| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
779
|
3732
|
91/3/9 (21:14)
|
|
||
|
|
5
|
57
|
91/3/8 (22:21)
|
|
||
|
|
15
|
345
|
91/3/6 (17:33)
|
|
||
|
|
148
|
4849
|
89/12/27 (22:03)
|
|
||
|
|
398
|
7646
|
91/3/6 (17:45)
|
|
||
|
|
183
|
3655
|
90/12/21 (19:09)
|
|
||
|
|
603
|
3396
|
91/3/9 (18:43)
|
|
||
|
|
973
|
9116
|
91/2/30 (13:23)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/2/24 (00:40)
|
|
||
|
|
307
|
2942
|
90/11/25 (12:27)
|
|
||
|
|
4
|
46
|
90/6/20 (09:32)
|
|
||
|
|
259
|
2470
|
90/2/21 (20:42)
|
|
||
|
|
179
|
7642
|
90/2/6 (09:20)
|
|
||
|
|
48
|
599
|
90/1/7 (16:35)
|
|
||
|
|
12
|
134
|
89/11/10 (15:04)
|
|
||
|
|
28
|
426
|
89/11/5 (14:48)
|
|
||
|
|
35
|
536
|
89/8/24 (20:38)
|
|
||
|
|
10
|
99
|
89/2/21 (16:01)
|
|
||
|
|
0
|
259
|
89/2/18 (14:34)
|
|
||
|
|
2000
|
9891
|
89/1/26 (20:37)
|
|
سلام
امیدوارم با این بحث بتونیم با جاذبه های گردشگری ایران ،تاریخی ،طبیعی و... آشنا بشیم .
درصورت امکان سری هم به بعضی از این اماکن بزنیم
ممنون از همکاریتون8->
روستای صخره ای میمند

روستای میمند شهربابک بی شک یكی از باستانی ترین سكونتگاه های بشر در جهان است كه از دوازده هزار سال پیش تا كنون همچنان پا برجاست و به حیات خود ادامه میدهد.
به عقیده محققین هسته های اولیه روستای میمند متعلق به زمانی است كه ایرانیان مهر پرست بوده اند و آنها را مقدس می شمرده اند. آنها تاریكی غارها را برای عبادت برگزیده و مرده های خود را درون دخمه های كنده شده در كوه قرار می دادند. و بدین ترتیب در میمند تعدادی عبادتگاه و مقبره بنا گردیده. مهرپرستان به پایداری، استقامت و زوال ناپذیری كوه ها معتقد بودند و بر اساس همین اعتقاد خانه های خود را نیز در دل كوه می كندند.
عده ای از محققین نیز معتقدند كه مهر پرستان از غار هایی كه با دست در دل كوه می كنده اند فقط برای عبادت و دفن مردگان استفاده میكردند و بعد از مدتی بنا به اضطرار ناشی از آب و هوا سكونت گزیده اند. آئین مهر پرستی قبل از ظهور زرتشت در ایران رواج و تا مدتها از ظهور وی نیز ادامه داشته است.
بر اساس دانسته های جدید تاریخ ظهور زرتشت 6000 سال قبل از میلاد مسیح و لذا قدمت میمند حداقل 6000 سال پیش از میلاد مسیح می باشد. نقوش 10 هزار ساله و سفال های 6000 ساله از جمله مستندات مكشوفه ای هستند كه تاریخ میمند را گواهی می دهند.
میمند به دلیل استحكام دفاعی در طول تاریخ كمتر دستخوش تحولات كالبدی و اجتماعی شده و بیشترین تغییر آن مربوط به چند ماه اخیر است.

مجموعه ای از آثار بسیار قدیمی همچون خانه های صخره ای پراكنده معبد، قلعه و برجهای مختلف ( مربوط به هزاران سال پیش) وجود دارد كه میمند را از یك روستا به یك مجموعه با تمدن خاص تبدیل می كند. این تمدن در ابتداء بر گرفته از آئین مهر پرستی و بعد از آن آئین زرتشت بوده است. پس از ظهور و ورود اسلام به ایران، مردم میمند كه به آئین زرتشتی معتقد بودند به اسلام و مذهب شیعه گرویدند و در طول تاریخ رشادتهای زیادی برای پاسداری از دین مقدس اسلام از خود نشان دادند.
آب و هوای میمند شهربابک از نوع معتدل كوهستانی و دارای زمستانهای سرد و تابستانی معتدل است. روستای میمند در مرز مشترك دشت و كوهستان قرار دارد. این دشت در فاصله شهربابك و میمند قرار دارد و در گذشته پوشیده از درختان پسته و بادام وحشی بوده است و د رحال حاضر محدود به دشتهای اطراف روستای میمند می شوند كمی نزدیكتر به روستای میمند درختان توت و شاه توت به وفور یافت می شوند و دشت میمند همچنین مملو از جانوران بیابانی، همچون مار، سوسمار، جوجه تیغی، لاک پشت و ... است به علاوه در كوهستانهای میمند نیز حیوانات وحشی مختلفی همچون آهو و پلنگ، گرگ، روباه، گورخر، بزكوهی، و پرندگان شكاری یافت می شوند چندین رودخانه فصلی و تعدادی قنات و چند چشمه در میمند و اطراف آن وجود دارد كه موجب رونق كشاورزی در این منطقه شده است. كشاورزی در میمند همچون سایر آثار طبیعی جلوه ویژ ه ای به این روستا میدهد.
در فصل بهار میمند زیباترین چهره را به خود می گیرد . طراوت، شادابی و سرسبزی دشت میمند و آب و هوای مطلوب آن انبوهی از جمعیت شهرها و روستاهای اطراف را به سمت خود می كشد و مردم اوقات فراغت خود را در این روستا و در كنار چشمه ها ،قنات ها و رودخانه های میمند میگذرانند.
جمعیت روستای میمند از سال 1355 تا كنون از حدود 500 نفر به حدود 1200 نفر رسیده است كه در تابستانها به دلیل كوچ اهالی به زندگی ایلیاتی 50 نفر می شود. اقتصاد مردم میمند بر سه محور كشاورزی، دامداری و قالیبافی قرار گرفته است كه در این میان قالیبافی نقش بسیار مهم تری دارد. به گونه ای كه در حال حاضر قالی میمند از بهترین قالی ها است و شهرت جهانی دارد علیرغم ورود تكنولوژی به زندگی روستائیان، مردمان میمند از همان ابزارهای سنتی برای بر آوردن نیازهای خود استفاده می كنند و كمتر به ابزارهای مدرن روی آورده اند.

