.000 تومان چه کارها که نمبشود کرد ...

- می‌توان ۳۰ هزار واحد آپارتمان ۵۰ متری خریداری کرد.

میانگین قیمت هر متر در تهران دو میلیون تومان است.


- می‌توان ۶۷ میلیون فقره به افراد تحت پوشش کمیته امداد پرداخت کرد.


حقوق ماهانه‌ی هر تحت پوشش ۴۵ هزار تومان است.


- می‌توان ۳۵۳ هزار پراید خریداری کرد.


قیمت هر پراید حدود هشت ‌میلیون و ۵۰۰هزار تومان است.


- می‌توان ۴۲۸ هزار و ۵۷۱ وام خودرو پرداخت کرد.


بانک‌ها اغلب وام هفت‌میلیون تومانی برای خرید خودرو می‌دهند.


- می‌توان ۶۰۰ هزار شغل خانگی ایجاد کرد.


برای اشتغال خانگی پنج‌میلیون تومان وام داده می شود.


- می‌‌توان ۱۰۰ هزار شغل پایدار ایجاد کرد.


برای ایجاد هر شغل پایدار ۳۰‌میلیون تومان باید هزینه کرد.


- می‌توان به ۹ میلیون و ۸۲ هزار و ۶۵۲ کارگر حقوق پرداخت کرد.


حداقل حقوق کارگران برای سال ۹۰ چیزی نزدیک ۳۳۰هزار و ۴۰۰تومان است.


- می‌توان شش‌بار صنعت نساجی را نوسازی کرد.


برای نوسازی صنعت نساجی به ۵۰۰‌میلیون دلار نیاز است.


- می‌توان ۱۲میلیون دانش‌آموز را تحت پوشش قرار داد.


سرانه هر دانش‌آموز با محاسبه انرژی ۲۵۰هزار تومان محاسبه شده است.


- می‌توان طی دو سال، شهروندان ایرانی را بطور رایگان درمان کرد.


سرانه درمان برای ایران پنج‌درصد حداقل حقوق کارگران است.


- می‌توان ۲۷میلیون و پانصد هزار بشکه نفت خریداری کرد. (درآمد ۱۴روز فروش نفت ایران)


قیمت هر بشکه نفت صادراتی ایران ۱۰۹ دلار است.


- می‌توان برای ۲۴سال به صادر‌کنندگان جایزه پرداخت کرد.


بدهی دولت برای جوایز صادراتی از سال ۸۶ تاکنون به رقم ۴۵۰میلیارد تومان شده است.


- می‌توان ۶۰۰هزار زندانی را آزاد کرد.


آن دسته از زندانی‎هایی که تعهدی کمتر از پنج‌میلیون تومان دارند.


- می‌توان ۷۵هزار کلاس درس تحویل آموزش و پرورش داد.


با ۴۰میلیون تومان می‌توان بین ۲۰ تا ۳۰ کلاس درس برای دانش‌آموزان ساخت.


- می‌توان پنج‌میلیون و ۲۰۰هزار سکه خریداری کرد.


در حال حاضر هر سکه حدود ۶۰۰ هزار تومان است.


- می‌توان ۶۰۰ میلیون پرس غذا خریداری کرد.


قیمت میانگین هر پرس غذا پنج‌هزار تومان است.


- می‌توان در یک دوره به ۶۷ میلیون نفر از شهروندان ایران یارانه داد.

سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 07:32 1390/05/15
26

در ادامه ‌کشتار کاسبکاران کرد این بار یک جوان 19 ساله‌ و یک نوجوان 17 ساله ‌را به ‌قتل رسیدند. به‌گزارش منابع محلی چند روز پیش از این نوجوان 17 ساله‌ای بنام آرمان ملایی از اهالی روستای توه‌سوران سرشیو که ‌به منظور امرار معاش خانواده ‌به‌ کولبری مشغول بود در روستای قولقوله مورد هدف تیراندازی مأموراان ایران قرار گرفته‌ که‌ جسد وی پس از 3 روز توسط مردم کشف و جهت تحقیق به‌ جنوب کردستان منتقل می‌شود. از سوی دیگر به ‌گزارش هرانا روز چهارشنبه‌ کاسبکار 19 ساله‌ای بنام عثمان محمودیان اهل روستای آلوتان از سوی نیروهای نظامی مستقر در پاسگاه مردوآوا به ‌بهانه‌ حمل کالای قاچاق مورد هدف قرار گرفته‌ و به ‌شدت زخمی می‌شود. این جوان کرد پس از انتقال به ‌بیمارستان پیرانشهر به‌علت شدت جراحات وارده‌ و خونریزی فراوان کشته ‌می‌شود. سالهاست که‌ کشتار کاسبکاران و کولبران کرد به‌ امری عادی تبدیل شده‌ و هر روز مردم کرد شاهد وقوع رخدادهایی از این دست هستند.

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 21:55 1390/02/3
25
یک بیمارستان 2 فرد بیمار را بدلیل نداشتن پول درمان سوار بر خودروی آمبولانس و آنها را در کنار خیابان رها می کند.

به گزارش جهان چند روز پیش اهالی یک منطقه با اطلاع دادن به کلانتری محل از 2 بیماری خبر دادند که کنار اتوبان خلیج فارس بعد از پل شهید کاظمی و در زمین های کشاورزی آن حوالی رها شده اند.
 
