| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
136
|
2376
|
91/2/22 (15:53)
|
|
||
|
|
13
|
103
|
91/1/27 (17:24)
|
|
||
|
|
620
|
2692
|
91/1/27 (17:21)
|
|
||
|
|
11
|
142
|
90/12/9 (15:38)
|
|
||
|
|
368
|
3154
|
90/11/18 (19:06)
|
|
||
|
|
2
|
37
|
89/12/26 (07:40)
|
|
||
|
|
4
|
19
|
89/9/2 (23:45)
|
|
||
|
|
68
|
584
|
89/5/28 (01:08)
|
|
||
|
|
17
|
145
|
89/1/21 (01:09)
|
|
||
|
|
108
|
557
|
89/1/1 (01:45)
|
|
||
|
|
48
|
306
|
88/12/20 (22:32)
|
|
||
|
|
9
|
203
|
87/12/13 (19:42)
|
|
||
|
|
6
|
42
|
87/10/5 (10:07)
|
|
||
|
|
5
|
100
|
87/6/16 (06:03)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
87/5/4 (13:43)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
87/4/20 (20:53)
|
|
||
|
|
4
|
62
|
86/11/17 (12:12)
|
|
||
|
|
3
|
28
|
86/10/1 (14:42)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
86/9/22 (10:18)
|
|
||
|
|
2
|
42
|
86/9/21 (11:44)
|
|
این بحث برای آشنایی بیشتر اعضای کلوب با استاد و همچنین آشنایی با سایر اعضا باز شده ، امید وارم با تبادل نظر تو این بحث بتونیم هم با دوستان آشنا بشیم هم کلوبمون رو پر بار تر کنیم
در واقع باید عرض کنم هر چه میخواهد دل تنگت بگو
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخههای شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمهها و دشتها
خوش بحال دانهها و سبزهها
خوش بحال غنچههای نیمهباز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحال جام لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی بکام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل وسبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...
نوروز مبارک با تقدیم بهترین آرزو ها
محمد واحدی
فروردین هشتاد و نه خورشیدی
سلام به همه
امیدوارم خوب و خوش باشید و زیر سایه پروردگار در کنار عزیزان بهترین لحظات رو سپری کنید
در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست؟
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست
به چشم تنگی نامردم زوال پرست
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
« دکتر علی شریعتی »
مردم همه
تورا به خدا
سوگند میدهند
اما برای من
تو آن همیشهای
که خدا را بهتو
سوگند میدهم!
به عمق کوچه بن بست چاره شک دارم
به قصه های محبت دوباره شک دارم
سلام
من یه شاعر هستم, مجموعه اولم در سال 79 با نام آتش زمستانی منتشر شد
به نظرم استاد محمدعلی بهمنی از نوادر روزگار هستن با یک نگاه ناب وبکر و یک کلام صادق و شیوا و منحصر بفرد و با نبوغی مثال زدنی
عرض ادب خدمت همه دوستان و اساتید
خیلی خوشحالم که با جمعی دوستانه و پر بار آشنا شدم 


سرتُ بالا بگیر !
سَرتُ بالا بگیر !
حتا اگه این همه سایهی سَر به زیر ،
آرزوهاتُ سَرسَری بگیرن !
سَرتُ بالا بگیر !
حتا اگه جوابش
یه سنگ باشه وُ
یه زخمُ
چَن تا بخیه !
سَرتُ بالا بگیر !
حتا اگه بدونی با این کار ،
وَزنِش چَن برابر میشه وُ
کم کم رو شونههات سنگینی میکنه !
سَرتُ بالا بگیر !
آدمای سَر به زیر ،
بینِ دو تا پاشون پِیِ آزادی میگردن !
سَرتُ بالا بگیر !



اینجا ایران است و من تو را دوست می دارم
عرضِ حال
اهلِ سرزمینِ گُلُ بُلبُلم !
رؤیاهامُ
آرزوهامُ
خاطرههامُ مصادره کردن !
دستِ راستم توقیفه !
نوکِ مدادم شکسته !
یه خیاطْباشیِ ناشی
با نخُ سوزن لبامُ دوخته !
اما هنوز زندهام !
اگه نفس کشیدن ،
تنها معنیِ زنده بودن باشه !
اگه زندگی
همین جون دادنِ دَم به دَم باشه ،
هنوز زندهام !
من فکر میکنم که واژه ی غریب گفتمان گه آقای داریوش آشوری وارد زبان ما کردند...
اینجا معنی نمیده و بهتره کلمه ی گفتگو استفاده بشه...
گفتمان بحث ایدئولوژیک میطلبه و ما اینجا میخوایم راجع به شعر یه شاعر حرف بزنیم
...
غمی که در سخنت داری همان غم است که من دارم
همان غمی که به تفسیرش به هر بهانه سخن دارم
من و تو زخمی یک تیغیم تفاوت آنکه در این مسلخ
تو زخم تازه و من با خود هنوز زخم کهن دارم
به كوهها,
به دشتها,
به خط سبز سبزه ها
نوشته اند بهار شد
وقلب سرخ غنچه ها دوباره بیقرار شد.
عروس فصلهای ما
عزیز روزگار شد
مبارك است مقدمش
بهار شد, بهار شد
بهار چه زیبا آمدی
و من در ریزش برگهای زرد خزان و در سرمای زمستان و در سكوت طبیعت به تو میاندیشیدم و به آمدن تو كه میایی و آواز عشق سر میدهی
به تو میاندیشم
و به دشت پرشقایق و باغ گل و سبزی صنوبرها و ترانه بلبل و به رقص قاصدكها و پركشیدن شاپركها و تو آمدی
من اكنون میبینم شكوه سبز طبیعت را و میبویم عطر بنفشه ها را و می رویم با رویش سبزه های بهاری تو
میخواهم در باغ احساسم نغمه های همدلی ساز كنم و راز مهربانی ها را زمزمه كنم و نفسم را در هوای عشق و محبت جاری كنم
بهار چه زیبا آمدی



ممنونم از دوست عزیزم
محمد جان همیشه به یادت هستم ...
... و باز هم ممنونم