| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
38
|
202
|
90/11/8 (02:30)
|
|
||
|
|
38
|
268
|
90/11/8 (02:30)
|
|
||
|
|
42
|
341
|
90/11/8 (02:31)
|
|
||
|
|
32
|
197
|
90/11/8 (02:31)
|
|
||
|
|
17
|
129
|
90/7/27 (12:42)
|
|
||
|
|
35
|
147
|
89/12/15 (14:00)
|
|
||
|
|
53
|
304
|
89/2/17 (23:31)
|
|
||
|
|
5
|
59
|
90/10/3 (12:29)
|
|
||
|
|
12
|
61
|
90/7/27 (13:17)
|
|
||
|
|
51
|
192
|
90/7/27 (13:10)
|
|
||
|
|
1
|
62
|
89/7/6 (21:46)
|
|
||
|
|
16
|
126
|
88/11/30 (16:51)
|
|
از دوستان عزیز خواهشنمدیم در زمینه نخبگان شعر بلوچ انچه رامیدونند در این جا برای استفاده دیگر دوستان بگذارند که باهم دیگه در زمینه شعر بلوچ وشاعران بلندآوزاه آن بحث کنیم
مختصری از زندگی و کارنامه سید ظهور شاه
آهنگ بلوچ :سید ظهور شاه هاشمی در بیست و یکم آوریل 1926 - میلادی در شهر بندری گوادر از بنادر بلوچستان شرقی واقع در خاک پاکستان در خانوادهای شیفته ادب و فرهنگ به دنیا آمد . تحصیلات ابتدائی را نزد پدر گرامیاش سید محمدشاه هاشمی و دوره متوسطه را در دبیرستان گوادر به پایان رساند .
سید هاشمی از بزگترین شاعران و نویسندگان و محققان بلوچ بود که به زبانهای پارسی ،اردو ، انگلیسی و عربی تسلط داشت .
در سال 1949 که بخش بلوچی رادیو کراچی آغاز به کار کرد . به سمت سرپرستی آن برگزیده شد و تا سال 1954 - این سمت را به عهده داشت . در سال 1969 به دعوت دکتر استراسر دانشمند و زبان شناس معروف آلمانی
در مرکز فرهنگی پژوهشی داکسن کالج به پونای هندوستان رفت . این دو یک سری تحقیقات بر روی زبان بلوچی را آغاز کردند . سپس دکتر ان – اس – شاکلا ( زبان شناس آلمانی ) که استاد اوستای دانشگاه پونا و مسلط به زبانهای سانسکریت و شاخه های دیگر هند ایرانی بود نیز به آنها پیوست .
سید هاشمی با همکاری این دو دانشمند و تلمذ از آنها ، آموزش ربانهای هند و ایرانی را به پایان برد و خویشاوندی آن زبانها با زبان بلوچی را نیز دریافت . و این دریافت ودانش وسیع ، او را یاری کرد تا فرهنگنامهی خود بنام – سید گنج – را که از سالها پیش به جمع آوری مواد آن پرداخته بود با تکیه به این دانش به وجه آگاهانه تری تألیف کند .
سید هاشمی در عین تحقیق در زبان و فرهنگ ، شاعر بی بدیلی در زبان بلوچی است که بخصوص در واژه گزینی ، اصالت لغات و کلام را به طرز وسواس آمیزی رعایت می کند . نیز شعریت در اشعار سید هاشمی بهترین وجه خود را نشان می دهد که در اشعار شاعران دیگر جنبه های سیاسی – قومی و فرهنگی بر جنبه های دیگر می چربد .
سید هاشمی عمر کوتاه خود را که به عقیده دوستان نزدیکش نیمی از آن در مبارزه نفسگیر با بیماری سل گذشت . 25 جلد کتاب به نظم و نثر نوشت . که یکی از این ها قاعده آموزش قرآن به زبان بلوچی بود . او به عنوان یک اندیشمند جامعالشرایط معتقد به کلیت فرهنگ معاصر را شکل میدهد نیز از دغدغه ها او بود . وی قاعده آموزش قرآن بنام عم جزء بلوچی – را به منظور آموزش کودکان که هنوز سواد خواندن و نوشتن نداشتند به زبانهای مادری تألیف کرد . در همین راستا قابل ذکر است که زبان کتابت بلوچی پیش از سید هاشمی همان زبان الفبای فارسی بود . شاعرات اشعار خود را به همان خط و الفبای فارسی می نوشتند – امّا سید هاشمی که این رسم الخط را وافی به ملزومات نوشتاری زبان بلوچی نمی دید کتاب ( روش درست نوشتن بلوچی ) را تألیف کرد که با این کتاب رسم اخط معیار زبان بلوچی که شامل املاء و قواعد نحوی بود در اختیار شاعران و نویسندگان قرار گرفت .
از میان کارهای او – نازک – تنها اثر داستانی است که به منظور آغاز تجربه رمان نویسی در زبان بلوچی نوشته شده است . سید هاشمی به دنبال سالها التزام و کار و رنج و تعب ، سرانجام در چهارم مارس 1978 در گذشت .
نام نیک سیدظهورشاه هاشمی علاوه بر آثاری که از خود به جای گذاشته بخصوص گنج شایگان فرهنگنامه - سیدگنج – که دریای درفشان زبان و فرهنگ بلوچ هست و خواهد بود ؛ بر سر در فرهنگستان زبان و ادب بلوچ بنام – آکادمی سید ظهورشاه هاشمی – که در سال 1983 تأسیس شده است . چون گوهری جاودانه خواهد درخشید .
