userinfo close

  ,

برای عدالت


baraye_edalat

تاسیس: 26 دی 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سمانه صالحی - معاونان
به برکت جمهوری اسلامی آزادی قلم در ایران بیداد می کند.پس لطفآ در نوشته هایتان عدالت و منطق+صداقت را ادامه »
به برکت جمهوری اسلامی آزادی قلم در ایران بیداد می کند.پس لطفآ در نوشته هایتان عدالت و منطق+صداقت را فرآموش نکنید

" اینجا برای همه عقاید جا هست الا فاشیست ها "
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
112
89/9/20 (22:11)
0
0
90/11/27 (12:20)
150
320
90/10/11 (01:51)
82
161
90/9/19 (21:55)
200
417
90/9/19 (21:21)
105
241
90/8/24 (07:32)
31
83
90/7/14 (07:15)
18
70
90/6/31 (07:26)
1
3
90/5/5 (19:42)
152
342
90/1/9 (14:20)
2
5
89/12/8 (18:59)
40
93
89/11/22 (09:50)
58
184
89/11/10 (18:21)
32
82
89/7/25 (19:20)
74
138
89/5/19 (07:14)
3
10
89/3/2 (17:08)
1
10
88/11/24 (22:41)
19
37
88/7/24 (09:31)
0
10
88/3/2 (07:58)
5
13
87/6/6 (07:03)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

آیدین فروغی , sangesabor_1362
آیدین فروغی - 09:47 1387/05/1

عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر

در این بحث به اراائه مقالاتی پیرامون عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر خواهیم پرداخت.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 07:15 1390/07/14
31
امین شعبانی درباره وعده‌های رئیس جمهور برای ایجاد 2.5 میلیون شغل در سال جاری گفت: رسیدن به چنین آماری واقعیت ندارد؛ در مناطق محروم این نیت را دارند که کار کنند، ولی بانک‌ها و سازمان‌ها همراهی نمی‌کنند. به گزارش سرویس اجتماعی آژانس خبری موکریان، نماینده سنندج در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه سهمیه کردستان در وعده‌های ایجاد اشتغال در سال 89، برابر 28 هزار شغل و در سال 90 برابر 56 هزار شغل بوده، گفت: ایجاد ‌این میزان اشتغال پیشکش، به جای این، دو هزار شغل ثابت تحویل بنده بدهند، کارخانه سایپا، سیمان و یا لاستیک را اگر تحویل دهند تا آخر عمر برای این دولت دعای خیر می‌کنیم. این عضو کمیسیون عمران در ادامه افزود:‌ پروژه‌هایی در سفر رهبر انقلاب تصویب شد که در حال اجراست، ولی متأسفانه از لحاظ ایجاد زیرساخت‌ها و صنایع بزرگ که وظیفه دولت است، کاری انجام نشده و این گله ما از دولت است. شعبانی با بیان اینکه آمار بیکاری در استان کردستان بالاست، گفت:‌ مسئولان بانک صنعت و معدن درباره استان مازندران گفته‌اند که کارخانه فولاد توجیه اقتصادی دارد، ولی برای کردستان گفته‌اند توجیه ندارد. با وجود اینکه 60 درصد فولاد ایران از کردستان، وارد عراق و ترکیه می‌شود، مبنای این ارزیابی‌ها مشخص نیست. رهبر انقلاب تأکید دارند که واردات کاسته شده و بر میزان صادرات افزوده شود، اما در کردستان کم‌کاری می‌کنند. با تنگ‌نظری و تبعیض اجازه نمی‌دهند سرمایه‌گذاری در کردستان شکل بگیرد و اعتبارات سفرهای استانی، هنوز هزینه نشده است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: آمار بیکاری در کردستان بر پایه آمار رسمی، 16 درصد بوده ولی میزان واقعی آن بالای 30 درصد است؛ کارهای بسیاری در استان انجام شده از جمله اینکه به تمام نقاط، گاز رسانی کرده‌اند. کردستان سال‌ها درگیر جنگ بوده و زیرساختی در استان وجود ندارد اما ‌دولت همچنان چاره‌ای برای ایجاد زیرساخت‌های استان نیندیشیده است. او گفت: اعتبارات ملی باید عادلانه توزیع شود؛ در برخی استان‌ها اتوبان‌های عریض و طویل می‌سازند ولی جاده‌های استان کردستان همان جاده‌های زمان جنگ است و این جای گلایه دارد باید در استان‌های مرزی امکاناتی فراهم شود تا با کشورهای همسایه رقابت داشته باشیم و بتوانم بازار آنها را در دست بگیریم.
سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 10:36 1390/06/25
30

