| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
30
|
345
|
91/2/20 (14:09)
|
|
||
|
|
39
|
234
|
91/2/20 (13:57)
|
|
||
|
|
109
|
2425
|
91/2/20 (13:56)
|
|
||
|
|
251
|
2110
|
91/2/20 (13:53)
|
|
||
|
|
77
|
663
|
91/2/20 (13:52)
|
|
||
|
|
111
|
788
|
91/2/20 (13:51)
|
|
||
|
|
81
|
481
|
91/2/20 (13:46)
|
|
||
|
|
32
|
265
|
91/2/20 (13:45)
|
|
||
|
|
73
|
904
|
90/11/6 (21:43)
|
|
||
|
|
55
|
816
|
90/11/4 (16:04)
|
|
||
|
|
164
|
684
|
90/11/2 (10:11)
|
|
||
|
|
40
|
296
|
89/11/30 (15:30)
|
|
||
|
|
173
|
1835
|
89/10/30 (09:36)
|
|
||
|
|
17
|
174
|
89/7/19 (01:14)
|
|
||
|
|
9
|
482
|
89/5/21 (00:54)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
89/4/28 (19:00)
|
|
||
|
|
219
|
1413
|
89/4/21 (23:12)
|
|
||
|
|
72
|
380
|
87/7/13 (10:03)
|
|
||
|
|
47
|
253
|
87/4/24 (23:52)
|
|
||
|
|
7
|
84
|
86/10/20 (21:48)
|
|
"رفیق من سنگ صبور غمهام به دیدنم بیا كه خیلی تنهام" ..
"""به یاد علی سنتوری""""
به قول بهرام رادان, تنهایی "علی سنتوری", تنهایی همه ی ماســـت..
----------------------------------------
#8داستانکی به یاد "سنتوری" / دارم میمیرم و یک آرزو بیشتر ندارم!!حتما بخونید!!<<
خیلی دردناک بود ...
امیدوارم هر چه زود تر * سنتوری * اکران بشه ...
امیدواااارم ...
داستانکی به یاد "سنتوری" / دارم می میرم و یک آرزو بیشتر ندارم!!
مهیار ابراهیمی وفا: دكترها گفته اند سرطان دارم. قطع امید كرده اند. گفتند این چند ماه آخر را بهتر است خوش بگذرانم. هرچه خواستم بخورم و هرجا می خواهم بروم. البته سفرهای طولانی و خسته كننده ممكن است برایم خطر داشته باشد. اما عیب ندارد. شاید دیگر فرصتی نباشد. دیروز دكتر ازم می پرسید كه چه آرزویی دارم. جایی هست كه بخواهم ببینم و كاری هست كه بخواهم بكنم؟
گفتم كه "درحال حاضر یك آرزو دارم. اینكه فیلم سنتوری را ببینم". پرسیدم "آیا تا مرداد زنده می مانم؟" دكتر گفت "حتما!"
***
بالاخره مجبور شدند صدای محسن چاوشی را حذف كنند. به جای او خود رادان ترانه ها را خوانده است. می گویند با كامپیوتر صدای او را به صدای چاوشی نزدیك كرده اند. خدا را شكر كه به هرحال مشكل فیلم حل شد. خوشحالم. برایم چندان مهم نیست كه چه كسی ترانه ها را می خواند. فقط دلم می خواهد خود فیلم را ببینم.
***
تا دو سه روز آینده فیلم اكران می شود. در پوست نمی گنجم. دكترها می گویند سرطان پیشرفت كرده. اما خودم چنین حسی ندارم. خیلی بهترم. شب و روز خواب سنتوری می بینم و در خیالم تصاویر فیلم را كه در كلیپ های پشت صحنه آن دیده ام، دوره می كنم. به هركس كه می بینم مژده اكران سنتوری را می دهم. دوستانم كه تبلیغات سنتوری را در شهر دیده اند، با تماس و پیام، به من تبریك می گویند. حال خوبی دارم.
***
بالاخره اتفاقی كه از آن می ترسیدم افتاد. اما دلم روشن است. حتما مشكل حل می شود. سنتوری پروانه نمایش دارد. می گویند شاید عید فطر نمایش داده می شود.
