| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
80
|
461
|
90/11/15 (15:16)
|
|
||
|
|
73
|
874
|
90/11/6 (21:43)
|
|
||
|
|
110
|
775
|
90/11/6 (21:30)
|
|
||
|
|
76
|
654
|
90/11/4 (16:11)
|
|
||
|
|
30
|
253
|
90/11/4 (16:08)
|
|
||
|
|
250
|
2091
|
90/11/4 (16:07)
|
|
||
|
|
55
|
798
|
90/11/4 (16:04)
|
|
||
|
|
164
|
684
|
90/11/2 (10:11)
|
|
||
|
|
108
|
2391
|
90/3/21 (14:41)
|
|
||
|
|
40
|
292
|
89/11/30 (15:30)
|
|
||
|
|
173
|
1833
|
89/10/30 (09:36)
|
|
||
|
|
17
|
173
|
89/7/19 (01:14)
|
|
||
|
|
9
|
448
|
89/5/21 (00:54)
|
|
||
|
|
38
|
228
|
89/4/28 (19:01)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
89/4/28 (19:00)
|
|
||
|
|
219
|
1385
|
89/4/21 (23:12)
|
|
||
|
|
29
|
335
|
89/4/21 (23:02)
|
|
||
|
|
72
|
380
|
87/7/13 (10:03)
|
|
||
|
|
47
|
253
|
87/4/24 (23:52)
|
|
||
|
|
7
|
80
|
86/10/20 (21:48)
|
|
#31عجیب اماواقعی،وزیرارشاد: سنتوری قابل نمایش نیست!!!
#28«محاكمه» 22 میلیونی و حرفهای «ایرج قادری»
-----------------------------------------------------
# 48حضور بهرام رادان ٬ رامبد جوان ٬ نیما شاهرخ شاهی و حامد بهداد به همراه اجرای زنده ی حمید عسگری و گروه آریان در اولین دوره مسابقات بین المللی جت اسکی
#57تقدیر از بازیگران برتر سینما/ بهرام رادان:جوایزمان را اهدا كنیم.
61# حضور بهرام رادان در فیلم تردید حتمی است.
# تازهترین حرفهای داریوش مهرجویی درباره سنتوری/ مسئولان اماراتی به دلیل حساسیت نسبت به موضوع مواد مخدر اجازه ترخیص فیلم را از گمرك دبی ندادند ...
# خبرهای ناامید کننده در رابطه با پروژه بعدی داریوش مهرجویی / فرامرز فرازمند: خودم جلوی نمایش سنتوری را در دبی گرفتم ...
# تهیه کننده سنتوری: برای اکران سنتوری با وزیر ارشاد مذاکره میکنیم .
# سنتوری در پوسان نمایش داده شد / تهیه کننده فیلم: در حال رایزنی برای اکران عمومی فیلم هستیم .
# مجسمه طلایی دست داریوش مهرجویی در موزه پوسان/ «سنتوری» در جشنواره موزیكالهای دنیا نمایش داده شد .
# پایان یک آرزو؟! - یادداشت امیر قادری در انتظار نمایش سنتوری ...
#تلخترین هدیهی تولد داریوش مهرجویی (یادداشت نیما حسنینسب درباره خبر جعلی دانلود «سنتوری» و باقی قضایا)
# لسآنجلس تایمز از "سنتوری" نوشت...
................................................
به سایت و وبلاگ من هم یه سری بزنید :
سایت من :
Http://www.Mehranfarahraz.4t.com
وبلاگ من :
Http://www.Mehranfarahraz.persianblog.ir
.....................................................
اگر هم خواستید اطلاعات بیشتری از من داشته باشید می تونید منو تو گوگل سرچ کنید ...
من 3000 تا لینک فعال تو گوگل و سایر موتور های جستجو دارم ...
تو گوگل بزنید :
مهران فره راز یا Mehran Farahraz
آدرس ایمیل من :
با تشکر ...
......................................................
سینمای ما - امیر قادری و ندا میری: یادته بهرام اون روزی که همدیگر رو سر صحنه سنتوری دیدیم؟ بعد تو گفتی شخصیت علی سنتوری رو از طریق دقت روی حرکات و اداهای خود داریوش مهرجویی داری بازی می کنی. اون موقع هنوز فیلمبرداری بعضی صحنه ها باقی مونده بود...
آره. ولی منظورم حرکات خود مهرجویی نبود. بیش تر منظورم اون بازی بود که مهرجویی سر صحنه انجام می داد تا ایده هاش رو به من منتقل کنه.
ولی مثلا عزت ا... انتظامی را ببین. انگار واقعا همین کار را کرده. یعنی بخش مهمی از شخصیتی رو که در فیلم های مهرجویی بازی می کنه، انگار بر اساس رفتار و ادای خود مهرجویی ساخته.
آره خب. ببین، مهرجویی آدم خیلی بزرگیه...
بازی در نقش یه معتاد، هم یه فرصته و هم گرفتاری های خاص خودش رو داره. یه فرصته چون بین مردم دیده می شه، اما گرفتاری اش اینه که قبل از تو خیلیا بازی کردن و توی چنین نقشی، موفق هم بودن. حالا تو باید جوری بازی کنی که برای ملت تکراری نشه...
