__
عنوان بحث
معرفی جاذبه های گردشگری ایران
3 تیر 86 - 19:08

سلام

امیدوارم با این بحث بتونیم با جاذبه های گردشگری ایران ،تاریخی ،طبیعی و... آشنا بشیم .

درصورت امکان سری هم به بعضی از این اماکن بزنیم

ممنون از همکاریتون8->

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
19
8 آذر 1386 ساعت 15:19

 

تعدادی عكس زیبا از غار « كـتله خور » زنجان :

 

 

12751_2.jpg                                 

12754_2.jpg

12755_2.jpg

                                           12752_2.jpg

 

12778_2.jpg                                       

12748_2.jpg

12750_2.jpg                                          

12745_2.jpg                                           

12779_2.jpg

 

 

 

 

18
3 آذر 1386 ساعت 07:48

 

ارتباط غار علی صدر و غار کتله خور

 

شواهد آزمایش هیدرولوژی و رسوب شناسی این نظریه رو تقویت می کنه که این دو غار به هم متصل هستند....اما اثباتش کار ساده ای نیست

اخرین تحقیقات غار کتله خور که توسط المانی ها انجام شده حاکی از ان است که طول غار 200 کیلومتر میباشد و لایه های اهکی طی ازمایشی همسان بودن لایه های علی صدر را با کتله خور ثابت میکنه و در ضمن از کتله خور تا علی صدر 105 کیلومتر راه است

نتایج رسوب شناسی و کلارک رسوبات هر دو غار بسیار به هم نزدیک بود... نتایج مطالعات هیدرولوژی هم تا حدود زیادی به هم نزدیک و منطبق بود... سن زمین شناسی و جهت امتدادی لایه های رسوبی اونها هم این نظریه رو تقویت کرد... اما برای اثبات دقیق این نظریه باید از ردیابهای رادیواکتیو  استفاده کرد

این دو غار به منتهی هستند و این احتمال وجود داره چون غار کتله خور در مرز زنجان و همدان و غار علی صدر هم به سمت زنجان قرار گرفته است و دیگر اینکه مواد رسوبی این دو غار یکسان است . فقط تنها تفاوتی که دارند این است که غار علی صدر آبی است و غار کتله خور خشک است .

 

 

برگرفته از کلوب سفر

 

eGasht-100-860413-115540.jpg

زنجان ،آذربایجان غربی ،كردستان

 

 

جاذبه ها :


 

 

بزرگترین گنبد خشتی جهان گنبد سلطانیه - غار دست كن كرفتو -  دیدار از مجموعه تخت سلیمان شامل: معبد آناهیتا - آتشكده آذرگشنسب  - دریاچه و بقایای تنها كاخ به جا مانده ایلخانی 

 رختشویخانه 4.gif ( زنجان ) - خانه ذوالفقاری ( زنجان )

(13 مرداد 1386 ساعت 22:49)
Karaftoo-cave.jpg

ورودی غار کرفتو

 

*   غار  باستانی  کرفتو     *   دیواندره  *

 

 

 

غار کرفتو در شهرستان دیواندره ، در 72 کیلومتری شرق شهرستان سقز قرار دارد . با توجهبه تحقیقات به عمل آمده ، در دوران «مزوزوییک » کرفتو در زیر آب بود و در اواخر این دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد . غار کرفتو از غارهای آهکی و طبیعی است که در ادوار مختلف جهت استفاده و سکونت انسان تغییر حالت داده و با معماری صخره ای در چهار طبقه ، در دل کوه حفر شده است .

 

 

در مقالاتی که توسط محققین به چاپ رسیده ، به دلیل وجود کتیبه ای یونانی بر سر در یکی از اتاق های طبقه سوم ، از این غار به عنوان معبد «هراکلس » (هرکول) نام برده شده است . ترجمه این کتیبه چنین است : « در آنجا هراکلس سکونت دارد باشد که پلیدی در آن راه نیابد » . طول غار حدود 750 متر است و راههای فرعی متعددی از آن منشعب می شود . در طول سکونت انسان در این غار ، تغییرات و دگرگونی های عمده و دخل و تصرفات بسیار در آن به وجود آمده و حجاران هنرمند ، به زیبایی ، فضاهایی را در مدخل های غار تراشیده و اتاق ها ، راهرو و دالان های متعددی را به وجود آورده اند .

 

                             

این غار در میان غارهای دست کن ایران، از معماری کاملی برخوردار است. ورودی غار از دامنه کوه حدود 25 متر فاصله دارد. در گذشته راهی نسبتا سخت و دشوار در کمر کوه ،‌بازدید کنندگان را هدایت میکرد ، ولی امروزه با عبور از پلکانی فلزی می توان به دهانه ورودی غار رسید .

 

 

درمعماری صخره ای این غار چهار طبقه شناسایی شده است . این امر از اهمیت ویژه ای در معماری صخره ای برخوردار است . در معماری غار ، علاوه بر ایجاد اتاق ها و راهروهای عبوری ، سعی شده تا اتاق ها با هم مرتبط باشند و نورگیرها و پنجره هایی به سمت بیرون و مناظر طبیعی ارتفاعات مجاور غار تعبیه شده است . بر دیوارهای غار در بعضی از اتاق ها نقوشی به صورت تجریدی از حیوان ،‌ انسان و گیاه حجاری شده که بیشتر جنبه آیینی دارد . این غار  درسال 1379 گمانه زنی شد و با بررسی باستان شناختی در محوطه بیرون و داخل غار ،‌ آثاری از دوران های مختلف به دست آمد .

