| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
51
|
112
|
89/9/20 (22:11)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/11/27 (12:20)
|
|
||
|
|
150
|
320
|
90/10/11 (01:51)
|
|
||
|
|
82
|
161
|
90/9/19 (21:55)
|
|
||
|
|
200
|
417
|
90/9/19 (21:21)
|
|
||
|
|
105
|
241
|
90/8/24 (07:32)
|
|
||
|
|
31
|
83
|
90/7/14 (07:15)
|
|
||
|
|
18
|
70
|
90/6/31 (07:26)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
90/5/5 (19:42)
|
|
||
|
|
152
|
342
|
90/1/9 (14:20)
|
|
||
|
|
2
|
5
|
89/12/8 (18:59)
|
|
||
|
|
40
|
93
|
89/11/22 (09:50)
|
|
||
|
|
58
|
184
|
89/11/10 (18:21)
|
|
||
|
|
32
|
82
|
89/7/25 (19:20)
|
|
||
|
|
74
|
138
|
89/5/19 (07:14)
|
|
||
|
|
3
|
10
|
89/3/2 (17:08)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
88/11/24 (22:41)
|
|
||
|
|
19
|
37
|
88/7/24 (09:31)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
88/3/2 (07:58)
|
|
||
|
|
5
|
13
|
87/6/6 (07:03)
|
|
آیا مجازات باید جنبه تادیبی و اصلاحی داشته باشد یا جوری باشد که فرد تا آخر عمر نتواند کار کند و ناچار یا دوباره رو به دزدی یا گدایی روی آورد ؟؟
آیا قطع کردن دست با توجه به شرایط بد اقتصادی توجیه منطقی دارد؟
یا صرفا بازگشتیست به 1400 سال پیش
اگر منوال به قطع کردن دست است چرا با آقا زاده هایی که ملیاردها تومان دزدی میکنند و هیچ کسی هم خرده ای به آنها نمیگیرد برخورد نمیشود ؟؟
عدالت اینگونه است ؟؟
|
لذا دادگاه با استناد به آیه شریفه « السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما...» و مواد 197، 198، 199، 200، 201، 677، 667 و 480 قانون مجازات اسلامی متهم را به قطع ید بابت حد سرقت، رد اموال، 6 ماه حبس بابت تخریب، پرداخت دیه و 6 ماه حبس بابت تمرد از مأموران پلیس محكوم میكند. | ||||
|
تاریخ انتشار: ۱۹:۲۹ ۱۳۸۹/۷/۲۴ |
کد خبر: 71746 |
بن مایه : |
| |
یكی از شعب مجتمع قضایی بعثت، برای یك سارق قنادی، حكم قطع ید صادر كرد.
به گزارش فارس، در تاریخ 8 خرداد امسال، مأموران كلانتری 115 رازی بعد از مظنون شدن به یك دستگاه خودروی زانتیا، به راننده آن دستور توقف دادند.
بعد از مطالبه مدارك خودرو و هویتی راننده از سوی مأموران، راننده خودرو كه جوانی 21 ساله بود، اقدام به درگیری با مأموران و استفاده از گاز اشكآور برای فرار از دست مأموران كرد كه در نهایت دستگیر شد.
در بازرسی از خودروی وی، مبلغ 900 هزار تومان وجه نقد، 3 جفت دستكش، آچار و مقدار زیادی شكلات و كاكائو كشف شد. بعد از انتقال متهم به كلانتری، همزمان خبر دستبرد به یك قنادی مخابره شد كه در جریان آن كارگران قنادی هم مجروح شدند.
متهم كه در كلانتری اقدام به خودزنی كرده بود، در ادامه تحقیقات به ارتكاب سرقت از قنادی و ربودن چندین میلیون تومان پول نقد اعتراف كرد.
بعد از اعتراف متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت فرستاده شد كه متهم در جلسه رسیدگی به این پرونده مدعی شد كه با همدستی تعدادی از كارگران قنادی اقدام به سرقت بیش از 4 میلیون تومان پول كرده است. وی مدعی بود كه فقط یك میلیون تومان از این پول را برداشته و مابقی را بین كارگران تقسیم كرده است.
اما این ادعای متهم هیچگاه در دادگاه ثابت نشد.
سرانجام قاضی گیوكی، رئیس شعبه 1156 مجتمع قضایی بعثت حكم این متهم را اینگونه صادر كرد: با توجه به اقاریر متهم و مندرجات پرونده، با توجه به اینكه متهم در سرقت از قنادی هتك حرز كرده و با شكستن در و قفل گاو صندوق سرقت كرده است، عمل وی از مصادیق سرقت بوده و موجب حد است.
لذا دادگاه با استناد به آیه شریفه « السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما...» و مواد 197، 198، 199، 200، 201، 677، 667 و 480 قانون مجازات اسلامی متهم را به قطع ید بابت حد سرقت، رد اموال، 6 ماه حبس بابت تخریب، پرداخت دیه و 6 ماه حبس بابت تمرد از مأموران پلیس محكوم میكند.
در خیال خود دیدم
سرزمینی را كه در آن سیاه و سرخ و سپید همه یكسانند
آنجا فقط یك نژاد است نژادی به نام انسانیت
چه زیباست
در آنجا همه چیز مساوی است
كسی ثروتمند نیست و فقیری نیست
كسی قصر ندارد و كسی از گرسنگی فریاد نمیزند
عجب در این سرزمین دزد نیست
چه زیبا
در این سرزمین تفنگ و سرباز نیست
در این سرزمین همه آزادند
كسی سرور و مولای دیگری نیست
از خود پرسیدم چه فرقی است میان عالم رویا و جهان ما
پاسخ آمد عدالت
نبود حرص و طمع
آه نفرت دارم از جهانی كه نژاد و سرمایه مظهر تفاخر است
نفرت دارم از مردمانی كه وحشی اند
البته نه مانند حیوان بلكه بدتر
چرا كه حیوان برای رفع گرسنگی میكشد
ولی انسان داری عقل چگونه؟؟؟
نامه سرگشاده به آقای خاتمی
آقای خاتمی با دیدن ویدییوی كه در آن تركها و مردم شمال كشورمون مسخره شدند سیار از شما نا مید شدم و اول باور نمیكردم و ویدیو رو اسختگی و كاری از طرف مخالفان شما میدانستم ولی با دیدن آن ابتدا از خودم بدم آمد كه چرا فریب شما رو خوردم و به شما رای دادم . آقای خاتمی شما در جهان منادی گفتگوی تمد نها و تامل فرهنگ ها را میدادید ولی در داخل كشورمون به هموطنانمون توهین نمودید آقای خاتمی آیا آذری ها و شمالی ها ایرانی نیستند آیا جانفشانی این ملل رو از یاد برده اید در صحبت هاتون از مشروطه نام بردید و آن رو نماد ترقی ایران دونستید آیا میدانید مشروطه و جمهوریت سنگ بناش از آذربایجان و گیلان گذاشته شد ؟؟
آقای خاتمی جواب خون شهدای آذربایجان و گیلان رو چگونه میدهید ؟؟
آقای خاتمی آیا این بزرگان رفتند و جانشون رو فدای میهن و دینشون كردند كه اینگونه توسط رئیس جمهور و حاكم كشور مسخره شوند ؟؟؟
آقای خاتمی در برابر كسانی كه شما رو مورد اعتماد خود دانستند و به شما رای دادند و از شما حمایت كردند چه پاسخی دارید ؟؟
آقای خاتمی حتما این آیه 11 سوره حجرات رو خواندید
ای کسانیکه ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را استهزا کند شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را شاید آنها از اینها بهتر باشند و عیب یکدیگر را به رخ نکشید و همدیگر را به لقب های زشت مخوانید که بد نامیست نام کفر و فسوق پس از ایمان و آنها که توبه نکنند هم آنان ستمکارانند
یََّاءَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لاَ یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىَّ اءَن یَكُونُواْ خَیْراً مِّنْهُمْ وَلاَ نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىَّ اءَن یَكُنَّ خَیْراً مِّنْهُنَّ وَلاَ تَلْمِزُوَّاْ اءَنفُسَكُمْ وَلاَ تَنَابَزُواْ بِالاَْلْقَ بِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الاِْیمَنِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَاءُوْلََّئِكَ هُمُ الظَّ لِمُونَ
اى كسانى كه ایمان آورده اید! مبادا قومى قوم دیگر را مسخره كند، شاید مسخره شدگان بهتر از مسخره كنندگان باشند و زنان ، زنان را مسخره نكنند، شاید آنان بهتر از اینان باشند و در میان خودتان عیبجویى نكنید و یكدیگر را با لقب هاى بد نخوانید. (زیرا) فسق بعد از ایمان ، بد رسمى است ، (مسخره وعیبجویى و بدنام بردن دیگران ، خروج از مَدار ایمان و فسق است كه سزاوار شما نیست ) و هر كس (از این اعمال ) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند
آقای خاتمی در فردای قیامت چه جوابی دارید ؟؟