آخه دو جور معتاد داریم. معتادای این روزا با قدیمیا فرق می کنن. این مقایسه بیشتر توی "شمعی در باد" ذهن ام رو مشغول کرده بود.در شمعی در باد نوعی نقش معتاد بود که نظیرش کمتر دیده شده بود.چون ماده مصرفی اون معتاد تازه شناخته شده بود اما علی سنتوری ، بیشتر معتادی بود که برای اکثریت مردم به نوعی آشنا و قدیمی بود. از طرف دیگر وقتی توی فیلمی از داریوش مهرجویی بازی می کنی، همه چی فرق می کنه. یادم هست در جلسات تمرین، من اون چیزی که بلد بودم رو انجام می دادم. بعد حواس ام به مهرجویی بود که به کدوما واکنش نشون می ده . سعی می کردم اون بخش هایی رو که مهرجویی نسبت به اش واکنش مثبت داشت، جدی تر بگیرم. اما این مال یکی دو هفته اول تمرین بود. بعدش راهنمایی های مهرجویی، در حد یک جور روتوش به نظر می رسید. افتاده بودیم روی غلتک. مثلا صحنه ای که علی توی خونه اش نشسته و پدرش وارد می شه. این صحنه رو من می خواستم با اغراق کمتری بازی کنم، اما مهرجویی از من بیش تر می خواست به نظرم کمی هم تیپ سازی شد. ولی توی تمرین تشویق ام می کرد و بالاخره همان هم اجرا شد.
این که درباره این صحنه می گی، همون چیزیه که در یک دید کلی، درباره همه حضورت در "سنتوری" هم می شه گفت. به عنوان یک بازیگر، یک جور از خودگذشتگی برای حضور تو در این فیلم می شه تصور کرد. نه این که فقط حاضر بشی چهره ات رو زشت کنی یا این که لباسای ضایع بپوشی. نه. از این ها مهم تر انگار حاضر شدی به عنوان یک بازیگر جوون با تجربه های در حال گسترش، به خاطر این فیلم و فیلمسازش، از یه سری مرزها و حدها رد بشی...
این البته فقط مربوط به داریوش مهرجویی نیست. سر فیلم مثلا سعید سهیلی هم من خودم رو کاملا در اختیار فیلمساز قرار می دم. بقیه اش بستگی به اون داره. مهرجویی تونست از من کار بکشه. مثلا "بادبادک باز" رو که دیدم به نظرم رسید که همایون ارشادی می تونه بازیگر خوبی بشه. چرا همیشه فکر می کردیم یه نابازیگره؟ او سربلندترین بازیگر فیلم مارک فورستر است. کتاب اش (بادبادک باز) رو قبلا خونده بودم. همایون نزدیک ترین اجرا به شخصیتی بود که توی خیال خودم از این نقش موقع خوندن کتاب ساخته بودم. این رو هم به ات بگم که هیچ بازیگری نمی ره تا فیلم بد بازی کنه. روز اول با کمال حسن نیت می ره سر صحنه و تازه بعد از اونه که کم کم می فهمه طرف کارگردان اش، چند مرده حلاجه و چه قدر بارشه. روز اولی که من سر یه پروژه می رم ، پاکت رنگ ام رو باز می کنم و موجودی ام از طیف های مختلف تواناییم رو نشون اش می دم. از این به بعد کارگردانه که کژی های من رو کنترل می کنه و یادم می آره که ازم چی می خواد. و من یاد میگیرم که که فیلمسازم چه توقعی ازم داره. چی می خواد و در چه حد می خواد. مرحله روتوش از این جا به بعده که شروع می شه.
خب، حالا درباره مهرجویی اوضاع و احوال چه جوری بود؟
مشخصه مهرجویی اینه که از اون دست روشنفکراییه که به شدت روشنفکر نبودن رو بازی می کنه. با هوشمندی هم این کارو رو انجام می ده. چون از یک ثروت خدادادی به اسم هوش برخورداره و پشت اش گرمه. به همین خاطر هم هست که هر کاری می کنه، هر فیلمی که می سازه، مردم خوششون می آد. شاید چون مردم اش رو خیلی خوب می شناسه. می دونی که مهرجویی سال ها خارج از ایران زندگی کرده. از طبقه روشنفکری خاصی می آد. اما به نظرم ایرونی ترین فیلمسازه بعد از علی حاتمی. مهرجویی اون چیزایی رو از این مردم و مملکت اش خوب می شناسه که ظاهرا هیچ وقت باهاشون دم خور نبوده و مستقیم تجربه شون نکرده. مثلا ببین در مهمان مامان چطور با آدام و رسوم مردم جنوب شهر آشناس. اون هم کسی که بعید می دونم هیچ وقت دو زانو پای سفره نشسته باشه.
به نظرت رسیده که این چیزا، این واکنش و شناخت، غریزیه یا از روی مطالعه و شناخت به شون رسیده؟
هر دو تاش. همین قصه "سنتوری" رو بخون. فیلم رو فراموش کن. قصه اش رو بخون. اصلا انگار نه انگار که فیلم مهمی قراره از توش بیرون بیاد. اما مهرجویی از اون یه فیلم حیرت انگیز بیرون می کشه. سر صحنه هم فکر نکن کار خاصی می کنه. فقط حواس اش به همه چی هست. یادمه سر "سنتوری"، فیلم مشاور اعتیاد داشت. اما مهرجویی تصمیم خودش رو می گرفت. مثلا می گفت از این حالت، این قدرش رو می خوام. طرف هم هر چی داد می زد که این جوری واقعی نیست، مهرجویی زیر بار نمی رفت ما هم حرف کارگردان رو گوش می کردیم. نتیجه اش رو هم دیدین. حق با مهرجویی بود.