 

 

 کشف تراشه های سنگی در طبقه چهارم و محوطه بیرون غار می تواند نشانه ای از استفاده انسان در دوران پیش از تاریخ از این غار باشد . همچنین نمونه سفال ها و اشیای به دست آمده ، ادامه سکونت انسان را در طول دوران تاریخی اشکانی و ساسانی و دوران اسالمی یعنی قرون ششم تا هشتم ه. ق مسجل می سازد . اقداماتی در طول سال های 1378 و 1379 انجام شده که شامل سامان دهی محوطه بیرون غار ، پله بندی ،‌سکوهای استراحت ، پارکینگ ، سرایداری ، سرویس های بهداشتی و برق کشی غار است . 

 

 

عمارت ذوالفقاری

 

 

مجموعه تاریخی عمارت ذوالفقاری، در مرکز بافت قدیمی شهر زنجان واقع شده است. این مجموعه شامل ساختمان های اندرونی و بیرونی است و پیش از احداث خیابان ذوالفقاری از طریق شبکه ارتباطی, طبقه همکف و زیرزمین آن به همدیگر راه داشت. این عمارت که از بناهای تاریخی و با ارزش شهر زنجان است، به سبک بناهای اواخر دوران قاجار ساخته شده است .

 

 

بنای تاریخی رختشوی خانه زنجان

 

 

این بنا در مرکز بافت تاریخی شهر و درمحلی معروف به باباجامال چوقوری ( گودال باباجمال ) ساخته شده است و از طریق کوچه فرهنگ به خیابان سعدی زنجان که به فاصله یکصدمتر، و از سمت غربی آن می گذرد راه دارد درحال حاضر، این اثر منحصر به فرد تاریخی به موزه باستان شناسی و مردم شناسی تبدیل شده است و هر روز مورد بازدید مراجعه کنندگان قرار می گیرد. دراین محل، لیاس های محلی و سنتی مردم مناطق مختلف ایران، هنرهای دستی و سنتی استان شامل چاروق، ملیله دوزی، معرق، ساخته های چوبی، فرش گلیم، چاقو، نمونه هایی از تولیدات کارگاه های کاشی سنتی، آجر وسفال سلطانیه، اشیای تاریخی و یافته های باستانی و میراث فرهنگی استان به معرض تماشای عموم گذاشته شده است.

گنبد سلطانیه * شهر سلطانیه * استان زنجان*

 

 

یکی از بزرگترین و مهمترین بنای دوره اسلامی ایلخانی ایران گنبد سلطانیه است که در 30 کیلومتری زنجان در میان بافت قدیم شهر سلطانیه واقع است. سرتاسر داخل این گنبد پوشیده از کتیبه های مختلفی است که با رنگ روی گچ ترسیم شده است. در سالهای مختلف بعد از سال 1350 قسمتهایی از گچ روی دیوار توسط کارشناسان ایتالیایی از جای خود برداشته شد و پس از برداشتن گچ، متوجه شدند  که زیر گچ تزئینات آجری زیبایی وجود دارد.

 

 

در سراسر گنبد آیات قرآن و احادیث پیامبر ( ص ) و کلمات قصار حضرت علی ( ع ) دیده می شود اما در طبقه دوم ایوان جنوب غربی برای اولین بار برخورد می کنیم با یک دایره ایکه داخل آن با خط کوفی نوشته شده " اللهم اشفنا بشفائک و داونا بداوئک " که معنی آن ( خداوندا ما را به شفای خود شفا ده و به دوای خود ما را مداوا فرما) که بدون شک در ارتباط با مریض بودن اولجایتو است و در همان ایوان برای اولین بار با آیه ای در ارتباط با مرگ روبرو می شویم که با رنگ قرمز آیه" کل من علیها فان " چندین بار تکرار شده است. وجود این آیه بدون شک نشانه در گذشت سلطان اولجایتو بوده است و می توان گفت که تا این قسمت ایجاد تزئینات روی گچ در زمان اولجایتو بوده است و ادامه کار مربوط به زمان ابو سعید بهادر خان می باشد.