***
فعلا سنتوری بی سنتوری. رسما اعلام شد كه فعلا قرار نیست این فیلم نمایش داده شود. گفته اند شرایط، برای اكران چنین فیلمی مناسب نیست.
***
می خواهم سنتور یاد بگیرم. دكترها می گویند دیگر وقتی برای این كارها ندارم. این روزهای آخر را باید به فكر كارهای مهم تری باشم. گوشم بدهكار نیست. كاری مهم تر از این برای من وجود ندارد. خسته ام از دكتر و دوا و بیمارستان. می خواهم كاری بكنم.
***
یك سنتور خریده ام. معلم سنتور هر روز صبح یك ساعت درسم می دهد. یكی دو ساعت طول می كشد تا آنچه را معلم درس داده خوب بزنم. بعد از آن هم برای خودم دنگ دنگ می كنم. نت ها را یكی یكی می زنم و به صدایشان گوش می كنم. چیزهایی میزنم و با آن آرام زمزمه می كنم: "رفیق من سنگ صبور غمهام به دیدنم بیا كه خیلی تنهام"
***
از اتاق بیرون نمی روم. چیزی نمی خورم. مادرم نگران است. غذا را با سینی به اتاقم می آورد. چند ساعت بعد همانطور دست نخورده برش می گرداند. گرسنه ام نیست.
*** دیگر معلم سنتور نمی آید. پدر و مادرم از او خواستند كه دیگر نیاید. اما من همچنان روز و شبم را با سنتور می گذرانم. گاهی سرم گیج می رود. دست هایم جان ندارند. اما از رو نمی روم. صبح مادرم آمده بود و نصیحتم می كرد. می گفت "پسرم، رضا جان. با این كارها كه فیلم نمایش داده نمی شود. باید غذا بخوری و به فكر خودت باشی." گفتم "من رضا نیستم. من علی سنتوری ام".
***
شب پدرم آمد كه وقتی خوابم، سنتور را ببرد. من بیدار شدم و خواستم جلویش را بگیرم. اما مرا به كناری هل داد و سنتور را با خودش برد. هرچه التماس كردم كارگر نشد. تا صبح آنقدر ناله كردم تا از حال رفتم.
***
در بیمارستانم. دكتر بالای سرم است. ظاهرا اوضاع من نگران كننده است. مادرم گریه می كند. به پدرم نگاه می كنم. غصه دار است. از دستش ناراحت نیستم.
***
نیمه شب بیدار می شوم. هنوز در بیمارستانم. مادرم روی مبل، نشسته خوابش برده است. سرمی را كه به دستم است، جدا می كنم. آرام، جوری كه مادرم بیدار نشود از تخت بلند می شوم و از اتاق بیرون می روم. خودم را به پله ها می رسانم و به سمت طبقه پایین حركت می كنم. در طبقه همكف نگهبانی كنار پله نشسته است. برای رسیدن به در خروجی هم باید از جلوی كلی نگهبان و پرستار رد شوم. از خیر بیرون رفتن می گذرم. دوباره از پله ها بالا می روم و طبقات را یكی یكی طی می كنم. سرم گیج می رود. به زمین می افتم و جان می دهم.
***
از این دنیا رفتهام. كنار چند روح دیگر نشسته ام. از تلویزیون كوچكی، برای منتظران، فیلم سنتوری پخش می شود
______________________________________________________________________
بچه ها لطفا توی سایتش هم نظراتتون رو بنویسید!!!
http://www.cinemaema.com/NewsArticle2676.html
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^









:x:x:x:x:x:x:x:x:x:x:x:xعید فطر در قالب یك آلبوم
ترانه «سنتوری» با صدای «محسن چاووشی» منتشر میشود
خبرگزاری فارس:رئیس مركز موسیقی حوزه هنری از انتشار گزیده آثار سفارشی جدید از «محسن چاوشی»در عید فطر خبر داد كه احتمالا یكی از قطعات آن ترانه «سنتوری» است.