اهالی روستا مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند و مسجد و حسینیه میمند علاوه بر مرکزی مذهبی، مركز تبادل نظر اهالی می باشد مردم میمند سه مرحله مختلف زندگی دارند، آنها زمستان را در خانه های سنگی خود می گذرانند تا از سرما و یخبندان در امان باشند و در این فصل زنها به امر بافتن قالی و مردها به نگهداری دام ها می پردازند از ابتدای فصل بهار به نقاط خوش آب و هوا و سرسبز كوچ می كنند و در آنجا به زندگی ییلاقی می پردازند.
عمده فعالیت مردان و زنان در این مرحله پرورش دام و استحصال محصولات لبنی می باشد بعد از این مرحله آنها به باغداری درختان مختلفی همچون پسته وحشی، بادام وحشی، بادام، گردو و زیره و.. می پردازند لازم به ذكر است كه محصولاتی همچون گردو و بادام میمند دارای شهرت فراوانی هستند.
گویش مردم میمند نیز در منطقه منحصر به فرد است، چندان تشابهی با سایر گویشهای رایج در منطقه ندارد و به اعتقاد محققین این گویش در طول تاریخ تغییرات كمی داشته است .می توان گفت میمند یكی از بهترین مراجع تحقیق در خصوص فرهنگ ایرانیان قدیم می باشد.
خانه های صخره ای در سطح شیب دار و در طبقات مختلف (2 تا 5 طبقه) بریدگی هایی به صورت شكاف های افقی ایجاد شده است. طول این بریدگیهایی كه به آنجا كیچه گفته می شود به 6 الی 9 متر می رسد تا د ر انتها به ارتفاع مورد نظر برای كندن خانه میرسد انتهای كیچه به فضائی ایوان مانندی به نام دالان می رسد كه مهمترین عنصر محل است به لحاظ اینكه اغلب امور روزمره خانواده در آن صورت می گیرد در اطراف هر كدام از این دالانها بین یك تا پنج خانه صخره ای وجود دارد این منازل مسكونی در پنج طبقه و به شکل پلكانی و یك در میان روی هم قرار دارند. به نحوی كه هیچكدام از آنها با یكدیگر برخوردی ندارند. فاصله كیچه ها در طبقه زیرین بیشتر از فاصله آنها در طبقات بالایی است.
در حدود 400 كیچه كوچك و بزرگ در میمند وجود دارد. فضای داخلی خانه ها گاهی شكل مربع مستطیل یا مدور دارد و از ورودی كوتاهی كه ارتفاع آن به 75 تا 76 سانتیمتر میرسد نور می گیرند. درهای ورودی چوبی و به داخل دیوار ایوان روزنه ای ایجاد كرده اند كه از طریق آن و بوسیله ابزاری به نام كلیدون (كلید دان) در قفل یا باز می شود شكل ورودی اتاق ها در روستای میمند منطبق با مدل بدن انسان است. به طوری كه عرض ورودی در قسمت پائین یعنی 65 الی 80 سانتی متر میرسد پایین ورودی منازل از سطح كیچه حدود 15 تا 20 سانتی متر برجستگی دارد كه این برجستگی مانع ورود آب و خاك به داخل منازل می شود. بر بدنه شیبدار تپه های غربی و شرقی مسیرهای متعدد پیاده به صورت خطوط نسبتا" كمرنگ مشاهده می شوند اما این مسیرها نمی توانند چندان دائمی باشند. زیرا با قطعات سنگهایی كه از بالا دست حركت میكنند و یا بوسیله اهالی مرتبا" در حال تغییر هستند در لابلای حفره های مسكونی بی هیچ نظمی چرخش می كنند.
می توان ادعا نمود كه در روستای صخره ای میمند بر خلاف همه سكونتگاه های شناخته شده شهری و روستائی كوچه ها یا معبری وجود ندارد .كوچه در فرهنگ میمند صرفا" به مسیرهای افقی كه در دل شیبدار تپه ها به عمق رفته و در انتها به منازل غار مانند مسكونی می رسد اطلاق می شود.
منبع :http://www.keacheh.blogfa.com/cat-6.aspx
گنجینه های ایران کهن (افسانه میمند )

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر ؛ میمند در ۳۸ کیلومتری شمالشرقی شهرستان "شهربابک" از شهرستان های استان کرمان قرار دارد و وسعت آن ۴۲۰ کیلومترمربع است .
افسانه اهورایی میمند بر گرفته از کتیبه ها :
" هنگامی که کوهها در میمند شکاف بردارند و افسانهها به حقیقت بپیوندند ؛ گنجینهٔ میمند پدیدار خواهد گشت و تنها یک نفر می تواند به آن دست پیداکند ، او کسی است که از سوی خورشید می آید . . . "
میمند و گمانه های بسیار :
میمند در لغت و اصطلاح به تعابیر مردمانش و آنچه صاحبنظران در پیرامون آن نقل میکنند تعابیر متفاوتی دارد:
- عدهای عقیده دارند واژه میمند برگرفته از میمنت و مبارکی بودهاست.
ـ عدهای نیز بر این باورند که مردمان این نواحی از میمند فارس مهاجرت کردهاند و چون در این ناحیه اقامت گزیدهاند، آن را میمند نام نهادهاند
میمند ؛ پارسیان و پرستشگاه دیرینه یزدان
این روستایی صخرهای و دستکند با چند هزار سال قدمت ؛ یادآور دورانی است که انسان پروردگار را در بلندای کوهها جستجو میکرد و ایرانیان شاید از کهن ترین مللی بوده اند که خداوند را اینگونه پرستش می کردند . هرودوت نیز در کتاب تاریخ خود بر این نکته که پارسیان در بلندای کوهها عبادت می کنند تاکید کرده است .
البته هنوز کسی از انگیزه اصلی این مردمان از ساخت چنین بناهایی کاملا آگاه نیست ولی عدهای از محققین معتقدند که مهرپرستان از غارهایی که با دست در دلکوه کندهاند تنها برای عبادت و دفن مردگان استفاده میکردند و بعد از مدتی بنا به اضطرار ناشی ازآب و هوا و یا هر عامل محیطی مؤثر دیگری، این غارها را برای سکونت برگزیدهاند. گفتنی است آئین مهر پیش از ظهور آئینزرتشت در ایران رواج داشته و تا مدتها پس از ظهور وی نیز ادامه داشتهاست.
در زمان ساسانیان "شهربابک" به عنوان زادگاه بابک سرسلسلة ساسانی مورد توجه خاص بوده و پس از ظهور اسلام و ورود آن به ایران مردم "شهر بابک " و به تبع آن میمند که بر آئینزرتشت استوار بودند به اسلام گرویده و مذهب شیعه را پذیرا گشتند.
ساکنان این روستا دارای آداب و رسوم خاص هستند و در زبان و گویش آنها هنوز از کلمات پهلوی ساسانی استفاده میشود.
این روستا هفتمین منظر فرهنگی_طبیعی و تاریخی جهان بود که جایزه مرکوری را دریافت کرد. جایزه ملینا مرکوری جایزهای است که از سوی دولت یونان و با همکاری مجامع فرهنگی بین المللی مانند یونسکو و ایکوموس (شواری حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی) به آثاری اهدا میشود که دارای شرایط و ضوابط فرهنگی، طبیعی و تاریخی منحصر به فرد باشد.