پی گیری ها از افراد حاضر در محل ، مشخص کرد که یک دستگاه آمبولانس مزدا خاکی رنگ با سه نفر سرنشین، 2 بیمار را با وضعیت کاملا نامناسب در کنار جاده رها کرده اند.

رها کردن دو بیمار در خیابان

این 2 بیمار که یکی از آنها دارای شكستگی پا و عفونت و دیگری دارای سوختگی بوده  اند، در بیمارستان بستری بودند که به علت نداشتن پول کافی برای ادامه درمان به این مکان منتقل شده اند.

رها کردن دو بیمار در خیابان

در حال حاضر این بیماران با هماهنگی کلانتری محل به بیمارستان فیروز آبادی شهر ری منتقل شده اند.

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 13:32 1390/01/8
24
نقل قول از : صدف س

نقل قول از : فانوس خیال

نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر
 


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !



سلام دوست عزیزنکاتی که در مورد فقر نوشته بوده بودی واقعا درست بود و  فکر میکنم حرف دل همه  باشه خواستم اگر اجازه بدی در وبلاگم با اسم خودت از آن استفاده کنم



سلام دوست خوبم  خیلی خوبه که این مطلب رو افراد بیشتری بخوانند....  البته لازم به نوشتن اسم من نیست چون نویسنده اصلیش من نیستم...

صدف                                       س , sadafbasteh
صدف س - 00:30 1390/01/8
23
نقل قول از : فانوس خیال

نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر
 


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !



سلام دوست عزیزنکاتی که در مورد فقر نوشته بوده بودی واقعا درست بود و  فکر میکنم حرف دل همه  باشه خواستم اگر اجازه بدی در وبلاگم با اسم خودت از آن استفاده کنم


آیدین فروغی , sangesabor_1362
آیدین فروغی - 19:11 1389/12/11
22

یارانه‌ای به نام كودكان؛به كام پدران معتاد

 