زندگینامه استادعبدالحسین یادگاری
عبدالحسین یادگاری درسال1321درخانواده مذهبی وفرهنگی درشهرخاش چشم به جهان گشود.والدین یادگاری در تعلیم وتربیت فرزندانشان ازهیچ کوششی فروگذاری نکردنداوتحصیلات ابتدائی راهنمائی ودبیرستانرا درشهرهای ایرانشهر خاش سراوان و زاهدان باموفقیت به پایان رساند.یادگاری باشرکت درآزمونی برای دوره آموزش زبان انگلیسی عازم کشورانگلستان شد.پس از آن ازدانشگاه تربیت مدرس مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی را اخذ نموده او مدتی در مرکز کشور مشغول کار روزنامه نگاری در موسسه کیهان بعنوان مترجم از انگلیسی به فارسی شد. سپس به زادگاه خود بازگشت و در کسوت معلمی دلسوز و متعهد سالها خدمات بی شائبه ای در آموزش و پرورش انجام داد. وی پس از 30 سال خدمت خالصانه در آموزش و پرورش سر انجام در سال 1378 بازنشسته شد. یادگاری علاوه بر شغل شریف معلمی محققی چیره دست در زمینه فرهنگ و زبان بلوچی بود. او در ایام جوانی با زبان شناسی چون جوذف الفابن انگلیسی و هانس بشتسراسر آلمانی همکاری کرد. یادگاری علاوه بر کارهای تحقیقی و پژوهشی در سالهای اخیر ویراستاری و تخلیص مقالات مجله ندای اسلام را بر عهده داشت. از وی آثار متعددی از جمله جمع آوری اشعار حماسی منتخب ادبیات نوین بلوچی...به یادگاری مانده است. شرکت در دو سیمینار سوئد و ارائه مقالات تحسین بر انگیز از جمله دیگر فعالیتهای علمی و فرهنگی وی می باشد سر انجام پس از سالها علم آموزی پژوهش و تحقیق در 21 شهریور 85 بر اثر سانحه تصادف دار فانی را وداع گفت
مصاحبه آکادمی علوم انسانی بلوچ ایران با حمید ملکزاده
"معرفی یکی از شاعران مشهور سراوانی"
حمید ملکزاده
شاعر و نویسنده معروف سراوانی و عضو انجمن های
هنری و فرهنگی زاهدان و سراوان
بلوچ آکادمیست: جناب ملکزاده، لطفا خودتان را برای بازدیدکنندگان یا خوانندگان بلوچ آکادمی بیشتر معرفی کنید؟
حمید ملکزاده: با سلام خدمت تمامی بازدیدکنندگان محترم و همچنین گردانندگان عزیز سایت بلوچ آکادمی. بنده حمید ملکزاده کوهکن هستم که در سال 1354 در بخش جالق شهرستان سراوان منطقه سیستان و بلوچستان، ایران متولد شدم. دارای مدرک کارشناسی زمین شناسی از دانشگاه آزاد زاهدان و در حال حاضر هم در دانشگاه پونا، دپارتمان زمین شناسی مشغول به تحصیل در دوره کارشناسی ارشد میباشم.
بلوچ آکادمیست: از چه زمانی شروع به شعر گفتن یا شعر نوشتن کردید و در چه نوع شعرهایی بیشتر فعالیت دارید؟
حمید ملکزاده: در واقع از پاییز سال 1377 شعر گفتن را آغاز کردم و بیشترین فعالیت من در غزل است. البته گاه گاهی هم شعر نو و سپید میگویم.
بلوچ آکادمیست: در چه انجمن هایی عضو بوده اید؟
حمید ملکزاده: تا بحال در انجمن های مختلفی چون دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان، انجمن حوزه هنری زاهدان، انجمن فرهنگ و ارشاد زاهدان، و انجمن شعر سراوان عضو بوده ام.
بلوچ آکادمیست: چه کارهایی در زمینه شعر انجام داده اید؟
حمید ملکزاده: در سال 1382 موفق به چاپ کتاب "دریا بیا دستم بگیر" شدم. و انشاء الله در حال آماده سازی مجموعه شعر جدیدم با نام "ای باد" هستم. در ضمن چندین مصاحبه تلویزیونی با شبکه استانی هامون داشته ام و همچنین در فعالیتهای فرهنگی هنری انجمن های خارج از استان نیز شرکت کرده ام.
بلوچ آکادمیست: هر شاعری تخلصی دارد. تخلص شما چه بوده است؟
حمید ملکزاده: چون از فصل پاییز شروع به شعر گفتن کرده ام، پاییز را برای تخلصم انتخاب کرده ام.
بلوچ آکادمیست: در غزل های شما واژه دریا بسیار مشاهده میشود، فلسفه آن چیست؟
حمید ملکزاده: علت آن است که دریایی که من میشناسم و در شعرهایم به آن رجوع میکنم آسمان جزئی از قدرت اوست.
بلوچ آکادمیست: بعنوان مثال آیا میتوانید چند سطری از شعری که در آن دریا بکار برده شده برای ما بیان فرمایید؟
حمید ملکزاده:آره، مثلا شعری چون "دریا بیا دستم بگیر"که میگوید:
آه آمدی اما چه دیر دریا بیا دستم بگیر
از پشت پلک سردسیر دریا بیا دستم بگیر
من ریزش طاعون را در مرگ باران دیده ام
بر پهنه های گرمسیر دریا بیا دستم بگیر
اینجا برای زندگی دیگر نمانده طاقتی
در این هوای مرگ و میر دریا بیا دستم بگیر
باران نمیبارد چرا شاید خدا لج کرده آه
با ساکنان این کویر دریا بیا دستم بگیر
تفتانیان آتش کنید باید بسوزد آسمان
جرمش خساست بر کویر دریا بیا دستم بگیر
عمان برای ما بیار ابری که باران میزند
دیگر نمانده آبگیر دریا بیا دستم بگیر
آری نمانده آبگیر بر پهنه های این کویر
دریا بیا دستم بگیر دریا بیا دستم بگیر
بلوچ آکادمیست: بعنوان یک شاعر زندگی از نظر شما چگونه است؟
حمید ملکزاده: به نظر بنده، زندگی مانند سال چهار فصل دارد. هر فصل زیبایی خاص خودش را دارد. اگر به دریا ایمان داشته باشیم زندگی با تمام دگرگونی هایش آبی است.
بلوچ آکادمیست: شاید برای بعضی ها جالب باشد که تخصص (زمین شناسی) آکادمیکی شما با حرفه شما که همان شعر و شاعری است متفاوت است. میتوانید علت آن را توضیح دهید؟
حمید ملکزاده: در واقع علاوه بر علاقه ای که به رشته زمین شناسی و شعر و شاعری دارم، من به کار کشاورزی نیز مشغول هستم و زندگی ام را طوری تقسیم کرده ام که به هیچ کدام لطمه ای وارد نشود. به نظر من شعر همه این موارد را در بر میگیرد. در رشته زمین شناسی میتوان بیشتر به قدرت خداوند پی برد و این یعنی همان شعر.