اصلا این ماجرای آشنایی تو و مهرجویی و ارتباط ات با پروژه از کجا شروع شد؟
ارتباطی نداشتیم. به جز گپ کوتاهی سر پروژه میهمان مامان. خبر رسید که آقای مهرجویی برای پروژه جدیدش دنبال یک بازیگر جوان می گرده ولی هیچ کس به خاطرش با ما تماس نگرفت. همکاران نزدیکم تعجب زده بودن و می گفتن همه بازیگرای سینما رفتن و تست دادن. تو چطور نرفتی؟ از این ماجرا حدود یه سال گذشت. تا این که یه روز که رفته بودم سر پروژه "خون بازی"، خواهر آقای مهرجویی، خانم ژیلا مهرجویی رو دیدم. ایشون از دیدن من متعجب شد چون گویا بعضی از دوستان گفته بودند که من سفر هستم و به این زودی ها هم بر نمیگردم!! به هر حال پس از چند روز محمدرضا شریفی نیا بود که تماس گرفت و به ام گفت برم دفتر و تست بدم. رفتم اون جا و اون موقع گریم شدم که مهرجویی وارد شد و گفت همین خوبه و عکس بگیرین و ........
یه نکته درباره مهرجویی وجود داره، خودش هم به نظرم توی برخوردای روزمره به این تلقی دامن می زنه، که خیلی گیج و حواس پرته و حواس اش به اتفاقایی که دور و برش می افته نیست. واقعا این جوریه؟
خب، حواس اش به همه چیز نیست. ولی به اون چیزی که باید باشه هست. مثلا خیلی از وقت ها سر صحنه به این نتیجه رسیدم که او همه چیز رو میشنفه؛ اما کاملا بی تفاوته و فقط اون جایی که موضوع بحث براش جالب بشه گوش می کنه.
سر صحنه اوضاع چه طور بود؟ خوش می گذشت؟
نمی دونم منظورت از خوش گذشتن چیه. فقط این رو می دونم که توی هفتاد روزی که برای فیلمبرداری می رفتیم سر لوکیشن های مختلف؛ من سرحال و پر انرژی باقی موندم. این قدر علی سنتوری رو دوست داشتم و محیط و آدمای سر کار رو دوست داشتم که هر روز صبح با کمال میل می رفتم سر کار. به نظرم همین جو فوق العاده پشت صحنه بود که توی فیلم اثر خودش رو گذاشت.
این نکته خیلی جالبیه. سنتوری یه فیلمه درباره یه آدم درب و داغون در یه محیط درب و داغون تر، اما عوض این که فیلم مفلوکی باشه، اتفاقا موجود خیلی سرحالیه. مهمه این خیلی. حالا هم که می گی همین فضای سرحال پشت صحنه هم وجود داشته...
آره. به جز صحنه های مربوط به خراب آباد...
اتفاقا اون موقع خودم سر صحنه بودم. با معتادای واقعی و فضاهای واقعی. آزار دهنده بود واقعا.
آستانه تحملمون درباره سختی های کار خیلی بالا بود چون مثل یه خونواده بودیم. کارمون راندمان بالایی داشت. یعنی از فرصت کم، نهایت استفاده رو می کردیم و این عالی بود. باعث می شد انرژی مون حفظ بشه و فرسوده نشیم.
ترجیح می دی کارگردان بیش تر روی همون برداشت اول حساب کنه یا هر نما رو چند بار بگیره؟ بعضیا اعتقاد دارن برای یه بازیگر، بهترین اجرا، مال همون برداشت اوله.
برای من هم این جوریه. ولی به شرطی که قبل اش متن رو خونده باشم، حسابی تمرین کرده باشم. مهرجویی هم به من گیر نمی داد. گیرش بیش تر به بازیگرای نقشای فرعی بود. اونم به خاطر جزئیاتی که گاهی وقتا ما اصلا متوجه اش نمی شدیم.
نمی ترسیدی که با این نورها و رنگ ها و آوازها، با این داستانی که ظاهرا پیش از این بارها گفته شده، محصول نهایی چیز مبتذل و پیش پا افتاده ای از آب دربیاد؟
اصلا. اعتقادی که گروه به کارگردان داشت، خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها بود. اگه مهرجویی می گفت دایره زنگی بردارین و توی خیابون بچرخین، بازم این کارو می کردیم. من سر کار کارگردان های نامی و مشهور دیگه ای هم بودم. دیدم که گروه پشت دوربین گاهی حتی پروژه رو مسخره می کنن. قبول اش ندارن. اما در مورد آقای مهرجویی اصلا این طوری نبود. همه به شون ایمان کامل داشتن. کسی چنین اجازه ای به خودش نمی داد.
اولین نمایی که گرفتین، کدوم یکی بود؟
همون نمای اولی که توی فیلم هم می بینین. وقتی علی سنتوری از پله های مترو می آد بالا.
نمای ساده و البته خیلی خوبیه. تعریف می کنی که اون روز چه اتفاقی افتاد؟
روز اول بود و زیاد با گروه اخت نبودم. نشسته بودم زیر سایه درختی اون اطراف که مهرجویی اومد سراغ ام. یه سوال و جوابی بین ما رد و بدل شد و بعدش رفت. از اون لحظه یه دفعه احساس کردم صد ساله که آقای مهرجویی رو می شناسم.
اون سوال و جواب چی بود؟
نمی تونم بگم.!!