سازمان میراث فرهنگی بر اساس بررسی سفالهای به دست آمده از این روستا، قدمت میمند را به دو هزار و 500 تا سه هزار سال پیش اعلام کرده است .
شغل اصلی ساکنان قدیم میمند دامداری بوده و مردان و زنانی که اکنون نیز در میمند ساکن هستند با همان شیوه نیاکان خویش ، روزگار می گذرانند.
مردمان این دیار بیشتر با افراد فامیل خود ازدواج می کرده اند که هنوز نیز این رسم در میانشان رایج است .
معماری میمند انسان را ناخودآگاه به یاد روستای "کندوان" در آذربایجان ایران و اثر تاریخی "کاپادوکیه" در ترکیه می اندازد .
خانه های روستای میمند با بیش از دو هزار و 500 اتاق در پنج طبقه مورب روی هم قرار گرفته اند.
هم اکنون 50 خانوار با 140 نفر در روستای دستکنده میمند زندگی می کنند .
منبع :http://mymand.blogfa.com/
مصر
جایی بسیاردورازشهرهای شلوغ، درست
نزدیک به مرکز پهنه ی یک میلیون وششصد و چهل و هشت هزار و صد و نود و هشت کیلومتر
مربعی ایران و درمیانه ی کویری پهناور، جزیره ای کوچک درمیان شنهای روان به نام
روستای مصرواقع است، روستایی که درست مثل خود کویرشگفت است وحیرت انگیز.
هرچند که پهنه ها، بلندی های و پستی های طبیعت سراسر شگفتی است؛ اما شگفتی منحصربه
فرد، شگفتی کویر افسونی که تنها باحضورقابل درک است.
نه متن، نه عکس و نه هیچ رسانه ی دیگری حتی نمی تواند رویای کویر را تمام وکمال
زنده کند. اما گریزی نیست از پارادوکس نوشتن ازکویر چرا که حضور درکویر هیچ گاه
دائمی نیست.
شنهای روان این منطقه که محلی ها باترکیب زیبای فارسی (ماسه بادی) رمل از آن نام
میبرند همه چیز این دریاست که برخلاف دریای مرسوم کمترموجودی زنده یا مرده در آن
یافت می شود، این ماسه بادیها تادیوار به دیوارچینه های روستا و زمینهای کشاورزی
آن پیش آمده اند و درعین لطافت بسیارچونان آب روان،گویی به انتظارنشسته اندتاروستا
را هم درنوردند اما مردمان کویر دردل این دریای شن، با توسل به کاریز (قنات) این
ابتکار خاص ایرانیان، جزیره ای ساخته اند، بستر نعمت: خرما، انار، صیفی و... شاید
هم همین نخلهای استوارند که این سرسبزی را میان این همه بی آبی و داغی به ارمغان
آورده اند.
این روستا، واحه ایست در 40 كیلومتری شرق جندق كه حضور جهانگردان خارجی در آن، یكی
از شیرینترین خاطرات 40 خانوار ساكن در آن است و جندق نیزشهرکویری کوچکی است که
درست در میانه ی راه دامغان به نائین و اصفهان قراردارد.
مصر دهکده ایست جدا افتاده از جاده ی اصلی که بیشتر به آوردگاهی می ماند که درآن
درختان کهن و راست قامت نخل به همراه سازه های خشتی و بادگیرهای آفتاب خورده اش،
مدتهاست مشغول زورآزمایی با تپه های لغزان شن هستند، آباد بومی با نزدیکترین فاصله
بامیانه ی ساحلی جنوبی کویرنمک که در نخستین برخورد با معماری خاص روستا و اندک
آدمهای آن که به نظر نمی رسد هیچ کدام عجله ای برای رسیدن به مقصد داشته باشند.
روستای مصر با دو روستای بسیار کوچک دیگر به نامهای امیرآباد و فرحزاد دریک خط شمالی–
جنوبی به طول حدود 6 کیلومتر واقع شده اند تعداد خانوارهای ساکن در فرحزاد کمتراز
انگشتان یک دست است و امیرآباد نیز فقط محلی است برای کشاورزی اهالی مصر. آنجاست
که آدمی پی به سخت کوشی مردمان کویرمی برد درامیرآباد بوی باغ ایرانی حس میشود
گویی به شمال کشور آمده ای هوایی مطبوع و دلپذیر، خرمن های گندم و جو و در بهار
بوی گل سنجد است که توجه آدمی را جلب می کند.
آب کشاورزی و شرب روستا از طریق یک قنات که سرمنشا آن تا روستا نزدیک 25 کیلومتر
فاصله دارد، تامین می شود که آب نسبتا شیرین و گوارایی است.
خانه های روستا، مسجد و دبستان آن هم دوطرف خیابان اصلی که آب قنات ازمیانشان می
گذرد، قرارگرفته اند.
ورودی روستا دواتاق کوچک مقابل هم قرارگرفته اند که داخل یکی ژنراتور بزرگی است که
برق مصر و روستای هم جوار آنرا (فرحزاد) تامین می کند و دیگری تنها مغازه ی روستاست
که مجهزبه خط تلفن ثابتی است که ارتباطات مخابراتی ساکنان یا احیانا مسافران را
برقرار می کند (ارتباط با تلفن همراه میسرنیست).
برق روستا هم قبلا به دلیل عدم قرارگرفتن درشبکه ی سراسری از 5 صبح تا 10:30 شب متصل
بوده وراس ساعت 10:30برق و صدای موتور برق قطع می شده و هم اکنون درتمام طول 24
ساعت برق روستا وصل است البته در فرحزاد سکوت بیشتر از مصر است چون صدای نهیب
ژنراتور دیزلی شنیده نمی شود.
شمار اهالی روستا را 170 نفر تخمین می زنند که البته در گذشته این رقم بیشتربوده،
اما سیل بزرگی که چند سال پیش رخ داد و سبب ویرانی نیمی از دهکده را فراهم آورد،
سبب شده تاروند مهاجر فرستی روستا با شتاب قابل تامل افزایش یابد.
این روستا در 40 کیلومتری شرق جندق و 50 کیلومتری شمال خور از توابع استان اصفهان
قراردارد. موقعیت جغرافیایی روستا 34/04 شمالی و 54/47 شرقی می باشد.
و اماجندق شهریست کوچک وقدیمی که تا تهران 650 کیلومتر فاصله دارد. این شهر در 350
کیلومتری شمال شرقی اصفهان قراردارد موقعیت جغرافیایی آن عرض 33:56:23 شمالی و طول
آن 54:21:29 شرقی است، ارتفاع آن نیز از سطح آبهای آزاد 1213متر می باشد.
جندق از شمال به کویر بزرگ، ازغرب به کویر ریگ جن و رشته کوههای جندق، از جنوب به
بیابانهای اطراف خور و از شرق به حاشیه ی جنوبی دشت کویر محدود می شود.
این شهر در 260 کیلومتری جنوب دامغان است سراسر این 260 کیلومتر هم صرف نظر از چند
روستای کوچک ابتدای مسیر، بیابان است و عاری ازدست کاری و خراب کاری بشر در طبیعت.
طبق آخرین سرشماری جمعیت جندق 4000 بوده که اکثرا به دامداری و کشاورزی مشغول اند.
از مهمترین محصولات آن می توان به زعفران، سیر، گندم و جو اشاره کرد البته نانهای
شهر جندق را ازیاد نبرید که بسیار لذیذ است.
زبان مردم جندق فارسی است ولی مردم بعضی از روستاها مثل گرمه – اردیب – ایراج و فرخی
لهجه ی ویژه ای دارند و در زبانشان واژگان پهلوی بسیار است.
جندق در زمانهای گذشته در مسیر شاهراه ارتباطی کاروان گذر جندق به بیدستان قرار داشته
و کاروانهایی که ازسمت جنوب ایران قصد عزیمت به ری و شمال کشور را داشته اند، پیش
از عبور از دریای کویر در جندق اتراق می کرده اند. درحال حاضر جندق محور ارتباطی
اصفهان، نائین، انارک، جندق، دامغان، مشهد است و مسافرانی که از اصفهان و شهرهای
جنوبی ایران قصد عزیمت به مشهد را دارند، از این محور استفاده می کنند.
این شهر کوچک برای خودش موزه ایست تاریخ این شهر به دوران ساسانی بر می گردد در زمانی