بلوچ آکادمیست: با توجه به اینکه تغییر رشته از رشته های فنی به رشته های علوم انسانی در بسیاری از دانشگاه های دنیا امریست شدنی، آیا تا بحال به این فکر بوده اید که کاش در رشته دیگری چون ادبیات ادامه تحصیل می دادید؟
حمید ملکزاده:به همان اندازه که علاقه به شعر دارم به زمین شناسی نیز علاقه مندم. به نظر من شعر یک امر ذاتی است و نیازی به تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک ندارد. چه بسا بیسوادانی هستند شاعر و استادان ادبیاتی که یک بیت شعر هم نگفته اند.
بلوچ آکادمیست: چرا با وجود اینکه بلوچ هستید به زبان فارسی شعر میگویید؟
حمید ملکزاده: بنده از اینکه یک بلوچ هستم افتخار میکنم و همیشه افتخار آن را داشته ام که در انجمن های مختلف با لباس بلوچی شعر بگویم. همچنین معتقدم که ما در کشوری زندگی میکنیم که زبان آن فارسی است و در آن اقوام مختلفی با زبانها و گویش های مختلف زندگی میکنند. من یک بلوچ ایرانی هستم و ترجیح میدهم با زبانی شعر بگویم که همه ایرانیها بدانند چه میگویم. من تنها برای یک قشر شعر نمیگویم بلکه برای همه ایران شعر میگویم و به ایرانی بودنم نیز افتخار میکنم.
بلوچ آکادمیست: بعنوان یک شاعر، برای ترویج شعر بلوچی و جذب مردم بلوچ به ادبیات بلوچی به نظر شما چه کارهایی بایستی انجام شود؟
حمید ملکزاده: ما شاعران بسیار بزرگی در زبان بلوچ داریم که به اندازه شاعران زبانهای دیگر مطرح هستند. زبان بلوچی زبانی بسیار غنی با واژه های خیلی ناب است. بلوچ ها ذاتا دارای استعداد در هر زمینه ای هستند. با اینحال ابتدا باید استعدادها را شناسایی کرد و سپس محیط را آماده برای بروز استعدادها نمود و شاعران بلوچ را به مردم معرفی کرد.
بلوچ آکادمیست: لطفا کمی هم از خانواده خود بگویید؟
حمید ملکزاده: دو برادر دارم که هر دوی شان شاعر هستند و در زمینه شعر و شاعری فعالیت میکنند. دارای دو فرزند هستم که هر دو دوره های ابتدایی را طی میکنند و همسرم نیز دانشجوی دوره کارشناسی ارشد در رشته حقوق میباشد.
بلوچ آکادمیست: آقای ملکزاده، سوال آخر، اگر امکان دارد یک نمونه از شعرهایتان را برایمان بگویید؟
حمید ملکزاده: البته انتخاب و ارائه یک شعر خاص کمی نیاز به فکر و زمان دارد چونکه شعرهای مختلفی گفته ام. در هر حال اجازه بدهید که در اینجا شعر "پریتای سراوانی" را تقدیم به خوانندگان محترم این سایت کنم:
ببین در چشمهای من بگو از آن چه می خوانی
نوشته دوستت دارم، پریتای سراوانی
نگو که رفته بر بادی و از چشم من افتادی
چرا باور نداری که درون کالبدم جانی
پریشان گیسوانت را پریشان گیسوک افشان
بکن بر شانه های شاعر شعر شهستانی
اگرچه فصل پاییزم بهاری پیش رو دارم
چرا دیگر پریشانی ز شبهای زمستانی
نرو، پیشم بمان بانو، بهاری شو که پاییز را
تو باشی بهترین واژه درون شعر ایرانی
بلوچ آکادمیست: با سپاس بسیار فراوان از وقتی که به ما اختصاص داده شد و آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی شما را داریم.
حمید ملکزاده: بنده هم از سایت بلوچ آکادمی و مدیریت آن نهایت تشکر را دارم.
آکادمی علوم انسانی بلوچ ایران www.balochacademy.org
جناب استاد محمد اشرف سربازی از برجسته ترین ادیبان ومتفکران بلوچ بوند ودر کنفرانسهای بین المللی فراوانی شرکت داشته وازاو مقالات وکتب زیادی برجای مانده وامیدوارم اعضای خانواده او که بیشترین شناخت و ازوی دارند نسبت به گرداوری اثار استاد اقدام کنند .البته تا جایی که من اطلاع دارم جناب استاد صاحب فرزندی نشدند .البته من خانواده ایشون میشناسم درواقع ایشون دریکی از روستاهایی که بنده به ان هم تعلق دارم زندگی میکرد وبه نوعی میشه گفت هم روستایی خوش قلب ودوست داشتنی بود .خدا قبرش وپرنور کند
شیخ الحدیث والتفسیر علامه محمد عمر سربازی
در سال 1355 ه-ق در دارالایمان بلوچستان روستای انزای سرباز بدنیا آمد. در 7 سالگی به مکتب مولوی محمد گل ملازهی معروف به دیو بندی رفت. و کتابهای 5 کتاب ٬ مالابد منه و گلستان را نزد حاج غلام محمد فراگرفت. در سن 11 سالگی با خلیفه غلام محمد نقشبندی که خلیفه مجاز شاه ولی الله خراسانی بود امانیه بیعت کرد . سلسله نسبش با 33 واسطه به رسول الله میرسد. در 12 سالگی عازم پاکستان شد و در مدرسه احرار الاسلام کراچی و مظهر العلوم تحصیل نمود. پس از 3 سال اقامت در کراچی دیوان عمر را سرود. در حین تحصیل کتبی چون "خیر المقاصد" در رد غیر مقلد ها ٬ "حقیقت ایمان اسلام"٬ و "خطب 12 ماهی " را نوشت. در سال 1373 ه-ق از تحصیل فراغت یافت. در سال 1378 رساله "مکتوب العاری تلخیص العینی علی البخاری" را نوشت. و در سال 1374 ه-ق به افغانستان سفر کرد و با حضرت شاه غوث محمد مجددی ملاقات نمود. پس از بازگشت به ایران و در بین راه طرح مسجد جامع خاش را پیاده نمود. در تمام این دوران با فتنه های حکومتی چون کشف حجاب ٬ تغییر مبنای تاریخ و.. به مبارزه پرداخت. از مدارس مهم ایشان حوزه منبع العلوم کوه ون می باشد که در روستای کوه ون یکی از معتبر ترین مدارس اهل سنت ایران به شمار می آید. از تالیفات این پیر فرزانه می توان به کتب زیر اشاره نمود:
دیوان عمر٬ خیرالمقاصد٬وتدالایمان٬ خطب دوازده ماهی ٬ مکتوب العاری تلخیص العینی علی البخاری٬ المنجیات و المهلکات٬ زادالحقیر٬ احداث العوام٬ بینات٬ فوائد الفاضله٬ ضروریات مبلغین٬ ارشاد المجودین٬ کنز الدارین٬ پیکار با اسبال ازار٬ اهمیت ریش ٬ ستر شرعی٬ قره العینین٬ موارد الشوارد٬ سوغات برادران ٬ یادداشت٬ منظومه الآلی٬ مواعظه حسنه ٬ ارمغان دوستان ٬ تفسیر تبین الفرقان و بیش از 60 کتاب دیگر.