ای داد بی داد. یه ساعت دنبال اون لحظه پیوند بین شما می گردم و حالا می گی نمی تونم بگم؟!خب بیا مسیر گفت و گو رو عوض کنیم. درباره یه سری اتفاق ها حرف بزنیم. چیزایی که به نظرم توی ذهن کاربرهای سایت "سینمای ما" وجود داره و فرصت خوبیه تا به شون جواب بدی. مثلا این که چطور سنتور زدن یاد گرفتی. اصلا همه نماهای سنتور زدن مال خودته؟
اون نماهایی که فقط دو دست تو کادره، اونا پلان های کامکاره. بقیه اش هم که طبعا کار خودمه. بیست و سه روز قبل از آغاز فیلمبرداری، مشخص شد که علی سنتوری من ام. یعنی تا شروع کار، فقط 23 روز وقت داشتم. هیچی هم از سنتور نمی دونستم. تقریبا ده جلسه رفتم کلاس سنتور. اون جا فقط به ام یاد می دادن که مضراب توی دستهام رو چه جوری نگه دارم و کجای سنتور، چه صدایی می ده. در تمام مدت فیلمبرداری هم به جز قطعه زخم زبون هیچ کدوم از آهنگ ها آماده نبود که تمرین شون کنم. همه شون شب قبل از فیلمبرداری صحنه مربوط به خودشون، به دست من می رسیدن! اون وقت از آقای کامکار موقع نواختن این قطعه ها تصویربرداری می کردن و نوارش رو می رسوندن خونه دست من که تمرین کنم. منم مثل این بچه هایی که برای کنکور درس می خونن، خودم رو زندونی می کردم توی خونه و روی این قطعه ها کار می کردم. برام خیلی مهم بود. می نشستم جلوی فیلمی که از کامکار گرفته بودن، سنتورم رو می ذاشتم جلوم و هی تمرین می کردم، هی تمرین می کردم. بعد این موسیقی رو می ریختم توی آی پادم و می ذاشتم توی گوشم و می رفتم می گرفتم می خوابیدم و تا صبح این قطعه ها توی گوشم پخش می شد. موقع گریم هم هدفون توی گوش ام بود. یه مسئولیتی قبول کرده بودم و باید انجام اش می دادم. چون همه منتظر بودن ببینن انتخاب مهرجویی از بین همه بازیگرای سینما، چی از آب درمیاد. فکر می کردم بعضی دوستان نشستن که مچ ام رو بگیرن و خب این بهم انرژی مضاعفی می داد.
فکر می کردی سنتوری یه اتفاق توی کارنامه فیلمسازی ات باشه؟
آره. البته الان که می بینم، دل ام می خواست بعضی صحنه هاش رو یه جور دیگه بازی می کردم. با این وجود تنها فیلممه که از دوباره دیدن اش خسته نمی شم. دلیل اش بازی خوب من ام نیست. خوبی خود فیلمه.
نکته دیگه این که مهرجویی همون طور که خودش در گفت و گوهای سال های پیش اش گفته، گاهی وقت ها به نفع شخصیتی که بازیگرش خارج از دنیای فیلم داره، متن فیلمنامه روتغییر می ده. عیب اش اینه که بازیگری که شخصیت واقعی اش موقع بازی در فیلمی از مهرجویی فاش شده، دیگه تا مدت ها نمی تونه از اون قالب دربیاد. اون نقش توی جون اش می شینه. نترسیدی که به عنوان یه بازیگر حرفه ای، این اتفاق برات بیفته؟
به هر حال امکان اش بود و امیدوارم این اتفاق برام نیفتاده باشه.
چه جوری با نقش هات روبه رو میشی؟
بیشتر با نقش ها و فیلم هام، حرفه ای و از طریق تکنیک برخورد می کنم. اگه قراره جایی از یه فیلمی اشک بریزم، به جای این که به خاطرات ناگوارم فکر کنم و تحت تاثیر قرار بگیرم،یا ماهیچه های زیر چشم ها رو منقبض کنم یا به نور خیره بشم، از یه ماده اشک آور استفاده می کنم و گریه رو بازی می کنم. اما توی سنتوری به نظرم حس و تکنیک رو با هم تلفیق کردم. اما همون طور که گفتم، بار مسئولیتی که موقع بازی در یک فیلم مهرجویی روی دوش ام بود؛ باعث شد که خیلی خیلی بیش تر از توانم سعی کنم. هیچ فرصتی رو هدر ندهم. خلاصه در جواب سوال ات باید بگم که اصلا سعی نکردم که علی سنتوری را توی وجود خودم قبضه کنم. آخه ایده آل این نیست. من بلند پروازتر از این حرفام.
ولی قبول کن که سنتوری، حداقل در این سال های اخیر، یه اتفاقه توی زندگی حرفه ای تو. بعد خلوص فیلم های اول ات، تو از نقش ها و فیلم ها فاصله گرفتی و سعی کردی مثل یه حرفه ای باهاشون برخورد کنی. حالا سنتوری یه بازگشته انگار به دوره ای که با نقش ها بی هیچ مانع و رادعی برخورد می کردی. آره؟
همه بازیگران دنیا نقاط عطفی در کارنامه شون دارن. منتها فقط کسانی از میان ایشان بزرگ می شن که از نقاط عطف به وجود آمده نهایت استفاده و تجربه را کسب کنن و تلاش کنن تا از این دست اتفاقات در عمر بازیگرشون بیشتر بیفته. من به بازی بهتر در فیلم های بهتر از سنتوری محکومم ، اگه آرزو دارم که بزرگ بشم.