 كودك 2 ساله‌اش را با 3 روسری رنگ و رو رفته به كمر بسته و حوالی میدان پاسداران گشت می‌زد....
بلند اما با صدای لاجون می‌گوید: خانما یه كمك می‌كنید واسه بچم شیر خشك بخرم؟ خانما شیر خشك بچم تموم شده....
رهگذرها اول نگاهی به سر و روی زن جوان می‌اندازند، بعد از آن هم یكی در میان دو، سه صد تومانی یا پنجاه تومانی كف دستش می‌گذارند....
بی‌ سرو صدا پول‌ها را كف دست مرتب می‌كند و به جیب مانتو هل می‌دهد.
آرام و با مكث كنارش می‌ایستم، دستش را می‌فشارم و می‌گویم كه خبرنگار هستم.... دستش را پس می‌كشد و از آبروی نداشته و داشته‌اش حرف می‌زند. می‌گوید: 2، سه چهار راه آنطرف خانه‌ی صاحب كارش بوده و اگر صاحب كارش بفهمد كه همین حوالی از مردم پول تقاضا می‌كند، از كار بیكارش می‌كند.
پول‌های مچاله شده را باز می‌كند و تا نزدیك‌های داروخانه، آرام آرام قدم برمی‌دارد؛ ارزانترین نوع شیر خشك را با قیمت 4300 تومان می‌خرد از فروشنده درخواست می‌كند كه یك تخفیفی هم بدهد اما «قیمت‌ها مقطوع است» بر روی شیر خشك هم صدق می‌كند!
زهرا مادر كودك 2 ساله می‌گوید: اگر عصرها بیشتر از امروز پول در بیارم پوشك هم برای نرگس می‌خرم؛ وقت كهنه شوری ندارم، خیلی هنر كنم كهنه‌های مادر صاحب كارم و بسابم و زمین شویی كنم!....
از داروخانه بیرون می‌آید و به سمت مینی‌بوس‌های شریعتی راه می‌رود، نگران همراه شدنش با یك خبرنگار است... اما با مكث می‌گوید:اعتیاد شوهرم 6 سالی می‌شود كه دیگر تابلو شده... همسایه و فامیل به صد نسلش لعنت می‌فرستن... این آخری‌ها هم كه دائم از طرح جدیدی صحبت می‌شود دست و دلمون و لرزونده....
حالا دیگه اعتماد زن جلب شده و لبخند زنان می‌گوید:شوهرم به اسم سرپرست خانوار از پول یارانه‌ها استفاده می‌كند و پول را برای خرج موادش دود می‌كند....
قبلاً كه سهمی از جیب مباركش نداشتیم حالا هم زبونش دراز شده و هم خیالش راحت، كه دو ماه یكبار پولی براش از آسمان حواله می‌شود....
چاره‌ای جز تنها گذاشتن زن جوان و دل پردردش نبود... كمی پایین‌تر... جایی كه می‌گویند 4 راه مولوی، روبروی ویترین یك مغازه شیرینی فروشی مردی كه ظاهر كثیف و نامرتب دارد ایستاده... انگشت اشاره‌اش روی یك نوع از شیرینی‌های پشت ویترین مانده و كاملاً قوز كرده،كنارش می‌روم... مرد معتاد به همان حالت چرت می‌زند ،از خماری بی‌حركت ایستاده .. یا شكمش گرسنه بوده و یا به كودك خردسالش فكر می‌كند كه شاید با دیدن این نوع شیرینی ذوق‌زده شود...اما مرد معتاد با طعنه عابران پیاده‌ و صدای حركت خودروها هم بیدار نمی‌شود!
به گزارش خبرنگار ایلنا این تصاویر، نمونه عینی از یك مشكل نوپا در كشور است؛ طرح هدفمندی یارانه‌ها آغاز شده و اكثر سرپرستان خانوار برای دریافت یارانه ثبت نام كرده‌اند، اما آیا تمام این افراد صلاحیت دریافت یارانه‌ را دارند؟ پدران معتادی كه به نام فرزند و همسرانشان اما به كام اعتیاد خود و یا سایر منافع خودشان این پول را دریافت می‌كنند.
طه طاهری قائم دبیر كل ستاد مبارزه با مواد مخدر در مورد ساز و كار واریز یارانه به افراد معتاد سرپرست خانوار می‌گوید مذاكرات مربوط به این موضوع در كمیته‌های تخصصی آغاز شده است. اما نتایج آن هنوز نهایی نبوده و مشخص نیست كه افراد معتاد سرپرست خانوار صلاحیت دریافت یارانه‌های واریزی را دارند یا نه.
او ادامه می‌دهد اگر چه در حال تكمیل پرونده‌های این افراد هستیم اما به هر حال این امكان وجود دارد كه خانواده‌های این اشخاص تحت فشار باشند.
اگر چه مسئولان مربوطه در مواردی نسبت به این موضوع حساس شده‌اند اما انجمن‌های حمایتی و فعالان حقوق كودك پس از واریز اولین مرحله پس از واریز اولین مرحله از یارانه‌ها و به دنبال واریز مرحله دوم از این مبلغ كه تا پایان سال صورت می‌گیرد، در این زمینه نگران بوده و با موارد زیادی از سرگردانی كودكان و زنان كه همسرانشان به مواد مخدر اعتیاد دارند، روبه‌رو شده‌اند.
فاطمه قاسم‌زاده عضو كمیته هماهنگی شبكه یاری كودكان كار ایران در این ارتباط به خبرنگار ایلنا تاكید می‌كند: تعداد زیادی از كودكان ایرانی كه به طور جسته و گریخته به دلیل فقر خانواده كار می‌كنند پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها با مسائلی روبه‌رو بوده‌اند.
او ادامه می‌دهد: پدری كه معتاد است و خانواده را به سختی اداره می‌كند، در عین حال كودك و همسرش را نیز مجبور به كار كرده است، با استفاده از پول هدفمندی یارانه‌ها كه در برابر اعتیاد سرسام‌آورش پول ناچیزی بوده، به خانواده فشار بیشتری اعمال می‌كند.
این فعال حقوق كودك تصریح می‌كند: كودك این فرد معتاد هزینه اعتیاد پدر یا مادرش را با كار روزانه و شبانه در می‌آورد و در عین حال هیچ سهمی از پول یارانه‌ها ندارد؛ در واقع فشار وارد آمده بر این قبیل كودكان مضاعف می‌شود.
قاسم‌زاده خواستار بررسی صلاحیت افراد سرپرست خانوار برای دریافت یارانه‌ها شده و ادامه می‌دهد: خانواده‌هایی كه به انجمن‌ها مراجعه كرده و از این مسئله ابراز نگرانی دارند این درحالی است كه تقاضای ما از دولت مردان و مجریان قانون هدفمندی یارانه‌ها این است كه با مراجعه به انجمن‌های مردم نهاد و فعال در زمینه كودكان نسبت به صلاحیت پدر یا مادر آنها برای دریافت یارانه‌ها اطلاعات كسب كنند ضمن آنكه پرونده كامل این كودكان در انجمن‌ها موجود است.
مژده حسینی مددكار خانه كودك ناصرخسرو، وابسطه به انجمن حمایت از حقوق كودكان نیز در تایید این مشكل به خبرنگار ایلنا یادآور می‌شود: پس از واریز پول یارانه‌ها به حساب سرپرستان خانوار، كودكان زیادی با مراجعه به خانه كودك نسبت به سوءاستفاده پدر یا مادر خود از این پول ابراز ناراحتی و اعتراض كردند.
او ادامه می‌دهد: كودكانی هستند كه هیچ سهمی از این پول نمی‌برند و پدر و مادرشان از این پول به نفع منافع خودشان استفاده می‌كنند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، اگر چه این روزها كارشناسان و مسئولان نسبت به ضرورت اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اطلاع‌رسانی گسترده‌ای داشته‌اند اما تبعات اجرای این طرح بر روی اقشار آسیب‌پذیر جامعه جای بررسی و كار كارشناسی گسترده دارد؛ تا زمانی كه معضلات این كودكان و همسرانشان تشدید نشده و به بیان دیگر كارد به استخوانشان نرسیده برایشان تدبیری شود.
كودك كاری كه سر چهارراه‌ها و پشت چراغ قرمز بیسكوئیت می‌فروشد، هنوز بعد از 3 سال كار نتوانسته یك كتانی سفید بخرد،پدرش هم آخرین بار قول داده كه تا شب عید كفش كتانی برایش تهیه كند، اما خودش هم می‌داند كه پدرش وعده سر خرمن می‌دهد؛ یك بار هم از رادیوی یكی از ماشین‌ها نام طرحی به گوشش خورده كه قرار است پولی به حساب افرادی ریخته شود... شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: ما كجا و پول كجا...

 

ایلنا

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 12:31 1389/10/19
21
نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر
 


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 12:30 1389/10/19
20
فقر از نگاه دکتر شریعتی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: "وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود" و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: "من لا معاش له لا معاد له" کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میكشد ...

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...

فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند ...

فقر ، چیزی را "نداشتن" است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست ...