رضا مهدوی»رئیس مركز موسیقی حوزه هنری در گفتوگو با خبرنگار موسیقی فارس در خصوص انتشار جدیدترین تولیدات حوزه هنری گفت:در پی استقبال بیسابقه از آلبوم «ترنج» محسن نامجو،پس از بررسیها و كارشناسیهای لازم در نوع فضا، لحن، بیان صدا و شعر در كار محسن چاوشی، انشاءالله اگر مشكلی پیش نیاید بعد از ماه مبارك رمضان این آلبوم به دوستداران موسیقی متنوع ایرانی تقدیم خواهد شد.البته نه آن آثاری كه در دسترس عموم بدون انتشار رسمی هست بلكه با اشعار تازهای كه به «چاووشی» ارائه خواهیم داد.
وی افزود: آلبوم «عطر مهر» كه در واقع به مناسبت سال پیامبر اعظم(ص) تهیه و تولید شده نیز با صدای «علیرضا افتخاری» و آهنگسازی «فریدون خشنود» عید فطر منتشر خواهد شد چرا كه عید فطر بهترین زمان است.
مهدوی در پاسخ به اینكه چرا آثار «محسن نامجو» و «محسن چاووشی» مورد توجه حوزه هنری واقع شده است،گفت: امسال شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی را داریم كه بحثی همه جانبه و فراگیر است در تمامی ابعاد ما نباید اجازه بدهیم به دلیل سلایق شخصی افرادی كه مثلا در ادارهای یا سازمانی دارای سمتی هستند و با جوانان هنرمند،خارج از ضابطه اداری و ... برخورد میكنند، محروم از اظهار وجود و تواناییهای خدادادی خود شوند. جوانانی كه سرشار از استعداد خداوندی هستند و همگان صحه میگذارند كه تفاوتهای اساسی در ارائه نو آثارشان وجود دارد و برخی حتی صاحب سبكاند بی دلیل منطقی از كار محروم شوند، نتوانند از فضای سالمی كه در مملكت وجود دارد، استفاده مشروع ببرند و عرصه چنان برایشان تنگ شود كه از دستمان بروند و خدای ناكرده غیرخودی شوند و منجر به نوعی هرز رفتن نیروهای فرهنگی شود.
وی افزود: حوزه هنری تابه حال آثار زیادی از اینگونه جوانان را عرضه كرده حتی در قالب موسیقی تجربی كه در حال حاضر هر یك برای خودشان نیمچه استادی شدهاند. از دیگر كارهای مهم حوزه هنری جذب افراد مستعد و توانا به هویت دینی و ملی است و به نوعی میبایست عزیزانی كه رنجیده خاطر شده اند (آن هم بهخاطر منیتها و گروكشیهای شخصی بعضی از افراد) اینان را به نفع علایق فرهنگی نظام سوق دهیم حتی اگر اشكالاتی هم داشته باشند با رفتار درست اسلامی و ارائه پیشنهادات اصلاح گرایانه هنرمندان را جذب كنیم.
اصلا هنر مسئولین در همین است كه افراد و هنرشان را به نفع خیر و صلاح جامعه هدایت و راهنمایی و حمایت كنند والا فرق ما با دیگر مراكز تولید آثار شنیداری در چیست؟
«مهدوی» در پاسخ به اینكه مركز موسیقی حوزه هنری در انتخاب مراكز پخش آثار خود چگونه تصمیم میگیرد، گفت:ما مختار هستیم كه آثار تحت امتیاز و با مجوز رسمی خود را به هر مركز پخش معتبری واگذار كنیم چه در زمان محدود و چه نامحدود كه كاملا هم قانونی است. مثلا ترنج را به پخش «آوای باربد» دادیم و «عطر مهر» را به «پخش نمونه».
وی بیان داشت: ما هیچگاه رانت اختصاصی برای مجموعهای ایجاد نمیكنیم و اتفاقا سیستم ما رانت شكنی هم هست و فكر میكنیم تمامی عزیزانی كه در ایران صادقانه فعالیت میكنند، مالیات میدهند و سرمایه گذاری كردهاند، حق مسلم دارند از تولیدات نهاد حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی كه تا این لحظه در این پنج سال اخیر به 286 ساعت رسیده است، بهرهمند شوند و اصولا نگاه ما یك نگاه دوستانه و برادرانه است چرا كه اعتقاد داریم رفتار اسلامی نیازمند چنین نگاهی است برخواسته از تعامل و برائت مداری و خاستگاه هنر دینی نیز چنین تفكری است.
