userinfo close

  ,

محمدعلی بهمنی


bahmani_poem

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد - معاونان
حنجره باران * پژواک پر پرندگان* یا تحریر موجاوای تو* وزن اقلیمی غزل هایم می شود* جها ادامه »
حنجره باران *
پژواک پر پرندگان*
یا تحریر موجاوای تو*
وزن اقلیمی غزل هایم می شود*
جهانی می شدم*
صدایت را اگر ترجمه می شد کرد.*
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
136
2376
91/2/22 (15:53)
13
103
91/1/27 (17:24)
620
2692
91/1/27 (17:21)
11
142
90/12/9 (15:38)
368
3154
90/11/18 (19:06)
2
37
89/12/26 (07:40)
4
19
89/9/2 (23:45)
68
584
89/5/28 (01:08)
17
145
89/1/21 (01:09)
108
557
89/1/1 (01:45)
48
306
88/12/20 (22:32)
9
203
87/12/13 (19:42)
6
42
87/10/5 (10:07)
5
100
87/6/16 (06:03)
2
22
87/5/4 (13:43)
3
21
87/4/20 (20:53)
4
62
86/11/17 (12:12)
3
28
86/10/1 (14:42)
0
16
86/9/22 (10:18)
2
42
86/9/21 (11:44)

عنوان بحث

افشین فریدونی , afshin_fer
افشین فریدونی - 04:29 1386/01/15

دل نوشته ها

مرد با تمام وابستگی زمینی اش

                به پرواز فکر می کند

هر چند لانه اش بر بلند ترین شاخه بلند ترین درخت است

اما به زمین متصل است

و این حقیقتی است انکار ناپذیر

دست های کوچکت را سایبان کن روی چشم هام

ببینم کجای این روشنایی بی حد سوزان

سایبانی برای کنار هم نشستنمان پیدا می کنم

من آمده بودم دست هات را بگیرم و تا بلندای کوه برویم

حالا من اینجا میخکوب شده ام و تو مسیر آمده را برمی گردی

                                                        به بهانه - باید -

کدام جاده را در پیش بگیرم ؟

شمال شرقی یا جنوب غربی ؟

اینجا هنوز باران از قبله می زند

باد از قبله می آید

و کویر پشت همین کوه پشت به قبله است

هنوز - ظ - خداحافظیم باقی بود که گوشی را گذاشتی

هنوظ به اندازه همین غلط املایی باقیمانده دوستت دارم

حتی اگر ـ باید ـ دوستت نداشته باشم

حتی اگر در ـ مدار باید تو ـ شعر اولین قربانی باشد

حتی اگر کویر نشین شده باشم و بادهایی که از شانه هات می گذرند

                                                                      به اینجا نرسند .

....................................

...........................

.................

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهدی رهبر , ptm
مهدی رهبر - 19:42 1387/12/13
9
پیاده آمده ام
بی چارپا و چراغ
بی آب و آینه
بی نان و نوازشی حتی
تنها کوله یی کهنه و کتابی کال
و دلی که سوختن شمع نمی داند
کوله بارم
پر از گریه های فروغ است
پر از دشتهای بی آهو
پر از صدای سرایدار همسایه
که سرفه های سرخ سل
از گلوگاه هر ثانیه اش بالا می روند
پر از نگاه کودکانی
که شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم
آنها را به خانه ی خواب نمی رساند
می دانم
کوله ام سنگین و دلم غمگین است
اما تو دلواپس نباش ! 
نیامدم که بمانم
تنها به اندازه ی نمباره یی کنارم باش
تمام جاده های جهان را
به جستجوی نگاه تو آمده ام
پیاده
باور نمی کنی ؟
پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من
حالا بگو
در این تراکم تنهایی
مهمان بی چراغ نمی خواهی ؟
مهدی رهبر , ptm
مهدی رهبر - 17:27 1387/11/5
8
شبانه
زیباترین تماشاست
وقتی
شبانه
بادها
از شش جهت به سوی تو می‌آیند،
و از شکوه‌مندی یاءس‌انگیزش
پرواز ِ شام‌گاهی‌ دُرناها را
پنداری
یک‌سر به‌سوی ماه است.

زنگار خورده باشد و بی‌حاصل
هرچند
از دیرباز
آن چنگ ِ تیزْپاسخ ِ احساس
در قعر ِ جان ِ تو، ــ
پرواز ِ شام‌گاهی دُرناها
و بازگشت ِ بادها
در گور ِ خاطر ِ تو
غباری
از سنگی می‌روبد،
چیز ِ نهفته‌یی‌ت می‌آموزد:
چیزی که ای‌بسا می‌دانسته‌ای،
چیزی که
بی‌گمان
به زمان‌های دوردست
می‌دانسته‌ای.
دو ماهی  1 , eleiana
دو ماهی 1 - 12:41 1387/08/3
7

خسته

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری
لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری
آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری
عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامی از مایادگاری

ترمه بهرامی , termeh_u
ترمه بهرامی - 09:50 1387/04/26
6

کجا برم که عطر تو نپیچه تو لحظه هام!

روز ت مبارک پدرم

شیوا شیوا , shiva_m_1
شیوا شیوا - 11:41 1386/09/21
5

الهی

الهی !

بود من بر من تاوان است .تو یک بار بود خود ،بر من تابان!

الهی!

معصیت من بر من گران است.تو رود جود خود بر من باران!

الهی!

جرم من زیر حلم تو پنهان است.تو پرده عفو خود بر من گستران!

                                        خواجه عبدالله انصاری

ن و , neda_v
ن و - 02:29 1386/04/11
4

چی می شد هر موقع می خواستی دنیا برات تموم میشد

چی می شد مثل یک پاکن بدی هاشو پاک کرد

چی می شد همه دل ها کناره هم بودن

چی میشد هر کی با جفت خودش آفریده میشد که تو این جنگل دنبالش نگرده

چی می شد همه مردم حرف هم دیگرو میفهمیدن

چی می شد دل شکسته ای این نوشته ها رو ننویسه

چی می شد این جنگ ها تموم می شد که اینقدر آدم بی سر پناه نمی شد

چی می شد عاشقا عاشق باشن تا کسی دست عشقشو ول نکن

چی میشد چی میشد چی میشد ..........................

پرینسس اورورا , princesorora
پرینسس اورورا - 14:33 1386/03/24
3

عرفان،

فلسفه،

کانت،

کلمه های قــُـلــُـمبه،

هِگِل.

دورویی و ریا،

دروغ دروغ دروغ،

گذرگاهی می جویم، تنها به اندازه ی بـَـدَنـَـم،

تا بی تـَـنــه خوردن

                        عبور کنم.

پرینسس اورورا , princesorora
پرینسس اورورا - 03:46 1386/03/22
2

نگو حرف دلت را بگو

نمی گویم

غریبه نیستی نگویم

من غریبه ام

چه طور بگویم؟!

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.