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند ...

فقر ، اعجوبه ایست که بشكه های نفت در عربستان را تا ته سر میكشد ...

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ...

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ...

فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ...

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...

فقر ، همه جا سر میكشد ...

فقر ، شب را "بی غذا" سر كردن نیست ...

فقر ، روز را "بی اندیشه" سر كردن است ...


سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 10:45 1389/09/19
19

 

 

 

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036454203.jpg

 

کردستان بخشی از ایران است به علت نبود امکان اشتغال مناسب در این سرزمین مردم رو به مهاجرت و مشاغل کاذب می آورند در زیر تصاویری از  گوشه ای از این مشاغل که تنها و تنها به سبب بی عدالتی است  رو می آوریم مردانی با غیرت که به خاطر تهیه نان شب فرزندان خود این خطرات و مشقت رو می پذیرند و با بدترین وضع کار میکنند  ؟ آیا عدالت این است ؟؟

 

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453044.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451169.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036452152.jpg

 

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451081.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453892.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453398.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451296.jpg

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 13:45 1389/08/18
18
پولدار نیستم پس ادم نیستم

 

 

قرار بود اینگونه باشد:« برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر ضوابط زیر استوار می شود:تامین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه.(اصل ۴۳ قانون اساسی)

به نقل از الف، ۱۰ شهریور «مجاهد» که در ساختمانی در کرج مشغول کار است از طبقات بالا سقوط می کند که منجر به شکستن دست و پای او می شود. خانواده اش او را به بیمارستانی در همان حوالی می برند.در بیمارستان میلاد پزشکان پس از معاینه پیشنهاد می کنند ۹ میلیون تومان بگیرند و در عوض دو پای او را قطع کنند. خانواده اش یکه می خورند که چطور مجاهد دو پای خود را در سی سالگی از دست بدهد . در اضطراب چنین تصمیمی هستند که یکی از آمبولانس ها به انها پیشنهاد بیمارستانی را می دهد که در ازای دریافت۱۰ میلیون تومان او را عمل می کند. بیمارستان خصوصی.خانواده مجاهد سریعاً او را به ولنجک می برند.

ساعت حدود ۱۲ شب است. خانواده مجاهد که از دیدن گوشت و استخوان خورد شده و شنیدن فریادهایش، لحظه به لحظه آزرده تر می شوند با ممانعت بیمارستان از پذیرش بیمار مواجه شده اند. “باید پنج میلیون تومان به حساب بیمارستان ریخته شود.“ به ناچار تا ساعت ۱۰ صبح فردا هزینه اولیه را حاضر می کنند. اما با کمال تعجب متوجه می شود که پزشک مربوطه در بیمارستان نیست. مجاهد تا هفت ساعت دیگر درد را تحمل می کند. تا اینکه وارد اتاق عمل می شود. دو روز پس از عمل دوباره ناله های مجاهد شروع می شود. پزشکان متوجه می شوند که کمر او نیز به شدت اسیب دیده است و خطر قطع نخاع او وجود دارد. قرار می شود او را عمل و هزینه را پس از آن عمل طلب کنند. ماجرا از اینجا شروع می شود؛ دکتر عمل به خاطر نامطلوب بودن وضع مالیشان از هزینه عمل خود که ۴ میلیون است صرف نظر می کند، اما بیمارستان حاضر به بخشش آن نیست. مریض را به بخش منتقل می کنند و پس از چند روز دکتر اجازه مرخصی مریض را می دهد. اما بیمارستان تا پرداخت بدهی از انجام این کار ممانعت می کند. مجاهد در بیمارستان رامتین زندانی می شود و به ازای هر روز ۴۰۰ هزار تومان باید بپردازد. بی محلی ها روز به روز بیشتر می شود، بدهی بالا می گیرد و پرستاران مجاهد را فراموش می کنند.

از کنار ویلاهای خیابان پر شیب ولنجک می گذریم تا به کوچه بیست و دوم می رسیم. همسر مجاهد درد و دلهایش را شروع می کند:» آن روزها که در بخش بود به علت عدم رسیدگی، پایش عفونت بدی می کند. چنانکه ما به خاطر بوی بسیار بدش، از خوشبو کننده های هوا استفاده می کردیم. حدود سی روز می گذرد که ناگهان متوجه شدم بدون اطلاع من شوهرم را به جای دیگری برده اند

مکان جدید مجاهد، قسمت متروکه ای از بیمارستان بود. مکانی که نه بیماری در آنجا بستری بود و نه پرستاری به انجا سر میزد. سوسک های مرده روی زمین افتاده، سرویس بهداشتی آلوده، خاک آلود بودن وسایل اتاق، عدم وجود سیستم سرمایشی و گرمایشی و تامین دیگر نیازهای بیمار، شدیداً مجاهد را علاوه بر دردهای بدنی، از نظر روحی و روانی آزار می دهد.

اعضای مجمع رئیس بیمارستان را می بینند و از او سؤال می کنند. جناب رئیس به راحتی موضوع عفونت پای مریض را نفی می کند و از خرج دار بودن بیمارستان می گوید. هرچند پس از پایان جلسه شخصاً رئیس بیمارستان پانسمان پای مجاهد را تعویض می کند.

اگرچه نهایتا با گرو گذاشتن سند، مجاهد از زندان تجارت خانه آزاد می شود اما خانواده اش موظف می شوند تا پایان هفته مبلغ ۲ میلیون تومان وتا ۴ ماه دیگر ۵میلیون تومان را به حساب صندوق بیمارستان واریز کنند.کل مخارج ۲۲ میلیون تومان می شود.