وقتی همه چی تموم شد و پروسه بازی کردن در نقش علی سنتوری به پایان رسید، بعد از این همه تمرین، شد که خودت عاشق سنتور بشی؟
فکر نمی کنم که عاشق سنتور شده باشم، اما یقین دارم که سنتور نواخته شده در سنتوری با همه سنتور های شنیده شده توی عمرم فرق داشت.
پس چطور ادعا می کنی که همه این مدت علی سنتوری بودی؟ درک اش کردی؟ باهاش زندگی کردی؟
من ادعا می کنم ، قضاوت با مردم... یا حق.
filme santoori ro didam ,fekr mikonam bishtar eyne vagheyate jame ro neshon midad kari be akhare film nadaram ama vaghean hadeaghal man harrouz hamchin keasaye ro mibinam ,man hamishe bazi aghaye radan ro kheili doss daram ama bayad begam inbar fogholade bood ,
| فرازمند: هنوز به اکران سنتوری امیدواریم گزارش کامل «همشهری امارات» از اکران سنتوری در دبی | |
![]() |
|
سینمای ما - وحید سعیدی: «سنتوری» مهرجویی همچنان خبرساز است. در روزهای پایانی سال كه هنوز بحث دیویدیهای قاچاق این فیلم و توزیع گسترده آن داغ است سنتوری به ناگاه در سینمای «گراند سینه سیتی» دبی اكران شد. این در حالی است كه این فیلم مجوز اكران عمومی ندارد و محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد نیز به نمایش ساخته جدید مهرجویی در آمریكا و ژاپن نیز معترض شده بود و این كار را غیرقانونی خوانده بود. با توجه به این نكته فرامرز فرازمند تهیهكننده مجری طرح فیلم «سنتوری» در گفتوگو با خبرنگار همشهری امارات درباره اكران فیلم در دبی و اینكه آیا كار به شكل قانونی انجام شده یا خیر گفت: «قرارداد اكران فیلم سنتوری در آمریكا و دبی به زمانی برمیگردد كه پروانه نمایش برای فیلم ما صادر شد، زمانیكه ما پروانه نمایش را دریافت كردیم. بلافاصله قراردادهای مذكور به امضا رسیدند، در آن زمان كه هنوز این بحثها مطرح نبود و قرار بود فیلم اكران شود، به یكباره تصمیم گرفته شد كه فیلم به نمایش درنیاید پس از زمانی كه از اكران فیلم جلوگیری به عمل آمد دیگر ما نمیتوانستیم جلوی اكران بینالمللی فیلم را بگیریم. به همین دلیل فیلم در آمریكا، ژاپن و حالا در دبی به نمایش درآمده، بر همین اساس ما كار غیرقانونی انجام ندادهایم. دقیقاً همین وضعیت را فیلمهای جعفر پناهی هم دارند. فیلمهای او هم مجوز اكران عمومی در ایران را ندارند، اما در سینماهای كشورهای دیگر و جشنوارههای بینالمللی بهنمایش درمیآیند.» اما نسخه اكران شده در دبی كدام نسخه سنتوری است. نسخه جشنواره یا نسخهای كه «DVD» آن منتشر شده. فرازمند در اینباره میگوید: «ما نمایش نسخهای كه برای جشنواره و اكران عمومی پروانه نمایش دریافت كرد را به طرف خارجی خودمان واگذار كردیم، نه نسخهای كه DVD آن منتشر شده، چرا كه در نسخه DVD و قاچاق فیلم سكانس حذف شده در نسخه اصلاحی وجود دارد. بنابراین در حال حاضر همان نسخهای كه در جشنواره فجر به نمایش درآمده در سینمای دبی روی پرده رفته است.» با وجود تمام مشكلاتی كه برای سنتوری به وجود آمده و اظهارنظر صریح وزیر ارشاد مبنی بر عدم نمایش عمومی فیلم در سینماهای تهران، فرازمند همچنان امیدوار به اكران فیلمش است: «امیدوارم با توجه به صحبتهایی كه اخیراً انجام دادهام، وزیر محترم ارشاد نظر مثبتی نسبت به اكران سنتوری در سینماهای تهران پیدا كنند. من مطمئن هستم با وجود تكثیر بیرویه DVDهای قاچاق فیلم، باز هم این ساخته مهرجویی اكران موفقی خواهد داشت. در هر حال در حال حاضر فیلم در سینماهای دبی اكران شده و از این بابت خوشحالم كه حداقل تعدادی از ایرانیان میتوانند این فیلم را روی پرده سینماها ببینند. سنتوری هر چقدر هم در دبی فروش كند باز هم ذرهای خسارتی كه من و مهرجویی از بابت عدم اكران آن دیدیم جبران نخواهد شد.» تهیهكننده سنتوری در پایان صحبتهایش باز هم از انتشار نسخه قاچاق فیلم ابراز تأسف كرد: «ما هنوز دنبال این هستیم كه بفهمیم این نسخه از كجا درآمد و چطور منتشر شد، به هر حال با پخش گسترده این نسخه مردم آنچه را كه نباید ببینند، دیدند. یعنی همان بخشهای حذف شده در نسخه جشنواره كه همین عامل اوضاع ما را خیلی پیچیده و بد كرد.» مراسم افتتاحیه اكران «سنتوری» در سینما " گراند سینه سیتی 5 " با بیش از 800 نفر حضور برگزار شد و مسئولین سینمای نمایش دهنده به طور همزمان دو سالن دیگر را نیز به نمایش این فیلم اختصاص داده اند.در دعوتنامه مراسم افتتاحیه نمایش سنتوری در دبی آمده است: پس از فراز و نشیبهای بسیار در اكران فیلم سنتوری در ایران، كه به دلیل عدم مراقبت از نسخه اصلی فیلم در نهایت منجر به پخش سیدی غیر مجاز آن شد، بر آن شدیم تا جهت احترام به 40 سال سابقه فیلمسازی داریوش مهرجویی این فیلم را برای علاقمندان به سینمای مهرجویی بر روی پرده نقرهای به نمایش بگذاریم. امید است بتوانیم با حمایت از این فیلم گام مؤثری در جهت اعتلای سینمای ایران برداریم. " اكران عمومی «سنتوری» تا 3 هفته بر پرده سینماهای دوبی ادامه دارد. | |
نوروز: 170نفر از هنرمندان و اهل فرهنگ ایران با صدور بیانیه ای از فهرست ائتلاف اصلاح طلبان (یاران خاتمی) در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت کردند.