saved_resource(10).jpg

saved_resource(11).jpg

saved_resource(12).jpg

saved_resource(13).jpg

saved_resource(14).jpg

saved_resource(15).jpg

saved_resource(16).jpg

saved_resource(17).jpg

saved_resource(18).jpg

saved_resource(19).jpg

saved_resource(20).jpg

saved_resource(21).jpg

نمونه آب آشامیدنی

saved_resource(22).jpg

سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 10:34 1390/06/25
29

saved_resource(5).jpg

saved_resource(6).jpg

saved_resource(7).jpg

سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 10:31 1390/06/25
28

خوزستان خونگرم، خوزستان ثروتمند

خوزستانی که یک کشور را می چرخاند، خوزستانی که جنگ زده است

اگر روزی قلب این منطقه نتپد كشور ایران فلج خواهد شد

مردم این استان بر روی دریای نفت زندگی می كنند و خودشان اینچنین از نبود بهداشت و آب آشامیدنی و دیگر امكانات ابتدایی زندگی محروم هستند

تصاویر زیر سطح زندگی مردم در نواحی اهواز، مركز استان خوزستان را نشان میدهد :

روستای محروم دحیمیه بستان

روستای محروم دغاغله اهواز

روستای محروم حموله

گاومیش آباد

saved_resource.jpg

saved_resource(1).jpg

saved_resource(2).jpg

saved_resource(3).jpg

میثم  شکیبا محب امام علی النقی , ya_montazar
27
بسم اللهـ
البته باید از امریکا جان دلسوز و مهربان تشکر کرد که اینقدر به فکر فقرا و گرسنگان جهان است.
اگر به حوادث دهه های اخیر سومالی توجه داشته باشید متوجه می شوید بی شک ریشه این بدبختی ها از امریکا هم سرچشمه می گیره.(اینکه گفتم هم به خاطر شک منه چون همه عوامل بدبختی مردم سومالی رو نمی دونم شاید باید اون هم رو برداشت!)
جنگهای داخلی که سالهای اخیر شکل گرفت وهمچنین جنگ نیروهای داخلی با نیرو های بشر دوست امریکا (!) بر فلاکت مردم افزوده.
باید بدونید که سومالی در 4 فصل سال می تونه کشاورزی کنه.
سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 07:40 1390/05/15
26
در مدت سه ماه گذشته
soul.jpg

29 هزار كودك به دلیل قحطی در سومالی جان باختند

مقامات آمریكایی روز گذشته اعلام كردند، طی سه ماه گذشته 29 هزار كودك سومالی جان خود را به خاطر گرسنگی از دست دادند. نانسی لیندبرگ، عضو آژانس آمریكایی كمك‌ به رشد (یو اس اید) در كنگره آمریكا اعلام كرد كه گزارش‌های ما نشان می‌دهد، طی 90روز گذشته 29 هزار كودك زیر پنج سال سومالی به دلیل گرسنگی و قحطی جان خود را از دست دادند.


مقامات آمریكایی روز گذشته اعلام كردند، در مدت سه ماه گذشته 29 هزار كودك سومالی جان خود را به خاطر گرسنگی از دست دادند. نانسی لیندبرگ، عضو آژانس آمریكایی كمك‌ به رشد (یو اس اید) در كنگره آمریكا اعلام كرد كه گزارش‌های ما نشان می‌دهد، طی 90روز گذشته 29 هزار كودك زیر پنج سال سومالی به دلیل گرسنگی و قحطی جان خود را از دست دادند.

این سخنان درحالی ایراد می‌شود كه سازمان ملل متحد تاكید كرده است، گرسنگی و قحطی به سه منطقه جدید در سومالی بویژه پایتخت آن موگادیشو رسیده است.

طبق گزارش‌های سازمان ملل متحد خشكسالی در شرق آفریقا جان 12 میلیون نفر را تهدید می‌كند و در سومالی 3.2 میلیون نفر نیازمند كمك‌های فوری هستند.