چه خوب شما سخنرانی میكنید و دم از آزادی و برابری و گفتگوی بین اقوام میزنید ولی در خلوت چه میكنید؟؟ من رو به یاد این ضرب المثل میاندازید كه گفته اند :
((واعظین کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند))
آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری شما بارها به قوم ترك و عرب توهین شد ولی شما سكوت كردید
نابرابری در دوران ریاست جمهوری شما موج میزد آذربایجان و كردستان و بلوچستان و خوزستان روز به روز نزول میكنند در عوض آب با هزینه بسیار زیاد از خوزستان به زمین های كویری زادگاه شما یزد میاوردید ؟
آیا یك رئیس جمهور باید تضییع حقوق كند و شهروندان رو درجه بندی كند
آقای خاتمی منر و به یاد سخن گاندی بزرگ میاندازید كه گفته اند :
"ابتدا تو را نادیده می گیرند. سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست". (گاندی)
بدانید كه پیروزی از ماست و شما حداقل برای جبران اشتباهتون و حمایت از آقای موسوی یك عذرخواهی و دلجویی به مردم گیلان و آذربایجان بدهكارید وگرنه خود میتوانید میزان رای در آذربایجان و گیلان رو به آقای موسوی ببینید .
دانلود تمامی سخنرانی های دکتر علی شریعتی
مختصری از زندگی دکتر شریعتی :
دکتر شریعتی در سال 1312 متولد شد پدر او استاد محمد تقی شریعتی استاد دانشگاه مشهد بود.
علی پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسرا مقدماتی در مشهد شد.علاوه برخواندن دروس دانشسرا در کلاسهای پدرش به کسب علم می پرداخت.
معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموذگاری پرداخت وکاری را شروع کرد که درتمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت وبا ایمانی خالص با تمامی وجود آنرا دنبال می کرد.
شریعتی در سال 1334 به دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه مشهدواردگشت ورشته ادبیات فارسی را بر گزید.معلم انقلاب در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت شاگرد اول شدنش برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.وی در آنجا به تحصیل علومی چون جا معه شناسی مبانی علم تاریخ وفرهنگ اسلامی پرداخت وبا اساتیدبزرگی چون ماسینیون وگوریچ وساتر و… آشنا شد واز علم آنان بهره های بسیار برد.
دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود ونوشته های محکم ومستدل از این حرکت دفاع مینمود .
در همان دوران نیز فعالیتهای بسیاری در زمینه های سیاسی و مبارزاتی واجتماعی داشت که به گوشه ای از این فعالیتها می پردازیم.
در سال 1959 میلادی به سازمان آزادی بخش الجزایر می پیوندد وسخت به فعالیت می پردازد.در سال 1960 میلادی مقاله ای تحت عنوان”به کجا تکیه کنیم ” را در یکی از نشریات فرانسه منتشر می کند.در سال 1961میلادی مقاله “شعر چیست” ساتر را تر جمه و در پاریس منتشر می کند که در همان اول به علت فعالیت در سازمان آ زادیبخش الجزایر گرفتار می شود ودر زندان پاریس با “گیوز” محا صبه ای می کند که در سال 1965 درتو گو چاپ می شود .در سال 1961نیز مقاله ای تحت عنوان “مرگ فرانتس فانون” را در پاریس منتشر میکند همچنین در طول مبارزات مردم لجزایر برای آ زادی دستگیر میشودو مورد ضرب شتم پلیس قرار می گیرد وروانهء بیمارستان می شود وسپس به زندان فرستاده می شودهمچنینبا مبارزان بزرگ ملتهای محروم نیز آشنا میشود.
وی در سال1343 به ایران باز می گردد ودر مرز ترکیه و ایران تو قیف وبه زندان قزل قلعه تحویل داده می شودوبعد از چند ماه آزاد وبه خراسان زادگاهش میرود.استاد جامعه شناسی و فارغ التحصیل دانشگاه سوبرن را بعنوان دبیر انشاء کلاس چهارم دبیرستان در یکی از روستا های مشهداستخدام می کند ، و سپس در دبیرستان بتدریس می پردازد و بالاخره به به عنوان استادیار تاریخ وارد دانشگاه مشهد میشود.
خدا را فراموش نکن که درخت بی ریشه خشک است.
به یاد استاد
سخن هایی از استاد علی شریعتی
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دکتر علی شریعتی
دنیا را بد ساخته اند ... کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ... کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری ... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند ... و این رنج است ...
(دکتر علی شریعتی)
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست
اما گزین گونه هایی از استادعلی شریعتی
۱-آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.
۲-خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن
۳-خدایا به من زیستنی عطا کن
که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است
حسرت نخورم
و مردنی عطا کن
که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
۴-خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در ارش کبریایی خود نداری
منچون تویی را دارم
وتو چون خود نداری
۵-پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما
۶-... نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...
۷-به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .
۸-روزی که بود ندیدم....روزی که خواند نشنیدم
روزی دیدم که نبود....روزی شنیدم که نخواند
۹-خدایا به من توفیق تلاش در شکست
صبر در نومیدی
عظمت بی نام دین بی دنیا
عشق بی هوس عطا کن
۱۰-سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
۱۱-من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سکوت میکنم....
۱۲-همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالته دائمی توست
۱۳-خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.
۱۴-هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش.
۱۵-انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.
۱۶-ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد.
۱۷-اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.
۱۸-عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است.... و تنهایی نیز زاییده عشق است...
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد .... کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند...
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......
کتاب نیایش
۱۹-خدایا : «چگونه زیستن »را به من بیاموز ،« چگونه مردن» را خود ، خواهم دانست .
خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
تا از آنها باشم که پول دنیا می گیرند وبرای دین کار می کنند ؛ نه آنها که پول دین می گیرند وبرای دنیا کارمی کنند .
۲۰-باور نمی کنم
هرگز باور نمی کنم که سال های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. یک کاری خواهد شد. زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند و دیر می گذرند که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم چرا؟
اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس
می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام
و این جامه بر من تنگی می کند. این کفش تنگ و بی تا بی قرار!
عشق آن سفربزرگ! آه چه می کشم!
چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودن.
۲۱-معشوق من چنان لطیف است
که خود را به « بودن » نیالوده است
که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد
نه معشوق من بود . . .
۲۲-چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد... این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.
