| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
136
|
2376
|
91/2/22 (15:53)
|
|
||
|
|
13
|
103
|
91/1/27 (17:24)
|
|
||
|
|
620
|
2692
|
91/1/27 (17:21)
|
|
||
|
|
11
|
142
|
90/12/9 (15:38)
|
|
||
|
|
368
|
3154
|
90/11/18 (19:06)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
89/12/26 (07:40)
|
|
||
|
|
4
|
19
|
89/9/2 (23:45)
|
|
||
|
|
68
|
584
|
89/5/28 (01:08)
|
|
||
|
|
17
|
145
|
89/1/21 (01:09)
|
|
||
|
|
108
|
557
|
89/1/1 (01:45)
|
|
||
|
|
48
|
306
|
88/12/20 (22:32)
|
|
||
|
|
9
|
203
|
87/12/13 (19:42)
|
|
||
|
|
6
|
42
|
87/10/5 (10:07)
|
|
||
|
|
5
|
100
|
87/6/16 (06:03)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
87/5/4 (13:43)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
87/4/20 (20:53)
|
|
||
|
|
4
|
62
|
86/11/17 (12:12)
|
|
||
|
|
3
|
28
|
86/10/1 (14:42)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
86/9/22 (10:18)
|
|
||
|
|
2
|
42
|
86/9/21 (11:44)
|
|
دوستان خوبم سلام.بد ندیدم یه بحث جدید ایجاد کنم.
امیدوارم کمکم کنید.
می خوام نظرتون رو بدونم:
فکر می کنید کدوم یک از غزلهای عاشقانه استاد برای همسرشون سروده شده؟
قابل ذکر هست که واقعا استاد عاشق همسرشونن.باید دید تا باور کرد.
خوب باید بگم که من در پایان نظرات شما همراهان. شعر مورد نظر رو می نویسم.
خالی از لطف نخواهد بود اگر شما نیز یاری کنید.
منتظر شعرهایی که حدس می زنید هستم.(شعرهالطفا فقط از استاد باشه!!!)
معراج بی بازگشت
مرغ کرچم ، انتظار آخر پاییز را دارد
و خروسم
صبح و ظهر و عصر ، می خواند
موش خانه
گربه ی همسایه را، گر مژده نفرستد
جوجه هایم را ، از این بیغوله خواهم برد
جوجه هایم ، وسعت پرواز می خواهند
جوجه هایم ، فرصت آواز می خواهند
*
اعتقاد من
به پیوند کثیف خاک و انسان نیست
من بیک معراج بی برگشت خواهم رفت
من ، شکوه کاذب این دودمان خاکیم را
دود خواهم کرد
آخر پاییز
آخر پاییز
من، ببال جوجه هایم
با شما بدرود خواهم کرد. 
باغ لال (1350)
من با کسی رازی ندارم مرد و مردانه
جز با زنی در عشق بی اندازه دیوانه
می بویم این دوشیزه را زیرا که هر فصلش
گل دارد و گل داردو گل این گلستانه
دوشیزه ای که وصف اوبا آن همه خوبی
در روزگاری این چنین ماند به افسانه
آبادی ام از اوست ور نه بی زلال او
ویرانه روحی زنده تر دارد ازاین خانه
در انتظار فصل خرمن ساز می مردم
بر آیش من گر نمی افشاند"او"دانه
با این همه مارا به کام خویش می خواهد
- این روزگار - این اشتهای مار بر شانه
یک روز از هم می درم این پیله را آخر
با اشتیاق پر زدن با بال (( پروانه ))
گرچه به یك اشاره این كوتوال پیر
تسخیر گشتی ای دژ تسخیر ناپذیر
و...
سایه جان جواب سوالتون رو دقیق نمیدونم ولی شعری كه استاد به همسرشون هم اشاره كردن رو واستون مینویسم
خوشبختی یا خوشحالی؟
پرسشی كه فلسفه را به لكنت وا میدارد
به سفسطه هم
پاسخیم نیست
فكر می كنم
به همسرم
كه شاعریم خوشبختش نكرد
و خوشحال است كه نخستین شنونده ی رویاهای من است
آنگونه كه من
شنونده ی نخست كابوسهایش
فكر میكنم به دختركان و دامادانم
به پسرم
كه خوشبختی را با مركب نامریی چاپ می زند
به عروسم
كه دانای كل قصه اش هم می پرسد:
خوشبختی
یا
خوشحالی