که انوشیروان دادگر این مکان را به عنوان تبعیدگاهش انتخاب کرده بود قلعه و بارویی
ساخته که طی سالیان دراز دور قلعه را خانه هایی محصورکرده است و حالا جندق شهریست
دردل کویر.
مردم این شهر اندک زراعتی دارند و درخانه های ساده شان دارقالی برپاست. اینجا شهر
شاعریست با نام یغمای جندقی. خانه ی قدیمی این شاعر درقلعه ی جندق واقع است ...
یغماشاعر عهد قاجار است.
شهر جندق چیزی کمتر از ابیانه ندارد اما از اقبال ابیانه هم نصیب نبرده، که به تهران
نزدیک باشد و گوشه نظری به آن شود. همه جای این شهر به خصوص قلعه بافتی قدیمی دارد
و حتی بافتی 1500 ساله.
طاقها و رواقهای کوتاهی درکوچه ها دیده می شود و چون در قدیم راهزنها به شهر حمله
میکردند درب خانه ها را کوتاه می ساختند، طاقهای کوتاهی در کوچه بنامی کردند تا
اسبهای راهزنها وارد خانه ها و حریم حرمت دارشان نشوند.
چاههایی که به قنات وصل می شوند درهمه ی خانه های قلعه وجود دارنداین چاهها به شکل
عجیبی ساخته شده اند و برای اینکه راهزنها نتوانند از طریق قنات وارد حیاط خانه ها
شوند این چاهها به شکل مارپیچ ساخته شده اند تاآدمی نتواند از آن رد شود.
این شهر پراز اسرار است و افسوس که همه ی بادگیرها، اسرار و حتی مردم این شهر به
فراموشی سپرده شده اند...
قلعه ی این شهر جز معدود قلعه هایی است که با گذشت چند صد سال ازعمرآن هنوز مسکونی
است این قلعه درشمال جندق واقع است و جنوب آنرا کوچه باغهای پرپیچ و خم با
دیوارهای گلی وپرچین های زیبا تشکیل داده اند درضمن این باغها محصولات اندکی ازتوت،
زردآلو و گلهای محمدی و نرگس می دهند.
قدمت جندق مسلما به قبل ازاسلام برمی گردد واین از قلعه ی موجود دراین شهر پیداست
البته طبق حدیثی معتبردر زمان پیامبر اکرم فرشی تمام ابریشم از جندق بافته شده
وخدمت آن حضرت فرستاده شده است که اکنون به نقل این حدیث می پردازم:
"و از معجزات مشهوره عجیبه آن حضرت یکی حدیث بساط است که به حدیث عمامه مشهور
است و در بعضی کتب مذکور است ولیکن مختلف منقول شده اما آنچه اهل سنت و جماعة نقل
کرده اند و به نظر قاصر رسیده آنکه به طرق مختلفه از انس بن مالک روایت نموده اند
که او گفت: اهدی لرسول الله بساط من خندف فقال یا انس ابسط فبسطة ثم قال ادع
الشعرة فدعوتهم فلما دخلوا امرهم بالجلوس علی البساط ثم دعا علینا فناجاه طویلا ثم
رجع علی فجلس علی البساط ثم قال یاریح ضعیناثم قال اتدرون فی ای ارض و مکان انتم
قلنالا قال هذا موضع الکهف والرقیم قوموا فسلمواعلی اخوانکم فقمنا فسلمناعلیهم فلم
یردواعلینافقام علی فقال السلام علیکم یا معاشر الصدیقین والشهدآء قالوا وعلیک
السلام ورحمة الله وبرکاته قال فقلت مابالهم ردواعلیک ولم یردواعلینافقال مابلکم
لم تردواعلی اخوانی فقالوا انا نحن معاشرالصدیقین والشهداء لاتکلم بعدالموت الا
الانبیاء والاوصیاء ثم قال یاریح احملینافحملتنا یدف بناد فقال یاریح ضعینا فاذا
نحن بالحیرة قال فقال علی ندرک النبی فی آخررکعته فطوینا واتینا واذاً النبی یقرا
فی آخررکعته ام حسبت ان اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتناعجباً
و ثعلبی نیز که از علمای اهل سنت است همین حدیث را به همین طریق نقل کرده ودر آخرحدیث
اوهمین زیادتی هست که فصاروا رقدتهم الی اخرالزمان عندخروج المهدی یسلم علیهم
فیحییهم الله عزوجل ثم یرجعون الی رقدتهم فلا یقومون الی یوم القیمة
یعنی انس گفت هدیه آوردند از جهت رسول خدا فرشی ازیک قبیله و به انس گفت آنرا پهن
کن گوید که چون آن بساط را گسترانیدیم فرمود آن ده کس را بخوان پس من آنها طلبیدم
و چون آمدند امر نمود ایشان را برنشستن برآن بساط پس بخواند علی را و زمانی به او
راز گفت پس علی آمد و بر آن بساط قرار گرفت و باد را امر نمود که ما را بردار پس
باد ما را برداشت و آن بساط به تندی تمام می رفت تا آنکه به باد گفت ما را برزمین
گذار چون برزمین رسیدیم از ما پرسید که هیچ می دانید که درکدام زمین و کدام مکانید
شما ما گفتیم نمی دانیم فرمود که این محل کهف و رقیم است و این جائیست که اصحاب
کهف خوابیده اند پس برخیزید و برایشان سلام کنید پس ما یک به یک برخواستیم و
برایشان سلام کردیم وهیچ یک از ما جواب نشنیدند پس علی برخواست و گفت السلام علیکم
یا معاشر الصدیقین و الشهدا پس شنیدیم که یک بارهمه گفتند و علیک السلام ورحمة
الله و برکاته
انس گوید پس من گفتم چه بود ایشان را که جواب سلام ما ندادند ورد سلام تو را کردند
پس حضرت علی باز متوجه ایشان شده گفت چه بود شمارا که رد سلام بر برادران ما
نکردید ایشان در جواب گفتند که ما گروه راستگویان و شهیدانیم و به آن ماموریم که
بعد ازمردن حرف نزنیم و تکلم نکنیم مگر با پیغمبری یا وصی پیغمبری و بعداز آن باد
را خطاب نمود که ما را بردار باد ما را برداشت و بهمان جلدی و تندی بساط را می برد
تا آنکه باد را امر نمود که بساط را برزمین گذار چون برزمین آمدیم خود را در زمین
مدینه یافتیم پس علی گفت ما رسول خدا را در آخر رکعت نماز خواهیم یافت پس چون
آمدیم دیدیم که رسول خدا در آخر رکعت نماز است و قرائت سوره ی کهف را به اینجا
رسانده که ام حسبت ان اصحاب الکهف تا آخرآیه .
و ثلعبی نیز همین حدیث را به همین طریق نقل کرده به این زیادتی که پس اصحاب کهف به
حال خود خوابیدند و به همانحال خواهند بود تا آخرالزمان که حضرت مهدی هادی ظهور
کنند آن حضرت برایشان سلام کند و حق تعالی ایشان را زنده کند و جواب سلام او را
خواهند داد و باز تا روز قیامت خواهند خوابید و چون همه ی خلقان محشور شوند ایشان
ازخواب بیدار گشته و به عرصات خواهند آمد.
وایضاازابی جعده مرویست که در بصره حاضرشدم به مجلسی که انس بن مالک نقل این حدیث
می نمود دیدم که مردی برخواسته و گفت یا انس و یا صاحب رسول الله این برصی که در
تو مشاهده می کنم از چیست و حال آنکه پدر من از رسول خدا نقل می کرد که مومنان به
برص و جذام مبتلا نمی شوند پس انس سردر پیش افکنده اشک از چشم او روان شد و بعداز
لمحه ی سرد برآورد و گفت دعای بنده ی صالح درحق من مستجاب شده چون این حرف بگفت
مردمان همه ازجوانب برخواسته نزد او حاضرشده گفتند یا انس آنچه توگفتی ازبرای
مابیان کن انس گفت از این درگذرید فائد نکرد هرچه التماس نمود ابرام بیشتر کردند
چون دید که فائده نمی کند گفت برجای خود بنشینید تا بگویم و حدیثی که سبب این برص
است بیان کنم چون مردمان به جای خود قرارگرفتند گفت بشنوید و بدانید که به هدیه