دانلود کل سخنرانی ها به صورت یک پارچه به حجم 937 مگابایت :
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت اول
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت دوم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت سوم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت چهارم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت پنجم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت ششم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت هفتم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت هشتم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت نهم
مجموعه سخن رانی های دکنر علی شریعتی قسمت دهم
حجم : 937 مگابایت
پسورد : www.webddl.com
میرور روی سرور رپیدشیر :
http://rapidshare.com/files/12328881...com.part01.rar
http://rapidshare.com/files/12328969...com.part02.rar
http://rapidshare.com/files/12329051...com.part03.rar
http://rapidshare.com/files/12329129...com.part04.rar
http://rapidshare.com/files/12329208...com.part05.rar
http://rapidshare.com/files/12329283...com.part06.rar
http://rapidshare.com/files/12329360...com.part07.rar
http://rapidshare.com/files/12329453...com.part08.rar
http://rapidshare.com/files/12329535...com.part09.rar
http://rapidshare.com/files/12329565...com.part10.rar
حجم : 937 مگابایت
پسورد : www.webddl.com
دانلود تمامی سخن رانی ها به صورت تک تک :
سخنرانی دکتر علی شریعتی : 23 سال فداکاری
سخنرانی دکتر علی شریعتی : فلسفه نیایش
سخنرانی دکتر علی شریعتی : فلسفه تاریخ اسلام
سخنرانی دکتر علی شریعتی : فاطمه ، فاطمه است
سخنرانی دکتر علی شریعتی : فرهنگ وجهه قرآن
سخنرانی دکتر علی شریعتی : میعاد پیامبر
سخنرانی دکتر علی شریعتی : میعاد با ابراهیم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ماچینه
سخنرانی دکتر علی شریعتی : متمدن و متجدد
سخنرانی دکتر علی شریعتی : مدینه شهر حاجت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : مذهب علیه مذهب
سخنرانی دکتر علی شریعتی : مسئولیت شیعه بودن
سخنرانی دکتر علی شریعتی : معراج
سخنرانی دکتر علی شریعتی : نقش انقلابی شیعه
سخنرانی دکتر علی شریعتی : چه نیاز است به علی
سخنرانی دکتر علی شریعتی : نیایش
سخنرانی دکتر علی شریعتی : نگاهی به تاریخ فردا
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ناکسین ، مارخین ، قاصتین
سخنرانی دکتر علی شریعتی : هجرت و تمدن
سخنرانی دکتر علی شریعتی : یک و تا بی نهایت صفر
سخنرانی دکتر علی شریعتی : پیروزی پس از شکست
سخنرانی دکتر علی شریعتی : پدر ، مادر ما متهمیم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : پس از شهادت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : آری این چنین بود برادر
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اقبال
سخنرانی دکتر علی شریعتی : امت و امامت در جامعه شناسی
سخنرانی دکتر علی شریعتی : انتظار مذهب اعتراض
سخنرانی دکتر علی شریعتی : انتظار عصر حاظر از زن مسلمان
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت نهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت چهارم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت چهاردهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت هفتم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت هشتم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت یازدهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت پنج
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت اول و دوم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت دهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت دوازدهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت سوم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : ادیان قسمت سیزدهم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : از کجا آغاز کنیم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 1
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 10 و 11
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 12
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 13
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 14 و 15
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 16 و 17
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 18
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 19 و 20
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 2
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 21
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 22 و 23
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 24
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 25
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 26
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 3
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 4
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 5
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 6
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 7
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 8
سخنرانی دکتر علی شریعتی : اسلام شناسی 9
سخنرانی دکتر علی شریعتی : استاندارد های تعلیم و تربیت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : استعمار
سخنرانی دکتر علی شریعتی : بازگشت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : تمدن نتیجه منطقی مهاجرت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : تاریخ و ارزش آن در اسلام
سخنرانی دکتر علی شریعتی : تخصص قسمت اول
سخنرانی دکتر علی شریعتی : تخصص قسمت دوم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : تشیع علوی ، تشیع صفوی
سخنرانی دکتر علی شریعتی : جهت گیری تبلیغات
سخنرانی دکتر علی شریعتی : جهت گیری تبلیغات قسمت دوم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : جهت گیری تبلیغات قسمت سوم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : حر
سخنرانی دکتر علی شریعتی : حسن محبوبه
سخنرانی دکتر علی شریعتی : حسین وارث آدم
سخنرانی دکتر علی شریعتی : در جستجوی علی
سخنرانی دکتر علی شریعتی : روش شناخت اسلام
سخنرانی دکتر علی شریعتی : روشن فکر و مسئولیت آن در جامعه
سخنرانی دکتر علی شریعتی : زن مسلمان
سخنرانی دکتر علی شریعتی : زن مسلمان امروزی
سخنرانی دکتر علی شریعتی : زیبا ترین روح پرستنده
سخنرانی دکتر علی شریعتی : سوره رم پیام امید روشن فکر
سخنرانی دکتر علی شریعتی : سر الله
سخنرانی دکتر علی شریعتی : شهید
سخنرانی دکتر علی شریعتی : شهادت
سخنرانی دکتر علی شریعتی : شیعه یک حزب کامل
سخنرانی دکتر علی شریعتی : علی و حیات باورش پس از مرگ
سخنرانی دکتر علی شریعتی : علی انسان کامل
سخنرانی دکتر علی شریعتی : علی تنهاست
سخنرانی دکتر علی شریعتی : علی حقیقتی بر گونه اساطیر
میرور روی سرور رپیدشیر :
http://rapidshare.com/files/12330278...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330309...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330310...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330311...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330314...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330322...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330326...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330330...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330334...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330341...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330346...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330351...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330358...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330362...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330378...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330380...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330393...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330399...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330405...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330418...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330427...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330440...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330449...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330457...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330476...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330478...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330481...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330488...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330497...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330500...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330502...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330510...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330518...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330522...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330526...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330549...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330572...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330592...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330601...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330604...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330612...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330660...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330668...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330679...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330727...webddl.com.MP3
http://rapidshare.com/files/12330782...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330789...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330795...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330801...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330814...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330817...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330824...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330829...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330834...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330839...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330845...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330848...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330851...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330857...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330860...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330869...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330878...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330891...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330897...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330902...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330909...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330920...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330927...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330933...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330937...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330951...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330956...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330969...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330975...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330981...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12330993...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331002...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331008...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331022...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331026...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331033...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331044...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331053...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331065...webddl.com.mp3
http://rapidshare.com/files/12331077...webddl.com.mp3

كوفو محمد در حال گریه كردن زمانی كه مادرش همراه با جسد خواهر 4 ساله اش به خانه بازگشته است.


آمینا نانسا محمد ( سمت راست) در حالی كه جسد دختر 4 ساله اش را در آغوش گرفته به خانه اش بازمیگشته؛ میكو دختر وی در اثر سوء تغذیه جان باخته است

كودك دارای یوء تغذیه در حال گریه كردن در آغوش مادرش در مركز پزشكان بدون مرز در نزدیكی شمشن در جنوب اتیوپی.

مادری در حال شستن كودكی كه دارای سوء تغذیه است در خارج از مركز پزشكان بدون مرز در نزدیكی ششمن در جنوب اتیوپی.

مییكی استینسنس از فعالان سازمان پزشكان بدون مرز در حال حمل پسری به واحد مراقبتهای ویژه بیماران سوء تغذیه ای.



میكو محمد كودك 4 ساله ای كه در اثر سوء تغذیه جان خود را از دست داده و توسط یكی از اقوامش در حال بیرون برده شدن از مركز پزشكان بدون مرز است.

پسری در حال گریه كردن در حالی كه یكی از اقوامش در حال شستن وی در خارج از مركز پزشكان بدون مرز است.


یكی از اعضای پزشكان بدون مرز در حال بررسی دمای بدن یك كودك دچار سوء تغذیه.