۱-کمیته امداد به عنوان نهادی که موظف است مستضعفین را در امورات زندگی یاری کند، چطور جهت کمک به امثال شخص مذکور با اکراه رفتار می کند و با کارهای اداری، مستمندان را از مدد جویی نا امید می کنند.

۲- رفتار بیمارستان رامتین، مشتی نمونه از خروار خصوصی کردن بهداشت است. پیامدهای بسیار خطرناک و لطمات وارده بر طبقه مستضعف و عدم ارائه خدمات پزشکی به آنان، زنگ خطری است برای حساسیت اجرای خصوصی شدن خدمات بهداشتی کشور. دولت که در حال حاضر توانایی نظارت و کنترل بیمارستان های خصوصی را ندارد، چطور می تواند در زمان اجرایی شدن این قانون از وارد شدن فشار به محرومان جامعه جلوگیری کند؟

۳- عدم ارائه خدمات تامین اجتماعی و بیمه، و نبود قانون کار مناسب آنگونه که کارفرما به راحتی کارگر را از کار بی کار میکند، درد بزرگی است که دامن گیر جامعه کارگر است. وزارت کار چه مسئولیتی در قبال کارگران به عهده می گیرد؟

 

 

 

 

ساناز  صمدی , sanaz_samadi
ساناز صمدی - 21:11 1389/07/27
17
بیست و هفتم تیر ماه هم یکی از آن روزهای متفاوت بود. از خیابان طالقانی، تقاطع بهار رد می‌شدم که دیدن منظره‌ای برای نخستین بار، همه باورهایم را زیر سوال برد. بیشتر که دقت کردم دیدم حقیقت دارد. خانواده‌ای ایرانی, همجنس خودمان از همان‌هایی که خون آریایی در رگ هایشان جاری است. پدر و مادر و نازنینی 9 ساله در فرورفتگی یک شرکت آرمیده بودند. با خودم فکر کردم آیا اینها خوابند یا تمام ما آدم‌هایی که بر روی تخت‌های آن چنانی با تشک‌های خارجی طبی زیر هوای مطبوع کولرهای گازی مشغول استراحتیم؟


مجال رفتن نبود. قدم از قدم نمی‌توانستم بردارم؛ وظیفه حرفه‌ایم اقتضا می‌کرد که تلاش کنم به این خانواده نزدیک تر شوم با آنها گفت وگو کنم و از زجرهایی که از روزگار می‌کشند، بپرسم. از داستان آدم‌های نامردی که برای تنها اندکی کرایه در محله پامنار تهران اینها را از سقفی که داشتند محروم کرده‌اند.

برای ارگان‌های حمایتی که نعره‌هایشان گوش فلک را کر کرده است و دم از کمک و همیاری مستضعفین می‌دهند. هر یک به نوعی و هر یک به شکلی! ارگان‌هایی که با تشکیلات عریض و طویل، امکانات فراوان و بودجه‌های آن چنانی و تبلیغات فراوان سعی می‌کنند نشان دهند که ما کاملا در خدمت محرومین و مستضعفین هستیم. با اینکه در سفرهای گوناگون به مناطق جنوبی، شرقی، غربی و شمالی کشور گوشه‌های فراوانی از درد و رنجی که محرومین سرزمین من می‌بینند، دیده بودم و علت آن را در هزاران بهانه‌ای که مسئولین برای آن می‌تراشند، برای خود توجیه می‌کردم شاید دیدن علی و همسرش و نازنین کوچولو خط بطلانی باشد به همه شعارهایی که مسئولین و ارگان‌های حمایتی در راستای حمایت از محرومین سر می‌دهند.


بشاگرد، نیک شهر  و خیلی از مناطق محروم دور افتاده کشورم پیش کش! این اتفاق همین جا، در همین نزدیکی، در تهران بزرگ، دو سه کوچه آن طرف تر، درست بغل گوش من و شما افتاده است.


آیا انسانی که در نزد قادر متعال خود به جانی می‌ارزد، برای ما آدم‌های متمدن به نانی نمی‌ارزد؟!

علی بچه آبادان است؛ جنگ را حس کرده است. مدتی همدوش رزمندگان و شهدای جنگ بوده است. به هزار دلیل که من و تو می‌دانیم، کوچ کرده و به تهران آمده است. کارمند قراردادی یکی از فرهنگسراهای سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شده و حالا با چوب تعدیل، چند صباحی است که کارش را از دست داده که البته مدیریت فعلی می گوید سال 74 تعدیل شده است. اجاره خانه ندارد که بدهد. صاحب خانه محترم! با استفاده از تمام ابزارهای قانونی ـ همان ابزاری که برای دفاع از حقوق انسان‌ها به وجود آمده‌اند ـ علی، همسرش و نازنین کوچک را با تمامی اثاثیه شان از خانه بیرون کرده است.


امرار معاش علی از پسماندهای فلزی زباله‌هایی است که شاید چند هزار تومنی را روزانه نصیبش کند تا بتواند با یک وعده غذای بسیار ساده، شکم همسر و بچه خود را سیر کند. ظاهر نازنین نشان می‌دهد که مدتی است روی آب را ندیده است. از علی علت را که جویا می‌شوم، می‌گوید پول ندارم. از وضعیت تحصیل نازنین می‌پرسم و با آهی پاسخ می‌دهد: نازنین مجبور است برای مدرسه به پامنار بازگردد. به مدارس نزدیک به اصطلاح همین محل سکونت که مراجعه کرده‌اند آنها را رانده‌اند تنها به علت وضع ظاهری! در حال صحبت با علی هستم که یکی از کارکنان شرکت که تو رفتگی آن، محل اسکان و زندگی علی شده، قصد خروج دارد. علی مجبور است که همسرش را از خواب بیدار کند تا راهی برای عبور فرد باز شود.