آوردند از برای رسول خدا بساطی که از ابریشم بود از جانب مشرق از دهی که آنرا جندق
گویند.
پس رسول خدا مرا فرستاده حکم کرد که ده تن را طلب نمایم و چون یاران حاضر شدند علی
بن ابی طالب را امر فرمود که ایشان را براین بساط بنشان و ببر اصحاب کهف را زیارت
نموده بازآی و مرا فرمود که ای انس تونیز برو تا هرچه ببینی مرا از آن خبردهی
بعداز آن ملتفت شده به علی و گفت باد را امرکن تا شما را برداشته ببرد پس علی علیه
السلام به باد خطاب نموده گفت یا ریح احملینا یعنی ای باد مارا بردار
چون باد بساط را برداشته به هوا برد علی گفت سیرواعلی برکة الله و ما خود را در هوا
بسیار می دیدیم و ازمکانی به مکانی می گذشتیم تا آنکه نوبت دیگر باد را گفت یاریح
ضعینا یعنی ای باد مارا بگذار درحال برزمین قرارگرفتیم گفت هیچ می دانید که درکدام
زمین نشسته اید ما گفتیم خدا و رسول و وصی او بهترمی دانند گفت این مکان اصحاب کهف
است برخیزید ای اصحاب رسول خدا تا برایشان سلام کنیم پس با او رفتیم تا به خوابگاه
ایشان رسیدیم اول ابی بکر و عمر سلام کردند هیچ کس جواب نداد پس طلحه و زبیر سلام
کردند جواب نشنیدند پس عبدالرحمان بن عوف سلام کرد پس باقی اصحاب سلام کردند و
هرکدام می گفتند السلام علیکم یا اصحاب الکهف والرقیم پس من پیش رفته گفتم السلام
علیکم و رحمة الله و برکاته اناانس خدم رسول الله یا اصحاب الکهف هیچ یک ازما جواب
نشنید پس ازآن علی بن ابی طالب برخواسته و گفت السلام علیکم یا اصحاب الکهف و
الرقیم الذین کانوا من آیات الله عجبا پس همه یک بار گفتند و علیک السلام یا وصی
رسول الله ورحمة الله و برکاته.
و چون اصحاب را به خاطر می رسید که آیا چرا مارا جواب سلام ندادند و حال آنکه جواب
سلام واجب است علی پرسید که آیا اصحاب کهف چرا جواب سلام اصحاب رسول خدا را نگفتید
ورد سلام ایشان نکردید باز همه به یک زبان گفتند یا خلیفة رسول الله نافئة آمنوا
بربهم وزادهم الله هدی ولیس لنا اذن ان ترد السلام اعلی نبی او و وصی نبی وانت وصی
خاتم النبیین وانت سیدالوصیین پس گفت آیا شنیدیدای اصحاب رسول الله همه گفتند بلی
یا امیرالمومنین پس گفت برجا و مکان خود قرارگیرید و ما برگشته و هرکسی برروی بساط
برجای خود قرارگرفتیم.
پس گفت یاریح احملینا و باد به همان روش مارا به هوا برده سیرمی فرمود تا آنکه آفتاب
غروب نمود دیگر باره امر فرمود که یاریح ضعیناپس باد مارا فرود آورد برزمینی که به
غیر زعفران و گیاهی که آن را شیح می گویند یعنی درمنه ترکی دیگرچیزی نداشت و آب در
آن نبود از هیچ طرف ما گفتیم یا امیرالمومنین وقت نماز رسید و با ما آب نیست که
وضوکنیم.
پس آن حضرت برخواست و نگاهی به آن زمین کرده نزدیک به
ما سر پایی برزمین زد دیدیم که چشمه ی آبی پیدا شد فرمود اینک آنچه می خواستید و
چون نزدیک چشمه رفتیم آبی درنهایت شیرینی و خوشمزگی دیدیم از آن آب خوردیم و وضو
ساختیم فرمود که اگر این نمی بود جبرئیل از برای شما از بهشت آب وضو می آورد نماز
کردیم و او تا نصف شب به نماز و عبادت مشغول بود پس گفت بر جاهای خود بنشینید که
نمازصبح را یا یک رکعت آن نماز را بارسول خدا خواهید دریافت باد باز مارا به هوا
برده سیرمی فرمود تا آنکه در وقت نماز صبح به مسجد مدینه رسیدیم و رکعت دوم نماز
را رکعت اول گفته نماز را تمام کردیم و چون از تعقیب فارغ شدیم رسول خدا به
من التفات نموده فرمود یاانس تو می گویی یا من بگویم آنچه دیدی وشنیدی گفتم یارسول
الله حدیث ازدهن شماشیرینتر است پس ابتدا نموده از اول تا آخر آنچه بر ما گذشته بود
به نحوی بیان فرمود که گویی با ما بوده است و چون حکایت را تمام کرد فرمود یاانس
در وقتی که ابن عم من از تو گواهی طلبد گواهی خواهی داد؟ گفتم بلی یارسول الله و
چون آنحضرت رحلت نمود و ابوبکر به قهر و عدوان متولی امر خلافت شد امیرالمومنین
حاضر شده در حضور جمعی کثیر گفت ای انس حکایت روز بساط و چشمه ی آب را نقل کن و
گواهی که رسول خدا به آن امر فرموده بودبده من گفتم یا علی پیری مرا دریافته و همه
چیز را فراموش کرده ام گفت اگر مداهنه نمایی و به خاطر داشته باشی و بعداز آن که
پیغمبر فرموده کتمان شهادت کرده باشی حق تعالی سفیدی در روی تو و آتشی در جوف تو و
کوری در چشم تو پدیدآرد که پنهان نتوانی داشت ومن از آن مجلس برنخواستم الا به آن
سه مرض گرفتار شدم و الحال قادر به روزه ی ماه مبارک رمضان نیستم و طعام درمعده ی
من قرارنمی گیرد و به آن حال بود تا بمرد و عجب تر آنکه شنیده شد والعهدة علی
الراوی که اولاد او نیز مبروص می باشند نعوذ بالله منه." بر گرفته ازکتاب
حدیقة الشیعه احمدبن محمد معروف به مقدس اردبیلی
البته درکتب دیگرهم از جندق نوشته اند کتابهایی مثل بر ساحل کویر نمک، تاریخ قومس،
سفرنامه ی ناصرخسرو و... که در اینجا به ذکر مطالبی ازکتاب تاریخ قومس تالیف
عبدالرفیع حقیقت بسنده می کنم:
در صفحه ی 267 کتاب مذکور اینگونه آمده که قصبه ی جندق(جرمق) یا(گندک) جز بخش خور
و بیابانک در 65 کیلومتری شمال باختر خور در مسیر شوسه جندق به انارک واقع است.
چون این قصبه از سمت شمال که به کویر سمنان منتهی می شود اولین آبادی ولایت مذکور
می باشد، بنابراین آنرا جندق و بیابانک نامیده اند نه اینکه(بیابانک) نام دهی
مخصوص دراین ولایت باشد، بطور کلی لفظ بیابانک به کلیه دهات این منطقه اطلاق می
شود مخصوصا بیاضه
قصبه جندق درشمال غربی کویر قومس(مرکزی ایران) واقع است و تا آخرین قسمت بیابانک
25 فرسنگ و تا کویر قومس 6 فرسنگ و تا سمنان از راه کویر چهل فرسنگ فاصله دارد.
این قصبه در جلگه واقع جزء نقاط گرمسیر است، سکنه آن 9550 نفر است ولی بواسطه کم
آبی و عدم امکان فعالیت همگانی مردم این قصبه اکثرا جلای زادگاه گفته و در شهرستانهای
سمنان، دامغان، یزد، نائین، شاهرود، مشهد و طهران پراکنده می باشند، دین مردم جندق
شیخی و شیعه و زبان آنان فارسی و دارای لهجه مخصوص محلی است، آب آن از چشمه و قنات
محصول قصبه غلات، پسته، خرما، شغل مردان زراعت صنایع دستی زنان عبا و کرباس بافی،
راه شوسه، دبستان دارد درحدود 40 باب دکان و پاسگاه ژاندارمری دارد، دارای معدن
سرب می باشد و قبلا استخراج می شده است.
قصبه ی جندق تقریبا دارای 50 مزرعه ی کوچک و بزرگ می باشد در این قصبه زمین نفت دیده
می شود که می گویند به نفت سمنان(خوریان) مربوط میشود .
این قصبه محل تولد میرزا ابوالحسن یغمای جندقی شاعر معروف دوره ی قاجاریه است که
شرح احوال وی درفصل شاعران قومس در این تالیف بیان خواهد شد.
غار کهک