چشمهای بازمانده در گور
اسماعیل محمدولی مینویسد: در این گزارش خودكشی سه كارگر را روایت میكنم. هركدام از این وقایع با فواصل زمانی و در نقاط مختلف كشور رخ دادهاند و در زمان خودبه صورت گزارشهای مستقلی منتشر شدهاند. حالا پس از گذشت سالها با مدد گرفتن ازحافظه و نوشتههای قدیمی سعی میكنم آنها را در آلبومی كنار هم بچینم و از میانشانتصویری مشترك نمایش بدهم. آنچه به عنوان «تصویر مشترك» برای روایت انتخاب كردهامنشان میدهد كه این سه كارگر (در حكم نمونه) ماهها بدون حقوق و در فقر كامل زندگیكردهاند، گرسنگی كشیدهاند و شاهد رنج عزیزانشان بودهاند اما فقط وقتی تصمیم بهخودكشی گرفتهاند كه وجود انسانیشان را در خطر نابودی دیدهاند. شرم مثل عصب است. وقتی هنوز بدن را به واكنش وامیدارد یعنی بدن زنده است. شرم از مهمانان غریبه، شرماز دختربچه هفت سالهای كه شوق خریدن روپوش مدرسه را دارد، شرم از دیدن پینههایدست فرزند، شرم از پسر سربازی كه به خاطر كرایه ماشین هشت ماه به مرخصی نیامده وحتی حقوق ناچیز سربازیاش را هم برای خانوادهاش میفرستد. اینها نهایت طاقت انسانیاست كه شرم را میشناسد. از این مرز جلوتر رفتن، انكار جایگاه انسانی است. این مرزرا باید با معیار شرافت شناخت. در این گزارش از خودكشی این مردان شریف دفاعنمیكنم، اما میكوشم آن را درك كنم.
تصویر اول؛وقتی به كارخانهنساجی رسیدم دو ساعتی میشد كه جنازهاش را از طناب دار جدا كرده بودند. كسی، شایدیكی از همكارانش بالاخره او را به بیمارستان رساند. همه میدانستیم كه مرده است. سرش تقریبا از بدنش جدا شده بود و تنها به نسوج گردنش وصل بود. اما همكارش اصرارداشت كه او را به بیمارستان برساند. من اطراف سولهای خالی كه كارگر 40 ساله نساجیخود را حلقآویز كرده بود با معدود كارگرانی كه از تعدیل نیرو باقی مانده بودندصحبت میكردم. این كارگران را پس از تعطیلی كارخانه نگه داشته بودند تا از ابزارتولید محافظت كنند اما شش ماهی میشد كه هیچ حقوقی به آنها پرداخت نكرده بودند. ماجرا به اردیبهشت سال 83 باز میگردد. دقیقا وقتی كه ته ماندههای صنایع نساجی یكیپس از دیگری نابود میشدند، این صنایع قرار نبود تولید داشته باشند چون قیمتپارچههای چینی كه از طریق قاچاق وارد كشور میشدند از قیمت مواد اولیه تولید پارچهیعنی نخ ارزانتر بودند. مشخص بود كه تولید سودی ندارد و این كارخانهها باید تعطیلشوند. اما دولت نمیخواست هزینه اخراج هزاران كارگر نساجی را متحمل شود پسكارخانهها را به بخش خصوصی واگذار كرد تا آنها به ازای مالكیت رایگان زمین و ابزارتولید، دولت را از شر هزینههای سیاسی و اجتماعی اخراج نیروی كار این واحدها خلاصكنند. به ماجرای كارگری كه سرش هنوز به رگ و پی گردنش وصل بود بازگردیم. همكارشمیگفت وقتی از اتاق مدیر كارخانه بازگشت من داشتم چای درست میكردم. صدایش زدمبیاید. گفت تا انبار میروم و برمیگردم. یك ساعت گذشت اما خبری نشد. رفتم دنبالشدیدم جنازهاش توی هوا تاب میخورد. با نردبان شش متر بالا رفته بود و طناب را بهحفاظ سقف بسته بود. از آن فاصله كه خودش را رها كرد، گردنش طاقت وزن بدنش را نیاوردو كار تمام شد. كارگران هنوز نمیدانستند چرا اینطور غیرمنتظره خودكشی كرده است. مدیر كارخانه بلافاصله پس از مطلع شدن از خودكشی كارگر، كارخانه را ترك كرده بود. یكی از كارمندان دفتری میگفت به سراغ مدیر آمده بوده تا بخشی از حقوق معوقهاش رابگیرد. حتی التماس میكرد در حد 10 هزارتومان به او قرض بدهند. كارگری كه جنازهاشرا پیدا كرده بود هم میگفت چند ساعت قبل از این اتفاق، همسرش تماس گرفته بود خبربدهد كه در خانه مهمان دارند. دو روز بعد از حادثه با همسرش صحبت كردم. هنوزداغدار بود و انگار من بازجویی، چیزی باشم پاسخم را میداد؛ «من بهش حرفی نزدم. فقط گفتم از شهرستان مهمان آمده. موقع برگشت یك چیزی بگیر كه جلوی غریبههاآبروداری كنیم. توی خانه چیزی نداشتیم. نمیشد غذایی كه خودمان میخوریم را جلویمهمان رودربایستیدار بگذاریم. نمیدانستم میخواهد چنین بلایی سر خودش بیاوردوگرنه لال میشدم اگر میگفتم.»
تصویر دوم؛روستای فدشك یكجایی وسط كویر است. حدود 45 كیلومتر با بیرجند فاصله دارد؛ پرت و دورافتاده ومتروك. فردای روزی كه كارگر معدنی در حیاط خانهاش خودسوزی كرد به آنجا رفتم. تویحیاط هنوز بوی گوشت سوخته میآمد. شب قبل خانوادهاش هم نه از صدای فریاد مردی كهدر آتش میسوزد، بلكه از بوی سوختن گوشت آدم زنده از خواب پریده بودند. با دكتركشیك بیمارستان امام رضا هم كه حرف میزدم برایش عجیب بود كه چطور این مرد درهشیاری بیشتر از یك دقیقه سوختن بدنش را تاب آورده اما فریاد نزده است. همسرش،پیرزنی كه گریه صدایش را بریده بود، با كمك پسرش فهماند كه مرد كاملا ناامید شدهبود. 17 ماه حقوقش را نداده بودند و او هیچ از دستش بر نمیآمد. هربار كه به سراغطلبش از معدن میرفت او را به یكی از نهادها و سازمانهایی میفرستادند كه او حتینمیتوانست تابلوی سردر ساختمانش را بخواند، چه رسد به كاغذبازیهای بیهودهای كهاو را بیشتر از پیش گیج میكردند و ناامید. درك نمیكرد چرا بعد از 30 سال كاركردندر معدن باید برای گرفتن حقش از این اتاق به اتاق دیگر برود و حرفهای عجیب و غریببشنود و آخر سر هم جواب سربالا بگیرد. پسر 16 ساله این مرد هم كنار كورههای آجرپزیكار میكرد یا برای پیمانكاری از كوه سنگ میكند و این قبیل كارها. میگفت: «دستهایم را از پدرم قایم میكردم. حرص میخورد وقتی پینههای دستم را میدید.» این مرد روز آخر زندگیاش به معدن رفته بود. همسرش كه او را همراهی كرده بود،میگفت وقتی داشتیم میرفتیم دخترم بهانه میگرفت كه یك ماه دیگر باید به مدرسهبرود و روپوش ندارد. او به دخترم قول داد كه برایش روپوش مدرسه بخرد. به محل كارشكه رسیدیم به مالك معدن التماس كرد كه لااقل 50 هزار تومان از طلبش را بدهند. گفتندفردا بیا. از این فرداها زیاد شنیده بود. موقع برگشتن میگفت «خدا هم به این جورزندگی كردن من رضا نیست.»