آیدین فروغی , sangesabor_1362
آیدین فروغی - 19:07 1389/12/11
25

یارانه‌ای به نام كودكان؛به كام پدران معتاد

 

 كودك 2 ساله‌اش را با 3 روسری رنگ و رو رفته به كمر بسته و حوالی میدان پاسداران گشت می‌زد....
بلند اما با صدای لاجون می‌گوید: خانما یه كمك می‌كنید واسه بچم شیر خشك بخرم؟ خانما شیر خشك بچم تموم شده....
رهگذرها اول نگاهی به سر و روی زن جوان می‌اندازند، بعد از آن هم یكی در میان دو، سه صد تومانی یا پنجاه تومانی كف دستش می‌گذارند....
بی‌ سرو صدا پول‌ها را كف دست مرتب می‌كند و به جیب مانتو هل می‌دهد.
آرام و با مكث كنارش می‌ایستم، دستش را می‌فشارم و می‌گویم كه خبرنگار هستم.... دستش را پس می‌كشد و از آبروی نداشته و داشته‌اش حرف می‌زند. می‌گوید: 2، سه چهار راه آنطرف خانه‌ی صاحب كارش بوده و اگر صاحب كارش بفهمد كه همین حوالی از مردم پول تقاضا می‌كند، از كار بیكارش می‌كند.
پول‌های مچاله شده را باز می‌كند و تا نزدیك‌های داروخانه، آرام آرام قدم برمی‌دارد؛ ارزانترین نوع شیر خشك را با قیمت 4300 تومان می‌خرد از فروشنده درخواست می‌كند كه یك تخفیفی هم بدهد اما «قیمت‌ها مقطوع است» بر روی شیر خشك هم صدق می‌كند!
زهرا مادر كودك 2 ساله می‌گوید: اگر عصرها بیشتر از امروز پول در بیارم پوشك هم برای نرگس می‌خرم؛ وقت كهنه شوری ندارم، خیلی هنر كنم كهنه‌های مادر صاحب كارم و بسابم و زمین شویی كنم!....
از داروخانه بیرون می‌آید و به سمت مینی‌بوس‌های شریعتی راه می‌رود، نگران همراه شدنش با یك خبرنگار است... اما با مكث می‌گوید:اعتیاد شوهرم 6 سالی می‌شود كه دیگر تابلو شده... همسایه و فامیل به صد نسلش لعنت می‌فرستن... این آخری‌ها هم كه دائم از طرح جدیدی صحبت می‌شود دست و دلمون و لرزونده....
حالا دیگه اعتماد زن جلب شده و لبخند زنان می‌گوید:شوهرم به اسم سرپرست خانوار از پول یارانه‌ها استفاده می‌كند و پول را برای خرج موادش دود می‌كند....
قبلاً كه سهمی از جیب مباركش نداشتیم حالا هم زبونش دراز شده و هم خیالش راحت، كه دو ماه یكبار پولی براش از آسمان حواله می‌شود....
چاره‌ای جز تنها گذاشتن زن جوان و دل پردردش نبود... كمی پایین‌تر... جایی كه می‌گویند 4 راه مولوی، روبروی ویترین یك مغازه شیرینی فروشی مردی كه ظاهر كثیف و نامرتب دارد ایستاده... انگشت اشاره‌اش روی یك نوع از شیرینی‌های پشت ویترین مانده و كاملاً قوز كرده،كنارش می‌روم... مرد معتاد به همان حالت چرت می‌زند ،از خماری بی‌حركت ایستاده .. یا شكمش گرسنه بوده و یا به كودك خردسالش فكر می‌كند كه شاید با دیدن این نوع شیرینی ذوق‌زده شود...اما مرد معتاد با طعنه عابران پیاده‌ و صدای حركت خودروها هم بیدار نمی‌شود!
به گزارش خبرنگار ایلنا این تصاویر، نمونه عینی از یك مشكل نوپا در كشور است؛ طرح هدفمندی یارانه‌ها آغاز شده و اكثر سرپرستان خانوار برای دریافت یارانه ثبت نام كرده‌اند، اما آیا تمام این افراد صلاحیت دریافت یارانه‌ را دارند؟ پدران معتادی كه به نام فرزند و همسرانشان اما به كام اعتیاد خود و یا سایر منافع خودشان این پول را دریافت می‌كنند.
طه طاهری قائم دبیر كل ستاد مبارزه با مواد مخدر در مورد ساز و كار واریز یارانه به افراد معتاد سرپرست خانوار می‌گوید مذاكرات مربوط به این موضوع در كمیته‌های تخصصی آغاز شده است. اما نتایج آن هنوز نهایی نبوده و مشخص نیست كه افراد معتاد سرپرست خانوار صلاحیت دریافت یارانه‌های واریزی را دارند یا نه.