به نام خدا
دریا بیا دستم بگیر <<<<<<- سروده: سعید ملک زائی
شاعر جوان و عزیز آقای سعید ملک زایی از خطه سر سبز سرباز می باشد که دارای چندین اثر زیبا و آموزنده می باشد.
_______________________________________________________
هنگامی که بادهای پریشانی صحرای تفتیده قلبم را مونوردد و آسمان چشمانم غروب را فرا می گیرد واژه ها غزل غزل درد می شوند.درد سالهای حقارت،سالهای حقارتی که در لحظه لحظه آن هزار بار شکسته ایم و دفن شده ایم.
من بلوچم از تبار حمل و دادشاه ، از تبار هانی و شیخ مرید،این مجنون عاشق تر از مجنون و هانی لیلاترین لیلای شهر.
قلبم به وسعت کویر است و به پاکی عمان ،تفتان غرور من است.هموطن زندگی را دوست دارم،ایران را دوست دارم،آسمان را از من مگیر می خواهم پرواز کنم.
مکران
مکران ای سرزمین جاودان قدمتت همپاییه هفت آسمان
ای سرا و مامن آزادگان دور باد از دامنت دست ددادن
جای جای خاک تو بوی صفاست یادگار از مردمانی با حیاست
شیر مرد و جامه غیرت به تن مرد جنگ و کارزار وصف شکن
چشم تاریخ خود بود باری گواه بر رشادتهای حمل ، دادشاه
آن یلی که فوج شاهی را شکست آن گرفته جان شیرین را به دست
نیست شخصی غیر شیر کوه سپید دادشاهی که جهان چون او ندید
یک تنه رفتن به جنگ پرتقال دست خالی با مسلسلها جدال
از که آید جز زشاه کلمتی حمل غیور و صاحب غیرتی
اجنبی بر خاک تو نابرده دست زانکه خاکت بر بلوچ پیراهنست
از تن ما پیرهن بیرون رود آن زمانکه سر جدا از تن شود
از بلوچی و بلوچ ای نکته دان هر چه پنداشتی از این معنی همان
رسم او مهمان نوازی و صفا سر به قولش می شود از تن جدا
در مرامش رندی و مردانگی است چون به غیرت در رسد دیوانگی است
هان که دیگ غیرتش ناور به جوش تا چو شیروان ناورد بر تو خروش
شهرهایت جنت روی زمین بلکه زیباتر ز فردوس برین
آریائی شهر تو ایرانشهر چون سراوان هیچ کس ندیده شهر
نیکشهرت از نکوئی شهر نیک چابهار چار بهارت بی شریک
در زمستان گر کنی یاد بهار یک سفر می بایدت تا چابهار
چون کنارک نیست جای دیدنی در ونیز و مارسی و هم سیدنی
سرزمین مردم آزاده خاش هر دم این خوبان به کارند و تلاش
زاهدانت شهر غیرت شهر دین موطن شمشاد دهای به مه جبین
بیرگ و تفتان و سپید و آهوران حجتی است بر اعتلای مکران
مکران تخت است و تفتان تاج اوست بر سرش بادا مدام این تاج دوست
ای خوشا بخت بلند آسمان در جوار تک کهت دارد مکان
بادهای موسمی چون می وزند ماتم و اندوه از دل می برند
خوش بود نمبی و هوشاکت به وقت وان لوارت گرچه دارد سوز و تفت
زن فراموشی به فنوجت وزان مایه شادی روح است و روان
خاطر شوهر تهی از فکر زن خوش بخفته راحت و آسوده تن
وان موذن فارغ از بانگ و صلاه بلکه نوم و خیر من حی الصلاه
چون نگنجد وصف تو در این مقال بهتر آن باشد بگویم حسب حال
مکران ای سرزمین جاودان قدمتت همپایه هفت آسمان
ای سرا و مامن آزادگان دور باد از دامنت دست ددان
سعید ملک زائی زمستان 74
صدایم می کند
یک نفر دارد صدایم می کند
بـــی ریا دارد دعایم می کند
او برای شادیــم در زندگـــی
رو به درگاه خـــدایم می کند
در تمـــام آرزوهایــــش منم
آرزویـــش را فـــدایم ی کند
او فقط مشتاق دیدار من است
صد غزل در مشق هایم می کند
در میان بی کسی هایم ببــین
مادرم دارد صـــدایم می کند
مادرم چگونه بسرایمت.کلمات پیش پا افتاده و دستمالی شده توانای سرودنت را ندارند.تو تندیس احساس و تمام محبت و مهر هستی.
____________________________________________________
به یاد پدر.....
موفق و پایدار تا پای دار


سلام
سپاسگذارم دوستان عزیز 


زندگینامه استاد اشرف سربازی
از رودخانه سرباز گروهی از طایفه اسکانی بطرف گوادر (پاکستان) و از آنجا با کشتی به بندر کراچی وارد می شوند که در این میان شخصی بنام محمد که بعدها بنام درزی والا (خیاط) مشهور می شود در محله ریکسر کراچی با زنی بنام درخاتون ازدواج می نماید که حاصل ازدواج ایشان فرزندی بنام محمد اشرف سربازی می باشد که در سال 1316 ه.ش در محله ریکسر چشم به دنیا گشودند که بعدها بعنوان یکی از شخصیت های علمی و ادبی بزرگ زبان بلوچی ظاهر شد و زحمات زیادی را در راه علم و دانش متحمل شدند.