تصویر سوم؛در خردادماه 86،كارگر كنفكار رشت پس از گذراندن یك نیم روز سرشار از تحقیر و كتك، به اندازه پولتاكسی از همكارش قرض گرفت تا سریعتر خود را به كارخانه برساند، طنابی به لولههایسقف گره بزند و باقی ماجرا. مالك خصوصی صبح آن روز با كمك نیروهای انتظامی، كارخانهرا از ابزار تولید خالی كرده بود. كارگران 11 ماه بدون هیچ حقوقی سركرده بودند واینك تنها امیدشان با فروش ابزار تولید كارخانه نابود میشد. همه میدانستند كارتمام است اما تنها كسی كه به وضوح پایان كار را دید، او بود. جنازه او را حوالیساعت یك بعدازظهر پیدا كردند. در آن وقت كه خبر را به خانوادهاش رساندند همسرش درمزرعه همسایه كارگری میكرد، پسرش سرباز بود و چون پول مسافرت نداشت هشت ماه بهمرخصی نیامده بود و از پادگان خارج نشده بود. خانه نیز در اجاره نهضت سوادآموزیبود. درآمد این خانواده از كارگری موقت زن، ماهی پنج شش هزار تومان حقوق سربازی پسرو ماهی 15 هزار تومان اجاره تنها اتاق خانه به نهضت سوادآموزی تامین میشد. دو روزپس از خودكشی كارگر كنفكار كه به سراغ خانوادهاش رفتم، همسرش وقتی اوضاع را شرحمیداد بیمقدمه از من پرسید؛ «میدانی سیب زمینی كیلویی 600 تومان است؟» با یكحساب سرانگشتی میشد فهمید كه این خانواده بعد از 25 سال كاركردن حتی از عهدهسیركردن شكمشان هم بر نمیآیند. این كریهترین چهره فقر است.
همسرش میگفت؛ «یكوقتهایی در را كه باز میكردم میدیدم جلوی در ایستاده. خجالت میكشید در بزند وداخل شود. صبحها كه میرفت دنبال حق و حقوقش میگفت؛ انشاءالله امروز میشود. بعدازظهر دست خالی برمیگشت و جلوی در میایستاد.» آنچه فهمیدم این بود كه از زمانواگذاری كارخانه كنفكار به بخش خصوصی، در حدود سه سال این كارگران را در بلاتكلیفینگه داشته بودند. 16 ماه بیمه بیكاری و وعده و وعید كه امروز و فردا كارخانه دوبارهراه میافتد، پس از آن هم این كارگران 11 ماه بدون حقوق سپری كرده بودند تا اینكهمتوجه شدند ابزار تولید كارخانه در حال فروش است. من میگویم ابزار تولید، شما هممیخوانید، اما ابزار تولید برای كارگری كه به امید كاركردن با آن زنده است فقط «كلمه» نیست، همه زندگی است. شاید آخرین گفتوگوی تلفنی كارگر كنفكار با پسرش، دوروز پیش از خودكشی برای درك «ابزار تولید» به ما كمك كند؛ «روز پنجشنبه از پادگانبا پدرم صحبت كردم. از پشت تلفن معلوم بود كه حالش بد است. بریده بود انگار. میگفتشنبه میخواهند دستگاهها را ببرند. مادرت صبح تا غروب توی مزرعه مردم كار میكند،من هم هر روز میروم استانداری اما هیچ كس به ما جوابی نمیدهد. میگفت كار تماماست... هیچ كسی به داد ما نمیرسد. گفت دفترچههای تامین اجتماعی 11 ماه است كهتمدید نشده. اگر خواهرت مریض بشود كجا ببرمش؟ بعد گفت؛ من چه كار كنم با 48 سال سن؟زمین دارم كه كشاورزی كنم؟ دیگر كجا كار كنم؟ به جوانها كار نمیدهند، به من كارمیدهند؟ هی میگفت من چه كار كنم از این به بعد؟»
درست در همین لحظه عجیبترینواكنشی كه انتظارش را میكشم به غلیان افتادن احساسات لطیف مخاطبان این گزارشهااست. بیچارگی چاه بیته است. وقتی آدم بیپناهی در آن میافتد، میتواند سالهافرو برود و همچنان زنده باشد. آنكه تصمیمی برای نجاتش میگیرد، هر تصمیمی، مستحقترحم من و شما نیست. این اوج میانمایگی است كه علت خودكشی را تنها در فقر اینآدمها خلاصه كنیم و برایشان دل بسوزانیم. حتی برقراری ارتباطی میان خودكشی یككارگر و خودكشی متعارف یكی از ما (آدمهای طبقه متوسط یا مرفه) میتواند نوعی ازبدفهمی رایج و البته عامدانه برای شانه خالی كردن از بار مسوولیت باشد. نه. خودكشیاین كارگران از روی انفعال و شاید ملال نیست. آنها تا جایی كه مرز انسان بودنشانمخدوش نشود، هرگز تصمیم به چنین اقدامی نمیگیرند.
| ||
نویسنده: قیوم بابک
دو شنبه 17 دسامبر 2007
وقتی از کشتار دسته جمعی ده سال قبل طالبان برای باشنده گان دهکده قزل آباد یاد آوری نمایید،بی اختیار اشک در چشمان شان حلقه میزند و بغض گلوی شانرا می فشارد.
طالبان در تابستان سال 1376 ه.ش زمانیکه از سمت شرق ولایت بلخ به شهر مزارشریف حمله نمودند،نخست دهکده هزاره نشین قزل آباد را که در حدود 250 فامیل در آن زنده گی میکنند به تصرف خود در آوردند.
محمد رسول یکی از شاهدان کشتار طالبان در قزل آباد خاطرات تلخ آنروز را که به قول خودش تا آخر عمر فراموش نخواهد کرد چنین بیان می کند: "زمانیکه طالبان داخل قریه ما شدند هر کسی را که میدیدند بالایش فیر میکردند. من با مامایم در خم پیچ کوچه ها فرار کردیم و در غاری نزدیک یک پل پناه بردیم و سه شب و روز در آنجا مخفی شدیم."
آقای رسول که 25 سال عمر دارد و در شهر مزار شریف دوکاندار است در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود ادعا کرد که 13 تن اعضای فامیل او از جمله دوبرادر جوانش در آنروز کشته شدند.
او با اشاره به قبرستان دهکده خواست تا گور های دسته جمعی قربانیان کشتار طالبان را نشان دهد و میگوید که بعد از سه روز طالبان رفتند و به کمک افراد ی دیگر که از حادثه جان سالم برده بودند 53 نفر را در گور های 8 تا 12 نفری دفن نموده اند.
کشتار مردم شیعه هزاره نه تنها در دهکده قزل آباد بلکه بعد از آن در مناطق دیگر ولایت بلخ چون سید آباد،جوار قبر مزاری و ولسوالی چمتال نیز توسط طالبان صورت گرفته است . این نسل کشی ها در حالی عملی شده است که بعد از تصرف مزار شریف والی طالبان ملا نیاری از طریق رادیو محلی دولتی پیروان مذهب تشیع را غیر مسلمان خوانده و کشتن هزاره ها را جهاد عنوان نموده بود .ملا نیازی پنج سال قبل در جنگ با امریکایی ها کشته شد.
لازم به تذکر است که به استثنای طالبان پیشوایان دیگر مذهب تسنن با این برداشت سخت گیرانه فرماندهان طالب مخالف اند و همه پیروان مذاهب مختلف دین اسلام را مسلمان میدانند.
