userinfo close

  ,

تخته نرد


backgammonclub

تاسیس: 8 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: تیم مدیریت تخته نرد - معاونان
خیل مستان بر بساط نرد بازان گشته جمع کعبتین گـــردان و نــــظاره بمـــاند مـــرد و زن تا کـــــدام ادامه »
خیل مستان بر بساط نرد بازان گشته جمع
کعبتین گـــردان و نــــظاره بمـــاند مـــرد و زن
تا کـــــدام از ما بمـاند ، یا کـــدام از ما بـــرد
یا بــــه نام که بر آید نعــــره ای زان انجــــمن
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
790
90/7/24 (14:58)
7
280
91/3/10 (12:34)
500
902
91/3/10 (08:27)
1584
8078
91/3/9 (13:01)
28
112
91/3/8 (13:50)
463
2779
91/3/7 (16:29)
137
1038
91/3/7 (16:28)
33
165
91/3/5 (22:47)
601
1073
91/3/4 (23:33)
1640
9474
91/2/31 (23:44)
512
2474
91/2/31 (12:07)
1194
5646
91/2/31 (11:34)
32
222
91/2/31 (11:24)
282
2059
91/1/4 (12:23)
190
1283
90/12/26 (10:18)
8
59
90/12/16 (17:41)
59
159
90/12/14 (11:50)
325
1999
90/12/14 (07:33)
20
172
90/11/12 (02:00)
66
490
90/10/28 (15:28)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

رها  نقشی از خیال دوست , rahaarya

گفتگوی آزاد

هر چه میخواد دل تنگت بگو....

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 12:09 1391/01/4
282

داستانی قدیمی حکایت از این میکند..

گربه ای بود که هر چه پرید.. دستش به گوشت نرسید..و ان تکه گوشت قسمت دیگران شد ..و گربه برای اینکه کم نیاورد.. از سر حسرت گفت:

عجب گوشت بد بویی بود!

و خلاصه این ضرب المثل از همینجا نقل زبانها شد که: گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده...

رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 07:56 1391/01/3
281
مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند.
بادیه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند.
باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیله‌ای باشم.
روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ جاده‌ای دراز کشید.
او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور می‌کند. همین اتفاق هم افتاد...
مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد.
مرد گدا ناله‌کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده‌ام و نمی‌توانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم.
مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد.
مرد متوجه شد که گول بادیه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم.
بادیه‌نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد.
مرد گفت: تو اسب مرا دزدیدی. دیگر کاری از دست من برنمی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن.
"برای هیچ‌کس تعریف نکن که چگونه مرا گول زدی..."
بادیه‌نشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟!
مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درمانده‌ای کنار جاده‌ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسی به او کمک نخواهد کرد.
بادیه‌نشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد...
برگرفته از کتاب بال‌هایی برای پرواز (نوشته: نوربرت لایتنر)
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 10:46 1390/12/24
280
آگهی های امروز روزنامه
13152271103.jpg
کاریکاتور / وظیفه رسانه ها در قبال قحطی زدگان سومالی
13152271102.jpg
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 12:33 1390/12/9
279

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــــ نه پــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 01:47 1390/12/9
278
متاسفانه هر چه میکنم عکسها رو نشون نمیده
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 01:43 1390/12/9
277
عکاس میشل دنیس - Huot، که این تصاویر شگفت انگیز را در سیاحت اکتشافی در افریقا در کنیا گرفته است ، گفت که او بود از آنچه که دیدم حیرت کردم."این سه برادر (یوزپلنگ) که با هم زندگی میکنند ، ' او گفت : 'در صبح یکروز ما آنها را دیدیم، به نظر می رسیدکه گرسنه نباشند ، با هم بازی میکردند . 'در یک نقطه ، آنها گروهی از اهوان را دیدند که فرار میکردند. اما یک اهو که جوان بود به اندازه کافی سریع نبود و به راحتی گرفتار ان برادران شد".این صحنه های فوق العاده را در زیر ببینید و بعد بدون اینکه به او اسیبی برسانند از انجا دور شدند
پسر آریایی سبز , estasis
پسر آریایی سبز - 14:17 1390/12/7
276
مطالب جالبی خوندم اینجا
سپاسگذارم
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 10:09 1390/12/6
275

ممنون

استفاده کردم از مطالب مفیدتون

رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 11:15 1390/11/7
274

دیشب یه خواب خیلی جالبی میدیدم

اینکه در هزاران سال پیش و در زمان نوح.. مردمی از سیاره دیگه که ویران شده بود و انها سوار بر تکه خشکی ان سرزمین بودند..بر روی خطوط مغناطیسی زمین شناور شده بودند و صحیح و سالم به کره زمین میرسند..و ادمها و حیواناتی که در اون حجم سیار بودند در زمین پراکنده شدند و زندگی خودشون رو روی زمین اغاز کردند..و ما هم نوادگان همانها هستیم.

و در واقع قصه نوح که نقل به نقل به ما رسیده اصلش اینطوری بوده و تا قبل از اون اصلا انسانهایی مثل ما روی کره زمین زندگی نمی کردند.