بلندی بعضی از ستونهای آهكی غار كهك در حدود 14متر است كه جزء بلند ترین ستون های غارهای آهكی ایران می باشد

تخت سلیمان

تخت سلیمان نام محوطه تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرتآباد) در استان آذربایجان غربی در کشور ایران است.
مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچهای طبیعی ساخته شده است. آب این دریاچه که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح میآید و به زمینهای اطراف میریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوبهای حاصل از این املاح در طی قرنها لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است.
آثار بناهای دورههای اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهمترین آثار بجا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است.

در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتشگاه بزرگ و برجسته داشتند. نام آتشهایی که در این آتشگاهها نگهداری میشد یکی بُرزین مهر به معنای آتش عشق والا و ویژه برزیگران بود که در نزدیکی نیشابور خراسان جای داشت. دیگری فَربغ بود به معنای آتش فرّ ایزدی که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود و سومی گُشَسب که در تکاب آذربایجان قرار داشت. آتشگاه آذرگشسب ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی بنام شیز یا گَنجَک بر روی کوه اَسنَوند قرار داشت. آذرگشسب به معنای آتش اسب نر است. بر پایهٔ افسانههای ایرانی این آتشگاه بدین علت این طور نامیده شده است که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نیمروز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون نام تخت سلیمان نام دارد.
کاوشگاه باستانی شیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده است و طرحهای بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است.
کوچه باغات زیبای آلبالو و سیب و گردو آبشار زیبای روستا و دژ نظامی تسخیر ناپذیر ملك بهمن

قلعه رودخان
قلعه رودخان یكی از عجایب معماری گیلان بشمار میرود این قلعه بزرگترین دژ نظامی ایران است. این دژ عظیم به لحاظ استراتژیكی، یكی از غیرقابل نفوذترین دژهای باستان است، زیرا دره و رودخانه خروشان به همراه ارتفاعات پوشش جنگلی اطراف قلعه، مانعی برای نفوذ بیگانگان است
گفته میشود این بنا متعلق به دوره ساسانی میباشد كه طی حوادث و رویدادها، تخریب و در زمان حكومت سلجوقیان تجدید بنا شده است. كما اینكه این قلعه تا دوره زندیه مورد استفاده قرار میگرفت
چون این قلعه تاریخی در کنار رودخانه بنا شده به قلعه رودخان معروف است. کلمه رودخان در واقع مخفف رودخانه و قلعه رودخان یعنی قلعه ای که در نزدیکی رودخانه است.این قلعه "هزار پله"، " حسامی " و " سکسار " نیز نامیده شده است
برای رسیدن به قلعه پس از گذر از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت ، کردمحله ، سیاه کش ، شمس تالان ، گوراب پس ، هولس کام ، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می رسیم پس از گذشتن از حیدرالات وطی 3 کیلومتر جاده خاکی وارد پارک جنگلی قلعه رودخان شده وباید مسیر 1.5 کیلومتری تا رسیدن به قلعه را از طریق پله های احداثی طی کنیم که حدود یک ساعت و نیم طول می کشد
در بدو ورود و پدیدار شدن قلعه، نظر بیننده متوجه دروازه عظیم و برج باهیبت آن می شود. در طرفین دروازه دو سكو از جنس سنگ لاشه به ارتفاع 5.1 متر وجود دارد كه محل استقرار محافظین قلعه بوده است.
وارد قلعه كه میشویم با مساحتی در حدود 2.5 هكتار مواجه میشویم، سراسر قله كوه به وسیله برج و بارو و دیواری بلند كه از پستی و بلندیهای كوه و عوارض طبیعی تبعیت كرده، احاطه شده است
این بنای عظیم به وسیله سنگ و آجر(آجرهای 23×21 سانتی متری با قطر عموماً 5 سانتیمتر) ساخته شده و در بخشهای آسیبپذیر و نقاط حساس سنگ با ملات ساروج بهكار رفته، اما در مسیر اتاقها، برجها و سقفهای گنبدیشكل از آجر، گچ و ملات ساروج استفاده شده است، ارتفاع دیوارها متفاوت و از 3 تا 10 متر متغیر است در دیوارها، منافذ و تركشهایی برای دیدهبانی و برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده است.
در گذشته چشمه آبی در داخل قلعه جاری بود كه وقت محاصره از آب آن استفاده می شد. این چشمه پس از زلزله سال 1369 رودبارخشک شد اما اكنون با همت سازمان میراث فرهنگی جریان آب آن بر قرار شده است
آب انباری هم در بخش غربی و در پایین ترین سطح قلعه به فاصله ۱۴۰متری از دروازه ورودی به صورت هشت ضلعی كه اندازه هر ضلع آن ۲متر است ساخته شده، که كف آن از سنگ و ارتفاع آن تا نوك گنبد ۴/۵ متر است
انتخاب مکان مناسب، بهره گیری از مصالح مقاوم، استفاده از شیوه های مختلف معماری راز پا برجایی وجاودانگی این قلعه در رطوبت 98 درصدی است به طوری که برخى از ساکنین منطقه باور دارند که این قلعه را «جن ها» بنا کرده اند. زیرا بنایى که توسط آدمیزاد ساخته شده باشد، نمى تواند اینقدر دوام بیاورد
فرم كلی قلعه نامنظم است و از دو بخش شرقی و غربی تشكیل شده است:
بخش غربی؛ شامل دروازه ورودی، چشمه حوض، آب انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه شاهنشین و تعدادی واحد مسكونی كه به وسیله برج و بارو محصور شدهاند.
بخش شرقی؛ در این بخش بنا جنبه نظامی دارد و شامل دروازه ورودی جداگانه با دو برج بزرگ، زندان، واحد مسكونی و در اضطراری است
در دیوارهای شمالی و جنوبی در فواصل منظم برجهایی است كه بالای آنها اتاقهای هشت ضلعی، از آجر ساخته شده و جمعاً شصت و پنج برج نگهبانی وجود دارد
قلعه رودخان قلعه رودخان یكی از عجایب معماری گی
سلام به همه ی دوستان...
میخوام یه گوشه ای از کشورمون رو بهتون معرفی کنم که همگی ذهنیت یکسانی از اونجا دارید...
هر وقت اسم اهواز یا خوزستان میاد همه با توجه به تصاویری که صدا و سیما پخش میکنه و حرفهایی که از جبهه و جنگ شنیدیم یاد یه جای بی آب و علف و خشک و بیابونی میافتیم..که پر از عربه و همه عربی یا با اون لهجه ی آبادانی(کا مو خودوم ته ای حرفام نه ایطو
)حرف میزنن.
ولی امروز میخوام یه سری عکس از مناظری بهتون نشون بدم که شاید تو خوش آب و هوا ترین منطقه ی شمال کشور هم نتونید شاهد اون باشید....
استان خوزستان از نظر موقعیت جغرافیایی و پراکندگی جمعیت دقیقا مثل کل ایران میمونه..منظورم اینه توش فارس پیدا میشه لر....ترک...کرد..شمالی..بختیاری..عرب..و از نظر جغرافیایی هم مناطقی سردسیر که بیشتر ماه سال رو هوای سرد اونجا رو در بر میگیره و زمستونهای خیلی سردی داره..جنگل داره...کوه داره...رودخونه و چشمه تا دلتون بخواد داره..کویر و بیابون داره..تالاب داره..بندر داره..ساحل خوشگل داره...خلاصه همه جور آدم و اب و هوا رو میتونید اونجا ببینید...
یکی از جاهایی که خود من بیشتر اونجا رو دوست دارم اونم به خاطر طبیعتشه که واقعا زیباست...
در حدود 240 کیلومتریه شمال شرقی اهواز یه شهری هست به اسم لالی که ساکنینش بختیاری هستن..این شهر نزدیک به انتهای رشته کوههای زاگرس هستش ..توی این شهر همینطور که توی عکس میبینید انواع و اقسام مناظر طبیعی رو میتونید ببینید..همچنین تعداد زیادی آثار باستانی که نمیدونم واسه چه دوره ایه ولی میدونم خیلی قدیمین..
اینجا هم عکسهایی که خودم و یکی از دوستام از مناظر دیدنیه لالی و اطرافش گرفتیم و میذارم براتون امید وارم که خوشتون بیاد و فرصتی پیش بیاد تا همگی با هم بتونیم بریم و از نزدیک از دیدن این مناظر لذت ببریم