او ادامه می‌دهد اگر چه در حال تكمیل پرونده‌های این افراد هستیم اما به هر حال این امكان وجود دارد كه خانواده‌های این اشخاص تحت فشار باشند.
اگر چه مسئولان مربوطه در مواردی نسبت به این موضوع حساس شده‌اند اما انجمن‌های حمایتی و فعالان حقوق كودك پس از واریز اولین مرحله پس از واریز اولین مرحله از یارانه‌ها و به دنبال واریز مرحله دوم از این مبلغ كه تا پایان سال صورت می‌گیرد، در این زمینه نگران بوده و با موارد زیادی از سرگردانی كودكان و زنان كه همسرانشان به مواد مخدر اعتیاد دارند، روبه‌رو شده‌اند.
فاطمه قاسم‌زاده عضو كمیته هماهنگی شبكه یاری كودكان كار ایران در این ارتباط به خبرنگار ایلنا تاكید می‌كند: تعداد زیادی از كودكان ایرانی كه به طور جسته و گریخته به دلیل فقر خانواده كار می‌كنند پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها با مسائلی روبه‌رو بوده‌اند.
او ادامه می‌دهد: پدری كه معتاد است و خانواده را به سختی اداره می‌كند، در عین حال كودك و همسرش را نیز مجبور به كار كرده است، با استفاده از پول هدفمندی یارانه‌ها كه در برابر اعتیاد سرسام‌آورش پول ناچیزی بوده، به خانواده فشار بیشتری اعمال می‌كند.
این فعال حقوق كودك تصریح می‌كند: كودك این فرد معتاد هزینه اعتیاد پدر یا مادرش را با كار روزانه و شبانه در می‌آورد و در عین حال هیچ سهمی از پول یارانه‌ها ندارد؛ در واقع فشار وارد آمده بر این قبیل كودكان مضاعف می‌شود.
قاسم‌زاده خواستار بررسی صلاحیت افراد سرپرست خانوار برای دریافت یارانه‌ها شده و ادامه می‌دهد: خانواده‌هایی كه به انجمن‌ها مراجعه كرده و از این مسئله ابراز نگرانی دارند این درحالی است كه تقاضای ما از دولت مردان و مجریان قانون هدفمندی یارانه‌ها این است كه با مراجعه به انجمن‌های مردم نهاد و فعال در زمینه كودكان نسبت به صلاحیت پدر یا مادر آنها برای دریافت یارانه‌ها اطلاعات كسب كنند ضمن آنكه پرونده كامل این كودكان در انجمن‌ها موجود است.
مژده حسینی مددكار خانه كودك ناصرخسرو، وابسطه به انجمن حمایت از حقوق كودكان نیز در تایید این مشكل به خبرنگار ایلنا یادآور می‌شود: پس از واریز پول یارانه‌ها به حساب سرپرستان خانوار، كودكان زیادی با مراجعه به خانه كودك نسبت به سوءاستفاده پدر یا مادر خود از این پول ابراز ناراحتی و اعتراض كردند.
او ادامه می‌دهد: كودكانی هستند كه هیچ سهمی از این پول نمی‌برند و پدر و مادرشان از این پول به نفع منافع خودشان استفاده می‌كنند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، اگر چه این روزها كارشناسان و مسئولان نسبت به ضرورت اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اطلاع‌رسانی گسترده‌ای داشته‌اند اما تبعات اجرای این طرح بر روی اقشار آسیب‌پذیر جامعه جای بررسی و كار كارشناسی گسترده دارد؛ تا زمانی كه معضلات این كودكان و همسرانشان تشدید نشده و به بیان دیگر كارد به استخوانشان نرسیده برایشان تدبیری شود.
كودك كاری كه سر چهارراه‌ها و پشت چراغ قرمز بیسكوئیت می‌فروشد، هنوز بعد از 3 سال كار نتوانسته یك كتانی سفید بخرد،پدرش هم آخرین بار قول داده كه تا شب عید كفش كتانی برایش تهیه كند، اما خودش هم می‌داند كه پدرش وعده سر خرمن می‌دهد؛ یك بار هم از رادیوی یكی از ماشین‌ها نام طرحی به گوشش خورده كه قرار است پولی به حساب افرادی ریخته شود... شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: ما كجا و پول كجا...