محوطه باستانی تخت سلیمان در آذربایجان، به مساحت 74 کیلومتر مربع چهارمین اثر تاریخی است كه سكوت 24 ساله ایران در عرصه بین المللی را شكست و در سال 1382 در فهرست آثار جهانی یونسكو به ثبت رسید و بار دیگر كارشناسان یونسكو را بر آن داشت تا اثر ارزشمند دیگری از ایران را مورد بررسی قرار دهند .
این محوطه تاریخی یادگاری از دوران ساسانی است. آن زمان كه سه آتشكده بسیار مهم در ایران وجود داشت و اكنون تنها آثاری از آتشكده آذر گشسب به جای مانده و با نام تخت سلیمان خوانده می شود. این آتشكده از نظر مسایل اعتقادی، باورهای دینی و نقشی كه در حیات سیاسی و اجتماعی دوران ساسانیان داشت از اهمیت بسیاری برخوردار بود و نماد اقتدار حكومت ساسانیان محسوب می شد. به ویژه پس از جنبش مزدكیان و شكل گیری آن، خسرو انوشیروان به عمران و آبادی این آتشكده با عنوان عامل وحدت ملی و یكسان سازی دین كشوری توجه ویژه ای كرد.
در زمان حمله رومیان به ایران و غلبه بر خسرو پرویز آتشكده، آذرگشسب غارت و ویران شد. حمله رومی ها، اعراب و پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان تغییراتی در وضعیت آبادانی آتشكده پدید آورد و اغتشاشات اواخر دوره ساسانیان نیز موجب شد هیچ تجدید بنایی در این محل انجام نشود.
این آتشکده در سال ۶۲۴ میلادی به ‌وسیله هراکلیوس ویران شد و بعدها به طور كامل متروك و بدون هیچ كاربری رها شد.
آتشکده آذرگشسب مجموعه‌اى است مشتمل بر یک سالن مرکزى مربع شکل با چهار جرز قطور آجرى که گنبد بزرگ آجرى آن‌را پوشانده است.
مجاور این مجموعه در بخش غربى مجموعه دیگرى است که از یک آتشکده صلیبى شکل با ابعاد کوچکتر و دو تالار ستون‌دار با ستون‌هاى مدور چهارگوش و تعداد اتاق‌ها و فضاهاى جانبى‌ تشکیل یافته است.
ابراهیم حیدری، مسئول تهیه پرونده ثبتی تخت سلیمان در فهرست آثار ملی، در باره چگونگی تغییر نام آتشكده آذر گشسب می گوید: اسم تخت سلیمان در واقع از قرون هفت و هشت هجری قمری و از سوی اهالی منطقه كه اطلاعات تاریخی درستی از این بنا نداشتند، انتخاب شد. در حالی كه این نام صحیح نبوده و همان آتشكده آذرگشسب نام صحیح مجموعه است. این نام در متون اوستایی، كتاب های تاریخ ایران قدیم و نوشته های مورخان یونانی، ارمنی و رومی بارها آمده است. در شاهنامه فردوسی نیز حدود 70 بار اسم آتشكده آذرگشسب ذكر شده است.
وی تصریح می كند: در دوران صفویه این مجموعه كاملا متروك ماند تا این كه در قرن های 17 و 18 میلادی، شرق شناسان غربی به ایران آمدند و به بررسی مناطق تاریخی ایران پرداختند.
طی سال های گذشته كاوش های باستان شناسی در محوطه تاریخی تخت سلیمان بسیاری از اطلاعات تازه را در اختیار كارشناسان قرار داده است. چنانكه در آخرین كاوش های باستان شناسی در محوطه تاریخی تخت سلیمان دو محوطه مربوط به دوران پارینه سنگی شناسایی و مشخص شد سنگ های مورد نیاز برای ساخت تخت سلیمان از این محوطه ها تامین شده است.


مجموعه باستانی تخت سلیمان كه در نزدیكی تكاب و در استان آذربایجان غربی واقع شده است، از جمله محوطه‌های تاریخی مهم ایران محسوب می‌شود. در این منطقه نشانه‌ها و بقایای استقرار و فعالیت انسان از هزاره اول پیش از میلاد تا قرن 11 هجری به چشم می‌خورد.

    غار کرفتو  

 

این غار  یکی از جالب ترین و دیدنی ترین غار های ایران بوده و دست انسان در دوره های متفاوت باستان  تغییرات بسیاری را برای سکونت در آن بوجود آورده است .

 

 

1- این غار داری چهار طبقه بوده  و در اتاقهای مشرف به بیرون ، پنجره هایی تعبیه گردیده .

 

 

2- از شواهد پیداست که این غار داری  آبرفتها و مخازنی جهت نگه داری آب و دفع فاضل آب  بوده است.

 

 

3-  وجود معبد آناهیتا در این غار تاکیدی بر روح خداپرستانه مردمان  ایران داشته و باعث تفاخر هر ایرانیست

 

 

 4 - دالانهای تو در تو و مسیر های طبیعی و بکر غار حس عبور از تونل زمان را به انسان میدهد  و گویی در میان هیاهوی انسان های گذشته در تردد هستی

 

 

انرژی های مانده از آن دوران به وضوح قابل لمس است و کتیبه یونانی هراکلیوس در طبقه سوم نشان از  جنگهای فراوان برای بدست آوردن این مکان امن  بوده.

 

 

 معنی کتیبه اینگونه بود ( هر کسی که بتواند در این معبد پای بگذارد در امان خواهد بود)

 

17
20 آبان 1386 ساعت 21:42

 

 

 

 

روستای آهار در پاییز

 

روستای "آهار" در منطقه "رودبار قصران" قبل از دو راهی "فشم" و بعد از "اوشان" قرار دارد.این روستا در هر فصل زیبایی خاص

 

خود را دارد.مسافت تقریبی آن با تهران با اتومبیل یک ساعت ونیم است. این روستا مسیر شروع برنامه های متفاوتی است که

 

یکی از آن پیاده روی آهار به "امامزاده شکر آب" است.این مسیر مسیری ساده است که دو ساعت تقریبا به طول میانجامد.بعد از

 

 امامزاده نیز آبشاری است که با امامزاده ده دقیقه بیشتر فاصله ندارد.این مسیر ،مسیر صعود به  "قله توچال" از یال شمالی آن

 

 است و در حقیقت دامنه شمالی توچال محسوب میشود.کوچه باغهای زیبای این روستا در هر فصلی چشم انسان را نوازش

 

میدهد .صنعت خاصی که در این روستا مورد توجه بیشتر ساکنین قرار دارد،تراشکاری است که میتوان گارگاههای زیادی را در

 

داخل روستا مشاهده کرد.این روستا دارای بانک،حمام،آب آشامیدنی مناسب،مدرسه ،حسینیه ، مسجد و ....است.(همون

 

مسجدی که فیلم مارمولک رو توش بازی کردن).