باشنده ی دیگر دهکده قزل آباد آقای عبدالرحیم میگوید:"کشتار مردم قزل آباد در سال 1376 یک نسل کشی توسط طالبان بود که شش تن از اعضای فامیل من درآن فاجعه کشته شدند"
آقای رحیم اضافه کرد که هیچگونه دفاع نظامی درآنروز علیه طالبان درقریه صورت نگرفته ویک فرد مسلح هم در قریه وجود نداشت، طالبان حتی مرد 85 ساله ی بنام حاجی خیر محمد را که با قرآن شریف به استقبال شان رفته بود سر بریدند و به زنها و اطفال ما هم رحم نکردند.
نسل کشی در قوانین بین المللی جز جرایم ضد بشری خوانده شده و در کنوانسیون 1348 به حیث عملی که به قصد نابود کردن قسمی یا کلی ملیت،قوم،نژاد یا گروه های مذهبی انجام شود،تعریف گردیده است.
افغانستان در سال 2003 میلادی کنواسیون منع نسل کشی را امضا نمود و مطابق احکام این کنوانسیون در صورت تقاضای دولت افغانستان مرتکبین جرایم مربوط به نسل کشی که قبل از 2003 میلادی چنین عمل را انجام داده باشند از طرف محاکم بین المللی مورد پیگرد و مجازات قرار میگیرند.
یکتن از متضررین نسل کشی قزل آباد که حاجی معاون نام دارد وانگشتانش بنابر اصابت مرمی قطع شده است صحبت با مطبوعات را بی فایده میداند .
آقای معاون به جزا دادن ناقضین حقوق بشر و عاملین نسل کشی در افغانستان بی باورشده می گوید : "چه برای هر خبر نگار درد خود را تازه کنم باز خواست گر کیست؟"
او با اشاره به انگشتان قطع شده و شکم مرمی خورده خود افزود که گناه مرد پیری چون من چه بود؟ که به این حال روز افتادم و آه کشیده مرگ فرزند جوان خود را یاد آور شد. هر چند امروز دسترسی به طالبان مشکل است و طالبان منحیث اپوزیسیون مسلح دولت افغانستان با نیرو های ناتو و اردوی افغان در نبرد گرم قرار دارند و به هیچ قانون ملی و بین المللی پابندی ندارند وحتی رسانه ها قادر به تماس با آنها نمی باشند .و اما عاملین جرایم جنگی دیگر که نامشان در گزارش دیده بان بین المللی حقوق بشر درج گردیده است، هم به کدام محاکم کشانده نشده اند و یا لااقل باز پرسی از آنها صورت نگرفته است.
ریس جمهور کرزی در روز ملی قربانیان ناقضین حقوق بشر به ناتوانی دولت خود در عرصه پیگیری دوسیه های مجرمان ضد بشری اعتراف نموده تطبیق عدالت انتقالی را بالاتر از توان دولت خویش وانمود کرد.این در حالیست که معاون نماینده ملل متحد در افغانستان آقای کرستیانو الکساندر پیروزی افغانستان را بدون تطبیق عدالت بر مرتکبین جرایم ضد بشری ناممکن میداند .
فاجعه نسل كشی در رواندا
منبع: نشریه ماهانه داخلی "سازمان عفو بین الملل (amnesty international)، آپریل 2004.
نویسنده مقاله: ماركوس هارمن (Markus Harmann) روزنامه نگار و خبرنگار از برلین
برگردان: عزیز فولادوند
[مقدمه و پاورقی ها از مترجم است.]
مـقدمــه
سؤالات زیادی به ذهن هر وجدان بیدار میزند. هنوز جهان به غارت رفته فقیر از عواقب وحشتناك تسلط استعمار رها نشده است. دورانی كه استعمار چیان اروپایی قاره افریقا را جولانگاه تاخت و تاز خود قرار داده بودند و با حد و مرزكشیدن های اختیاری، عدم توجه به مختصات بومی، مذهبی، اقلیمی و دهها فاكتور دیگر در كنار تخریب شالودها وزیر بناهای اقتصادی و نهاد های سیاسی ریشه های اختلافات قومی را بنا نهاده و عامدأ آنها را در راستای تأمین منافع استعماری اشان دامن میزدند. در هر قاره ای ما به نوعی شاهد این پروسه و عواقب فاجعه بار آن هستیم: افریقا، آمریكای لاتین، آسیا، خاور میانه.
پس از شكست رایش سوم و تجربه دردناك از فجایع شوم جنگ دوم جهانی وجدان جریه دار بشرییت برای جلوگیری كردن از تكرار این تراژدی دردناك برای اولین بار در طول تاریخ بشر با امید به همزیستی مسالمت آمیز اقدام به تشكیل نهادی جهانی بنام جامعه ملل [1]متحد نمود. بر بستری از ایرادها و نواقص ساختاری از جمله حق وتو برای كشورهای عضو دائم شورای امنییت یعنی عالی ترین ارگان تصمیم گیری سازمان ملل متحد (امریكا، روسیه، فرانسه، انگلستان و چین) این سازمان از همان ابتدا دچار تناقض درونی شدید گردید. از طرفی تعهد و الزام به دفاع از حقوق انسان و جلوگیری از بروز جنگ و از طرف دیگر تصادم منافع دول قدرتمند برای حفظ مناقع سیاسی و اقتصادی خود.
تجربه های سالهای بعد نشان داد كه عملأ این سازمان به مثابه ابزاری در دست قدرتهای بزرگ گردیده و در انجام مأموریت تاریخی اش بطور شرم گینانه و فضیحت باری شكست خورده است. عدم توانائی و ارائه راه حل در مسئله فلسطینیها از برجسته ترین صحنه های این شكست فضیحت بار است. بی كفایتی، فقدان شجاعت و تهور سیاسی و عدم كارآئی این ارگان بین المللی در آخرین كشاكش سیاسی در رابطه با موضوع عراق خود را به اذهان عمومی جهان نشان داد. نسل كشی صد روزه در روآندا كه گفته می شود در خلال آن حدود هشتصد هزار تن از اعضای قبیله توتسی و هوتوهای میانه رو به دست هوتوهای افراطی كشته شدند از چشم سازمان ملل متحد پنهان نبود. ای بسا با دخالت سریع و مسئولانه جامعه جهانی امكان جلوگیری كردن به موقع این فاجعه هولناك انسانی وجود داشت. گرچه با میانجیگری بین المللی، جنگ داخلی خاتمه یافت و دولت سازش ملی زمام امور را در دست گرفت ولی قتل عام رواندا پی آمدهای سیاسی گسترده ای در پی داشته است و جامعه جهانی و سازمان ملل متحد به دلیل خودداری از مداخله به موقع برای خاتمه آن مورد انتقاد بوده اند.
آغاز فاجعه:
رییس جمهوری وقت رواندا، جونوال هابیاریمانا، كه از اعضای قبیله هوتو بود در 6 آوریل سال 1994 مورد یك سؤء قصد قرار گرفت: بر اثر شلیك موشك زمین به هوا هواپیمای حامل او در نزدیكی فرودگاه كیگالی، پایتخت رواندا سقوط نمود و موجب مرگ رئیس جمهور گردید. این سانحه مقدمات یك نسل كشی بی سابقه ای را فراهم نمود. هوتوهای تندرو این واقعه را به مخالفان توتسی نسبت دادند و به حملات گسترده علیه اقلیت قومی توتسی و هوتوهای میانه رو دست زدند.
نسل كشی رواندا یكصد روز به طول انجامید و در جریان آن 800000 هزار انسان جان خود را به فجیع ترین صورت ممكن از دست دادند. سرانجام نیروهای شورشی، كه افراد توتسی در آن اكثریت داشتند، توانستند كنترل اوضاع را در دست بگیرند. تسلط شورشیان بر اوضاع به فرار حدود دو میلیون تن از اعضای قبیله هوتو به كشور زئیر (جمهوری دمكراتیك كنگو) منجر شد.