ایشان در دروان کودکی و نوجوانی تحصیلات مذهبی را نزد پدر بزرگوارشان ومولوی محمد عمر صاحب گذراندند ودر سال 1957 دیپلمشان را گرفته و در همان سال به عنوان حسابدار در شهرداری شهر کراچی مشغول به کار می شوند و بعد از چند ماهی کار را رها نموده و در دانشکده اسلامیه کراچی در رشته اقتصاد مشغول به تحصیل می شود و بعد از دو سال موفق به اخذ مدرک فوق دیپلم از این دانشکده می شود استاد سربازی در شعر بلوچی دستی توانا داشتند و شعر نو را در ادبیات بلوچی بنیانگذاری نمودند که در سال 1961 اولین شعر نو ایشان با عنوان «بیا منی چمروک» در ماهنامه الس (olse ) چاپ کوئئه منتشر می شود در سال 1342 ه.ش در اداره اطلاعات وانتشارات رادیو زاهدان به عنوان نخستین کارمند «مجری گوینده» برنامه بلوچی وارد وبه استخدام در می آیند و در اردیبهشت سال 1359 ، آغاز فصل برداشت گندم دراین منطقه به عنوان کارشناس فرهنگی و اجتماعی و راهنمای محلی گروه اعزامی فیلمساز به کارگردانی آقای خسرو مختاری در روستای گل مورتی بخش بزمان (شهرستان ایرانشهر ) جهت ساختن فیلمی مستند بنام «نان بلوچ» راهی آنجا می شود. بنا به گفته خود استاد در سال 1359 بوسیله کمیته به اصطلاح پاک سازی وسالم سازی صدا و سیمای زاهدان به اتهامی واهی و مجهول که تا این لحظه برایم روشن نگردید با 17 سال خدمت در سن 42 سالگی بازنشست شدم.
استاد بعداز بازنشستگی راهی کشور پاکستان می شود ابتدا به کراچی سپس به کوئه و در نهایت به دعوت رادیو BBC جهت همکاری کارهای فرهنگی راهی لندن می شود ودرخلال سالهای 68.69 به ایرون باز می گردد ودر مرکز رادیو ـ تلویزیون دربخش آسیایی خبر واحدپ برون مرزی در جام جم مشغول به کار می شود که بعد از مدتی از تهران به زاهدان برگشته ومجددا به عنوان مجری برنامه اردودعوت بکار می شود . دراین مدت تالیف کتابی با عنوان «پاکستان و مسائل سیاسی و اجتماعی» را اغاز می نمایند که هنوز به چاپ نرسیده است در سال 1373 از کار درصدا وسیما استعفا داده وهشت سال آخر عمرشان را در روستای مینان درسرباز گذراندند . دراین مدت نثر نویسی دیوان مولانا عبداله روانبد (سعدی بلوچستان) راآغاز می نماید که قسمت اول آن را باعنوان «ناپاپتین مروارد» به پایان رساند وبرای چاپ به کشور سوئد فرستاد که سربازی هنگام نثر نویسی قسمت سوم دیوان مولانا عبداله وفات نمودند دو کتاب نیز در مورد موسیقی سنتی بلوچی به رشته تحریر درآورده است که کتاب اول در مورد سازهاست و کتاب دوم در مورد آورازها و مابقی آثار استاد عبارتند از :
دیوان اشعار ، زهگ بلد ، پنجاه سال ادبیات بلوچی، مجموعه مقالات بلوچی و مجموعه مقالات فارسی و اردو
استاد اشرف سربازی درتاریخ 14 بهمن ماه 1382 روز سه شنبه بر اثر سکته قلبی جان به جان آفرین تسلیم می کنند ودر قبرستان عمومی روستای مینان در سرباز به خاک سپرده میشود روحش شاد.
ماخذ : عبدالوهاب آریا بلوچ
سلام
________________________________________________________________________________
زندگی نامه مختصری از شعرا و مشاعرین بلوچ استان
افرادی که در جلسات مشاعره فارسی و بلوچی به مدیریت مرحوم مولانا عبدالله روانبد شرکت می کردند عبارت بودند از آقایان:
1_ عبدالمجید روانبد
2_ محمد روانبد
3_ نظام الدین روانبد
4_ خالد روانبد
5_ عبدالمتین روانبد
6_ عبدالباسط بیدخ
7_ عبدالغنی رسولی
8_ عبدالوهاب پرستار
9_ بهرام پرستار
10_ محمد نور پسند
11_ عبدالناصر پسند
12_ رئیس الدین دانشمند
13_ اکبر دارات
14_ گل محمد صالح زهی
15_ خدارحم شکل زهی
16_ عبدالرحمن روانبد
17_ عبدالرحیم کریمزایی
از بین افراد مذکور تهیه زندگی نامه و تصــــویر آقای اکبر دارات تا زمان چاپ این اثر مــیسر نگردید،امیدوارم که در مشاعره بلوچی این امر تحقق یابد.از آنجا که زندگی نامه مرحوم مولانا عبدالله روانبد در کتاب سعدی بلوچستان و شعر بلوچ گرد آوری و تالیف غلامحسین جهان تیغ ذکر شده است.علاقمندان محترم می توانند جهت اطلاع و آشـــنایی بیشتر به آثار رجوع نمایند.
شرح مختصری از زندگی افراد فوق الذکر به ترتیب ذیل ارائه می شود.
1_ عبدالباسط بیدخ:
در سال 1346 ه ش. در خانواده ای متوسط و مذهبی در پیشین به دنیا آمد.تمایلـــــش به شعر در زمانی که در حوزه علمیه دارالعلوم ایرانشهر تحصیل می نمود پدیدار شد و در آنجا با دوستانش عبدالمتین و خالد روانبد به مـــــشاعره و تمرین شعر می پرداختند.تحصـــیلات دینی را علاوه بر مدرسه مذکور در عین العلوم گشت سراوان و تعلیم القرآن پیشین ادامه دادند و در حال حاضر در امارات متحده عربی ساکن می باشد.