 

 

مسیر های دیگری که از این روستا شروع میشود مسیر صعود به قله "قلعه دختر" است که یک قلعه تاریخی خرابه ای بر بالای

 

قله وجود دارد که در گذشته به عنوان آتشکده و جایی برای علامت دادن به هنگام خطر بوده است.مسیر دیگر، مسیر پیاده روی تا

 

"شهرستانک" است که توسط یک جاده شنی قدیمی تا خود شهرستانک ادامه دارد و در بهار زبیایی خاصی دارد.این مسیر حدود

 

 سه ساعت به طول میانجامد.مسیر دیگر پیاه روی آهار به روستای متروکه یا مزرعه  "ده تنگه"  است که با دو ساعت پیاده روی

 

 سبک میتوان به آن رسید.پیاده روی آهار به "میگون"  نیز از این روستا امکان پذیر است.

 

 

 

تعدادی از عکسهای پاییز این روستا را میتوانید مشاهده کنید:

 

مزارع اطراف آهار:

 

 

 

 

 

کوچه باغهای آهار:

 

 

و این هم آبشاری که از ذوب شدن برهای قله توچال حاصل میشود:

 

 

 

 

 

 

16
12 آبان 1386 ساعت 17:58

دریاچه یا برکه "شورمست"

 

 

        این دریاچه در استان مازندران،شهرستان "پل سفید"،روستای "شورمست"قرار داره.برای رفتن به این دریاچه باید ابتدا

 

خود رابه شهرستان فیروز کوه برسانیم.مینی بوسهای فیروز کوه در پایانه شرق تهران قرار دارند و تقریبا در طول روز هر

 

ساعته حرکت میکنند.کرایه مینیبوس ۱۰۰۰تومان است."میدان امام خمینی" فیروز کوه تاکسی و ماشینهای گذری میتونن ما رو تا

 

شهر "پل سفید "ببرن.کرایه مشخصی نداره بین ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ میگیرن.تقریبا ۴۰ کیلومتر را در مسیر بسیار زیبایی طی مکنید و

 

بعد از گذشتن از روستا های زیبا از جمله روستای"ورسک"و باز دید از "پل ورسک"به پل سفید میرسیم.اگه بخواهید

 

میتوانید ازاتوبوسهای قائم شهر که از مسیر فیروز کوه میروند نیز استفاده کنید و یک راست تا "پل سفید" بروید.داخل شهر

 

پلسفیداز طریق فرعی آسفالته به سمت چپ به طرف روستای "شورمست"حرکت کرده و راه را ادامه میدهیم تا جاده

 

خاکی شود.جاده با این که خاکی است ولی مشکل چندانی ایجاد نمی کند. همین طور مسیر را ادامه میدهیم تا بعد از حدود ۵

 

کیلومتر به در یاچه میرسیم.اگر بخواهیم مسیر پل سفید را تا دریاچه پیاده برویم تقریبا یک ساعت به طول می انجامد.

 

مجتمع گردشگی شورمست،دارای تجهیزاتی از قبیل سرویس بهداشتی،برق،مکان برای شب مانی و ....به صورت رایگان

 

 میباشد.منظره این دریاچه با جنگل اطراف آن كه از درختان كهنسال و بلند قامت توسكا، افرا  و ون پوشیده شده، آن را به یكی از

 

زیباترین اماكن موجود در شهرستان سوادكوه تبدیل ساخته‌.

 

از زیبایی های این دریاچه جنگلهای اطراف آن است که به راحتی میتوان جنگل نوردی مفصلی نیز نمود.ولی باید توجه داشته

 

باشیم که اصول ابتدایی جنگل نوردی را رعایت کنیم و زیاد از محدوده جنگل دور نشویم و نیز توجه داشته باشیم کمی بالاتر ملک

 

 اختصاصی است و از ورود به آن خود داری کنیم...درختان خودروی آلو و سیب جنگلی را نیز میتوان در این جنگل مشاهده نمود.

 

 

مواظب حیوانات موجود در منطقه مثل سگ باشیم و اگر پارس کنان به طرف ما آمدند  با روشهایی که تو برنامه سبک گلاب دره

 

 عرض شد جون سالم به در بریم.(البته اگه سگها در این زمینه آموزشهای لازم رو دیده باشن4.gif)

 

مساحت دریاچه خیلی زیاد نیست وسعت آن ۱۵ هزار متر مربع و عمق آن ۵ متر است ؛ ولی اونقدر هست که بشه یه قایق

 

سواری خوبی تو دریاچه انجام داد و صدای قورباغه ها رو از وسط دریاچه شنید.