اگه کسی از عکسی خوشش اومد و خواست که اونو تو اندازه ی بزرگ ببینه بهم پیام بده تا واسش بفرستم
ابیانه
در ۴۰ كیلومتری شمال غربی نطنز از استان اصفهان در دامنه كوه كركس روستایی بس كهن واقع است به نام ابیانه. این روستا را به اعتبار آثار و بناهای تاریخی پرتنوعش باید از زمرهٔ استثنایی ترین روستاهای ایران به شمار آورد. شكوه معماری بومی و سرشار از زیبایی این روستا، آن را در شمار نمونه های كم نظیر دیدنیهای جهان درآورده است. ابیانه نقطه ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. در دورهٔ صفویه هنگامی كه شاهان صفوی برای ییلاق به نطنز میرفتند بسیاری از نزدیكان آنها و درباریان ترجیح میدادند در ابیانه اقامت كنند. شمار خانه های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده؛ این خانه ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی كه پشت بام مسطح خانه های پایین دست، حیاط خانه های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمیسازد. در نتیجه، ابیانه در وهلهٔ اول روستایی چند طبقه به نظر میآید كه در بعضی موارد تا چهار طبقهٔ آن را می توان مشاهده كرد. اتاقهای ابیانه به پنجرههای چوبی ارس مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر كوچه های تنگ و تاریكاند كه خود به صورت مناظر جالبی درآمدهاند. نمای خارجی دیوارهای خانه های ابیانه با خاك سرخی كه معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا كه در دامنه های شیبدار ابیانه فضای كافی برای ساختن خانه های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است كه هر خانواده انبار غار مانندی در تپههای یك كیلومتری روستا، در كنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها كه در دل تپه ها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای كوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقهٔ زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار میگیرد. زندگی مردم ابیانه كشاورزی و باغداری و دامداری است كه با روشهای سنتی اداره میشود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همكاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است كه برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار میگیرد. گندم، جو، سیب زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست میآید. در سالهای اخیر قالیبافی در ابیانه رواج پیدا كرده و نزدیك به ۳۰ كارگاه قالیبافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه بافی از جمله مشغله های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است كه امروزه تا حدی متروك شده است. مردم ابیانه به سبب كوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراكز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجهٔ قدیم خود را حفظ كرده اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجهٔ خاص ابیانه ای است كه با لهجه های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاكید و تعصب از خود نشان میدهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچهٔ سیاه و در زنها پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگارنگ است.
علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیمترین اثر تاریخی ابیانه آتشكدهای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ای ازمعابد زردشتی دانستهاند كه در جوامع كوهستانی ساخته میشد. مهمترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیمترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبتكاری آن است كه در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ. ق. نوشته شده است كه مربوط به دورهٔ ایلخانان است.مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخرهای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ. ق. مشاهده میشود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی فرزندان امام موسی كاظم بودهاند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده میشود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه میتوان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام برد.


کاشان در زمان سلجوقیان روبه رونق نهاد و در زمان قرهقویونلوها بیشتر ترقی کرد. تا جاییکه محل توجه دانشمندان شد. در نیمه دوم سده نهم و نیمه اول سده دهم این شهر، شهرت بسیاری داشت و یک شهر پرجمعیت به شمار میرفت. در سده ۱۱ و در دوره صفویه برای دومین بار به همان درجه از ترقی نائل شد و مانند اصفهان با شهرتی بسیار همراه گردید، اما با بروز زلزلهای بسیار شدید در سال ۱۱۹۲ هجری قمری دوباره ویران شد. بعد از زلزلهای که در زمان قاجار رخ داد کاشان دستخوش نابسامانی و منازعات محلی شد و از اینجهت زیانهای فراوان دید.
کاشان دارای جمعیتی بالغ برسیصد صد هزار نفر بوده که در بین دامنه کوه کرکس و دشت کویر آران سکنی دارند. در رده یازدهمین شهر صنعتی ایران قرار میگیرد که دلیل آن وجود کارخانجات فرش ماشینی (بیش از یکصد کارخانه)، کارخانه تولید ورق گالوانیزه و کارخانجات تولید قطعات خودرو و مونتاژ است. قدمت صنایع نساجی در این شهر به تولیدات شعربافی شامل مخمل بافی، زربافی و حریربافی برمیگردد که هم اکنون بیش از چند هزار نفر در کارخانجات نساجی مشغول به کار میباشند.
شهرت این شهر بیشتر به واسطه گلاب و فرش دستباف آن است. از محصولات کشاورزی آن میتوان به انواع غلات و میوههای فصلی اشاره نمود. غذای غالب، در بین مردم این شهر آبگوشت و بالاخص گوشت و لوبیا میباشد.
آثار تاریخی و دیدنی فراوانی در این شهر وجود دارد که از آن میان میتوان به باغ فین، مسجد و مدرسه آقابزرگ، خانه عامریها، خانه عباسیها، خانه طباطبایی، خانه بروجردی، حمام سلطان امیراحمد اشاره نمود.

آشنایی با تاریخ و فرهنگ منطقه نطنز :
به قول اورانسکی زبان شناس روس، در روستاهای طار، طرق، کشه،و چیمه مردم هنوز به زبان راجی(گویشی از فارسی قدیم)حرف میزنند که این گویش در بخشهایی از استان اصفهان مانند خونسار بدان تکلم می شود. مردم نطنز، همیشه در پرورش گل و باغ سازی،مشهور بوده اند.قلعه ای هست به نام قلعه وشاق که پناهگاه اسماعیلیه بوده است. این قلعه بالای صخره قرار گرفته و دسترسی به آن برای افراد معمولی غیر ممکن بوده است.بعضی ها می گویند این قلعه متعلق به اشکانیان است.اگر تاریخ نطنز را بخواهیم جدا از تحقیقات دیرنه تمدنی بدست آورده شده اخیر(مانند کشف استفاده از ذوب آهن در منطقه اریسمان نطنز)در نظر بگیریم، یعنی فقط از آثار و ابنیه بجای مانده ، تاریخ نطنز به دوران قبل از اسلام باز میگردد .نطنز به لحاظ دارا بودن آب و هوای خوب و هم از نظر قرار داشتن در مرکز ایران از ازمنه قدیم(ساسانیان) شکارگاه و تفرجگاه شاهان بوده که هم که ویژه گیهای این موقعیت موجب شده که در گذشته نطنز محلی برای عبور و تلاقی کاروانها و دادوستد آنها گردد، وجود چندین کاروانسرا در مرکز امروزی شهر نطنز نشاندهنده این مورد میباشد،مانند کاروانسراهای هال وین(هلال بین)، ملاعباس و علی اکبر که در مرکز شهر واقع هستند و مربوط به عهد صفوی میباشد ، اهم آثار تاریخی نطنز که امروز کماکان چه مورد استفاده و چه پابرجا باشد به دورانهای سلجوقیان و ایلخانیان و تیموریان و صفویان باز میگردد که برای تاریخ هریک سنگ نبشته ها و کتیبه هایی موجود است. می گویند مسجد اولیه جامع نطنز هزار سال پیش بر روی خرابه های آتشکده ساسانی ساخته گردید. خانقاه و بقعه شیخ عبدالصمد از دیگر ابنیه ای میباشند که در کنار مسجد جامع واقع است . همچنین بخشی از آتشکده که مربوط به دوره ساسانی بوده امروزه در شمالی خانقاه قرار داشته که ساختمان این آتشکده از چهار طاقی ساسانی و گنبد سنگی تشکیل گردیده که در حال حاضر چهار پایه و دو دهانه طاق آن باقی است .
كوهستان كركس :
کوهستان کرکس، بخشی از نیمه شمالی رشته کوههای مرکزی ایران است که از شمال غربی شهرستان کاشان تا جنوب شرقی شهرستان نطنز ادامه دارد. کوه کرکس حاصل گدازههایی است که از راه شکافهای موجود در سطح زمین به بیرون راه یافتهاند.
سطح زیر پوشش کوهستان کرکس در استان اصفهان بالغ بر ۳۰۰ هزار هکتار است که ۷/۹۷ هزار هکتار آن به عنوان منطقه شکار ممنوع انتخاب و اعلام شدهاست.
قلههای کوهستان کرکس به علت ارتفاع زیادی که دارند تقریباً در نیمی از سال پوشیده از برف بوده و منبع اصلی چشمههای متعددی است که در دامنههای این کوهستان جریان دارند.
دامنههای کرکس به دلیل وجود منابع آب کافی و نیز اعتدال شرایط اقلیمی و رویش انواع گیاهان مرتعی، زینتی و تجاری در ردیف مراتع نسبتاً خوب منطقه و کشور است. پوشش گیاهی منطقه بیشتر شامل گیاهان بوتهای (انواع گندمیان، درمنه، گون، گیاهان دارویی و …) و درختچههایی است که به صورت پراکنده دیده میشود.
موقعیت جغرافیایی و شرایط زیستی منطقه کرکس به گونهای است که امکان وجود انواع جانوران وحشی اعم از خزندگان، پرندگان و پستاندارانی نظیر کل و بز، قوچ و میش وحشی، آهو، گراز (خوک وحشی )، گرگ، شغال، روباه، کفتار، گربه وحشی، پلنگ، تشی، پایکا ( نوعی موش صحرایی که در ارتفاعات زیست میکند) و غیره در آن وجود دارد.
كوه كركس :
کوه کرکس یکی از کوههای مرکزی ایران است. کرکس کوهی مستقل است و در استان اصفهان قرار گرفتهاست. این کوه در جنوب شهرستان نطنز، شرق شهرستان برخوار و میمه و غرب شهرستان اردستان واقع شدهاست و ارتفاع آن از سطح دریا ۳۸۹۵ متر است.
چند تصویر از مسیر جنوبی صعود به قله ( روستای كشه ) :
« ابتدای مسیر صعود ( مرغداری روستای كشه ) »
« میانه ی راهِ مسیر پناهگاه »
« جانپناه و پناهگاه كوه كركس »
« نمایی از داخل پناهگاه »
« نمای قله ی كركس از گردنه ی شاخك »
« قله ی كركس »