2_ محمود پرستار:
متولد 1328 ه ش . معروف به حاج عبدالوهاب،به علت فقر مالی و نابسامانی اوضاع اقتصادی فقط تا ششم ابتدایی قدیم موفق به تحـــصیل شده است.اما طبع شــعری که داشت او را در محافل مشاعره پذیرا شدند وی غزلهایی به زبان فارسی و بلوچی می سرود.وی مدت 10 سال در بغداد به شغل آزاد مشـــغول بود و دی ماه سال 1381 در بیمارســـتان خاتم الانبیاء زاهدان وفات نمود.
3_ بهرام پرستار:
متولد سال 1315 ه ش . معروف به مولوی عبدالاحد ساکن پیشین می باشد،تحصیلات حوزوی خود را در کراچی پاکستان در مدرسه دینی(جامعه اسـلامیه بن نوری)و(مظهر العلوم) به اتمام رساند.وی به زبان بلوچی،فارسی و اردو شعر می سراید.
4_ محمدنور پسند:
در سال 1314 ه ش . در روستای ( باهو کلات) بخش دشتیاری شهرستان چابهار چشم به جهان گشود و فراگیری علوم دینی را از روســتای محل تولدش شــروع نمود و ادامه آن را در مدرسه دینی (احرار الاسلام) کراچی و (دارالهدی) به انجام رساند جهت امرا معاش به مدت سه سال به کشور عراق مسافرت کرده و ادامه زندگی اش را در بخش پیـــشین سرباز و در حال حاضر نیز ساکن (باهو کلات) می باشد.نامبرده داماد مرحوم مولانا عبدالله روانبد می باشد.
5_ عبدالناصر پسند:
متولد 1342 ه ش.دارای مدرک کارشـــناسی ادبیات می باشد،به زبان فارسی و بلوچی شعر می سراید و قالب اصلی اشعارش غزل می باشد وی تخلـص های ( عبدالناصر،ناصر و پسند) را در اشعارش بر می گزیند.
6_ رئیس الدین دانشمند:
در سال 1312 ه ش . متولد شده،مکان نشو و نمای ایشــان بصــره،بغداد عراق و کویته پاکستان می باشد.
7_ عبدالغنی رسولی:
در دهستان افشان سرباز به دنیا آمده،تحصـــیلات ابتدایی اش را در دهســتان آشـار و تحصــیلات علوم مذهبی را در مدارس (جام ننگر) هندوستان و (مظهر العلوم) کراچی،در ایالت سند پاکسـتان نزد محمد اسماعیل ذبیح و در (لدهیانه) ایالت پنجاب،چهار سال نزد مفتی محمد گذرانده است.وی مطالعاتی در طــب گیاهی دارد که به هــمین دلیل در بین مردم به ( حــکیم ) مشهور است.ایشـان قرآن کریم را به زبان بلوچی ترجمه کرده است.
8_ عبدالمجید روانبد:
متولد 1314 ه ش. در روستای پیشین می باشد.در مدارس ( مظــهر العلوم ) و ( احـرار الاسلام) کراچی تحصیل نموده است.اشعاری که در دوران جوانی گل وبلبل سروده است بسیار معـــروف می باشند.مضامین اشعار وی پند و نصیحت است اما ایشان پس از فوت برادرش (محـمد عبدالله) سرودن شعر را ترک نمود.
9_ محمد روانبد:
در سال 1325 ه ش . در پیشین متولد شد و همانند برادر مرحومش محمد عبدالله از شاعران بلند آوازه بلوچستان به شمار می روند.از نظر تحصــیلات وی دارای مـدرک ششــم ابتدایــی قدیم می باشند و از علوم دینی نیز بی بهره نیستند و در مدرسه ( جامــعه اسلامــیه بن نوری) کراچــی به فراگیری علم دین پرداختند.
10_ نظام الدین روانبد:
متولد 1339 ه ش . در پیشین می باشد. تحصـیلات ابتدایی را در دبســتان محل ســکونتش سپری نموده و علاوه بر کســب فیض از محضر پدر _ محــمد عبدالله _ در( دارالــعلوم عزیزیه) انزای سرباز و (دارالعلوم مکی ) زاهدان و ( جامعه فاروقیه ) کراچــی تحصـیل نموده است. وی حافظ کل قرآن کریم،امام جمعه، قاضی و مدیر مدرسه دینی پیشین می باشند.
11_ عبدالرحمن روانبد:
وی که همزاد برادرش _ نظام الدین _ می باشد تمامی مراحل تحصیلات دینی اش را به همراه او سپری نموده و در حال حاضــر مدرس مدرســه دینی،دارای سر دفتر ازدواج و نائــب رئیس شورای اسلامی شهر پیشین می باشد.
12_ خالد روانبد:
در سال 1339 ه ش .پا به عرصه وجود گذاشت.تحصیلات دینی اش را در چابــهار و ( جامــعه فاروقیه) کراچی به اتمام رسانده است.محیط خانوادگی وی،شاعر پرور بوده است که هم پدر وی و دائی اش محمد عبدالله شاعر بودند.
13_ عبدالمتین روانبد:
در سال 1348 ه ش. در ( هدار ) از توابع ( جکیــگور ) بخش پیشـــین به دنیا آمد و پس از طی مراحلی از تحصیلات دینی که در حوزه ( دارالــعلوم حقانیه ) ایرانشـــهر و حوزه علمیه ( انزا ) سرباز،تعلیم القرآن پیشین و یکسال در ( جامعه فاروقیه )هم اینک در امارات متحده عربی ساکن می باشد.
14_ خدارحم شکل زهی:
در سال 1326 ه ش . در شهرستان ایرانــشهر به دنیــا آمد و پــس از اخذ مــدرک دیپــلم در سال 1349 ه ش .به استخدام بانک کشاورزی در آمد و در شهرستانهای سراوان،ایرانشــهر و زاهدان خدمت نمود.در سال 1365 ه ش . خود را باز خرید نمــوده و در همان سالها دروس مذهبـــی را نزد ائمه جمعه و جماعات مساجد فرا گرفت و ترجمه حدیث را نزد مولوی عبدالحکیم عثمانی در ( دارالعلوم مــکی ) زاهدان تلمذ نمود. وی شعر و شاعــری را با شاگـــردی مولانا عبدالله روانبد شروع و موفقیت های زیادی در این راه کســب نمود.دو دیوان شعر بلوچــی و فارســی وی آماده چاپ و مجموعه اشعار وی درباره مواد مخدر با عنوان ( پلنگ فتنه ها ) به چاپ رسیـده است.او در حال حاضر عضو مجمع صنفی زرگران زاهدان می باشد.