بیاینه را که هنوز امضای آن ادامه دارد و در روزهای آینده هنرمندان دیگری نیز به آن افزوده خواهند شد ، چهره هایی برجسته از کارگردانان سینمای ایران هم چون ابوالحسن داوودی - اصغر فرهادی- اصغر هاشمی- بیژن میرباقری- پریسا بخت آور- سیف الله داد - شهاب رضویان - شهرام شاه حسینی- عباس رافعی- عزیزالله حمیدنژاد- علی ژکان - علیرضا امینی- کمال تبریزی- کیومرث پوراحمد- مازیار میری- محسن امیریوسفی - محمد رسول اُف- محمدرضا اعلامی- محمدعلی نجفی- مرضیه برومند -منیژه حکمت- مونا زندی- مهدی صباغ زاده- مهدی کرم پور - مهناز افضلی- مهوش شیخ الاسلامی و هادی مرزبان امضا کرده اند.
از میان بازیگران سینما و تئاتر ایران نیز هنرمندانی چون هدیه تهرانی- لیلا حاتمی- مهناز افشار- هانیه توسلی - پانته آ بهرام- باران کوثری- مریم بوبانی- بهاره رهنما - فرزانه کابلی - پگاه آهنگرانی - بهناز جعفری- الناز شاکردوست - آهو خردمند - حمید فرخ نژاد - حبیب رضایی - علی مصفا - حامد بهداد- بابک حمیدیان - صابر ابر- حبیب دهقان نسب – حسن جوهرچی - برزو ارجمند و سعید پیردوست از این بیانیه حمایت کرده اند.
در این بیانیه آمده است : شهروندان و هنرمندان ایرانمان اکنون به خوبی آگاهند که سختی ها و ناملایمات فرهنگی ایران زمین نیازمند تحولی اساسی در نگرش ها و بینش ها و اصلاح ساختارهای زیربنایی در مدیریت فرهنگی کشور است. یقین داریم این تغییرات تنها از مسیر مسالمت آمیز اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی می گذرد، مسیری که امروز نقطه ی آغاز آن در حمایت از "یاران سید محمد خاتمی" رئیس جمهور فرهنگی ایران و نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در ایران شروع خواهد شد.
این بیانیه هم چنین می افزاید : با آگاهی از تمامی رد صلاحیت ها، تنگ نظری ها و ایجاد محرومیت ها برای طیف وسیع اصلاح طلبی در کشور با رأی خود به نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان از تحول فراگیر آزادی های مدنی، توسعه فرهنگی و رشد اندیشه و فرهنگ در کشور خود حمایت می کنیم تا برگی به یادماندنی از تاریخ را با همدیگر ورق بزنیم .
در این بیانیه هم چنین آمده است : رأی ما به منظور تأیید روند برگزاری انتخابات نیست ، اما برای اعلام وفاداری خویش به تفکر فرهنگ محور اصلاح طلبی است که آینده کشور را جز در گروی آن نمی دانیم.
24 اسفند به لیست اصلاح طلبان (یاران خاتمی) رأی خواهیم داد.
همراه شو عزیز
کین درد مشترک
هرگز
جدا جدا درمان نمی شود.