شكستی فضیحت بار و شرم آور
ده سال پیش در روآندا قتل عامی هولناك بوقوع پیوست: در طول 100 روز بیش از 800000 انسان بقتل رسیدند. تازه امروز پس از گذشت یكدهه سازمان ملل متحد اقرار به گناه و جرم خود می كند.
افكار عمومی جهان متوجه اولین انتخابات آزاد در افریقای جنوبی بود كه در كشور كوچك روآندا سلاخی بزرگی آغازیدن گرفت. سه هفته قبل از انتخابات در دماغه امید نیك در تاریخ 6 آپریل 1994حدود 3000 كیلومتر در شمال هواپیمای رئیس جمهور روآندا Juvenal Habyarimana در حال پرواز بر فراز پایتخت روآندا كیگالی Kigali مورد اصابت قرار گرفت. تا امروز موضوع در پرده ابهام قرار دارد. این سوء قصد زمینهٌ قتل عامی هوكناكی را فراهم نمود كه از زمان هلوكاس[2] (Holocaust) تا كنون بی سابقه بوده است. بنا به تخمین سازمان ملل متحد در طول 100 روز 800000 نفر به طرز فجیع، وحشیانه و با سقاوتی غیر قابل توصیفی قتل عام شدند: سه چهارم جمعییت قوم در اقلییت توتسی (Tutsi) و در ضمن هزاران نفر از قوم هوتی (Huti) كه جزء مخالفین و در اپوزیسیون بودند.
روزها گذشت تا اینكه بالاخره برای اولین بار اخبار دهشتناك این فاجعه انسانی به روزنامه های اروپائی راه پیدا نمود. در آن اخبار بطور خیلی كوتاه و سرسری مآب از "جنگ قبائل" و "حملات" خبر داده میشد. "ما این تراژدی انسانی را با قالبها و كلیشه های ذهنی خودمان ارزیابی می كردیم. در ذهن ما رواندا سرزمینی بود واقع در مأجوج و یأجوج؛ دشت هزاران تپه كه ساكنانش از زمانی كه انسان ابوالبشر به یاد دار با كنده و شمشیر جمجمه همدیگر را له و لورده میكردند". با این جملات گریل (Grill) خبرنگار هفته نامه آلمانی دی سایت (Die Zeit) در شهر كاپ در كتاب منتشر شده اش در سال 2003 بنام "آه ای آفریقا" سعی میكند آبروی خود و همقطارانش را نجات دهد و بی عملی اشان را توجیه كند. به گفتهٌ او شور و شوق عمومی در باره "كمكهای توسعه" به افریقای جنوبی باعث گردید كه در ابتداء امر توجهٌ چندانی به حوادث روآندا مبذول نگردد. یك دهه پس از گذشت نسل كشی كه توسط ارتش شورشیان تبعیدی توتسی در اوگاندا (RPF) در تاریخ 4 یولای 1994 متوقف گردید جزئیات این تراژدی هولناك رخ می نماید: حتی شهروندانی كه تا بروز این حادثه در صلح و تفاهم با همسایگان خود زندگی می كردند (مثل پزشكان،كشیشها، قضات) به یكباره تحت تأثیر تبلیغات مسموم و تحریك آمیز رادیو و طیف آریستوكرات تبدیل به جانیان آدمكش شدند. نفرت و خشم انباشته شده بین ساكنین و ااقوام بومی كه نتیجه و ارثیه دوران تسلط استعمارگران در این قاره می باشد بطرز فجیع و با سنگدلی بیكرانی به بیرون زده شد.
در بین قربانیان 10 سرباز بلژیكی حافظ صلح سازمان ملل متحد هم دیده میشود.سازمان ملل متحد با دست پاچگی سربازانش را از منطقه خارج نمود؛ اشتباه غیر قابل گذشتی كه دبیركل سازمان ملل متحدكوفی عنان هم مدتهای مدیدی است كه به آن اقرار كرده است. در اواخر ژانویه 2004 به مناسبت گشایش كنفرانس "جلوگیری از نسل كشی"در شهر استكهلم او از " شكستی فضیحت بار و شرم آور" جامعه جهانی یاد كرد. عنان اضابه كرد كه اعضاء جامعه ملل "سنگین ترین خطا" را مرتكب شدند و از گذاشتن نام "نسل كشی" روی این واقعه امتناع نمودند. در اوایل 1998 معلوم گردید كه بنا به گزارشی سری در ژانویه 1994 به سازمان ملل متحد در رابطه با افزایش خشونت و گسترش دامنه آن در رواندا هشدار داده شده بود. پس از دریافت این گزارش عنان رئیس جمهور رواندا, سفیر كبیر امریكا، بلژیك و فرانسه را در جریان امر گذاشت ولی دستوری با این محتوی صادر نمود كه آنها مبادرت به اقدامی نكنند. سه هفته بعد از صدور ابلاغیه عنان، آن سلاخی دهشتناك آغاز شد. پس از اینكه "هئیت تحقیقات" اتهام سنگین دست داشتن در گناهٍ نسل كشی در این كشور كوچك افریقای جنوبی را متوجه این نهاد جهانی نمود، پاول كاگامه (Paul kagame) رئیس جمهور وقت روآندا هم رسمأ از سازمان ملل متحد درخواست نمود كه بخاطر شكست و عدم توانائی اش عذرخواهی نماید. این انتقاد متوجه شخص كوفی عنان هم میشد. در دوران این نسل كشی هولناك او معاونت دبیر كل را در مأموریت های محافظت از صلح سازمان ملل متحد را عهده دار بود. پس از خاتمه این فاجعه هولناك تعداد 120000 نفر مشكوك به شركت در این قتل عام دستگیر شدند و در زندانهای كاملأ پر نگهداری شدند. هنوز هم تعداد 10000 نفر در زندانها بسر میبرند. دستگاه قضائی بیشتر از 100 حكم در سال نمی تواند صادر كند. شعبه ای از دادگاه جنائی بین المللی در شهر آروشا/تانزانیا مشغول رسیدگی به پرونده اتهام عاملین و طراحان اصلی این نسل كشی بی سابقه می باشد.
به منظور تسریع رسیدگی به پرونده متهمین دولت روآندا در سال 2001 سیستم قضائی ویژه ای را كه تا كنون در جهان سابقه نداشت سازماندهی نمود. دادگاههای مردمی فعال در دهات و روستاها كه به گاساسا (Gacaca) معروف هستند (در لغت به معنی: "دادگاه سریع") مستقلانه به موضوع اتهام میپردازند و خود مختارانه در مورد تقصیر و بیگناهی تصمیم گرفته رأی صادر می نمایند. ساكنین خود اداره كنندهٌ این دادگاهها هستند. درگرد هم آئیهای عمومی با رای همگانی قضات این دادگاهها انتخاب میشوند. تعداد "گاساسا ـ قضات" انتخاب شده تا كنون بالغ بر 260000 میباشند. پرنسیپ حاكم بر اداره این دادگاهها همان پرنسیپ "كمیسیونهای عدالت" در افریقای جنوبی میباشد: افراد عادی باید این امكان را بیابند كه در مورد حوادث سال 1994 و آنچه او خود تجربه و حس كرده است به كمیسیون گزارش دهد. بسرعت مشكل نمودار شد: در موارد نادری دلایل اثبات جرم وجود دارد. در گزارشات شهود اغلب مرز حقیقت و داستانسرائی روشن نیست. دولت مجموعأ 24000 زندانی را به امید موفقییت كار این دادگاهها آزاد نمود. آزادشدگان در روستاهای محل سكونتشان با بازماندگان مقتولین روبرو میشدند: در اكثر موارد انتقامجویها و خونخواههای خود سرانه بوقوع میپیوست. در سال 2003 در روستای یندا چارلز روتین دوكا (Charls Rutinduka) در جلوی چشمان فرزندانش قطعه قطعه گردید. شیوه كشتاری كه در مورد صدها هزاران نفر در نسل كشی سال 1994 اجراء گردید. قرار بود كه روتین دوكا چند روز بعد در دادگاه گاساسا حاضر شود و اقرار نماید.