15_ گل محمد صالح زهی:
در تاریخ 1309 ه ش.در شهرستان ایرانشهر به دنیا آمد.وی شغل معلمی،نویسندگی و شاعری را پیشه خود نمود. او مشهور به (شاعـــر اهل بیـــت ) و ( دانشـــمند جوان بلوچ ) می باشد.در حال حاضر دوران کهولت را به مطالعه و استراحت در منزل می گذراند.
___________________________________________________
به یاد پدر.....
موفق و پایدار تا پای دار

بـــــــــــــــــــلـــــــــــــــــوچ
من بلوچم از بلــــــــــوچ مهربان گویم سخن
از مرام و سیرت این قـــــهرمان گویم سخن
از عطوفت مــــــــهربانی و ز نوازشهای او
از فــــــداکاری برای میـــــهمان گویم سخن
از مکان و مسکن و ماوای حاصــــلخیز او
از کویر و ساحل بحر عمـــــان گویم سـخن
از فـراز کوه تفـــــــتان اژدهای آهنــــــین
سرد و آرام با دلـی آتشــــفشان گویم سـخن
من ز بزمـــان و شکار صید و آب معدنش
از جبال زنده سر بر کهــکشان گویم سخن
از دیار پیــپ و فــنوج آز باغ و که ســفید
منبـع نفــت و طــلا او برلیان گویم ســخن
من ز بنــت میرقنبر نیکشــهر و قـصرقـند
من از آن پاینـده نام جــاودان گویم ســخن
ز آن همه آب روان ملک بمپور بحر گون
بس لطـیف و نرم مثل پرنـیان گویم سـخن
بخش سـربازم بهــشت خطه زرخــیز من
باغهای سبز آن چون بوسـتان گـویم سخن
از دیار پیشــین و خاک زر باهــوکــلات
من ز خاکـی که نباشد مثل آن گویم سخن
چابــهار و بــندر آزاد و بــحر پر خروش
از کــنارک این دیار مرزبان گویم سـخن
از سفالکاران سرباز و سراوان سر افراز
مردمــان بی ریا و کـاردان گــویم سـخن
از دلاور مردم سرحد و خاش و زاهدان
از برای خاک میهن جانفشان گویم سخن
( شعر از استاد آبسالان)
_________________________________________________________________________________________به یاد پدر.....
موفق و پایدار تا پای دار

سلام
امروز با اولین پست این بخش در خدمت دوستان عزیز هستم امیدوارم نهایت استفاده رو از مطالب ببرن.
___________________________________________________________________________
زندگی نامه مولوی محمد عبدالله روانبد
سعدی بلوچستان
بهار مکران را چون گلی ساخت بزرگی پیشینی با دوست پرداخت
مرا در وصل او بس آرزو بود که از اول قرین و خاص من بود
فلک فرسودگی بر من فکنده ستمهایش به روحم شد زننده
فراق شیخ عبدالله مرحوم کند هر دم مرا بیهوش و مغموم
ز علمش عالمی سیراب بوده به شعرش از یلان سبقت ربوده
نگویک سعدی و عرفی و کاشی ز خاک پیشینی شد آب پاشی
هزاران رحمت جان آفرین باد به روح پاک و با پاکان قرین باد (1)
کاملین استادیت واجه منی نور بصر
مولوی الحاج عبدالله روانبد در خبر
شاعری علم و عرضا واجه منی دومی سعدیت
بیتگنت حکم شریعت آن جناب معتبر
شصت و سه سال پوروت می واجه عمر شریف
مالکا بیتگ گرز رفت و نیامد از سفر
هیچ نزانت انسان کجام ملک و زمینا فوت کنت
کی گمانت واجه آرامگاه بیت در قطر(1)
ترجمه:
مولوی حاج عبدالله روانبد که در گویندگی مانند در نایاب بود استاد کاملی بود.شاعر علم و عروض بود که میتوان گفت سعدی دوم بود آن شخص با اعتبار قضاوتهای شرعی اش اعتبار داشت.خداوند لازم داشت که او را به سفر ببرد و دوباره برنگشت.آن جناب محترم شصت و سه سال کامل عمر داشت که به سفر روفت و نیامد.انسان هیچ نمی داند که در چه سر زمینی از دنیا می رود؟چه کسی گمان می کرد که مولوی رونبد آرامگاهش در کشور قطر واقع می شود؟!