متن کامل امضاها عبارتند از : بازیگران :
هدیه تهرانی- لیلا حاتمی- مهناز افشار- هانیه توسلی - پانته آ بهرام- باران کوثری- مریم بوبانی- بهاره رهنما - فرزانه کابلی - پگاه آهنگرانی - بهناز جعفری- الناز شاکردوست - آهو خردمند - ستاره اسکندری- لاله اسکندری- نیوشا ضیغمی- بهنوش بختیاری- ریما رامین فر- لادن طباطبایی- طناز طباطبایی- لیلی رشیدی- نازنین احمدی - مریم معترف- نگار فروزنده - ستاره پسیانی - زهره حمیدی - شهین نجف زاده - شهره سلطانی- الهام حمیدی- خزر معصومی - سوسن پرور- شراره رخام - شقایق دهقان- الیزابت امینی- شهرزاد عبدالمجید- صبا کمالی
حمید فرخ نژاد - حبیب رضایی - علی مصفا - حامد بهداد- بابک حمیدیان - صابر ابر- حبیب دهقان نسب – حسن جوهرچی - برزو ارجمند - سعید پیردوست- ساعد هدایتی - کاوه سماک
سینماگران و هنرمندان ایران :
آتوسا قلمفرسایی - ابوالحسن داوودی - اصغر فرهادی- اصغر هاشمی- اصغر پورهاجریان امیر اثباتی- امیر توده روستا - امیر جاوید - امیر دلاوری - امیر عابدی- امیر غفارمنش- امیر واجد سمیعی- امیرمهدی حقیقت- امیرمهدی ژوله- انوش سعیدنیا- ایرج رامین فر- افروز فروزنده- بابک قبادی- بهاران بنی احمدی - بهرام بدخشانی - بهروز شلیله- بهناز نازی - بیژن میرباقری- پرویز آبنار- پروین قائم مقامی- پریسا بخت آور- پگاه احمدی- پیام ایرایی - پیام صابری - پیمان قاسم خانی - پریچهر باقری - توکا نیستانی- جمشید خندان - جمیله دارالشفاهی- چیستا یثربی- حامد نصرآبادی- حسن آقاکریمی- حسن معجونی- حسین اخوی- حسین فلاح- حسین مهکام - حمید اکبری- حمید برزگر- حمید دهقان پور- حمید کاشانی- حیدر ساجدی- داود رسولیان- داود فتحعلی بیگی - رضا دانشور- رضا روزبهانی- روح الله حقگو-روح انگیزشمس- زهره رضایی - زهره وطن خواه- ژیلا ایپکچی- ساقی زینتی- سعید ابراهیمی فر- سهراب سلیمیان - سیاوش ثقفی راد- سیف الله داد- سیمین آزادی - شبنم فرشادجو- شبنم منصوری- شهاب رضویان - شهرام شاه حسینی- شیما شهرابی--صادق کرمی- عباس رافعی- عزیزالله حمیدنژاد- علی حسن پور- علی ژکان-علی اصغر سیدآبادی- علی عطار- علی واجد سمیعی- علیرضا امینی- علیرضا فتحی- فرهاد توحیدی - فرزام منطقی- فرزانه زحلی- فرناز جمشیدی مقدم- فریدون عموزاده خلیلی- فرج حیدری کمال تبریزی- کیومرث پوراحمد- کاوه مشکات- گیسو فغفوری - گلچهره دانش - لادن نیکنام- لیلی نیکو نظر- مازیار میری-محبوبه حقیقی- محبوبه ریاستی - مریم هژیروند- محسن امیریوسفی- محسن شاه ابراهیمی - محمد رسول اُف- محمد یعقوبی- محمدرضا اعلامی- محمدرضا سکوت- محمدرضا معینی- محمدعلی نجفی- مرتضی کوهانی-مرضیه برومند - مریم ذوالفقاری- مسعود اطیابی- مسعود پاکدل- مصطفی احمدی- مصطفی اعلامی- مصطفی خرقه پوش- منصوره حسینی- نگار مفید- منیژه حکمت- مونا زندی- مهدی صباغ زاده- مهدی کرم پور- مهدی یزدانی خرم - مهراب قاسم خانی - مهران رنجبر- مهناز افضلی- مهوش شیخ الاسلامی- نازک افشار- نظام الدین کیایی- نعیمه نظام دوست- نغمه ثمینی- نوشین حسن زاده- هادی مرزبان
متن کامل بیانیه :
همراهی هنرمندان با یاران خاتمی
انتخابات مجلس هشتم، فرصتی سرنوشت ساز است که علیرغم همه ی رنج ها و نارضایتی ها می توان از آن حداقل مسیری برای تحول در مدیریت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ساخت.
شهروندان و هنرمندان ایرانمان اکنون به خوبی آگاهند که سختی ها و ناملایمات فرهنگی ایران زمین نیازمند تحولی اساسی در نگرش ها و بینش ها و اصلاح ساختارهای زیربنایی در مدیریت فرهنگی کشور است. یقین داریم این تغییرات تنها از مسیر مسالمت آمیز اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی می گذرد، مسیری که امروز نقطه ی آغاز آن در حمایت از "یاران سید محمد خاتمی" رئیس جمهور فرهنگی ایران و نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در ایران شروع خواهد شد.
با آگاهی از تمامی رد صلاحیت ها، تنگ نظری ها و ایجاد محرومیت ها برای طیف وسیع اصلاح طلبی در کشور با رأی خود به نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان از تحول فراگیر آزادی های مدنی، توسعه فرهنگی و رشد اندیشه و فرهنگ در کشور خود حمایت می کنیم تا برگی به یادماندنی از تاریخ را با همدیگر ورق بزنیم .
رأی ما به منظور تأیید روند برگزاری انتخابات نیست ، اما برای اعلام وفاداری خویش به تفکر فرهنگ محور اصلاح طلبی است که آینده کشور را جز در گروی آن نمی دانیم.
24 اسفند به لیست اصلاح طلبان (یاران خاتمی) رأی خواهیم داد.
همراه شو عزیز
کین درد مشترک
هرگز
جدا جدا درمان نمی شود.