 

اگه فصل تمشک باشه اطراف جاده خاکی پر از بوته های تمشکه فقط مواظب باشید که تیغ بوته ها دستتون رو اذیت نکنه.

 

وای تو این هوای سرد آش دوغ سر "گردنه کدوک" چه قدر میچسبه!!!!!!!

 

این برنامه را یک روزه هم به راحتی میتوان اجرا کرد.....5.gif

 

 

 

 

shoormast

 

 

برای دیدن تعداد دیگری عکس از این دریاچه به این لینک مراجعه کنید:

 

 

http://www.gashtogozar.com/gallery/shoormast/shoormast.htm

 

15
24 مهر 1386 ساعت 11:49

برای خواندن توضیحاتی در مورد مرنجاب به تاپیك های اولیه مراجعه كنید

ممنون ازت بتی جان به خاطر عكسهای زیبا

 

به خاطر منطقه كویری بدن انسان آب زیاد میخواد و اونجا از بعد از اران و بیدگل دسترسی به آب خوراكی نیست

پس همراه خودتون آب به اندازه احتیاج بیارید

 

بحث سفر و مسافر داغه داغه

دوستانی كه قصد سفر به كویر مرنجاب دارند حتما به دلیل شرایط جوی كویر با خودشون بادگیر ببرن

ودیگه این كه با كفش از تپه های شنی نمی شه بالا رفت با خودتون نایلون بیارید تا كفش ها و جوراب ها داخلش قرار بدین و پایین تپه بذاریم بریم بالا و وقت برگشت كفش و جورابونو بدون اینكه شنی شده باشه برداریم بپوشیم 4.gif

14
24 مهر 1386 ساعت 10:51

کاروانسرای مرنجاب

کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
کاروانسرای مرنجاب
13
22 مهر 1386 ساعت 10:45
حافظیه – آرامگاه حافظ
تاریخچه آرامگاه
 
Tomb of Hafez - حافظیه - آرامگاه حافظپس از درگذشت شمس الدین محمد، خواجه حافظ شیرازی (در سال 792 یا 791 ه.ق)، پیکر وی در خاک باغ مصلی، که ماوا و محل گشت و تفرج او بود، در زیر سایه ی سرو روانی به خاک سپرده شد.
65 سال پس از وفات او یعنی در سال 856 هجری در زمان حکمرانی میرزا ابوالقاسم گورکانی، شمس الدین محمد یغمایی که استاد و وزیر حکمران نام برده بود، بر فراز گور حافظ عمارتی گنبدی شکل بنا کرد و جلوی آن حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می شد.
 
این بنا در اوایل سده ی یازدهم هجری در زمان سلطنت شاه عباس تعمیر شد و در زمان نادر شاه افشار نیز تعمیراتی بر آرامگاه انجام گرفت.
اما بنیادی ترین کار در زمان کریمخان زند بر روی آرامگاه انجام گرفت. او در سال 1189 هجری، ساختمانی اساسی بر روی آرامگاه حافظ ساخت. ساختمان او به شیوه ی بناهای زمان زندیه، دارای تالاری با چهار ستون سنگی یک پارچه بود که از طرف شمال و جنوب گشاده و در دو طرف چپ و راست آن دو اتاق ساخته شده بود، به گونه ای که مقبره ی حافظ در شمال تالار قرار می گرفت و در جنوب آن باغی بزرگ نمایان بود. این چهارستون با ارتفاع 5 متر هنوز هم در وسط تالار مقابل پله ها با نقوش رنگ باخته اما زیبا خودنمایی می کنند.
همچنین کریمخان دستور داد تا سنگی از جنس مرمر برای گور خواجه بتراشند و پس از آماده شدن سنگ دو غزل از غزل های حافظ را که به خط زیبای نستعلیق بدست حاج آقاسی بیگ افشار آذربایجانی نوشته شده بود، بر روی آن کنده کاری کردند. این سنگ گور هنوز هم بر روی آرامگاه حافظ قرار دارد. ابعاد این سنگ 40 در 80 در 266 سانتی متر است.
در بالای این سنگ در میان ترنجی این جمله نوشته شده است : «انت الباقی و کل شی هالک»

در زیر آن غزلی زیبا از حافظ در 12 سطر با مطلع :

مژده­ی وصل تو کو کز سر جان بر خیزم         طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

و دور آن نیز غزلی دیگر با مطلع :

ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش           پیوسته در حمایت لطف اله باش

نوشته شده است.
همچنین در دو گوشه­ی بالای سنگ، این دو مصرع نوشته شده است :

بر سر تربت ما چون گذری، همت خواه      که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

و در گوشه­ی پایینی سنگ دو مصرع زیر نوشته شده است :

چراغ اهل معنی خواجه حافظ        بجو تاریخش از خاک مصلی

که خاک مصلی به حساب ابجد بیانگر تاریخ وفات حافظ است.