 

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 12:31 1389/10/19
24
نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقر
 


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن و تنها دلیلت این باشه که ما احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، اما وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش نظر داشته باشی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !

فانوس  خیال , naghoosebidari
فانوس خیال - 12:30 1389/10/19
23
فقر از نگاه دکتر شریعتی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: "وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود" و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: "من لا معاش له لا معاد له" کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میكشد ...

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...

فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند ...

فقر ، چیزی را "نداشتن" است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست ...

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند ...

فقر ، اعجوبه ایست که بشكه های نفت در عربستان را تا ته سر میكشد ...

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ...

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ...

فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ...

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...

فقر ، همه جا سر میكشد ...

فقر ، شب را "بی غذا" سر كردن نیست ...

فقر ، روز را "بی اندیشه" سر كردن است ...


سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 10:59 1389/09/19
22

کردستان بخشی از ایران است به علت نبود امکان اشتغال مناسب در این سرزمین مردم رو به مهاجرت و مشاغل کاذب می آورند در زیر تصاویری از  گوشه ای از این مشاغل که تنها و تنها به سبب بی عدالتی است  رو می آوریم مردانی با غیرت که به خاطر تهیه نان شب فرزندان خود این خطرات و مشقت رو می پذیرند و با بدترین وضع کار میکنند  ؟ آیا عدالت این است ؟؟

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453044.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451169.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036452152.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036452446.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451081.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453892.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036453398.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201012/201012081036451296.jpg

ساناز  صمدی , sanaz_samadi
ساناز صمدی - 20:57 1389/07/27
21
بیست و هفتم تیر ماه هم یکی از آن روزهای متفاوت بود. از خیابان طالقانی، تقاطع بهار رد می‌شدم که دیدن منظره‌ای برای نخستین بار، همه باورهایم را زیر سوال برد. بیشتر که دقت کردم دیدم حقیقت دارد. خانواده‌ای ایرانی, همجنس خودمان از همان‌هایی که خون آریایی در رگ هایشان جاری است. پدر و مادر و نازنینی 9 ساله در فرورفتگی یک شرکت آرمیده بودند. با خودم فکر کردم آیا اینها خوابند یا تمام ما آدم‌هایی که بر روی تخت‌های آن چنانی با تشک‌های خارجی طبی زیر هوای مطبوع کولرهای گازی مشغول استراحتیم؟


مجال رفتن نبود. قدم از قدم نمی‌توانستم بردارم؛ وظیفه حرفه‌ایم اقتضا می‌کرد که تلاش کنم به این خانواده نزدیک تر شوم با آنها گفت وگو کنم و از زجرهایی که از روزگار می‌کشند، بپرسم. از داستان آدم‌های نامردی که برای تنها اندکی کرایه در محله پامنار تهران اینها را از سقفی که داشتند محروم کرده‌اند.

برای ارگان‌های حمایتی که نعره‌هایشان گوش فلک را کر کرده است و دم از کمک و همیاری مستضعفین می‌دهند. هر یک به نوعی و هر یک به شکلی! ارگان‌هایی که با تشکیلات عریض و طویل، امکانات فراوان و بودجه‌های آن چنانی و تبلیغات فراوان سعی می‌کنند نشان دهند که ما کاملا در خدمت محرومین و مستضعفین هستیم. با اینکه در سفرهای گوناگون به مناطق جنوبی، شرقی، غربی و شمالی کشور گوشه‌های فراوانی از درد و رنجی که محرومین سرزمین من می‌بینند، دیده بودم و علت آن را در هزاران بهانه‌ای که مسئولین برای آن می‌تراشند، برای خود توجیه می‌کردم شاید دیدن علی و همسرش و نازنین کوچولو خط بطلانی باشد به همه شعارهایی که مسئولین و ارگان‌های حمایتی در راستای حمایت از محرومین سر می‌دهند.


بشاگرد، نیک شهر  و خیلی از مناطق محروم دور افتاده کشورم پیش کش! این اتفاق همین جا، در همین نزدیکی، در تهران بزرگ، دو سه کوچه آن طرف تر، درست بغل گوش من و شما افتاده است.


آیا انسانی که در نزد قادر متعال خود به جانی می‌ارزد، برای ما آدم‌های متمدن به نانی نمی‌ارزد؟!

علی بچه آبادان است؛ جنگ را حس کرده است. مدتی همدوش رزمندگان و شهدای جنگ بوده است. به هزار دلیل که من و تو می‌دانیم، کوچ کرده و به تهران آمده است. کارمند قراردادی یکی از فرهنگسراهای سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شده و حالا با چوب تعدیل، چند صباحی است که کارش را از دست داده که البته مدیریت فعلی می گوید سال 74 تعدیل شده است. اجاره خانه ندارد که بدهد. صاحب خانه محترم! با استفاده از تمام ابزارهای قانونی ـ همان ابزاری که برای دفاع از حقوق انسان‌ها به وجود آمده‌اند ـ علی، همسرش و نازنین کوچک را با تمامی اثاثیه شان از خانه بیرون کرده است.