ولادت و حیات علمی مرحوم محمد عبدالله روانبد
روز دوشنبه در ماه شعبان 1345 ه ق در روستای باهو کلات چابهار به دنیا آمد و در سن پنج سالگی نزد والد بزرگوارش حاج محمد یحیی روخوانی قرآن مجید را شروع و پس از یک سال آموزش قران مجید را به اتمام رساند.دارای هوش و ذکاوت فوق العاده ای بود و والدش به همین دلیل به تعلیم او همت گماشت.روزها به او درس می داد و شبها به درسهایش گوش می کرد.در سن ده سالگی همراه پدر با تمام اعضای خانواده از پیشین ایران به مند پاکستان نزد مولوی عبدالقادر عموی وی که پیشوای مذهبی مرد مند بود رفت.تحصیلات دینی را علاوه بر فراگیری از پدر چند کتاب را نزد مولوی تاج محمد بلیده ای و مولوی محمد عمر ساکن کراچی فرا گرفت.در سال 1371 ه ق جهت دریافت مدرک مولوی و کسب علوم بیشتر وارد مدرسه دینی مظهر العلوم کراچی شد و از محضر اساتیدی همچون مولانا محمد علی سندی استاد علامه اقبال لاهوری شاعر معروف مشرق زمین مولانا قاری رعایت الله مولانا غلام مصطفی سندی مولانا شیخ الحدیت علامه حافظ فضل احمد و مولانا دعبدالحلیم تلمذ نمود.در سال 1372 ه ق در میان صدها متعلم به عنوان شاگرد اول و ممتاز شناخته شده و جایزه دریافت نمود و فارغ التحصیل شد و چند ماهی به عنوان پیشوای مذهبی دشت سنتسر از توابع گوادر بلوچی پاکستان به آنجا مهاجرت کرد.در سال 1373 ه ق والد محترمش عازم سفر معنوی حج گردید و در اثر بیماری در مدینه منوره از دنیا رفت و در همانجا دفن شد و مردم برای جانشینی پدرش که پیشوای مذهبی مردم بود او را از سنتسر به پیشین موطن اصلیش آوردند.در نثر و نظم تبحر داشت که آثار باقیمانده از وی گویان این مطلب هست.وی شاعر بلند پایه ای بود که در سطح بالایی از شاعری قرار داشت بلوچها او را شاعر معروف معاصر می دانند و تنها شاعری بود که در خطه بلوچستان مانند سایر علوم دیگر در علوم عروض بدیع و بیان نیز تسلط کامل داشت.در اشعار نغز و شیرین ایشان همچنان که نکات دستوری کاملا رعایت شده مطابق با قوانین عروض و بدیع ساخته شده.جناب مرحوم مولوی روانبد دانستن علم عروض و بدیع را برای هر شاعری لازم می دانست.تخلص های مختلف وی در اشعارش عبارتند از:انیس روانبد عبدالله عبیدالله جامی نظامی که سه تخلص اخیر را به فرزندان خویش نسبت داده است.عبید الله فرزند بزرگ وی و جامی به تناسب نام فرزندش عبدالرحمن که هم نام عبدالرحمان جامی بوده است و نظامی را به تناسب نام فرزند دیگرش مفتی نظام الدین به کار برده است.در سال 1380 ه ق به عنوان معلم در دبستان دولتی پیشین مشغول شد و این کار معلمی تا بازنشستگی وی ادامه داشت.در سال 1388 ه ق مدرسه دینی تعلیم القران را در پیشین تاسیس نمود که در حال حاضر فرزندانش در احیا و توسعه آن تلاش مجدانه ای دارند و مولوی نظام الدین که امام جمعه پیشین است مدیریت ان را بر عهده دارد.مرحوم روانبد پیوسته برای بهبود وضع مرم و منطقه چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی همیشه در تلاش و کوشش بود.پس از انقلاب اسلامی ایران وضع اسفبار منطقه را به صورت نظم برای مسوولان و اولیای امور می نوشت.
تصنیفات
در اواخر عمر بیشتر به تصنیف و تالیف کتاب روی آورده بود و از آثار باقیمانده از آن مرحوم عبارتند از:1-ترازوی قلم:کتابی است در علم ریاضی که تا کنون دو بار چاپ شده و مجموعه ای از نظم و نثر می باشد.
2- تجوید النحو:رساله مختصری در علم تجوید قران است که برای متعلمین به چاپ رسیده است.
3-النهر الفائض:شرح رساله منظومه عروج الفرائض که متن آن نظم و شرح آن نثر است و تمام مسائل علم فرایض در آن گنجانده شده و به چاپ رسیده است.
4-قطعات الذهب فی قواعد المذهب:رساله منظومی است که متضمن نکاتی راجع به نقش نیت و قصد در اعمال و افعال می باشد و به چاپ رسیده است.
5-نثر الفراید فی شرح نظم القواعد و الفواید:شامل کلیه قواعد فقه و اصول با فروعات آن است که در آن به تفصیل بحث شده است.کتی دیگری از مرحوم نیز توسط فرزندش مولوی حافظ نظام الدین در دست تهیه و تدوین است که هنوز به چاپ نرسیده و عبارتند از:
6-قطوف دانیه فی انواع ثمانیه:مجموعه ای است در علم نحو که شامل نکات دستوری عربی به نظم و نثر می باشد.
7- النهر الصافی فی العروض و القوافی:رساله ای است که در علم عروض که در آن راجع به اوزان شعری بحث شده است.
8- مجموعه فتاوی:استفتا ئاتی است که در زمان حیات مرحوم توسط خودش پاسخ داده شده است.
9- مجموعه غزلیات و قصاید فارسی و عربی
10- مجموعه اشعار و غزلیات بلوچی
ضمنا کتاب قصد السبیل نوشته مولانا اشرف علی تهانوی را که به زبان اردو می باشد بنا به دستور مرشدش جناب مولانا خان محمد به فارسی ترجمه کرده است.
وفات
مولوی محمد عبدالله روانبد شاعر برجسته امام جمعه و مدیر مدرسه دینی تعلیم القرآن پیشین در سن 63 سالگی روز یکشنبه بیست و سوم ذیحجه سال 1408 ه ق مطابق با شانزدهم مرداد 1367 ه ش در قطر دار فانی را وداع گفت و در همانجا به خاک سپرده شد.درباره فوت مرحوم در کتاب زندگی نامه روانبد تالیف محمد روانبد چنین آمده است:
حضرت مولانا تمام منسک حج را حسب معمول به انجام رسانید و سپس به مدینه منوره رفتتند و احکام لازم را در آنجا نیز به جا آورده به اتفاق حاج شاهی و حاجی صاحبداد که ساکنان روستای کستگ پیشین می باشند و در این مسافرت با حضرت مولانا افتخار همسفری را داشتند با چهار نفر دیگر مراجعت فرمودند.قرار بود که از آن دیار پاک به امارات متحده بیایند(چون منزل حاجی شاهی در العین بود وقتی به ریاض پایتخت عربستلن رسیدند مشغول آمادگی سفر شدند بالاخره وقت رحیل آمد و این قافله چند نفری حجاز سوار ماشین شده به سوی العین به حرکت در آمدند اوتومبیل همچنان می رفت و کم کم از عربستان فاصله می گرفت در مرز عربستان و قطر رسیده بودند که بر اثر وازگونی اتومبیل جان به جان آفرین تسلیم کرد.
چو غافل شود باغبان از چمن
علف هرزها روید از هر کنار
لب غنچه خون گردد از رنج گل
غم آرا سهی سرو بر جویبار
در آسودگی راز امنیت است
رفاه رعیت دهد امن بار
فلاکت بود مایه اغتشاش
که خیزد ز فقر و فلاکت نقار
گرسنه ندارد مایه اغتشاش
گرسنه ندارد ز هر ننگ عار
شکم چون تهی گشت و سر دردخاست
دگر چشم آرامش از وی مدار
گلستان ما گرچه پژمرده گشت
ولی نیست در وی نشانی ز خار
_________________________________________________________________________________________
به یاد پدر.....
موفق و پایدار تا پای دار