پس از حکومت زندیه نیز افراد زیادی آرامگاه را تعمیر و مرمت کردند که برخی از آنان عبارتند از :

در سال 1273 هجری تهماسب میرزا (مؤید) حکمران فارس آرامگاه را تعمیر و مرمت کرد.
در سال 1295 هجری مرحوم فرهاد میرزا (معتمدالدوله) فرمانفرمای فارس نرده­ای چوبی بر دور آرامگاه خواجه افزود.
در سال 1317 هجری ملا شاه جهان زرتشتی (اردشیر) ساکن تهران بخاطر علاقه­ای که به حافظ داشت بر مزار او رفته و تفألی به دیوان حافظ می­زند که غزل زیر می­آید :

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو         کای سر حق ناشناسان گوی میدان شما

وی از این غزل خوشش آمده و تصمیم می­گیرد بقعه و بارگاه مجللی بر روی آرامگاه حافظ بسازد. به همین منظور مشغول به کار شده و معجری بر فراز قبر می­سازد ولی یکی از سادات متظاهر وقت به جرم آن که چرا یک شخص زرتشتی (گبر) می­خواهد قبر حافظ را بسازد، آن بنا را خراب کرد و شخص بانی را از این کار باز داشت. ( گفته شده است در آخر عصایش را به قبر حافظ می­زند و خطاب به او می­گوید : درویش ! می­خواستند تو را نجس کنند، نگذاشتم !)

هنوز آثار افتادن چوب بست­ها بر روی سنگ قبر به صورت شکستگی در سنگ به چشم می­خورد.

در سال 1319 هجری، شاهزاده ملک منصور (ملقب به شعاع السلطنه)‌ والی فارس نرده­ای آهنی بر آرامگاه ساخت و سنگ نبشته­هایی را نیز بر بالای آن قرار داد.

در سال 1310 خورشیدی فردی به نام دبیر اعظم بهاری که استاندار فارس بود، سر در حیاط جنوبی و نارنجستان آن را سر و سامان داد، همچنین خیابانی در جلو آرامگاه احداث کرد و نام آن را «خرابات» گذاشت که بعدها به گلستان تغییر نام پیداکرد.

در سال 1314 خورشیدی به کوشش مرحوم علی اصغر حکمت شیرازی (وزیر فرهنگ وقت) وعلی ریاضی (رییس فرهنگ وقت) طرح نقشه­ی آرامگاه حافظ، به شکل کنونی آن با طراحی و نظارت مهندس «آندره گدار» شرق شناس و ایران شناس بزرگ فرانسوی تهیه شد و به مرحله­ی اجرا درآمد و در سال 1316 به اتمام رسید.
در این نقشه، چهار ستون وسط که در زمان زندیه احداث شده بود، از دوطرف امتداد یافت و حافظیه به دو محوطه، شامل باغ در جنوب، تالار و آرامگاه در شمال آن تبدیل شد. ساختمان قدیمی کریم خان زند به صورت تالاری درآمد که 56 متر طول دارد و به وسیله ی 20 ستون سنگی بلند نگه داشته می­شود که چهارستون یک پارچه­ی کریم خانی در میان این ستون ها قرار دارد و 16 ستون دیگر دوتکه است که در سال 1315 خورشیدی ساخته شده است.

hafezieh_03.jpg

بنای آرامگاه

آرامگاه حافظیه درمجموع 20.000 متر مربع پهنه دارد و دارای چهار در است :
یکی جنوبی (در ورودی اصلی)، دو در بزرگ و کوچک در سمت غرب و یک در، که در ضلع شمال شرقی به گلخانه گشوده می­شود.
بنای آرامگاه به دو میان سرای شمالی و جنوبی تقسیم شده است که حد فاصل دو صحن با دو ردیف پلکان سنگی که به تالاری 56 متری می­رسد، از یکدیگر جدا شده­اند. (که با انجام برنامه­های توسعه­ی ارامگاه که در دست انجام است، این ویژگی­ها دگرگون خواهد گشت.)

میان سرای (حیاط) جنوبی

این میان سرای که نسبت به کف تالار 18 پله، نزدیک به 4 متر گودتر است، به ابعاد 80 در 150 متر است. در میان این میانسرای باغچه­ی باریک بلوار مانندی است به پهنای 4 متر که در آن چمن و گل کاشته می­شود. در این سو و آن سوی این بلوار، دو راهرو به پهنای 4 متر قرار دارد. در این سو و آن سوی دو راهرو نیز، دو باغچه است به ابعاد 20 در 45 متر که پر است از سرو و کاج و در میان هر یک از این دو باغچه، یک آب نمای چهارگوش به اندازه­ی 4 در 32 متر ساخته شده است.
این سو و آن سوی این دو باغچه راهرویی است به پهنه­ی 4 متر که برای استراحت و رفت و آمد ساخته شده­اند. در خاور و باختر میان سرای، دو نارنجستان است که هر یک به اندازه­ی 35 در 70 متر است. این نارنجستان­ها علاوه بر آن که پیوسته سبز و خرم­اند، در فصل بهار که غرق بهار نارنج می­شوند، فضای حافظیه را معطر می­سازند.
در سه سوی حیاط جنوبی آرامگاه، دیوارهای آجری بلندی است که البته بخشی از میان دیوار جنوبی را برداشته و نرده­های آهنی نصب کرده­اند و در میان آن، در ورودی به حافظیه قرار دارد که با سه پله به خیابان گلستان باز می­شود.