اسامی بهزاد فراهانی-بهرام رادان-گلشیفته فرهانی-شقایق فراهانی-رضا کیانیان-عزت الله انتظامی-محراب قاسم خانی و..... در لیست بالا نیست، در اخبار بعدی اضافه خواهد شد
منتظر لیست تکمیلی باشید
ای بابا کدوم احترام کو احترام اگر احترام قائل بودن که باید نشون میدادن هرچی ادم میخواد هیچی نگه همش بدتر میکنن
یکی نیست به این اقا بگه بابا کدوم فرهنگ چرا وقتی واقعیت رو نشون میدن جا می زنی
یکی نیست بگه این احترام نیست این گولزدن مردم تازه این یه قسمت بسیار کوچیک از یه قشره کوچیک از جامعه است که تازه همین هم کامل نشون داده نشده
این نمونه کوچکی از زندگی محسن چاوشی هاست که تو مملکت خودشون سر خورده میشن مجبور میشن عشقشون رو ول کنن یا اینکه فرار کنن
به نظر من که مهرجویی میخواست به این مسئولین محترم بگه بابا دارین جونهای این مملکت رو بدبخت میکنین اصلا معلوم نیست دارین چکار میکنین ؟؟؟؟
چرا یه جون نباید بتونه تو مملکت خودش اون کاری رو که دوست داره انجام بده چرا؟ چرا؟ چرا؟
واقعا که ما مردم صبوری هستیم بازهم شکر میکنیم و از کنارش میگذریم و امیدواریم درست بشه ولی چطوری خدا میدونه؟؟؟؟








سینمای ما - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: فیلم «سنتوری» به احترام سینما، هنرمندان، اعتقادات مردم و فرهنگ عمومی ما هرگز نمایش داده نمیشود. محمدحسین صفار هرندی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا، همچنین اظهار امیدواری كرد: داریوش مهرجویی به عنوان فیلمساز برجستهی كشور در كار خلق آثار مناسب، فعالیت خود را ادامه دهد.
من کارشناس هیچی نیستم.من مخاطب عام سینمام و اصلا هم نمی تونم یک چنین فیلمنامه ای با چنین شخصیت ها و دیالوگ هایی بنویسم ، به شما هم توصیه می کنم اگر می تونید هر چه سریعتر دست به کار بشید! منم می دونم کار خوب هم باید نقد بشه اما نقد درست و اساسی.اگه قراره علی سنتوری هم مثل شهرام ناظری و استاد شجریان بشینه یه گوشه و بخونه تکلیف خلاقیت چی می شه پس؟ اگه بخوایم اینجوری حساب کنیم باید شخصیت هانیه رو هم از فیلم حذف کنیم ، چون کمتر دختر ایرانی وجود داره که مثل هانیه باشه. این فیلمنامه ساده ست و قرار هم نیست پیچیده باشه! قراره به زبون ساده و دلنشین یه معضل و مطرح کنه.من فکر می کنم تا حد زیادی موفق بوده.
شاید من چون خیلی فیلم و دوست داشتم یه ذره روش متعصب شدم ، اما نقد خوب و قبول می کنم.ولی به نظرم اینکه آخر فیلم قابل پیش بینی ست یا چرا شخصیت علی با نوازنده های سنتور فرق می کنه ، نقد جالبی نیست.
شبنم جان از لحن شما مشخصه تا حدی متعصب هستین وگرنه دلیلی نداشت شما كامنتتون رو اینجوری شروع كنین.هرچند مهم نیست
عزیزم كسی از فیلم اكشن یا تخیلی حرف نزد و این انتظار هم نیست كه همه ی فیلما اكشن باشن.اما یه سوال ازتون دارم.خود شما با كمی مطالعه نمیتونید یه فیلم نامه ی به این سادگی رو بنویسید؟ من با كمال اطمینان میگم كه میتونم این كارو كنم.بنده صراحتا گفتم بازی آقای رادان بسیار زیباست و جذابیت خاصی به فیلم داده. اما ایرادهایی هم میشه به فیلم گرفت كه تو كامنت قبلی گفتم.
دوست من شما چقدر مطالعه ی سینمایی و نمایشی دارید؟ چقدر كار كردین(در حد آماتور یا حرفه ای)؟ چقدر با موسیقی ارتباط دارید و چقدر كار موسیقی كردین(سنتی).فك كنم هر نوازنده ی سازهای ایرانی بادیدن بعضی از صحنه های فیلم به ذهننش میرسه كه چرا علی سنتوری در حین اجرا این حركاتو میكنه.
من باز هم میگم كارشناس موسیقی میتونه به بعضی از صحنه های این فیلم ایرادهایی بگیره.
دوست من لطفا متعاصبانه برخورد نكنید یه كار خوب هم باید نقد بشه







بالاخره دیدم سنتوری رو! از اون چیزی که فکر می کردم و انتظار داشتم خیلی بهتر و دلنشین تر بود.خیلی خیلی خیلی.واقعا بعد از مدتها یه فیلم خوب دیدم.
در ضمن آقای علی! شما ارزش فیلم رو با قابل پیش بینی بودن آخرش تعیین می کنید؟ این فیلم به خاطر فیلمنامه ، ساخت خوب و بازی درخشان بازیگراش ارزشمنده.به نظر من روند فیلم مهمه نه قابل پیش بینی بودن یا نبودن آخر فیلم.این فیلم اکشن نیست!
منم با پگاه موافقم فیلمنامه در سطح بالایی نیست.میشه گفت یه فیلنامه ی كاملا معمولی كه هر ایرانی میتونه آخرشو حدس بزنه.حتی یك نقطه ی غیر قابل پیش بینی هم توش دیده نمیشه اما بازی آقای رادان به فیلم جذابیت خاصی داره.
البته ایرادهایی هم میشه به فیلم گرفت مثلا حركتهای علی وقت خوندن كه از یه نوازنده ی سنتور بعیده یا حضور اون تو پارتی(قبل از اعتیادش).كه البته به جز منتقدین سینما باید از كارشناس موسیقی هم برای نقد فیلم استفاده بشه.از آقای مهرجویی كه خودشون نوازنده ی سنتور هستن انتظار نمیرفت.
به هرحال حق سنتوری نبود كه CD های غیر مجازش گوشه ی خیابون فروخته بشه.
man asheghe radanam va behesh tabrik migam vase in best">estedadesh
best wishes for u
babye