از ایشان می‌پرسم علی چند ماه است که اینجاست؟ می‌گوید تقریبا هشت ـ نه ماهی است که این خانواده در این مکان زندگی می‌کنند. می‌پرسم برای رفع مشکل اینها کاری کرده‌اید؟ مرد در پاسخم می‌گوید که بله با همه جا تماس گرفتیم. با کمیته امداد، سازمان بهزیستی، شهرداری و... اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم!؟


همه این سازمان‌ها با یدک کشیدن متولی بودن و رسیدگی در امور محرومین کارها را به همدیگر پاس می‌دهند. هر یک می‌گوید این در شرح وظایف و اختیارات ما نیست و به ارگان دیگری مربوط می‌شود و ارگان دیگری نیز می‌گوید به عهده سازمان دیگری است و این دور باطل همچنان ادامه دارد. اما آنچه واقعیت دارد نازنین کوچک است که روی یک تکه کارتن بر سنگفرش سیمانی خیابان پر ازدحام ماشین‌های مدل بالا خوابیده است و امشب را نیز مانند صدها شب دیگری که گذشته به صبح خواهد رساند.


قصه آنجا دردناکتر می‌شود که علی می‌گوید به دفتر رهبری نیز مراجعه کرده‌ام و آنها نیز پولی برای تهیه سرپناهی در اختیار کمیته امداد قرار داده‌اند؛ اما هنوز پس از گذشت ماه‌ها هیچ اتفاقی نیفتاده است.

هلیا کیانفر , helia_kianfar
هلیا کیانفر - 09:32 1389/01/19
16

فقر اونجاست که پدری پول نداره برای بچه هاش نون بخره و به همین خاطر رو نداره شب برگرده خونه و توی پارک می خوابه.

فقر اونجاست که دخترک از شرم مانتوی پاره اش لج میگیره و میگه که دیگه نمیرم مدرسه.

فقر اونجاست که پدری بخاطر اینکه نمی تونه جهیزیه دخترش رو جور کنه، دست به خودکشی می زنه.

فقر اونجاست که …

 

آیدین فروغی , sangesabor_1362
آیدین فروغی - 03:54 1388/11/29
15

حکایت تلخ کوره پزخانه

زندگی با همه آنچه دارد

زندگی با همه آنچه ندارد

مهمان می کند ستاره هایی خمجوار را که بیرون از عرصه اند

و ابرهایی مهاجر را که بیرون از مکان اند

و زندگی در اینجا

از خویش می پرسد

چگونه زندگی را به آنها بازمی گردانیم

محمود درویش

در جنوب غربی تهران،۵ کیلومتری جاده خاوران(خروجی تهران به سمت مشهد) در سمت راست یک فرعی دیده می شود که به سمت اشرف آباد می رود. در حاشیه روستای اشرف آباد محوطه وسیعی است که تا چشم کار می کند، کوره پز خانه دیده می شود. در این کوره پز خانه ها ایرانیها و اکثرا افغانیها مشغول به کار هستند. پدر خانواده کار تهیه خشت را به صورت کنترات به قیمت هر ۱۰۰۰ خشت ۱۲۰۰۰ تومان از کارفرما می گیرد. در برابر شرایط سخت اقتصادی، تمام اعضای خانواده، مادر، کودکان وحتی پدربزرگ و مادربزرگ در کنار پدر از ساعت ۵ صبح تا ۹ شب مشغول به کار هستند.

کودکان (دختران و پسران)که کوچکترین آنها ۷ سال دارند با صورتهای سوخته در زیر آفتاب و گاری به دست که با آن ماسه و آب را حمل می کنند با بدنی نحیف و لاغر، موهای قرمز، ناخنهای قاشقی شکل و چشمهای بی رنگ و فرو رفته ناشی از سوء تغذیه که ۱۵-۱۰ آجر را بر پشت یا روی دستان کوچک خود حمل می کنند، دختران کوچکی که برای نگهداری کودکان کوچکتر آنها را بر پشت خود بسته و خشت می زنند و زنانی که هم کار منزل را انجام می دهند و هم کار کوره پزخانه دیده می شوند. دختران و زنانی که زبان گویای استثمار هستند. زنان و کودکانی که بابت کار طاقت فرسای خود هرگز دستمزدی دریافت نکرده و پدر برای تأمین مخارج خانواده خود تمام دستمزدها را دریافت می کند.

تمامی کسانی که در کوره پز خانه کار می کنند به علت مشکلات اقتصادی نتوانسته اند حتی یک اتاق در تهران و یا یک خانه در روستاهای اطراف اجاره کنند. بنابراین در ازای کاری که برای کارفرما انجام می دهند،از اتاقکهایی که توسط کارفرماها در کنار کوره پز خانه ها ساخته شده به عنوان محل سکونت استفاده می کنند و سرسال که به حسابها رسیدگی می شود مبلغ اجاره اتاقها به قیمت ماهی ۱۵۰۰۰۰- ۱۰۰۰۰از دستمزدها کم می شود.