تالار حافظیه

همان گونه که توضیح داده شد، این تالار از ساختمان­های دوره­ی زندیه است که پیش از این در میان، تالاری با چهار ستون و هر سوی آن تالار، چهار اتاق بوده است که در تعمیرات واپسین، اتاق­ها برداشته شده و تالار کنونی به درازای 56 متر و پهنای 8 متر با 20 ستون سنگی به بلندی 5 متر به وجود آمده است.
شکل این تالار تلفیقی از معماری هخامنشی و زندیه را در خود دارد.
در این سو و آن سوی تالار(خاور و باختر آن) دو اتاق ساخته شده که یکی دفتر آرامگاه است و دیگری را سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اختیار گرفته.
در پیشانی این دو اتاق (سه بیت بر پیشانی دیوار خاوری و سه بیت بر پیشانی دیوار باختری) یکی دیگر از غزل­های حافظ را به خط نستعلیق بر روی سنگ مرمر نوشته و نصب کرده­اند.
مطلع این غزل عبارت است از :

روضه­ی خلد برین خلوت درویشان است       مایه­ی محتشمی خدمت درویشان است

همچنین بر پیشانی نمای خارجی تالار و رو به سمت باغ ورودی (میانسرای جنوبی) غزل :

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس        زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

و بر پیشانی نمای دیگر و به سمت آرامگاه، غزل :

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست         سخن شناس نه ای دلبرا خطا اینجاست

نصب شده است.

hafezieh_04.jpg

میان سرای (حیاط) شمالی :

میانسرای شمالی حافظیه به اندازه­ی 60 در 50 متر است که پیش از این قبرستانی عمومی بوده است. در میان میانسرای، گور خواجه قرار دارد که با داشتن پنج پله، نزدیک به یک متر از کف میانسرای بلندتر است.
سنگ مرمری که کریمخان زند بر روی مزار حافظ گذاشته، هنوز با زیبایی و به همان حال باقی است.
بالای گور گنبدی است که به وسیله­ی هشت ستون سنگی یکپارچه­ی پنج متری و به شکل ستون­های کریمخان نگهداری می­شود.
سطح بیرونی گنبد به وسیله­ی ورق­های مس ِترک ترکی، مانند کلاه قلندران و درویشان پوشیده شده و درون آن با کاشی­های رنگین معرق، تزیین شده است. دورتادور زیر سقف بیت­هایی با خط ثلث روی کاشی نوشته شده است و غزلی زیبا از حافظ است با مطلع :

حجاب چهره­ی جان می­شود غبار تنم       خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

در جنوب میانسرای دو حوض آب بزرگ چهارگوش (در خاور و باختر) قرار دارد که منبع آب حوض­های بزرگ باغ ورودی در میانسرای جنوبی است و هر یک به وسیله­ی دو باغچه با درختان نارنج، محصور شده است. دورتا دور میانسرای نیز باغچه­هایی است که در آن­ها کاج، سرو و نارنج کاشته شده و چمن کاری شده است.

در بخش خاوری میانسرای، دیواری بلند است که پشت آن آرامگاه­های خصوصی خانواده­ی فربد و آرامگاه معدل (محل کنونی دفتر انجمن دوستداران حافظ) واقع شده است.

بر پیشانی این دیوار غزل :

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو           یادم از کشته­ی خویش آمد و هنگام درو

و غزل :

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت        که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

با خط زیبای ثلث بر روی سنگ­های نوشته شده است.

در بخش شمالی میانسرای حافظیه، در میان، ساختمان کتابخانه است که مرکز حافظ شناسی در آن قرار دارد. سمت باختری کتابخانه، چایخانه­ی سنتی و در بخش خاوری آن نیز غرفه­ی فروش کتاب­ها و محصولات میراث فرهنگی است.

بر سر در چایخانه سنگ نبشته­ای است با خط نستعلیق و بیت :

رواق منظر چشم من آشیانه­ی تست        کرم نما و فرود آ که خانه خانه­ی تست

و در سراسر پیشانی دیوار شمالی میانسرای، غزل :

سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی      گفت باز آی که دیرینه­ی این درگاهی

با خط زیبای ثلث به چشم می­خورد.

سمت باختری میانسرای شمالی نیز دیواری است با غرفه­ها و آرمگاه­های خصوصی که بر پیشانی آن نیز غزل :

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است       بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

جلوه­گری می­کند.

در این بخش نیز گورها و آرامگاه­هایی وجود دارد که مهم­ترین آن­ها مقبره الشعرا است و بقیه شامل :

آرامگاه خانوادگی ناصرالدین سالار، آرامگاه ضیاء الدین فیلی، آرامگاه خانوادگی فریدون توللی (شاعر)، آرامگاه خانوادگی اسدالله عرب شیبانی، آرامگاه خانوادگی خاندان طباطبایی کازرونی و آرامگاه خانوادگی خاندان قوام الملک شیرازی است که سردر بلندی دارد.

پشت مقبره­ی خاندان قوام (در سمت باختر مجموعه­ی حافظیه) نیز حیاط کوچکی است که در سمت باختر آن چند مقبره­ی شخصی متعلق به خانواده­های مؤیدالملک قوامی، صاحب دیوانی، فصیحی و ... است.

در میان این محوطه­ی کوچک و زیبا، آب نمایی کوچک و ژرف قرار دارد. این بخش اکنون به انجمن­های آموزش مرکز حافظ شناسی اختصاص یافته است.