[1]) در ژوئن 1945 پنجاه كشور جهان با اعزام نمایندگان خود به سانفرانسیسكو در فكر ریختن پاپه و اساس یك سازمان بین المللی كه ضامن صلح عمومی و امنییت جهانی باشد بودند. ملل رنج كشیده و مصیبت دیده جهان بفكر جلوگیری كردن از جنگی دوباره بودند. بدین طریق "سازمان ملل متحد" در سال 1945 برای استقرار و حفظ صلح، امنییت و توسعه همكاریهای جهانی در زمینه امور اقتصادی – اجتماعی فرهنگی و حل و فصل دشواریها و مشكلات جامعه انسانی بوجود آمد. مقر این سازمان در شهر نیو یورك می باشد. در 25 آپریل 1945 "منشور ملل متحد" به امضاء 50 كشور جهان رسید. آنچه در زیر می آید خلاصه ای از پیشگفتار این منشور است كه از تاریخ تصویب آن تا كنون هیچگونه تغییری در آن بوجود نیامده است:
"ما مردم ملل متحد با تصمیم به حفظ نسلهای آینده از بلایا و مصائب جنگ كه در طول عمر خودمان دو بار انسانها را دستخوش نكبات و بدبختی های بسیار نموده و با اعلام اطمیان قاطع به حقوق اساسی و به حیثییت شخصییت انسان و تساوی حقوق مرد و زن و همچنیین حقوق ملتها اعم از كوچك وبزرگ و ایجاد امكانات ضروری برای مخفوظ داشتن عدالت و احترام و تعهداتی از انعقاد عهود ناشی میشود و سایر مناقع حقوق جهانی و ایجاد شرایط زندگی بهتر برای بشر عزم نمودیم كه جهت تحقق بخشیدن باین مقصد و نیات مساعی خود را مشتركأ بكار اندازیم."
(تا كجا این اهداف "تحقق" یافته است صحنه سیاسی كنونی جهان پاسخ روشنی به آن خواهد داد. مترجم)
[2] ) قتل عام یهودیان در زمان رایش سوم.
گروگانگیری در فرمانداری اندیمشك بخاطر عدم موفقیت در تأمین معیشت خانواده
تابناک : یك فرد مسلح كه روز چهارشنبه در فرمانداری اندیمشك اقدام به گروگانگیری كرده بود، خود را تسلیم نیروهای امنیتی كرد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، روز چهارشنبه هفته گذشته، حوالی ساعت 10 صبح، مردمسلحی با نام «ص ـ ف»، با ورود به دفتر فرمانداری اندیمشك، اقدام به تیراندازی و گروگان گرفتن مدیر دفتر فرماندار این شهرستان كرد.
این فرد مسلح، قصد داشته فرماندار اندیمشك را به گروگان بگیرد اما فرماندار به دلیل حضور در جلسه اداری، در دفتر كارش نبوده است.
بنا بر این گزارش، فرد یادشده مسلح به اسلحه كلاشینكف بوده و اقدام به شلیك دو تیر هوایی كرده است.
برخی شاهدان عینی گفتند، این فرد، نگهبان مؤسسه قرضالحسنه اندیمشك است و دلیل كار خود را فشار اقتصادی و عدم موفقیت در تأمین معیشت خانواده و همچنین مشكل مسكن عنوان كرده است.
فرد مسلح گفته است كه مدتهاست به دنبال خرید یك قطعه زمین كوچك است اما هرگز موفق به انجام این كار نشده است.
گفتنی است، پس از گفتوگوی دادستان و دیگر مقامات امنیتی با این فرد مسلح، وی خود را تسلیم نیروهای امنیتی كرد.

هفت تیر ۷tir.om : كنار اتوبان صیاد رو به شمال بالاتر از میدان سبلان، در دو سوی بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه ۵۰ روز است كه پس از جواب شدن از سوی صاحبخانه در چادر ساكن شده است، كمی آن طرفتر آن سوی خیابان محمود زیر چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزیستی سپرده و با زن و دختر ۱۱ سالهاش روز را به شب و شب را به صبح میرساند.
محمود حمیدوند ۴۱ سال دارد اما صورت تكیده و دندانهای شكستهاش پیرتر نشانش میدهد، صدایش گرفته است، میگوید: بچه همین خیابان سبلان هستم، ۳ ماه است كه اینجا با خانوادهام زیر چادر زندگی میكنیم، البته بیش از یك سال است كه در به دریم و جابهجا میشویم، تابستانها كنار خیابان زیر چادر زندگی میكنیم و زمستانها هر چند شب خانه یكی میرویم.
محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفی میكند و اضافه میكند: پسر ۱۰ سالهام را از زور نداری به بهزیستی سپردهام، ۲ سال است كه پسرم در بهزیستی است، دخترم هم تا چند وقت پیش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پیش خودم اینجا به چادر بیاورم.
وی ادامه میدهد: از خیلیها تقاضای كمك كردهام، كمیته امداد رفتم، گفتند اگر زنت طلاق بگیرد ماهی ۲۵ هزار تومان به او مستمری میدهیم، خیلی دویدیم اما نتیجه نداد، هر چی داشتیم در این مدت بردند، حتی شناسنامههایمان را هم بردند. نرفتم كلانتری و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول میخواهد و من ندارم.
وی میگوید: در تمام ۴۱ سال زندگیام حتی۱۰۰ هزار تومان هم وام نگرفتهام، حالا هم اگر وام بخواهیم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك میخواهد كه من ندارم، این جور وامها مگر برای امثال من نیست، من از كسی توقع ندارم، طلبكار كسی نیستم، خودم زمین خوردهام و باید بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم.
محمود در ادامه میگوید: مشكل من نداری است، آخرین جایی كه در خانه زندگی كردم، بهارستان بود، آن قدر هزینه زندگی بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب ۶۰ هزار تومان آمده بود اما من فقط یك لامپ و یك تلویزیون سیاه و سفید داشتم، یك شیر آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده میكردیم، ۶۰ هزار تومان پول زیادی بود.
وی اضافه میكند: دزدی كه نمیتوانم بكنم، یعنی میتوانم اما آیا درست است، اینجا هم در این ۳ ماهی كه زندگی میكنم، فقط یكبار مأمور شهرداری آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، ۱۵ روز پیش هم یك خانم از شهرداری آمد و گفت نگران نباشید حل میشود اما خبری نشد.
آن طرف خیابان محمد با زن و ۲ فرزندش زندگی میكند، «محمد . الف»، میگوید: بچه همین تهران هستم، خیابان سبلان نزدیك موتور آب زندگی میكردیم، ۵۰ روز پیش صاحبخانه، خانهاش را خواست و تخلیه كردیم بعد از آن دیگر نتوانستم خانهای بگیرم، هر جا میروم، میگویند ۲ میلیون ماهی ۱۵۰ هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه دیگر هیچی ندارم، مجبورم بیایم اینجا در چادر زندگی كنم.
او نیز خود را كارگر ساده ساختمان معرفی میكند و ادامه میدهد: همه اسباب زندگیام را شهرداری برد، حتی كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمایی است، دخترم هم مدرسه میرود، مجبورم اینجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نمیتوانم بكنم. درآمدی ندارم.
محمد میگوید: هر چه تلاش كردیم دیگر شهرداری اسباب زندگیام را پس نداد و الآن همه دارایی ما همینهایی است كه زیر چادر میبینید، من هیچی ندارم، به مسئولان بگوئید، مجبوریم، هیچ كس نمیخواهد با آبرویش بازی كند یا این وضع زندگی ناموسش باشد. چرا كسی كمكمان نمیكند