امرار معاش علی از پسماندهای فلزی زباله‌هایی است که شاید چند هزار تومنی را روزانه نصیبش کند تا بتواند با یک وعده غذای بسیار ساده، شکم همسر و بچه خود را سیر کند. ظاهر نازنین نشان می‌دهد که مدتی است روی آب را ندیده است. از علی علت را که جویا می‌شوم، می‌گوید پول ندارم. از وضعیت تحصیل نازنین می‌پرسم و با آهی پاسخ می‌دهد: نازنین مجبور است برای مدرسه به پامنار بازگردد. به مدارس نزدیک به اصطلاح همین محل سکونت که مراجعه کرده‌اند آنها را رانده‌اند تنها به علت وضع ظاهری! در حال صحبت با علی هستم که یکی از کارکنان شرکت که تو رفتگی آن، محل اسکان و زندگی علی شده، قصد خروج دارد. علی مجبور است که همسرش را از خواب بیدار کند تا راهی برای عبور فرد باز شود.

از ایشان می‌پرسم علی چند ماه است که اینجاست؟ می‌گوید تقریبا هشت ـ نه ماهی است که این خانواده در این مکان زندگی می‌کنند. می‌پرسم برای رفع مشکل اینها کاری کرده‌اید؟ مرد در پاسخم می‌گوید که بله با همه جا تماس گرفتیم. با کمیته امداد، سازمان بهزیستی، شهرداری و... اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم!؟


همه این سازمان‌ها با یدک کشیدن متولی بودن و رسیدگی در امور محرومین کارها را به همدیگر پاس می‌دهند. هر یک می‌گوید این در شرح وظایف و اختیارات ما نیست و به ارگان دیگری مربوط می‌شود و ارگان دیگری نیز می‌گوید به عهده سازمان دیگری است و این دور باطل همچنان ادامه دارد. اما آنچه واقعیت دارد نازنین کوچک است که روی یک تکه کارتن بر سنگفرش سیمانی خیابان پر ازدحام ماشین‌های مدل بالا خوابیده است و امشب را نیز مانند صدها شب دیگری که گذشته به صبح خواهد رساند.


قصه آنجا دردناکتر می‌شود که علی می‌گوید به دفتر رهبری نیز مراجعه کرده‌ام و آنها نیز پولی برای تهیه سرپناهی در اختیار کمیته امداد قرار داده‌اند؛ اما هنوز پس از گذشت ماه‌ها هیچ اتفاقی نیفتاده است.


به عنوان یک روزنامه نگار خاضعانه از ریاست جمهور، شهردار تهران و تمام آزادمردانی که می‌توانند سرپناهی هر چند کوچک برای نازنین و خانواده‌اش فراهم کنند، تقاضا می‌کنم سخاوتمندی خویش را از آنان دریغ نکنند و دستان یاری آنان را بفشارند.

ساناز  صمدی , sanaz_samadi
ساناز صمدی - 19:04 1389/07/25
20
صدور حكم قطع دست برای سارق قنادی در تهران

لذا دادگاه با استناد به آیه شریفه « السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما...» و مواد 197، 198، 199، 200، 201، 677، 667 و 480 قانون مجازات اسلامی متهم را به قطع ید بابت حد سرقت،‌ رد اموال، 6 ماه حبس بابت تخریب، پرداخت دیه و 6 ماه حبس بابت تمرد از مأموران پلیس محكوم می‌كند. 

تاریخ انتشار:   ۱۹:۲۹    ۱۳۸۹/۷/۲۴

کد خبر: 71746

بن مایه :

http://www.tabnak.com/nbody.php?id=71746

 

یكی از شعب مجتمع قضایی بعثت،‌ برای یك سارق قنادی، حكم قطع ید صادر كرد.

به گزارش فارس، در تاریخ 8 خرداد امسال، مأموران كلانتری 115 رازی بعد از مظنون شدن به یك دستگاه خودروی زانتیا، به راننده آن دستور توقف دادند.

بعد از مطالبه مدارك خودرو و هویتی راننده از سوی مأموران، راننده خودرو كه جوانی 21 ساله بود، اقدام به درگیری با مأموران و استفاده از گاز اشك‌آور برای فرار از دست مأموران كرد كه در نهایت دستگیر شد.