محل سکونت آنها به صورت یک دالان، به طول تقریبی ۵۰ متر و عرض ۲ متر است. در یک طرف دالان ۱۵ اتاق و درست در مقابل هر اتاق، یک آشپزخانه ٣ متری ساخته شده. تمامی اتاقها ۱۲ متری است که در هر اتاق یک خانواده معمولا ۹-٨ نفره زندگی می کنند. تنها یک پنجره کوچک در ابعاد ۵۰ سانتیمتر در ۴۰ سانتیمتر و یک لامپ ۶۰ وات تأمین کننده نور اتاقها است. سقف و دیوار اتاقها نم دار،دیوارها دارای درز و شکاف است که حشرات موذی (سوسکها)را در خود جای داده است. در انتهای دالان دو توالت یکی مردانه و یکی زنانه در شرایط کاملا غیربهداشتی که از پتو به عنوان درب آن استفاده شده دیده می شود. توالت فاقد لوله کشی آب است.

تنها دو شیر آب برای شستن (دست و صورت، لباس و ظروف) در دالان وجود دارد. آب آلوده ناشی از شستشو به محوطه پشت محل سکونت آنها ریخته می شود به طوریکه آن ناحیه پر از لجن و موش و پشه است که خود باعث انتقال بسیاری از عفونتها و بیماریها به خصوص به کودکان می شود. آبی که برای شستشو استفاده می شود آب چاه است و آب آشامیدنی هر روز با تانکر آورده می شود و ساکنین آب را به قیمت لیتری ۲۰۰ تومان خریداری می کنند. یک حمام زنانه و یک حمام مردانه با ٣ دوش چند متر پایین تر از محل سکونت آنها ساخته شده که اصولا باید ٣ نفر در حمام باشند اما گاهی تا ۱۰ نفر نیز وارد حمام می شوند. آب حمام با نفت گرم می شود. بنابراین مردم این منطقه برای تهیه نفت به خصوص در زمستان با مشکلات زیادی روبه رو هستند به طوریکه در زمستان گذشته به دلیل نداشتن نفت تا یکماه از رفتن به حمام محروم بوده اند.

وضعیت تحصیل؛

در این محدوده با وجود داشتن ۱۵۰-۱۰۰ کودک در سن تحصیل (۱٨-۷ ساله) هیچ گونه مکان آموزشی از طرف دولت که موظف به تأمین امکانات آموزشی برای تمامی آحاد جامعه است ساخته نشده. کودکان برای تحصیل با مشکلات زیادی روبرو هستند. در فصل تحصیل هر روز مسافت خاکی کوره پز خانه تا اشرف آباد را نیم ساعت در سرمای زمستان که تا مچ پا در گل فرو می روند و گرمای اواخر بهار، با پای پیاده طی می کنند.از طرفی کودکان افغانی فاقد کارت که به صورت غیرقانونی وارد کشور شده اند از حق آموزش و تحصیل محروم و کودکان افغانی دارای کارت که به صورت قانونی وارد شده اند با پرداخت مبلغ ۵۰۰۰۰تومان بابت تحصیل در مدارس ابتدایی و میلغ ۷۰۰۰۰ تومان برای تحصیل در دوره راهنمایی و مبلغ ۱۰۰۰۰۰ تومان بابت تحصیل در دبیرستان می توانند به تحصیل خود ادامه دهند که البته سال به سال به این مبلغ افزوده می شود. با توجه به زیاد بودن تعداد فرزندان محصل در هر خانواده و عدم توانایی اقتصادی، تعداد زیادی از این کودکان با وجود اشتیاق فراوان به آموزش و یادگیری، مجبور به ترک تحصیل و کار در کوره پزخانه ها می شوند.