این منتقد موسیقی در پاسخ به اینكه آیا این موسیقیها زیرزمینی هستند،تصریح كرد: متأسفانه لفظ جدیدی به وجود آمده آن هم با عنوان «موسیقی زیرزمینی» كه اصلا بنده چنین اعتقادی ندادم و اینها اتفاقا همه آشكار و عیان است و در واقع خلی هم «روزمینی» هستند كه در جای خودش برای آن بحث مفصل خواهم داشت.
وی اضافه كرد: جوانان ایرانی در هر عرصهای از جمله دین، هنر، علم و غیره زبانزد دنیا هستند و بالطبع با سلایق گوناگون نیازمند تغذیههای روحی و روانی گوناگون.اگر اینان را كه جمعیتی چند ده میلیونی هستند فراموش كنیم و یا به نفع عدهای متعصب، محافظه كاری كنیم و یا به هر دلیلی آنها را نادیده بگیریم و اجازه فعالیت تولیدی صحنهای و غیره ندهیم، ضرری جبران ناپذیر بر پیكره فرهنگی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آوردهایم كه گناهی نابخشودنی است.
رئیس مركز موسیقی حوزه هنری درباره فضای كلی موسیقی كشور اظهار داشت: موسیقی اصیل ایرانی در مرداب تكرار و ركود است كه در كنسرتهای اخیر نیز شاهد بودیم. اگر دلخوش باشیم از بین جمعیت 35 میلیون جوان كشور و یا 10 میلیون جمعیت تهران در چند شب 20هزار نفر به موسیقی سنتی گوش داده باشند اتفاق خوبی كه نیست بلكه ناامید كننده هم هست. چرا كه بالاخره هر استادی بعد از سالیان این تعداد هواخواه را هم داشته باشد كه جای شك و تردید دارد! اما موسیقیهای دیگری هم هست كه جوانان بسیاری به دنبال آن هستند و باید با دیدی پذیرا و البته اصلاح مدارانه با آنها برخورد كرد و جنبههای مثبت و سازنده آثار آنها را پرورش داد و از مرجع رسمی منتشر كرد.
مهدوی»در خاتمه خاطر نشان كرد: بهتر است نهادها، سازمانها و مراكز هنری هرچه بیشتر از گذشته در تعامل و راهگشایی فضای سالم برای خلاقیتهای هنری كوشش كنند.در سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری در بین هیأت دولت تأكید ایشان نیز فقرزدایی و رفع مظلومیت از فرهنگ و هنر بود و لازمه دقت فراوان مدیران فرهنگی -هنری كه بودجه امكانات و حمایت را از جوانان مستعد و نخبه دریغ نكنند
| شاید ترانه "سنگ صبور" سنتوری به بازار بیاید/ حوزه هنری و احتمال بیرون دادن آلبوم محسن چاووشی | |
سینمای ما - به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر درپی استقبال بی سابقه از آلبوم «ترنج» محسن نامجو توسط مركز موسیقی حوزه هنری ، رضا مهدوی مدیر این مركز از انتشار آلبوم محسن چاووشی خبرداد كه به احتمال قوی یكی از قطعات،”ترانه سنتوری” باشد. وی در بیان انتشار جدید ترین تولیدات حوزه هنری گفت: « یكی از جدیدترین تولیدات مركز موسیقی حوزه هنری این اثر است كه پس از بررسی های كارشناسی لازم در نوع موسیقی و شعر ،ان شاء الله اگر مشكلی پیش نیاید بعداز عید سعید فطر منتشر می شود.» مهدوی همچنین گفت: « در همین زمان آلبوم« عطرمهر» با صدای علیرضا افتخاری كه اثری متفاوت در مدح پیامبر گرامی اسلام (ص) است نیز منتشر خواهد شد. | |
در زندگی فیلم هایی هست كه مثل « ساز « روح را آهسته و نه در انزوا، می نوازند و جلا می دهند،این فیلمها غالباً آنچنان وجودت را تسخیر می كنند كه هنگام خروج از سالن تاریك سینما، خودت را در تاریكی دیگری به نام دل اسیر می بینی . تو دیگر از آن خودت نیستی، فكرت و ذهنت آنقدر درگیر فیلم و آدمهایش شده است كه دیگر این جهان و آدمهایش را به هیچ می انگاری و پوچ می بینی!