در بازرسی از خودروی وی، مبلغ 900 هزار تومان وجه نقد، 3 جفت دستكش، آچار و مقدار زیادی شكلات و كاكائو كشف شد. بعد از انتقال متهم به كلانتری، همزمان خبر دستبرد به یك قنادی مخابره شد كه در جریان آن كارگران قنادی هم مجروح شدند.

متهم كه در كلانتری اقدام به خودزنی كرده بود،‌ در ادامه تحقیقات به ارتكاب سرقت از قنادی و ربودن چندین میلیون تومان پول نقد اعتراف كرد.

بعد از اعتراف متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت فرستاده شد كه متهم در جلسه رسیدگی به این پرونده مدعی شد كه با همدستی تعدادی از كارگران قنادی اقدام به سرقت بیش از 4 میلیون تومان پول كرده است. وی مدعی بود كه فقط یك میلیون تومان از این پول را برداشته و مابقی را بین كارگران تقسیم كرده است.

اما این ادعای متهم هیچ‌گاه در دادگاه ثابت نشد.

سرانجام قاضی گیوكی، رئیس شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت حكم این متهم را اینگونه صادر كرد: با توجه به اقاریر متهم و مندرجات پرونده، با توجه به اینكه متهم در سرقت از قنادی هتك حرز كرده و با شكستن در و قفل گاو صندوق سرقت كرده است، عمل وی از مصادیق سرقت بوده و موجب حد است.

لذا دادگاه با استناد به آیه شریفه « السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما...» و مواد 197، 198، 199، 200، 201، 677، 667 و 480 قانون مجازات اسلامی متهم را به قطع ید بابت حد سرقت،‌ رد اموال، 6 ماه حبس بابت تخریب، پرداخت دیه و 6 ماه حبس بابت تمرد از مأموران پلیس محكوم می‌كند.

سمانه صالحی , samaneh_salehi
سمانه صالحی - 08:56 1389/06/10
19

بررسی وضعیت فقر در مهاباد و کردستان

 

.امروزه در جوامع بشری مسائل اقتصادی مهمترین رکن و اساس هر ملت و کشور می باشد. البته متاسفانه در کشور ایران دین و مذهب را مهمترین مساله اساسی کشور به حساب می آورند که البته این هم دلایل خودش را دارد بهر حال حرف زدن در مورد این موارد مشابه است با حرف زدن در مورد مسائل سیاسی . بهر حال دوست نداریم زیاد موضوع را به سیاست بکشانیم. به نظر خودم شاید رفاه و امنیت و پول تاثیر صد درصد مستقیم  در پیشرفت دین نداشته باشد اما مسلما بی پولی٬ فقیری٬ تنگ دستی٬ نداری تاثیر مستقیم روی بی دینی و فساد خواهد داشت. مثلا هرکس شهر خودش را در نظر بگیرد در مناطق با وضعیت اقتصادی بهتر فساد ( از جمله فساد اخلاقی٬ دزدی٬ آدم ربایی ٬قاچاق٬ اعتیاد) به مراتب کمتر از مناطق فقیرنشین است . البته این نظر شخصی بنده است وهرکس نظر خودش را دارد ونظرش محترم.

در تازه ترین آماری که توسط دولت اعلام شد 40% جمعیت ایران زیر خط فقر هستند البته قطعا آمار واقعی از میزان گفته شده بالاتر است شاید نزدیک به 50% یا شاید هم بیشتر.

در شهر مهاباد وضعیت اقتصادی مردم چندان خوب نیست ضریب جینی یا همان فاصله طبقاتی در سطح شهر بیداد می کند با آمدن به خیابان این وضعیت را می توان دریافت . شاید 10% مهاباد در وضعیت اقتصادی بسیار خوبی باشند و چیزی حدود 40% سطح متوسط دارند و لی نزدیک به 50% یا بیشتر روی خط فقر یا زیر این خط هستند البته این آمار تقریبا در سایر شهرهای کردستان صدق میکند البته مسلما در سایر شهرهاوضعیت حادتر می باشد.