 

این خواب رو دیشب چند بار دیدم

 

 

پسر آریایی سبز , estasis
پسر آریایی سبز - 08:12 1390/09/15
273
حالا دیگه میدونیم 
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 00:46 1390/09/15
272
آیا می دانید که کشورسوئیس به هیچ دریایی راه نداره؟
آیا می دانید که تنها 5% از ارتش سوئیس حرفه ای و مابقی وظیفه هستند
آیا می دانید که مردم سوئیس تمیزترین و آرام ترین مردم جهان هستند
آیا می دانید که بخش عمده ای ازاین کشورکوهستانی وزیربرف است
آیامی دانید این کشوردرقلب اروپا درهیچ یک ازجنگهای جهانی اول و دوم شرکت نکرد
آیا میدانید این مربع کوچک تنها 41 هزارکیلومترمربع مساحت دارد یعنی 2% مساحت ایران (مساحت ایران1.648.000 مترمربع است)
آیا می دانید مجموع استان گیلان و مازنداران از لحاظ مساحت و جمعیت ونوع جغرافیا و آب و هوا با سوئیس برابری می کند

با این تفاوت که شمال ایران دارای مرز آبی و امکان تجارت دریایی و صنعت شیلات داره

ولی یخبندان ها الپ و سرما سوئیس رو نداره و سوئیس فقط مرز خشکی دارد
.................
..............
............
..........
........
......
....
...
..
.
ولی :
درامد سرانه سوئیس بیشاز48 هزاردلاراست24)برابر ایران با3600دلار !!(آمار اکونومیست
این کشورجزء 5 کشورثروتمند جهان است

و بشترین درآمد آن از جذب سرمایه بانکها وساخت ساعت واجرای پروژهای صنعتی و معدنی می باشد
ولی شمال ایران مثل تالاب محل تجمع زباله هاست
تالاب بوچاق کیاشهر(محل زیستگاه قوهای مهاجر) قبل ازتبدیل به زباله دانی درسال88
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_011.jpg
تالاب بوچاق کیاشهر و امیرکلایه رامسربعد اززباله دانی و نابودی
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_012.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_003.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download.jpg
حالا از این تصاویر زیبا ازکشور رویایی به نام سوئیس لذت برید :
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_002.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_008.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_005.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_010.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_007.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_004.jpg
http://marshal-modern.ir/Archive/2011/5/16/download_009.jpg
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 17:53 1390/09/6
271
>>>
>>>من هروقت حس درس خوندن بهم دست میده،5 دقیقه دراز می کشم برطرف میشه
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>از اول ابتدایی تا آخرین روز دبیرستان ، همه معلمها و ناظم ها:
>>>>" کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>انواع عقیده در تولید :
>>>>امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه
>>>>انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه
>>>>ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست
>>>>چینی : فقط ایرانی بخره ... !!!!
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
>>>>1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
>>>>2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
>>>>3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>فقط یه ایرانی میتونه
>>>>شامپو رو تو یه هفته تموم کنه
>>>>و تهش رو با آب قاطی‌ کنه
>>>>و یک ماه بیشتر استفاده کنه ... !!!!
>>>>
>>>>
>>>>ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ
>>>>ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ
>>>>ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!
>>>>همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...
>>>>
>>>>
>>>>اولین سوال دخترا در شروع ترم:
>>>>استاد منابع امتحانی چیا هست؟
>>>>پسرا از استاد در شروع ترم:
>>>>استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
>>>>
>>>>
>>>>ما ایرانی ها اولین کسانی هستیم که کشف کردیم باطری قلمی با ضربه شارژ میشه
>>>>مثال:زمانی که باتری کنترل دستگاهی ضعیف میشه و کار نمیکنه تق و تق میزنیم روش تا مجبور بشه کار کنه!!!
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>هیچ لذتی بالاتر از این نیس که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه 2 تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه..هست خدایی؟! خدایا این لذتارو از ما نگیر..
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو ... !!!!
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی...همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه اشتباهی کردی
>>>>
>>>>
>>>>
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 15:30 1390/09/2
270
توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : "دربــــــــست". نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسات همیشگی در تاکسی شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه و بشرح زیر دنبال کنیم :

راننده تاکسی :
برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند تو این مملکت میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه و آب از آب هم تکون نمی خوره اونوقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر :
نوش جونش !

راننده :
(نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر :
نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده !

راننده :
(با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر :
نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم. مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده :
نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر :
خب آقا جان راضی نیستی نخر! لاستیک نخر ...

راننده :
(با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر :
وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که :
آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر :
(با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتها وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه ...

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم. راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ... یعنی میشه اون بالا دستی ها و بقول معروف از ما بهترون یه روز وجدانشون بیدار بشه، زیاده خواهی هاشون رو کمتر کنند و بجای حیف و میل مال این مردم صادق و نجیب؛ یک کمی هم احساس مسئولیت کنند ؟ ایکاش برسه اونروز ...
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 00:58 1390/08/17
269
من اصلا با این شکل جدید کلوب حال نمیکنم
رها  آریا , raharaha5
رها آریا - 16:52 1390/07/27
268
منتخب برترین پ نه پ های تصویری "

http://marshal-modern.ir/Archive/23895.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23897.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23898.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23901.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23902.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23903.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23904.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23894.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23893.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23905.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23896.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23906.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23907.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23908.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23900.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23909.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23910.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23913.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23911.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23899.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23915.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23912.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/23914.aspx

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.