طالقان منطقهای ییلاقی در میان کوههای برف گیر البرز واقع در ۱۲۰ کیلومتری شمال غربی تهران است.
طالقان متشکل از حدود ۸۰ روستای کوهستانی است. طول محدوده جغرافیایی طالقان از شمال شرق به جنوب غرب حدود ۸۰ کیلومتر، عرض آن حدود ۱۵ کیلومتر و مساحت منطقه حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مربع است ودر ۳۶ درجه و ۱۲ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۴۷ دقیقه طول شرقی در شمالغرب شهر تهران قراردارد. این منطقه میان دره بزرگی در کوههای البرز قرار دارد و از حدود گچسر شروع گردیده تا در غرب به قاقازان ختم میگردد (دره رود طالقان یا شاهرود). کلا حدود طالقان بدین شرح است: از مشرق به ارنگه و گچسر و کلار دشت، از شمال به تنکابن و الموت، از مغرب به الموت و قاقازان، از جنوب به ساوجبلاغ و پشکل دره و دهات حومه کرج متصل میباشد، میانگن درجه حرارت سالیانه در طالقان حدود ۵/۹+، متوسط حداکثر ۵/۲۷+، و متوسط حداقل ۳/۱۱- درجه سانتی گراد و میانگین بارندگی سالیانه حدود ۵۰۰ میلیمتر است.
روستاهای زیبای طالقان در دامنههای جنوبی و شمالی، در ارتفاع ۱۴۰۰ تا ۲۶۰۰ متر از سطح دریا، در امتداد رودخانهها و کنار چشمه سارها پراکنده شدهاند.
طالقان از سه بخش پایین طالقان، میان طالقان، و بالا طالقان تشکیل شدهاست.
طبیعت روح نواز طالقان بعنوان مهمترین جاذبه منطقه، گردشگران بسیاری را بسوی خود جلب میکند.
قله استوار شاه البرز با ارتفاع ۴۲۰۰ متر در بلند ترین نقطه مرز طالقان و الموت و قلههایی همچون - سات، بام، ناز، کهار، زرینه کوه، لشکرک و کلوان با ارتفاع بین ۳۴۰۰ تا ۴۴۰۰ متر به همراه غارهایی مانند - مرغ بند در ناریان، کله سنگ در دنبلید، خلی زر در ورکش و غارهای بزج و بادامستان و نیز آبشارهای - سفید آب در غرب شاه البرز، شل بن در غرب بزج، تره نو در جرینان و آبشارهای آسکان، سوهان و کرکبود، مجموعهای متنوع و کامل را برای دوستداران طبیعت فراهم آوردهاند، نزدیکی به ارتفاعات علم کوه و تخت سلیمان و نیز وجود چند مسیر راه پیمایی کم نظیر که طالقان را به سواحل دریای خزر مربوط میکند بر جذابیتهای این منطقه افزودهاست.

ویژگیهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی طالقان موجبات ظهور مشاهیری در زمینههای گوناگون هنری مانند - خط، نقاشی و موسیقی را فراهم آوردهاست و بزرگانی همچون -درویش عبدالمجید طالقانی (استاد بلا منازع خط شکسته)، میرعماد و غلامحسین امیر خانی (اساتید گذشته و معاصر خط نستعلیق)و استاد استادان موسیقی، غلامحسین درویش (درویش خان) را در دامان خود پروراندهاست.
جاذبههای فرهنگی، تاریخی
* بقعه ی شیخ حسین الهی معروف به جد بزرگوار در روستای دیزان ،جنب مسجد آیت الله شیخ مرتضی دیزانی
شاهرود رگ حیاتی این سرزمین دیر زمان است که از کوهپایههای شرقی آغاز و با طولی نزدیک به ۱۰۵ کیلومتر به غرب میرود این شریان آبی بیش از ۱۵ رودخانه کوچک و بزرگ منطقه را که از چشمه سارها و برفابها سرچشمه میگیرند، همراه خود تا سپید رود میبرد تا با آبهای قزل اوزن آمیخته و راهی دریای خزر شود.
سد مخزنی طالقان که به تازگی افتتاح شدهاست با ظرفیت ۴۲۰ میلیون متر مکعب که بر روی شاهرود ساخته شده، نقطه عطف مهمی در تاریخ، جغرافیا و محیط زیست منطقه محسوب میشود و تحولات و آثار عظیمی را از خود بر جای خواهد گذاشت.
هم اکنون در تقسیمات کشوری، طالقان یکی ازبخشهای استان تهران است.
آردکان، آئین کلایه، آرتون، آرموت، آسکان، اسفاران، امیرنان، انگه، اوانک، اوچان، اورازان، اوصار - ابصار، اهوارک، باریکان، پرکه، پردسر، پراچان، بزه ـ بزج، تکیه آرموت، تکیه جوستان، جوستان، حسنجون، خچیره، خسبان، حصیران، خودکاوند، خورانک، خوران، خیکان، دراپی، دنبلید، ده در، دیزان، روشنابدر، زیدشت، سفچخانی، گوران، سگرانچال، سگران، سنگ بن، سوهان، سید آباد، سیف بنه، شریف کلایه، شهراسر، شهرک، صالح آباد، صمغ آباد، عالی ده، عالی سر، فشندک، کجیران، کرکبود، کرود، کش، کشرود، کلارود، کلانک، کماکان، کوِئینِ، کولج، گته ده، گراب، گزن - جزن، گزنان ـ گزینان - جزینان، گلیرد، گلینک، گوران، لهران، مرجان، مهران، میراش، ناریان، نسا سفلی، نسا علیا، محسن آباد, موچان، میر، میناوند، نوده، نویز، نویزک، وشته، ورکش. هرنج، هشان، تکیه ناوه، منگلان، کن

نقشه طالقان

جنگل و دریاچه شورمست
.jpg?uniq=-3po2y4)



دریاچه زیبای شورمست در جنگلهای منطقه سوادكوه ،برج تاریخی لاجیم