وضعیت بهداشتی

هیچ گونه مرکز بهداشتی و درمانی در این منطقه وجود ندارد. ساکنین برای انجام مراقبتهای بهداشتی باز هم مجبورند به اشرف آباد بروند که به علت دوری راه، تعدادی از کودکان از انجام واکسیناسیون، کنترل رشد و تکامل و بررسی وضعیت تغذیه محروم شده اند. سطح آگاهی مادران از بهداشت، تنظیم خانواده و پیشگیری از بیماریها در حد صفر است. از طرفی این منطقه در شب مملو از سگ و حیواناتی است که بیماری هاری را منتقل می کنند و از آنجا که این افراد با خاک سرو کار دارند که خود باعث انتقال بیماری کزاز می شود، کارکنان بهداشتی نه تنها از تزریق واکسن کزاز و هپاتیت برای بزرگسالان که جزء گروههای در معرض خطر هستند امتناع می کنند حتی کوچکترین آموزشی به منظور پیشگیری از این بیماریها داده نشده است
ساناز  صمدی , sanaz_samadi
ساناز صمدی - 09:12 1388/11/9
14
رویدادی که آمریکا را تکان داد: توافق زن و شوهر بیکار برای مردن! ـ پرزیدنت اوباما! مسئله در همینجاست نه در افغانستان
27 ژانویه 2009 یک تلویزیون محلی لس آنجلس فاکسی دریافت کرد که در آن مردی به نام «اروین لوپو» نوشته بود که با بانویش «آنا» ـ هردو مدیکال تکنیشن (کارمند فنی آزمایشگاه و یا اسکن و عکس) در مرکز پزشکی کایزر در منطقه لس آنجلس ـ از 25 دسامبر (33 روز پیش از آن) کار خودرا از دست دادند و تلاش آنان که دارای پنج فرزند دو تا هشت ساله و از جمله دو تا دوقلو هستند برای یافتن کار دیگر به جایی نرسید و حتی موفق نشدند که کار نگهداری از بچه ها در غیاب والدین (دی ـ کر و بیبی سیتینگ) را به دست آورند. از آنجا که پس انداز ندارند و قسط خانه عقب افتاده است؛ با هم (زن و شوهر) موافقت کردند که بهترین راه برایشان در این شرایط رفتن از این دنیا است و بهتر است که بچه ها را هم با خود به آن دنیا ببرند زیرا که نمی خواهند به دست دیگران بزرگ شوند و در بزرگی به روز آنان افتند؛ وضعیت دنیا دارد بدتر می شود. این فاکس هنگامی به دست شما خواهد رسید که ما هفت نفر دیگر زنده نیستیم.
     مسئولان تلویزیون (ک ـ ای بی سی) جریان را به پلیس اطلاع دادند که پلیس گفت تلفنی با همان مضمون از جانب «اروین» به آنان شده است. پلیس به محل سکونت این خانوار واقع در ویلمینگتون (18 مایلی مرکز شهر لس آنجلس و نه چندان دور از ساحل اقیانوس آرام) رفت. در یک اطاق خواب «آنا» در حالی که پسران دوقلوی دو ساله اش را در آغوش گرفته بود به خون نشسته بود و در اطاق خواب دیگر به همینگونه اروین و سه دخترش. در کنار جسد اروین تپانچه او روی زمین افتاده بود. خانه، و اثاثه آن نشان می داد که این خانواده وضعیتی خوب داشتند.
    خبرنگارانی که برای بازدید از محل به آنجا رفته بودند گزارش کرده بودند که در کنار بیش از نیمی از خانه ها ساین (تابلو) توقیف توسط بانک به چشم می خورد. قبلا در همین منطقه پنج رویداد مشابه و ناشی از بیکاری و اقتصاد بد اتفاق افتاده بود از جمله قتل عام ده تن از اعضای یک خانواده به دست یک مهندس برق که کار خود و در نتیجه بانویش را از دست داده بود.
    تفسیر نگاران دراین باره اظهار نظر کرده بودند و یک مفسر آمریکایی نوشته بود: پرزیدنت اوباما! مسئله در همینجاست نه در افغانستان. صدها میلیارد دلار پولی را که برای تجدید حیات بانکها و تسهیل اعتبارات داده شده صرف خرید هواپیماهای اختصاصی 50 میلیون دلاری برای مدیران بانکها و میز و صندلی 65 هزار دلاری برای دفاترشان و پرداخت پاداش های میلیون دلاری شده و مسئله وام مردم و بیکاری را حل نکرده است، زیرا که هر راه حلی در آمریکای امروز گرفتار چنبره بوروکراسی بد می شود.
cal2.jpg
اروین و انا و پنج فرزندشان

سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 17:53 1388/11/4
13
اخراج کارگران به خاطر دیدار با معاون وزیر
حدود یك ماه ‌و نیم است كه حقوق كارگران به اضافه معوقات چهار ماهه آنان پرداخت نشده و ضمنا مدتی است كه مزایای این كارگران نیز قطع شده است؛ بنابراین، تعدادی از كارگران به وزارت صنایع مراجعه كرده و با یكی از معاونان این وزارتخانه دیداری داشتند. 9 نفر از كارگرانی كه به وزارت صنایع مراجعه كردند، مدت دو هفته است كه از كارخانه اخراج شده‌اند و از حضور آنان در كارخانه جلوگیری می‌شود.

شركت «كیان تایر»، یكی از شركت‌های بزرگ در صنعت لاستیك‌سازی ایران، مدتی است از پرداخت حقوق معوقه كارگردان خود ناتوان شده است.

یكی از كارگران این كارخانه در گفت‌وگو با خبرنگار «تابناك» اظهار داشت: حدودا از یك سال پیش، این شركت با بحران مالی روبه‌رو شد كه پس از مراجعه كارگران به وزارتخانه های صنایع و كار، قرار بر این گرفت که این كارخانه به هیأت حمایت از صنایع واگذار شود تا به این وسیله، كارگران این كارخانه به پرداخت حقوق معوقه خود امیدوار شوند.

وی افزود: ولی متأسفانه این هیأت هم نتوانست از عهده مشكلات این كارخانه برآید و حدود یك ماه ‌و نیم است كه حقوق كارگران به اضافه معوقات چهار ماهه آنها پرداخت نشده و ضمنا مدتی است كه مزایای این كارگران نیز قطع شده است، ولی در این وضعیت، مدیریت کارخانه تصمیم به استخدام بیست تا سی نیروی جدید انتظامات گرفته که با اوضاع اقتصادی این کارخانه سازگار نیست، برای همین، تعدادی از كارگران به وزارت صنایع مراجعه كردند و با یكی از معاونان این وزارتخانه دیداری داشتند که متأسفانه، نتوانستند نتیجه دلخواه را بگیرند.

وی در پایان گفت: 9 نفر از كارگرانی كه به وزارت صنایع مراجعه كردند، مدت دو هفته است از كارخانه اخراج شده‌اند و از حضور آنان در كارخانه جلوگیری می‌شود.

گفتنی است، اینها همه در حالی است که وزیر محترم صنایع، می تواند با دستور های خود، نسبت به رفع مشکلات و مصایب 1300 کارگر این کارخانه و خانواده هایشان اقدام سریع و قاطع کند.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.