| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
50
|
790
|
90/7/24 (14:58)
|
|
||
|
|
7
|
280
|
91/3/10 (12:34)
|
|
||
|
|
500
|
902
|
91/3/10 (08:27)
|
|
||
|
|
1584
|
8078
|
91/3/9 (13:01)
|
|
||
|
|
28
|
112
|
91/3/8 (13:50)
|
|
||
|
|
463
|
2779
|
91/3/7 (16:29)
|
|
||
|
|
137
|
1038
|
91/3/7 (16:28)
|
|
||
|
|
33
|
165
|
91/3/5 (22:47)
|
|
||
|
|
601
|
1073
|
91/3/4 (23:33)
|
|
||
|
|
1640
|
9474
|
91/2/31 (23:44)
|
|
||
|
|
512
|
2474
|
91/2/31 (12:07)
|
|
||
|
|
1194
|
5646
|
91/2/31 (11:34)
|
|
||
|
|
32
|
222
|
91/2/31 (11:24)
|
|
||
|
|
282
|
2059
|
91/1/4 (12:23)
|
|
||
|
|
190
|
1283
|
90/12/26 (10:18)
|
|
||
|
|
8
|
59
|
90/12/16 (17:41)
|
|
||
|
|
59
|
159
|
90/12/14 (11:50)
|
|
||
|
|
325
|
1999
|
90/12/14 (07:33)
|
|
||
|
|
20
|
172
|
90/11/12 (02:00)
|
|
||
|
|
66
|
490
|
90/10/28 (15:28)
|
|
لطفا در این قسمت هر شعر و سخن زیبایی که بلدید و یا از خودتان هست بنویسید تا ما هم استفاده کنیم.
خیز و بساط فلکی درنورد
زانکه وفا نیست درین تخته نرد
نقش مراد از در وصلش مجوی
خصلت انصاف ز خصلش مجوی
کنج امان نیست در این خاکدان
مغز وفا نیست درین استخوان
نظامی گنجوی
نیکویی و لطف گو با تاج و کبر
کعبتین و مهره گو با تخته نرد
جوهرت ز اول نبودست این چنین
با تو ناز و کبر کرد این کار کرد
تو همه بادی و ما را با تو صلح
ما ترا خاک و ترا با ما نبرد
نه نرد و نه تخته نرد پیش ما
نه محضر و نه قباله و پنجه
نظاره به پیش در کشیده صف
چون کافر روم بر در گنجه
منوچهری
در تختهنرد عشق فتادم به دست خوش
مهره به دست و خانه به ششدر نکوتر است
امسال نوبر دل خاقانی است عشق
خوش میوهای است عشق و به نوبر نکوتر است
جاوید عمر باش که ملک از تو یافت ساز
معمار باغ ملک معمر نکوتر اســــت
خاقانی
عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
شرط عشق است که اول دل و دین درباز
آن چه جان دو جهان افکند آسان بگرو
نرد شوخی است که خوبان سمنبر بازند
ز دیاری که ز یاد از همه میباید باخت
حکم ناز است که طایفه کمتر بازند
بر سر داد محبت که حسابی دگرست
بیحسابست که تا سر بود افسر بازند
نرد دعویست که چون عرصه شود تنگ آنجا
سروران افسر و بیپا و سران سر بازند
بندی شش جهتم فرد چو آن مهرهی نرد
کش جدا در عقب عقده ششدر بازند
هست در عشق قماری که حرج نیست در آن
گرچه بر روی مصلای پیامبر بازند
محتشم کاشانی
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
بهنام عزیز
ممنون از شعر زیباتون.. اما این تاپیک مختص اشعار نرد هست و باید لغات تخته نرد در ان باشد.

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
زاندم که تو را به عشق بشناخته ام بس نرد نهان که با تو من باخته ام
بخرام تو سر مست به در گاه دلم کز بهر تو این خانه بپرداخته ام
ما بیدلان که بی غم دنیا نشسته ایم دیدار دوست را به تمنا نشسته ایم
نراد عشق گر چه ببازی گرفتمان چون مهره در نبرد کی از پا نشسته ایم؟
روزی هوسم کام دل از وصل بتان بود هست اینهمه امروز ولیکن هوسم نیست
کی وا شود این عقده که در ششدر تقدیر افتاده چنانم که ره پیش و پسم نیست
(فریدون توللی)
جهان نرد دان کعبتین او سپهر بود کعبتین وی از ماه و مهر
که هر روز چون بازی تخته نرد به کام یکی گردد این گرد گرد ( گرد اول به کسر "گ" و دوم به فتح "گ"
بیا تا به میناش سنگ افکنیم خمش را به مینای می بشکنیم
گر شاه دو شش خواست دو یک نقش افتاد تا ظن نبری که کعبتین داد نداد
آن نقش که کرد رای شاهنشه یاد در حضرت شاه روی بر خاک نهاد
(شاعر چاپلوس و مدیحه سرای شاه)