سنتوری از آن دست فیلم هاست،شاهكار دیگری از كارگردان شاهكار سینمای ایران،داریوش مهرجویی!كارگردانی كه در طول تمامی این سالها هر بار به نوعی غافلگیرمان كرده است. كارگردانی كه می داند چه بسازد كه شگفت زده،گیج و دیوانه مان كند.
سنتوری قصه ی خواننده و نوازنده ی مشهور و چیره دستی است كه اعتیاد او را از پای در می آورد و او را روانه ی آشغالدونی ها می كند. داستان دردناك مردی كه به تدریج از عشق آسمانی اش « سنتور » فاصله می گیرد و عاشق شیطانی به نام « دوا » می شود.
اگر « مهمان مامان » خاطره ی اجاره نشین ها را در یاد ها زنده می كرد، سنتوری به شدت یادآور « هامون » است، هامون مدل 85. علی سنتوری همان سرگشتگی ها، تنهایی ها، خل بازی های حمید هامون را تجربه می كند و به دنبال یك راه گریز است.او عاقبت راه گریز را در « دوا » می یابد و به تدریج همه چیزش را بر باد می دهد.اعتیاد همسرش،هانیه را از او می گیرد، دوستانش را از او دور می كند و دردناكتر از همه اینكه سنتورش را از او جدا می كند تا جایی كه او سنتور را به زمین می اندازد و می گوید: « تو چی میگی تو بغل من؟ هرچی كشیدم از دست توئه! »
علی بدبخت، علی تنها و علی پرغم كه روزگاری با صدایش و با نوای سنتورش آدمها را به وجد می آورد ،حالا تنهای تنها در میان كارتن خواب ها سر می كند و در میان آشغال ها به دنبال غذا می گردد.
سكانس سوسیس سرخ كردن علی و آمدن تدریجی فقرا و شریك شدن آنها در غذای ساده ی او، به همراه موسیقی بی نظیر اردوان كامكار و صدای دلنشین محسن چاوشی در ترانه ی سنگ صبور، یكی از فوق العاده ترین صحنه های فیلم است. از آن سكانس های خیره كننده ای كه كاركرد هماهنگی میان صدا و تصویر را به زیبایی به معرض نمایش می گذارد.
رفیق من سنگ صبور غم هام / به دیدنم بیا كه خیلی تنهام
هیشكی نمی فهمه چه حالی دارم/ چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها/ خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی/ پیر شدم پیر تو ای جوونی
مهرجویی حتی در این تلخ ترین اثرش هم دلش نمی آید كه ناامید رهایمان كند. بازگشت شكوهمند علی سنتوری به زندگی و آشتی دوباره ی او با سازش سنتور، می توانست خنده دارترین پایان برای چنین فیلمی باشد، اما مهارت استاد در پرداخت این صحنه ها آنقدر چشمگیر است كه تو چاره ای جز باورنداری!
بهرام رادان بی نظیر است. او چه در روزهای اوج و چه در شبهای سقوط علی سنتوری و نیز در تمامی سكانس های مربوط به كنسرت ها، درخشان ظاهر می شود و نشانه هایی از یك بازیگر حرفه ای كامل را بروز می دهد. سكانس های مشترك میان رادان و گلشیفته فراهانی، شیطنت های عاشقانه شان (بخصوص سكانس بازی با شال گردن)،مسحور كننده از آب در آمده است.
بی صبرانه متظر اكران عمومی « سنتوری » هستیم. « سنتوری » را باید بارها و بارها دید و كیف كرد و به كارگردان بزرگش درود فرستاد و آنگاه درباره ی ارزش هایش و اندك كاستی هایش مفصل نوشت!
منبع: اختصاصی سینمانت