در مقبره الشعرا (که با دری کوچک و آهنی به فضای بزرگ و چمن کاری شده باز می­شود) جمعی از شاعران، نویسندگان، عالمان، استادان دانشگاه و هنرمندان آرمیده­اند که مشهورترین آنان عبارتند از :

دکتر لطفعلی صورتگر (شاعر، 1348 - 1279 خورشیدی)، دکتر مهدی حمیدی شیرازی (شاعر و استاد دانشگاه 1365 - 1293 خورشیدی)، رسول پرویزی (نویسنده و داستان نویس، وفات 1356 خورشیدی)، استاد جواد مصلح ( فیلسوف فرزانه ، 1377 - 1298 خورشیدی)، استاد محمد خلیل رجایی (استاد حکمت و ادب، وفات 1354 خورشیدی)، دکتر عبدالوهاب نورانی وصال (استاد دانشگاه 1373 - 1302 خورشیدی)، استاد دکتر علی محمد مژده (استاد فرزانه­ی ادبیات دانشگاه، وفات 1381 خورشیدی)، استاد حمید دیرین (موسس و رییس انجمن خوشنویسان فارس، 1374 - 1315 خورشیدی)، استاد نورالدین رضوی سروستانی (از بزرگان آواز و موسیقی اصیل ایرانی، 1379 - 1314 خورشیدی)، آیت اله العظمی شیخ محمد باقر شهید رابع مجتهد اصطهباناتی (سرحلقه­ی آزادی خواهان فارس، شهادت 1286 خورشیدی)، دکتر سید ابوطالب فنائی (نویسنده، مترجم و شاعر، 1381 - 1328 خورشیدی) و ... همچنین دورتادور دیواره­ی میانسرای شمالی با آجرنماها و طرح­های شمسه گونه و غرفه­هایی با درهای چوبی که شکل گل­های نیلوفر را در نقش خود جای داده­اند به زیبایی صحن جلوه­ای دو چندان می­دهد.

خط­های ثلث سنگ نبشته­ها و سنگ نبشته­ی نستعلیق تاریخ بنا را هنرمند و خطاط فقید شادروان امیرالکتاب ملک الکلامی نوشته است.

در بخش شمالی کف میانسرای و در کنار آرامگاه حافظ نیز چندین سنگ قبر دیده می­شود که مهم­ترین آن­ها متعلق به شیخ محمد اهلی شیرازی (شاعر معروف و صاحب کتاب مشهور سحر حلال متوفی به سال 942 ه.)، محمد نصیری الحسینی ملقب به فرصت الدوله شیرازی (شاعر ، 1339 - 1271 ه.)، قطب العارفین آقامحمدهاشم ذهبی شیرازی (از اقطاب سلسه­ی ذهبیه، متوفی به سال 1199 ه.) و حاج ملاعلی سمنانی (عالم و عارف بزرگ) است.

در جلوی کتابخانه نیز مقبره­ی حاج سید محمدعلی کازرونی شیرازی (از مجتهدان فارس)، شیخ محمد مهدی کجوری (از مجتهدان برجسته)، شیخ محمدحسن کجوری و سید محمدرضا مجدالعلما (دستغیب) دیده می­شود. همچنین محل کنونی کتابخانه، مقبره­ی قاسم خان، والی فارس بوده است.

آرامگاه علیرضا شاپور شهبازی در میانسرای باختری حافظیه

طراح آرامگاه

یکی از شرق شناسان بزرگی که همواره به تاریخ و تمدن و هنر ایران عشق می­ورزید، آندره گدار فرانسوی بود. او که فارغ التحصیل دانشکده­ی هنرهای زیبای پاریس بود، به سال 1307 خورشیدی به دعوت دولت وقت و به منظور سامان دهی اداره­ی کل باستان شناسی و نگهداری و مرمت بناهای تاریخی به ایران آمد.
وی در طی 32 سال اقامت در ایران (مدیریت اداره­ی کل عتیقات و ریاست دانشکده­ی هنرهای زیبای تهران) از اغلب آثار تاریخی ایران بازدید کرد و ضمن تهیه­ی فهرستی از آن­ها، برای حفظ و نگهداری و مرمت این آثار اقداماتی انجام داد.
آندره گدار در جنگ جهانی دوم به هنگام اشغال فرانسه توسط نازی­ها به نمایندگی کمیته­ی ملی فرانسه در ایران برگزیده شد و نشریه­ی فرانسه­ی آزاد را در تهران منتشر کرد.
او از سال 1936 به بعد به منظور شناساندن آثار تاریخی ایران به جهانیان، با همکاری همسرش بانو یدا گدار و عده­ای از محققان و دانشمندان ایرانی به انتشار جزواتی سالانه به زبان فرانسه به نام آثار ایران دست زد و در هشت جزوه با دقت و وسواس فراون با ذکر جزییات هنر ایران و ارایه­ی طرح و نقشه­ی بناها به معرفی یکایک این آثار همت گماشت.
ساخت و تکمیل بنای حافظیه به شکل امروزی یکی از کارهای بسیار زیبا و ماندگار وی است که با الهام از معماری اصیل ایرانی و با تکیه بر ذوق و هنر استادکاران هنرمند با نظارت وی به اتمام رسید.


برگرفته از مرکز حافظ شناسی با دگرگونی بسیار

 

منبع:

 http://www.aariaboom.com/content/view/1045/2/