شهرستان مهاباد شهر از لحاظ وسعت و جمعیت شهری شهر متوسطی میباشد یعنی نه زیاد کوچک است و نه کلانشهر و جمعیت حدود 250000 نفر دارد ولی متاسفانه تعداد کارخانه هایی که در شهرستان فعال هستند به عدد دو رقمی  نمیرسد. واین فاجعه است و به همین دلیل اکثر مردم به شغل های کاذب خصوصا قاچاق روی می آورند که آن هم مشکلات خاص خود را پیدا کرده که در چند روز آینده متن ویژه ای تحت عنوان بررسی وضعیت قاچاق در شهر مهاباد و کردستان را اضافه میکنم .چند روز پیش به شهرداری مهاباد رفتم ووقتی بیرون آمدم یک پسر بچه ی را دیدم که یک ترازوی دستی به دست گرفته بود و آمد جلو گفت کاکه کاکه وزن وزن. دلم براش خیلی سوخت گفتم نفری چنده ؟ گفت نفری 100 تومان و بعد خودم را وزن کردم خواستم بهش پول بیشتری بدهم ولی پشیمان شدم گفتم مبادا دلش به حال خودش بسوزه و غرورش بشکنه گفتم چند سالته گفت 11 سال پنجم ابتدایی هستم پدرم از کار افتاده است. بعد گفتم چه منبع درامدی دارید؟ گفتم مادرم کار خونه مردم را میکند و منم این کار ٬بعد گفت یک خواهر کلاس اول ابتدایی هم دارم بعد ازش پرسیدم روزی چند پیدا میکنی؟ گفت بستگی به روز داره ولی معمولا روزی 4-3 تومان ٬ ازش پرسیدم پول را چکار میکنی گفت هزار تومان را در داخل قلک می اندازم  وبقیه اش را میدهم به پدرم بعد یک آه کشید و گفت کارت نیه کاکه ؟ گفتم بسلامت فقط یادت نره خوب درس بخونی  وبعد بسوی دیگر مردم میرفت ودنبالشون میدوید کاکه کاکه  وزن وزن نفری 100 تومان .

بهر حال از این جور نوجوانان را بسیار میبینیم منتهی در انواع شغل ها مثل واکس زدن ٬وزن کردن٬ شیشه ماشین تمیز کردن٬ شاگردی کردن با پول کم خلاصه این از معضلات بسیار ریشه ای شهر و کل کشور است که باید چاره ای به حال این فقر زیاد اندیشید. هیچ انسان معتادی ٬هیچ انسان مجرمی و هیچ انسانی مفسدی ٬  معتاد ومجرم وفاسد به دنیا نمی آید بلکه این محیط است که او را اینگونه بار می آورد و شرایط را برایش مهیا میسازد. بهرحال امیدوارم همه و همه به فکر ایجاد اشتغال باشیم تا بیش از این ضربه نخوریم ضربه خوردن ما نه تنها ازجانب اقتصاد نیست بلکه به دنبال آن ضربات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خواهیم داد و عواقب آن خود را در سطح جامعه نشان خواهد داد و از عواقب آن به عقب ماندگی از همه لحاظ و ایجاد فساد است.

رزگار رزگار , ed2007
رزگار رزگار - 10:19 1389/01/19
18

سلام.

به نظر من بیشتر  مواردی که توسط دوستان عنوان شد رو میشه تو آیتم فقر پولی (مادی)  جای داد کما اینکه ما فقر فرهنگی ،فقر سیاسی،فقر دانش و فلسفه  و کمبود های بسیاری دیگر رو هم داریم که به واقع فقر مادی میتونه تنها نتیجه هر کدام از موارد فوق باشه و جالب اینکه ما میتونیم در اوج غنای مادی از نظری بسیار فقیر باشیم.که من میخوام از این کانال بحث عدالت رو که اینجا مطرح کردین به بحث وارد کنم  در واقع اگر که عدالت رو برابری انسانها از نظر دستیابی به امکانات مادی تعریف کنیم  تو جامعه ای با غنای فرهنگی و به تاکید با غنای فلسفی بالا شاید بتونیم که بحث برابری مادی رو مطرح کنیم .ساده بگم به قول یکی از دوستان روش مبارزه با تاریکی شمشیر کشیدن رو  تاریکی نیست بلکه باید آتش روشن کنیم  .

هلیا کیانفر , helia_kianfar
هلیا کیانفر - 09:40 1389/01/19
17

فقر اونجاست که پدری پول نداره برای بچه هاش نون بخره و به همین خاطر رو نداره شب برگرده خونه و توی پارک می خوابه.

فقر اونجاست که دخترک از شرم مانتوی پاره اش لج میگیره و میگه که دیگه نمیرم مدرسه.

فقر اونجاست که پدری بخاطر اینکه نمی تونه جهیزیه دخترش رو جور کنه، دست به خودکشی می زنه.

فقر اونجاست که …

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.